روزنامه جمهوري اسلامي 17/12/1384 صفحه قرآن
انتشار قرآن خطي نفيس موزه كاخ گلستان




گفتگو با حجت الاسلام والمسلمين خسروي معاونت فرهنگي سازمان اوقاف و امور خيريه
اشاره :
سازمان اوقاف و امور خيريه به تازگي يك نسخه خطي نفيس قرآن كريم را كه اصل آن در موزه كاخ گلستان نگهداري مي شود , چاپ و منتشر كرده است . كليه مراحل تصحيح اين قرآن نفيس كه حدود پنج سال به طول انجاميده با نظارت مستقيم حجت الاسلام محمد علي خسروي معاون فرهنگي سازمان اوقاف و امورخيريه صورت پذيرفته است . در مقدمه اي كه به قلم اديبانه ايشان نوشته شده و در صفحات انتهايي قرآن كريم چاپ گرديده چنين آمده است !
« سوگند خداوند متعال به « قلم » (ن و القلم و مايسطرون ) و تسميه قرآن كريم به « كتاب » (ذلك الكتاب ...) هنر خوشنويسي را كه فصل مقوم آن قلم وكتابت است , در ميان همه هنرها ممتاز نموده و قداست خاصي به آن بخشيده است , از اين رو بسياري از ارباب ذوق و ابتكار , با پيچش اسرارآميز كلك خيال انگير , زيباترين آثار هنري را در قالب خطوط چشم نواز و روح افزا پديد آورده اند و بهترين اوقات عمر پر بركت خويش را صرف تحرير كتاب وحي و خوشنويسي آن نموده اند. مرحوم استاد محمدعلي بن محمد اسماعيل تبريزي نيز از آن جمله است . »
براي اطلاع بيشتر خوانندگان از مشخصات اين قرآن نفيس و مراحل تصميم آن گفتگويي با حجت الاسلام والمسلمين خسروي داشته ايم كه از نظر شما مي گذرد :
مطلع شديم نسخه اي از قرآن كريم كه به خط استاد محمدعلي تبريزي نوشته شده توسط سازمان اوقاف چاپ و منتشر شده است انگيزه شما از انتشار اين قرآن چه بوده است .
ج ـ در سالهاي اخير بيشتر ناشران به چاپ قرآنهايي كه به خط ايراني است , تمايل نشان داده اند و برخي قرآنهايي هم كه به نسخ ايراني نوشته و چاپ شده است , استحكام و زيبايي لازم را ندارد. اين نگراني احساس مي شود به تدريج نسل جديد با قرآنهاي خط ايراني بيگانه شود , البته قرآن كريم نه با خط نسخ ايراني نازل شده و نه با نسخ عربي و هيچ يك قداست ذاتي ندارند , اما اين نكته را نبايد از ياد ببريم كه خط ايراني اولا نشانگر هويت ملي ماست كه ميزان عشق و تعلق خاطر گذشتگان اين مرز و بوم را به ساحت مقدس قرآن كريم آشكار مي سازد و نشان مي دهد كه چگونه اجداد ما يك عمر جوهره وجود خود را با ابزار دوات و قلم به صورت حروف و كلمات قرآني بر صفحات كاغذ متبلور ساخته اند.و هويت و هنر خويش را با ماندگاري آيات الهي ماندگار كرده اند.
و ثانيا خط ايراني يكي از زيباترين خطوط است , دلربايي و جلال و جمالي كه خط ايراني دارد و حس و حالي كه به هنگام مشاهده نسخ زيباي ايراني به بيننده دست مي دهد , هرگز در نگارش هاي رايانه اي و شبه رايانه اي مانند خط عثمان طه وجود ندارد.
