روزنامه جمهوري اسلامي 08/12/1384 صفحه حوزه

مباني ليبراليسم و اهانت به مقدسات
* سخن اعلام امام حسين , الان هم مظلوم است !
مباني ليبراليسم و اهانت به مقدسات


1 ـ وقتي دولتمردان دانماركي و متحدان اروپائي شان در برابر اعتراض مسلمانان به چاپ كاريكاتورهاي موهن از پيامبر اسلام , اعلام كردند كه به اقتضاي « آزادي » , از چاپ اين گونه تصاوير نمي توان ممانعت كرد و دولت بايد از آزادي روزنامه نگاران حمايت كند , اين سئوال در ذهن ها پديد آمد كه : « در غرب دامنه آزادي تا كجا گسترده است و آيا مباني ليبراليسم , چنين اقداماتي را توجيه مي كند »
اگرچه در اين ماجراي , شواهدي وجود دارد كه از اغراض پليد اسلام ستيزان خبر مي دهد , ولي بهرحال جنبه هاي سياسي مساله , نفي كننده جنبه هاي فكري و ريشه هاي فرهنگي آن نيست و ما را از تامل در سئوال فوق , بي نياز نمي سازد.
2 ـ ليبرال ها ـ و يا بسياري از آنها ـ آشكارا از اين نظريه كه « آزادي بيان » بر « توهين نكردن » , « تقدم » دارد , دفاع مي كنند , معني اين جمله آن است كه براي جلوگيري از « توهين » , نبايد به محدود كردن آزادي بيان متوسل شد , چرا كه اگر بنا باشد جلوي توهين را بگيريم , آزادي براي گفتن هر چيز از بين مي رود! پوپر كه از « جامعه باز » جانبداري مي كند , بر اين باور است كه : « آزادي بيان بايد بر تمايل ما به توهين نكردن , « مقدم » باشد , « جامعه باز » ضرورتا « جامعه مودب » نيست زيرا در زماني كه اجتناب از توهين مساله اول و مهم ما شود , گفتن آزادانه « هرچيز » , به سرعت ناممكن مي گردد »
(جامعه بازپوپرپس از پنجاه سال 74, )
3 ـ مساله « آزادي » هم چنان محور چالش هاي فكري عصر ماست و بسياري از نزاع ها كه امروز در قالب « حقوق بشر » و يا دموكراسي اتفاق مي افتد , در حقيقت ريشه در تفسيري دارد كه از آزادي ارائه مي گردد. كساني كه براي آزادي , « بيشترين ارزش » را قائل اند , هيچ ارزش ديگري را نمي توانند در عرض آن و يا حاكم بر آن بدانند. ولي ديدگاه ديگر چون در انسان ها استعدادهاي متعالي فراواني وجود دارد , آزادي بايد در مسيري هماهنگ آنها , انسان را به سوي كمال هدايت كند. مايكل ساندل ديدگاه اول را چنين ارائه مي كند :
« ليبرال ها مي گويند كه آن ها هم به اندازه ديگران از چاپ و نشر تصاوير مستهجن متنفرند , ولي تفاوتي كه با ديگران دارند در اين است كه براي تساهل يا آزادي , ارج بيشتري قائلند » (ليبراليسم و منتقدان آن 6, )
در برابر , شهيد مطهري , ارزش آزادي را به هم سوئي آن با استعدادهاي متعالي انسان مي داند : « اراده بشر تا آن جا محترم است كه با استعدادهاي عالي و مقدسي كه در نهاد بشر است هماهنگ باشد , اما آنجا كه بشر را به سوي نيستي سوق مي دهد و استعدادهاي نهايي را هدر مي دهد , احترامي ندارد » (اخلاق جنسي 39, )
نمي توان انكار كرد كه آنچه امروزه در جوامع غربي رخ مي دهد , انعكاسي از همين باور است كه هيچ چيز جاي آزادي را نمي گيرد و هيچ چيز نبايد عرصه را بر آزادي تنگ كند.
