روزنامه جمهوري اسلامي 07/12/1384 صفحه مقالات

زيبايي هاي امام علي (ع )
ارتباط ناشناخته
زيبايي هاي امام علي (ع )


قسمت دوم و پاياني
تهيه و تنظيم : جواد محمدزاده
زيباترين وضو
روزي رسول خدا(ص ) مشغول خواندن نماز عصر بودند. ركعت اول را با كمي درنگ خواندند بطوري كه اصحاب از اين كار تعجب كردند. بعد از نماز رو به حضار كرده و فرمودند : « چرا علي (ع ) در صف اول نماز حاضر نيست » در اين هنگام حضرت علي (ع ) كه در صف آخر بودند خود را به حضرت رسول خدا(ص ) رسانده و عرض كردند : « يا رسول الله براي وضو گرفتن به منزل رفتم كسي را در منزل نيافتم , در اين هنگام صدايي مرا مورد خطاب قرار داد كه اي ابوالحسن به پشت سرت بنگر , به پشت سرم نگاه كردم , ديدم كه طشت آبي به همراه حوله اي در كنار ديوار قرار دارد. با آن آب وضو گرفتم , آبي بود كه طعم عسل داشت و بوي مشك مي داد » .
پيامبر(ص ) در اين لحظه حضرت علي (ع ) را در آغوش كشيده و فرمودند : « آن آب از بهشت بود و فرشتگان آن را برايت آورده بودند »
در هنگام نماز نيز اسرافيل چندان مرا در ركوع نگاه داشت تا تو به نماز رسيدي , به راستي كه وضو با آبهاي بهشتي بسيار زيباست و اين افتخاري است كه نصيب حضرت علي (ع ) شد.
زيباترين آيات
بنا به نقل مفسرين و مورخين عامه و خاصه , آيات زيادي درباره ولايت علي (ع ) و فضائل و مناقب آن حضرت آمده است , تنها به چند مورد اشاره مي شود :
1 ) آيه تبليغ :
« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين » . (مائده 67, )
اي پيامبر آنچه از طرف پروردگارت به تو نازل شده است كاملا به مردم برسان و اگر نكني , رسالتت را انجام نداده اي و خداوند تو را از (خطرات احتمالي ) مردم نگاه مي دارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمي كنند.
يكي از آياتي كه به امامت وولايت حضرت علي (ع ) دلالت دارد همين آيه شريفه است كه اتفاق همه مفسرين شيعه و اكثر مفسرين اهل سنت بر اين است كه آيه شريفه در حجه الوداع و در شان حضرت علي (ع ) نازل شده است .
2 ) آيه ولايت :
« انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكوه و هم راكعون » (مائده 55, )
سرپرست و ولي شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند , همان كساني كه نماز برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.
روايات زيادي از طريق شيعه و اهل سنت وارد شده است كه اين آيه زماني نازل شده است كه آن حضرت در حال ركوع انگشترش را به فقيري صدقه داد.
3 ) آيه ليله المبيت :
و من الناس من يشري نفسه ابتغا مرضات الله و الله رووف بالعباد. (بقره 207, )
بعضي از مردم (با ايمان و فداكار , همچون علي (ع ) در ليله المبيت به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر (ص ) جان خود را به خاطر خشنودي خدا مي فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است .
يكي از آيات مشهوري كه درباره حضرت علي (ع ) نازل شده اين آيه است , هنگامي كه پيامبر اكرم (ص ) هجرت خود را آغاز كردند , علي (ع ) بجاي پيامبر در بستر او خوابيدند. در شان نزول اين آيه روايات فراواني از طريق شعيه و اهل سنت نقل شده است كه همگي بر فداكاري و ايثار و از خودگذشتگي آن حضرت دلالت دارد.
زيباترين مناجات
زمزمه ها و مناجات اميرالمومنين علي (ع ) مانند خطبه ها و حكمتها و پندها واندرزهاي آن حضرت هر كدام ظرافت و زيبايي مخصوص دارند , بويژه راز و نياز امام با خداي خويش :
يا سيدي و الهي ومولاي , اتسلط النار علي وجوه خرت لعظمتك ساجده , و علي السن نطقت بتوحيدك صادقه , و بشكرك مادحه .
