روزنامه جمهوري اسلامي 21/12/1384 صفحه مقالات

* گنجينه اي از تمام علوم
روح و آهنگ حماسي كلام علي (ع )
گنجينه اي از تمام علوم




جامعيت و علم بيكران در نهج البلاغه
نهج البلاغه كتابي است كه برخلاف ساير كتب روايي و حديثي , پاي را از دايره معتقدان به تشيع و بلكه دين اسلام , فراتر نهاده و بسياري از دانشمندان ساير اديان و مكاتب را به خود جلب كرده است 1. دكتر طه حسين مصري فقط وحي و كلام خدا را بالاتر از سخن حضرت قرار مي دهد و به قول ابن ابي الحديد معتزلي نيز : سزاوار است تمام سخن شناسان عرب در برابر كلمات امام ـ عليه السلام ـ سجده كنند.
به نظر مي رسد يكي از عوامل تاثيرگذار در اين زمينه , گستردگي و عموميت مباحثي باشد كه در خطبه ها و نامه ها و نيز كلمات قصار , مورد اشاره اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ قرار گرفته است .
عناوين و موضوعات مطرح شده اين كتاب آن چنان گسترده و متنوع است كه به سختي مي توان همه آن ها را در چند بخش كلي قرار داد. شهيد مطهري عناوين كلي اين كتاب شريف را در 14 موضوع كلي دسته بندي كرده است . البته ايشان در صدد ارائه تحقيقي جامع در اين زمينه نبوده اند. به علاوه كه عناوين موردنظر ايشان بيش از حد كلي هستند , مثل الهيات و ماوراالطبيعه يا موعظه و حكمت , و يا اسلام و قرآن , كه بدون ترديد قابل تفكيك به عناويني بسيار جزئي تر مي باشند2. ولي دانشمندان ديگري كه تلاشي در اين مسير داشته اند , موضوعات را به نحو ديگري شكل داده اند. مثلا كتاب « الدليل علي موضوعات نهج البلاغه » در تحت هفت عنوان كلي 132 موضوع , و كتاب « المعجم الموضوعي لنهج البلاغه » 604 موضوع را در 22 باب برشمرده اند . در كتاب « تصنيف نهج البلاغه » نوشته لبيب بيضون موضوعات كتاب تحت 376 عنوان گرد آمده اند3. علامه تستري در كتاب سترگ « نهج الصباغه » 67 عنوان ذكر كرده است . كتاب « الهادي » داراي 625 موضوع است و برخي از محققين نيز معارف اين كتاب را در 300 موضوع اساسي تنظيم كرده اند4.
دكتر صبحي صالح محقق لبناني نيز در پايان نهج البلاغه , حدود 245 موضوع را به عنوان موضوعات عامه دسته بندي كرده است , به علاوه كه عناوين مربوط به مسائل شرعي و اعتقادي و مسائل اجتماعي و مطالب فلسفي و كلامي را نيز از هم تفكيك و دسته بندي كرده است 5.
در پايان ترجمه محمد دشتي از نهج البلاغه نيز فهرستي موضوعي با بيش از 1400 عنوان كلي آمده 6 و در مقدمه همين كتاب نيز , به كتاب « فرهنگ معارف نهج البلاغه » اشاره شده كه حاوي پانزده هزار عنوان كلي و جزئي است 7.
نگاهي به كتاب هاي منفرد و تك نگاري ها نيز در اين مورد مي تواند نماينده تنوع موضوعي اين كتاب بزرگ باشد; حكمت نظري و عملي , الهيات , دنيا , جاهليت , جهاد , خوارج , جامعه , حكومت اسلامي , صفات جمال و جلال خدا , زن , امامت , سيماي قرآن , نظرات سياسي , شهادت , مثل ها , و... عناوين برخي از كتاب هايي هستند كه محور تحقيق در همه آن ها نهج البلاغه بوده است 8.
