اشاره :
در نظام بين الملل , دولت ها و كشورها معمولا اقتدار سياسي خويش را از منابع گوناگون
دريافت مي كنند. اين منابع بر اساس منشا اثرشان يا ماديند يا از بار معنوي برخوردارند.
تسليحات ـ اقتصاد ـ جمعيت سه عنصر مهم در قدرتمند شدن محسوب مي گردند اما در عين
حال ممكن است هر يك از اينها در شرايط خاص و بدلايل خاص , عملكرد منفي از خود بروز
داده و به عنوان عامل تضعيف قدرت مطرح شوند. وليكن آنچه در اين ميان هيچگاه تضعيف
شدني نخواهد بود و در طول زمان نيز دستخوش تاثيرات و تغييرات قرار نخواهد گرفت « عقبه
سياسي » يا به عبارت ديگر جايگاه يك كشور در ميان ساير ملت هاست . جمهوري اسلامي ايران
طي 27 سال عمر پرفراز و نشيب خود بدليل برخورداري از ايدئولوژي ديني و شفافيت در
ابراز مواضع حق طلبانه اش , همواره از جانب ساير ملت ها و انديشمندان مورد توجه قرار
داشته است . وجود اين ويژگي منحصر بفرد سبب شده تا قدرت هاي سلطه طلب در مواجهه با
ايران و در محاسبات سياسي شان نگاهي ويژه به اين فاكتور فرامرزي داشته باشند مطلب پيش
روي جايگاه بين المللي جمهوري اسلامي ايران و به معناي ديگر « عقبه سياسي » آن را مورد
ارزيابي قرار مي دهد با هم پي مي گيريم :
عقبه سياسي نظام
عمق عقبه سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران در حقيقت ثمره راهبرد
مهم امام خميني (ره ) رهبر كبير و فقيد انقلاب اسلامي , تحت عنوان « صدور
انقلاب » است . خاستگاه تكوين چنين راهبردي در انديشه سياسي امام
خميني (ره ) اعتقاد به قدرت عظيم مردم بعنوان اصلي ترين مولفه اقتدار
جهان اسلام است كه در اين جمله رهبر معظم انقلاب « عمق عقبه سياسي
جمهوري اسلامي ايران در ميان ملت هاي مسلمان واقعيتي است كه نبايد در
محاسبات سياسي فراموش شود » نيز تبلور يافته است و بر اين اساس بود كه
ايشان در مقابل توطئه هاي غرب در چالش هسته اي با جمهوري اسلامي
اعلام كردند « بمب اتمي ما اراده ملت است » .
امام خميني رهبر كبير وفقيد انقلاب اسلامي درباره اين خاستگاه
فرمودند :
« اسلام صادر شد در سرتاسر دنيا , از اين سياه هاي عزيزي كه در آمريكا
هستند و تا آفريقا و تا شوروي و همه جا , نور اسلام تابيده است و توجه
مردم به اسلام شده است و مقصود ما از صدور انقلاب همين بود و تحقق
پيدا كرد و انشاالله اسلام در همه جا غلبه بر كفر پيدا خواهد كرد » . (1 )
امام خميني (ره ) همچنين فرمودند : « عطر خونهاي پاك شهداي عزيزما ,
در تمامي جهان پيچيده و اثرات آن را در اقصي نقاط عالم مشاهده مي كنيم .
