فاجعه وحشتناك انفجار حرم امام هادي و امام عسگري عليهماالسلام
در سامرا , از بزرگترين جنايات عصر ماست . با اين جنايت , بلافاصله فرياد
خشم و اعتراض از عموم مسلمانان و شيعيان و بخصوص حوزه هاي علميه
برخاست . روشن است كه چنين فاجعه هولناكي از سوي كساني انجام
مي شود كه اصول بنيادين اسلام واقعي و با اسوه هاي والاي اسلام در ستيزه
بوده و بيش از همه با « امامت و ولايت » در جنگ مي باشند و بغض و كينه
پيروان اين مكتب را در دل دارند. در كنار اين واقعيت آشكار , دو واقعيت
ديگر نيز نبايد از نظر دور بماند : يكي دخالت اشغالگران عراق در بروز چنين
وقايعي , و ديگري اهداف و پيامدهاي اين جنايت .
درباره نكته اول اگر به عصبانيت اشغالگران از روند سياسي اوضاع در
عراق كه به حاكميت شيعيان و عناصر مخالف آمريكا مي انجامد توجه داشته
باشيم , نيازي به استدلال وجود ندارد. اين عصبانيت « نقطه تلاقي دو جريان
« اشغالگر » و « اقليت متعصب و زياده طلب » است و در همين نقطه است كه هر
دو جريان روياهاي خود را در بلعيدن عراق , بر باد مي بينند. از اين رو
شگفت آور نيست كه در پروژه مقابله با « حاكميت اكثريت » در عراق ,
افراطي ترين جريان فرقه اي و خشن ترين عناصر مدعي مذهبي , همراه و
همگام با اشغالگران عمل كنند و هر دو با استفاده از زبان زور ـ يكي به استناد
« حق وتو » و ديگري به استناد « حق ترور » ! ـ خواستار عدم حضور شيعيان
عراق , در پست هاي كليدي از آن جمله وزارت دفاع , نفت و كشور شدند.
براساس همين واقعيات است كه حضرت آيت الله سيستاني در روزهاي
اخير , با شدت و صراحت بيشتري , به دخالت هاي اشغالگران اعتراض نموده
و در پي جوئي از زمينه هاي جنايت سامرا , انگشت اتهام را متوجه آنان
ساخته است و تلويحا تهديد كرده است كه با ادامه شرايط كنوني ,
آمريكائيها , نمي توانند به امنيت نيروهاي خود از سوي شيعيان , و يا اهل
سنت , اطمينان داشته باشند.
با توجه به اين نكته , نكته دوم نيز نيازي به توضيح ندارد. اشغالگران
اميدوارند كه با اينگونه جنايات , عراق را در معرض جنگ داخلي و
درگيريهاي فرقه اي قرار داده و علاوه بر جلوگيري از استقرار دولت متكي بر
آراي اكثريت , تداوم حضور خود را در منطقه , توجيه كنند. پس از جنايت
سامرا , در حالي كه آمريكا مسئوليت در اين جنايت را نفي مي كرد , روزنامه
الوطن فاش ساخت كه « آمريكا » با تشكيل « گروه ويژه » به دنبال « جنگ
داخلي » و مذهبي در عراق است تا علاوه بر كاهش حملات عليه نظاميان
خود , توجيهي براي ادامه اشغالگري داشته باشد. » بي جهت نيست كه پس
از جنايت سامرا , از سوي دفتر آيت الله سيستاني اعلام گرديد : « آيت الله
سيستاني جلوگيري از « جنگ مذهبي » را « مهم ترين وظيفه » براي همه
مي داند. »
مروري بر رويدادهاي ده روز اخير و مواضع حوزه نجف و بخصوص
مرجعيت عراق , نشان مي دهد كه زعماي حوزه نجف , با درايت و هوشياري
كامل با حادثه برخورد نموده و ضمن دعوت از مردم براي حضور در صحنه و
خنثي كردن توطئه هاي دشمن , اهداف جنايت كاران و اشغالگران را تبيين
نموده , و تلاش خود را براي جلوگيري از تقابل شيعيان و اهل سنت به كار
گرفته اند.
