روزنامه جمهوري اسلامي 30/11/1384 صفحه عقيدتي

حفظ بركات انقلاب اسلامي
* منشور محرم
* حماسه زبان ذوالفقاري زينب (س ) عشق , عطش , عاشورا
حفظ بركات انقلاب اسلامي


محمد كاظم تقوي
حركت و نهضتي كه به انقلاب اسلامي و سپس تاسيس نظام « جمهوري اسلامي » منتهي شد , تحولي بود كه با عنايات الهي و از آگاهي , ايمان و مسئوليت شناسي ملت فهيم و شريف ايران , با رهبري به جد پيامبرگونه امام خميني (س ) محقق شد.
به ديگر سخن , ملتي مسلمان وآگاه به حكم آموزه هاي اسلامي و با هدايت و روشنگري رهبري روشن ضمير و حركت آفرين , بناي ظلم و ستم حكومت ستم پيشه و وابسته شاهنشاهي را فرو ريخت و با ويران كردن كاخ ظلم و حق ستيزي , بر ويرانه هاي آن , نظام « جمهوري اسلامي » را برپا نمود. اين حادثه و حركت يك حركت كامل بود , چرا كه هم عنصر نفي را دارا بود و هم از عنصر اثبات برخوردار بود. هم يك جا به استبداد استعمار « نه » گفت و هم در تلاش براي برپائي نظام اسلامي و مردمي كه در پي ترقي و تكامل و پيشرفت باشد , بود. به همين خاطر مي بينيم اهداف اين انقلاب اسلامي و مردمي در سه شعار برخاسته از شعور عميق مردم تجلي پيدا مي كرد , يعني شعار « استقلال , آزادي , جمهوري اسلامي » .
ملت مسلمان ايران مي خواست با صداي رسا به همگان بگويد. به جاي استعمار و وابستگي , « استقلال » مي خواهد و عوض استبداد و خودكامگي , « آزادي » مي طلبد و با بسترسازي بوسيله استقلال و آزادي , در جامعه مستقل و آزاد جمهوري اسلامي را بنا خواهد كرد. پرواضح است كه آنگاه كه ملتي شاهد آزادي و استقلال و رهائي و عدم وابستگي را در آغوش گرفت , خود متناسب با آرمان ها و اعتقادات خويش سرنوشت خويشتن را رقم خواهد زد.
از اين رو بايسته است كه نسل جديد و كساني كه در پي آنها مي آيند بدانند و خاستگاه انقلاب اسلامي چه بود و چه اهدافي را از سر آگاهي و با صراحت اعلان كرد و به چه چيزي رسيد و چگونه بايد آن بركات را پاس داشت و حفظ كرد.
جوانان و نوجوانان ايران اسلامي بايد بدانند كه پيشينيان آنها نه از سر تفنن كه از سر نياز و ناچاري و البته با افتخار براي كسب عزت و آقائي دست به فداكاري زد و براي نجات ملت و رهايي كشور از يك تحقير طولاني توسط اجانب و بيگانگان استعمارگر و سلطه جويان بي رحم و نيز آزادي از چنگال ديكتاتوري پادشاهان ستمگر انقلاب بپا كرد. بايد هر ساله و همواره متذكر خود و فرزندان خود باشيم كه استقلال و آزادي دو شعار زينتي و اتفاقي در انقلاب اسلامي نبود بلكه برخاسته از آگاهي عميق ملتي خداجو و عزت خواه بود كه اراده كرده بود با هويت خود زندگي كند. تبيين حقيقت حادثه بهمن 1357 به ما و فرزندان ايران اسلامي حكم مي كند كه بايد بر استقلال ميهن و نيز آزادي اسلامي ـ انساني ابنا وطن پاي فشرد و در حفظ و مراقبت از نظام جمهوري اسلامي آگاهانه و فداكارانه در صحنه بود تا اين مائده الهي و ثمره جهاد و شهادت امام شهيدان از آسيب ها مصون بماند.