حماسه و مردم فلسطين يك پديده تصادفي نيست . آيا دنيا تصور مي كند كه
اين حماسه را چه كساني سروده اند و هم اكنون مردم فلسطين به چه آرماني
تكيه كرده اند كه بي محابا و با دست خالي در برابر حملات وحشيانه
صهيونيست ها مقاومت مي كنند آيا تنها آواي وطن گرايي است كه از وجود
آنان دنيايي از صلابت آفريده است آيا از درخت سياست بازان خود فروخته
است كه بر دامن فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور و اميد مي ريزد اگر
اين چنين بود. اينها كه سالهاست در كنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين
نان خورده اند! شكي نيست كه اين آواي « الله اكبر » است , اين همان فرياد
ملت ماست كه در ايران شاه را و در بيت المقدس غاصبين را به نوميدي
كشاند. و اين تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطين در تظاهرات
حج , دوشادوش خواهران و برادران ايراني خود فرياد رساي آزادي قدس را
سر داد و مرگ بر آمريكا , شوروي و اسرائيل گفت , و بر همان بستر شهادتي
كه خون عزيزان ما بر آن ريخته شد , او نيز نثار خون نمود و به رسم شهادت
آرميد. آري . فلسطيني راه گم كرده خود را از راه برائت ما يافت و ديديم كه
در اين مبارزه چطور حصارهاي آهنين فرو ريخت وچگونه خون بر شمشير و
ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد و چطور خواب بني اسرائيل در
تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت , و دوباره كوكب دريه فلسطين از شجره
مباركه لاشرقيه و لاغربيه ما برافروخت . و امروز به همان گونه كه فعاليتهاي
وسيعي در سراسر جهان براي به سازش كشيدن ما به كفر و شرك در جريان
است . براي خاموش كردن شعله هاي خشم ملت مسلمان فلسطين نيز به همان
شكل ادامه دارد و اين تنها يك نمونه از پيشرفت انقلاب است و حال آن كه
معتقدين به اصول انقلاب اسلامي ما در سراسر جهان رو به فزوني نهاده
است و ما اينها را سرمايه هاي بالقوه انقلاب خود تلقي مي كنيم , و هم آنهايي
كه با مركب خون طومار حمايت از ما را امضا مي كنند وبا سر و جان دعوت
انقلاب را لبيك مي گويند و به ياري خداوند كنترل همه جهان را به دست
خواهند گرفت .
امروز جنگ حق و باطل , جنگ فقر و غنا , جنگ استضعاف و استكبار و
جنگ پا برهنه ها ومرفهين بي درد شروع شده است و من دست و بازوي همه
عزيزاني كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد
را در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نموده اند. مي بوسم وسلام و
درودهاي خالصانه خود را به همه غنچه هاي آزادي و كمال نثار مي كنم و به
ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مي كنم خداوند آثار و بركات معنويت شما
را به جهان صادرنموده است . و قلبها و چشمان پر فروغ شما كانون حمايت
از محرومان شده است , و شراره كينه انقلابيتان جهانخواران چپ و راست
را به وحشت انداخته است . » (2 )
راهبردي كه مقام معظم رهبري مطرح نموده اند از همين خاستگاه نشات
گرفته است و اين خاستگاه ريشه در تعاليم سياسي قرآن كريم و سيره ائمه
معصومين (ع ) دارد. اين راهبرد بيانگر اين حقيقت است كه آنچه استكبار
جهاني بعنوان اجماع جهاني بر عليه حق مسلم ملت اسلامي ما در استفاده
صلح آميز از انرژي هسته اي دنبال مي كند. در واقع اجماع قدرتهاي
استكباري است كه ممكن است برخي دولتهاي ديگر دست نشانده و يا
ضعيف را دنبال خود بكشند , اما اجماع ملتها خصوصا ملتهاي مسلمان
نمي باشد زيرا هويت انقلاب اسلامي و انديشه ها و ويژگيهاي شخصيتي امام
خميني (ره ) بخش مهمي از افكار عمومي جهان را به خود جلب نموده است
و اين همان واقعيتي است كه امام راحل (ره ) بعنوان « سرمايه هاي بالقوه
انقلاب اسلامي » و مقام معظم رهبري تحت عنوان « عمق عقبه سياسي
جمهوري اسلامي » مطرح نموده اند و خواستار توجه به آن در محاسبات
سياسي شده اند.
خوشبختانه يكي از رويكردهاي اساسي دولت در سياست خارجي ,
تكيه به روابط با ملتها بجاي تكيه بر روابط با دولتهاست و بر اين اساس
رئيس جمهوري با مطرح نمودن ايده و آرمان امام راحل (قدس سره ) مبني
بر استراتژي محو رژيم صهيونيستي اسرائيل از صفحه روزگار و افشاي
افسانه هولوكاست يك موج جهاني از حمايت ملتهاي مسلمان و نخبگان
متعهد كشورهاي غربي را پديد آورد كه خود نمود مشخصي از عمق عقبه
سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران مي باشد و بر اين اساس برخي از
شخصيتهاي اسلامي , مردم سالاري در انديشه امام راحل (ره ) را هديه اي
گرانبها به تجارب دعوت اسلامي در جهان اسلام تلقي نموده اند.