اين نكات ما را بر آن داشت تا درجهت چاپ و نشر قرآن كريم به خط خوشنويسان ايراني اقدام كنيم . بدين منظور در سال 1378 به گنجينه قرآن هاي خطي كاخ گلستان مراجعه كرديم و در جلسه اي كه با حضور حجت الاسلام والمسملين آقاي نظام زاده نماينده ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امورخيريه و آقاي مهندس بهشتي رياست وقت سازمان ميراث فرهنگي و تني چند از كارشناسان دو سازمان تشكيل شدبه از بين دهها نسخه خطي نسخه اي را كه به خط مرحوم محمدعلي تبريزي كتابت شده بود , براي چاپ و انتشار برگزيديم .
با اينكه قرآنهاي خطي متعدد در موزه ها وجود دارد , علت انتخاب اين نسخه براي چاپ چه بود
ج : اين نسخه ويژگيهايي داشت كه به برخي از آنها اشاره مي كنم :
اولين ويژگي , قدمت نسبي آن است , زيرا اين قرآن در سال 1311 هجري قمري يعني 115 سال قبل در تبريز تحرير شده است .
ويژگي دوم , تجربه كاتب اين قرآن است . زيرا كاتب آن , خوشنويس برجسته ايراني محمد علي بن محمد اسماعيل تبريزي , قبل از كتابت اين قرآن , 9 قرآن ديگر را به طور كامل كتابت كرده است , و مسلما كسي كه 9 بار نسخه اي را نوشته باشد در دهمين بار پخته تر , زيباتر و كم نقص تر مي نويسد. خود وي در پايان اين نسخه نوشته است : « وذلك عشره من الكتب الالهيه التي تمت علي يد من تمسك بعنايات ربه المنيع الحفي المحتاج الي الله الغني تراب اقدام المومنين محمد علي بن محمد اسماعيل التبريزي » . يعني اين دهمين قرآني است كه به دست اين بنده متمسك به عنايات پروردگار و محتاج به خداوند بي نياز محمد علي بن محمد اسماعيل تبريزي پايان پذيرفت .
ناگفته نماند كه كاتب در ادامه نوشته است : « وارجوان افوز با تمام مائه كلام آخر بعون الله » و اظهار اميدواري كرده كه يك صدنسخه ديگر از كلام الله را به طور كامل بنويسد. نكته قابل ذكر در واژه « آخر » اين است كه وي خواسته است علاوه بر ده نسخه قبلي يك صد نسخه ديگر بنويسد , كه جمعايك صد و ده نسخه معادل حروف نام مبارك « علي ـ 110 » شود . اين موضوع ميزان علاقه مندي و محبت زايدالوصف كاتب را به مقام ولايت اميرالمومنين (ع ) و اهل بيت (عليهم السلام ) به عنوان نقل كبير در كنار قرآن كريم كه ثقل اكبر است , مي رساند.
البته با كمال تاسف ما هيچ نشاني از 9 قرآن قبلي كه قطعا كتابت كرده و قرآن هاي بعدي كه احتمالا نوشته است در دست نداريم .
ويژگي سوم , خط فوق العاده زيباي اين نسخه است كه علاوه بر رعايت اصول خوشنويسي داراي ملاحت و زيبايي خاصي است . توضيح مطلب اين است كه يك استاد و خوشنويس ممتاز ممكن است مكتوبي را با رعايت همه اصول خطاطي پديد آورد , اما آن جلوه و جاذبه لازم را نداشته باشد.درستي و موزوني چيزي است و جاذبه و زيبايي چيزي ديگر. مرز اين معني در نوع نگاه كاتب به خط , تركيب حروف , قرينه سازي ها و جايگاه متفاوت يك حرف در تركيب هاي مختلف نهفته است . در همين جا بگويم اينكه يكنواختي و يكساني كلمات را در خط عثمان طه يكي از امتيازات او بر شمرده اند , به نظر اينجانب نه تنها حسن نيت بلكه ضد آن يعني متفاوت بودن شكل حروف در تركيب هاي مختلف , اگر به جا صورت گرفته باشد , بسي نيكوتر و زيباتر وممتازتر است . به عنوان مثال حروقي مانند « ن » , « ق » و « ك » به دو شكل يا بيشتر قابل نگارش است كه متناسب با كلمه اي كه در آن قرار گرفته و نيز كلمات مجاور و حتي سطرهاي قبل و بعد مي تواند تغيير كند , و كاتب با توجه به فضاي حروف وكلمات هم جوار شكل خاصي را انتخاب نمايد. مثلا يك حرف رادر آيه اي به شكلي و در آيه ديگر به شكل ديگر بنويسد. و اين كار را مرحوم محمدعلي بن محمد اسماعيل در نهايت هنرمندي انجام داده است .
