بسم الله الرحمن الرحيم
مسئولان اتحاديه اروپا در پايان مذاكرات روز جمعه خود با
دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران درباره پرونده انرژي اتمي
كشورمان گفتند : اين مذاكرات , سازنده بود ولي نتيجه اي
نداشت !
اينكه چگونه مي شود مذاكرات , هم سازنده باشد و هم
بي نتيجه , سئوالي است كه پاسخ آنرا بايد خود اروپائي ها بدهند
ولي به نظر مي رسد اين سئوال , چندان هم بي پاسخ نمانده است .
زيرا اروپائي ها در ادامه اظهارات خود گفته اند ادامه مذاكرات
فقط با اين پيش شرط ميسر خواهد بود كه ايران كليه فعاليتهاي
هسته اي خود حتي تحقيقات را نيز به حالت تعليق
درآورد.
اگر اروپائي ها كوتاه نيايند و دست از اين پيش شرط
برندارند , ننگ بزرگي براي خود در پرونده حقوق بشري اروپا به
ثبت خواهند رساند , ننگي كه هرچند باني اصلي آن آمريكا و
دولت « بوش كوچك » است ولي دولت هاي اروپائي انگليس ,
فرانسه و آلمان نيز در آن سهيم هستند و ساير اعضاي اتحاديه
اروپا را نيز براي ورود به ماجراي ننگ آلود به دنبال خود
كشانده اند. ارتباط اين پرونده و اين موضعگيري شرم آور
اروپائي ها با حقوق بشر را در چند نكته ميتوان دريافت .
اول آنكه برابر تصريح پيمان منع توليد و تكثير سلاح هاي
اتمي , كليه كشورها حق دارند از فناوري هسته اي بهره مند باشند
و هيچ چيز نميتواند مانع برخورداري آنها از اين حق قانوني
باشد. علاوه بر اين , كشورهاي عضو اين پيمان , حق دارند از
كمك هاي فني آژانس انرژي اتمي برخوردار باشند و آژانس
موظف است نيازهاي فني آنها را برآورده نمايد.
در مورد ايران , نه تنها آژانس بين المللي انرژي اتمي چنين
نكرده بلكه تحت فشار و نفوذ آمريكا و اروپا حتي حاضر نيست
حق قانوني ايران براي برخورداري از فناوري هسته اي را نيز
بپذيرد. اين , آشكارا وجود انحراف در آژانس انرژي هسته اي را
اعلام مي كند و اين مجمع جهاني را از اعتبار ساقط
مي كند.
دوم آنكه آژانس بين المللي انرژي اتمي بارها اعتراف كرده
است در فعاليت هاي اتمي ايران تاكنون انحرافي ديده نشده
است . مدير كل آژانس هر چند در آخرين گزارش خود , علاوه بر
اين به وجود ابهام در فعاليت هاي اتمي ايران نيز اشاره كرده , ولي
براساس مباني حقوقي هرگز نميتوان به استناد وجود ابهام ـ كه
البته ادعاست و با توجه به بازرسي هاي بسيار زياد آژانس ابهامي
باقي نمانده است ـ كشوري را به انحراف از مسير فناوري
صلح آميز هسته اي متهم نمايد. اين موضوع , هنگامي بسيار
شگفت انگيز جلوه مي كند كه به سياست هاي دوگانه آژانس در
موضوع فناوري هسته اي و چشم پوشي از زرادخانه هاي آشكار
تعدادي از كشورها و بي اعتنائي آنها به مقررات آژانس توجه
كنيم . اين سياست يك بام و دو هوا , طشت رسوائي آژانس و
مدير كل آنرا از بام جهان به زمين مي افكند و اجازه نميدهد هيچ
توجيهي براي فشارهائي كه بر ايران وارد مي كنند قابل پذيرش
باشد , ايراني كه به اعتراف خود آژانس هيچ انحرافي از مسير
صلح آميز ندارد.
سوم آنكه برخورد آژانس با پرونده ايران , اصولا ماهيت
قانوني و فني ندارد , بلكه صرفا سياسي است . روشن ترين دليل بر
سياسي بودن برخورد آژانس بين المللي انرژي هسته اي با پرونده
ايران همان سياست دوگانه ايست كه آژانس در پيش گرفته است .
البته اين نكته را نيز نبايد ناديده گرفت كه آژانس از خود هيچ
اختياري ندارد و غلام حلقه به گوش آمريكاست كما اينكه اروپا
نيز چشم و گوش بسته دنباله روي از آمريكا را پيشه خود قرار
داده است . آنها آشكارا ميگويند ايران نبايد صاحب فناوري
هسته اي حتي صلح آميز آن باشد , زيرا ممكن است به اين اندازه
اكتفانكند و بسوي ساخت سلاح هاي هسته اي برود. اين , در واقع
قصاص قبل از جنايت است درحاليكه جانيان كه خود آمريكا و
تعدادي از كشورهاي اروپا باشند , نه تنها سلاح هسته اي دارند
بلكه آن را براي كشتار مردم بكار نيز برده اند , قصاص نميشوند كه
هيچ , حتي براي خود حق وتو , حق تصميم گيري براي ديگران و
حق تعيين تكليف براي آژانس بين المللي انرژي اتمي و ساير
مجامع بين المللي نيز قائل هستند. اين , يعني برخورد صرفا
سياسي و بنابر اين , قطعنامه ها و اخطارها و اظهارنظرهاي آژانس
تا زمانيكه سياسي است و از مبناي قانوني برخوردار نيست ,
براي ايران هيچ اعتباري ندارد.
چهارم آنكه بوش كوچك در سفر خود به هند و پاكستان ,
درست همزمان با مذاكرات ايران و اروپا , اعلام كرد هند و
پاكستان حق دارند از فناوري هسته اي برخوردار باشند آنهم از
نوع سلاح اتمي ! ميدانيم كه هند و پاكستان سلاح هاي اتمي خود
را آزمايش هم كرده اند و آشكارا برخورداري از اين سلاح را به
رخ همديگر ميكشند . رژيم صهيونيستي نيز حداقل 400 كلاهك
هسته اي دارد و به هيچيك از مجامع بين المللي و مقررات و
اخطارها نيز اعتنا نمي كند. بوش كوچك براي آنچه در هند و
پاكستان گفته و براي آنچه امضا كرده چه توجيه و چه پاسخي
دارد زورگويان و قلدراني كه در راس تروريسم جهان قرار
دارند و در عين حال به دروغ دم از دموكراسي و صلح جهاني
مي زنند , روشن است كه نيازي به توجيه ندارند و طبيعي است
كه خود را از پاسخگوئي نيز معارف بدانند. آنها درصدد بلعيدن
دنيا هستند و چون ايران را مانع قلدري خود ميدانند ميخواهند
حتي از فناوري صلح آميز هسته اي هم محروم بماند.
اينها واقعيت هائي هستند كه ما بايد با آگاهي از آنها راه خود
را انتخاب كنيم . ماندن با عزت يا تسليم شدن و پذيرش
ذلت .
ملت ايران , با انقلاب اسلامي , راه اول , كه راه ماندن با عزت
است , را انتخاب كرده و تا امروز , در برابر همه توطئه ها ايستاده
و موانع را يكي بعد از ديگري از ميان برداشته است . اين , راهي
نيست كه قابل تغيير باشد و ترديدي نداريم كه اينبار نيز ملت
بزرگ ايران پيروز خواهد شد.

|