
پي حفره زندان
« پي حفره زندان » عنوان كتابي است كه توسط نشر شاهد و با حمايت
اداره كل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان سمنان به زينت طبع آراسته
گرديد.
« محمود ترحمي » مولف كتاب خاطرات سردار شهيد محمد مهدي
محب شاهدين را در اين مجموعه بازآفريني نموده است .

« پي حفره زندان » در 232 صفحه قطع رقعي و در شمارگان دو هزار
نسخه به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديد.
بلوط هاي دوردست
« بلوط هاي دوردست » عنوان كتابي است كه توسط نشر شاهد و با
همكاري و حمايت بنياد شهيد و امور ايثارگران استان چهار محال و
بختياري چاپ و منتشر گرديده است

« حسن رضايي خير آبادي » مولف كتاب فوق زندگي نامه داستان سردار
شهيد « الياس ارجمند » فرمانده اطلاعات ـ عمليات تيپ 44 قمربني
هاشم (ع ) را در 22 بخش به هم پيوسته از آغاز تولد شهيد تا شهادت يعني
عمليات والفجر هشت به رشته تحرير درآورده است .
« بلوطهاي دوردست » در 160 صفحه قطع رقعي و در شمارگان 2000
نسخه در اختيار علاقمندان به تاريخ و مردان حادثه ساز دفاع مقدس قرار
گرفته است .
هزار چشمه خورشيد

« هزار چشمه خورشيد » عنوان كتابي است كه توسط اداره كل فرهنگ و
ارشاد اسلامي استان گيلان و با همكاري بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع
مقدس اين استان چاپ و منتشر گرديده است .
« عليرضا پارسي » پژوهشگر و مولف اين كتاب زندگي نامه و خاطرات
كوتاه 27 تن از شهداي هنرمند استان گيلان را جمع آوري و در اين كتاب
گردآوري كرده است .
هزار چشمه خورشيد در 145 صفحه قطع وزيري و در شمارگان 150
نسخه منتشر رو به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديده است .
نيلوفران خاكي
« نيلوفران خاكي » عنوان كتابي است كه توسط اداره كل رفاه , تعاون و
بهداشت نهاد رياست جمهوري منتشر گرديده است .
« فريبا انيسي » مولف كتاب زندگي نامه و گوشه هايي از خاطرات شهداي
نهاد رياست جمهوري را در اين مجلد جمع آوري و تدوين نموده است .
« نيلوفران خاكي » در 199 صفحه قطع رقعي و در شمارگان 1000 نسخه
چاپ و به بازار نشر ايثار و شهادت عرضه گرديده است .

