روزنامه جمهوري اسلامي 03/12/1384 صفحه سياسي
آتش مقاومت
از نگاه « والري دولون »





اشاره :
« والري دولون » روشنفكر و نويسنده فرانسوي و نيز كارشناس امور اسراييل 5 سال قبل گفته بوداسراييل به نيابت از دولت آمريكا و خونخواران جديدش كه به بازها معروفند در منطقه خاورميانه بازي مي كند. دو سال قبل نيز وي كتابي با عنوان « خانه وحشت » نوشت كه در آن به سياست جرج بوش براي نابودي كشورهاي منطقه خاورميانه موسوم به كشورهاي منافق پرداخت . اين كشورها چند وجه اشتراك دارند همگي داراي منابع نفت يا آب هستند و در مناطق مهم وراهبردي قرار دارند و نابودي نظام هايشان به نفع اسراييل است . اين بدين معناست كه ايالات متحده آمريكا براي سيطره اسراييل بر منطقه و تمام جهان مي جنگد. آنچه از نظر مي گذرد , حاصل گفت وگو با دلون درباره مسائل مختلف سياسي به ويژه امپرياليسم جديد است .
همه مي دانند كه در فرانسه شما از معدود افرادي هستيد كه گفتيد بازي آمريكا در جهان مبتني بر اشغال مستقيم خواهدبود. اين موضوع مربوط به كنفرانسي است كه در سال 1999 (1378 ) ميلادي برگزار شد . يك سال بعد كتابي به نام « خانه وحشت » را نوشتيد و در آن براي اولين بار از بازهايي سخن گفتيد كه از دروازه غارت و چپاول وارد سياست آمريكا شدند. امروز چگونه اين مسائل را ارزيابي مي كنيد
اجازه بدهيد پيش از هر چيز بگويم كه « اصطلاح بازها » اصطلاحي آمريكايي به معناي تام آن نيست . اين اصطلاح پس از پايان جنگ جهاني دوم در مجمع يهوديان انگليس مطرح شد و در اوج جنگ سرد براي بار ديگر نمود يافت . اين امر بدين معنا است كه اصطلاح مذكور اصطلاحي يهودي است . مي خواهم بريك نكته مهم تاكيد كنم و آن اينكه دولت كنوني آمريكا يا آنچه به بازهاي كاخ سفيد معروف است عبارت است از يهوديان افراط گرا. يعني اينكه آنها طرفدار به اصطلاح مساله يهوديان هستند كه همه آن را با عنوان اسراييل بزرگ مي شناسند و در دهه 60 قرن بيستم , اسراييل از دريا تا رود شناخته مي شد.
مردم تاريخ را به خوبي نمي خوانند بدين سبب اصطلاحات در مدتي كوتاه تغييركرده و خشونت به آزادي و دموكراسي تعبير مي شود مانند همان كاري كه آمريكا از زمان جنگ جهاني دوم و در دوران جنگ سرد انجام داد.
درست است كه يهوديان از اشتباهات بزرگي كه برخي كشورهاي عربي در منطقه خاورميانه انجام دادند , سواستفاده كردند اما نبايد فراموش كنيم كه حمايت لجستيكي , سياسي , فكري و اطلاع رساني از يهوديان و همچنين نقش انگليس در تشكيل رژيم عبري بسيار بزرگ و فعال بود. از سوي ديگر نبايد فراموش كنيم كه اين حمايت ها باعث شد كشورهايي كه مي ديدند توان ادمه بازي را ندارند در برابر اين روند تسليم شدند.
اين همان واقعيتي است كه از طريق آن بازي آمريكا به ويژه از سال 2000 آغاز شد . در اين سال خطابه هاي صهيونيسم كه درواقع پيام هايي خطرناك به كشورهاي آمريكاي لاتين , خاورميانه و آفريقا بود , نمودار شد. بازهاي كاخ سفيد نيز يهودياني هستند كه به شكل فيلمهاي وسترن بالا رفتند. بدين معنا كه گاوچران ها آماده اندتا جهان را براي دموكراسي آمريكايي به عنوان نتيجه و ثمره اي كه ايدئولوژي امپرياليسم جديد آمريكا را منعكس مي سازد , بازاريابي نمايند.
