
پيوستن گرجستان به ناتو , زمينه هاي گسترش اين سازمان به شرق و
تحت نظر گرفتن گام به گام اوراسيا به عنوان قلب جهان , توسط غرب به ويژه
آمريكا را فراهم مي كند و حضور و تسلط بر اين منطقه به منزله تسلط بر منابع
انرژي عظيم , كنترل روسيه , چين , ايران و ساير مناطق ژئوپليتيك و
استراتژيك موجود در منطقه است .
سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) , در سال 1949 (1328 ) با مشاركت
12 كشور آمريكا , كانادا , انگلستان , فرانسه , ايتاليا , بلژيك , هلند ,
لوگزامبورگ , دانمارك , نروژ , ايسلند و پرتغال البته بر اساس الزامات و
سياست هاي واشنگتن , پا به عرصه وجود نهاد و اعضاي كنوني آن بالغ بر 26
كشور است .
اين سازمان در آغاز براي مقابله با تهديد نظامي شوروي و گسترش كمونيسم
در اروپا به وجود آمد كه در همين حال عامل موثري براي تثبيت سلطه و
نفوذ آمريكا در اروپا هم شد; با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و بلوك
كمونيست و انحلال سازمان « پيمان ورشو » كه براي مقابله با ناتو به وجود
آمده بود , سازمان پيمان آتلانتيك شمالي نيز هدف و ماهيت قبلي خود را از
دست داد.
فلسفه وجودي ناتو كه بر اساس الزامات قدرت آمريكا و ماهيت منافع آن
تعريف شده بود , با توجه به تحولات جديد و منافع واشنگتن , شكل و
تعريف جديدي به خود گرفت و با وقوع حادثه 11 سپتامبر روحي تازه به
كالبد ناتو دميده شد و پس از آن ناتو دشمنان جديدي همانند ناسيوناليسم
افراطي , اسلام راديكال و مبارزه با تروريسم را براي بقاي خود تعريف و با
پوششي مانند اشاعه دموكراسي , حقوق بشر و توسعه فعال اهداف خود را
دنبال كرد.
مبارزه با بلاياي طبيعي , فقر , گرسنگي , فجايع زيست محيطي و بيماري هاي
مسري نيز همچنين به عرصه هاي جديد فعاليت ناتو افزوده شد ضمن اينكه
تا قبل از حمله به برج هاي دوقلوي تجارت جهاني و پنتاگون در 11
سپتامبر , ناتو سازماني منطقه اي محسوب مي شد ولي بعد از اين حادثه ,
حيطه فعاليت خود را به خارج از مرزهاي اروپا نيز تسري داد.
حضور نيروهاي ناتو در افغانستان براي اولين بار به طور عملي تغيير در
جغرافياي عملياتي اين سازمان را به نمايش گذاشت و بدين ترتيب آمريكا
ناتويي با ماهيت جهاني را شكل بخشيد و حوزه ارضي و جغرافيايي آن را
منطبق با توسعه نفوذ و قدرت خود گسترش داد.
با زمزمه جدا شدن گرجستان (يكي از هفت كشور استقلال يافته شوري
سابق ) از جامعه كشورهاي مستقل مشترك المنافع و پيوستن به ناتو شاهد
شكل ديگري از گسترش ناتو به ويژه در آسياي مركزي و قفقاز هستيم زيرا
حضور در اين منطقه موجب تحقق برخي از استراتژي هاي غربي ها شده و به
ويژه ابزاري مكمل براي ساير ابزار آمريكا در اين منطقه خواهد بود.
دولت واشنگتن با ايجاد پايگاه هاي نظامي در كشورهاي آسياي مركزي و
قفقاز و ايجاد انقلاب هاي رنگين در برخي از كشورهاي اين منطقه ,
سياست هاي خود را كم و بيش پيش مي برد; 26 كشور عضو ناتو سال گذشته
در بيانيه نشست ژوئن 2004 كه در تركيه برگزار شد , تاكيد كردند در پي
افزايش نقش خود (در آنچه كه مناطق به لحاظ استراتژيك مهم آسياي
مركزي و قفقاز توصيف شد) هستند.
الهام علي اف رئيس جمهوري آذربايجان , ميخائيل ساآكاشويلي
رئيس جمهوري گرجستان , نور سلطان نظربايف و عسكر آقايف ,
روساي جمهور قزاقستان و قرقيزستان در اجلاس اخير ناتو نيز شركت
داشتند و اين مقامات در طول برگزاري اجلاس , ديدارهاي متعددي را با
نمايندگان دولت هاي غربي صورت دادند.
