شوراي امنيت يكي از اركان اصلي سازمان ملل متحد است كه اخيرا
مرتبط با پرونده هسته اي ايران نام آن تكرار مي شود.
اين همزماني از آن روي است كه پس از نشست اخير شوراي حكام و بر
اساس تصويب آن از مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي خواسته شده
است كه پس از برگزاري نشست ماه مارس (اسفند) اين شورا , موضوع برنامه
هسته اي ايران به شوراي امنيت « گزارش » شود.
آنچه در ادامه مي آيد مروري مجمل بر ماهيت اين شورا و گردش كار آن
است .
بر اساس ماده 24 منشور ملل متحد , شوراي امنيت يكي از اركان اصلي
سازمان ملل متحد محسوب مي شود و « مسئوليت اساسي » حفظ صلح و
امنيت بين المللي را بر عهده دارد.
تركيب اين شورا شامل انجمن محدودي از دولتها است كه اعضاي آن به
دو دسته دايم و غيردايم تقسيم مي شوند.
جمهوري خلق چين , ايالات متحده آمريكا , فرانسه , روسيه و انگليس
اعضاي دايم اين شورا هستند.
اين اعضا علاوه بر حضور مداوم در شورا , از امتياز ويژه « حق وتو » هم
برخوردارند.
گفته مي شود در انتخاب اعضاي غيردايم ملاكهايي چون « كمك به حفظ
صلح و امنيت بين المللي » و نيز « توزيع عادلانه كرسي هاي شورا از لحاظ
جغرافيايي » مورد نظر قرار مي گيرد.
انتخاب 5 عضو دايم بر اساس روابط قدرت در سطح جهان پس از
جنگ جهاني دوم و يك انتخاب سياسي بوده است لذا بسياري از كشورها
معتقدند كه با تغيير اين روابط در وضعيت كنوني بايد در اين زمينه بازنگري
شود.
اعضاي غيردايم كنوني شورا نيز كشورهاي آرژانتين , كنگو , دانمارك ,
غنا , يونان , ژاپن , پرو , قطر , اسلواكي و تانزانيا هستند.
از سوي ديگر , رياست دوره اي يك ماهه شوراي امنيت از اول مارس
(10 اسفند) به عهده آرژانتين خواهدبود .
وظايف و اختيارات شوراي امنيت
الف ـ حل مسالمت آميز اختلافات
مداخله شوراي امنيت در اينگونه موارد شامل اختلافاتي است كه
احتمالا صلح و امنيت بين المللي را « مورد تهديد » قرار مي دهند و شورا به
آنها صرفا از طرق مسالمت آميز رسيدگي مي كند.
شوراي امنيت « در صورت احتمال » بروز « تهديد عليه صلح » , « نقض
صلح » يا « اقدام تجاوزكارانه » اعمال روشهاي مسالمت آميز براي حل
اختلاف را به طرفين دعوا توصيه مي كند. روشهاي مسالمت آميز سنتي در
اين زمينه عبارتند از : مذاكره , سازش , ميانجيگري , تحقيق , داوري , رسيدگي
قضايي , توسل به نهادها يا ترتيبات منطقه اي و يا ساير وسايل
مسالمت آميز.
ب ـ توسل به اقدامات جبري و تنبيهي
شوراي امنيت در صورت احراز « تهديد عليه صلح » , « نقض صلح » يا
« اقدام تجاوزكارانه » تصميم به استفاده از روشهاي « قهري و تنبيهي »
مي گيرد.
نحوه رسيدگي
شوراي امنيت اموري را كه به آن سپرده مي شود , به طور خودكار در
دست رسيدگي قرار نمي دهد بلكه اين امر بايد به تصويب اكثريت 9 عضو اين
شورا برسد و پس از آن شورا صلاحيت رسيدگي به آن را مي يابد. ممكن
است بر اين اساس شورا به اين نتيجه برسد كه اين موضوع يك اختلاف
بين المللي نيست و بايد از دستور كار خارج شود.
در رسيدگي به « اختلاف » يا « وضعيت » كه صلح و امنيت بين المللي را به
مخاطره بياندازد , شورا موظف است از طرفين اختلاف دعوت كند تا در
مذاكرات مربوطه « بدون حق راي » شركت كنند.