4 ـ نبايد پنداشت كه در غرب , نسيم آزادي , همه افراد را با عقايد و سلائق متنوع , نوازش مي دهد. غربيها كه از آزادي ارائه ضد اخلاقي ترين مطالب , حمايت مي كنند , در برخورد با ظهور انديشه اسلامي , بيشترين مضيقه را فراهم مي سازند. ادوار سعيد كه يك پژوهشگر مسيحي است در اين باره مي نويسد :
امروزه تقريبا هيچ چيز در مورد مطالعه اسلام كاملا آزاد و بدون قيود و حدود از ناحيه فشارهاي فوري معاصر نيست , اين وضعيت , با عينيت غيرسياسي كه خيلي از شرق شناسان ادعا مي كنند , بسيار فاصله دارد (پوشش خبري اسلام در غرب 256, )
جالب است كه در مهد آزادي , از يك سو , زبان و قلم را براي ارائه ارمغان اسلام , محدود مي سازند , و از سوي ديگر , امكانات گسترده اي را براي اسلام ستيزي اختصاص مي دهند. مثلا بنابه گزارش شوراي روابط مسلمانان آمريكا , هاليود براي مخدوش كردن چهره اسلام و مسلمانان , فيلم هاي صد ميليون دلاري مي سازد و طي سالهاي اخير , هفتصد فيلم سينمائي ضد اسلامي توليد كرده است , در اين فيلم ها , مسلمانان انسان هايي خون آشام و خشونت طلب معرفي مي شوند كه با فرهنگ و تمدن غرب دشمني دارند.
(روزنامه قدس 79,5,30 )
5 ـ چاپ تصاوير موهن از رسول اكرم در جرايد دانمارك و اروپا , حاميان انديشه ليبرالي را در داخل كشور با يك چالش جديد روبرو ساخت , عده اي از آنان نتوانستند از وفاداري به ليبراليسم سرباز زده و به انتقاد از اين جرايد بپردازند. چهره هاي شاخص اين گروه كه در نشريات داخلي قلم مي زنند , در هفته هاي اخير در اين باره سكوت اختيار كرده و منتظرند كه موج اعتراضات از سرشان عبور كند. ولي برخي از كساني كه به ليبراليسم تعلق خاطر داشتند , زبان به اعتراض گشودند و ناخشنودي خود را اعلام نمودند , اينان عملا نشان دادند كه بالاخره ليبراليسم را تا « هر كجا » و « براي هميشه » نمي توان همراهي كرد. مثلا دكتر عبدالكريم سروش كه در دفاع از ليبراليسم , به صراحت مي گفت : « آزادي بر « همه چيز » مقدم است » (فربه تر از ايدئولوژي صفحه 253 ) , امروز از قافله مدافعان , بازمانده است و اين آزادي را « توطئه و تخريب » مي خواند و « آزادي بيان » را جدا از « آزادي عمل » ندانسته و اين تصويرها را , نه از مقوله بيان و سخن , بلكه از مقوله « عمل تحريك آميز » مي شمارد!
پوپر : آزادي بيان بايد بر تمايل ما به توهين نكردن , « مقدم » باشد , « جامعه باز » ضرورتا « جامعه مودب » نيست زيرا در زماني كه اجتناب از توهين مساله اول و مهم ما شود , گفتن آنها را نه « هر چيز » , به سرعت ناممكن مي گردد
هاليود براي مخدوش كردن چهره اسلام و مسلمانان طي سالهاي اخير , هفتصد فيلم سينمائي ضد اسلامي توليد كرده است , در اين فيلم ها , مسلمانان انسان هايي خون آشام و خشونت طلب معرفي مي شوند
كساني كه براي آزادي , بيشنرين ارزش را قائلند , هيچ ارزش ديگري را نمي توانند در عرض آن و يا حاكم برآن بدانند , ولي در ديدگاه ديگر , چون در انسان ها استعدادهاي متعالي فراواني وجود دارد , آزادي بايد در مسيري هماهنگ آنها , انسان را به سوي كمال هدايت كند

سخن اعلام امام حسين , الان هم مظلوم است !




حضرت آيه الله اميني
حادثه عاشورا و قيام خونين اباعبدالله (ع ) از قيام هاي بي نظير در تاريخ اسلام است . اين قيام بسيار بزرگ حامل هدف هاي بزرگي بود.