اين نوع از اختلاف نظرها و ناتواني از ارائه يك دسته بندي جامع و همه پسند , خود گواه اين است كه معارف مطرح شده در نهج البلاغه بسيار گسترده تر از آن است كه بتوان آن ها را در گروه بندي هاي معمولي علمي جاي داد.
با نگاهي گذرا به عناوين خطبه ها و نامه ها و نيز كلمات قصار حضرت نيز مي توان به وسعت دايره علوم و معارف اين كتاب راهي گشود.
به عنوان مثال در خطبه اول نهج البلاغه مي توان اين عناوين را مشاهده نمود; توحيد و ذات و صفات الهي , كه حاوي بلندترين معارف فلسفي و توحيدي است , كيفيت آفرينش جهان هستي , معارفي درباره فرشتگان , داستان خلقت آدم ـ عليه السلام ـ , فلسفه بعثت انبيا , خصوصيات پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ , قرآن شناسي , و فلسفه تشريع حج , كه البته اين موارد عناوين كلي مطرح شده در اين خطبه اند و جوينده تشنه كام , با دقت در عبارات هر بخش از اين خطبه در زمينه هاي ديگر نيز زلال معرفت را در كام خود خواهد يافت . چنان كه حضرت در داستان حضرت آدم ـ عليه السلام ـ , هم شيطان را معرفي مي كنند و هم شيوه هاي فريب او را و هم به ويژگي هاي حيات زميني اشاره مي كنند9. همين گستردگي و تنوع موضوعات در ساير خطب و نامه ها نيز به چشم مي خورد . خطبه 192 كه با نام خطبه قاصعه شناخته شده است , با داستان ابليس و آدم آغاز شده و سپس حضرت به امتحان الهي در زندگي انسان اشاره مي كنند , شيطان و وساوس او و راه هاي مقابله با او , كبر و مستكبرين , عبرت از گذشته , اشاره به زندگي برخي از ابنيا , ارزش كعبه , نفي تعصبات بي جا , نعمتي به نام نبوت حضرت ختمي مرتبت ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ , وحي , و... نيز همه در همين خطبه آمده اند . نامه 31 كه خطاب به امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ , نوشته شده است , خود گنجينه اي است از علوم مختلف , به خصوص اخلاق و علوم تربيتي , نامه 53 خطاب به مالك اشتر كه يكي از معروف ترين نامه هاي نهج البلاغه است , منشوري است راه گشا درباره شيوه هاي مديريتي و برخورد با مردم و وظايف حاكمان .
زندگي مردم در جاهليت , امام شناسي , علي شناسي , اخلاق و توصيه هاي اخلاقي , جنگ و جنگ آوري , تاكتيك هاي نظامي , دوستي و دوستان , خانواده , جامعه , انسان شناسي , شگفتي هاي آفرينش , شرح عجايب خلقت برخي از حيوانات , توصيف عظمت آسمان و ستارگان , شناخت قبائل عرب , ضرورت امامت , حكايت وقايع تاريخي , تحليل روزگار خود , عدالت , تقوا و صفات متقين , دنيا و دنياشناسي , مردم شناسي , قضا و قاضي , ايمان , معاد و مجموعه بحث هاي مربوط به آن , روان شناسي اقوام و شهرها , خوارج , شبهه و شبهه شناسي و مقابله با آن , بيان احكام علمي و فرعي دين , خبر دادن از آينده , امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ , معرفي برخي از اصحاب و ياران , ذكر نعمت هاي الهي , دعا و روش دعا , نفس و محاسبه نفس , علل انحراف جوامع مختلف , قرآن و ويژگي هايش , ياد خدا , آزمايش و امتحان الهي , نفاق و منافقين , عقل و دايره نفوذ و شناخت آن , فلسفه احكام , و صدها عنوان ديگر , از موضوعات مطرح شده در اين گنجينه شيعي است 10.