جنايت سامرا , بلافاصله حوزه قم را نيز به خروش و اعتراض درآورد و
بزرگان حوزه , ـ به جز حضرت آيت الله بهجت ـ با بيانات و اعلاميه ها و
حضور در اجتماعات اعتراض آميز , نظرات خود را در محكوم نمودن اين
فاجعه و تكليف امت اسلامي در قبال آن بيان نمودند. اين نظرات را در « سه
نگاه » مي توان منعكس نمود :
نگرش اول
در اين نگاه , تحليل ها بيشتر « جنبه شكلي » داشته و به ريشه ها و
پيامدهاي مساله كم تر پرداخته مي شود , نقطه ثقل اين نگرش « تاكيد بر
مبارزه با تروريسم » است . ادبيات به كار گرفته شده در اين تحليل , چندان
« عام » و به دور از ادبيات ويژه حوزوي است كه بر هر حادثه ديگري كه
توسط تروريست ها مثلا در يك معبد هندوها و يا در يك سينماي اروپائي
اتفاق بيفتد , قابل انطباق است . مثلا گفته شد : « امروز بشريت و همه
طرفداران حقوق بشر و انسانيت عزادار اين حادثه هستند , من از طرفداران
آزادي و حقوق بشر مي خواهم كه امنيت اماكن متبركه و مراكز حساس حفظ
شود , اگر جلوي حوادث تروريستي گرفته نشود , جنايت كاران و تروريست ها
قدرت بيشتري پيدا مي كنند. بايد تروريست ها مجازات شوند تا در جامعه ,
تروريسم از بين برود و اگر امروز جلوي ترور گرفته نشود , فردا همه گرفتار
خواهيم شد. »
در اين بيانات تروريسم محكوم مي شود و انفجار حرم امام هادي و
عسگري , منافي با حقوق بشر شمرده مي شود , ولي بر جنبه خاص اسلامي
موضوع از قبيل « هتك حرمت امامت » و از ادبيات قرآني مانند : « محاربه با
خدا و پيامبر » تاكيد نمي گردد. بايد پرسيد : چرا در مسائلي كه به « كيان
اسلام » و « تشيع » مربوط مي شود مانند حرمت كعبه , پيامبر , قرآن و امام
عليه السلام , به « حق خداوند » كه فراتر از « حق بشر » است استناد نمي كنيم و
چرا اين موضوعات فوق العاده مهم و مقدس را به سطح معمولي تنزل
مي دهيم مگر حق الهي مبدا و منشا حقوق ديگر نيست و مگر آدمي نبايد
حقوق خود ـ و حتي حق حيات ـ را در برابر آن , ناديده انگارد امام سجاد
عليه السلام در رساله الحقوق فرموده است : « و اكبر حقوق الله عليك , اوجبه
لنفسه تبارك و تعالي من حقه الذي هو اصل الحقوق و منه تفرع »
نگرش دوم
در اين نگاه , بيشترين توجه به « ابعاد معنوي » اين جنايت متمركز است .
در بيانيه يكي از حضرات آيات آمده است : « قبه اي منهدم شد كه آرامگاه دو
مصباح مشكاه هدايت و مرقد دو نجم آسمان ولايت و امامت است . قطب
عالم امكان , ثمره وجود نور علي نوري است كه در آن بقعه منوره
آرميده اند... مرقد دو نوري كه خداوند منان با اين بيان معرف آنان است
منهدم شد تامل در مضامين اوصاف آن « امام مبين .... براي كمل از علما
ربانيين كافي است كه عظمت اين مصيبت عظمي و داهيه دهيا را نشان دهد
كه اهانت به امين وحي خدا و خازن علم خدا , اهانت به ذات قدوس خداوند
عالم و به حمله وحي و علم خدا از آدم تا به خاتم است ..... »
در اين بيانيه , و نيز در بيانيه يكي ديگر از آقايان , هيچ اشاره اي به
دست هاي ناپاكي كه اين جنايت را خلق كرده , و اهداف شوم آنها و وظايف
شيعيان در قبال آنها نشده است . آنان تنها به بيان اين نكته بسنده كرده اند كه
مسلمانان بايد « عزادار » باشند و « انزجار » خود را به گوش جهانيان برسانند
و آنچه در توان دارند در « تعظيم اين مصيبت » انجام دهند.
