روزنامه جمهوري اسلامي 15/12/1384 صفحه سرمقاله
لبنان ; كودتا و ضد كودتا


بسم الله الرحمن الرحيم
سرهنگ « ايچ نورمن شوارتسكف » از مشاوران ژاندارمري آمريكا , در تاريخ دهم مرداد ماه 1332 , يعني 18 روز قبل از كودتاي آمريكائي 28 مرداد , آشكارا با هواپيما به تهران آمد و بعد از دو روز اقامت در اين شهر و ديدار با محمدرضا شاه و سرلشكر فضل الله زاهدي , تهران را ترك كرد. او در اين سفر توانست شاه را با كودتاچيان هماهنگ كند و « كرميت روزولت » مجري كودتا , كه در تاريخ 28 تيرماه يعني حدود دو هفته قبل از سفر « شوارتسكف » از طريق مرز عراق بصورت ناشناس وارد خاك ايران شده بود , را براي ادامه كار توجيه كند.
روزولت با استفاده از نام مستعار « جيمزاف لوچريف » وارد ايران شده بود , با يك افسر سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) در خانه اي امن در شمال تهران , عمليات كودتا را , كه « عمليات آژاكس » نام داشت , تنظيم مي كرد. با كامل شدن همين اقدامات بود كه « آيزنهاور » رئيس جمهور وقت آمريكا اجازه شروع « عمليات آژاكس » را صادر كرد و كودتاي 28 مرداد 1332 براي سرنگوني دولت ملي و باز گرداندن شاه كه به بغداد و از آنجا با يك هواپيمايي انگليس به رم فرار كرده بود , شكل گرفت و به پيروزي رسيد.

هفته گذشته , هنگامي كه « كاندوليزا رايس » وزير خارجه آمريكا , با گستاخي تمام , آشكارا و بي اعتنا به رئيس جمهور لبنان , وارد بيروت شد و با اعضاي گروه مخالف اميل لحود ديدار و گفتگو كرد و آنها را به بركناري رئيس جمهور كشورشان تشويق كرد , سفر سرزده سرهنگ « نورمن شوارتسكف » آمريكائي كه بدون اجازه و اطلاع دولت مصدق با هواپيما وارد تهران شد و با مخالفان دولت ديدار و گفتگو كرد و طرح كودتا را سروسامان داد , در اذهان كساني كه اين واقعه تاريخي را به ياد دارند تداعي شد. البته تفاوت اينست كه وزيرخارجه آمريكا , ديدارهاي خود را با مخالفان دولت لبنان در برابر دوربين ها برگزار كرد ولي سرهنگ شوارتسكف ديدارهايش با محمدرضا شاه و روزولت را مخفيانه برگزار كرد. لابد اين تفاوت به اين دليل است كه آمريكاي امروز با آمريكا 1332 تفاوت فاحش دارد , زيرا اين جانور موذي از بس كه مار خورده , افعي شده و گستاخ تر از گذشته عمل مي كند.

هرچند وزيرخارجه آمريكا در جمع مخالفان دولت لبنان , فرمان عمليات وادار ساختن اميل لحود رئيس جمهور اين كشور به كناره گيري از رياست جمهوري را صادر كرد , ولي در واقع , اين يك دستور براي انجام كودتا عليه اميل لحود است . اخباري كه از لبنان مي رسد حكايت از ورود عناصر طراح و برنامه ريز سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) به بيروت و اختصاص بودجه اي ويژه براي يك كودتا جهت سرنگوني دولت لبنان و روي كار آوردن مهره هاي وابسته به آمريكا دارد. محل فرماندهي عمليات , سفارت آمريكا در بيروت است و تنظيم امور را شخص سفير آمريكا برعهده دارد. البته سفارت فرانسه در بيروت نيز در اين عمليات سهيم است كما اينكه عناصر نفوذي صهيونيست ها نيز پادوئي اصلي اين عمليات را برعهده دارند. در واقع عمليات كودتا در لبنان براساس يك طرح صهيونيستي صورت ميگيرد و دولتهاي شيراك و بوش نيز آلت فعل صهيونيست ها هستند.
اين عمليات « صهيونيستي ـ آمريكائي ـ فرانسوي » با هدف حل مشكل رژيم صهيونيستي كه اكنون لبنان را موي دماغ خود ميداند صورت ميگيرد. به همين دليل , هدف اصلي در عمليات كودتا عليه دولت لبنان , فراهم ساختن زمينه براي حذف « جنبش انقلابي و اسلامي حزب الله » است . بهره برداري هائي كه آمريكا , فرانسه و رژيم صهيونيستي و ساير دولتهاي اروپائي و غربي و همچنين عربي از كشته شدن « رفيق حريري » نخست وزير اسبق لبنان در انفجار سال گذشته بيروت بعمل آوردند , در كلان , دو هدف را دنبال ميكرده و مي كند , يكي حذف جنبش انقلابي لبنان و ديگر تسليم ساختن دولت سوريه . به عبارت ديگر برداشتن مانعي به نام مقاومت ضد صهيونيستي در لبنان و سوريه ...
اما آيا چنين هدفي قابل تحقق است آيا مثلث شوم آمريكا ـ اروپا و رژيم صهيونيستي ميتوانند جنبش حزب الله را حذف كنند آيا سوريه سرانجام به عنوان لقمه اي چرب و شيرين از گلوي آمريكا پائين خواهد رفت
آمريكا و اروپا و خود رژيم صهيونيستي , يكبار ديگر در زماني كه هنوز حزب الله لبنان چندان كارآزموده و قوي نبود , شانس خود را در زورآزمائي با اين حركت خودجوش مردمي آزمودند و شكست خوردند. اكنون كه حزب الله لبنان , نسبت به آن زمان از دو امتياز بسيار مهم برخوردار است , قطعا دشمنان خود را سريع تر و محكم تر بر زمين خواهد زد. اولين امتياز كارآزموده و مجرب و منسجم بودن است و دومين امتياز , پشتوانه بسيار عظيم مردمي كه در ميان توده هاي مردم , چه در لبنان و سوريه و چه در جهان عرب و جهان اسلام , دارد. حزب الله لبنان , با برخورداري از اين دو امتياز بسيار مهم قطعا در درجه اول به مثابه يك ضد كودتا در لبنان عمل خواهد كرد و علاوه بر آن , توطئه حذف را نيز به سرعت خنثي خواهد نمود.
بدين ترتيب , هرچند ارزيابي آمريكا از اوضاع لبنان اينست كه بايد دولت آن كشور را از طريق يك كودتا در اختيار بگيرد و از حمله نظامي به لبنان و سوريه خودداري نمايد , ولي اين طرف محاسبه نيز كاملا غلط است و آمريكا و همدستانش از اين واقعيت غافلند كه شرايط منطقه بويژه لبنان و سوريه بگونه ايست كه نه حمله نظامي و نه كودتا هيچكدام جواب نميدهند و قطعا لقمه اي به نام لبنان براي آمريكا گلوگيرتر از عراق خواهد بود.