شايد همه كسانيكه دلشان براي نظام و انقلاب مي تپد و آرزوي
نهايي شان تحقق آرمانهاي متعالي انقلاب در ظرف اين نظام مقدس است ,
يكي از دغدغه هاي مهم شان چگونگي استحكام پيوند نسل نقش آفرين جوان
با اين آرمانهاي الهي است . در زماني كه امواج تبليغات مسموم دشمنان قسم
خورده و زخم ديده اين ملت براي به تباهي كشاندن جوانان عزيز اين
مرزوبوم روز به روز گسترش مي يابد , ضرورت برنامه ريزي حساب شده همه
سازمانهاي مسئول جهت صيانت از اين سرمايه عظيم احساس مي شود.
نيروهاي مسلح به عنوان نهادهايي كه بنا به موقعيت شغلي حساس و خطير
خود ساليانه هزاران نفر از بهترين جوانان عزيز اين ملت را در كسوت
« سربازي » در اختيار مي گيرند مسئوليت مضاعفي در اين ارتباط دارند.
متاسفانه تاكنون از اين فرصت طلايي كه در اختيار اين نيروهاست به نحو
شايسته اي استفاده نشده است . البته تلاشهايي در اين راستا صورت گرفته و
مي گيرد ولي بنظر مي رسد با اهميت موضوع , تناسبي ندارد.
علي رغم اين آرزو بر دل مانده , رفتار و توجه فردي بعضي از فرماندهان
در نيروهاي مسلح به اين مهم , بارقه اميدي را در دل انسان بوجود
مي آورد.براي نمونه يكي از فرماندهان به منظور ايجاد ارتباط تنگاتنگ با
سربازان خويش چه در زمان خدمت و چه بعد از آن , دست به ابتكار خوب و
قابل تحسيني زده كه اثرات بسيار ارزشمندي برجاي گذاشته است . ايشان
آلبومي حاوي اطلاعات كامل از قبيل عكس , وضعيت زندگي , آدرس و تلفن
سربازان تحت امر خود را هنگام ورود به خدمت تهيه نموده و ضمن ايجاد
ارتباط عاطفي و فرهنگي با آنان دردوران خدمت , بعد از اتمام خدمت نيز به
مناسبتهاي مختلفي با ارسال پيام تبريك , تماس تلفني , پيداكردن كار و حل
مشكلات آنها ارتباط خود را با آنان حفظ كرده است . نتيجه اين اقدامات
خيرخواهانه و محبت آميز كه با كمترين هزينه صورت پذيرفته , سربازان
ترخيص شده از خدمت و خانواده هاي آنان را به شدت تحت تاثير قرار داده
و آنها را عملا با انقلاب و نظام پيوند زده است . براي اينكه به ميزان
تاثيرگذاري اين اقدامات در روح و روان اين جوانان پي ببريد به چند نمونه
از پاسخ هاي داده شده آنان به نامه هاي اين فرمانده متعهد اشاره مي شود :
1 ـ « امروز كه به عنوان اولين روز شروع كار و تقريبا شروع رسمي سال
محسوب مي شود , صبح كه به دفتر محل كارم مراجعه نمودم با ديدن كارت
تبريك ارسالي از طرف شما نشاط و شادي دوچندان در من بوجود آمد.
چندين مرتبه به نام وفاميل و امضا شما كه برايم آشنا بود نگاه كردم و به
داشتن دوست بزرگواري چون شما افتخار نمودم . مدت كوتاهي كه به عنوان
سرباز وظيفه در خدمت شما بودم , از بهترين دوران زندگي ام مي باشد. »
2 ـ « حقيقت اش را بخواهيد نه قادر به بيان توصيف حالم هستم كه براي
شما بنويسم و نه خود را لايق اين مي دانم كه آن طوري كه بايد جواب شما را
بدهم . از اين جهت خوشحالم به دليل اينكه مورد توجه پاسدار اسلام و
انقلاب قرار گرفته ام و اين براي من چيز با ارزشي است . »
3 ـ « خاطر شما هيچگاه از ذهن حقير پاك نخواهد شد . هر گاه خاطرات
دوران سربازي ام را براي همسرم تعريف مي كنم اشك در چشم هايم حلقه
مي زند. لحظه اي را كه ديگر هيچ پولي نداشتم و خداوند شما را باعث خير
قرار داد تا در آن لحظه به فرياد من برسيد. راستي بعضي لحظه ها هستند كه از
خاطرات آدمي پاك نمي شود و من امروز هنگامي كه خاطرات گذشته را ورق
مي زنم هيچ روزي را بهتر از آن روزها نمي يابم » .