چهارمين ويژگي اين نسخه قرآني نوع تذهيب آن است . اصولا تذهيب يك امر فرعي و يك زيباي كمكي است , و اگر حجم تذهيب و شدت رنگ هاي آن به قدري زياد باشد كه كلمات و حروف در ميان آن گم شود , كاري ناصواب و نازيباست . چرا كه هدف اصلي , حروف و كلماتند نه آرايه هاي جانبي . در اين نسخه قرآني به كمترين تذهيب با نهايت زيبايي اكتفا شده است .در هر صفحه , غير از جدول پيرامون آيات , تنها يك ترنج وجود دارد. در داخل ترنج صفحه راست شماره جز آمده و در نرنج صفحه چپ نام سوره درج شده است . سر سوره ها و نشانه هاي جز نصف و سجده هم در نرنج ها و تذهيب هاي زيبا و ساده طراحي شده است .
ويژگي پنجم , اندازه و قطع اين قرآن است كه در قطع رقعي , خوش دست و به راحتي قابل حمل و نقل است .



اين ويژگي ها دليل انتخاب نسخه مورد نظر جهت چاپ بود , زيرا هدف ما صرفاچاپ يك قرآن نفيس خطي براي استفاده در كتابخانه و دكور منازل نبود , بلكه هدف انتشار قرآن به منظور قرائت آيات آن بود و خوشبختانه قطع مناسب , نوع نگارش , زيبايي خط و خلوتي تذهيب در اين نسخه خطي دست به دست هم داده و هدف ما را تامين مي كرد.
اگر ممكن است راجع به تصحيح و آماده سازي اين نسخه توضيحاتي بفرمائيد.
ج : پس از توافق با سازمان ميراث فرهنگي , نسخه مذكور در تاريخ 78,5,11 با رعايت اصول حفاظتي تحويل شركت مگاپس شد . ظرف يك ماه و نيم از تمام صفحات آن عكس برداري دقيق به عمل آمد و در تاريخ 78,7,3 اصل نسخه به موزه برگردانده شد . اما پس از يك مرور اجمالي متوجه شديم , افتادگي هايي دارد و در چندين صفحه تعدادي از كلمات و آيات در حاشيه نوشته شده است , زيرا پس از اتمام كتابت براي اطمينان بيشتر , آن را با قرآن هاي ديگر مقابله كرده اند وكلمات جا افتاده را در حاشيه و يا در لابه لاي سطرها افزوده اند , و به احتمال قريب به يقين توسط همان كاتب اصلي انجام گرفته است .
متاسفانه تعداد اين افتادگي ها كم نبود. از يك حرف گرفته تا يك كلمه و دو كلمه و گاهي حتي يك سطر و دو سطر جا افتاده بود ما ابتدا كلمات جا افتاده را از حاشيه به متن منتقل كرديم , البته اهل فن مي دانند كه اين كار اگر بخواهد دقيق و اصولي صورت گيرد چقدر دقت و حوصله لازم دارد , ما گاهي براي جايگزيني يك كلمه , چهار يا پنج ساعت وقت صرف مي كرديم و اصلاح دو كلمه يك روز كاري وقت مي برد. زيرا مي بايست به وسيله رايانه فضاي لازم را براي جايگزيني باز مي كرديم . بدين منظور از چند سطر قبل بايد يك ميل يك ميل و يا كمتر از آن فضاهاي خالي را پر كنيم , و اين كار بايد به گونه اي انجام مي شدكه به سبك چينش كلمات لطمه وارد نشود تا به تدريج پس از چند سطر به اندازه يك سانتي متر جا باز شود , و اگر يك سطر جا افتاده بود ناچار بوديم از سه يا چهار صفحه قبل اين كار را شروع كنيم تا به تدريج جا براي يك سطر باز شود و تغييرات جزئي در طول چهار صفحه به هيچ وجه محسوس نباشد.