و در كنار اين سكوت درباره مسائل اساسي اين جنايت , يكي از حضرات
در همان روز وقوع فاجعه ـ پس از چند ساعت از وقوع انفجار ـ در مسجد
اعظم قم , ضمن اظهار تاسف و تالم از اين جنايت هولناك , گفتند : « اي
حكومت ايران , اي دولتي كه به بركت اسم امام زمان اين حكومت را به دست
آورده اي , خانه امام زمان را خراب كردند , به محكوم كردن و به اين
حرف هاي بچه گانه , نبايد قناعت كنيد , مملكت را بايد سراسر عزا كنيد » . در
اين سخنراني نيز كه مسئولان نظام مورد خطاب و عقاب قرار گرفته اند ,
كمترين تعرضي به بانيان جنايت ديده نمي شود! و براي هوشياري مردم در
برابر اين جنايات و عكس العمل مناسب در برابر آن , هيچ رهنمودي ارائه
نشده است .
نگرش سوم
نگاه سوم , نگرشي است كه در عراق آيت الله سيستاني , و در ايران رهبر
معظم انقلاب و اكثريت مراجع در بيانيه هاي خود منعكس نموده اند. اين
اعاظم از يك سو شيعيان داغدار را به ريشه ها و عوامل اصلي فاجعه متوجه
نموده , و از سوي ديگر , با هدايت آنان , نسبت به حركت هاي نسنجيده اي كه
ممكن است صورت بگيرد , هشدار دادند. حضرت آيت الله خامنه اي
فرمودند : « از هرگونه عملي كه به تعارض و دشمني برادران مسلمان
مي انجامد جدا پرهيز كنيد , يقينا دست هايي در كار است كه شيعيان را به
تعرض به مساجد و مكان هاي مورد احترام اهل سنت وادار كند , هرگونه
اقدامي در اين جهت كمك به مقاصد دشمنان اسلام و شرعا حرام است . »
حضرت آيت الله فاضل هم شيعيان را به هوشياري فراخواندند :
« دشمنان اسلام كه اين روزها از حيات مجدد عراق و بازگشت مجدد عظمت
به اين كشور بيمناك گشته اند , به دنبال ايجاد جنگهاي داخلي و تفرقه بين
مسلمانانند و خصوصا اين توطئه شوم را اشغالگران ظالم دنبال
مي نمايند... »
حضرت آيت الله شبيري زنجاني اعلام كردند : « مسئوليت اين حركت در
درجه نخست متوجه اشغال گران و دولتهاي استكباري و صهيونيست است
كه با حمايت آشكار و پنهان خود , زمينه پيدايش و استمرار اين حركات را
فراهم مي سازند.
حضرت آيت الله صافي هم به صراحت اعلام كردند كه « آمريكا و
دولت هاي غربي را در اين جنايت مسئول مي دانيم . »
در بيانيه هاي حضرات آيات مكارم شيرازي , نوري همداني و موسوي
اردبيلي نيز همين نگرش ديده مي شود.
ترديدي نيست كه « عزاداري » در اين « مصائب » و « اعتراض » در اين
« مظالم » و « مقاومت » در برابر اين « فتنه ها » وظايف سه گانه اي است كه
همديگر را تكميل مي كنند و حوزه هاي علميه بايد « پرچم عزا » برافراشته و
« فرياد اعتراض » برآورده و جريان « مقاومت » را هدايت نمايند.
