روزنامه جمهوري اسلامي 09/12/1384 صفحه جبهه و جنگ

* زلال عشق
در دومين نشست استاني مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در ساري مطرح شد
بايدايثارگريهاي دوران دفاع مقدس به نسل هاي آينده منتقل شود

آن مرد رفت
زلال عشق




پاي درد دل هاي لشگر يك نفره
حبيب كبوتر شريف و شكسته بالي است كه در پي فرمان معشوقش لباس رزم پوشيد و به نداي هل من ناصر ينصرني پيرجماران لبيك گفت و جان خود را در طبق اخلاص نهاد تا كه هل من معين يعني مرادش را با عين وجودش پاسخ گفته باشد. چه خوش سعادتي است سفر كردن در قافله اي كه قافله سالارش از سلاله زهراي مرضيه (س ) باشد و چه خوش سعادتي است سكني گزيدن در سرزميني كه نقطه اتصال با معبود باشد سرزميني كه با خون هزاران مثل او سيراب گشته و خوشا بر آن چشماني كه اشك ريز شد در وقت استشمام بوي خاك خونين شهر كه آغشته به خون عزيزانش بود و چه زيبا جمله اي است سخن پير عشقش « خدايا مرا با بسيجيانم محشور گردان » .
ياد عاشقاني بخير كه در كوچه هاي عشقي كه بر روي ديوارهاي آن نوشته شده بود.
اي كه از كوچه معشوقه ما مي گذري
با خبر باش كه سر مي شكند ديوارش
خرامان خرامان مي رفتند تاهمراه ساربان خود را به مقصد موعود برسانند. و يادت باشد ماندن امروز تو , از رفتن ديروز او بود.
گر چه حبيب به زيارت محبوبش نائل نشد , ليكن 70 در صد وجودش را فداي او نمود.اگر آن دلي كه منزل وماواي عشق است ديگر در سينه او نمي تپد اما همين قلب شيشه اي اين اميد را در خود جاي داده است كه روزي با جانشين به حق پيرجماران ملاقات كند.
حبيب شريفي متولد 1335 و اهل خرمشهر است كه بيشتر زندگي خود را در تهران گذرانده است وي در سال 1359 با دختري از يك خانواده متدين ازدواج كرد. وي در حالي كه چند روز بيشتر از آغاز زندگي مشتركش نگذشته بود به فرمان امام خميني (ره ) عازم جبهه شد و دوش به دوش سرداران بزرگي چون جهان آرا , سردار رحيم صفوي و سردار حجازي در خرمشهر به دفاع ازكيان اسلامي پرداخت وبه خاطر رشادتها و دلاوريهايش لقب لشگر يك نفره را به او دادند حبيب در حالي كه آثارناشي از جنگ او را روانه بيمارستان ساسان كرده مي گويد : دفاع مقدس نه تنها همه محاسبات دشمن را در اين پيكار سرنوشت ساز به هم ريخت بلكه آثار فرهنگي , اخلاقي , اجتماعي و معنوي فراواني نيز به دنبال داشت , نيروهاي ناشناخته اي را شكوفا كرد كه فرهنگ , عادات و آداب متعالي و جديدي را در سطح جامع گسترش دادند و باعث شدند ذهنيت مهم و تاريخي از ملت مسلمان ايران در اذهان جهانيان به ثبت برسد. حبيب افزود : متاسفانه بعد از جنگ تحميلي مسئولين براي رشد و توسعه فرهنگي هيچ گونه حركت مثبتي انجام نداده اند كه البته بدون بنيه اقتصادي اين امر ميسر نخواهد بود.
آنچه مي خوانيد ماحصل گفت وگوي ما با اين جانباز سرافراز است كه از نظرتان مي گذرد.
ث منظورتان از توسعه فرهنگي چيست
ايران از كشورهاي غني است ولي در اجراي مديريت ضعف وجود دارد. مسئولين بنياد برنامه هايي كه مناسب و تقويت كننده روح و روان جانبازان وخانواده شهدا باشد ندارند.
