نقد فيلم ديشب باباتو ديدم آيدا
آيدا(صوفي كياني ) محصل نوجوان و درسخواني است كه در سر جلسه
امتحان از دوست همكلاسي اش ساناز مي شنود كه او ديشب پدر و مادرش را
در خيابان ديده است (ساناز پدر آيدا را مي شناسد اما مادر او را نديده
است ). آيدا كه مي داند مادرش مسافرت است به شك مي افتد كه مبادا پدرش
با زن ديگري ارتباط داشته باشد مخصوصا آنكه متوجه مي شود آن زن
موطلايي بوده است . ابتدا اين شك را خيلي جدي نمي گيرد اما يكشب كه
پدر به خانه آمده است آيدا تار مويي طلايي بر روي كت پدر مي بيند و به اين
ترتيب شك او تقويت مي شود زيرا كه رنگ موهاي مادرش مشكي است . آيدا
از ساناز كه فرزند طلاق و بي قيد و بند است مي خواهد كه با خودرواش پدر
را تعقيب كند. ساناز مي پذيرد اما آنها پدر را در يك بزرگراه گم مي كنند. آيدا
با خود مي انديشد كه آيا اين موضوع را با مادر در ميان بگذارد يا خير دفعه
دوم , پدر را تعقيب مي كنند و درمي يابند او به خانه خانم خياطي بنام هاله
ابتكار رفته است . آيدا در تحقيقات در مي يابد هاله با مادرش تنها در
آپارتمان زندگي مي كند. در تعقيب سوم , پدر با هاله به آبميوه فروشي ميروند
و ساعتي را باهم در بيرون مي گذرانند. آيدا مي بيند هر روز پدر به بهانه هاي
مختلف از خانه بيرون مي رود و تلاشهايش براي آنكه پدر را در خانه نگه
دارد عقيم مي ماند در حاليكه مادرش فداكارانه به مديريت خانه پرداخته و
به نحو احسن به پخت و پز و نظافت خانه و شستشو مي پردازد. او در اين
ميان بر سر يك دو راهي مي ماند كه آيا حقيقت را به مادر بگويد يا خير به
سراغ يكي از دوستانش كه بتازگي با پسري بنام پژمان نامزد شده است ,
مي رود. آيدا از او مي پرسد اگر روزي دريابد همسر آينده اش با دختر ديگري
ارتباط دارد , چه خواهد كرد دوستش به شك افتاده و احساس ميكند كه
آيدا چپزهايي از پژمان مي داند اما آيدا به او مي گويد كه اين تنها يك سوال
شخصي بود. بسراغ ساناز مي رود. ساناز در ابتدا او را تشويق به گفتن
حقيقت به مادرش مي كند و آينده را اينگونه پيش بيني مي كند كه پدر و مادر
از هم جدا شده و زندگي آيدا پس از طلاق بهتر خواهد شد اما بعدا به او
مي گويد كه دروغ گفته و طلاق و زندگي بعد از آن اصلا چيز خوبي نيست و
بهتر است او اين حقيقت را كتمان كند. در ادامه داستان از زبان دوستش كه با
پژمان نامزد است مي شنويم كه پژمان به او خيانت كرده و با دختر ديگري
قصد ازدواج دارد. آيدا تصميم مي گيرد به تنهايي به بهانه دوخت لباس به
خانه هاله رفته و او را از نزديك ببيند. هاله با او رفتار خوبي دارد اما از برخي
حالات آيدا احساس مي كند كه او بايد رابطه اي با نادر پدر آيدا (شاهرخ
فروتنيان ) داشته باشد. وقتي او از آپارتمان هاله بيرون مي آيد با ساناز روبرو
مي شود. آيدا به ساناز مي گويد كه او , هاله , پدر و مادرش را كشته است به
اين معنا كه بي خيال شده و ديگر ارتباط هاله با پدر و بيان حقيقت اين
ارتباط به مادر چندان برايش مهم نيست . ساناز به همراه او به خانه مي آيد.