كلمات قصار , نيز خود نيازمند شرحي مفصلند و در اين مجمل نمي گنجند. مخاطب در مواجهه با هر يك از اين جملات به ظاهر كوتاه , خود را در برابر عظمتي وصف ناشدني , حقير مي بينند و حيرت او از اين همه گوناگوني در دانش , گام به گام و سطر به سطر افزون مي شود.
روش برخورد با فتنه , عوامل پستي و هلاكت انسان , فيزيولوژي انسان , كيفيت روابط اجتماعي , روش برخورد اخلاقي با دشمن , روابط دوستانه , علل فرار نعمت ها , نقش خويشاوندان در عزت و ذلت انسان , رفتارشناسي , زهد , ياد مرگ , صبر , يقين , حكمت , بي نيازي واقعي , روان شناسي عاقل و احمق , قلب و راه نفوذ در آن , قضا و قدرالهي , عبادات , استبداد راي , روش سئوال كردن , و بالاخره مسئوليت علما , فقط برخي از عناويني هستند كه در بخش حكمت هاي نهج البلاغه جمع آوري شده اند11.
بديهي است در يك مقاله كوتاه ارائه فهرستي گويا و كامل از اين موضوعات غيرممكن مي باشد , لذا تلاش ما در واقع پرسه اي است بر ساحل اقيانوس علم علوي , كه شمه اي از آن در نهج البلاغه نمود يافته است . علاوه بر تنوع موضوعي در معارف نهج البلاغه وجود دارد. غنا و عمق دانش هاي مطرح شده در نهج البلاغه نيز خود از عوامل جامعيت بخشيدن به اين كتاب است , آنچه از زبان حضرت جاري شده است . كلماتي سطحي نيست كه پس از گذشت زماني چند گرد كهنگي بر آن بنشيند. بلكه امام علي ـ عليه السلام ـ آن چنان معاني ژرفي را در خود جاي داده اند كه در هر زمان , فهمي نو از آن لازم مي آيد و شرحي براي درك تعاليم آن حضرت نگاشته مي شود. گواه اين مدعي تعدد شروحي است كه در نهج البلاغه نوشته شده است . تا آن جا كه مرحوم علامه اميني 81 شرح را نام مي برند و در الذريعه نيز از 150 شرح ذكر به ميان آمده است (ر . ك : مهريزي , همان , ص 163 ) و آيا تلاش فلاسفه و دانشمندان الهيات مي تواند به درك تمامي آنچه در كلمات توحيدي مغرت نهفته است راه يابد!.
نكته پاياني , جمله اي از حضرت امام خميني (ره ) است كه مي فرمايد; كتاب نهج البلاغه بعد از قرآن , بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي وبالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است 12.
.1 براي آگاهي بيشتر از نظريات برخي از دانشمندان ر . ك : دشتي , محمد; شناخت نهج البلاغه و فهرست كلي نهج البلاغه ; نشر مولف ; 1368 , بي جا; چاپ دوم , ص 151 ـ163 , و نيز جعفري محمدتقي , ترجمه و تفسير نهج البلاغه , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , تهران , 1376 چاپ 6 , ج 1 , ص 171 ـ.193
.2 ر . ك : مطهري , مرتضي ; سيري در نهج البلاغه ; مركز مطبوعاتي دارالتبليغ اسلامي ; قم ; 1353 ; ص .31
.3 ر . ك : مهريزي , مهدي ; آشنايي با متون حديث و نهج البلاغه ; مركز جهاني علوم اسلامي , قم , 1377 , ص 171 ـ.175
.4 دشتي , همان , ص 19 ـ.20
.5 ر . ك : نهج البلاغه , تحقيق , دكترصبحي صالح , دارالهجره , قم , 1412 , ص 733 ـ768 و نيز 806 ـ.814
.6 ر . ك : نهج البلاغه , ترجمه محمددشتي , انتشارات زهد , 138 , تهران , چاپ سوم , ص 747 ـ.938
.7 همان , ص .19
.8 ر . ك : مهريزي , همان , ص 175 ـ.176
.9 از عبارت ثم اسكن سبحانه آدم ... تا عبارت واهبطه الي دارالبليه وتناسل الذريه .