فهبني يا الهي و سيدي و مولاي و ربي , صبرت علي عذابك فكيف اصبر علي فراقك . (دعاي كميل )
الهي هب لي كمال الانقطاع اليك , و انر ابصار قلوبنا بضيا نظرها اليك حتي تخرق ابصار القلوب حجب النور , فتصل الي معدن العظمه , و تصير ارواحنا معلقه بعز قدسك . (مناجات شعبانيه )
الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا.
مولاي , يا مولاي , انت المولي و انا العبد , و هل يرحم العبد الا المولي
مولاي , يا مولاي , انت المالك و انا المملوك , و هل يرحم المملوك الا المالك
مولاي , يا مولاي , انت العزيز و انا الذليل , و هل يرحم الذليل الا العزيز
مولاي , يا مولاي , انت الخالق و انا المخلوق , و هل يرحم المخلوق الا الخالق
مولاي , يا مولاي , انت العظيم و انا الحقير , و هل يرحم الحقير الا العظيم
مولاي , يا مولاي , انت القوي و انا الضعيف , و هل يرحم الضعيف الا القوي
مولاي , يا مولاي , انت الغني و انا الفقير , و هل يرحم الفقير الا الغني
مولاي , يا مولاي , انت الحي و انا الميت , و هل يرحم الميت الا الحي
مولاي , يا مولاي , انت الرازق و انا المرزوق , و هل يرحم المرزوق الا الرازق
مولاي , يا مولاي , انت الرب و انا المربوب , و هل يرحم المربوب الا الرب
زيباترين عدالت
علي (ع ) عدالت را يك تكليف و وظيفه الهي مي داند و هرگز روا نمي شمارد كه يك مسلمان آگاه به تعليمات اسلامي تماشاچي صحنه هاي تبعيض و بي عدالتي باشد. تبعيض و رفيق بازي و باندبازي ودهانها را با لقمه هاي بزرگ بستن و دوختن , همواره ابزار لازم سياستمداران بي عدالت و بي دين است .
راستي حضرت علي (ع ) مجسمه عدل و نمونه رحمت و محبت و احسان بود. از نظر امام علي (ع ) آن اصلي كه مي تواند تعادل اجتماع را حفظ كند وهمه را راضي نگه دارد و به پيكر اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد , عدالت است .
حق و عدالت در پيشگاه امام علي (ع ) آنقدر با ارزش بود كه مي فرمايد : « به خدا قسم اگر تمام آنچه در زير قبه آسمان است به من بدهند براي اينكه به يك مورچه ظلم كنم به اينكه پوست جوي را از او بگيرم نمي كنم , يعني تمام دنيا در نظر من آن مقدار ارزش ندارد كه به يك مورچه ظلم بكنم . »
زيباترين سفارشها به جوانان
حضرت علي (ع ) به جوانان و نوجوانان احترام بسيار قائل بودند و به آنان اهميت مي دادند , آن حضرت در نامه اي كه به فرزند گرامي شان امام حسن مجتبي (ع ) نوشتند , سفارشها و توصيه هاي بسيار زيبايي را به ايشان نمودند كه در واقع اين توصيه ها براي تمام جوانان جهان مفيد است .
1 ) مطالعه در اصول اعتقادات اسلام :
« پسرم به كسي اعتماد و تكيه كن كه تو را آفريده است و به تو روزي داده است و تو را كامل كرده است بايد او را عبادت كني , به او توجه داشته باشي و از او بترسي . »
2 ) روي آوردن به قرآن :
« مطلبي كه پدر مهربان تو را به تربيت تو وادار ساخته است اين است كه تو به سوي زندگي مي روي . مي خواهي در روزگار زندگي كني و نيتي پاك وروحي صاف داري , صلاح ديدم كه در تربيت تو از تعليم قرآن و توضيح مطالب آن شروع كنم .