مامان پروين مادر بزرگ آيدا (احترام برومند) كيكي پخته است . آيدا به
آشپزخانه مي رود تا قطعه اي براي ساناز بياورد اما ساناز به خواب رفته
است . به ناچار با آنكه پدر در خانه است به بيرون آپارتمان جلوي بلوك رفته
تا كيك را به همراه پسري كه قبلا خواستار دوستي با او بوده , بخورد اما
مي بيند كه آن پسر با دختري ديگر در حال گفتگو و مراوده است لذا خود به
تنهايي بي اعتنا به آندو روي صندلي نشسته و كيكش را مي خورد و فيلم به
پايان مي رسد.
« ديشب باباتو ديدم آيدا » هفتمين فيلم بلند رسول صدر عاملي پس از
فيلمهاي « رهايي , گلهاي داوودي , قرباني , سمفوني تهران , دختري با
كفشهاي كتاني و من ترانه 15 سال دارم » مي باشد . او كه متولد 1333
اصفهان است با خبرنگاري فعاليتش را آغاز كرد و تا سال 1359 به عنوان
گزارشگر , قصه نويس و دبير بخش حوادث با روزنامه اطلاعات همكاري
داشت . فعاليت حرفه اي در سينما را با تهيه كنندگي فيلم « خونبارش » آغاز
كرد و نخستين فيلمش را بعنوان كارگردان با نام « رهايي » در سال 1361
ساخت . شنيده شده است عباس كيارستمي با معرفي كتاب بعد از آن شب
(مجموعه داستانهاي كوتاه مرجان شير محمدي ) به صدر عاملي پيشنهاد
داده بود كه براساس يكي از داستانهاي اين مجموعه با عنوان باباي نورا
فيلمنامه بعدي اش را بنويسد. او پس از فراز و نشيبهايي سرانجام فيلمنامه را
به همراه كامبوزيا پرتوي به نگارش درآورد و فيلم ساخته شد.
سه فيلم اخير كارگردان به نامهاي « دختري با كفشهاي كتاني » , « من
ترانه 15 سال دارم » و « ديشب باباتو ديدم آيدا » با محوريت دختران نوجوان
ساخته شده كه به گفته صدر عاملي اين دختران در ادامه داستان به نوعي به
بلوغ روحي , رواني و تكامل شخصيتي مي رسند.
يكي ديگر از منتقدان در خصوص فيلم آخر كارگردان مي نويسد : « به
راستي آيدا پدر و مادر و هوويي بنام خانم ابتكار را كشته اما نه بطور فيزيكي
و نه حتي به لحاظ معنوي و احساسي . او آن تفكرات و افكار ايده آليستي را
درباره آنها كشته و حالا بانگاهي بالغ و واقعي به دور و برش مي نگرد. در
واقع اين بلوغ فكري است كه در پايان فيلم نصيب آيدا شده است . مهم
نيست كه او با خانم ابتكار درگير شده يا نه , او را از ادامه رابطه با پدرش
منصرف كرده يا نه , با وي كنار آمده و يا احتمالات ديگر. اين همان بلوغي
است كه در « دختري با كفشهاي كتاني » و « من ترانه 15 سال دارم » هم اتفاق
افتاد و نگرش ايده آليستي قهرمان قصه جاي خود را به واقع انديشي داد.
سوال كليدي كه در پيام فيلم وجود دارد اين است كه آيا آن بلوغي كه
كارگردان و برخي منتقدين مدعي آنند در عمل آيدا ديده مي شود يا خير
بعبارتي ديگر آيا بي خيالي و بي تفاوتي آيدا نسبت به عمل پدر بهترين
رفتاري است كه يك نوجوان مي تواند در خصوص چنين معضلاتي برگزيند
آيا مسكوت گذاردن موضوع از سوي آيدا بهترين گزينه است
آيا منظور كارگردان از بلوغ آيدا تسليم و سازش است با طرح اين سوالات
به نقد محتوايي پيام فيلم مي پردازيم .