.10 ر . ك : دشتي , همان , ص 186 ـ.372
.11 ر . ك : همان , ص 374 ـ.476
.12 وصيتنامه الهي , سياسي امام خميني , سازمان تبليغات اسلامي , تهران , 1368 , ص 8
نگاهي به كتاب هاي منفرد و تك نگاري ها در اين مورد مي تواند نماينده تنوع موضوعي اين كتاب بزرگ (نهج البلاغه ) باشد : حكمت نظري و عملي , الهيات , دنيا , جاهليت , جهاد , خوارج , جامعه , حكومت اسلامي , صفات جمال و جلال خدا , زن , امامت , سيماي قرآن , نظرات سياسي , شهادت , مثل ها و... عناوين برخي از كتاب هايي هستند كه محور تحقيق در همه آن ها , نهج البلاغه بوده است
تنوع اختلاف نظرها و ناتواني از ارائه يك دسته بندي جامع و همه پسند , خود گواه اين است كه معارف مطرح شده در نهج البلاغه بسيار گسترده تر از آن است كه بتوان آن ها را در گروه بندي هاي معمولي علمي جاي داد
آنچه از زبان حضرت جاري شده است , كلماتي سطحي نيست كه پس از گذشت زماني چند گرد كهنگي بر آن بنشيند , بلكه امام علي (ع ) آن چه معنائي ژرفي را در خود جاي داده اند كه در هر زمان , فهمي نو از آن لازم مي آيد و شرحي براي درك تعاليم آن حضرت نگاشته مي شود

روح و آهنگ حماسي كلام علي (ع )


ساختار گفتاري و آرايش هنري نهج البلاغه
فصاحت كلام و آرايش هنري
بارزترين ويژگي نهج البلاغه كه آن را از ديگر كتاب ها متمايز و ممتاز كرده و در فرهنگ و ادب اسلامي جايگاه ويژه و برجسته اي به آن داده است , عبارت پردازي زيبا و آرايش لفظي و روح و آهنگ حماسي نهج البلاغه است مفاهيم عالي و ماندگار نهج البلاغه آن گاه كه به زيور هنر فصاحت و بلاغت آراسته مي شود و صناعت هاي لفظي و معنوي به خصوص سجع و آهنگ كلام به آن جان مي بخشد , روح و جان شنونده را به تسخير خود درمي آورد و او را شگفت زده كلمه به كلمه به دنبال خود مي كشاند.
سيدرضا به عنوان شاعري اديب در ابتدا بيش از هر چيز , شيفته اين برجستگي هنري سخنان امام ـ عليه السلام ـ شد. كه قلم به دست گرفته و سخنان آن حضرت را گردآورد و نام زيباي « نهج البلاغه » را بر اثر جاودان خود نهاد; چنانكه خود در مقدمه اين كتاب گويد :
چنين كتاب طراز فصاحت است و پيرايه بلاغت , عربيت را بها فزايد و دين و دنيا را به كار آيد; كه بلاغتي چنان , نه در گفتاري فراهم آمده است و نه يك جا در كتابي ! چه امير مومنان سرچشمه فصاحت است و آبشخور بلاغت .