در كتاب اخير خود نقش اسراييل در جهان را به نقش « دون كيشوت » هنگامي كه چرخ هاي آسياب بادي را دنبال مي كرد , توصيف كرديد. چرا
امروزه از نظر سياسي منافع آمريكا و اسراييل به رغم تلاش رسانه هاي گروهي براي خوب جلوه دادن روابط ميان دو طرف , با يكديگر برخورد كرده است . تظاهرات اعتراض آميز مردم آمريكا نسبت به سياست هاي خارجي اين كشور و همچنين كاهش شديد محبوبيت جرج بوش خود بهترين گواه بر اين مدعاست . در حال حاضر در آمريكا نوعي جنبش ضدبازها و ضددولت جريان دارد كه اين امر نشان مي دهد يهوديان در متقاعد ساختن مردم نسبت به خواسته هايشان ناتوانند.
از سوي ديگر رسانه هاي گروهي آمريكا با تمام جبروت خود نمي توانند درباره وضعيت عراق و فلسطين دروغ بگويند. چرا كه اين قاتلان در وضعيت دشواري قرار گرفته و در جست وجوي راهكاري براي ترميم كاخ از هم پاشيده خود هستند.
امروز سخن از منافع آمريكا و اسراييل به رغم سيطره يهوديان برمجلس سنا و احزاب جمهوري خواه و دموكرات باعث رنجش بسياري در آمريكا مي شود. اما بايد يك نكته را يادآور شد و آن اينكه در سايه فاجعه سياسي كنوني در آمريكا , رژيم اين كشور در جست و جوي دشمنان دائمي براي بازاريابي ايده جنگي اش و ادامه خشونت و تروريسم و وادار كردن همه به سكوت است . در اين ميان اسراييل نمي توانست دشمنان زيادي براي ايجاد تغييرات گسترده در منطقه ايجاد كند. حتي اگر اين امر نيز ميسر نمي شد اختراع دشمن كه به تروريسم برضد اين رژيم و ساير جهان دست مي زند , كافيست .
شايد اين سخن در حال حاضر مورد تاييد فرانسوي ها قرار نگيرد. در اين صورت نظرتان درباره تحول كنوني در انديشه جديد فرانسوي چيست
به مانند بازهاي كاخ سفيد , در فرانسه نيز افرادي به نام بازهاي مهاجر وجود دارد كه از هواداران سرسخت نئومحافظه كاران هستند. در راس اين افراد « نيكولاساركوزي » وزير كشور كنوني فرانسه قرار دارد. شما به خوبي مي دانيد كه وي يكي از يهودياني است كه از اروپاي شرقي آمد و مي كوشيد سياست آتي فرانسه را به ابزاري براي تبلور منافع آمريكا و اسراييل تبديل سازد.
او از اسراييل و يهوديان فرانسه دفاع مي كند و آنها راسامي مي داند اصطلاحي كه از 10 سال قبل ديگر مقبوليت ندارد . ما اعتراف مي كنيم كه رسانه هاي گروهي فرانسه از طريق جانبداري از آمريكا , آشكارا از يهوديان طرفداري مي كنند. ما اعتراف مي كنيم كه جنبش هاي يهودي در فرانسه بسيار نگران كننده هستندزيرا شماري از يهوديان مانند ساركوزي وزير كشورفرانسه كه خود يك مهاجر يهودي است , توانستند به مناصب بالايي دست يابند. اين تحولي تكاني واقعي ايجاد كرد بدين معنا كه همه دريافتند پايان نظام دوگلي نزديك شده است .
