بسم الله الرحمن الرحيم
« ايهود اولمرت » كفيل نخست وزير رژيم صهيونيستي فلسطيني ها را
تهديد كرد كه از سياست « مشت آهنين » استفاده خواهد كرد. وي گفت :
« اسماعيل هنيه » , نامزد نخست وزيري حكومت خودگردان را كه از سوي
حماس مامور تشكيل دولت شده است , هدف ترور مي داند. اين تهديد
اولمرت به دنبال اظهارات اخير ژنرال « موفاز » وزير جنگ رژيم
صهيونيستي مطرح مي شود كه وي نيز « هنيه » را تهديد به ترور كرده است .
اين اظهارات تهديدآميز مقامات رژيم صهيونيستي هرچند غيرمنتظره
نيست ولي در مقطع فعلي حاوي نكات مهمي است كه بايد مورد تامل قرار
گيرد.
1 ـ اين گونه اظهارات درحالي مطرح مي شود كه اين رژيم ضربه
كمرشكني را در جريان انتخابات اخير فلسطين متحمل شده است . استقبال
ملت فلسطين از گروه اسلامي و ضد سازش حماس به منزله رويكرد
فلسطيني ها به خط مشي مبارزه و رويگرداني از روند مذاكرات بيهوده است .
اين تحول , صهيونيستها را به شدت در تنگنا قرار داده است .
اظهارات تهديدآميز اخير سران رژيم صهيونيستي را بايد نشانه
درماندگي و استيصال و در عين حال خشم آنها در برابر تصميم اخير ملت
فلسطين دانست , ضربه اي كه صهيونيستها را مجبور ساخته به همان حربه
زنگ زده تهديد و كشتار متوسل شوند , حربه اي كه ناكارآمدي آن در گذشته
به اثبات رسيده است .
صهيونيستها به خوبي آگاه هستند كه اين تهديدات هرگز نمي تواند ملت
فلسطين را كه همواره آماج انواع جنايتها بوده است از مسير خود براي
احقاق حقوق حقه اش منحرف سازد و توسل به اين سياست شكست
خورده , مناسب ترين دليل بر درماندگي آنهاست .
2 ـ اظهارات سران تل آويو و تهديد به ترور مسئولان فلسطيني كه با راي
مستقيم اكثريت مردم و براساس معيارهاي دمكراسي انتخاب شده اند
مصداق بارز تروريسم است . اين اظهارات تروريستي آشكار , توجيهي براي
سكوت مجامع و محافل مدعي مقابله با تروريسم باقي نمي گذارد. با اينحال ,
اين بار نيز همچون گذشته هيچ واكنشي در برابر گستاخي آشكار و دهن كجي
علني صهيونيستها به قوانين بين المللي مشاهده نشد.
اين امر يكبار ديگر دورويي مدعيان مبارزه با تروريسم و تروريستها را
در مقابل قضاوت جهانيان قرار مي دهد و تاكيدي است بر اين واقعيت كه
شعارهايي همچون رويارويي با تروريستها و محو تروريسم , ابزاري دردست
قدرتهاي سلطه گر براي رسيدن به اهداف نامشروع است .
ترديدي نيست كه قدرتهاي استعمارگر كه هم اكنون بر مجامع بين المللي
و مراجع مهم جهاني سيطره يافته اند در ادعاي خود براي مقابله با تروريسم
صداقت ندارند و اصولا آنها واژه تروريسم را تفسير به راي نموده اند. در
بسياري از موارد , از ديد اين قدرتها هر گروه و جرياني كه خارج از اراده آنها
عمل كند و منافع غيرقانوني آنها را تهديد نمايد تروريست محسوب مي شود
كه بايد سركوب شود ولي در عين حال با تروريست هاي واقعي نه تنها مشكل
و اختلافي ندارند بلكه از آنها حمايت نيز مي كنند.
سلطه طلبان , به طور بيشرمانه مي كوشند اين نظر و ديدگاه نادرست و
جهت داده شده خود را به اذهان مردم جهان نيز القا كنند.