ث از چگونگي جانباز شدنتان براي ما بگوئيد. به همراه چند تن از نيروهاي بسيجي براي شناسايي رفته بوديم كه در برگشت با كمين نيروهاي بعثي مواجه شديم وبا خمپاره ما را هدف قرار دادند , بيشتر بچه ها شهيد شدند ومن نيز ازشدت درد به خود مي پيچيدم تا اين كه نيروهاي عراقي بالاي سرم رسيدند , يكي از آنها پايش را روي فكم گذاشت و در باتلاق فشار داد و تير خلاص را به طرف قلبم شليك كرد كه به زير قلبم خورد و به خيال اين كه مرده ام رهايم نمودند. بعد منطقه را شيميايي كردند , و هنگامي كه نيروهاي ايران پاتك زدند مرا منتقل كردند و حدود دو سه ماهي در بيمارستانهاي ماهشهر و لبافي نژاد تهران بستري بودم . نمي دانم كجاي كارم ايراد داشت كه از قافله شهدا جا ماندم . در اين جا لازم است از آقاي رضا نيري سرپرست كميته امداد و خانواده محترمشان كه درحق من بسيار محبت كردند تشكر وقدرداني كنم . اين نكته را نيز يادآوري مي نمايم در آن زمان منافقين بچه هاي رزمنده را در بيمارستانها شناسايي و ترور مي كردند و اين عمده مشكل مجروحين جنگ بود كه بعدها توسط نماينده رهبري در وزارت دفاع براي مجروحان محافظ گذاشتند.
ث مهمترين خبري كه در دوران مجروحيت خود شنيديد چه بود چون طحال , كبد , كليه , روده , قلب و ريه ام دچار صدمه شده بود و الان همگي آنها به غير از ريه ام پيوندي مي باشد . دكترها گفتند تا 3 ماه ديگر غزل خداحافظي را مي خوانم .
ثبدترين خبري كه شنيديد چه بود
آيت الله هاشمي رفسنجاني نامه اي براي رئيس بنياد شهيد وقت نوشتند كه هزينه درمان مرا براي اعزام به خارج از كشور تامين كننده , ولي مسئول مربوطه گفت : چون دكترها شما را جواب كرده اند نمي توانيم پول بيت المال را داخل جوي آب بريزيم كه اين حرف خيلي برايم سخت آمد كه به لطف خدا پيش بيني دكترها درست نبود و اكنون در خدمت شما هستم .
ث چگونه براي درمان به خارج اعزام شديد
از طرف مسئولين هيچ كمكي نشد و چون در آن زمان پيمانكار شركت نفت هم بودم وضع مالي خوبي داشتم و با فروختن املاك و ماشين هايي كه داشتم و همچنين ملك پدري همسرم هزينه درمان خارج از كشور كه 450 ميليون تومان شد را فراهم كردم كه پس از بازگشت به ما گفتند با ارائه فاكتورهاي بيمارستان مي توانيم پول خود را دريافت كنيم ولي متاسفانه تاكنون اقدامي صورت نگرفته ومسئولين بنياد شهيد مي گويند بودجه نداريم .
متاسفانه جو جامعه بگونه اي شده است كه جانبازان را به چشم يك مستحق , حقير و بيمار مسري نگاه مي كنند در حالي كه درخارج از كشور جانبازان از ارج و قرب خاصي برخوردارند
ث اين احساس چگونه به شما دست داد كه به عنوان بيمار مسري به شما نگاه مي كنند
با دو تا از مسئولين قرار بود ملاقات كنيم دوست داشتم آنان را در آغوش بگيريم و بوي امام را از بدن آنان استشمام نمايم ولي يكي از آنها اصلا راهمان نداد و ديگري نگذاشت كه نزديكش شويم و لااقل دستش را در دست خود بفشاريم و اين رفتار و ديد حقارت آميز دردآورتر از مجروحيتمان بود.
ث آيا هنگامي كه براي مداوا در خارج بوديد خاطره خاصي داريد
در سنگاپور شخصي به پيامبر اسلام توهين كرد و قرآني كه دستش بود به زمين انداخت و با پا روي آن رفت من از خود بي خود شدم مرغي را براي نهار آماده كرده بودم كه چاقو بين آن گير كرده بود برداشتيم و بر سرش شد . ماموران مرا بازداشت كردند . از آن جا به حضرت I.C.U كوبيدم كه راهي آيت الله هاشمي رفسنجاني پيغام دادم و ايشان بلافاصله دستور دادند با رئيس پليس سنگاپور تلفني تماس بگيرند و خواهان آزادي من شوند.جالب است كه مسلمانان سنگاپور بعد از شنيدن اين خبر به طرفداري از من برخاستند و عليه شخص اهانت كننده اقامه دعوي كردند و من در اين جا از آيت الله هاشمي تشكر و قدرداني مي كنم .