فصاحت , خود را به كلام حضرتش آرايد تا به جمال رسد , و بلاغت , در كنار او زايد و به كمال رسد. او بود كه نقاب از چهره سخن كشيد تا مترسل زيبايي آن را ديد. آيين گفتار را از او وام گرفتند , و خطيبان بر جاي پايش گام نهادند و واعظان از خواندن كلام او نام يافتند. با اين همه او گوي از همگان برد و اينان بدو نرسيدند , او پيش افتاد و اينان واپس خزيدند , چه در گفتار او رنگي از علم خداست و بويي از گفتار مصطفي ـ صلي الله عليه و آله . (1 )
و به راستي تنها سيدرضي شيفته اين جمال و جلال نشد , بلكه هر كس با نهج البلاغه آشنا شد و از سبوي عشق جرعه اي نوشيد , مدهوش اين آستان شد و در برابر آن عظمت كلام سر تعظيم فرود آورد. نمونه اي از سخنان اين استادان و نهج البلاغه آشنايان را , از نظر مي گذرانيم :
.1 ابن ابي الحديد , مورخ , شاعر , دانشمند و شارح سني مذهب نهج البلاغه . در مقدمه خويش بر شرح نهج البلاغه مي نويسد :
امام علي ـ عليه السلام ـ پيشوا و سرور سخنوران و پيشتاز رسا سخن گويان است . كلام او را به حق , فروتر از كلام خالق و فراتر از كلام مخلوق دانسته اند. ارزش سخنان او را همين بس , كه گويندگان , آيين سخنوري و نويسندگان , اسلوب نويسندگي را همه از او آموخته اند . (2 )
.2 مرحوم شيخ محمد عبده , مفتي اسبق مصر و شارح ديگر نهج البلاغه در مقدمه شرح خود مي نويسند :
در تمام مردم عرب زبان كه بگرديد كسي را نمي يابيد كه نگويد : سخن علي ـ عليه السلام ـ پس از قرآن و كلام نبوي , شريف ترين , بليغ ترين , پرمعناترين و جامع ترين سخنان است . (3 )
.3 عبدالحميد بن يحيي عامري (مقتول به سال 132 ق . ) كاتب مروان بن محمد آخرين خليفه از بني مروان ـ كه درباره او گفته اند « كتابت با عبدالحميد آغاز گرديد » ـ درباره سخنان امام علي ـ عليه السلام ـ مي نويسد :
هفتاد خطبه از خطبه هاي اصلع (امام علي ـ عليه السلام ـ را از بركردم , و اين خطبه ها چون چشمه اي همچنان پي درپي در ذهن من مي جوشيد . (4 )
.4 ابوعثمان جاحظ ـ متوفي 255 ق . ) ـ كه مسعودي وي را فصيح ترين نويسندگان سلف دانسته و امير سخن لقب يافته ـ مي گويد :
بعد از قرآن و سخنان پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ هر كلام و خطبه و مقاله اي كه خواندم و شنيدم ياراي رقابت با آن را يافتم , مگر سخنان امير مومنان علي ـ عليه السلام ـ كه هرچه كوشيدم توانايي رقابت با آن را در خود نيافتم . (5 )
.5 ابن نباته (متوفاي 374 ق . ) ـ كه از اديبان بنام و خطيبان مشهور عرب است ـ مي گويد : از خطابه ها گنجي از بر كردم كه هر چند از آن بردارم نمي كاهد و افزون مي شود; و بيشتر آنچه از بر كردم يك صد فصل از مواعظ علي بن ابي طالب است . (6 )
.6 استاد ناصيف يازجي به فرزندش , ابراهيم سفارش مي كند :
اگر بخواهي از علم و ادب و انشا و نگارش بر رقيبانت برتري جويي حتما « قرآن » و « نهج البلاغه » را از بر كن . (7 )
.7 علي الجندي , رئيس دانشكده علوم در دانشگاه قاهره مي گويد :
با مطالعه نهج البلاغه نوعي خاص از آهنگ موسيقي براعماق احساسات انسان پنجه مي افكند; از نظر سجع و ترتيب كلمات و جملات طوري مرتب است كه مي توان آن را « شعر منثور » ناميد . (8 )
.8 محمد امين النواوي در كتاب « جولات اسلاميه » خويش مي نويسد :
زيبايي عبارات نهج البلاغه از جهت تركيب لفظي و سبك ادبي برجستگي هاي زير را دربر دارد :
.1 در انواع كلمات مفرد , جمع , مذكر , مونث , حقيقت و مجاز , سرمايه اي غني براي فرهنگ الفاظ عربي است .