چرا كه : قرآن آن نور مطلق است كه غروب و افول بر آن راه ندارد چراغ روشني است كه به خاموشي نگرايد , درياي ژرف و پهناوري است كه عمق و ساحل آن پيدا نيست . راه راست و مستقيمي است كه رهروانش هرگز گمراه نگردند , پرتو تاباني است كه ظلمت و تاريكي به آن راه ندارد. »
3 ) ارتباط با خداوند به وسيله دعا :
« دعا كليد گنجهاست , پس هر گاه بخواهي مي تواني با دعا كردن درهاي نعمت خداوند را بازكني و باران رحمت الهي را تقاضا كني »
4 ) ارتباط با دوستان خوب :
« اگر دوست خوب بخواهد از تو جدا شود , تا مي تواني حتي اگر براي تو زحمت داشته باشد او را نگه دار و دوستي را با مهرباني و نزديك شدن بيشتر به او حفظ كن , اگر او تندي كرد تو رفتار نرم و خوش داشته باشي . »
زيباترين بت شكن
روزي ابوطالب پسرش علي (ع ) را كه در آن هنگام كودك بود. ديد كه بتها را مي شكند. سراسيمه به خانه آمد و به همسرش فاطمه بنت اسد(س ) گفت : امروز علي را ديدم كه بتها را مي شكند , ترسيدم بزرگان قريش با خبر شوند. و به او آسيب رسانند , فاطمه بنت اسد گفت : من خبري عجيب تر از اين به تو بدهم , آن هنگام كه علي (ع ) در رحم من قرار داشت , كنار كعبه رفتم و به قصد پرستش خدا به طواف كعبه پرداختم , وقتي كه در طواف كعبه به محل بتها مي رسيدم , احساس مي كردم علي در رحم , آن چنان دوپاي خود را فشار مي دهد كه من از نزديك شدن به جايگاه بتها ناتوان مي شدم (گويا فرزندم نسبت به بتها اظهار بيزاري مي كرد).
علي (ع ) بر دوش پيامبر(ص ) : پاسي از شب مي گذشت پيامبر(ص ) تصميم گرفت داخل كعبه را از لوث وجود بتها پاك نمايد تا كعبه مخصوص پرستش خداي بزرگ گردد. برخاست و علي (ع ) را همراه خود به كنار كعبه برد و با هم هفت بار كعبه را طواف كردند. سپس پيامبر(ص ) با چوبي كه در دست داشتند همه بتها را از جايگاه خود به زمين انداخت و همچون جدش ابراهيم بت شكن , آنها را درهم شكست , علي (ع ) نيز در اين پاكسازي و بت زدايي همدوش پيامبر(ص ) بود.
در اين وقت پيامبر(ص ) تصميم گرفت بزرگترين بتي را كه بر سقف كعبه بود سرنگون نمايد لذا علي (ع ) را بر شانه خود گذاشت و با دست پرتوان خود , بت بزرگ را گرفت و بر زمين افكند و شكست سپس از دوش پيامبر(ص ) به زمين آمد.
زيباترين آرزو
يگانه آرزوي اميرالمومنين علي (ع ) اين بود كه در راه خدا به شهادت برسد , شهادت , را فوز عظيم و رستگاري ابدي مي دانست . مرگ در راه خدا براي او از عسل شيرين تر بود. هنگامي كه آن حضرت از طرف « اشعث ابن قيس » به مرگ تهديد شد , بر سر آن فرياد كشيد و فرمود : « آيا تو مرا از مرگ مي ترساني و تهديد مي كني سوگند به خدا باكي ندارم كه من بر مرگ وارد شوم يا مرگ بر من وارد گردد.