ث فرزندان شما از لحاظ تحصيلي در چه سطحي هستند
دو دختر و يكي از پسرانم در رشته پزشكي تحصيل مي كنند كه يكي از دخترانم به خاطر پرستاري از من تحصيلش را رها كرد و پسر ديگرم در رشته هوش بري تحصيل مي كند و مابقي بچه هايم محصل مي باشند.
در پايان آيا حرف خاصي داريد
اولا از آقاياني كه متولي امور جانبازان مي باشند گلايه مندم كه در اين سالها حتي يكبار هم به خانواده ام سركشي نكردند فقط دوسه بار آقاي فروزنده رئيس بنياد جانبازان با من تلفني صحبت كرد .
دوم : مسئولين با چشم حقارت و انسانهاي محتاج كه بيماري مسري دارند به ما نگاه نكنند.
سوم : براي چندمين بار تقاضاي ديدار با رهبر معظم انقلاب و رياست محترم جمهوري را دارم اميد است توفيق حاصل شود. انشاالله ...
و جمله آخر : مسئولين بنياد شهيد كه متولي رسيدگي به جانبازان هستند در انجام وظيفه خود كوتاهي مي كنند , من تا اين ساعت يك ريال هم به عنوان حقوق و مزايا از آنان دريافت نكرده ام ولي طبق قانون مزاياي براي ما مشخص شده كه من و خانواده ام را از آن محروم مي كنند به عنوان مثال همين فاكتور بيمارستان كه اين مخارج برعهده بنياد مي باشد كه من با هزينه شخصي در پي درمان خود بوده ام و همين امر باعث فلج شدن زندگي ام شده است , بچه هايم جايي براي درس خواندن ندارند , مي گويند برو از بيمه بگير , بيمه مي گويد من ديگر با بنياد قرارداد ندارم , اعتراض مي كنم , مي گويند درست مي شود , كي خدا مي داند , مي گويند حقوق عقب افتاده شما از سال 64 تا حالا را برمبناي ماهي 3500 تومان حساب مي كنيم , آيا اين انصاف است , 450 ميليون تومان پولي كه من از سال 64 تا حالا خرج كرده ام آيا همان ارزش را دارد كه با من اين طور برخورد مي كنند , البته خداي ناكرده دنبال چيزي بيشتر از حق خودم كه خرج كردم نيستم , نامه مي نويسم آن را به دست مسئولين نمي دهند و الان مدت شش ماه است كه دوباره در بيمارستان بستري هستم و حالم رو به وخامت است , فشار بيماري از يك طرف و بي توجهي آقايان از طرفي ديگر روحيه خود و خانواده ام را تخريب كرده است . ديگر نمي دانم چه كنم . اميد است كه فرجي شود.
آيت الله هاشمي رفسنجاني نامه اي براي رئيس بنياد شهيد وقت نوشتند كه هزينه درمان مرا براي اعزام به خارج از كشور تامين كنند. ولي مسئول مربوطه گفت : چون دكترها شما را جواب كرده اند نمي توانيم پول بيت المال را داخل جوي آب بريزيم . كه اين حرف خيلي برايم سخت آمد كه به لطف خدا پيش بيني دكترها درست نبود و اكنون در خدمت شما هستم
مسئولين باچشم حقارت و انسانهاي محتاج كه بيماري مسري دارند به جانبازان نگاه نكنند
ياد عاشقاني بخير كه در كوچه هاي عشق خرامان خرامان مي رفتند تاهمراه ساربان خود را به مقصد موعود برسانند و يادت باشد ماندن امروز تو , از رفتن ديروز او بود

در دومين نشست استاني مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در ساري مطرح شد
بايدايثارگريهاي دوران دفاع مقدس به نسل هاي آينده منتقل شود



نماينده ولي فقيه در سپاه منطقه استان هاي مازندران و گلستان گفت : رزمندگان اسلام طي هشت سال دفاع مقدس و با كمترين امكانات و تاسي از امام حسين (ع ) , از اين امتحان الهي سربلند بيرون آمدند.
گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , حجت الاسلام والمسلمين عبدالعلي گواهي كه در دومين نشست استاني مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در ساري سخن مي گفت , با بيان مطلب فوق , وظيفه خبرنگاران و نويسندگان عرصه دفاع مقدس را در مقابل فداكاري هاي رزمندگان اسلام , بسيار سنگين دانست و گفت : بايد ايثارگري هاي دوران دفاع مقدس به نحو احسن به نسل سوم انقلاب منتقل شود.