عصبانيت از روند سياسي اوضاع در عراق نقطه تلاقي دو
جريان « اشغالگر » و « اقليت متعصب و زياده طلب » است و در
همين نقطه است كه هر دو جريان روياهاي خود را در بلعيدن
عراق , برباد مي بينند
چرا در مسائلي كه به « كيان اسلام » و « تشيع » مربوط مي شود
مانند حرمت كعبه , پيامبر , قرآن و امام عليه السلام , به « حق
خداوند » كه فراتر از « حق بشر » است استناد نمي كنيم و چرا اين
موضوعات فوق العاده مهم و مقدس را به سطح معمولي تنزل
مي دهيم
نگاه سوم , نگرشي است كه در عراق آيت الله سيستاني , و در
ايران رهبر معظم انقلاب و اكثريت مراجع در بيانيه هاي خود
منعكس نموده اند. اين اعاظم از يك سوي « شيعيان داغدار را
به ريشه ها و عوامل اصلي فاجعه متوجه نموده , و از سوي ديگر ,
با هدايت آنان , نسبت به حركت هاي نسنجيده اي كه ممكن است
صورت بگيرد , هشدار دادند

سخن اعلام
اهانت به پيامبر اسلام و مسئوليت فراموش شده حوزه
|

حضرت آيت الله فاضل لنكراني
مقدمه
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني , يك روز قبل از فاجعه سامرا , (سه شنبه
دوم اسفندماه ) در آغاز درس خارج خود , در باره كاريكاتورهاي موهن از پيامبر
اسلام (ص ) كه در مطبوعات غربي به چاپ رسيد , مطالب مهمي بيان نمودند واز
سكوت و بي تفاوتي حاكم بر حوزه هاي علميه به شدت انتقاد كردند و اين سوال
اساسي را مطرح نمودند كه چرا در حوزه هاي علميه عكس العمل مناسب وجدي در
اين باره ديده نمي شود
باتوجه به اهميت موضوع , « متن كامل » بيانات معظم له را كه تاكنون منتشر
نشده است ـ ارائه مي نمائيم . انشاالله بزودي در باره منشا اين گونه بي تفاوتي ها در
حوزه , به بحث و بررسي خواهيم پرداخت .
بسم الله الرحمن الرحيم
قبل از آن كه بحثمان را شروع كنيم , لازم ديدم كه در مورد مساله
كاريكاتورهايي كه مطبوعات غربي به خصوص دانمارك در رابطه با همه
مقدسات ما از خداي متعال گرفته تا رسول اكرم (ص ) كشيده اند , صحبت
كنم كه واقعا نه تنها قلوب شيعيان و مسلمانان را جريحه دار كرده اند بلكه
قلوب جميع كساني را كه به خداي متعال معتقد هستند , داغدار كرده است ,
و ديدن اين عكس ها براي كليه مسلمين و بلكه كليه متدينين واقعي به اديان
الهي سخت است . هرچند كه آن اديان به نظر ما نسخ شده از بين رفته است و
دين اصلي , دين پيغمبر اكرم (ص ) و اميرالمومنين (ع ) است كه آيه شريفه
« اكملت لكم دينكم و رضيت لكم الاسلام دينا » اين نكته را بيان مي كند كه با
نداشتن ولايت اميرالمومنين (ع ) كه اكمال دين و اتمام نعمت است , « رضيت
لكم الاسلام دينا » تحقق پيدا نمي كند و بلكه دليل بر اين است كه فاقد ولايت ,
اصلا فاقد اسلام واقعي است .
كاريكاتورهايي كه كشيده بودند , به گونه اي بود كه نه تنها به رسول
خدا(ص ) توهين كرده بودند , بلكه حتي به تمام افرادي كه متدين به اديان
الهي هستند , توهين كرده اند , و به حدي عجيب است كه انسان بايد ببيند و
گريه كند , و جدا هنگامي كه من ديدم مبهوت شده و واقعا مي خواستم گريه
كنم . در مقابل اين عملي كه دردرجه اول از كشور دانمارك صادر شد , و در
روزنامه نيز ديدم كه دولت دانمارك بيان كرده آزادي بيان و آزادي قلم هزينه
دارد و به هيچ وجه از اين آزادي بيان و آزادي قلم عدول نخواهيم كرد و
حاضريم كه همه هزينه هايش را پرداخت كنيم , به صراحت نيز بيان كردند كه
حتي حاضر نيستند نسبت به عملي كه ارتكاب يافته است , عذرخواهي
نمايند و جلوي چاپ اين گونه كاريكاتورها را بگيرند.