كارگردان در دو مصاحبه چنين مي گويد : آدمها بيشتر به نقطه اي
مي رسند كه مي فهمند مدارا و تسليم شدن , نقش مهمي در زندگي آنها بازي
ميكند اما بعد , لحظه اي افشاگرانه در زندگي شان پيش مي آيد كه الگوي
زندگي هاي روزمره شان را در هم مي پيچد و اين همان لحظه زودگذري است
كه آنها ديگر نمي خواهند با هم مدارا كنند. ولي اندكي بعد مي فهمند كه اساسا
هيچ چيز تغيير نكرده و كاش به خيره شدن و افشاگري نسبت به هم نپرداخته
بودند.
در جايي ديگر كارگردان چنين مي گويد : در اين فيلم آيدا با دو طرف
ماجرا به توافق مي رسد. چرا به توافق نرسد! مگر چاره ديگري هم دارد مگر
همه زندگي رنج نيست . داشتن معشوقه رنج است , نداشتن آن هم رنج است .
اين زندگي همه ما است . مثل عشق , عاشق و عاشق نبودن كه همگي رنج
است .
حال به اين سئوال پاسخ مي دهيم كه آيا رفتار آيدا بهترين راه حل است
توصيه كارگردان در مواجه شدن نوجوانان با معضلي چون مشكل آيدا ,
تسليم و مدارا است . بايد ديد اگر اين راه حل انتخاب شود , آيدا در ادامه با
چه معضلات ديگري روبرو مي شود. پدر آيدا كي و چگونه بايد به اشتباهش
پي ببرد آيا آيدا بامدارا , مشكل روحي , رواني خويش را حل خواهد كرد
و...
بي ترديد حفظ كيان خانواده بايستي يكي از اساسي ترين اهداف در حل
يك معضل خانوادگي لحاظ گردد كه خوشبختانه اين مهم مد نظر كارگردان
بوده است اما بنظر , تسليم و مدارا بهترين راه حل براي رسيدن به اين تعادل
نيست . اگر پدر پس از هاله بسراغ زن ديگري مي رفت و اين ماجرا همچنان
تداوم داشت . آيا باز هم سياست تسليم و مدارا بهترين راه حل بود پدر
چگونه به اشتباهش پي ببرد و از تكرار آن پرهيز كند درست است آيدا كه
نوجوان پانزده شانزده ساله اي است , خود نمي توانست مستقيما متذكر
اشتباه پدر شود و او را از تكرار چنين اعمال باز دارد. بنظر منطقي و
درست تر اين است كه آيدا بجاي ساناز , بزرگتري كه حرفش بگونه اي در پدر
تاثير گذار بود را در فاميل و يا اطرافيان جستجو مي كرد واز طريق او پدر را
متوجه اشتباهش مي نمود. آيدا مي توانست حتي از آن بزرگتر بخواهد
بگونه اي با پدر گفتگو كند كه نامي از او به ميان نيايد تا از اين طريق پرده حيا
و يا پدر و فرزندي از هم دريده نشود. خواص وجود يك ريش سفيد يا
بزرگتر اين بود كه اول : پدر آيدا بي محابا بسراغ زن و يا زنان ديگر نمي رفت .