و فرمود : « سوگند به خدا علاقه پسر ابوطالب به مرگ از علاقه كودك شيرخوار به پستان مادر بيشتر است . »
زيباترين زيارت
السلام عليك يا ولي الله
السلام عليك يا امين الله
السلام عليك يا باب الله
السلام عليك يا عين الله
السلام علي قسيم الجنه و النار
السلام علي نعمه الله علي الابرار
السلام علي سيدالمتقين والابرار
السلام علي والد الائمه الابرار
السلام علي حبل الله المتين
السلام علي من ايده بجبرئيل
السلام علي اخي رسول الله و ابن عمه و زوج ابنته و المخلوق من طينته
زيباترين اخلاص
آري حضرت اميرالمومنين هرگز كاري براي تسكين دل نمي كند. او حتي در حساس ترين لحظات جنگ (خندق , احزاب ) بايد به گونه اي عمل كند كه رضاي حق در آن باشد. بايد همانگونه كه يكه تاز ميدان شجاعت و جهاد اصغر است , در جهاد اكبر نيز به اوج معنويت دست يابد و گوي سبقت را از همه بربايد لذا پس از آن جسارت , از روي سينه « عمرو » برمي خيزد , لحظاتي تامل مي كند و قدم مي زند سپس در كمال آرامش دوباره به سراغ « عمرو » مي رود و كار او را به پايان مي رساند.
جلال الدين رومي در ستايش علي (ع ) اشعار زيبا و پر مغزي سروده است .
از علي آموز اخلاص عمل
شيرحق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلواني دست يافت
زود شميشري برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر روي علي
افتخار هر نبي و هر ولي
او خدو انداخت بر رويي كه ماه
سجده آرد پيش او در سجده گاه
در زمان انداخت شمشير آن علي
كرد اواندر غزايش كاهلي
گشت حيران آن مبارز زين عمل
از نمودن عفو و رحم بي محل
گفت : بر من تيغ تيز افراشتي
از چه افكندي مرا بگذاشتي
آن , چه ديدي بهتر از پيكار من
تا شدي تو سست در كار من
آن , چه ديدي كه چنين خشمت نشست
تا چنين برقي نمود و باز جست
آن , چه ديدي بهتر از كون و مكان
كه به از جان بود و بخشيديم جان
در شجاعت شير ربا نيستي
در مروت خود كه داند كيستي
راز بگشاي اي علي مرتضي
اي پس ازسو القضاحسن القضا
باز گو اي باز عنقا گير شاه
اي سپاه اشكن به خود , ني با سپاه
در محل قهر , اين رحمت زچيست
اژدها را دست دادن كار كيست
گفت من از تيغ پي حق مي زنم
بنده حقم نه مامور تنم
شير حقم نيستم شير هوا
فعل من بردين من باشد گوا
جز به ياد او نجنبد ميل من
نيست جز عشق احد سرخيل من
رسول خدا درباره ضربتي كه علي (ع ) در جنگ احزاب زد و عمروبن عبدود را با آن كشت مي فرمايد :
« ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين »
زيباترين وصيت
هنگامي كه حضرت علي (ع ) در بستر شهادت قرار گرفت , به فرزندش امام حسن و امام حسين (ع ) به ساير بستگان خود و بر هر كسي كه وصيت نامه اش به ا و مي رسد وصيتي كرد و مطالب مهمي را فرمودند :
1 ) شما را به تقوا و پرهيزگاري و ترس از خدا وصيت مي كنم .
2 ) دنياپرست نباشيد , گرچه دنيا به سراغ شما آيد .
3 ) از آنچه از امور دنيا از دستتان مي رود افسوس نخوريد .
4 ) حق بگوييد و براي پاداش الهي كار كنيد .
5 ) دشمن ظالم و يار مظلوم باشيد .
6 ) از خدا بترسيد , از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسي بعمل كردن بدان بر شما سبقت جويد.
7 ) از خدا بترسيد , از خدا بترسيد درباره نماز , زيرا كه نماز ستون دين است .
8 )امربه معروف و نهي ازمنكر را ترك نكنيد , كه در صورت ترك اشرار بر شما مسلط شوند , در اين صورت هر چه دعاكنيد به استجابت نمي رسد.
9 ) بر شما باد هنگام معاشرت به فروتني و بخشش و نيكويي درباره يكديگر.
10 ) از جدايي و تفرقه و پراكندگي و روي گردانيدن از همديگر پرهيز نماييد.
11 ) در نيكوكاري يار و مددكار يكديگر باشيد .
12 ) بر گناه و ستمكار كمك نباشيد .
13 ) اي پسران من , با مردم به گونه اي معاشرت و رفتار كنيد كه اگر از نظر آنها پنهان و غايب شديد مشتاق ديدار شما باشند , و اگر از ميانشان رفتيد در فقدان شما بگريند.