هدف امام حسين (ع ) امر به معروف و نهي از منكر , مبارزه با ظلم و ستم و مبارزه با انحرافات بوجود آمده توسط بني اميه بود. نهضت اباعبدالله (ع ) به عنوان دفاع از دين شروع شد. چون دين اين ارزش راداشت كه امام حسين (ع ) خودش و همه فرزندان و خانواده و اصحاب خود را فداي آن كند. اين بيان اجمالي هدف قيام امام حسين (ع ) بود.
بعد از حادثه عاشورا , ائمه اطهار(ع ) براي زنده نگه داشتن هدف قيام , تاكيد داشتند كه عاشورا براي هميشه زنده بماند تا مردم اهداف امام حسين (ع ) را تعقيب كنند و از آن درس دين داري بياموزند. اينكه مي بينيم در روايات فضيلت هايي براي ذكر مصائب امام حسين (ع ) بيان شده به همين منظور است .
اينكه اهل بيت (ع ) مقيد بودند براي عزاي امام حسين (ع ) مجلس برپا كنند و شاعران و مداحان را تشويق مي كردند تا آن مصائب را ذكر كنند , در واقع براي بيان هدف نهضت امام (ع ) بوده است تا مردم بوسيله گريه بر مصائب حضرت آن اهداف راتعقيب كنند.
و امر به معروف و نهي از منكر را ياد بگيرند و در ضمن ذكر مصيبت خشم و عناد نسبت به ظلم و ستم وجود داشت , ولا به قيمت جان و شهادت , بايد عليه آن قيام كرد. يعني در اين مجالس بايد وظيفه ديني را به مردم ياد داد.
هدفي كه مورد نظر ائمه (ع ) بود اين بود , ولي متاسفانه بعدها انحرافات فراواني بوجود آمد و اهداف امام حسين (ع ) مغفول واقع شد.
يكي از انحرافات اين بود كه چون مردم طبعا ميل دارند علي رغم كارهاي خلاف و گناهي كه مرتكب مي شوند , يك راه نجاتي هم داشته باشند تا بتوانند خودشان را راضي و قانع كنند و در واقع با مجوزي از تكاليف بخصوص تكاليف دشوار فرار كنند , لذا به گريه بر مصائب اهل بيت (ع ) اصالت دادند , يعني گريه اي كه در اصل وسيله اي بود براي آماده سازي افراد جهت بيان اهداف امام حسين (ع ) و تعقيب راه او , اصالت پيدا كرد بدون در نظر داشتن اهداف مورد نظر ائمه (ع ) وقتي گريه اصالت پيدا كرد , آنهائي كه مدح و مرثيه مي خوانند , طبعا بايد كاري كنند كه مردم بيشتر گريه كنند تا بيشتر ثواب ببرند. اين در حالي است كه در ميان عزاداران اباعبدالله (ع ) افرادي كاهل نمازند و يا نماز نمي خوانند يا در خانواده ظلم مي كنند و كارهاي خلاف ديگر مرتكب مي شوند. اما به آنها گفته مي شوداگر براي امام حسين (ع ) گريه كني همه گناهانت آمرزيده مي شود. يك آدم رباخوار و كسي كه در معامله غش مي كند و يا در كارها به ديگران ستم مي كند اين حرف را مي پسندد و خودش را قانع مي كند و براي امام حسين (ع ) مجلس مي گيرد و مداحان هم در اين مجالس سعي مي كنند مردم را به هرچه بيشتر بگريانند. اينجا دروغ تجويز مي شود. در حالي كه دروغ يك گناه كبيره و بزرگ است و به تعبير ائمه (ع ) از شراب بدتر است و البته دروغ بر اهل بيت (ع ) گناهش بيشتر است . براي اين دسته از مداحان هر شعري كه سوزناكتر باشد وگريه آورتر باشد , بهترين شعر خواهد بود. و آن مداحي ارزش پيدا مي كند كه بتواند مردم را بهتر بگرياند. وقتي جو مجالس عزاداري اينطور شود , روضه هاي دروغ رايج مي شود و ارزش پيدا مي كند وكسي هم نمي تواند بگويد چرا اين دروغ را مي خواني
يك مداح متعهد بايد مطالب دروغ را از اشعار حذف كند و اگر در درستي اشعاري شك داشته باشد , از عالمي بپرسد و اشعار بدون عيب و نقص را دراين مجالس بخواند تا هم مردم بيشتر ثواب ببرند و هم چهره اباعبدالله (ع ) محفوظ بماند و هم خودش مرتكب گناه نشود.