چرا كه احساس مي كرد چشم و يا چشماني مراقب رفتار و كردار او در خارج
از خانه هستند. دوم : بزرگتر او را متوجه خطرات ناشي از افشاي ارتباط
پنهاني اش با هاله مي كرد و متذكر اين نكته مي شد كه اين رفتار در تربيت آيدا
نقش اساسي و تعيين كننده دارد چنانچه در عمل مي بينيم آيدا دچار افت
تحصيلي شد و به دوستي با جنس مخالف تمايل پيدا كرد و اقدام به آرايش
نمود. سوم : بزرگتر از روي غيرت و مردانگي , حس جوانمردي پدر را
برمي انگيخت كه وفاداري و عشق زن , جوابش خيانت نيست . احتما به اين
طريق پدر شرمنده مي شود رفتارش را اصلاح مي كرد. چهارم : بزرگتر با مادر
آيدا نيز بگونه اي غير مستقيم گفتگو مي كرد حال كه او در خانه زحمت
مي كشد و آرامش خانواده را به بهترين نحو تامين مي كند از آنجا كه مردان در
خارج از خانه با زنان مختلف روبرو مي شوند , بهتر است براي آنكه مرد به
زن ديگري طمع نكند و يا آنكه توجه خود را از همسرش معطوف به زن
ديگري نكند , در خلوت , خود را بيارايد و لباسهاي زيبا بر تن كند (ما در
فيلم مشاهده ميكنيم كه مادر , تنها خانه داري مي كند و تقريبا يك لباس برتن
داشته و اصلا براي شوهر خود را نمي آرايد) پنجم : بنظر با دخالت بزرگتر ,
آيدا از آرامش روحي ـ رواني بيشتري برخوردار مي شد زيرا هم خنثي عمل
نكرده بود و هم حداقل پدر را متوجه اشتباه و خسارت ناشي از آن مي كرد.
نكته ديگري كه تذكر آن خالي از لطف نيست , زاويه ديد فيلم است .
مخاطب پيام اين فيلم , نوجوانان و يا جوانان جامعه ايران اسلامي هستند.
كارگردان خطاب به اين قشر از جامعه مي گويد اگر شما نوجوانان نيز چون
آيدا به چنين مشكلي در ارتباط با پدر برخورد نموديد با تسليم و سكوت به
بهاي پايداري كيان خانواده از آن چشم پوشي كنيد و به اصطلاح شتر
ديدي , نديدي . حال آنكه بهتر اين بود كارگردان , والدين بخصوص پدران را
مورد خطاب قرار مي داد تا از اين طريق آنان را متوجه خسارات جبران
ناپذير مادي و معنوي ناشي از اتخاذ چنين رفتارهايي در خانواده مي كرد.
پرداخت كنوني فيلم بگونه اي به دختر نوجوان امروزي ما اين پيام را القا
مي كند كه هيچ مردي در جامعه اسلامي ايران قابل اعتماد نيست و نمي توان
به آنها تكيه كرد زيرا در اين فيلم پدر آيدا كه متاهل است با زن ديگري
ارتباط دارد. پژمان با اينكه با دوست آيدا نامزد است به او خيانت مي كند و
بسراغ دختر ديگري مي رود , پسري كه اظهار تمايل به دوستي با آيدا مي كند
با ديگر دختران طرح دوستي مي ريزد و پدر ساناز... بعبارتي مردان در سه
وضعيت مختلف تاهل , نامزدي و دوستي قابل اعتماد نيستند حال آنكه
اعتماد زوجين به يكديگر يكي از اولين اركان تشكيل خانواده است . از اين
نظر فيلم داراي پيام منفي است زيرا ذهنيت دختران را نسبت به همسر آينده
تيره و مشوش مي كند و اين تشويق خاطر تنها محدود به همسر آينده نيست
بلكه آنان را متوجه خيانت احتمالي پدران نيز مي كند. همچنين آرامش و
امنيت زنان متاهل را نيز زير سئوال مي برد زيرا همه مردان اين فيلم بگونه اي
به جنس مونث خيانت مي كنند و بصورت غيرمستقيم وفاداري و خانه دار
بودن زن بعنوان يك امتياز در جامعه مطرح نمي شود و ضد ارزش جلوه
مي كند گويا اينكه مردان , شايسته اين فداكاري و وفاداري نيستند به بيان
ديگر در اين جامعه , زن عفيف در برخورد با چنين معضلي دو راه بيشتر