محورهاي راهبرد
محور اول : واقعيت « عمق عقبه سياسي جمهوري اسلامي » در عصر
كنوني
عمق عقبه سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران در عصر كنوني در
موضوعات ذيل نمود يافته است :
الف ـ ايجاد نهضت بيداري در ميان ملتها خصوصا ملتهاي مسلمان
ب ـ تبديل شدن ايران اسلامي بعنوان ام القراي جهان اسلام
ج ـ محبوبيت جمهوري اسلامي در ميان ملتها و دانشجويان و جوانان
جهان
د ـ تبديل شدن تفكر شيعي بعنوان يك الگو در ميان مسلمانان و نخبگان
متعهد
موضوعات مزبور در سخنان برخي نخبگان متعهد در جهان اسلام تبلور
يافته است :
سخنگوي جهاد اسلامي فلسطين در ملاقات با امام راحل (ره )
گفت :
« انتفاضه , بارقه اي از نور و بازتابي از پيروزيهاي بزرگ انقلاب
شماست ; انقلابي كه بزرگترين تحول را در عصر ما بوجود
آورد . » (3 )
« اقبال لاهوري » در فلسفه خود پيش بيني نموده است كه تهران در آينده
قرارگاه مسلمانان خواهد شد . (4 )
پروفسور ميخائيل لمشف دبير فدراسيون روسيه مي گويد :
« از بعد بين المللي , انديشه امام سراسر جهان را در برگرفت . » (5 )
شكفو عمر بشيچ مفتي كرواسي مي گويد :
« امام خميني در دنياي اسلام و در كل جهان از احترام والايي برخوردار
هستند و انديشه و تفكر ايشان نه تنها باعث بيداري پيروان دين اسلام شد
بلكه پيروان ساير اديان را به تفكر در مورد نقش دين در جامعه واداشت . با
گذشت چند سال از رحلت امام خميني (ره ) ما شاهد هستيم كه افكار و
انديشه هاي ايشان در جهان طرفداران فراواني دارد و بايد همه اديان الهي ,
قدردان بزرگترين اصلاح گر قرن بيستم يعني امام خميني (ره ) باشند . » (6 )
راويل عين الدين مفتي اعظم مسلمانان روسيه و امام جمعه مسكو مي گويد :
نام و آثار و افكار امام براي مسلمانان جهان و از جمله مسلمانان روسيه
الهام بخش بوده و همچنان درطول تاريخ راهگشاي مسلمانان خواهد
بود . » (7 )
اسرافيل اف اديب آذربايجاني مي گويد :
« بدون شك بنيانگذار انقلاب اسلامي با حركت توفنده خود يك حادثه
تاريخي و بسيار بزرگ را براي قرن بيستم رقم زد و اين انقلاب فراتر از
مرزهاي ايران به عاملي در جهت به حركت در آوردن نهضت هاي آزاديبخش
تبديل شده است . اگر به تحولات اخير در منطقه و از جمله قفقاز توجه
گردد , متوجه اثرات انقلاب اسلامي خواهيم شد . » (8 )
حسن الباش انديشمند معروف فلسطيني مي گويد :
« بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , ملتهاي زيادي از جمله مردم فلسطين ,
الجزاير , كشورهاي آسياي ميانه و جنوب شرق آسيا تحت تاثير انديشه هاي
امام خميني قرار گرفتند . » (9 )
تحليل گران غربي معتقدند كه جريان بازگشت ملتها به دين باوري كه
يكي از آثار انقلاب اسلامي ايران به شمار مي رود , همانند يك سيل خروشان
به راه افتاده است و اين فكر كه سكولاريسم همه جهان را در بر مي گيرد , به
پايان رسيده است و اجتماع عظيم سياه پوستان مسلمان ايالات متحده
آمريكا در سال 1995 (1374 ) در واشنگتن و برخواستن طنين پرصلابت
« الله اكبر » در مقابل كاخ سفيد , مقر رياست جمهوري آمريكا را نشانه اي از
يك خيزش معنوي و اخلاقي در كانون يك جامعه سكولار
مي دانند.
