روزنامه جمهوري اسلامي 22/12/1384 صفحه حوزه

« فرادي » و « جماعت » در اماكن متبركه
* سخن اعلام
« حداكثر قدرت » و « حداقل كاربرد »
« فرادي » و « جماعت » در اماكن متبركه


يكي از مسائلي كه همواره توجهم را به خود جلب كرده و در اماكن متبركه شاهد آن بوده ام , اقامه نماز فرادي در كنار نمازهاي جماعت متعدد در صحنها و شبستانهاي مختلف است كه توسط برخي از روحانيون و افرادي كه ظاهرشان نشان مي دهد متدين و اهل احتياطاند انجام مي شود. هميشه از خود سوال كرده ام كه با وجود فتواي صريح فقها مبني بر اينكه در صورت اقامه جماعت نمي توان از روي بي اعتنايي از شركت در آن صرفنظر كرد , و با وجود تاكيدهاي فراوان در ارزش و اهميت نماز جماعت , و ثواب فراوان آن در روايات و كتب فقهي و رساله هاي عمليه چرا عده اي در كنار نمازهاي جماعت , به نماز فرادي مي ايستند و توجه گروهي از مردم را به خود جلب مي كنند و اين سوال را در ذهن آنان نيز ايجاد مي كنند كه چرا با آنكه تاكيد بر نماز جماعت را از روحانيان آموخته ايم , برخي از آنان در كنار نماز جماعت , نماز خود را به فرادي اقامه مي كنند آيا در اين جماعات خللي وجود دارد آيا امام جماعت نمازش صحيح نيست و يا شرائط امامت جماعت را ندارد ....
بنظرم رسيد با مراجعه به متون فقهي و فتاواي فقهاي عظام و كلمات بزرگان چند سطري در اين باره بنويسم و توجه اين گروه از روحانيان محترم و متدينان محتاط را جلب نمايم .
بنظرمي رسد كه اين عمل باتوجه به جايگاه اين افراد و ايمان و اعتقادشان , هيچگاه به قصد « بي اعتنايي و بي حرمتي » به نماز جماعت نيست (و البته منافات ندارد كه تلقي ديگران از اين عمل بي حرمتي به جماعت باشد) , چون مي دانند در اينصورت مرتكب معصيت شده اند , بلكه به احتمال قريب به يقين قصدشان « احتياط » است . چون يا امام جماعت را واجد شرائط از آن جمله عدالت ـ نمي دانند يا نسبت به او شناخت و آشنايي ندارند و چون نسبت به عدالت امام جماعت بايد اطمينان پيدا كرد , از اين رو ترجيح مي دهند كه نمازشان را به صورت فرادي بجا آورند. قبل از آنكه نكاتي را در اين زمينه يادآور شوم , مروري بر فتاواي فقهاي عظيم الشان خواهيم داشت تا ميزان اعتبار و جايگاه اين « احتياط » روشن شود.
فرموده اند : « العداله ملكه الاجتناب عن الكبار و عن الاصرار علي الصغائر و عن منافيات المروه الداله علي عدم مبالاه مرتكبها بالدين و يكفي حسن الظاهر الكاشف ظنا عن تملك الملكه » (1 )
اولا : عدالت نيرو و ملكه اي است كه صاحب آن از گناهان كبيره و از اصرار بر صغيره و هر عملي كه با مروت منافات داشته باشد , و ارتكاب آن نشانه بي مبالاتي نسبت به اين است , مي پرهيزد.
ثانيا : حسن ظاهر اشخاص براي پي بردن به عدالت آنان كافي است و معمولا انسان از حسن ظاهر ظن به وجود اين ملكه در افراد پيدا مي كند.
برخي از فقها و محشين بر عروه مانند آيه الله حائري , امام خميني و آيه الله گلپايگاني , حسن ظاهر را « كاشف تعبدي » دانسته اند يعني اگر ظن به وجود ملكه عدالت در شخص هم پيدا نشد , كافي است و حسن ظاهر براي عادل شمردن شخص كفايت مي كند . (2 )
امام خميني علاوه بر آن ترك اعمالي كه با مروت منافات دارد , را در تعريف عدالت لازم ندانسته اند . (3 ) پس تجسس نسبت به باطن افراد براي پي بردن به عدالت يا فسق آنها لازم نيست , بلكه جايز نيست و ظاهر شخص براي قضاوت در اين زمينه كافي دانسته شده است .
اما در خصوص پي بردن به عدالت امام جماعت راههايي را نشان داده اند :
1 ـ شهادت دو شخص عادل در صورتي كه با شهادت دو شخص عادل ديگر در تعارض نباشد.