اين مساله نه تنها يك موجي را در كشورهاي اسلامي به راه انداخت ,
بلكه هر كجا متدين به خدا وجود داشت . هر چند اعتقادي به رسول
خدا(ص ) هم نداشتند , در مقابل اين اهانت ها موضع گرفتند و شروع به
راهپيمايي هاي مفصل و طولاني كردند , به گونه اي كه ديروز در روزنامه
جمهوري اسلامي نوشته بود كه در تظاهرات و راهپيمايي نيجريه حدود
شصت نفر كشته و مجروح شدند. حتي در كشورهايي مثل انگلستان كه
حكومتشان يك حكومت ضدخدايي است , راهپيمايي هاي عجيب و غريبي
صورت گرفت كه انسان واقعا نمي تواند تصوركند كه مثلا در پايتخت
انگلستان (لندن ) چنين تظاهراتي در مقابله با اين كاريكاتورها انجام گرفته
باشد.
بالاخره , در اين رابطه همه عكس العمل نشان دادند , صنف ها و گروه هاي
مختلف از كشورهاي مختلف ـ حتي كشورهاي اروپايي ـ در مقابل اين
توهين ها موضع گرفتند , به گونه اي كه حتي اجناس دانماركي در كشورهاي
اسلامي تحريم شد و در ممالك اسلامي بالخصوص دستور داده شد كه كسي
اجناس دانماركي را نخرد. خود من نيز در اعلاميه اي كه در اين رابطه داده
بودم , روي اين معنا تاكيد كردم .
اما مسئله اين است كه آيا در اين رابطه لازم نبود كه روحانيت و
حوزه هاي شيعه پيشقدم باشند بيان كردم كه خود من در اين رابطه بيانه و
اعلاميه تندي دادم , اما فكر مي كردم كه چرا روحانيت در اين رابطه
عكس العمل چنداني از خود نشان نداد و چرا در اين باره سكوت كرد چرا
حوزه هاي علميه لااقل در سراسر ايران , در مقابل اين مطلب ساكتند
متاسفانه برنامه هاي تلويزيوني ما نيز گاهي اشاره به اين مسائل دارد , ولي
برخورد يك دولت انقلابي اسلامي كه اصلا خصيصه انقلاب ما اسلامي
بودنش است , آنهم اسلام حقيقي كه از بيانات ائمه (ع ) استفاده مي شود ,
نبايد چنين باشد ! آيا روحانيت نمي بايست عكس العملي از خود نشان
مي دادند كه دنيا بفهمد روحانيت شيعه چنين اشكال مهمي كرده و چنين
اعتراض عمومي داشته است
من در اين رابطه خيلي ناراحتم .البته از يك طرف هم نمي خواستم با
افرادي كه مديريت حوزه را دارند ـ چه شوراي عالي حوزه و چه مديريت
حوزه ـ مخالفت و برخورد كنم , چون مبنايم اين نيست كه در امور داخلي
حوزه تصرف كنم , براي خاطر اين كه تمام اينها را روي قاعده مي بينم .
بالاخره آن چيزي كه من انتظار دارم , اين است كه بايد روحانيت شيعه ,
هرچه زودتر يك عكس العمل جدي در سراسر ايران از خود نشان بدهد كه
علي القاعده در دنيا نيز انعكاس پيدا مي كند و انعكاسش هم لازمه اعتقاد
ماست , اعتقادي كه ائمه عليهم السلام به ماياد و نشان داده اند. انقلاب ما هم
انقلاب اسلامي است و همان گونه كه گفتم من حتي از تلويزيون نيز گلايه
دارم كه گاهي از اوقات , اين مسائل را به صورت سطحي و مانند نقل قول
بيان مي كند و اگر برخورد مي كند , مانند جز صدم است نه جز اول , در
حالي كه اين موارد جز اول كار ماست . اگر خداي نكرده در مورد يكي از
مسئولين كه عقيده به انقلاب هم داشته باشد يك كاريكاتوري بكشند كه به
افراد ديگر هم هيچ ربطي نداشته باشد , چه مقدار عكس العمل نشان
مي دهيد , پس , چرا برخوردتان در رابطه با خدا و پيغمبر(ص ) يك برخورد
سطحي است
درست است كه در روز بيست و دوم بهمن , الحمدالله راهپيمايي عظيمي