آنچه بيان شد گوشه اي از نمودهاي عيني و واقعي عقبه سياسي
جمهوري اسلامي و پايگاه مردمي آن در سراسر جهان است كه بايد در
محاسبات و معادلات سياسي محور تحليل ها وسياست گذاريها و تصميمات
در حوزه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قرار گيرد.
محور دوم : هويت انقلاب اسلامي و انديشه و شخصيت امام خميني (ره );
دو عامل تعميق عقبه سياسي
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران , برخي رسانه هاي غربي پيش بيني
نمودند كه شيعه به دليل اينكه 10 درصد جمعيت مسلمانان را تشكيل مي دهد
و 90 درصد مسلمانان اهل سنت هستند و تفكر و انديشه آنها در تعارض با
تفكر اهل سنت و نيز در تعارض با جهان سكولار مي باشد , بر اين اساس پس
از مدتي اين تفكر در جهان منزوي شده و خود بخود خاموش خواهد شد.
اين تحليل بر عدم شناخت از هويت انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام
راحل (قدس سره ) مبتني بود. تحليل گران غربي نسبت به بن بستي كه
انديشه هاي مادي مانند سكولاريسم و لائيسم دچار آن شده اند , غافل بودند
و نياز بشريت به معنويت و تشنگي نسبت به بازگشت به باورهاي ديني را
درك نكرده بودند. در واقع محتواي انقلاب اسلامي ايران و انديشه هاي
سياسي امام خميني رهبر فقيد آن . پاسخي به نيازهاي روحي و معنوي
بشريت و خصوصا مسلمانان بوده است و بر اين اساس پيام آن در عمق
جانهاي تشنه ملتها و نخبگان متعهد جهان نفوذ خارق العاده اي نموده است
و اين حقيقت همان عنصر اصلي و اساسي صدور انقلاب اسلامي و تعميق
عقبه سياسي جمهوري اسلامي بوده است و لذا اين پيام , يك صد و پنجاه
سال برنامه ريزي انديشه هاي سكولاريستي و لائيك را بر عليه دين
درنورديده و موجي عظيم در حركت آزاديبخش اسلام در جهان پديد آورده
است .
مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايد :
« علي رغم گذشت بيش از يكصد و پنجاه سال از برنامه ريزي مدرن و همه
جانبه عليه اسلام , امروز در سراسر دنيا يك حركت عظيم اسلامي بوجود
آمده است كه به موجب آن اسلام در آفريقا , آسيا و حتي در قلب اروپا حيات
جديدي را بازيافته و مسلمانان به شخصيت و هويت واقعي خود پي
برده اند . » (10 )
بازگشت به خويشتن
بحران هويت همواره از ريشه اي ترين عوامل عقب ماندگي مسلمانان و
پذيرش سلطه استكباري و درماندگي 1,5 ميليارد مسلمان در برابر سه
ميليون صهيونيست بوده است .
امام خميني (ره ) با رهبري حكيمانه خود و ارائه چهره اي جديد از
اسلام و صدور پيام هاي حياتبخش انقلاب اسلامي به سراسر جهان , نه تنها
مسلمانان را از اين بحران نجات دادند بلكه در ميان غيرمسلمانان نيز موجي
از رويكرد به دين و معنويت را ايجاد نمودند.
دكتر « بداته » رئيس فدراسيون جوامع اسلامي اسپانيا ميگويد : « چهره
حياتبخش امام خميني (ره ) در جهان اسلام امري غيرقابل اغماض است .