برش كوتاه از يك زندگي
سراز پا نشناخته
|

وقتي اسم كربلا و امام حسين (ع ) به گوش ننه نصرت خورد , دلش مثل
پرنده هايي شد كه در قفس زندانياش كرده اند. پايش را كرد توي يك كفش كه
الاو بالله من هم بايد با تو بيايم .
اين قصه براي سال هزاروسيصدوسي وچهار است . آن سالها مسافرت
مثل حالا آسان نبود; آن هم براي زني كه يك بچه در شكم داشت . اما از
قديم گفته اند : « وقتي پاي عشق به ميان آيد , عقل راهش را ميكشد و ميرود. »
ننه نصرت عاشق بود. او سختي راه را به همراه مشهدي علي اكبر تحمل
كرد; اما وقتي به كربلا رسيد , بيماري او را از پاي انداخت و تازه متوجه شد
كه چه كار خطرناكي انجام داده است .
پزشك ها پس از معاينه سري تكان داده , گفتند : بچه زنده نمي ماند ,
همين حالا هم شايد مرده باشد. بهتر است به فكر نجات مادر بچه باشيم ...
همان جا بود كه غم عالم در دل ننه نصرت سنگيني كرد. او با دل شكسته
رفت به زيارت قبرآقا امام حسين (ع ) و با گريه وزاري گفت : « آقا بچه ام
تقصيري ندارد. اين من بودم كه به عشق تو سراز پا نشناخته پا درجاده خطر
گذاشتم . اگر قرار است بچه ام به خاطر عشق من بميرد , چه بهتر كه من هم
همراه او بميرم . »
ننه نصرت با چشماني پراز اشك و با دلي پراز غم به خواب رفت . در
خواب , بانوي بزرگواري به سراغش آمد , نوزاد پسري به آغوش ننه نصرت
داد و به او الهام كرد كه اسمش را محمدابراهيم بگذارد.
ننه نصرت وقتي از خواب برخاست , اثري از درد و بيماري در خود
نديد. باز هم نزد پزشكها رفت . آنها پس از معاينه , انگشت به دهان ماندند.
يك جور پدر و مادرها , امام حسين (ع ) را در دل بچه هايشان جا
مي دهند. اينجور بچه ها اگر در طول زندگي با عشق امام حسين (ع ) زندگي
كنند , اگر اجازه ندهند شمر به دلشان راه پيدا كند , آن وقت مثل ياران واقعي
امام حسين (ع ) مي جنگند , از مظلوم دفاع مي كنند و در راه خدا به شهادت
مي رسند; درست مثل محمدابراهيم همت .
محمد ابراهيم در كودكي وقتي مي ديد پدر ومادرش روبه قبله مي ايستند
و نماز مي خوانند; او هم مثل آنها نماز مي خواند , سوره هاي كوچك قرآن را
حفظ مي كرد و روزه كله گنجشكي مي گرفت .
كمي كه بزرگتر شد , علاوه بر درس خواندن , گاهي دركار كشاورزي به
پدرش كمك ميكرد و گاهي در مغازه اي به شاگردي مي پرداخت .
او در دانشسراي تربيت معلم ادامه تحصيل داد , سپس به خدمت
زيرپرچم فراخوانده شد. روزهاي سربازي , روزهاي سرنوشت ساز براي او
بود. هم تلخ تلخ بود و هم شيرين شيرين . يكي از دست نشاندگان شاه بهنام
« سرلشكرناجي » , فرماندهي لشكر توپخانه اصفهان را برعهده داشت .
محمدابراهيم هم مسوول آشپزخانه همين لشكر بود.
خلاصه دوران خدمت سربازي سرآمد; درحالي كه محمدابراهيم آگاه تر
از قبل شده بود. او هم شاه را شناخته بود و هم دست نشاندگان شاه را , هم
امام و هم ياران امام را. از آن پس , او علاوه بر معلمي در روستا , در سطح
شهر به روشنگري مردم مي پرداخت . يك روز خبر آوردند كه محمدابراهيم
يك گوني پراز اعلاميه از قم آورده و در شهر پخش كرده است .
سرلشكرناجي دستور دستگيري او را داد; اما او هيچگاه به دام نيفتاد. يك
روز خبرآوردند كه محمدابراهيم مجسمه شاه را از ميدان شهر پايين كشيده .
سرلشكر ناجي , دستور تيرباران او را داد; اما محمدابراهيم از چنگ ماموران
شاه گريخت و براي ادامه مبارزه به شهرهاي ديگر رفت . از شهري به شهري
مي رفت و به تبليغ نهضت امام خميني و آگاهي دادن به مردم مي پرداخت .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي , او كمر همت بست تا بيش از پيش به
مبارزه عليه ظالم و دفاع از حق مظلوم بپردازد. مدتي براي ياري مردم به
روستاهاي محروم رفت . وقتي شنيد ضدانقلاب در شهرهاي كردنشين دست
به جنايت زده است , به آنجا رفت وبه مبارزه پرداخت . چون از خود لياقت
نشان داد , به فرماندهي سپاه پاسداران پاوه منصوب شد.
محمدابراهيم همت در سن 26 سالگي به سفرحج رفت و از آن پس
« حاج همت » لقب گرفت . حاج همت در چندعمليات , ضربات سختي به
دشمنان اسلام وارد ساخت و درمدت زماني كم به يكي از سرداران بزرگ
جنگ تبديل شد.
او ابتدا به معاونت تيپ محمدرسول الله (ص ) و سپس به فرماندهي
همين تيپ ـ كه به لشكر تبديل شده بود ـ منصوب شد.
حاج همت پس از 28 سال زتدگي الهي , پس از 28 سال عشق به امام
حسين (ع ) مثل ياران امام حسين (ع ) تا آخرين نفس جنگيد و مثل آنها
مردانه به شهادت رسيد.
جزيره مجنون در اسفند 1362 و درعمليات خيبر به خون سرخ او
رنگين شد و نام سردار بزرگ خيبر : « شهيدحاج محمدابراهيم همت » را براي
هميشه در دلها جاودانه كرد.