وي ادامه داد : متاسفانه بعد از گذشت 17 سال از پايان جنگ تحميلي , برخي نويسندگان مطالبي مي نويسند كه دل خانواده هاي شهيدان را به درد مي آورند , بنابراين به نظر مي رسد نتوانسته ايم پيام شهيدان را به صورت كامل به نسل سوم منتقل كنيم .
حجت الاسلام گواهي اظهار داشت : خبرنگاران و نويسندگان عرصه دفاع مقدس هرچند با كم ترين امكانات و توقع كار مي كنند , اما بايد در راه انتقال ارزش هاي دفاع مقدس كوشاتر باشند.
وي با تاكيد بر پرهيز از فراموشي حالت هاي عرفاني دوران دفاع مقدس در كنار حالت هاي حماسي آن , الگوگيري از حضرت زينب (س ) و حضرت سجاد(ع ) را بهترين عامل براي به رشته تحرير در آوردن فداكاري هاي دوران دفاع مقدس دانست .
سردار شاليكار ـ فرمانده لشكر 25 كربلا ـ نيز در اين مراسم با اشاره به جايگاه ارزشمند هشت سال دفاع مقدس , گفت : خبرنگاران و نويسندگان در ميادين دفاع مقدس در كنار ديگر رزمندگان اسلام صادقانه تلاش كردند و در اين راه عده اي از آنان شهيد و جانباز شدند.
وي افزود : خبرنگاران و هنرمندان كنوني نيز رسالت سنگيني دارند; چون دشمنان درصدد مخدوش كردن چهره نظام هستند.
سردار شاليكار در ادامه با اشاره به گوشه هايي از فداكاري هاي رزمندگان اسلام در عمليات والفجر 8 گفت : انجام اين عمليات , دنيا را شگفت زده كرد , اما عراقي ها با انجام پاتك هاي سنگين و بمباران شيميايي نيز نتوانستند كاري از پيش ببرند.
وي اظهار داشت : به اعتراف عراقي ها , در اين عمليات 50 هزار نفر از نيروهايشان كشته شدند و بر اثر بمباران شيميايي عراق , 20 هزار نفر از رزمندگان اسلام زخمي شدند.
سردار ميرشكار ـ معاون هماهنگ كننده لشگر 25 كربلا ـ نيز در اين مراسم , دفاع مقدس را از حوادث بزرگ معنوي ذكر كرد و افزود : اگر نويسندگان اين عرصه واقعيت هاي دفاع مقدس را آن گونه كه هست , ثبت كنند , نتايج مثبتي براي تاريخ اين دوران دربر خواهد داشت .
وي گفت : اگر شهيدان را آن طوري كه بودند توصيف كنيم , دسترسي به آن ها غير ممكن نخواهد بود.
او يادآور شد : انضباط و معنوي عامل پيروزي رزمندگان اسلام بود; هنر آن ها جنگيدن بود و هنر نويسندگان معرفي واقعي آن هاست .
در اين نشست , هم چنين از محمدحسن قريب ـ عكاس شهيد ايسنا ـ كه در به شهادت رسيده بود , تجليل شد . C سانحه سقوط هواپيماي 130
تجليل از هادي بصير از فرماندهان لشگر 25 كربلا در عمليات والفجر 8 , سيف الله تبريزي خبرنگار شهيد , وجيهه خدامرادي خبرنگار دوران دفاع مقدس و جانباز ـ علي اعظم اصغري قاجار , فريدون هدايتي عكاس و خبرنگار و سردار شهيد ميرزادي از لشگر 25 كربلا كه در فاو به شهادت رسيد , از ديگر برنامه هاي دومين نشست استاني مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس بود.
مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس شاخه استان مازندران نيز در اين نشست اعلام موجوديت كرد.
پيام محمدحسين صفار هرندي ـ وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ به مجمع خبرنگاران و نويسندگان دفاع مقدس نيز در اين نشست قرائت شد.
در اين پيام آمده است : در دنياي پرفتنه امروز كه عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه اي كه مرزهاي جغرافيايي معنا و مفهوم پيشين خود را در ساختار جديدي از معرفت و تحول مبنايي در حيات بشري رفته رفته از دست مي دهند و اقتدار ملي هر كشوري در بعد فرهنگي آن جلوه و ظهور مي يابد , پاسداري از ارزش هاي فرهنگي , رويكردي واقع بينانه و استرتژيك خواهد بود.