به عنوان نمونه , براساس اين معيار , مردم كوچه و خيابان فلسطين كه با
كمترين امكانات به مقابله با اشغالگران جاني و غاصباني كه به هيچ معيار
انساني پايبند نيستند , برمي خيزند , تروريست خطاب مي شوند ولي
جنايتكاراني كه در راس رژيم فاسد صهيونيستي , دستشان به خون هزاران
فلسطيني آغشته است و آشكارا همه را تهديد به ترور مي كنند , تروريست
خطاب نمي شوند و حتي مورد احترام قرار مي گيرند. اين سياست و برخورد
مزورانه , پوزخند به شعور جهاني است و افكار عمومي جهان هرگز زير بار
آن نمي رود.
3 ـ از منظري ديگر , اظهارات تهديدآميز اخير سران رژيم صهيونيستي
به ويژه در شرايط كنوني را بايد تلاش مايوسانه اي به منظور تقويت روحيه
شكست خورده جامعه صهيونيستي دانست . به جرات مي توان گفت رژيم
صهيونيستي در هيچ برهه اي از موجوديت 57 ساله خود تا به اين حد در
حضيض ذلت و افول قدرت قرار نداشته است . نگاهي به وضعيت دروني اين
رژيم , اين مدعا را روشن مي سازد. هم اينك آشفتگي شديد بر صحنه
سياسي اين رژيم حاكم است كه از جمله مي توان به شكست و فروپاشي
حزب ليكود , به عنوان بزرگترين حزب رژيم صهيونيستي از زمان تاسيس
اين رژيم و در آستانه مرگ قرار گرفتن آريل شارون به عنوان يكي از
اصلي ترين بنيانگذاران و سردمداران رژيم صهيونيستي و قوي ترين تكيه گاه
صهيونيستها اشاره كرد.
از سوي ديگر سردرگمي اسرائيلي ها دريافتن جايگزين مناسب براي
شارون , با در نظر گرفتن اينكه موقعيت شيمون پرز , جانشين بالقوه شارون
براي رهبري رژيم صهيونيستي نيز به شدت ضعيف است , بر وخامت اوضاع
داخلي صهيونيستها افزوده است . به عبارت ديگر درحال حاضر سياستمدار
صهيونيستي كه بتواند اين اوضاع آشفته را سروسامان بدهد به چشم
نمي خورد.
اين درحالي است كه در سوي ديگر قضيه , يعني ملت فلسطين , وضعيت
بسيار اميدوار كننده و روشن است . به روي كار آمدن گروه اسلامي حماس با
مواضع و استراتژي ويژه اي كه رهبران آن اتخاذ و اعلام كرده اند جاي پاي
فلسطيني ها را براي حركت در مسير احقاق حقوق خود به شدت تقويت كرده
است .
حمايت گسترده داخلي به موازات حمايت هاي خارجي , برخلاف
خواست تل آويو و حاميان بين المللي آن , موقعيت دولت آتي فلسطين را كه
جنبش حماس مسئول تشكيل آن است مستحكم مي سازد و نشان از قدرت
يافتن فلسطيني ها و خط مشي مبارزه در معادلات سياسي فلسطين دارد.
در چنين فضايي , انگيزه اظهارات « اولمرت » و « موفاز » و ساير رهبران
اسرائيل كه تلاش براي تزريق روحيه به پيكر نيمه جان رژيم صهيونيستي
است آشكارتر مي شود.
4 ـ نكته مهم تري كه در رفتار آشفته و زبان تهديد سردمداران
صهيونيست قابل درك است ياس و نااميدي آنها از چشم انداز آينده
تحولات فلسطين است , چشم اندازي كه براي صهيونيستها به شدت تيره
است . اين نااميدي و سرخوردگي حاكم بر هيات حاكمه رژيم صهيونيستي
در عين حال تداعي گر اين واقعيت است كه نشانه هاي افول و اضمحلال رژيم
غاصب صهيونيستي پديدار گشته و اين رژيم در سراشيبي سقوط قرار گرفته
است . اين يك واقعيت انكارناپذير است زيرا همه اجزاي فروپاشي رژيم
صهيونيستي درحال حاضر مشاهده مي شود. با در نظر گرفتن شرايط حاضر
و روند تحولات , پيروزي كامل فلسطيني ها در آزادسازي سرزمين خود در
آينده نه چندان دور , امري بعيد و دور از انتظار نيست .

|