برخي از دروغ ها وجود دارد كه اگر كمي در آنها دقت شود , دروغ بودن آنها روشن مي شود. مثلا رايج است كه مي گويند امام حسين (ع ) در روز عاشورا 1950 نفر را كشت ! اگر همه اين افراد مثل مرغ دست و پابسته مي بودند و براي كشتن هر يك نفر يك دقيقه وقت نياز بود , لازم بود امام حسين (ع ) 32 ساعت براي كشتن آنها وقت صرف كرده باشد!
مداح بايد بداند مخاطبين او چه كساني هستند. برخي از حضار اين مجالس دانشجو و اهل سواد و وقت و حسابگري هستند و اين امور را محاسبه مي كنند. اما چرا اين دروغ ها رايج شد چون مردم مي خواهند و بعضي از مداحان دنبال خاسته مردم مي روند در حالي كه خواسته آنها يك امر غير عقلايي است . برخي از مداحان براي گرياندن مردم كلماتي را به اهل بيت (ع ) نسبت مي دهند كه واقعا آدم وقتي دقت مي كند مي بيند با مقام و شخصيت آنها نمي سازد. مثلا آيا درست است گفته شود بيمار كربلا ! امام سجاد(ع ) با آن عظمت و با آن مقام امامت را نبايد بيمار لقب داد , بله او بيمار بود. اما مگر قحطي لقب است كه آن بزرگوار را به چنين لقبي بناميم . چرا مقام امام سجاد(ع ) ذكر نمي شود و تنهاچنين القابي مي آيد
تعبير قاسم « ناكام » هم درست نيست . مگر كام حضرت قاسم فقط همين بودكه عروسي كند كه با عروسي نكردن ناكام شود ! آيا حضرت قاسم با آن عظمتي كه در مقام پاسخ به سوال امام حسين (ع ) از او مي بينيم بايد تا اين اندازه كوچك شود !آيا اينها دون شان اهل بيت (ع ) نيست !
حضرت زينبي كه دومين شخصيت كربلا بود و با آن عظمت در مقابل يزيد و ابن زياد مقاومت كرد , آيا سزاوار است در باره او گفته شود زينب مضطر و زينب پريشان ! برخي مداحان مي خواهند دل مردم را بسوزانند اما فكر نمي كنند كه اين لطمه ها را هم وارد مي كنند.
ذكر خواب هاي غير مستند و بي حساب . معجزات وكرامات ساختگي هم از همين قبيل است . اينكه مي گويند امام زمان (ع ) شب و روز بر جدش گريه مي كند , هم ايجاد شبهه مي كند. چون امام زماني كه در زمان غيبت همه كاره جهان است , چرا متمركزش مي كنيم در اينكه شب و روز براي جدش گريه مي كند ! آيا اينها انحراف نيست و آيا كوچك كردن ائمه (ع ) نيست !
برخي مداحان مردم را تشويق به گريه كردن مي كنند تا قلب حضرت زهرا(س ) شاد شود! حضرت زهرا(س ) در بهشت برين و در مقام عالي قرار دارد , اميرالمومنين (ع ) در مقام عالي بهشت است , آيا آنها با آن مقامات منتظرند كه ما يك چيزي بگوئيم تا قلبشان شاد بشود ! در اين مجالس داستان هايي براي اميددادن بيش از حد به مردم نقل مي شود كه انحرافي ديگر است .آيا كوچك كردن احكام اسلام نيست كه گفته شود خاك پاي عزادار امام حسين (ع ) بربدن سارق و راهزني نشست و او را از عذاب نجات داد !