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره ) سبب بروز تحولات و
دگرگونيهاي عظيم در جهان اسلام شد و وي چهره جديدي از اسلام ارائه
كرد . » (11 )
مفتي شهر سارايوو و مركز بوسني هرزگوين مي گويد :
« امام خميني (ره ) توانست با انقلاب اسلامي در ايران مسلمانان جهان
را به اسلام و هويت اصلي شان بازگرداند. اسلام بهترين راه حل مسائل دنياي
امروز و فرداست زيرا ديني است كه به همه نيازهاي جامعه بشري پاسخ گفته
است . » (12 )
يك انديشمند تاجيك مي گويد :
« امام خميني (ره ) روش نويني در نگرش به پديده هاي جهان مطرح
كرد . » (13 )
حسن الباش انديشمندمعروف فلسطيني مي گويد :
« جهان اسلام قبل از سال 1979 از فقدان هويت رنج مي برد , اما امام خميني
(ره ) با انقلاب خود توانست تغييرات بزرگي را در مردم و هويت و شخصيت
آنان ايجاد كند به طوري كه مسلمانان هم اكنون با افتخار به مسلمان بودن
خود مي بالند . « 14 )
پروفسور رفيق علي اف انديشمند آذربايجاني مي گويد :
« امام خميني با رهبري حكيمانه خود و با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ,
بر خلاف ادعاي مدعياني كه دين را عامل مخرب قلمداد مي كردند , نشان
دادكه اسلام يك دين سازنده و يك ايدئولوژي مبلغ ارزشهاي اخلاقي , صلح
و عدالت است . » (15 )
نهضت بيداري
يكي ديگر از آثاري كه از هويت انقلاب اسلامي و رهبريت امام
راحل (ره ) تحقق يافته و موجب تعميق عقبه سياسي جمهوري اسلامي شده
است , ايجاد موج عظيم بيداري در ميان ملتهاي مسلمان مي باشد كه در متن
اين بيداري الگوگيري از انقلاب اسلامي و محبوبيت آن مشهود است .
عباس البياتي دبيركل اتحاديه اسلامي تركمنهاي عراق ميگويد : « نام بنيانگذار
جمهوري اسلامي با بيداري اسلامي در هم آميخته به طوري كه نام هريك از
آنها مكمل ديگري شده است . امام خميني الگويي را بوجود آورد كه توانست
ارزشهاي اسلامي را با دستاوردهاي عصر كنوني سازگاري سازد . » (16 )
طلال عتريسي استاد دانشگاه لبنان ميگويد :
« پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره ) و افكاري كه از
اسلام ارائه كرد در سطح دنيا , دوانقلاب ايجاد نمود : انقلاب در داخل اسلام
و گرايشهاي فقهي اسلام به طوري كه لزوم حركت و جنبش را در اين عصر
مورد تاكيد قرار مي داد. بخاطر اينكه جامعه اسلامي و حكومت اسلامي را بپا
كند , برخلاف گرايشها و انديشه هاي عده زيادي كه اين فكر را رد
مي كردند.انقلاب دوم آن بود كه در سطح دنيا خارج از دايره اسلامي , فقهي
به وجود آمد كه تاكيد به اين موضوع داشت كه اسلام مي تواند تغيير ايجاد
كند و مي تواند به حاكميت برسد و مي تواند دولت تاسيس كند بر خلاف
فكري كه از دور , نهضت اروپا عليه آن بود ونيز دوره انتشار افكار ماركسيستي
كه اعتقادداشت كه دين ملتها را ضعيف مي كند و دين افيون
ملتهاست . »
نمونه اي از تاثير شخصيت امام خميني (ره )
« روبين وود زورث » در تشريح جريان ملاقات خود با امام (ره ) در جماران
مي نويسد :
« زماني كه امام خميني (ره )از در وارد مي شد احساس مي كردم كه از لابه
لاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت , گويا در وراي آن عباي
قهوه اي عمامه مشكلي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت : به طوري كه
همه بينندگان را محوتماشاي خود كرد , در آن هنگام حس كردم كه با حضور
او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او باقي نمانده است .
آري ! او بارقه اي از نور بود كه در قلب و روح همه حضار رسوخ كرده
بود , او تمام معيارهايي را كه گمان ميكردم مي توانند مرا در تعريف و ارزيابي
شخصيت و مقامش ياري كنند درهم شكست , او با حضور خود آن قدر در ما
تاثير گذارد كه احساس كردم تمام روح و جسم را فرا گرفته است !