داشتيم و خيلي هم گفتيم كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست , ولي انرژي
هسته اي كجا , خدا و پيغمبر (ص )كجا , انرژي هسته اي را به آسمان
رساندند. آخرش هم چه پيش خواهد آمد , خدا بايد ان شاالله كمك كند. اما
اين مساله , مساله خود خدا و خود پيغمبر(ص ) است , چه كسي در اين
رابطه از دولت انقلاب اسلامي نزديكتر است كه يك برخورد جدي , برخورد
قطعي و برخورد حسابي با اين مساله داشته باشد ! لذا , هر چند من اعلاميه
نسبتا تندي هم دادم ولي اين را كافي نمي دانم , بايد سراسر روحانيت شيعه
در ايران , چه در حوزه علميه قم و چه در سايرحوزه ها يك روز به خصوص
از روزهاي درسي حوزه , نه روز پنجشنبه كه بگويند روز پنجشنبه چون روز
تعطيلي درس هاست و اينها از نظر تحصيل و تدريس اشتغالي ندارند , دنبال
اين كار آمدند. دنيا بايد بفهمد كه ما درسمان را فداي اين كار كرديم و روز
تحصيلي مان را براي اين معنا گذاشتيم . لذا , من معتقدم كه بايد يك فكري
كرد. بحمدالله همه ما نيز از امام بزرگوار(ره ) اين درس را گرفته ايم كه حتي
اگر يك نفر مي تواند در مقابل استكبار جهاني بايستد , بايد كه چنين كند ,
مگر امام (ره ) چند نفر بود يك نفر بود كه توانست آمريكا را اين گونه به
زمين بنشاند. روحانيت شعيه نيز كه تابع راه امام و معتقد به انقلاب اسلامي
ايران است , آيا مناسب است كه در اين رابطه سكوت كند يا مناسب نيست
بالاخره انتظار من از روحانيت شيعه اين است كه هر چه زودتر به فكر
اين معنا بيفتد و تمام حوزه هاي ايران در يك روز تحصيلي , تحصيل
خودشان را تعطيل كنند و در اين رابطه و به قصد مقابله و اعتراض در برابر
اين اهانت ها يك تجمع سراسري در حوزه هاي ايران برپاكنند. من دلم
مي خواست كه اين كار فردا صورت پذيرد , ولي مسئولين حوزه گفتند تا به
تمام حوزه هاي ايران اطلاع رساني كنيم و آمادگي آنها را جمع كنيم طول
مي كشد و اين جريان بايد چند روز بعد واقع شود.
اين معنا خيلي مرا ناراحت كرده بود , به طوري كه خواب را از من ربوده
بودو نمي توانستم بخوابم , چون بعضي از اين كاريكاتورها به حدي شرم آور
است كه حتي قدرت ندارم براي شما آن را تشريح كنم و شما هم قطعا قدرت
شنيدنش را نداريد. اين مصيبتي است كه مخصوصا براي عالم اسلام پيش
آمده است , هر چند عرض كردم كه براي همه صاحبان اديان و كساني كه
واقعا معتقد به خدا هستند و خداوند را موثر در اين عالم مي دانند , از اين
واقعه ناراحت و داغدار شده اند.
امروز نيز با آن كه درس را نوشته و كتابش را آورده بودم , چنين صلاح
ديدم كه و دلم مي خواست كه شما در اين جريان به نحو اجمال قرار بگيريد
و بدانيد كه به عالم اسلام و به انقلاب اسلامي به خصوص , چه لطمه هايي
وارد مي كنند. بر ما لازم است كه در اين مورد ساكت ننشينيم و البته اين
زمان , زمان سكوت هم نيست , در اين زمان كه اگر به مورچه اي ظلم شود , در
اينترنت منعكس مي كنند كه به فلان مورچه در فلان نطقه زمين ظلمي شده
است , حال , آيامابايد بي تفاوت بنشينيم وهيچ عكس العملي از خود نشان
ندهيم
بنابر اين , ان شاالله فكري كنيد و زمينه را كاملا براي اعتراض سراسري
حوزه هاي شيعه در ايران فراهم كنيد. والسلام .

| |