2 ـ شهادت يك نفر عادل بنظر بعضي از فقها
3 ـ دو نفر عادل يا گروهي كه براي انسان ناشناخته اند , به شخصي اقتدا كنند , به طوري كه از اقتداي آنان براي انسان اطمينان پيدا شود كه امام جماعت عادل است .
4 ـ از هر راهي براي انسان اطمينان به عدالت امام حاصل شود , كافي است بشرطي كه انسان در اين گونه مسائل اهل بصيرت بوده و شخص زودباوري نباشد.
5 ـ البته گاه نيز اطمينان به عدالت از طريق معاشرت يا شياع پيدا مي شود . (4 )
خلاصه آنكه براي جواز و صحت اقتدا به نماز جماعت بايد اطمينان نسبت به عدالت امام جماعت پيدا شود و تفاوت نمي كند كه اين اطمينان و وثوق از چه طريقي حاصل مي شود.
گر چه براي اقتدا « اطمينان به عدالت امام » شرط شده (به طوري كه حتي نمي توان رجا به امام جماعت مجهول اقتدا كرد)(5 ) ولي از طرف ديگر حسن ظاهر كافي شمرده شده و معمولا در نمازهاي جماعت متعارف اطمينان به عدالت پيدا مي شود.
در نمازهاي جماعت مورد بحث يعني نمازهايي كه در صحنها و شبستانهاي اماكن متبركه برگزار مي شود , باتوجه به عنايتي كه نسبت به امامت دراين مكانها وجود دارد , و باتوجه به اينكه طبق فتواي فقها كسي كه خود را عادل نمي داند , احتياط مستحب (6 )يا واجب (7 ) آنستكه امامت نكند , معمولا اطمينان به عدالت حاصل مي شود و كساني كه صرفا بخاطر « احتياط » و « شك در عدالت امام » از فيض جماعت محروم مي شوند , ديرباورند. حتي اگر انسان علم اجمالي به فقدان عدالت در بعضي از ائمه جماعات هم داشته باشد , طبق آنچه كه فقها در مباحث اصول در باب « شبهات غير محصوره مقرون به علم اجمالي » فرموده اند , باز هم جاي احتياط در چنين مواردي نيست .
امام خميني كه در تقوا و تدين سرآمد فقها و دانشمندان اسلامي بشمار مي آيد , منشا بسياري از اين احتياطها را وسوسه هاي شيطاني دانسته و مي فرمايند :
« از شئون وسوسه يكي اقتدا نكردن به كساني است كه به حكم نص و فتوا محكوم به عدالت هستند و ظاهر آنها صالح به اعمال شرعيه مواظب هستند و باطن آنها را خداوند عالم است و تفتيش از آن لازم نيست , بلكه جايز نيست , با اين وصف شخص وسواسي را شيطان مهار مي كند و در گوشه مسجد از جماعت مسلمين كناره گرفته فرادي مي خواند! و معلل مي كند عمل خود را به اينكه شبهه مي كنم , به دلم نمي چسبد! ولي در عين حال از امامت مضايقه ندارد با آنكه كار امامت سخت تر و جاي شبهه در آن بيشتر است ولي چون موافق هواي نفس است در آن شبهه نمي كند! » (8 )
مرحوم سيد نيز در عروه حضور شيطان را در اين عرصه يادآوري كرده كه انسان را در عدالت امام جماعت دچار وسوسه مي كند . (9 ) گذشته از امور ياد شده , ترديد در عدالت امام يا نشناختن امام تنها مانعي براي اقتدا به جماعتي است كه از سوي آن امام منعقد مي شود نه ترك كلي نماز جماعت و اقامه نماز فرادي در منظر مردمي كه شتابان به سوي جماعت در حركت اند , نهايت آنكه چنين افراد ديرباور و محتاطي كه شركت در نمازهاي جماعت به دلشان نمي چسبد , بايد در مكاني به نماز بايستند كه عوارض منفي بدنبال نداشته و ذهن مردم را با سوال مواجه نسازند.