پايان قوم گرايي , آغاز قوم گرايي ديگر است كه با وطن به مانند انديشه سابق برخورد نمي كند بدين معنا كه مصلحت همه مهم تر از مصلحت نخبگان يعني اقليت كه مهمترين آن لابي يهودي است نيست , لابي كه بر رسانهاي گروهي و فرهنگي فرانسه سلطه يافته است . فرانسوي ها احساس مي كنند كه تغييراتي بسيار خطرناك در كشورشان در حال وقوع است . اما همزمان كاري جز انتقاد از سياست هاي شيراك كه به پايان راه رسيده است , انجام نمي دهند.
آيا بدين سبب بود كه واكنش فرانسوي ها در قبال حوادث مناطق حاشيه پاريس به شكل حمله مستقيم به مسلمانان تبلور يافت
به نظر من فردي مانندساركوزي بهتر از اين حوادث را پيدا نمي كرد كه بخواهد به وسيله آن ديگران را نسبت به حق بودن سخنش در باره خطر مهاجران براي امنيت فرانسه متقاعد سازد. اما واقعيت اين است كه او خود نيز يك مهاجر است . ما به خوبي مي دانيم كه اين حوادث در اصل , درخواست براي بهبود اوضاع مهاجران در مناطق فقيرنشين بود كه ساركوزي از آن سواستفاده كرد و آن را به جنگ برضد شورش و خطر تروريسم براي فرانسه بدل ساخت .
موضوع ديگر استفاده از كلمه اوباش از سوي ساركوزي درباره جوانان حاشيه پاريس است . از اين كلمه نمي توان در مسائل سياسي استفاده كرد. اين امر تحولي است كه فرانسه به زودي آن را در خواهد يافت . زيرا از اين پس از اين كلمه بر ضد مهاجران به ميزان زيادي استفاده خواهد شد. ساركوزي مي كوشد با اين شيوه و با استفاده از تنگناها و مشكلات مسلمانان , غولي به نام اسلام و مهاجران را در فرانسه بسازد تا بتواند قوانين زيادي از جمله قوانين مرتبط با آزادي هاي شخصي را به نفع خود تغيير دهد يعني همان كاري كه بازهاي كاخ سفيد پس از حوادث 11 سپتامبر انجام دادند .
منظورتان اين است كه فرانسه ممكن است براي ايجاد تغييرات حوادثي را به طور عمد ايجاد كند
آمريكا وقتي خواست حوادث 11 سپتامبر را ايجاد كند همين كار راانجام داد و انگليس نيز در حوادث مترو , « ديويدشايلر » افسر سازمان اطلاعات انگليس از اين انفجارها كه هدف از آن ايجاد رعب و وحشت در جامعه انگليس بود , مبري نيست . چرا كه به وسيله اين حوادث , آزادي هاي شخصي را محدود ساخت و قانون مهاجرت را نيز تغيير داد.
در كتاب اخيرتان گفتيد كه مقاومت ضدآمريكايي و اسراييل قادر به تغيير راهبردي موازنه قواست
مقاومت عراق باعث شد تا آمريكايي ها از يك ابرقدرت به مضحكه تبديل شوند. آمريكا با فن آوري و سيطره نظامي خود قادر نيست در عراق آتش مقاومت را متوقف سازد. سطح اين مقاومت هم پيمانان آمريكا را تكان داد و باعث شد تا احساس ترس كنند. به گونه اي كه همه از جمله سوريه , لبنان , ايران و حتي هم پيمانان سياسي خود مانند اردن و مصر را به حمايت از آن متهم مي كنند. اين حالتي از جنون است كه در آن زندگي مي كنند. سربازان آمريكايي دچار ياس و نااميدي شده و حتي برخي از آنها كوشيدند دست به خودكشي بزنند و برخي ديگر نيز دچار ناراحتي شديد عصبي شده اند اين همان اختلالي است كه دولت آمريكا مي كوشد با تهديد بر ضد ايران و سوريه پنهانش سازد. در حالي كه ورود آمريكا به جنگي تازه برضد اين دو كشور بسيار دشوار است زيرا در گل خواهد ماند.