نحوه راي گيري
در شوراي امنيت , در شوراي امنيت ملل متحد , اكثريت آرا ملاك
راي گيري است اما نحوه تركيب اكثريت در تمام موارد يكسان در نظر گرفته
نشده است .
بر اين اساس نحوه تصميم گيري در « مسايل مربوط به آيين كار » و در
« ساير مسايل به جز آيين كار » متفاوت است .
قطعنامه هاي مربوط به « مسايل مربوط به آيين كار » با اكثريت 9 راي
مثبت بدون در نظر گرفتن نوع عضويت اتخاذ مي شود.
تصميمات مربوط به « ساير مسايل به جز آيين كار » با اكثريت كيفي يعني
با 9 پانزدهم اعضا به طوري كه هيچيك از اعضا راي منفي نداده باشند , اتخاذ
مي شود.
در اينگونه موارد اگر 14 عضو راي مثبت و فقط يك عضو راي منفي نيز
بدهد , تصميمي در اين مورد اتخاذ نخواهد شد كه به آن « وتو » مي گويند.
در اين زمينه « امتناع » يك عضو به عنوان « وتو » تلقي نمي شود و قطعنامه
صادر شده با حتي يك راي ممتنع داراي همان آثار حقوقي الزام آور حقوقي
است كه ساير قطعنامه ها از آن برخوردارند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|
نقض حقوق مدني سياهان در آمريكا
|
زماني كه از جنبش مدني امريكا سخن به ميان مي آيد
ناخودآگاه نام رهبر جنبش مدني سياهان « مارتين لوتر كينگ » در
ذهن متبادر مي شود. آيا سياهان آمريكا سالها پس از مرگ اين
رهبر ملي به حقوق خود در كشور مدعي دمكراسي و آزاديهاي
برابر دست يافته اند پاسخ به اين سئوال را با مروري در
تاريخچه پايان عصر بردگي و تبعيض نژادي در
آمريكا دنبال مي كنيم .
آمريكا 16 ژانويه گذشته (تقريبا 50 روز پيش ) را به عنوان
سالروز تولد رهبر اين جنبش در حالي جشن گرفت كه پس از
گذشت سالها از قيام وي جامعه سياهان نه تنها با مشكلات
عديده شهروندي مواجه هستند كه در پي بي اعتنايي به اين بخش
از جامعه آمريكا اينك سياهپوستان به پاشنه آشيل واشنگتن نزد
مخالفانش بويژه در آمريكاي لاتين تيديل شده اند. « مارتين لوتر
كينگ » اينك به عنوان قهرمان ملي نزد اغلب مردم اين كشورها
محسوب مي شود.
اين در حالي است كه خود وي همواره اطلاق واژه قهرمان
را بر خود نفي مي كرد و معتقد بود كه اين مردم هستند كه محرك
اصلي براي جنبش حقوق مدني هستند. به عقيده وي جوانان و
دانش آموزاني كه به خيابانها مي ريختند و بدون توقف و دور از
خشونت كار مي كردند همانهايي بودند كه شرايطي را مهيا كردند
تا « مارتين لوتر كينگ » در چنين فضايي رشد پيدا كند و بر اساس
اصرار همين انسانها به قهرمان امريكا تبديل شود.
پايان نژادپرستي عليه سياهان
جنبش مدني خواهي آمريكا در سال 1954 (1333 ) به
رهبري كينگ روند جديدي را شاهد بود. پس از اعلاميه معروف
« تئودور روزولت » رييس جمهور وقت آمريكا مبني بر تضمين
آزاديهاي مدني شامل آزادي بيان و آزادي مذهب و... جنبش
مدني سياهان در كمتر از 14 سال يعني از سال 1954 تا سال
1968 (1333 تا 1347 ) توانست ضربه مهلكي را بر نظام
نژادپرستي آمريكا وارد كند.
آغاز اين ضربه با بحراني در سيستم حمل ونقل مسافربري
عمومي آمريكا كليد خورد. زماني كه يك زن سياهپوست به نام
« روزا باركس » توصيه هاي راننده يك اتوبوس مسافر بري شهري
را در خصوص بلند شدن از جايش براي نشستن يك سفيد
پوست رد كرد و نپذيرفت . در پي امتناع اين زن سياهپوست از
درخواست راننده , وي مراتب را به اطلاع پليس رساند و
ماموران پليس نيز اين زن را به اتهام مخالفت با قانون دستگير و
روانه زندان كردند. اين حادثه اثر بزرگي در تحريك احساسات
سياهان نسبت به ظلم و ستم و تبعيضي گذاشت كه از سوي سفيد
پوستان عليه سياهان رواداشته مي شد.