در مرحله دوم نوبت به ساختن كلمات مي رسيد , بايد ابتدا كلمات جا افتاده را كه با خط ريز در حاشيه نوشته شده بود به كمك رايانه از نو مي ساختيم و اين كار را با استفاده ااز خط همان كاتب انجام مي داديم . اگر عين همان كلمه در ساير آيات و سوره ها موجود بود كپي كرده و جايگزين مي كرديم , ولي اگر نبود مجبور بوديم كلمات مشابه را پيدا كنيم و از تركيب حروف آنها كلمه جديد را با رعايت قواعد خوشنويسي بسازيم . اين مرحله از اصلاحات هشت ماه به طول انجاميد و نسخه اي جهت اظهارنظر به سازمان دارالقرآن ارائه گرديد.
آيا دارالقرآن هم بر اين نسخه نظارت كرده است
ج : ابتدا لازم مي دانم اين توضيح را بدهم كه سازمان دارالقرآن مركزي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به منظور جلوگيري از نشر قرآن هايي كه داراي اغلاط چاپي هستند , تاسيس شده است . زيرا حفظ كلام الله مجيد از هر نوع انحراف و اشتباه بر همگان واجب است و در زمان حاكميت جمهوري اسلامي مسئوليت آن به عهده مسئولان نظام است . خصوصا در روزگاري كه دشمنان انقلاب اسلامي مترصد فرصت براي بهانه جويي و دستاويز قرار دادن يك مساله جزئي جهت زير سئوال بردن تشيع و انقلاب اسلامي هستند , ضرورت اين نظارت محسوس تر است .
به هر حال دارالقرآن پس از چهار ماه , نسخه ارائه شده را بررسي و تصحيح نمود. با كمال تعجب شنيدم كه در هر صفحه پانزده الي بيست مورد علامت زده شده و در كل قرآن بيش از ده هزار مورد را به عنوان غلط , دستور حذف و اضافه داده اند! ابتدا بسيار نگران شدم اما پس از مشاهده ديدم حدود 98 در صد از موارد مذكور غلط نيست و نياز به اصلاح ندارد و ناشي از برداشتهاي سليقه اي است .
در تماسي كه با دارالقرآن گرفتم معلوم شد كه مصححان محترم , قرآن عثمان طه را مبناي كار قرار داده و هر چه را كه با رسم الخط آن قرآن متفاوت بوده غلط تلقي كرده اند , ضمن آنكه تعداد بيشماري از موارد مدهاي جايز را كه در اين نسخه خطي علامت مد نداشته دستور داده اند كه علامت مد گذاشته شود . اين پيشنهادها را نپذيرفتم و در جلسه اي با حضور كارشناسان رسم الخط قرآن در دارالقرآن روي تك تك موارد بحث كرديم . نظر ما اين بود كه رسم الخط اين قرآن , ايراني است و ويژگي هاي خود را دارد و نبايد با رسم الخط قرآن عثمان طه مقايسه و مطابقت شود. گذشته از اينكه بسياري از اشكالات سليقه اي است . بودن يا نبودن آنها هيچ ضرري به صحت قرآن نمي زند. مثلا حتي گذاشتن علامت مد لازم واجب نيست چه رسد به علامت مد جايز.