از گذشته بسيار دور نظريه ها و تئوري هاي مختلفي توسط انديشمندان غربي
در خصوص اوراسيا مطرح بوده و از منظر انديشمنداني همچون « مكيندر »
تسلط بر اين منطقه كه قلب جهان است به مثابه تسلط بر جهان خواهد بود و
از ديرباز اين منطقه محل بحث ميان قدرت هاي بزرگ بوده است .
همچنين بر اساس گزارش هاي منتشر شده , اوراسيا با 75 درصد جمعيت
جهان , 60 درصد توليد ناخالص داخلي و 75 درصد منابع انرژي در اختيار
دارد و توسعه اروپا و رشد تعداد اعضاي ناتو كه به نفع منافع كوتاه مدت و
بلندمدت آمريكا است , به اين كشور اجازه مي دهد در اوراسيا نفوذ سياسي و
نظامي داشته باشد ضمن اينكه موجب ايجاد بازارهاي جديد براي صنايع
نظامي واشنگتن نيز مي شود.
روسيه در بحبوحه تحولات نظام بين الملل همچنان به دنبال بازگشت به
روزهاي اوج و تبديل شدن به ابرقدرتي جهاني است و بدين ترتيب آمريكا و
كشورهاي اروپايي با گسترش ناتو و نفوذ در جمهوري هاي سابق شوروي
سعي در كنترل روسيه دارند و بدين ترتيب حضور تركيه در ناتو به عنوان پل
ارتباطي ميان اروپا و جنوب قفقاز و آسياي ميانه از اهميت ويژه اي
برخوردار است .
هند در آسيا نقش با اهميتي دارد و اين كشور از زماني كه حمايت شوروي را
از دست داد , از لحاظ ژئوپلتيكي به دليل نزديكي جغرافيايي با چين و
پاكستان تحت فشار است و به همين دليل كشورهاي غربي به اين منطقه
حساس هستند.
غرب همچنين مايل است با چين به عنوان قدرت اقتصادي و مهم منطقه اي
همكاري و مشاركت داشته باشد , لكن به دليل اختلاف ايدئولوژيكي اين
كشور با غرب موانعي وجود دارد كه قابل حل هستند.
در رابطه با آسياي ميانه , جنوب غرب آسيا و خاورميانه , موقعيت
استراتژيك منطقه , وجود منابع غني انرژي و خطوط انتقال نفت و گاز از اين
مناطق به سمت غرب ارزش ويژه اي را به خود اختصاص داده است .
گسترش و استقرار ناتو در منطقه حساس و استراتژيك قفقاز همچنين علاوه
بر تضمين دوري كشورهاي اين منطقه از مدار مسكو , مي تواند موقعيت
مناسبي را براي فشار بر كشورهاي منطقه و تنگ كردن حلقه محاصره اي كه
به خصوص از زمان اشغال دو كشور افغانستان و عراق به دست نيروهاي
آمريكا و متحدانش به وجود آمده است , ايجاد كند.
خبرگزاري فارس
فلسفه وجودي ناتو كه بر اساس الزامات قدرت آمريكا و
ماهيت منافع آن تعريف شده بود , با توجه به تحولات جديد و
منافع واشنگتن , شكل و تعريف جديدي به خود گرفت
با وقوع حادثه 11 سپتامبر روحي تازه به كالبد ناتو دميده شد
و پس از آن ناتو دشمنان جديدي همانند ناسيوناليسم افراطي ,
اسلام راديكال و مبارزه با تروريسم را براي بقاي خود تعريف و
با پوششي مانند اشاعه دموكراسي , حقوق بشر و توسعه فعال
اهداف خود را دنبال كرد.
با زمزمه جدا شدن گرجستان (يكي از هفت كشور استقلال
يافته شوري سابق ) از جامعه كشورهاي مستقل مشترك المنافع
و پيوستن به ناتو شاهد شكل ديگري از گسترش ناتو به ويژه در
آسياي مركزي و قفقاز هستيم
واشنگتن با ايجاد پايگاه هاي نظامي در كشورهاي آسياي
مركزي و قفقاز و ايجاد انقلاب هاي رنگين در برخي از
كشورهاي اين منطقه , سياست هاي خود را كم و بيش پيش
مي برد
رشد تعداد اعضاي ناتو كه به نفع منافع كوتاه مدت و
بلندمدت آمريكا است , به اين كشور اجازه مي دهد در اوراسيا
نفوذ سياسي و نظامي داشته باشد ضمن اينكه موجب ايجاد
بازارهاي جديد براي صنايع نظامي واشنگتن نيز مي شود.
آمريكا و كشورهاي اروپايي با گسترش ناتو و نفوذ در
جمهوري هاي سابق شوروي سعي در كنترل روسيه دارند

|