به گونه اي كه شهروندان سياهپوست آمريكايي به مدت يك
سال كامل استفاده از اتوبوسهاي شهري عمومي را تحريم كردند.
دانشجويان و دانش آموزان نيز در سال 1960 (1339 )
اقدام به برگزاري تحصن و اعتصابات عمومي كردند. همچنين
راهپيمايي بزرگ در واشنگتن در سال 1963 (1342 ) كه در آن
نيم ميليون آمريكايي سياهپوست مشاركت داشتند از ديگر نشانه
هاي مبارزه با نژادپرستي در آمريكا بود. و در نهايت در سال
1965 (1344 ) سياهان از حق نشستن در يك مكان واحد در
كنار سفيد پوستان برخوردارشدند و به آنان تمامي حقوقي كه به
سفيد پوستان تعلق مي گرفت اختصاص داده شد بدون هيچ گونه
استثنايي .
تاريخ بردگي در آمريكا
بردگي در ايالات متحده امريكا با آفريقايي هاي سياهپوست
در MayFlower مرتبط است بويژه از زماني كه كشتي اروپايي
سال 1620 (999 شمسي ) در سواحل شرقي ايالات متحده لنگر
انداخت .
در آن وقت تجار و بازرگانان اروپايي ميليونها آفريقايي
سياهپوست را از قاره سياه ربوده و يا خريداري كردند و در
شرايط بسيار سخت و فاجعه بار آنان را از طريق كشتي هاي
باربري به آمريكا منتقل كردند كه تراژدي اسف بار انتقال آنان را
از طريق كشتي و برخوردهاي پست و وقيحانه سفيد پوستان
اروپايي و آمريكايي با آنان را احتمالا همه ما از طريق سريال
تلويزيوني « ريشه ها » مشاهده كرده ايم .
براساس گزارشهاي موثق , ايالت ماساچوست آمريكا
نخستين ايالتي بود كه نظام تبعيض نژادي عليه سياهان در آن به
اجرا گذاشته شد. سياهپوستان افريقايي تبار در فرايند اين بردگي
در مساحتهاي بسيار بزرگي از زمينهاي كشاورزي به كار گرفته
مي شدند بدون آنكه در ازاي عمل انجام داده اجرتي دريافت
نمايند. در اين دوره زماني واژه « سياه » ارتباط مستقيمي با
« بردگي » در ايالات متحده آمريكا داشت .
از ابتدا آمريكايي ها , سياهان آفريقايي تبار را در ايالتهاي
جنوبي داراي پتانسيل هاي كشاورزي نظير ايالت « مي سي سي
پي » و آلباما مستقر كردند و ايالتهاي شمالي نيز اختصاص به
سفيد پوستان داشت .
شكوفايي اقتصاد در ايالتهاي شمالي آمريكا در حوزه هاي
مختلف روندي روبه رشد گرفت اما ايالتهاي جنوبي مبتني بر
زراعت اقبالي نيافت و به حالتي از عقب ماندگي و عدم توازن
منجر شد كه هنوز نيز آثار آن در آمريكا پا برجاست .
دلايل جنگ داخلي
قانون اساسي امريكا در سال 1786 (1165 ) به تصويب
رسيد. تصويب اين قانون به مثابه يك راه حل ميانه براي مشكل
بردگي ميان ايالتهاي شمالي با ساكنان سفيد پوست مرفه و
ايالتهاي جنوبي بود كه اكثر ساكنان آن را شمار زيادي از سياهان
فقير تشكيل مي دادند. با اين وجود اما اين قانون موضع
آشكاري نسبت به بردگي و پيامدهاي آن اتخاذ نكرده بود.