14 ) تو را سفارش مي كنم به ياد مرگ باش كه در گرو آني .
زيباترين جاذبه و دافعه
افراد از لحاظ جاذبه و دافعه نسبت به افراد ديگر انسان يكسان نيستند بلكه به طبقات مختلفي تقسيم مي شوند.
1 ـ افرادي كه نه جاذبه دارند و نه دافعه .
2 ـ افرادي كه جاذبه دارند اما دافعه ندارند .
3 ـ افرادي كه دافعه دارند اما جاذبه ندارند .
4 ـ افرادي كه هم جاذبه دارند و هم دافعه .
علي (ع ) از مرداني است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه , از شهادت علي (ع ) قرنها مي گذرد , اما اين جاذبه همچنان پرتو مي افكند وچشمها را به سوي خويش خيره مي سازد.
« ابن ابي الحديد » , از علماي اهل سنت مي گويد :
« چه گويم درباره مردي كه تمام فضائل انساني به او منتهي مي شود و كليه فرقه هاي اسلامي خود را به او منسوب مي دارند. اوست رئيس فضيلتها و سرچشمه همه فضائل . »
« جرج جرداق » نويسنده مسيحي مي گويد :
« اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري به كار مي بردي و در هر عصري مانند علي را با آن عقلش با آن قلبش , با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي » .
« زمخشري » از علماي اهل سنت مي گويد :
« من چه بگويم درباره مردي كه فضائل او را دشمنانش از راه كينه جويي و حسد انكار كردند , و دوستان او از ترس و بيم پنهان داشتند , ولي از اين ميان آن قدر فضيلتهاي وي انتشار يافت كه خاور باختر را فرا گرفت .
« جبران خليل » محقق مسيحي مي گويد :
« علي از جهان درگذشت در حالي كه شهيد عظمت خود شد در حاليكه نماز ميان دولبش بود و دلش از شوق پروردگار لبريز بود , عرب حقيقت مقام و قدر علي (ع ) را نشناخت تا از ميان همسايگان پارسي آنان , مردمي به پا خواستند و گوهر و سنگريزه را فرق گذاشتند. »

ارتباط ناشناخته


قسمت چهل و نهم
3 ـ بعد امنيتي ـ اطلاعاتي
حكومت پهلوي با توجه به دلايلي كه در تحقيق مورد بررسي قرار گرفت , روابط رسمي و آشكار با اسرائيل را به مصلحت خود نمي دانست ; از اين رو به اين نتيجه رسيد كه مناسب ترين شيوه براي حفظ و اطمينان از روابط پنهاني , اداره و كنترل چگونگي انجام ارتباط با اسرائيل از سوي ساواك است . بنابراين , ساواك با برخورداري از حمايت شاه و نفوذ در دستگاه هاي مختلف دولتي و ايجاد رعب و وحشت در فضاي عمومي كشور و حتي ارعاب وزرا و مسئولان و دخالت مستقيم در سياستگذاري سازمان ها , به ويژه نفوذ در وزارت امورخارجه , جايگاه ويژه اي در برقراري ارتباط و گسترش همكاري هاي مشترك در ابعاد مختلف بين ايران و اسرائيل به دست آورد.
سازمان جاسوسي اسرائيل (موساد) با برنامه ريزي هدايت شده اي جايگزين سازمان جاسوسي آمريكا در ساواك شد و در سازماندهي ساختار آن موثرترين و بيشترين نقش را در هدايت , تقويت و گسترش ساواك ايفا كرد. در واقع , موساد از طريق آموزش هايي همچون خط شناسي , بازجويي , ضدجاسوسي , ضدبراندازي , ارتباطات جاسوسي و آموزش روساي نمايندگي ساواك در خارج از كشور به وسيله استادان و كارشناسان برجسته خود و با فراهم كردن وسايل و تجهيزات مورد نياز ساواك از قبيل , دستگاه هاي اشعه ايكس , ضبط صوت هاي ويژه جاسوسي , مركب نامرئي , بيسيم , وسايل عكاسي و مخفي كردن پيام , ضمن ايجاد وابستگي , به طور گسترده اي در ساواك نفوذ كرد; به گونه اي كه در براي از جلسات سران ساواك و موساد , مقامات ساواك بسيار منفعل عمل كرده , مقامات موساد خط مشي عمليات هاي مشترك و نوع همكاري و چگونگي آن را در راستاي اهداف خود ترسيم مي كردند و حتي تا آنجا پيش رفتند كه ساواك به شعبه اي از سازمان جاسوسي اسرائيل تبديل شد.