آمريكايي ها مي دانند كه ادامه اوضاع كنوني در عراق به زيان آنهاست و آنها را به ورشكستگي كامل مي كشاند. به نظر من مقاومت نقش بزرگي در ايجاد مشكل براي آمريكايي ها ايفانمود. همين امر را مي توانم در باره مقاومت لبنان در جنوب بگويم كه باعث شد اسراييل از آن منطقه عقب نشيني كرده و مواضعي كه مي گفت ابدي است را از دست بدهد. مقاومت لبناني كاري را انجام داد كه ارتش نظامي قادر به انجام آن نبودند.
مدتي قبل اجازه ندادند در همايشي در آمريكا شركت كنيد. آيا اين امر به سبب مواضع شما در قبال اشغال عراق توسط آمريكا و سياست خارجي واشنگتن است
بله , من نمي توانم وارد خاك آمريكا شوم اما اين امر چهره واقعي آمريكا و شيوه برخوردش با افكار عمومي را نشان مي دهد. يعني كشوري كه به اصطلاح مي كوشد دموكراسي را به زور در جهان برقرار سازد , خود هيچ انتقادي را نمي پذيرد. اين همان واقعيت است .
در مصاحبه با روزنامه « لومانيتيه » چاپ فرانسه گفتيد كه مقاومت لبنان به رهبري حزب الله معجزه آزادي را ايجاد كرد
نمي خواهم از كسي طرفداري كنم اما حزب الله لبنان يك جنبش مقاومت موفق و سازمان يافته است . به نظر من آنچه حزب الله در جنوب انجام داد , بسيار عظيم بود.اسراييل از حكومت هاي خاورميانه نمي ترسد ولي از مقاومت بسيار مي هراسد.اين بهترين دليل است كه نشان مي دهد مقاومتي كه آزادي را مي سازد مستحق آن است كه در همه جا مورد تاييد قرار گيرد.
اما مقاومت لبنان در معرض فشارهاي زيادي از سوي كاخ سفيد و اتحاديه اروپاست
بله , زيرا آزادي باعث نگراني آمريكايي ها و اروپايي ها مي شود. اما من از اين فشار نگران نيستم زيرا ديدگاه ساسي , فكري و رواني ساخته شده توسط مقاومت لبنان , موفق به ترسيم مفاهيم جديد براي اهميت وطن وقدرت نظامي آن شد. بدين ترتيب معتقدم كه ترساندن نيروهاي سياسي كه براي دفاع از حق و بيرون راندن دشمن از اراضي شان مي كوشند , دشوار است .
منظورتان حزب الله و گروههاي مبارز فلسطنيي است
بايد بدانيم كه سازمان هاي مشابه در كشورهاي آمريكاي لاتين نيز گرچه داراي جنبه هاي فكري و ديني نيستند اما در برابر اشغالگري آمريكا كه به شكل ايجاد حكومت هاي ديكتاتور صفت و دزد به منصه ظهور رسيد , ايستادند. مانند ونزوئلا , كوبا , بوليوي و برخي ديگر از كشورهاي آمريكاي جنوبي , برخي جنبش هاي مقاومت هستند كه آمريكا از آنهامي ترسد زيرا ملت ها را جذب كرده و بدين سبب سركوب آنها بسيار دشوار است .من وقتي از حزب الله سخن گفتم به بازاريابي براي اين تشكيلات سياسي لبناني متهم شدم . اما اين امر برايم مهم نيست زيرا مقاومت شجاعانه حزب الله و گروههاي فلسطيني باعث شد اسراييل ضربه بخورد.
« ساموتل هالبرتون » از انديشمندان افراط گراي صهيونيست گفت كه اگر مقاومت جنوب لبنان و سرزمين هاي اشغالي نبود اسراييل مي توانست مصر , اردن و برخي كشورهاي عربي را اشغال كند. اين امر نشان مي دهد كه مقاومت معجزه اي واقعي ايجاد كرده و باعث شده فقرا نيز دريابند كه مي توانند در برابر ظلم فرياد بزنند زيرا مرگ بهتر از زندگي بدون كرامت ودر سايه اشغال است .