.2 مجازها و كنايه ها در قالب جالب و نوي آمده است .
.3 ايجاز واطناب (كوتاه گويي و به درازا سخن گفتن ) در جاي مناسب خود به كاررفته و ما اين مطلب را در خطبه ها و نامه هاي طولاني وگاه متوسط و يا كوتاه آن حضرت به روشني مشاهده مي كنيم .
.4 محسنات و نوآوري هاي لفظي از « جناس » تا ترصيح » و « قلب » و « عكس » (9 ) در موارد مناسب به كار گرفته شده است .
.5 آهنگ طبيعي و عبارات جذاب كه اهل فن به خوبي آن را درك مي كنند و مردم از شنيدن آن به هيجان مي آيند....
.9 امام يحيي يمني نويسنده كتاب « الطراز » مي نويسد :
از معاني گوارا و شيواي سخن او (علي ـ عليه السلام ) هر خطيبي سيراب شده و هر گوينده اي لباس سخنوري پوشيده است ; زيرا علي ـ عليه السلام ـ جايگاه و زادگاه بلاغت و ابر پربار فصاحت است چنانكه خود فرمود : « ما فرمانروايان كشور سخنيم سخنوري در وجود ما ريشه كرده و شاخه هاي آن بر ماسايه گسترده است . » (10 )
.10 استاد دكتر سيدجعفر شهيدي , استاد دانشگاه و مترجم موفق نهج البلاغه در مقدمه ترجمه خويش مي نويسند :
از سال ها پيش چون فرصتي دست مي داد برخي از ترجمه هاي فارسي نهج البلاغه را با متن مقابله مي كردم , ضمن اين بررسي ديدم مترجمان ـ كه خدمتشان در پيشگاه مولاي متقيان ـ عليه السلام ـ پذيرفته باد ـ هر چند در كار خود موفق بوده اند , كم و بيش در اين ترجمه ها يك نكته را چنانكه بايد رعايت نكردند و آن اين است كه سخنان مولا چنانكه مي بينيم در عين علو معني به زيورهاي لفظي نيز آراسته است : استعاره , تشبيه , جناس , موازنه سجع و مراعات النظير. مخصوصا صنعت سجع كه در سرتاسر كتاب ديده مي شود و از اميرمومنان ـ عليه السلام ـ به سجع گويي شناخته بوده است .
هنگامي كه زينب كبري در پاسخ پسر زياد گفت : مهتر ما را كشتي , از خويشانم كسي را نهشتي , نهال ما را شكستي , ريشه ما را از هم گسستي , اگر درمان تو اين است آري چنين است . (11 )
پسر زياد گفت : سخن به سجع مي گويد : پدرش نيز سخنان مسجع مي گفت .
بدين رو كوشيدم تا در حد توانايي خويش ضمن برگردان عبارت عربي به فارسي ـ چندان كه ممكن است ـ صنعت هاي لفظي را نيز رعايت كنم . (12 )
ده ها نمونه از سخنان صاحب نظران ديگر هست كه در مورد ابعاد فصاحت و بلاغت و محسنات لفظي و معنوي نهج البلاغه ابراز داشته اند كه از يادآوري آن صرف نظر مي كنيم . براي اينكه چند نمونه عيني را از آنچه گفته شد ارائه داده باشيم , توجه خوانندگان محترم را به اين قسمت از مقاله جناب آقاي احمد سپهر خراساني ـ با عنوان « امام علي ـ عليه السلام ـ بزرگترين خطيب تاريخ » البته با رعايت اختصار ـ جلب مي نمايم .