يادآوري يك نكته
از طرف ديگر يك نكته قابل توجه وجود دارد و آن اينستكه در اماكن متبركه كه مورد استقبال عام و خاص , عالم و جاهل وهمه اقشار جامعه است , شايسته است كساني به اقامه جماعت بپردازند كه از هر جهت براي همگان حضور در چنين جماعتي مايه افتخار و شوق و علاقه باشد. از قديم الايام در چنين اماكني مراجع و شخصيتهاي وارسته و شناخته شده و مشار بالبنان به اقامه جماعت مي پرداختند و محل اجتماع علما , فضلا و متدينان بوده است . بدون شك امامت جماعت يك مسئوليت است نه حق , از اين رو وارستگان از آن گريزانند و همينان شايسته امامت جماعت در چنين مكانهاي مقدس و مهمي هستند تا اهل فضل در آستانه برگزاري نماز از اين اماكن خارج نشوند و بدنبال مسجدي كه امامش در زهد و وارستگي و علم افضل شهره باشد , نباشند. خوشبختانه در حرم مطهر حضرت معصومه (س ) جماعاتي به امامت علما و وارستگان منعقد مي شود و محل اجتماع اهل فضيلت و تقوا است . اتخاذ اين روش در اماكن متبركه ديگر و اقامه جماعاتي به امامت شخصيت هاي مشهور به علم و فضل و تقوا هم موجب اطمينان براي همگان است و هم عوارضي چون اقامه نمازهاي فرادي در كنار جماعتها به حداقل خواهد رسيد.
سيد جواد طباطبائي تبريزي
پي نوشتها :
1 ـ سيد محمد كاظم طباطبائي يزدي , العروه الوثقي , شرائط امام الجماعه , مساله 12
2 ـ همان , حواشي مراجع عظام
3 ـ امام خميني , تحرير الوسيله ج 1
4 ـ العروه الوثقي , مساله 14 و 15
5 ـ سيد محمد كاظم يزدي , سوال و جواب , ص 75 ـ76 , در پاسخ سوال 137 آمده است : « ... آنچه از اخبار و كلمات اصحاب مستفاد مي شود اين است كه « احراز عدالت » شرط صحت است نه « عدالت واقعيه » , پس جاي احتياط نيست , معلوم است عدم تحقق شرط جماعت (با مجهول الحال ) , پس اتيان به رجا محل ندارد. »
6 ـ العروه الوثقي , مساله 16 و تحرير الوسيله ج 1 , ص 275 , مساله 2
7 ـ حضرات آيات آل ياسين , فيروز آبادي , خوئي , حكيم و گلپايگاني ترك احتياط را مجاز ندانسته اند.
8 ـ امام خميني , چهل حديث , ص 403 ـ404
9 ـ العروه الوثقي , مقدمه بحث صلوه الجماعه
برخي از فقها و محشين بر عروه مانند آيت الله حائري , امام خميني و آيت الله گلپايگاني , حسن ظاهر را « كاشف تعبدي » دانسته اند يعني اگر ظن به وجود ملكه عدالت در شخص هم پيدا نشد , كافي است و حسن ظاهر براي عادل شمردن شخص كفايت مي كند
گرچه براي اقتدا « اطمينان به عدالت امام » شرط شده , ولي از طرف ديگر حسن ظاهر كافي شمرده شده و معمولا در نمازهاي جماعت متعارف اطمينان به عدالت پيدا مي شود

سخن اعلام
« حداكثر قدرت » و « حداقل كاربرد »




حضرت آيه الله صافي گلپايگاني
مقدمه
موضوع « قدرت » از اهم مسائل انديشه سياسي اسلام است كه به صراحت در قرآن مورد تاكيد قرار گرفته است : « واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم » براساس اين آيه , ديدگاه قرآن درباره « تحصيل قدرت » و « كاربرد آن » روشن است . در تحصيل قدرت , مبنا « حداكثر » است و به دست يابي به بالاترين و « بيشترين توانائي » و نيرو فرمان داده شده است , ولي در كاربرد آن , مبنا « حداقل » است و بايد براي جلوگيري از شرارت دشمنان , به « كمترين استفاده » بسنده كرد. مباحث مربوط به « قدرت نظامي » بخشي از كتاب الجهاد را در فقه تشكيل مي دهد كه در اين باره شيخ جعفر كاشف الغطا ـ باتوجه به ضرورت هاي عصر خويش با تفصيل بيشتر بحث كرده است و مسلمانان را موظف به تجهيز به « بالاترين سلاح ها » و اطلاع از « پيچيده ترين تاكتيك ها » دانسته است (كشف الغطا ص 407 )
خوشبختانه اين مساله مهم , از سوي فقهاي ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته است . از آن جمله حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني , در ديدار با جمعي از متخصصان وزارت دفاع , بيانات ارزشمندي ايراد فرمودند كه متن آن رامي خوانيد :
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص .
