روزنامه جمهوري اسلامي 09/12/1384 صفحه سرمقاله
تاملي در بخشنامه آگهي هاي دولتي


بسم الله الرحمن الرحيم
يكي از اقدامات دولت جديد , دولتي كردن قيمت آگهي هاي همه دستگاه هاي دولتي و موسسات وابسته به دولت است . براساس اظهارات مسئولان , اين اقدام بر بخشنامه اي از دولت قبلي مبتني است كه به آن عمل نشده بود و دولت جديد نيز طي بخشنامه اي آنرا مورد تاكيد قرار داده و اقدام به اجراي آن از طريق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نموده است . سازمان بازرسي كلي كشور نيز نظارت بر حسن اجراي اين بخشنامه را عهده دار شده است .
ترديدي نيست كه هر اقدامي براي كم كردن هزينه هاي دولت و عادلانه نمودن تعاملات دستگاه هاي دولتي با اشخاص و مجموعه هائي كه با آنها سروكار دارند , قابل تحسين است . اين آرمان قابل تحسين , در چارچوب آگهي هاي مربوط به دستگاه هاي دولتي يا موسسات وابسته به دولت , ميتواند در قالب تقسيم عادلانه آگهي ها ميان نشريات و جلوگيري از خاصه خرجي ها و اعمال خارج از ضوابط انجام شود , البته با رعايت تعرفه اي كه با واقعيت هاي جامعه و هزينه هاي سنگين مطبوعات همخواني و تناسب داشته باشد.
با توجه به اصراري كه اكنون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دستگاه هاي دولتي و موسسات وابسته به دولت براي اعمال بخشنامه مورد نظر مينمايد , مشكلاتي براي روزنامه هاي مستقل , پيش آمده كه درحال تبديل شدن به يك تهديد جدي براي به تعطيلي كشيده شدن آنهاست . اين مشكل در بعضي استانها زودتر خود را نشان داده و در تهران اگر صبوري اصحاب مطبوعات نبود , تاكنون به يك دردسر تبديل شده بود. در عين حال , به نظر مي رسد سكوت آن دسته از مطبوعاتي كه از اصرار بر اجراي اين بخشنامه متضرر مي شوند , بيش از اين جايز نيست . شايد متوليان تصور مي كنند درحال انجام يك خدمت خداپسندانه به كشور و ملت هستند و نميدانند از رهگذر اين اقدام چه ضربه سختي به مطبوعات مستقل وارد مي كنند و چه عواقب وخيمي را براي فرهنگ مطبوعاتي اين كشور رقم ميزنند.
تشريح واقعيت هاي مربوط به اين ماجرا نيازمند مقالات متعدد و مفصل است كه اگر لازم باشد اصحاب مطبوعات به آن خواهند پرداخت . فعلا به عنوان شروع , نكاتي را به اختصار مورد اشاره قرار ميدهيم , بدان اميد كه متوليان اين امر متوجه واقعيت ها بشوند و چاره اي بينديشند و نيازي به ادامه نباشد.
اينكه برروي عنوان « مطبوعات مستقل » تكيه كرديم , به اين دليل است كه مطبوعات از نقطه نظرهاي مختلف , قابل تقسيم بندي و متفاوت هستند. در اينجا به يك تقسيم كه ناظر به درآمدهاي مطبوعات است مي پردازيم .
1 ـ مطبوعاتي كه به پستان پر شير دولت يا دستگاه هاي دولتي وصل هستند و از روز تاسيس با هيچگونه كمبود يا مشكل مادي مواجه نبودند و با دست باز خرج كرده اند و هر وقت در هر مقطعي نيز هرچه بخواهند ميتوانند از همين پستان پرشير بمكند. اينها طبعا مشكل مالي ندارند و براي آنها مباحثي از قبيل آنچه بخشنامه مربوط به آگهي هاي دولتي برانگيخته است اصولا قابل اعتماد نيست . رقم هائي كه اين نشريات پرداخت مي كنند نيز متناسب با درآمدهايشان است و البته ناچارند همين محاسبات مالي را در بخش محتوائي و خط مشي خود نيز اعمال نمايند. به همين دليل , عنوان « مستقل » شامل آنها نمي شود.
2 ـ مطبوعاتي كه به احزاب , جناح ها و شركت هاي بزرگ وابسته هستند و با كمك هاي مالي آنها اداره مي شوند. اين دسته از مطبوعات نيز به همان ميزان كه دريافت مي كنند , تابع اراده پرداخت كنندگان هستند و طبعا از نعمت استقلال بي بهره اند.
3 ـ نشريات زرد , يعني نشرياتي كه با پرداختن به مباحث انحرافي در مقولات مختلف , مشتري جذب مي كنند و با قيمت هاي دلخواه به فروش مي روند و از اين طريق تامين مي شوند. اين دسته از نشريات نيز چون تابع ذائقه مشتري هستند , نه تنها نميتوانند مستقل باشند بلكه گرفتار نوسانات و انحرافات گوناگون نيز مي شوند.