|
عصاره دفاع در شهر جنگي
|

گزارشي از مركز فرهنگي دفاع مقدس استان كرمانشاه
مركز فرهنگي دفاع مقدس كرمانشاه
مركز فرهنگي دفاع مقدس كرمانشاه در سال 1374 طي مراسمي با
حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان اولين موزه جنگ كشور
افتتاح شد.
مكان اين مركز فرهنگي كه در دوران دفاع مقدس بعنوان پناهگاه
مورد استفاده قرار مي گرفت , در خيابان مويد جنب پارك شيرين واقع
شده است . اين مكان براي مردم قهرمان كرمانشاه همواره خاطره سرخ
76 شهيد و 175 مجروح از انسانهاي مظلوم اين شهر را به ياد مي آورد .
26 اسفند ماه 1366 يك فروند موشك از هزاران موشك اهدايي
استكبار جهاني به صدام جنايتكار , پناهگاه مردم بي دفاع را كه عمدتا
زنان و كودكان و سالخوردگان بودند به خاك و خون كشيد.
هشت سال پس از آن , در قتلگاه شهداي مظلوم اسفند 1366
ساختماني بنا شد كه همواره پذيراي ديداركنندگان و علاقمندان به آثار
هشت سال دفاع مقدس است .
مركز فرهنگي دفاع مقدس كرمانشاه با مساحت 3145 مترمربع در
سه طبقه احداث شده كه شامل : سالن بزرگ نمايشگاه دفاع مقدس در
طبقه هم كف , تالار شهدا و كتابخانه تخصصي در طبقه اول و استقرار
دفتر مركزي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان كرمانشاه
در طبقه دوم است .
تالار شهدا با ظرفيت 150 نفر مجهز به تجهيزات فني و تخصصي
مناسب براي پخش فيلم , اجراي نمايش , مراسم سخنراني و برپايي
شبهاي شعر و خاطره و ديگر امور فرهنگي و هنري بطور رايگان در
اختيار عموم مردم به ويژه فرهنگيان , دانش آموزان و بسيجيان قرار دارد.
كتابخانه تخصصي دفاع مقدس نيز به همراه قرائت خانه اي با فضاي
مكفي , بيش از 5000 عنوان كتاب تاريخ و ادبيات دفاع مقدس را در
دسترس محققين و دانش پژوهان قرار داده است .
در فضاي بيروني مركز فرهنگي چند تانك و نفربر , قسمتي از يك
هواپيماي منهدم شده و لاشه ي يك بالگرد خودي به چشم مي خورد.
نمايشگاه دفاع مقدس با 650 مترمربع مساحت متشكل از سالن اصلي و
12 غرفه است .
سالن اصلي با 5,5 متر عرض و 60 متر طول , تنديس كوچك
ساخته شده در شهرستان قصرشيرين را در خود جاي داده است .
در اين سالن آثار هنرمندان كشورمان كه با هنر خود حماسه هاي
جاويد دوران هشت ساله را در قاب تابلوهايشان نشانده اند , چشمهاي
تماشاگران را غرق زيبائي ها و خلاقيت ها مي كنند.
بقاياي تخريب شده دوران دفاع مقدس به همراه وسايل غنيمت
گرفته شده از متجاوزين نيز در همين سالن قرار گرفته است . ضمن آنكه
آثار بجامانده از شهدا و جانبازان و ايثارگران زينت بخش سالن اصلي
نمايشگاه است .
اين سالن با معماري خاص خود غرفه هاي 12 گانه را به هم مرتبط
كرده است .
غرفه بمباران شهرها :
استان كرمانشاه بيش از 1126 بار توسط جنگنده هاي حكومت
بعثي بمباران و يا مورد اصابت موشك قرار گرفته است . در اين حملات ,
مراكز فرهنگي , صنعتي و مسكوني استان در سطح وسيع تخريب شد و
عزيزان بسياري مجروح يا به خيل شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي
پيوستند.
تصاوير اين حوادث در معرض ديد ديداركنندگان قرار گرفته
است .
غرفه فاجعه حلبچه :
جنايات رژيم صدام عليه مردم مسلمان كرد و به ويژه قتل عام مردم
مظلوم حلبچه يكي از هولناك ترين فاجعه انساني را رقم زد , بطوري كه
در ميان جهانيان , حلبچه بعنوان هيروشيماي دوم شناخته
شد.
غرفه حلبچه با تصاوير متحرك توسط دستگاه گردون اين مظلوميت
را به نمايش گذاشته است .