در اين راستا , براي فهم بهتر آنچه اتفاق افتاد و آنچه بدان دست يافتيم و براي بازخواني آن زمان و زمينه حادثه و نيز اهداف و آرمانها , هيچ بياني كامل تر و هيچ زباني رساتر از زبان گوياي ملت و سخنگوي وجدان تاريخي آن , يعني امام خميني (س ) نيست .
آري , بايد از او كه بانگ بيداري برداشت و آهنگ حركت ملت خود بود و در همان حال خود را خدمتگزار آنان مي دانست پرسيد و « كلمات » او را شنيد. چرا كه او به درستي دين و ملت و زمان خود و جهان پيرامون خود را شناخته بود و با محو شدن در اسلام و عشق به ملت و عالم شدن به زمان خود , كاري كرد كارستان و به جد و بي گزافه معجزه اي پديد آورد. و چه زيباست كه ملت او نيز خوب مي شناختندش و به روشني ديدند كه او آرامش و حتي آبروي خود را فداي آرامش , آسايش و عزت آنها كرده بود. رابطه امام خميني با مردم , تجسم عيني « ميان عاشق و معشوق رمزي است » بود.
پس بايد از « امام امت » هدايت گر آن روزها و روايت گر آرمان ملت تفسير آن قيام و اقدام را شنيد كه خالص ترين و گوياترين دريافت و روايت مي باشد و نيز با همان رهيافت و تحمل مشتقات آسيب هاي راه را بشناسيم و بكاهيم و جامعه نمونه اسلامي را عينا بنمايانيم و حيات طيبه را به بشر تشنه حقيقت تحفه دهيم كه سخت بدان نيازمند و مشتاق است . ولي آن حقيقتي كه در اين مسير همواره بايد آويزه هوش ما باشد اين كريمه قرآنيه و سنت الهيه است كه :
« ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم »
به تحقيق چنين است كه خداوند سرنوشت قومي را تغيير نمي دهد , مگر آنگاه كه سرشت خويش را متحول سازند.

منشور محرم




نهادينه شدن ارزشها و معيارهاي محرم
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم » : ان لقتل الحسين (عليه السلام ) حراره في قلوب المومنين لاتبرو ابدا
قال الحسين (عليه السلام ) : ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني
امام خميني (ره ) : اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است .
بار ديگر محرم لبريز از شور و عاطفه , حماسه و عزت و منطق و عقل از راه رسيد , و دلهاي مشتاقان به ارزشها و آزادگي را بخود معطوف داشته است .
ياد و خاطره رشادتها و فداكاريهاي ياران سيدالشهدا (سلام الله عليهم اجمعين ) در كربلاي معلا مشام جان انسانهاي بيدار را عطرآگين ساخته و نويد بيداري ديني در عصر حاضر را در بين ملتهاي جهان مي دمد.
عاشورا , كربلا و محرم عناوين سازنده و بارزي هستند كه نه فقط انسانيت را بر قله كمال و شرف در مقابل چشم تاريخ به نمايش مي گذارند بلكه قامت رساي دين را نيز از هر پيرايه و كژي مبرا , حقيقت دين را آنگونه كه هست معرفي مي دارد و اين سر همان انديشه اي است كه امام خميني قدس سره نهضت خود را بر پايه آن استوار ساخت و كرارا اعلام نمود كه اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است .
آري انقلاب اسلامي ملت عاشورائي ايران به رهبري امام خميني قدس سره براساس انديشه و عاطفه كربلا شكل گرفته و نمادي « ان كان دين محمد يستقم الابقتلي فياسيوف خذيني » را با درخششي خيره كننده از خود به جا گذاشته است .
نهادينه شدن ارزشها و معيارهاي حماسه آفرينان كربلا در مجاري انديشه دينداران و مومنان نقطه اوج پيروان اهل بيت (عليهم السلام ) است كه حيات بشري را در قرنهاي متمادي تضمين خواهد كرد.