ولي نظر كارشناسان دارالقرآن اين بود كه چون هدف از انتشار اين قرآن استفاده عموم است بايد اين اصلاحات كه كمك به سهولت و صحت قرائت مي كند , اعمال شود. اين استدلال گر چه در جاي خود منطقي و صحيح است ولي در مورد نسخ خطي كه داراي حساسيت ويژه اي است , ناتمام است . اعمال سليقه در تصحيح نسخه هاي خطي نارواست مگر در حد ضرورت , همراه با توضيحات مصحح . البته در مورد قرآن قضيه اندكي متفاوت است و لذا در بين دو محذور قرار داشتيم يا بايد به خاطر امانت داري و حفظ اصالت نسخه خطي , قرآن را بدون علائم تجويدي و با برخي نواقص و اشكالات فني منتشر مي كرديم و يا حساسيت هاي نسخه خطي را فداي مصالح كلام الله مجيد مي كرديم . در نهايت دومي را برگزيديم با اين شرط كه كمترين اصلاحات را انجام دهيم . به هر حال توافق به عمل آمد و مواردي را كه بايد اصلاح مي شد , اصلاح كرديم .
آيا همه مواردي را كه دارالقرآن جهت اصلاح مشخص كرده بود , اصلاح كرديد
ج : نه , موارد اعلام شده بر دو نوع تقسيم مي شد :
الف ـ مواردي كه حتما لازم بود اصلاح شود مانند اين موارد :
1 ـ اغلاط صريح مانند « فاصبر » در آيه 48 سوره طور كه غلط بود و صحيح آن « واصبر » مي باشد.
.2 رسم الاملاها مانند « جزاة » در آيه 40 سوره شوري كه بايد « جزاوا » نوشته شود.
.3 اشتباههاي كاتب در فواصل آيات , كاتب در بعضي موارد بين دو آيه فاصله نگذاشته بود , و برعكس در مواردي هم , به عنوان آخر آيه , بين دو كلمه فاصله انداخته بود در حالي كه يك آيه بود , اين موارد هم به كمك رايانه اصلاح شد.
.4 كلمات ناقص و بريده , در انتهاي برخي سطرها كلمات به علت كمي جا بريده و ناقص شده بودند و يا احيانا بين حروف يك كلمه به صورت نامناسب تداخل شده بود.
.5 اعراب هاي جا افتاده , مواردي كه كاتب به خاطر فضاي شلوغ كلمه , فتحه يا ضمه اي را ننوشته بود , اين گونه اصلاحات هم كاملا انجام شد.



ب ـ مواردي كه به نظر ما اصلاح آنها ضرورت نداشت , با توافقي كه انجام گرفت تشخيص اين موارد به عهده اينجانب محول شد , اين موارد بدون تغيير باقي ماند و برخي از آنها عبارتند از :
.1 علائم تجويدي مانند وقف مطلق و علامت سكته و امثال آنها .
.2 جابه جايي اعراب ها , يكي از اشكالات عمده اي كه كارشناسان دارالقرآن گرفته بودند , اين بود كه اعرابها دقيقا روي حروف قرار نگرفته و بايد مثلا فتحه كمي به راست يا كمي به چپ برود و نقطه با دقيقا زير خودش قرار بگيرد. به نظر اين جانب اين گونه اصلاحات و تغييرات چنان لطمه اي بر خط وارد مي كند كه هويت آن از دست مي رود. زيرا بخش عمده اي از شيوايي و دلپذيري و چشم نوازي خوشنويسي به نحوه اعراب گذاري و نقطه گذاري هاي آن بستگي دارد. حروف به منزله اسكلت ساختمان كلام , و اعراب و نقطه نماي آن ساختمان است و به تعبير ديگر حروف اجزاي ثابت و ساكن اند و اين نقطه و اعراب و حركات است كه حروف را در چشم بيننده به رقص و حركت وامي دارد. اقتضاي خط نسخ ايراني اين است كه كاتب بتواند با اندكي جابه جايي اصلي اعراب را در ميان حروف پيدا كند و آنها را در جاي خود بنشاند. اگر اين مقدار آزادي عمل را از خوشنويس بگيرند , ديگر چيزي از خوشنويسي نمي ماند , و لذا در اين نسخه قرآن كريم اين گونه تغييرات را انجام نداديم , جز چند مورد انگشت شمار كه در قرائت اشكال جدي وارد مي كرد و ممكن بود به گونه اي ديگر قرائت شود , كه اصلاح شد و بقيه به همان شكل باقي ماند.