ندارد. يا بايد به بهاي حفظ كيان خانواده سكوت پيشه كرده و خيانت همسر
را ناديده گيرد و يا آنكه حق خود را از سالها زندگي مشترك , بچه داري و از
دست دادن جواني مطالبه كند كه در اينصورت سرنوشتي چون مادر ساناز ,
دوست آيدا و يا بدتر از آن در انتظارش خواهد بود. اين فيلم بصورت غير
مستقيم مي گويد مردان جامعه اسلامي با داشتن حق انتخاب و برخورداري
از تنوع در همسر گزيني به نحو كامل از اين اختيار بهره برداري مي كنند ولي
زنان با داشتن تحصيلات عالي , برخورداري از زيبايي نسبي و خانه داري به
نحو احسن روزي مورد خيانت همسرشان قرار گرفته و عشق پرشورشان تنها
به خاطره گنگي آن هم در قلب و ذهن زن به يادگار مي ماند. در صحنهاي آنجا
كه ساناز از انتظار بيش از حد براي تعقيب پدر آيدا خسته شده به آيدا از اين
انتظار طولاني شكايت مي كند. آيدا مي گويد : « چه كار داشتي درس
مي خوندي ساناز : حالا تو كه اينقدر درس خوني چه گلي به سرت زدي
پس فردا شوهر مي كني , بايد بشيني خونه بچه هايت را بزرگ كني . مثل
مامانت »
در بيان بالا , همسر و بچه داري يك امتياز نيست بلكه براي زن خفت و
خواري محسوب ميشود بعبارتي ساناز به آيدا مي گويد مادر تو با آن همه
تحصيلات و زحمات براي خانواده به كجا رسيده كه تو از من انتظار درس
خواندن داري .
جدا از مباحث محتوايي , تذكر چند نكته ضروري بنظر ميرسد. در اين
فيلم تصاوير زيادي از دوچرخه سواري دختران به همراه پسران (گويا در
شهرك غرب ) به تصوير كشيده ميشود كه گاه اين دوچرخه سواري شبانه
است .مانتوي دختران كوتاه به همراه شلوار لي تنگ به تصوير در مي آيد.
ضمنا آرايشها نيز قابل تامل است . همچنين صحنه هايي از فيلم نظير
نگاههاي پسر تازه وارد به آيدا و توجه متقابل آيدا به او , آرايش كردن آيدا
جلوي آئينه و بيرون رفتنش در شب و عدم اعتراض پدر در اين خصوص از
ديگر نكات قابل تامل فيلم به حساب مي آيد. از سوي ديگر نقش مامان
پروين در اين فيلم برعهده احترام برومند مجري و گوينده تلويزيون درزمان
طاغوت مي باشد كه به اين ترتيب زمينه براي حضور فعال وي در عرصه
سينما فراهم آمد. همچنين در صحنه اي به هنگام گفتگوي آيدا با مادرش
يادي از جشن هنر شيراز (يكي از فاسدترين جشنهاي هنري رژيم منحوس
پهلوي ) مي شود كه اين خاطره چندان ضرورت داستاني و دراماتيكي نيز
ندارد. مادر پس از اين يادآوري از آيدا ميخواهد نواري را در ضبط بگذارد و
خود با خواننده همراهي كرده و مي خواند. در چند صحنه صداي تلويزيون
شنيده ميشود كه همگي اين صداها مربوط به اخبار است . خبرهايي كه به
گوش مخاطب مي رسد يكي در ارتباط با غني سازي اورانيوم توسط ايران
بصورت محرمانه است و ديگري مربوط به جنگ آمريكا با عراق و ديگر خبر
اختصاص به فلسطين و درگيري آن با اسرائيل دارد كه بنظر مي رسد اين
خبرها تصادفي انتخاب نشده است . احتمالا عمليات غني سازي محرمانه
ايران بگونه اي با امور محرمانه پدر آيدا ارتباط دارد به اين معنا كه در كشور
ايران چه در سطح دولت و نظام و چه در سطح خانواده ها , حوادث و
اتفاقات پنهاني در جريان است و در خصوص خبرهاي جنگي از عراق و
فلسطين احتمالا اين موضوع مد نظر بوده است كه در ايران نيز اختلافات و
درگيريها در خانواده ها بصورت پنهاني وجود دارد كه ما بجاي توجه به آن
درگيريها بايد به مسائل داخلي و دروني بپردازيم .