و به فرموده مقام معظم رهبري : « حادثه عاشورا فرهنگ و جرياني مستمر و سرمشقي دائم براي امت اسلامي در طول تاريخ است ... و منطق و مبناي عقلي مستحكم اين حركت . حاوي اين درس است كه در هر زمان كه شرايط اقتضا كند , وظيفه مسلمان , اقدام است , حتي اگر اقدام با خطر همراه باشد » .
مجمع جهاني اهل بيت (عليهم السلام ) , ضمن گرامي داشتن ياد اين ايام , وظيفه خود مي داند با توجه به شرايط حساس بين المللي و چالشها و مسائل فراروي امت اسلامي و با درس آموزي از اين نقطه عطف بزرگ تاريخ اسلام توجه عموم دوستداران اهل بيت (عليهم السلام ) و پيروان آنها را به نكات زير جلب نمايد :
1 ـ زنده نگه داشتن ياد و خاطره حادثه كربلا و احياي فرهنگ عاشورا امر لازمي است كه علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت (سلام الله عليهم اجمعين ) با بهره گيري از هر فرصت بدان خواهند پرداخت . تقويت احساسات عاشورائي و تبيين و تغيير اهداف و فلسفه قيام اباعبدالله الحسين (عليه السلام ) با استفاده از اين فرصت مغتنم صورت خواهد گرفت .
نويسندگان , شعرا , مداحان و خطباي منابر حسيني با تشويق نسل جوان و برانگيختن احساسات مذهبي در نهاديه سازي فرهنگ عاشورائي همت خواهند گمارد.
2 ـ چنانكه امام راحل (ره ) و رهبر معظم انقلاب تاكيد داشته اند , عزاداريها به شيوه سنتي , و همراه عشق و عاطفه و عقل و حماسه باشد , و از افراط و تفريط پرهيز شود.
3 ـ عنصر اصلي حركت امام حسين (عليه السلام ) امربه معروف و نهي ازمنكر بوده است . بنابراين شايسته نيست ياد و پاسداشت آن به مسائلي كه دور از معنويت و آميخته با روشهاي غيراخلاقي و ويژه مجالس خوشگذراني است همراه گردد.
4 ـ امام حسين (عليه السلام ) در صدر اهداف خويش از اين جانفشاني « بيدارگري اسلامي » , و آگاهي بخشي به امتهاي مسلمان را نام مي برد , بنابراين نهضت عاشورا براي مقابله با ترفندها و شيوه هاي استعمارگري و سلطه طلبي و جهانخواري به عنوان يك مكتب نجات بخش مورد استفاده قرار گيرد.
5 ـ يكي ديگر از اهداف برجسته امام حسين (عليه السلام ) اصلاح گري در ميان امت بوده است , بنابراين بايد با الهام گرفتن از ارزشهاي هميشه جاودان اسلامي , نارساييها و نابسامانيهاي فرهنگي و اجتماعي اصلاح شود.
6 ـ اجازه داده نشود كه فرهنگ عاشورايي مركب از عزت طلبي , عقل گرايي و عشق به خدا و ارزشهاي والاي انساني به فراموشي سپرده شود يا برخي فداي ديگري گردند.
7 ـ جوانان مسلمان توجه كنند كه عزت و آزادگي و امنيت و پيشرفت با حفظ فرهنگ عاشورا تضمين مي شود.
8 ـ از آنجا كه نهضت حسيني تنها به شيعيان يامسلمانان اختصاص ندارد , خوب است فضاي حاكم بر مجالس عزاداري و شيوه تبليغي آن به گونه اي باشد كه براي همگان قابل فهم وجذاب , و حاوي ارزشها و روشهاي مورد قبول همه انسانها با فرهنگهاي متفاوت باشد و از رفتارهاي زننده و شيوه هاي منزجر كننده و تندروي در نمايشها , و گويشها , و رفتارها بپرهيزند , تا بتوانند غيرمسلمانان و غيرشيعيان را نيز به اهداف والاي آن امام بزرگ توجه دهند و دعوت كنند.