.3 تداخل حروف و كلمات , كاتب در بسياري از موارد بخش آخر يك كلمه را با بخش اول كلمه بعدي بر روي هم سوار كرده و تركيب بديعي را آفريده است . اينها مجموعه مواردي بود كه ظرف پنج سال و در شش نوبت مقابله كامل و غلط گيري توسط كارشناسان سازمان دارالقرآن به ما اعلام شده بود. ناگفته نماند كه مصححان دارالقرآن به خاطر شيوه خط و تداخل اعراب ها در تصحيح اين نسخه زحمات زيادي را متحمل شدند و اگر حوصله و دقت آن عزيزان نبود مسلما اين قرآن قابل انتشار نبود. اما ضمن قدرداني از زحمات طاقت فرساي آنان بايد متذكر شد كه در صورت استفاده از كارشناسان مجرب و آشنا به فنون خوشنويسي و قرائت , هم در زمان و هزينه صرفه جويي مي شد و هم ما و مصححان آن مركز زحمات كمتري را متحمل مي شديم .
آيا قطع و اندازه قرآن و تعداد سطرها هم تغييري كرده است
ج : چاپ اين قرآن از نظر ابعاد و اندازه هيچ تغييري نكرده است و به اصطلاح يك , يك است . يعني دقيقا همان است كه بوده , تعداد سطرها هم همان است . در نسخه اصلي هر صفحه 15 سطر دارد , در نسخه چاپي هم همين طور. بعضي از ناشران براي اينكه صفحه را به آيه ختم كنند در برخي قرآن ها سطرها را كوچك و بزرگ مي كنند و با اين كار به خوشنويسي و كتابت قرآن لطمه مي زنند. ما جز در مواردي كه آيه اي جا افتاده بود و ناچار بوديم براي گنجانيدن آن در متن , كلمه يا سطري را جا به جا كنيم هيچ گونه تغييري در صفحه و سطر نداديم .
سعي كرديم شبيه همان نسخه اصلي باشد , حتي طرح روي جلد هم همان روي جلد نسخه اصلي است . ناگفته نماند حدود چند ماه قبل اين قرآن با طرح جديد و زيبايي كه يكي از هنرمندان براي روي جلد طراحي كرده بود آماده چاپ بود. ولي كار را متوقف كردم و اصرار داشتم كه حتي المقدور از طرح روي جلد نمونه اصلي استفاده شود. نظر طراح اين بود كه طرح جلد اصلي قابل استفاده نيست . شخصا به موزه گلستان مراجعه كردم و ديدم اتفاقا جلد آن زمينه سبز يشمي و برگ هاي زرين , زيبا و قابل استفاده است . البته يكي دو قسمت جزئي فرسوده و تيره شده بود كه با كمك رايانه قابل بازسازي بود. مجددا از رو و پشت جلد عكس برداري شد و خوشبختانه همان طرح عينا با افزودن عنوان قرآن كريم براي جلد انتخاب و آماده شد. البته عطف جلد نسخه اصلي , چرم ساده و بدون طراحي بود. طراح با استفاده از طرح روي جلد طرح عطف را هم تهيه و مونتاژ كرد. بنابر اين طرحي كه هم اكنون به شكل كاور چاپ شده و قرآن را در پوشش خود قرار داده است , همان طرح جلد اصلي است كه فقط عبارت « قرآن كريم » بر آن اضافه شده است .