.... زمانيكه بر روي صندلي خود نشت , احساس كردم كه نيرويي از
وجودش ساطع مي شود , نيرويي بسان يك گردباد كه اگر با دقت نگاه
مي كردي درمي يافتي كه نوعي « آرامش مطلق » در درون آن نهفته است , چرا
كه (امام ) خميني (ره ) بسيار جدي و استوار و مسلط بود.
در عين حال او را آنچنان ساكت و آرام مي يافتي كه گويي نيروي ثابت و
استوار در درون او جريان دارد و البته اين نيرو همان چيزي است , كه رژيم
سابق ايران را به يك باره برچيد. حال آيا چنين شخصيتي ميتواند يك فرد
عادي باشد ... من تاكنون هيچ يك از مردان بزرگ را برتر از اين مرد و يا
نظير او نديده ام
... كمترين چيزي كه مي توانم بگويم اين است كه گويا او يكي از انبياي
گذشته است و يا اين كه او موساي اسلام است و آمده تا فرعون كافر را از
سرزمين خود براند . » (17 )
محور سوم : نقش راهبرد « عمق سياسي جمهوري اسلامي » در محاسبات
سياسي
سومين محوري كه در سخنان مقام معظم رهبري وجود دارد , اشاره به
نقش اين راهبرد در محاسبات سياسي مي باشد و بر اين اساس تاكيد
نموده اند كه عمق عقبه سياسي نظام مورد غفلت مسئولين دولت و خصوصا
مسئولين سياست خارجي و شوراي عالي امنيت ملي قرار نگيرد.
منشا اتخاد اين راهبرد را مي توان يكي از مباني مردم سالاري ديني يعني
تكيه بر قدرت مردم بعنوان مولفه اصلي قدرت و اقتدار , دانست . اين مولفه
در انديشه هاي سياسي امام خميني (ره ) رهبركبير انقلاب اسلامي در سخنان
فراواني مورد تاكيد قرار گرفته است و معظم له عملا با تكيه بر اين مولفه ,
توانست مبارزات ملت ايران را تا سرنگوني رژيم شاهنشاهي مورد حمايت
قدرتهاي استكباري رهبري نمايد و سپس دهه اول انقلاب را كه در آن جنگ
8 ساله ابرقدرتها بر عليه جمهوري اسلامي وجود داشت , را با موفقيت و
پيروزي پشت سر بگذارد.
بنابر اين اساس اين راهبرد , توجه به قدرت عظيم مردمي است كه در
جهان به نظام جمهوري اسلامي ايران عشق مي ورزند و انقلاب اسلامي را
بعنوان يك الگو پذيرفته اند واگر قدري آزادي پيدا نمايند آن را بروز خواهند
داد.
اخوان المسلمين در مصر نمونه بارزي از اين حقيقت است . حمايت و
استقبالي كه مردم مسلمان در سراسر جهان اسلام از سخنان دكتر احمدي
نژاد رياست جمهور در سازمان ملل و خصوصا محو رژيم اسرائيل از صفحه
روزگار و افسانه هلوكاست نمودند و پيروزي حماس و افزايش اقبال
مسلمانان به جمهوري اسلامي ايران و گسترش نفرت از آمريكا در حج
امسال و تظاهرات در سراسر جهان عليه جنگ افروزان در عراق و افغانستان
و ده ها نموه ديگر , بيانگر اين حقيقت است كه عقبه سياسي جمهوري
اسلامي , حاوي يك قدرت عظيم مردمي در جهان اسلام و حتي جهان غرب
است كه بايد در سياستهاي خارجي خصوصا در چالش هسته اي كشورهاي
غربي با جمهوري اسلامي بدان تكيه شود. تكيه به چنين قدرتي از جهات
ذيل مي تواند در پيشبرد اهداف نظام ما موثر باشد :
الف ـ عقبه سياسي جمهوري اسلامي در جهان اسلام وحتي در جهان غرب
هويت حقيقي اجماع مورد ادعاي كشورهاي استكباري را آشكار مي سازد
زيرا اجماعي كه در خود حمايت 1,5 ميليارد مسلمان و ميليون ها انسان
آزاده در كشورهاي غربي و كشورهاي آفريقايي و كشورهاي آمريكاي لاتين
و... در خود ندارد , اجماعي نيست كه مسئولين دولت , بخواهند از آن هراسي
به خود راه دهند و بر مبناي آن سياستها خود را پايه گذاري نمايند.