4 ـ مطبوعاتي كه درآمدهاي پنهان دارند . منابع درآمدهاي اين نشريات , يا خارجي هستند و يا عوامل خارجي و همين واقعيت براي اثبات وابستگي آنها كافي است .
5 ـ نورچشمي ها يا مطبوعات خوش شانسي كه مجاري امور در اختيار همفكران آنهاست . اين دسته از مطبوعات ممكن است دولتي نباشند اما دولت در بعضي مقاطع در اختيار آنها قرار ميگيرد. اينها البته هميشه خوش شانس نيستند و براساس چرخش زمانه , گاهي هم رقباي آنها مدال نور چشمي بودن را بر سينه خود احساس مي كنند و آنها محبوب مي شوند و اينها مغضوب « گهي زين به پشت و گهي پشت به زين » ! خدا كند كه اين جماعت , نمك گير نشوند والا ممكن است امروز دولتي بودن را ننگ بدانند و فردا رنگ , آنهم چه رنگ چشم نوازي !
6 ـ آخرين دسته , مطبوعاتي هستند كه نه از پستان پر شير دولت ارتزاق مي كنند , نه به احزاب و جناح ها و شركت ها وابسته اند , نه زرد هستند , نه منابع درآمد پنهان دارند و نه بخت و اقبال نورچشمي شدن سراغشان ميآيد. اينها تنها منبع درآمدشان آگهي هاست . حتي هزينه هاي مازاد بر درآمد فروش نشريه را نيز بايد از همين درآمد آگهي ها بپردازند , زيرا هزينه تمام شده هر نسخه روزنامه تقريبا دو برابر نرخ فروش است و طبعا آن نيمه ديگر باضافه هزينه توزيع و واسطه هاي فروش را بايد درآمد آگهي ها پوشش بدهد. به اينها ميگوئيم « مطبوعات مستقل » . دست اندركاران اين دسته از مطبوعات اگر از صلاحيت هاي ذاتي لازم از قبيل شجاعت , آزادانديشي و انصاف برخوردار باشند و منافع ملي را نيز رعايت كنند , به معني واقعي كلمه « مستقل » خواهند بود.
همانگونه كه ملاحظه شد , آن 5 دسته اول هر طور شده گليم خود را از آب بيرون ميكشند. باقي ميمانند همين مطبوعات مستقل كه در برابر سيلاب هائي از قبيل بخشنامه آگهي هاي دولتي , به دليل نازل بودن قيمت آگهي هاي دولتي , تاب مقاومت نخواهند داشت و غرق خواهند شد. لابد اينهم بهاي استقلال است !
هرچند نكات زيادي در اين مبحث وجود دارد كه نميتوان در يك مقاله به همه آنها پرداخت , ولي بد نيست به طرح چند سئوال در اينجا بپردازيم , بلكه باعث تامل متوليان امر شود و در مقوله اي كه بر اجراي آن اصرار ميورزند تجديدنظر كنند.
1 ـ چرا تعرفه آگهي هاي دولتي تا ميزاني كه با هزينه هاي سنگين مطبوعات برابري كند , بالا برده نمي شود
2 ـ بانك ها و شركت هائي كه درآمدهاي كلان دارند چرا مجاز نباشند بخشي از اين درآمدها را براي آگهي ها به مطبوعات بدهند
3 ـ چه تفاوتي ميان صدا و سيما و مطبوعات وجود دارد كه صدا و سيما آنهمه آگهي دستگاه هاي دولتي و موسسات وابسته به دولت را با تعرفه مصوب خودشان پخش مي كنند ولي مطبوعات بايد محكوم به تعرفه بسيار نازل دولتي باشند لابد تفاوت اينست كه صدا و سيما برخلاف مطبوعات مستقل از بودجه دولتي هم برخوردارند!
4 ـ مطبوعاتي كه حامي نظام جمهوري اسلامي هستند , آيا بجاي حمايت بايد تحت فشار قرار گيرند
5 ـ آيا يكسان ديدن مطبوعات حامي نظام با مطبوعات مزاحم , عدالت است
6 ـ آيا سازمان بازرسي كل كشور , قبل از تصميم گيري براي اجراي بخشنامه دولت , با مديران مطبوعات مستقل در اين زمينه مشورتي كرده است
7 ـ آيا متوليان امر به اين نكته انديشيده اند كه وارد آوردن فشار مالي به مطبوعات مستقل چه عواقبي دارد تعطيلي آنها را ترجيح ميدهيد يا آلوده شدنشان به انواع ميكروب هائي كه در اين مسير وجود دارد
8 ـ آيا شرايط حساس كشور , مناسب اجراي چنين تصميمات حساب نشده و پرمخاطره اي مي باشد