روزنامه جمهوري اسلامي 03/12/1384 صفحه سرمقاله
دو پيام مهم


بسم الله الرحمن الرحيم
ادامه اعتراضات عليه چاپ كاريكاتورهاي اهانت آميز نسبت به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله در روزنامه و نشريات كشورهاي غربي , واقعيت مهمي را به رخ ميكشد كه تاكنون غربي ها از آن غافل بودند. اين اعتراضات بقدري گسترده شده كه همه كشورهاي اسلامي و حتي همه مناطقي را كه عده اي مسلمان به عنوان اقليت در آنجا حضور دارند فرا گرفته است .
اين وسعت كم سابقه , دو پيام دارد كه يكي براي سران كشورهاي غربي است و ديگري براي سران كشورهاي اسلامي .
پيام اول كه به نظر مي رسد سران كشورهاي اروپائي و آمريكا آنرا دريافت كرده اند اينست كه ملت هاي مسلمان حاضر نيستند اهانت به مقدسات ديني خود را تحمل كنند و براي برخورد با چنين اقداماتي آمادگي كامل دارند. ميزان شور و احساسات مردم در تظاهرات , راه پيمائي ها , تجمعات و اظهارنظرهائي كه در اين زمينه كرده و مي كنند نشان ميدهد كينه شديدي از عاملان اين اهانت ها در دل دارند و هيچ چيز نمي تواند آنها را وادار به گذشت نسبت به اهانت كنندگان نمايد.
همين واقعيت , نشان ميدهد سران كشورهاي غربي كه بجاي عذرخواهي از مسلمانان و برخورد با عاملان اين اهانت ها , از اين اقدام زشت و ضد اخلاقي حمايت كردند , دچار اشتباه بزرگي شده اند. اهميت اين اشتباه هنگامي به درستي قابل درك خواهد بود كه بي اعتباري غرب و ميزان منفور بودن سران كشورهاي غربي نزد مسلمانان در نظر گرفته شود. مقطع كنوني , كه از حدود يك دهه قبل شروع شده , دوران اوج گيري نفرت ملت هاي مسلمان از قدرتهاي غربي است . اين نفرت و كينه از دوران استعمار وجود داشت و در دوران استعمار كهنه نيز ادامه يافت و در سالهاي اخير به دليل جنگ افروزي هاي آمريكا و انگليس در چند كشور اسلامي , افزايش حمايت هاي آنها و ساير كشورهاي غربي از رژيم صهيونيستي و مداخلات آشكار غربي ها در امور داخلي كشورهاي اسلامي , افزايش چشمگيري يافته است .
اهانت روزنامه دانماركي « يولند پوستن » به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله , به نفرت مسلمانان نسبت به غربي ها دامن زد و آتش خشم موجود در دلهاي آنان را شعله ور ساخت . سران كشورهاي غربي نيز بجاي آنكه تدابيري براي فرونشاندن اين خشم و كاهش نفرت , اتخاذ كنند به آن دامن زدند و وضعيت بحراني خود را بحراني تر كردند. اعلام همبستگي پارلمان اروپا با اهانت كنندگان نيز اين خطاي بزرگ را تشديد كرد. پيام مهم مسلمانان , كه احساسات آنها جريحه دار شده , به سران كشورهاي غربي اينست كه دوران رخوت و خواب آلودگي مسلمانان پايان يافته و ملت هاي مسلمان از اين پس با دشمنان برخوردي جدي خواهند كرد.
پيام دوم , در واقع مكمل پيام اول است و سران كشورهاي اسلامي را مورد عتاب قرار ميدهد.
واقعيت اينست كه سران كشورهاي اسلامي در نشان دادن واكنش نسبت به اهانتي كه به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام صورت گرفت , بسيار عقب تر از مردم وارد صحنه شدند و هنوز هم به وظيفه اي كه برعهده دارند به درستي عمل نكرده اند. سازمان كنفرانس اسلامي نيز كه فلسفه وجوديش دفاع از اسلام و مسلمانان است , يكماه بعد از ورود مردم به صحنه , به فكر تشكيل جلسه افتاد و در بيانيه نيم بندي كه داد , كار را به سازمان ملل سپرد! سازمان ملل را هم همه ميشناسيم و ميدانيم كه آلت دست قدرتهاي غربي است و حتي اگر دبيركل آن هم بخواهد مستقل عمل كند , دولتهاي صاحب نفوذ بويژه صاحبان حق وتو هرگز اجازه نميدهند اين سازمان دست به اقدامي بزند كه برخلاف ميل و منافع آنهاست .
بنابر اين , سازمان كنفرانس اسلامي به وظيفه اي كه دارد عمل نكرده و اينبار نيز مثل هميشه به شعار دادن و كارهاي سطحي و بي خاصيت اكتفا نموده است . انتظار اين بود كه اين سازمان قبل از آنكه مردم وارد صحنه شوند , بيانيه منتشر ميكرد , جلسه فوق العاده تشكيل ميداد و در اين جلسه با اتخاذ تصميماتي جدي , اقدام به برخوردهاي اقتصادي , سياسي و اجتماعي با كشورهاي گستاخ غربي مينمود.
پيام مسلمانان معترض به سران كشورهاي اسلامي همين است كه چرا اينهمه بي عملي چرا اينهمه تاخير و چرا اينهمه سازشكاري
اگر سران كشورهاي غربي پيام مسلمانان معترض را در نيابند , از سران كشورهاي اسلامي اين انتظار وجود دارد كه واقعيت هاي نهفته در اعتراضات ملت هاي مسلمان را درك كنند و به وظايف خود عمل نمايند.