موساد سازمان اطلاعاتي مستقلي را در ايران با عنوان سرويس زيتون تشكيل داده بود كه وظيفه آن مقابله با مخالفان اسرائيل در ايران , كشف اقدامات آنان و بركناري مسئولاني كه نسبت به اسرائيل بدبين بوده و يا با آن مخالفت مي كردند , بود. استخدام جاسوس در تهران و اعزام آنان به كشورهاي مورد نظر از موارد همكاري هاي مشترك سرويس اطلاعاتي ايران و اسرائيل بود كه در قالب طرح كريستال به اجرا در آمد. از ديگر اقدامات عملياتي مشترك برون مرزي ساواك و موساد مي توان از تجهيز كردهاي عراق براي مقابله با حكومت آن كشور , كمك رساني به نيروهاي امام البدر در واقعه يمن , تلاش در جهت حفظ تاج و تخت ملك حسين در واقعه اردن , عمليات مشترك عليه گروه هاي فلسطيني , و همچنين , برگزاري اجلاس سه جانبه با حضور سرويس امنيت ملي تركيه به منظور مبادله اطلاعات پيرامون موضوعاتي مانند كشورهاي عربي , اتحاد شوروي , ارمني ها , كردها و سازمان هاي فلسطيني ياد كرد.
در برخي موارد. سرويس زيتون بدون اطلاع ساواك به يك سري از اقدامات مورد نظر خود مي پرداخت . علاوه بر اين , اسرائيل داراي سه پايگاه برون مرزي در ايران بود كه عراق و كشورهاي عربي را در بر مي گرفت . نكته قابل توجه اين است كه موساد براي اينكه هيچ گونه ردپايي از خود در فعاليت هاي برون مرزي به جاي نگذارد , اقدام به اخذ شناسنامه هاي ايراني براي افراد خود مي كرد , بنابر اين در مجموع مي توان گفت روابط ساواك و موساد , همكاري به مفهوم واقعي آن نبود; بلكه رابطه اي يكسويه بود كه موساد در پرتو استفاده از امكانات ساواك به سوي اهداف خود گام برمي داشت و اين روند تا پايان دوران حكومت پهلوي ادامه داشت .
4 ـ بعد نظامي
سيستم نظامي گري اسرائيل كه در سايه احساس تهديد دائم و جنگي پيوسته اداره مي شود , با سيستم نظامي گري رژيم شاه رويكرد جنون آميز محمدرضا به خريد سلاح و اختصاص حدود يك سوم از كل درآمدهاي پولي به هزينه هاي نظامي , هماهنگي مناسبي را جهت برقراري روابط نظامي ايجاد كرده بود. علاوه بر اين , تمايل و علاقه مندي آمريكا به هماهنگي ارتش هاي ايران و اسرائيل به عنوان دو ستون نظامي و متحدان راهبردي خود در منطقه خاورميانه , زمينه هاي لازم را براي مبادله اطلاعات نظامي وسفرهاي مقامات برجسته نظامي به منظور گسترش روابط نظامي به تهران و تل آويو فراهم كرد.