خداوند به همه شما توفيق عطا بفرمايد و وظايف و خدماتي را كه انجام مي دهيد , مورد توجه آقا حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار بدهد , اميدوارم در اين زمان و در اين عصر , شما بتوانيد كه بر قدرت و قوت و عظمت اسلام بيفزائيد و اهم وظايف ما مسلمان ها اين است كه اسلام در دنيا سربلند باشد و مسلمان ها غالب باشند و در برابر دشمن ها مغلوب نباشند بايد مسلمان ها در همه رشته ها جلو باشند به خصوص مساله دفاع و پشتيباني كه شما عنوان كرديد از اهم اين مسايل است كه بايد ما مسلمانها در اين جهات به گونه اي باشيم كه ديگران از ما حساب ببرند و ما تحت تاثير قوت و قدرت آنها نباشيم كه از مواضع خودمان دست برداريم يا عقب نشيني كنيم اينها همه داير مداراينستكه بايد مسلمانها در همه رشته ها عزت و افتخار آفرين براي اسلام و براي جامعه مسلمين باشند چه اقتصاد باشد يا سياست , هر چه كه باشد ولي مساله قواي دفاعي اهميت بيشتري دارد و اينكه ما مسلح به سلاح روز باشيم و بتوانيم در دنيا وجود و حيثيت خودمان را حفظ كنيم , از خودمان دفاع كنيم و طوري باشيم كه آنها خيال تجاوز به ما نكنند. اين از اهم وظايف است و بايد مسلمانان حتما در اين جهت زحمت بكشند و اهتمام بكنند. ما نمي خواهيم در دنيا به كسي ظلم بكنيم يا مردم را استضعاف بكنيم ولي براي اينكه از اسلام دفاع بكنيم و براي اينكه ديگران به اسلام و حدود و ثغور اسلام تعدي نكنند بايد قوت و قدرت داشته باشيم و براي تقويت قوت اسلام هم اهتمام بكنيم . در همين مراكزي كه شما هستيد اجمالا اطلاع دارم كه موفقيتهايي فراهم و حاصل شده است و بايد تقدير كرد. ولي با توجه به اوضاع دنيا اينها كم است و نبايد به آن اكتفا كرد. بايد طوري باشيم كه آنها در مقابل ما اظهار قلدري و ديكتاتوري نكنند و نتوانند بما تحميل كنند و بگويند شما بايد در جاي خودتان متوقف شويد. حرف اين است كه آنها مي گويند بايد « شما در جاي خودتان بمانيد و جلو نياييد و ما جلو برويم » چرا ملل ديگر نبايد بتوانند از حق خود استفاده كنند اينها حق انحصاري آمريكا و انگليس و كسي نيست . همه بشر بايد از اين حقوق بهره مند بشوند ولي اينها مي گويند , نه . اينها جلو مي آيند , آنها مي بينند كه انحصاراتشان از بين مي رود , مي خواهند نگذارند ما پيشرفتي كنيم . حرف آنها همين است كه بايد شما همان جا بمانيد و جلو نيائيد ولي ما بايد جلوتر هم برويم و در دنيا هم ديكتاتور باشيم و مردم دنيا در استضعاف ما باشند و هر جنايتي هم مرتكب بشويم كسي حرفي نزند و ديگران قدرت نداشته باشند و قهرا مغلوب و مقهور شوند. در حالي كه در اسلام اين مطلب نيست و نبايد مسلمان ضعيف باشد در روايات است كه خداوند , مسلمان ضعيف و مسلماني كه مستضعف شده باشد را دوست نمي دارد. ما نمي گوئيم كه مي خواهيم ديگران را استثمار كنيم اسلام براي كل بشريت خير و صلاح مي خواهد ولي نبايد مسلمان هم به گونه اي باشد كه ديگران بر او مسلط باشند و او را استثمار كنند و بگويند , حرف , حرف ما است و آنها هم مجبور باشند تسليم شوند.
مسلمانها بايد از نظر قدرت دفاعي جلوتر از ديگران باشند تا آنها از ما حساب ببرند
اجمالا اطلاع دارم كه در صنايع دفاعي موفقيت هايي داشته ايم , ولي اين مقدار كافي نيست , بايد طوري باشيم كه كسي در برابر ما اظهار قلدري نكند
پيشرفت علمي و صنعتي , حق انحصاري آمريكا و انگليس نيست , همه بشر بايد از اين حقوق بهره مند باشند
آمريكا و انگليس مي خواهند در دنيا ديكتاتوري كنند و ديگران قدرت نداشته باشند , در حالي كه از نظر اسلام , مسلمانان نبايد ضعيف باشند , بلكه با قدرت بايد بايستند و تسليم نشوند