ب ـ عقبه سياسي جمهوري اسلامي در جهان , قدرت نهفته ايست كه
مي تواند براي جمهوري اسلامي بعنوان يك عامل بازدارنده از فتنه
جويي هاي نظام هاي استكباري در محاسبات سياسي لحاظ گردد و براي
تعميق هرچه بيشتر آن با بهره گيري از دو عامل هويت انقلاب اسلامي و
انديشه هاي امام راحل و مقام معظم رهبري برنامه ريزي نمايند.
ج ـ دشمنان اسلام از عقبه سياسي جمهوري اسلامي در جهان , دچار غفلت
مي باشند و اين حقيقت از تكيه بيش از حد به اجماع جهاني كه در واقع
اجماع نظام هاي حاكم مي باشد , هويدا و آشكار است و بر اين اساس هشدار
به آنان نسبت به پتانسيل بالقوه اي كه در عمق عقبه سياسي جمهوري
اسلامي وجود دارد , ميتوان آنان را نسبت به عواقب وخيم
فتنه انگيزيهايشان , متنبه سازد.
محور چهارم : وظيفه مسئولين هسته اي در بكارگيري اين راهبرد
با توجه به آنچه كه حول محورهاي سه گانه بيان گرديد , مسئولين
هسته اي نظام جمهوري اسلامي ايران , علاوه بر تكيه بر عقلانيت ديپلماسي
و توجه به استراتژي غرب در چالش هسته اي با ايران مبني بر محروم نمودن
ايران از حق مسلم بهره گيري صلح آميز از انرژي هسته اي و نيز با توجه به
آموزه قرآني « مقاومت و پاسداشت حريم الهي دو عامل خنثي نمودن
توطئه هاي دشمنان مي باشد » لازم است راهبرد « عمق عقبه سياسي جمهوري
اسلامي » را بعنوان يك مولفه در كنار مولفه هاي ديگر در محاسبات سياسي
در جهت تحليل و راهكاريابي مقابله با زياده خواهي هاي استكبار جهاني ,
مورد ملاحظه قرار دهند.
منابع :
1 ـ كتاب انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني ص 114
2 ـ همان صفحه 119 و 118
3 ـ كتاب انتفاضه فلسطين صفحه 199
4 ـ كتاب فلسفه وجودي صفحه 73
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 78,7,18
6 ـ همان 84,7,11
7 ـ همان 84,7,11
8 ـ همان 78,7,4
9 ـ همان 78,7,10
10 ـ روزنامه كيهان 78,9,22
11 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 78,7,5
12 ـ همان 78,7,5
13 ـ همان 78,7,5
14 ـ همان 78,7,10
15 ـ همان 78,7,12
16 ـ همان 78,7,5
17 ـ كتاب عصر امام خميني (ره )
استراتژي محو رژيم صهيونيستي اسرائيل از صفحه روزگار و
افشاي افسانه هولوكاست يك موج جهاني از حمايت ملتهاي
مسلمان و نخبگان متعهد كشورهاي غربي را پديد آورد كه خود
نمود مشخصي از عمق عقبه سياسي نظام جمهوري اسلامي
ايران مي باشد
بدون شك بنيانگذار انقلاب اسلامي با حركت توفنده خود
يك حادثه تاريخي و بسيار بزرگ را براي قرن بيستم رقم زد و
اين انقلاب فراتر از مرزهاي ايران به عاملي در جهت به حركت
در آوردن نهضت هاي آزاديبخش تبديل شده است
تحليل گران غربي معتقدند كه جريان بازگشت ملتها به
دين باوري كه يكي از آثار انقلاب اسلامي ايران به شمار
مي رود , همانند يك سيل خروشان به راه افتاده است و اين فكر
كه سكولاريسم همه جهان را در بر مي گيرد , به پايان رسيده
است

|