4 ـ « ياد آن روزها به خير كه درجوار شما و زير بال و پرگرم شما بوديم و
با دم آرامشي كه شما در وجود ما مي دميديد احساس غربت و غريبي از درون
ما بيرون مي رفت و همچون پدري بزرگوار براي ما پدري مي كرديد و همدل
ما بوديد. هنوز كه هنوز است گرماي پرعطوف شما در درون ما نهفته است .
ياد آن شبها بخير كه به اميد ديدار شما صبح مي كرديم . من اگر چه به فاصله
جغرافيايي از شما دور هستم ولي شما و مهربانيهاي به يادماندني تان با
كمترين فاصله در قلب من جاي داد و تا ابد خواهد ماند. »
5 ـ « به خدا دلم خيلي براي شما تنگ شده از دور دستان شما را
مي بوسم و همواره نصيحت هاي دلسوزانه و پدرانه تان را در ذهن بخاطر دارم
و آنها را سرلوحه كارهايم قرار داده ام . واقعا اگر شما نبوديد من الان كجا
بودم و چه سرنوشتي در انتظار من بود , نمي دانم با چه زباني از شما تشكر
كنم .من قبل از اينكه پيش شما بيايم از سپاهي ها عقده داشتم ولي از موقعي
كه خدمت شما آمدم آن هم چه آمدني و از نزديك عملكرد ورفتار شما را
ديدم واقعا از طرز فكرم خجالت كشيدم . »
آري چه زيبا فرموده است امام صادق عليه السلام : « مردم را به غير از
زبان به خدا دعوت كنيد. هر گاه آنان از شما تقوي و تلاش در راه خداو اقامه
نماز ببينند به راه حق گرايش پيدا خواهند كرد » و حضرت علي نيز به مالك
اشتر سردار بزرگ لشكر خويش فرمود : « افسر بايد هم چون تو , غم لشكر
خورد و به سربازان خويش پدري مهربان وفرماندهي آگاه و بيدار باشد.
هنگامي كه تو خود را فرماندهي مهربان وبا وفا مصمم و صميمي به لشكريان
معرفي كني بر اصل احترامي كه روح سرباز به فرمانده خود مي گذارد مطمئن
باش , كه سپاهيان تو عموما از فضايل اخلاقت پيروي مي كنند و هر فرد از
آنها آئينه اي ميشود كه صفات پسنديده تو را همه جا جلوه گر مي سازد. »
ث ناصر سعد

|
جاده ورامين , همچنان در دست اقدام !
|
هر سال بيش از 200 هزار مورد تصادف در جاده هاي ايران
روي مي دهد . براساس آخرين آمارهاي اعلام شده سالانه 27
هزار نفر در سوانح جاده اي كشته و 12 هزار نفر ديگر نيز مجروح
مي شوند. با نگاهي به اين آمار و مقايسه آن با ديگر كشورها
متوجه مي شويم كه ايران طي سالهاي اخير بيشترين حوادث و
خسارات ناشي از تصادف شهري و جاده اي را در بين كشورهاي
جهان دارد كه غير استاندارد بودن جاده هاي كشور و رعايت
نكردن نكات ايمني و مقررات راهنمايي و رانندگي از عمده ترين
دلايل بالا بودن آمار تصادفات است .
تهران را شايد پر كشش ترين شهر ايران دانست . پر كشش و
جذاب براي كساني كه از ساير نقاط كشور براي كسب درآمد و
كارگري به اين شهر مي آيند تا حقوقي اندك را بدست
آورند.
عمده اين افراد مهاجر كه در تهران مشغول به كار شده اند ,
نتوانسته اند براي خود مسكن و خانه اي تهيه كنند و به ناچار
مجبور مي شوند به شهرهاي اطراف تهران از جمله ورامين
سرازيز و در اين شهر ساكن شوند. همين موضوع باعث شده كه
ورامين به يكي از پرجمعيت ترين شهرستانهاي استان تهران
تبديل شود كه اكثر جمعيت اين شهر نيز مهاجر هستند , كه روز
را در تهران مشغول به كار و شب را براي استراحت به منزل خود
كه در ورامين است , مي گذرانند.
با افزايش تعداد ساكنين , تعداد خودروهاي عبوري اعم از
شخصي و مسافربر نيز افزايش يافته , ولي جاده ورامين به تهران
از حدود40 سال قبل تاكنون دست نخورده باقي مانده و لذا
جاده اي كه در آن سالها براي تعداد بسيار محدودي از ماشينهاي
عبوري ساخته شده بود , اكنون مجبور است تردد صدها خودرو
را شاهد باشد.
تردد اين تعداد خودروها , بالغ بر 1500 دستگاه در هر
ساعت بويژه ساعات اوليه صبح و شب باعث حوادث كوچك و
بزرگي مي شود كه شايد يادآوري آن و زنده شدن ياد آن روزها
براي اكثر مردم ورامين دردناك و غم انگيز باشد , چون هستند
تعداد زيادي از خانواده هايي كه عزيزشان را در اين مسير بر اثر
سانحه تصادف از دست داده اند.