غرفه حماسه پاوه :
در 26 مردادماه 1358 بيش از 800 نفر از نيروهاي مسلح
ضدانقلاب به فرماندهي فراريان بازمانده از حكومت پهلوي با حمايت
استكبار و صدام جنايتكار شهر پاوه را به محاصره درآوردند.
در اين نمايشگاه غرفه اي به نقش بابركت سردار شهيد دكتر مصطفي
چمران و ياران سلحشور ايشان به همراه اولين پيام نظامي حضرت
امام خميني (ره ) براي شكستن حصر شهر پاوه , به اين حماسه
اختصاص يافته است .
غرفه ارتش :
اين غرفه مزين به تصاوير شهداي جاودانه ارتش و ماكت عملياتي
منطقه عمومي شهرستان قصرشيرين و سرپل ذهاب و سلاحهاي
مختلف به همراه تصاوير زيباي حماسي مجهز مي باشد.
غرفه آزادگان
در اين غرفه ماكتي از اردوگاههاي رژيم بعثي به همراه تصاويري از
بازگشت آزادگان سرافراز به ميهن و استقبال پرشور مردم از آنان به
نمايش درآمده است . تعدادي از وسايلي كه آزادگان با كمترين امكانات
در دوران اسارت ساخته اند در ويترينهاي اين غرفه نگهداري
مي شود.
غرفه خلبانان
اين غرفه را تصاويري از خلبانان و رشادت ها و جانفشاني هاي آنان
در طول 8 سال دفاع مقدس و نيز وسايل شخصي آنان , زينت بخشيده
است .
غرفه جانبازان :
اين غرفه بيانگر جانبازي ها و مقابله جانبازان عزيز با مشكلات
مي باشد. تصاوير زيبايي از حضور اين عزيزان در صحنه هاي ورزشي ,
فرهنگي و اجتماعي , اراده و استقامت آنان را به نمايش گذاشته
است .
غرفه مرصاد :
در اين غرفه صحنه عمليات مرصاد با صنعت ماكت سازي مجسم
شده و همراه با تصاوير , سركوب منافقين كوردل به نمايش درآمده
است .
غرفه مين :
اين غرفه ديداركنندگان را با صحنه ميدان مين و چگونگي كشت
مين هاي حقيقي به شكل و آرايش رزمي آشنا مي سازد.
غرفه بانوان :
در اين غرفه شاهد تلاش بانوان بزرگواري هستيد كه در طول هشت
سال دفاع مقدس مردان و فرزندان خود را به سوي جبهه ها هدايت
مي كردند. آنان ضمن مسئوليت اداره منزل و تربيت فرزندان , كمك به
جبهه ها را يك فريضه مي دانستند و بخوبي از عهده آن برآمدند.
غرفه شهدا :
شما در اين غرفه شاهد تصاوير گويايي از حقيقت عالم خلقت و
شكوه تحسين برانگيز شهداي استان و بخشي از وصاياي اين ياران سفر
كرده مي باشيد.
غرفه سنگر :
اين غرفه زندگي گروهي رزمندگان را در سنگر اجتماعي نشان
مي دهد. اين سنگر بطور نمادين با الگوي واقعي طراحي و احيا شده
است . احداث يك سقاخانه در كنار اين سنگر جلوه اي زيبا پديد آورده
است .
اداره كل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان كرمانشاه

|
|
|