حاكميت گسترده استكبار صهيونيسم بر وسايل ارتباط جمعي عالم , با تسلط بر پنج غول خبرگزاري جهاني به همراه 90 درصد از مبادلات خبري جهان كه به ايجاد و پردازش باورها و خرده فرهنگ هاي منطقه اي و جهاني مي پردازند , ظهور و نمود فرهنگ آزادي و آزادگي را برنمي تابد. چنين است كه هر ندايي از رهايي , هر پرچمي از آزادگي در گستره گيتي مورد هجوم توفان هاي زهرآگين اتحاديه جهاني زر و زور و تزوير قرار مي گيرد. خبرسازي و آكندن دنيا از اخبار ريز و درشت و ايجاد همهمه و هياهوي برخاسته از انفجار اطلاعات , جو جامعه جهاني را چنان ملتهب كرده است كه ناله ستمديدگان و فرياد مظلومان در جريان خبري رسانه ها گم مي شوند.
حماسه هشت سال دفاع مقدس , برگ زريني از تاريخ پرافتخار ملت بزرگ ايران است كه در شكل گيري آن , آحاد ملت سهم بسزايي داشته اند. در اين دفاع قهرمانانه , مرد و زن و پير و جوان نقش اساسي و بي بديلي را ايفا كرده اند و شهرها و روستاهاي كوچك و بزرگ هر يك به فراخور توان در شكل گيري اين تابلوي افتخارآميز سهيم بوده اند.
در اين ميان , رسالت همه آناني كه به عدالت , آزادي و رهايي مي انديشيدند و به آرمان بزرگ پيامبران به خصوص پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) ايمان دارند , آن است كه از فرهنگ ايستادگي و وارستگي در اين تهاجم بي حساب با هر وسيله ممكن صيانت و پاسداري كنند.
بدون شك اصحاب قلم و مطبوعات در هر كشوري به هنگام تهاجم و تجاوز بيگانگان به آن كشور مي توانند نقش بسزايي در حفظ روحيه مقاومت رزمندگان و مردم ايفا كنند كه صد البته اين نقش اجتناب ناپذير پس از پايان جنگ نيز از اهميت بالايي برخوردار است . با انتشار اخبار حملات متجاوزانه رژيم بعث عراق به ايران در مهرماه 1359 , مطبوعات آن زمان و بخصوص روزنامه ها , بيش تر حجم اخبار را توسط خبرنگاران و انبوهي از مقالات را توسط نويسندگان و حتي طيف گسترده اي از گزارشات و مطالب هنري و ادبي خود را به جنگ اختصاص دادند كه در آن ميان نشريات متعدد كشور , رفته رفته به حجم توجه خويش براي اختصاص صفحات خاصي به فرهنگ جبهه و جنگ افزودند...
ثبت و ضبط همه زيبايي ها در ايام مقاومت و پاسداري كه توسط بهترين فرزندان اين مرز و بوم خلق شده است , وظيفه خطيري است كه خبرنگاران و نويسندگان در تحقق اين مهم نقش اساسي دارند و به قول شهيد بزرگوار حاج حسين خرازي , « ارزش هاي دفاع مقدس را هم بايد درست نوشت و هم درست تبيين كرد. »
اميد است اين اجتماع عظيم و عزيز فرهنگي بتواند با هنر زيباي نويسندگي و پردازش موضوعات مربوط به ايام مقاومت و پاسداري , ماندگاري آن دوران را در ساحت فرهنگي جامعه ما تضمين كند.

آن مرد رفت


اشاره :
و ما اينگونه ياد گرفته ايم كه هر كسي از دنيا رفت برايش بخوانيم , از او بگوئيم و حسرت بخوريم اما يكي نيست كه بگويد چرا در حضور و حيات افراد با نام و نشان اما غريب و مظلوم از آنها ياد نمي كنيد.
اگر چه مي دانيم « دكتر حسين علايي » از اين نوشتار خرسند نمي شود اما احساس مي كنيم كه جوانان اين مرز و بوم بايد « حسين علايي ها » را بشناسند.