شاه علاوه بر خريدهاي كلان نظامي از آمريكا در پي منابع ديگري نيز براي خريد تسليحات و تجهيزات نظامي بود كه محدوديت فروش و موانعي مثل كنگره آمريكا را پيش رو نداشته و نسبت به تعهدات فروش تسليحات نظامي پايبند باشد. اين منبع مطمئن , رژيمي جز اسرائيل نبود كه در نگاه مقامات ارشد ايراني به منزله آمريكاي كوچك تلقي مي شد. البته اسرائيل با انگيزه هاي خاصي تمايل به فروش تسليحات و جنگ افزار به ايران داشت . نگرش اسرائيل به ايران به ديد عميق استراتژيك خود و استفاده احتمالي از كمك هاي لجستيكي و تسليحاتي در هنگام جنگ با اعراب و رونق بخشيدن به صنايع نظامي خود , از جمله انگيزه هايي بودند كه اسرائيل را به فروش اسلحه به ايران ترغيب مي كردند. در اين ارتباط , نقش يعقوب نيمرودي از سوي اسرائيل و ژنرال طوفانيان از سوي ايران در فروش تسليحات به طور خاص و گسترش روابط نظامي به طور عام , در تصميم گيري مقامات ايران و اسرائيل بسيار برجسته و تاثيرگذار بود.
بهره گيري از مشاوران نظامي اسرائيل در خريد تسليحات نظامي از كشورهاي اروپايي , انعقاد قرارداد بين شركت هاي اسرائيلي و نيروي دريايي ايران به منظور طراحي تاسيسات و خانه سازي , انعقاد قرارداد براي تعمير ايران در اسرائيل , تجهيز ناوچه هاي نيروي F -61 هواپيماهاي جت جنگنده دريايي ايران به تجهيزات الكترونيكي , طرح محرمانه عمليات گل براي توليد موشك هاي زمين به زمين با برد 450 كيلومتر , برگزاري دوره هاي مختلف آموزشي براي نيروهاي نظامي ايران در اسرائيل , از جمله مواردي هستند كه در روابط نظامي ايران و اسرائيل تحقق يافته است .
هر چند ايران و اسرائيل به اين نتيجه رسيده بودند كه با همكاري نظامي و تكيه بر ارتش مي توانند در برابر تهديدات منطقه اي به منافع واحدي دست يابند , اما بررسي كلي روابط نظامي اين واقعيت را نشان مي دهد كه اين اسرائيل بود كه در روابط نظامي نيز از يك برتري منافع بهره مي برد. فروش تسليحات و تجهيزات به ايران و همچنين , برگزاري دوره هاي آموزشي نظامي براي نيروهاي مسلح در رده هاي مختلف ارتش , علاوه بر سود سرشاري كه نصيب آنها مي كرد , مي توانست در بلندمدت نوعي وابستگي نسبت به جنگ افزارهاي اسرائيلي و تاثيرگذاري در سياست دفاعي ايران نيز برجاي گذارد.
5 ـ بعد فرهنگي
اسرائيل در راهبردهاي روابط خود با ايران , نگاه ويژه اي به مقوله فرهنگ و آموزش به منظور بسترسازي و تغيير نگرش افكار جامعه ايران در راستاي دستيابي به اهداف مختلف خود داشت . آنها با شناخت از تمايلات دروني محمدرضا پهلوي مبني بر احياي باستانگرايي , به بزرگنمايي كوروش به عنوان نجات دهنده قوم ستمديده يهود و موساي بالقوه پرداخته و با ظرافت و شگردهاي خاص تبليغاتي , از محمدرضا پهلوي نيز به عنوان كوروش دوم ياد كردند. البته اين همانند سازي ها با توجه به ويژگي هاي شخصيتي محمدرضا , برايش بسيار دلپذير و خوشايند بود و از آن استقبال مي كرد.
بناي خانه كوروش در تل آويو و مركز فرهنگي كانون كوروش در تهران , نامگذاري خيابان ها و ميادين و موسسات اجتماعي به نام كوروش كبير و محمدرضا شاه , تجهيز مطبوعات ايران و دعوت از خبرنگاران و روشنفكران به اسرائيل به قصد بازديد از اسرائيل و مشاهده پيشرفت ها در امور مختلف و انعكاس تاثيرپذيري آنها در مطبوعات , توليد برنامه هاي راديويي به زبان فارسي , برگزاري نمايشگاه ها و فستيوال فيلم , انجام مسابقات ورزشي , فعاليت هاي دانشگاهي و آموزشي , برگزاري جشن هاي متعدد در اسرائيل و ايفاي نقش موثر در برگزاري جشن ها در ايران به ويژه طراحي اوليه جشن هاي 2500 ساله و بهره برداري از فرقه بهائيت . از جمله ابزارهاي فرهنگي و تبليغاتي بودند كه از آنها در راستاي ترويج فرهنگ صهيونيستي در ميان مردم ايران و گسترش روابط دو رژيم استفاده مي شد. در مقابل , رژيم پهلوي نيز در موارد ذكر شده همكاري بسيار نزديك و دوستانه اي با اسرائيل از خود نشان مي داد.