متاسفانه تاكنون و برغم حوادث گوناگوني كه بواسطه غير
استاندارد بودن جاده ورامين به تهران به وقوع پيوسته , مسئولين
ذيربط در ورامين به اين موضوع بي توجه و موضع انفعالي
داشته اند , زيرا اگر غير از اين بود بايد پس از سالها اين مشكل به
نحوي حل مي شد
فرماندار ورامين تاكنون عزمي جدي براي حل اين مشكل
نداشته و اقدامي جدي براي ترميم و تعمير جاده ورامين از
طريق استانداري تهران انجام نداده و يا حداقل تلاش احتمالي
وي بي نتيجه مانده است !
نماينده ورامين در مجلس كه خود هر روز از اين جاده تردد
مي كند نيز متهم به اهمال كاري است . وي حداقل در چند سالي
كه نمايندگي مردم ورامين را در مجلس شوراي اسلامي بر عهده
گرفته , خوب بود حداقل در مورد وضع غير اصولي جاده ورامين
تذكري به وزارت راه وترابري مي داد ولي دريغ ! نماينده ورامين
بخوبي واقف است كه هر رايي كه مردم اين شهرستان به وي
داده اند بردوش او مسئوليت شرعي و قانوني گذاشته كه از حقوق
آنها دفاع كند ولي آيا در اين يك مورد يعني تعمير وترميم جاده
پر تردد ورامين , نماينده اين شهر به وظيفه قانوني و يا شرعي
خود بطور كامل عمل كرده است
اين چندمين بار است كه از طريق رسانه ها معضل جاده
ورامين مطرح مي شود , كه تاكنون از طريق مراجع رسمي بويژه
وزارت راه و ترابري بدون پاسخ گذاشته شده است . اميدواريم
حداقل در دولت جديد كه بدنبال اجراي عدالت است , مردم
محروم ورامين به يكي از چند خواسته به حق و قانوني خود
برسند.
سيد محمدرضا گتميري

|
آيا زمان آن فرا نرسيده است ....
|
گاهي انسان به جهت غرق شدن در روزمرگي هاي زندگي (شغلتنا
اموالنا اهلونا) به بعضي حقايق بي توجه مي شود كه امثال آن را معمولا
در روال عادي زندگي مان هر روز شاهد هستيم . گاهي دنبال مطلوبي
هستيم بي خبر از آنكه آن در مسير رفت و آمد هر روزمان بوده و ما بي
توجه از آن مي گذشتيم (كاين من آيه يمرون عليها و هم عنها غافلون )
آخر صاحبخانه چقدر بايد خواب آلوده باشد كه از دزد , انتظار غير
دزدي را داشته باشد !
آخر اين چه غفلت و خواب زدگي است كه ما از دشمن جز انتظار
صدمه و تحقير و توهين را داشته باشيم اگر فرزندان اين امت هيچگونه
اطلاع قبلي از مسير كاروان حق پرستان را نداشتند , مي شد قبول كرد كه
كم توجهي شده است , ناهمواري و خطرات در كمين مسير خود را
حدس نزده و محاسبه نكرده بودند.
آخر مگر در اساسنامه و پيام نامه پيامبر رحمت العالمين , بهر
هدايت بشر , توصيه و اشاره نشده بود كه « دشمنان حق را , دوستان خود
مگيريد »
حالا طبيعي است در هر ملتي و قومي و خانواده اي , افراد لاابالي و
منحرف پيدا مي شوند كه بخواهند راه كج و خيانت در پيش بگيرد. آخر
اين پيكره امت اسلامي و سران و روح جمعي اين امت كجا بودند و كجا
هستند كه اجازه مي دهند سرنوشت يك امت و دستورات منور و شمع
فروزان راه بشريت توسط عده اي صهيونيست به بازي گرفته شود. چرا و
چرا , آخر تكرار خطا چرا
آيا نبايد انديشه نمود آيا اين صدمات روحي و جسمي و فيزيكي
ناشي از توهين به شرف وناموس و شخصيت هر مسلمان و بمباران
طفلان بي پناه فلسطين و تحقير و شكنجه مسلمين در زندانهاي
ابوغريب و... روزانه و مداوم به پيكره امت اسلامي , هنوز نتوانسته ما را
از خواب و اغما خارج كند !
شگفتا كه يك سرماخوردگي و كسالت جزئي , ما را به طبيب هدايت
مي كند و پزشك حاذق متوجه درد نهفته ما مي گردد ولي وقتي كه دشمن
سركش سر به طغيان نهاده و اسلام و مسلمانان را به سخره گرفته , از اثر
بخشي نسخه هاي سران كشورهاي اسلامي خبري نيست ولي هنوز
بارقه اي هست كه به مشيت الهي و به ميمنت نسخه و دم عيسايي امام
خميني امت اسلامي بهوش آمده , بيدار شده و حيات مجدد خود را
پيدا كرده است .