گويا اين نسخه خطي , شماره آيات نداشته است , براي حل اين مشكل چه كرديد
ج : اين نسخه نه شماره آيات داشت و نه شماره صفحات . كاتب به جاي شماره صفحات براي اينكه ترتيب صفحات به هم نخورد , اولين كلمه صفحه مقابل را در حاشيه پايين صفحه قبل تكرار كرده بود. اين شيوه ارتباط بين اوراق در قديم مرسوم بوده است , ما كلمات اضافي را حذف كرديم و صفحات را شماره گذاري نموده و شماره هر صفحه را در ذيل آن درج كرديم . در مورد شماره آيات هم كاتب در فواصل آيه ها به جاي شماره از نوعي علامت و نقش مذهب استفاده كرده بود. از آنجا كه هدف ما از انتشار اين قرآن علاوه بر ارائه يك نسخه زيباي خطي , تلاوت و قرائت بود; چاره اي جز شماره گذاري آيات نداشتيم , تا خوانندگان آيات مورد نظر خود را به راحتي پيدا كنند. براي اين كار علامت تذهيب را حذف كرديم و به جاي آن دايره ظريفي را كه شكل آن بر گرفته از ترنج هاي گوشه صفحات بود طراحي كرديم و شماره آيات را داخل آن نوشتيم و براي آنكه دايره با كلمات قرآن تداخل نكند , با رنگ متفاوت چاپ كرديم .
اسامي سوره ها كه در كتيبه هاي تذهيب شد , در ابتداي سوره ها آورده مي شود , آيا در اين نسخه خطي ويژگي خاصي داشت
ج : اتفاقا يكي از نكاتي كه مصححان محترم كمتر به آن توجه مي كنند اتفاقا موضوع سرسوره هاست , كه دقيقا مورد بررسي قرار نمي دهند و همت خود را تنها در تصحيح متن قرآن مصروف مي دارند. درحالي كه بايد دعاهاي آغاز و پايان قرآن و عبارات سرسوره ها از لحاظ ادبي بررسي و اصلاح شود . به عنوان مثال تميز عدد 11 با تميز عدد 8 متفاوت است . در سر سوره قارعه كه يازده آيه دارد بايد كلمه « آيه » به صورت مفرد و سوره تكاثر كه هشت آيه دارد با كلمه « آيات » به صورت جمع ذكر شود. در اين نسخه خطي گاهي عدد آيات بدون تميز ذكر شده بود مانند سر سوره زخرف كه نوشته بود : « وهي تسع و ثمانون » بدون ذكر كلمه آيه . و در كتيبه سوره طلاق نوشته بود : « اثنتان عشره آيه » كه حرف « ن » زايد بود. اين موارد را ابتدا شناسايي و سپس با كپي برداري از سرسوره هاي مشابه جايگزين و اصلاح كرديم .
اسامي سوره ها نيز يكي از همان موارد اختلاف نظر بين ما و دارالقرآن بود. اسامي برخي سوره ها با قرآن عثمان طه مطابقت نداشت . مثلا سوره چهلم در قرآن عثمان طه به نام « المومن » است ولي در اين نسخه « الغافر » نوشته شده است . سازمان دارالقرآن تاكيد داشت كه ما اين اسامي را تغيير دهيم و در كتيبه سوره چهلم , غافر را حذف و به جاي آن مومن بنويسيم , تا با ساير قرآن هاي چاپي يكنواخت شود. ولي به نظر ما اشكال وارد نبود. زيرا برخي سوره ها اسامي متعدد دارند. اين اسامي اولا غلط نيستند و ثانيا از قديم الايام در برخي قرآن ها نوشته مي شده است . بنابر اين تغيير آنها لزومي ندارد , و لذا اين اسامي به همان صورت باقي ماند. البته چون اصل اين قرآن فهرست نداشت , براي كمك به قاريان محترم و سهولت دستيابي به سوره مورد نظر در فهرستي كه در آخر قرآن تنظيم كردم در كنار نام اين سوره ها نام معروف تر سوره را هم داخل پرانتز نوشتم مانند : الاسرا (بني اسرائيل ) , الغافر (المومن ) , فصلت (السجده ). الدهر (الانسان ).