علاوه بر مسائل فرهنگي , آموزش در بخش هاي مختلف كشاورزي , امنيتي ـ اطلاعاتي , علمي , تبليغاتي , سياسي و نظامي نيز يكي از ابزارهاي تخصصي و كليدي اسرائيل بود كه در روابط با ايران بهره برداري بسيار چشمگير و فراواني از آن مي كرد. تاثيرپذيري افراد آموزش ديده , نفوذ در بدنه سازمان آموزش خواه , شناسايي و استخدام نيروهاي مستعد , منابع درآمد , فروش تجهيزات و سلاح هاي منطبق با آن آموزش , و ايجاد وابستگي از جمله عواملي بودند كه اسرائيل از طريق آموزش از آن بهره مي جست .
يافته هاي حاصل از نتايج پنج حوزه مطرح شده در روابط ايران و اسرائيل مي تواند ما را به اين نتيجه گيري رهنمون سازد كه :
1 ـ اسرائيل در طول روابط خود با ايران هميشه منافع خود را مورد توجه قرار داده و هرگز حاضر نمي شد بدون در نظر گرفتن اين مسئله , آموزش و يا هر گونه امكانات مناسبي را در اختيار ايران قرار دهد;
2 ـ ايران در دوران روابط با اسرائيل , اقدامي عليه منافع اسرائيل انجام نداد و حتي در مسئله بسيار حساس و مهم فلسطين , مواضع شاه در گفتار و عمل از ماهيت دوگانه اي برخوردار بود; او در گفتار و به ظاهر , مواضع ايران را در جهت حمايت از فلسطين و كشورهاي عربي اعلام مي كرد , اما در رفتار و عمل موجبات تقويت پايه هاي حكومت اسرائيل را فراهم مي كرد و در واقع , اين نفت ايران بود كه در مجموعه اقتصاد و صنايع اسرائيل به آتش سرخي تبديل مي شد كه بر سر مردم مظلوم فلسطين فرود مي آمد و به راستي مردم با ايمان ايران و مسلمين جهان را به شدت متاثر مي ساخت ;
3 ـ ايران در زمان شاه به مثابه يك اهرم پرقدرت , گام هاي بسيار موثري در جهت اهداف اسرائيل برداشت و در اين راستا خدمات بسيار ارزشمندي را در جهت حفظ موجوديت و گسترش نفوذ اسرائيل در منطقه راهبردي خاورميانه از خود نشان داد.
نتيجه گيري اساسي اين پژوهش كه برخاسته از سئوال اصلي تحقيق بوده , به قرار زير است :
روابط ايران و اسرائيل از سال 1327 تا كودتاي 28 مرداد 1332 , محدود و از تعادل و توازن نسبي برخوردار بود. اما پس از كودتا تا پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 , اين روابط از تعادل و توازن نسبي و تاثيرپذيري و تاثيرگذاري يكسان بر اساس عرف بين المللي برخوردار نبوده , بلكه اين روابط با تاثيرگذاري آشكار و پنهان اسرائيل بر ايران در ابعاد گوناگون سياسي , اقتصادي , امنيتي , اطلاعاتي , نظامي و فرهنگي تحقق يافت .
در قسمت پاياني اين فصل , به عوامل موثر تمايل متقابل و مشترك ايران واسرائيل در ايجاد روابط و مهم ترين عوامل بازدارنده كلي و محوري مي پردازيم . البته تشريح برخي از اين عوامل در مجموعه تحقيق آمده است , اما شرح بسياري از آنها در اين مقوله نمي گنجد و نياز به تحقيق جداگانه اي دارد. اين عوامل عبارتند از :