از آنجا كه فيلم قبلي صدرعاملي « من ترانه 15 سال دارم » تا آستانه
جايزه اسكار در آمريكا پيش رفته بود. بعيد نيست در فيلم اخير , مخاطبين
آنسوي آبها بخصوص جشنواره ها را نيز مد نظر داشته است زيرا اساسا راه
حل او براي مشكل آيدا ديني و بومي بنظر نمي رسد.احتمالا اين فيلم در
اكران داخلي و در جشنواره هاي خارجي مورد استقبال قرار گيرد.
تهيه و تنظيم : معاونت فرهنگي ستاد امر به معروف و نهي از منكر

|
دن كاميلو در مشهد
|
هيات داوران مجمع هنرمندان خراساني مقيم تهران آقايان مهدي
صباغي , محمودرضا رحيمي , محمد برومند و اداره كل فرهنگ و ارشاد
اسلامي خراسان رضوي بيست و چهارمين جشنواره بين المللي تئاتر
فجر , در تداوم اجراي جريان تئاتر در مشهد , اثر برگزيده خود را كه
بهترين شكل اجرايي , محتواي معنوي و معرفتي اثر را داشته باشد را از
ميان منتخبين زير معرفي مي نمايد.
1 ـ در بخش توليدات جديد , نمايش هاي « امشب بايد بميرم » و
« ركاب »
2 ـ در بخش منتخبين جشنواره هاي استاني , نمايش « وقتي فرشته خواب
سگ مي بيند »
3 ـ در بخش پايان نامه هاي برتر دانشكده هاي هنري , نمايش « عادلها »
4 ـ در بخش منتخب توليدات 1384 نمايش هاي « دن كاميلو » و « مكبث »
هيات داوران مجمع هنرمندان خراساني و اداره كل فرهنگ و ارشاد
اسلامي خراسان با اهداي لوح تقدير و دعوت نامه رسمي اداره كل
فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي به گروه برگزيده جشنواره
تئاتر « دن كاميلو » نوشته و كار داريوش نريماني
از تمام اعضاي اين گروه براي سفر زيارتي و فرهنگي به مشهد
مقدس دعوت به عمل مي آورد تا ضمن اجراي نمايش « دن كاميلو » در
مشهد و برگزاري نشست پژوهشي با هنرمندان خراساني , گامي موثر در
تداوم جريان تئاتر كشور برداشته شود.
در پايان اين هيات با توجه به مراسم بزرگداشت روز جهاني
فردوسي با رايزني هاي مدام در طول جشنواره اميد دارد بتواند نمايش
« اپراي رستم و سهراب » به كارگرداني : بهروز غريب پور را با مساعدت
ايشان و مسئولين استان خراسان براي اجرا در جوار آرامگاه حكيم
ابوالقاسم فردوسي به توس و مشهد اعزام كند.
به پيروزي اندر نمايش كنيم
جهان آفرين را نيايش كنيم

|
كي ميرسد باران منتخب اولين جشنواره نمايشنامه نويسي
كشور
|
تبريزـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : نمايشنامه كي ميرسد باران
نوشته رزا عطائي از مربيان فرهنگي مجتمع كانون پرورش فكري كودكان و
نوجوانان تبريز در اولين جشنواره نمايشنامه نويسي مربيان مراكز كانون
كشور به عنوان يكي از نمايشنامه هاي برتر كشور معرفي شد.