يعني اسامي سوره هاي قرآن در زمانهاي مختلف تغيير كرده است
ج : نه , نبايد چنين برداشت شود كه تا يك صد سال پيش نام سوره مومن , غافر بوده است يا به سوره اسرا سوره بني اسرائيل مي گفتند و حالا اسرا مي گويند , اين گونه نيست , بلكه از عصر نزول قرآن و از صدر اسلام برخي سوره ها را با نام هاي متعددي مي ناميدند. به تدريج برخي نام ها مشهورتر شده است , اما نام ديگر هم همچنان معتبر بوده و به كار رفته است . مثلا سوره هفتاد و ششم قرآن به نام هاي « دهر » و « انسان » ناميده مي شود , و هر دو نام از آيه اول اين سوره : (هل اتي علي الانسان حين من الدهر) گرفته شده است .
در متن مكي بودن يا مدني سوره ها كه در كتيبه سوره مي نويسند , در اين نسخه چگونه بود
ج : مكي يا مدني بودن سوره ها هم از ابتدا مورد اختلاف بوده است و اين اختلاف در سوره هايي رخ مي دهد كه بخشي از آيات آن در مكه و بخشي در مدينه نازل شده باشد. دراين صورت عده اي آن را مكي و عده اي مدني ناميده اند , هر كدام براي خود توجيهات و دلايلي دارند. اتفاقا در اين نسخه خطي هم مواردي وجود داشت كه سوره اي را مكي ناميده بود درحالي كه در قرآن هاي ديگر مدني نوشته شده بود. نظر سازمان دارالقرآن اين بود كه بايد همه موارد اصلاح شود و در سوره هايي هم كه هيچ اشاره اي به مكي يا مدني بودن نشده است بايد مطابق قرآن هاي ديگر نوشته شود. تصميم گيري براي اصلاح اين قسمت طبق توافق قبلي به عهده اينجانب بود. از اين رو همه موارد اختلاف را بررسي كردم و به اين نتيجه رسيدم كه هيچ تغييري در سرسوره ها از اين بابت ضرورت ندارد. زيرا : اولا , مشخص كردن مكي يا مدني بودن در ابتداي هر سوره واجب نيست . در مواردي كه كاتب ننوشته بود ما هم نيفزوديم . گرچه براي يكنواختي با ساير سوره ها بهتر بود كه نوشته مي شد , ولي سعي ما بر اين بود كه تا جايي كه مي شود در نسخه خطي دست نبريم . ثانيا , موارد اختلاف را به استناد ساير قرآن هاي چاپ شده و تفاسير قرآن بررسي كردم , همه آن موارد قابل توجيه بود به عنوان مثال به سه مورد اشاره مي كنيم :
.1 كاتب اين نسخه در ابتداي سوره بينه نوشته است : « مكيه » .
كارشناس دارالقرآن نظر داده است : « مكان نزول سوره از مكي به مدني عوض شود. »
علامه طباطبائي در تفسير الميزان مي فرمايد : اين سوره هم با نزول در مكه مي سازد و هم با نزول در مدينه .
.2 دارالقرآن در مورد سوره الرحمن نوشته بود « مدني بودن سوره قيد شود » من در مراجعه به ساير قرآن ها ديدم : استاد ميرخاني در سوره الرحمن نوشته است : مكيه . استاد طاهر خوشنويس نوشته است : « مكيه او مدنيه » مرحوم علامه در الميزان مي فرمايد : « مكيه او مدنيه . »
.3 كاتب نسخه سوره صف را مكي نوشته است . نظر دارالقرآن اين است كه به مدني تغيير يابد. مرحوم علامه شبر در تفسيرش نوشته است : مكيه او مدنيه , و هر دو را جايز دانسته است .
با اين توضيح ديگر الزامي براي تغيير مكي به مدني و بالعكس نديدم و همه موارد به همان صورتي كه كاتب نوشته بود باقي ماند.