تصويب اين قانون به مدت 70 سال استمرار داشت . اين
دوره با زمامداري « آبراهام لينكولن » رييس جمهور آمريكا در
سال 1860 (1239 ) به پايان رسيد . در اين سال شمار سياهان
آمريكا به 22 ميليون نفر رسيد كه حدود 9 ميليون نفر از آنها در
ايالتهاي جنوبي زندگي مي كردند.
در فاصله سالهاي 1860 ـ 1861 م 11 ايالت آمريكا
جدايي خود را از نظام ايالات متحده اين كشور اعلام كردند و
« جفرسون ديويس » را به عنوان رييس كنفدراسيون برگزيدند.
اين تصميم به شعله ور شدن جنگ هاي داخلي بين ايالتهاي
شمالي مملو از سفيد پوستان و ايالتهاي جنوبي داراي جمعيت
غالب سياهپوستان منجر شد.
نتيجه اين جنگها قتل بيش از 600 هزار نفر و نابودي دارايي
هايي بود كه ارزش آنها به پنج ميليارد دلار مي رسيد. اين جنگ
به پيروزي ايالتهاي شمالي , حفظ نظام ايالات متحده , صدور
قانون منع بردگي و همچنين آزادي بيش از چهار ميليون برده
سياهپوست منجر شد.
با اين وجود اما تعيين سرنوشت آينده سياهان همچنان بدون
تغيير و محل ترديد باقي ماندو رنجهاي اقتصادي و اجتماعي
سياهان ادامه يافت تاجاييكه جدايي بين سفيد پوستان و
سياهپوستان در مدارس , رستورانها و وسايل نقليه عمومي
پابرجا بود.
به رغم اين اما آمريكايي هاي آفريقايي تبار اقدام به تاسيس
هيات حكومتي فدرالي موسوم به « سميت » كردند كه وظيفه آن
كمك و حمايت از قضيه آمريكايي هاي آفريقايي تبار بود. اين
هيات نيز نتوانست به آرمانهايي كه به خاطر تحقق آن تاسيس
شده بود جامه عمل بپوشاند به گونه يي كه وضعيت آفريقايي هاي
ساكن آمريكا سالها به همين منوال گذشت و با گذشت زمان نيز بر
تحريك احساسات آنان عليه ظلم و تبعيض و عدم برابري افزوده
مي شد.
وضع كنوني سياهپوستان آمريكا
به رغم پيروزي سياهان آمريكايي در ريشه كن كردن پديده
بردگي و تبعيض نژادي اما جامعه آنان همچنان تا به امروز از
پديده عقب ماندگي و مشكلات عديده ايي رنج مي برد. پس از
گذشت 40 سال از سخنراني تاريخي مارتين لوتركينگ با نام
« رويايي دارم » اما همچنان شرايط معيشتي بسيار دشواري در
برابر سياهان آمريكايي وجود دارد.
تعداد زيادي از موسسات به همراه شخصيتهاي سياهپوستي
وجود دارند كه نقش بسيار بزرگي را در تعيين شكل جامعه
آمريكايي ايفا مي كنند. به عنوان مثال « اوپرا وينفري » ملكه
برنامه هاي تلويزيوني محسوب مي شود و ثروتمندترين زن
جهان است كه داراي شركت توليدي ويژه است و يك
استوديوي منحصر به فرد در شيكاگو در اختيار دارد به گونه ايي
كه از وي به عنوان سومين زن داراي شركت توليدي و نخستين
زن سياهپوست ميليونر ياد مي شود.
از مشاهير معروف سياهپوستان آمريكايي هنرپيشه معروف
سينما خانم « هالي بري » است كه به عنوان اولين زن هنرپيشه
سياهپوستي است كه موفق به دريافت جايزه اسكار شده و
همچنين « دنزيل واشنگتن » و « جيمي فاكس » هنرپيشه هاي مرد
سياهپوستي هستند كه آنها نيز موفق به دريافت جايزه اسكار
شده اند.
سياهپوستان آمريكايي همچنين در بسياري از بازيهاي
ورزشي از جمله بسكتبال , مشت زني , فوتبال , بيس بال و گلف
شهرت يافته اند كه مشهورترين آنها مايكل جردن , محمد علي
كلي , شكيل اونيل و تايگر وود هستند.