سجع
سجع اقسامي دارد كه علم بديع بدان متعرض است , و امام ـ عليه السلام گاهي كلامش را با يكي ـ دو سجع نمكين مي كند. چنانكه خطاب به مردم بصره در خطبه 13 مي فرمايد : « كنتم جندالمراه و اتباع البهيمه , رغا فاجبتم , و عقرفهربتم . اخلاقكم دقاق و عهدكم شقاق , و دينكم نفاق , و ماوكم زعاق . والمقيم بين اظهركم مرتهن بذنبه , والشاخص عنكم متدارك برحمه من ربه , كاني بسمجد كم كجوجو سفينه قد بعث الله عليها العذاب , من فوقها و من تحتها و غرق من في ضمنها » و در خطبه 18 در وصف قرآن چنين آمده است : وان القرآن ظاهر انيق , و باطنه عميق , لاتفني عجائبه , و لا تنقضي غرائبه . سجع هاي امام معمولا جز يكي ـ دو مرتبه تكرار نمي شود , جز موارد نادر كه احساس ملال و سنگيني در آن نرود و بيشتر دو سجعي است , مانند , « اشرف الغني , ترك المني » ; يا : « من اطال الامل , اساالعمل » كه دو جمله اخير داراي « ترصيع » است , و اگر اين دو صنعت بدون تكلف آورده شود , كلام را زيباتر مي كند , مانند آيه شريفه : ان الابرار لفي نعيم و ان الفجار لفي جحيم » .
ايجاز و اطناب
علي ـ عليه السلام ـ در خطبه هاي خود , هنگام اقتضاي مقام , به اطناب مي پردازد و سخن را طولاني مي كند و به هنگام لزوم سخن را در دو جمله فشرده مي سازد به گونه اي كه يك خطبه كوتاه , كتابي تفسير دارد. به عنوان نمونه , شما خطبه كوتاه 21 را ملاحظه فرماييد : « فان الغايه امامكم , و ان وراعكم الساعه تحدوكم , تخففوا , تلحقوا , فانما ينتظر باولكم آخركم , قيامت پيش روي شماست , و مرگ از پس شما را مي راند! سبكبار شويد تا به كاروان برسيد; كه پيشينيان را به انتظار رسيدن پسينيان , نگاه داشته اند. »
لطف اين كلام را نمي توان به قلم آورد , كه فصاحت و بلاغت چون زيبايي است ; « يدرك ولا يوصف » است . اين همه معني با اين ايجاز جز به اعجاز حمل نتوان كرد.
ويا اين سطر حماسي كه زير عنوان خطبه شماره 9 در مورد اصحاب جنگ جمل در نهج البلاغه آمده است و انصافا شاهكار « توصيف » است : « وقد ارعدوا وابرقوا و مع هذين الامرين الفشل . ولسنا نرعد حتي نوقع و لا نسيل حتي نمطر; چون تندر خروشيدند و چون برق درخشيدند , با اين همه واپس خزيدند , و ماندرخشيم تا نتازيم و سيل روان نمي سازيم تا نباريم » .
حسن مطلع
يكي از رموز بلاغت « حسن مطلع » است و آن , چنان است كه شاعر يا خطيب در ابتداي شعر يا سخن جمله اي را به كار برد كه شنونده را از همان ابتدا مجذوب خود كند; و او را در انتظار بقيه سخن نگهدارد.
امام ـ عليه السلام ـ وقتي مي شنوند خوارج مي گويند : « لاحكم الالله » و اين سخن دهن به دهن مي گردد , به ايراد خطبه مي پردازد و چنانكه در خطبه شماره 40 آمده مي فرمايد : « كلمه حق يراد بهاباطل , نعم , انه لاحكم الالله ولكن ... , سخن حقي است كه باطلي را بدان خواهند آري , حكم جز از آن خدا نيست ولي ... » .