به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان
آذربايجان شرقي نمايشنامه كي ميرسد باران در بين 230 متن نمايشي كه از
سراسر كشور در اين رقابت شركت كرده بودند به اين عنوان نائل گرديد.
شايان ذكر است پيش از اين نمايش كي ميرسد باران در اولين جشنواره
نمايش عروسكي مراكز كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شمالغرب
كشور كه در سنندج برگزار گرديد در دو بخش كارگرداني و ساخت عروسك
عناوين برتر جشنواره را به خود اختصاص داده بود.

|
نخستين پايگاه دائمي واطلاع رساني تازه هاي نشر كشور افتتاح شد
|
نخستين پايگاه دائمي نمايش و اطلاع رساني تازه هاي نشر كشور
همزمان با آغاز دهه فجر در موسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران افتتاح
شد
به گزارش روابط عمومي موسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران در
اين پايگاه هر ماه هزار عنوان از جديدترين تازه هاي كتاب ناشران كشور
در معرض نمايش قرار خواهند گرفت .
همچنين اين پايگاه متصل به شبكه اطلاع رساني رايانه اي كتاب
است كه علاقمندان و بازديدكنندگان مي توانند اطلاعات مورد نياز خود
را در حوزه نشر كتاب از اين پايگاه دريافت نمايند.
علاقمندان و دوستداران كتاب مي توانند براي استفاده از اين پايگاه
هر روز از ساعت 8 تا 17 به موسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران واقع
در خيابان انقلاب , بعد از خيابان فلسطين مراجعه نمايند.

|
سلسله مباحث هر منوتيك و هنر برگزار شد
|
بنياد حكمي وفلسفي دكتر فرديد با همكاري خانه حكمت و فلسفه
سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران سلسله مباحث « هرمنوتيك و
هنر » را در راستاي ادوار علم تفسير و وجه امروزي آن در نقد و تحليل
آثار هنري برگزار مي كند.
به گزارش اداره كل روابط عمومي و مور بين الملل سازمان فرهنگي
هنري شهرداري تهران بهروز فرنو سرپرست خانه حكمت و فلسفه
سازمان , ضمن اعلام مطلب فوق از آغاز به كار مجدد اين جلسات از
ابتداي بهمن خبر داد و گفت : برسي طرح مسئله و ابواب و ادوار علم
تفسير , هرمينون در يونان قديم , علم تفسير دركلام و فلسفه قرون
وسطاي مسيحي , به ترتيب توسط اساتيد برجسته , دكتر ريخته گران ,
دكتر ضيا شهابي و دكتر اعواني برگزار شده است .
وي در ادامه يادآور شد : بررسي نسبت هرمنوتيك با فلسفه و منطق
افلاطون و ارسطو « توسط دكتر شهابي » در دوازدهم بهمن ماه و مبحث
« علم تفسير در نظر اهل ذوق در عالم اسلام » با سخنراني « دكتر اعواني »
در هفدهم بهمن ماه برگزار شد.

|
نخستين مسابقه سالانه دريايي كشور برگزار شد
|
اردبيل ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : درخشش
پنج تن از هنرمندان خانه كاريكاتور حوزه هنري استان اردبيل
در نخستين مسابقه سالانه دريايي كشور.
مسئول روابط عمومي حوزه هنري استان اردبيل افزود : در
اين مسابقه فاطمه رضايي هنرمند نوجوان توانست رتبه دوم
بخش كودك و نوجوان اين مسابقه را به خود اختصاص دهد و
همچنين هيئت داوران رسول حاجي زاده , شيرين قلي پور ,
شهرام رضايي و رضا رضايي از اعضاي خانه كاريكاتور اردبيل
را شايسته تقدير در بخش بزرگسالان دانست .

| | | | | |