آيا اين ضربه زدن به اسلام نيست كه گفته شود آدم هركاري خواست , بكند ولي همه آن گناهان با يك اشك درست مي شود ! يعني آدم هر خيانتي بكند , رباخواري و.. بكند و بگويد من براي عزاي اباعبدالله (ع ) گريه مي كنم ! اگر هر گريه اي مطلوب بود و افراد را نجات مي داد , مردم كوفه بعد از اسارت اهل بيت امام حسين (ع ) بيشتر از همه گريه كردند. و حتي ابن زياد و يزيد هم گريه كردند , سپس آنها هم بايد مشمول رحمت خدا قرار بگيرند! اين حرف هابازي كردن با احكام اسلام وقرآن است .
آيا تمام فضائل ابواالفضل (ع ) به عكس هاي قشنگ است كه گفته شود قربان شكلت بروم ابوالفضل ! فضيلت ابوالفضل (ع ) به اين است كه تشنه وارد شريعه فرات شد و مشتي آب برمي دارد و اما به ياد تشنگي خانواده برادر مي افتد و آب را مي ريزد و يا اينكه دشمن به او امان مي دهد ولي او نمي پذيرد. اما در مداحي ها تنها شكل و شمايل و چشم هاي زيباي او ذكر مي شود! آيا اينها واقعا كارهاي درستي است ! آيا اينها انحراف نيست ! بالاترين انحراف در قضاياي كربلا اين است كه اهداف بزرگ امام حسين (ع ) دفن شد و امام حسين (ع ) شد امام گريه . البته گريه بر امام حسين (ع ) عبادت است اما عبادت به همان طوري كه از شارع رسيده بايد انجام گيرد چون عبادت توفيقي است . به خود اباعبدالله (ع ) قسم كه همانطوري كه اباعبدالله (ع ) در كربلا مظلوم بود , حالا هم مظلوم است . به نظر من اكثر مداحان متدينند و بايد قدر كارشان را بدانند , چون كارشان يك كار روحاني و معنوي است . مداحان نبايد تنها به اين فكر باشند كه مردم را بگريانند و خيلي مقيد به راست و دروغ مطالب نباشند! بلكه بايد اهداف امام حسين (ع ) را بگوئيد ولو مردم گريه نكنند و فقط تباكي كنند. چون همين بيان اهداف امام (ع ) عبادت است و ثواب دارد. من انتظارم از مداحان محترم و عزيزان اين است كه خودشان اين انحرافات را اصلاح كنند و صاحبان مجالس هم انتظار نداشته باشندكه مداح تنها روضه بخواند و مردم را زياد بگرياند. روحانيون هم در اين مجالس چرا در مقابل مطالب دروغ عكس العمل نشان نمي دهند ! در محضر حضرت امام (ره ) كسي حق نداشت روضه دروغ بخواند. امام در عين حالي كه به مجالس عزاداري عنايت داشتند , نمي گذاشتند دروغي گفته شود. علماي ديگر هم در گذشته اينطور بودند. اما حالا متاسفانه مداحان و علما , تابع عوام هستند كه به نظرم انحرافي است كه در قضاياي كربلا بوجود آمده و اميدواريم خداوند متعال به همه ما كمك كند تا تصميم جدي بگيريم كه در برابر اين انحرافات مقاومت كنيم و آنها را اصلاح نمائيم .
حادثه عاشورا و قيام خونين اباعبدالله (ع ) از قيام هاي بي نظير در تاريخ اسلام است . اين قيام بسيار بزرگ حامل هدف هاي بزرگي بود. هدف امام حسين (ع ) امر به معروف و نهي از منكر , مبارزه با ظلم و ستم و مبارزه با انحرافات بوجود آمده توسط بني اميه بود
به خود اباعبدالله (ع ) قسم همانطوري كه اباعبدالله (ع ) در كربلا مظلوم بود , حالا هم مظلوم است . به نظر من اكثر مداحان متدينند و بايد قدر كارشان را بدانند , چون كارشان يك كار روحاني و معنوي است . مداحان نبايد تنها به اين فكر باشند كه مردم را بگريانند و مقيد به راست و دروغ مطلب نباشند! بلكه بايد اهداف امام حسين (ع ) را بگوئيد ولو مردم گريه نكنند و فقط تباكي كنند