و آن گاه كه مي خواهد مردم كوفه را عليه شاميان برانگيزد و درنگ و سستي آنان را مي داند , در خطبه 34 سخن را اين گونه آغاز مي كند : « اف لكم , لقد سئمت عتابكم . ارضيتم بالحياه الدنيا من الاخره عوضا; نفرين بر شما! كه از سرزنش شما به ستوه آمدم . آيا به زندگي دنيا به جاي آخرت تن داديد و ذلت را بر عزت پسنديديد ... » (1 )
نويسنده محترم در ادامه اين گفتار مطالبي را در باب تشبيه و تمثيل و تضمين بسياري از آيات قرآن در نهج البلاغه يادآور مي شوند و براي هر يك نمونه اي را ذكر مي كنند كه علاقمندان را به خواندن آن ارجاع مي دهم .
ملاحظه مي فرماييد كه ويژگي هاي هنري و اسلوب هاي گوناگون فصاحت و بلاغت و محسنات لفظي و صنايع زيبايي شناختي در نهج البلاغه , خود يكي از ابعاد گسترده پژوهشي در نهج البلاغه است كه بايد در ابواب گوناگون و در كتاب هاي مستقل بدان پرداخت .
.1 نهج البلاغه , « مقدمه » سيدرضي , ترجمه شهيدي .
.2 ابن ابي الحديد , شرح نهج البلاغه , « مقدمه » .
.3 شيخ محمد عبده , شرح نهج البلاغه , « مقدمه » .
.4 ابن ابي الحديد , شرح نهج البلاغه , .24,1
.5 محمد امين النواوي , جولات اسلاميه , .99
.6 ابن ابي الحديد , شرح نهج البلاغه , .24,1
.7 عبدالزهرا حسيني , مصادر نهج البلاغه , .99
.8 علي بن ابي طالب شعره و حكمه « مقدمه » .
.9 جناس در اصطلاح فن بديع : آوردن دو كلمه است كه از نظر لفظي شبيه هم هستند ولي در معنا متفاوتند : دو جمله يا دو مصراع است كه با اينكه در برابر هم هستند وزن و سجع كلماتش مطابق هم باشد. مانند :
هوا شد تيره و گريان بسان ديده وامق زمين شد تازه و خدان بسان چهره عذرا
قلب و عكس : مقدم و موخر نمودن لفظ است . خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مي آورد.
.10 محمد امين النواوي , پيشين , ص 99 ـ104 و انالامراالكلام , وفينا تنشبت عروقه وعلينا تهدلت غصونه . نهج البلاغه , خ .233
.11 لقد قتلت كهلي , وابرت اهلي , و اجتثثت اصلي , فان يشفك هذا فقد اشفيت .
.12 نهج البلاغه , ترجمه دكترسيدجعفر شهيدي , « مقدمه » . به نظر نگارنده آنچه جناب دكتر شهيدي در ترجمه نهج البلاغه خويش به آن عنايت فرموده اند و ترجمه خود را با زيبايي سجع و محسنات لفظي آراسته اند , تلاشي بسيار ارزشمند و در خور توجه است ; كه بدون رعايت آن نمي توان ترجمه را بازگردان نهج البلاغه ناميد , و اين كاري است كه هم در ترجمه روايات و هم در ترجمه زيارات و ادعيه و هم در ترجمه قرآن كريم كه از وزن و سجع ويژه اي برخوردار است , لازم است مورد توجه قرار گيرد.
نگارنده نيز در ترجمه برخي از ادعيه ـ كه تحت عنوان « در معبد عشق » به چاپ رسيده ـ و نيز در ترجمه دو جز آخر قرآن كريم ـ كه با عنوان « آواي قرآن » منتشر شده ـ رعايت وزن و سجع و محسنات لفظي و معنوي را ـ در حد امكان ـ مورد توجه قرار داده است .
.1 ر . ك : احمد سپهر خراساني , مقاله سيزدهم , « امام علي ـ عليه السلام ـ بزرگترين خطيب تاريخ » , يادنامه كنگره هزاره نهج البلاغه , ص .271