برخي مي كوشند اينگونه وانمود كنند كه مقاومت بخشي از تروريسم است .
خشونت برضد مردم اصلااز ناحيه مقاومت نيست . درعراق برخي انفجارها كه در آن دهها شهروند بي گناه كشته شدند را به هيچ عنوان نمي توان مقاومت ناميد و به ويژه كه همه مي دانند اسراييل چه كينه اي از عراق دارد. چندي پيش نيز مجله يهودي « لومگزين دواسراييل » در فرانسه كه ارتباط نزديكي با طرف هاي نظامي اسراييل دارد از نقش مخلصانه يهوديان عراق در قبال مردم سرزمين موعود سخن گفت . حال بايد از اين نقش و يهودياني كه از تركيه آمدند و در بغداد , سامرا و كربلا و حتي استان صلاح الدين عراق زمين , خانه و ملك خريدند , سئوال كنيم . حضور اسراييل در عراق براي جهانيان كاملا روشن است . بدين سبب بايد انفجارها در عراق و نقش اسراييل در كشور را باهم مرتبط دانست چرا كه اين رژيم مي كوشد ميان طوايف عراقي فتنه ايجاد كند يعني همان كاري كه در لبنان انجام شد. وقتي آمريكا و اسراييل نمي توانند طرح نابودي كامل را اجرا كنند به نابودي غيرمستقيم يعني ايجاد جنگ داخلي رو مي آورند.
امروزه از نظر سياسي منافع آمريكا و اسراييل به رغم تلاش رسانه هاي گروهي براي خوب جلوه دادن روابط ميان دو طرف , با يكديگر برخورد كرده است . تظاهرات اعتراض آميز مردم آمريكا نسبت به سياست هاي خارجي اين كشور و همچنين كاهش شديد محبوبيت جرج بوش خود بهترين گواه بر اين مدعاست .
در سايه فاجعه سياسي كنوني در آمريكا , رژيم اين كشور در جست و جوي دشمنان دائمي براي بازاريابي ايده جنگي اش و ادامه خشونت و تروريسم و وادار كردن همه به سكوت است .
« نيكولاساركوزي » وزير كشور كنوني فرانسه يكي از يهودياني است كه از اروپاي شرقي آمد و مي كوشيد سياست آتي فرانسه را به ابزاري براي تبلور منافع آمريكا و اسراييل تبديل سازد.
ما اعتراف مي كنيم كه جنبش هاي يهودي در فرانسه بسيار نگران كننده هستندزيرا شماري از يهوديان مانند ساركوزي وزير كشورفرانسه كه خود يك مهاجر يهودي است , توانستند به مناصب بالايي دست يابند.
فرانسوي ها احساس مي كنند كه تغييراتي بسيار خطرناك در كشورشان در حال وقوع است . اما همزمان كاري جز انتقاد از سياست هاي شيراك كه به پايان راه رسيده است , انجام نمي دهند.
مقاومت عراق باعث شد تا آمريكايي ها از يك ابرقدرت به مضحكه تبديل شوند. آمريكا با فن آوري و سيطره نظامي خود قادر نيست در عراق آتش مقاومت را متوقف سازد.
به نظر من مقاومت نقش بزرگي در ايجاد مشكل براي آمريكايي ها ايفانمود. همين امر را مي توانم در باره مقاومت لبنان در جنوب بگويم كه باعث شد اسراييل از آن منطقه عقب نشيني كرد
برخي جنبش هاي مقاومت هستند كه آمريكا از آنهامي ترسد زيرا ملت ها را جذب كرده و بدين سبب سركوب آنها بسيار دشوار است
بايد انفجارها در عراق و نقش اسراييل در آن كشور را باهم مرتبط دانست چرا كه اين رژيم مي كوشد ميان طوايف عراقي فتنه ايجاد كند يعني همان كاري كه در لبنان انجام شد.