درست است كه سياهان آمريكا ديگر از ورود به رستورانها و
ايفاي نقش در فيلمهاي سينمايي محروم نيستند و برخي از آنان
به عنوان روساي شوراي مديريت شركتهاي بزرگ و به عنوان
اساتيد دانشگاه و حرفه روزنامه نگاري مشغول بكار هستند و
همچنين درست كه دوتن از آنان به عنوان وزيران امور خارجه و
يك نفر آنان به عنوان مشاور امنيت ملي و 43 نفر از آنان عضو
كنگره و بيش از 400 نفر از آنان به عنوان شهردار تعيين شده اند
اما با اين وجود آنان از مشكلات بسيار زيادي رنج مي برند كه
نگران كننده ترين آنها عبارتند از :
سياهپوستان در حال حاضر 13 درصد از تعداد كل ساكنان
ايالات متحده آمريكا را تشكيل مي دهند با اين وجود آنان 40
درصد از كساني را تشكيل مي دهند كه در انتظار حكم اعدام
لحظه شماري مي كنند و از هر سه نفر يك نفر از آنان حكم اعدام
براي شان اجرا شده است .
,4 27 درصد از سياهپوستان آمريكايي زير خط فقر هستند .
اين نسبت در واقع 12,7 درصد از كل سطح فقر ملي آمريكا را
تشكيل مي دهد.
دانش آموزان سياهپوست در شرايط اخلال در نظم به نسبت
همتايان سفيد پوست خود با مجازاتهاي به مراتب سخت تري
روبرو هستند به گونه اي كه بسياري از اين دانش آموزان خود را
در مدارس محروم از تجهيزات مي بينند.
ميانگين عمر يك آمريكايي سياهپوست در مقايسه با
همتاي سفيد پوست خود 6 سال كمتر است .
سياهپوستان در اماكن عمومي در مقايسه با سفيد پوستان
تحت نظارت بيشتر و شديدتري از سوي پليس آمريكا قرار
دارند. همچنين احتمال حكم اعدام آنها چهار برابر بيشتر از
سفيد پوستان در شرايط ارتكاب به جرايم مشابه است .
اماكن آلوده ايالات متحده آمريكا معمولا نزديك مناطقي
است كه سياهان در آنجا ساكن هستند.
تنها يك عضو مجلس سناي آمريكا سياه پوست است و او نيز
« باراك اوباما » عضو حزب دمكرات از ايالت الينوي است . يعني
از ميان 100 عضو سنا تنها يك درصد آن را سياهان تشكيل
مي دهند . سياهپوستان تنها 42 كرسي از كرسي هاي مجلس
نمايندگان 435 عضوي را به خود اختصاص داده اند كه 9,6
درصد از كل آن را تشكيل مي دهد. و اين درحالي است كه حزب
دمكرات آمريكا نزديك به 90 درصد از آراي سياهپوستان را به
خود اختصاص مي دهد.
اگرچه با امضاي معاهده سازمان ملل توسط دولت امريكا
در خصوص مبارزه با اشكال تبعيض و نژاد پرستي به سبب رنگ
پوست و غيره سياهان اين كشور يك گام ديگر به جلو در مبارزه
براي دستيابي به حقوق اجتماعي شان برداشتند اما پديده « نگاه
از بالا » توسط سفيد پوستان در حوزه هاي اجتماعي , اقتصادي
و سياسي به سياهپوستان همچنان در آمريكا رواج دارد و اين در
حالي است كه دولت اين كشور هرساله تعداد زيادي از كشورهاي
جهان را به نقض حقوق شهروندي و آزاديها متهم مي كند.
سياهپوستان در حال حاضر 13 درصد از تعداد كل
ساكنان ايالات متحده آمريكا را تشكيل مي دهند با
اين وجود آنان 40 درصد از كساني را تشكيل مي
دهند كه در انتظار حكم اعدام لحظه شماري
مي كنند
27,4 درصد از سياهپوستان آمريكايي زير خط
فقر هستند . اين نسبت در واقع 12,7 درصد از كل
سطح فقر ملي آمريكا را تشكيل مي دهد
سياهپوستان در اماكن عمومي در مقايسه با سفيد
پوستان تحت نظارت بيشتر و شديدتري از سوي
پليس آمريكا قرار دارند
اماكن آلوده ايالات متحده آمريكا معمولا نزديك
مناطقي است كه سياهان در آنجا ساكن هستند

| |