امروز در سرزمين غرب وحشي , آشكارا بر خلاف همه ادعاهاي
دموكراسي و آزادي , به منجي بشريت توهين مي كند شايد اين همانند
تحريم اقتصادي ايران در اول انقلاب باشد كه به قول امام راحل از
الطاف خفيه الهي باشد كه پيكره بي حس و به خواب عميق فرو رفته
امت اسلامي به خود آمده و بيدار شود.
شايد زمان آن فرا رسيده كه مسلمانان به خود بيايند و چهره
پرتزوير دشمن را بي پرده ببينند , با تمام وجود آن چنان كه هست ,
احساس درد كنند و تكان نخورند.
آيا زمان آن نرسيده كه طبيبان دردآشنا ومتفكران و مسئولان ,
موقعيت را مغتنم شمرده و درمانهاي لازم را اعمال نمايند و از بازگشت
بيماري و غلبه مجدد اغما جلوگيري نمايند !
اكنون كه همه مسلمانان جهان در اقصي نقاط عالم , با هر رنگ و
زبان و قوميت متوجه گرفتاري مشترك خود شده اند و شخصيت
لگدمال شده خود را بر زمين افتاده مي بينند , اكنون حركتي در امت
اسلامي حاصل شده , آيا بهتر نيست عده اي بخود زحمت بدهند با
ايجاد حركتي توفنده براي هميشه به اين قبيل اقدامات توهين آميز غرب
پايان داده و غربي هاي پليد را از اين توطئه ها پشيمان سازند
به اميد انقلاب جهاني مورد انتظار حق پرستان عالم و اهتزاز پرچم
عدالت , پاكي , آزادگي و سعادت در سراسر جهان و نابودي جهل و ظلم
از زمين و زمان .
سيد سجاد هاشمي نسب

|
آزادي حق ماست پس حرمت آن را حفظ كنيم
|
در دانشگاه آزاد چه مي گذرد !
وارد يكي از دانشگاههاي آزاد اسلامي در تهران شدم . تابلوي بزرگي كه
طوماري از قوانين و ضوابط ظاهري و رفتاري دانشجويان را متذكر شده بود
در كنار در ورودي خودنمايي مي كرد.
« استفاده از مقنه جانه دار و كش دار , استفاده از مانتوي مناسب و
پوشيده , شلوار بلند و جوراب ضخيم . عريان نبودن موي سر و نداشتن
آرايش صورت , استفاده نكردن از لباسهاي غيرمعمول با رنگهاي تند و تقليد
نكردن از هرگونه سبك و.... »
محوطه بزرگ دانشگاه مملو از دختران و پسراني بود كه درحال رفت و
آمد بودند , چهره هايي كه در محوطه ديده مي شد تناقض زيادي با مقررات
ياد شده داشت .
خانمها در مانتوهاي تنگ و كوتاه با شلوارهاي كوتاه , آرايش موي سر به
نحو عجيب و غيرمعمول كه در خانمها به مرتب زننده تر از آقايان بود.
آرايشهاي كه حتي مناسب مجالي عروسي هم نبود در محيط دانشگاه به
فراواني ديده مي شد. جالب تر از همه , آقاياني بودند كه در محوطه دانشگاه
به طور دسته جمعي به كشيدن سيگار مشغول بودند. اختلاط ها و تجمع هايي
از دختران و پسران كه هيچ شباهتي به رابطه همكلاسي و صحبت دانشجويي
نداشت .
وقتي علت را از چند تن از دانشجويان منضبط پرسيدم پاسخ شنيدم كه
معمولا اعتراضي به اين افراد نمي شود و پرسنل دانشگاه هم نظارتي برروي
اين افراد ندارند.
راستي مسئوليت , را چه كساني به عهده دارند اي كاش همان قدر كه به
بالا بردن شهريه هاي دانشگاه آزاد اهتمام مي ورزيم , كمي هم به بالا بردن
فرهنگ دانشجو مي پرداختيم . به دانشجو مي آموختيم كه لذت آزادي در
ميانه روي و رعايت حد اعتدال است . به دانشجو يادآور شويم كه براي چه
آمده آيا صرف گرفتن مدرك را منتها اليه هدف خود از آمدن به دانشگاه
مي داند يا تعالي و رشد شعور فرهنگي و اجتماعي و اخلاقي را
به او يادآور شويم كه شان و شخصيت يك دانشجوي ايراني بيشتر از
يك تقليد كننده صرف غربي است . ما آزاديم و آزادي حق مسلم ماست . پس
حرمت آن را حفظ كنيم .
فاطمه بختياري خواه

| | | |