چه سبكبال و بي تكلف ! دريغ از حتي يك لوح تقدير! بي هيچ مراسمي و بدون حضور هيچ مقام و مسئولي ! خودش جانشينش را معرفي كرد و رفت . پس از 15 سال تلاش بي هياهو و صادقانه , ناخواسته كليد « مصلي » را سپرد و رفت . او كه خشت اول مصلي را خود بنا نهاد با خون دل فراوان و تحمل بي مهري ها و كم توجهي ها نسبت به بودجه مصلي , فاخرترين و زيباترين اثر معماري اسلامي , ايران را كه موجب مباهات نظام جمهوري اسلامي است براي اين كشور پديد آورد. او به مصلي عشق مي ورزيد و زندگيش را وقف بناي اين پرستشگاه كم نظير كرده بود چرا كه تمدنها و فرهنگهاي بزرگ و كهن تاريخ با آثار معماري كه برجاي نهاده اند شناخته مي شوند و مصلاي بزرگ امام خميني مي تواند هم اكنون و پس از قرنها نيز معرف فرهنگ و تمدن ايران اسلامي باشد. بارها مي گفت : « چون نام امام خميني (س ) بر اين مصلي نهاده شده خدمتگذاري در آن را با هيچ مقام و منصبي عوض نمي كنم . » حتي زماني كه رييس ستاد مشترك سپاه بود , با آن مسئوليت خطير و آن همه مشغله , نيمي از وقت خود را به امور مصلي اختصاص داده بود. در عشق ورزي به امام (ره ) , كمتر كسي مانند او مي توان يافت . وجودش مالامال از عشق خالصانه به رهبر و مرادش « امام خميني » بود. نام امام كه برده ميشود , شوق و شعف خاصي در چهره اش نمايان مي گردد. او از كودكي كه در همسايگي منزل امام زندگي ميكرد به امام عشق و ارادت پيدا كرده بود و هميشه خدا را شاكر بود كه به او توفيق داده در عصر امام خميني (ره ) حاضر باشد و در نهضت او در صفوف مقدم مبارزه با رژيم ستمشاهي و در دوران هشت سال دفاع مقدس در زمره فرماندهان حماسه آفرين و تاثير گذار جبهه هاي نبرد , حضوري جانانه داشته باشد. آري او بود كه زمينه حضور شهيد مهدي باكري و برادرش حميد و دهها سردار پاكباخته را در ميادين دفاع مقدس فراهم نمود. او بود كه نيروي دريايي سپاه را به فرمان امام بنيان نهاد. او بود كه با طرحهاي ابتكاري و فرماندهي بي باكانه خود , ابهت پوشالي ناوگان امريكا در خليج فارس را فرو ريخت . آري « علايي » نامي ماندگار در تاريخ پرحماسه اين مرز و بوم است . او پس از جنگ نيز همان زندگي ساده و فقيرانه را به دور از خودنمايي و عوامل فريبي ادامه داد. زهد و ساده زيستي و تواضع و فروتني او در برابر بندگان خدا در ميان سرداران سپاه نيز بي نظير است . اين را مي توانيد از يكايك سپاهي ها و بسيجياني كه با او ارتباط دارند سئوال كنيد. امسال كه به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام براي ديدار با حاج سيد حسن آقاي خميني به جماران رفته بوديم ايشان مي گفتند : « سردار علايي از مديران خوشنام نظام هستند و در هر مسئوليتي كه بودند حضوري موفق داشتند. » و به حق هم اين چنين است . او در هر سنگري براي خدمت حضور يافت , نه تنها كارهاي بزرگ و ماندگاري برجاي نگذاشت بلكه با مديريتي قابل تحسين , زمينه رشد و شكوفايي استعدادها و تربيت مديران كارآمد و شايسته را فراهم نمود. اعتقاد دارم منش و رفتار و زندگي « علايي » مي تواند سرمشق تمامي كساني باشد كه مي خواهند « رجايي » وار خدمت نمايند.
سرانجام « دكتر حسين علايي » با دلي آكنده از غم هجران ياران شهيد و با تحمل ناسپاسي ها و بي مهري ها با كارنامه اي درخشان و پرافتخار , از مصلاي امام خميني (ره ) رفت . او كه به شدت خود را از منازعات سياسي و حضور در جريانات سياسي كشور دور نگاه مي داشت و از ورود به مشاجرات جناحي كه توان كشور را به هدر مي داد , پرهيز مي نمود و فقط و فقط بر اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي كه توسط حضرت امام خميني ترسيم شده بود پافشاري مي كرد. اكنون بايد به حاشيه برود و عرصه مديريت كشور از حضور چنين مردان با صلابت كه در ميدانهاي خطر وفاداري و كارآمدي خود را به اثبات رسانده اند , محروم بماند. به راستي چه كسي بايد سرمايه هاي ملي را پاس بدارد !
ث سيد محمد طباطبايي