9 ـ آزادگي و آزادي , عدالت طلبي و پاسداشت حقوق و كرامت انساني , و عشق حقيقي به انسان در مكتب حسيني ومكتب اهل بيت (عليهم السلام ) يافت مي شود , زيرا امام (عليه السلام ) با اهداي خون خود و عزيزان خود , بزرگترين فداكاري تاريخ را براي رهايي انسانها از يوغ بردگي و ستم و نابرابري و تبعيض نژادي انجام داد.
جهانيان امروز بايد به تفاوتهاي كساني كه به اين شعارها عقيده دارند و كساني كه آنها را دستاويز فريب مردم و رسيدن به اهداف و مطامع غيرانساني خويش ساخته اند آگاه شوند و اين بزرگترين رسالت پيروان امام حسين (عليه السلام ) است كه در زيارت اربعين چنين آمده است : « و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله وحيره الضلاله » (خدايا او جان خود را در راه تو فدا كرد تا بندگان تو را از ناآگاهي و سرگشتگي و گمراهي رهايي بخشد.)
به فرموده امام راحل (قدس سره ) « بايد سينه زدن هم محتوا داشته باشد. »
مجمع جهاني اهل بيت (عليهم السلام ) همه هيئتهاي عزاداري داخل و خارج كشور را دعوت مي كند تا به تاسي از فرموده اين شاگرد سترگ مكتب عاشورا و رهرو راه حين (عليه السلام ) , از اين موسم عبادي و سياسي استفاده كنند و در اين ماه محرم كه به فرموده آن زنده ياد « ماهي است كه مردم آماده اند براي شنيدن مطلب حق » , تمام توان خود را براي تبيين راه و هدف امام حسين (عليه السلام ) به كار بندند , و بكوشند تا ارزشها , پيامها , ودرسهاي مكتب حسيني را به جوانان و نوجوانان عزيز منتقل سازند.
از آنجا كه پيامبر بزرگوار اسلام , امام حسين (عليه السلام ) را « چراغ هدايت و كشتي نجات » ناميده است به يقين اگر آموزش صحيح و تبليغ درست با مراسم عاشورا همراه باشد , همه مشكلات نسل جوان با فرهنگ عاشورايي و ارزشهاي قيام حسيني قابل حل است , و هرگز اجازه ندهند با تلف كردن انرژي و وقت جوانان و شركت كنندگان , اين فرصت خدايي , از دست برود.
ازمداحان اهل بيت (عليهم السلام ) انتظار داريم با مشورت و هم فكري با علما , انديشمندان , و اساتيد و مراجع عظام كه در زمينه مسائل اعتقادي و اخلاقي تخصص دارند , محتوا و شكل مرثيه خواني و مداحي را در مسير اهداف والاي حسيني تنظيم كنند.
و از روحانيت فرزانه و اساتيد گرانمايه و دلسوز نيز انتظار داريم با شركت خود در اين مراسم بر عمق و غناي محتواي آن بيفزايند , و جنبه هاي فكري و فرهنگي آن را حراست كنند.
با آرزوي پذيرش عزاداريها و قبولي زحمات عاشقان حسني , آرزومنديم كه شفاعت آن حضرت , نجات در مسائل دين ودنيا در پرتو هدايت آن حضرت نصيب و بهره همه ما گردد.
مجمع جهاني اهل بيت (عليهم السلام )
آزادگي و آزادي , عدالت طلبي و پاسداشت حقوق و كرامت انساني , و عشق حقيقي به انسان در مكتب حسيني ومكتب اهل بيت (عليهم السلام ) يافت مي شود , زيرا امام (عليه السلام ) با اهداي خون خود و عزيزان خود , بزرگترين فداكاري تاريخ را براي رهايي انسانها از يوغ بردگي و ستم و نابرابري و تبعيض نژادي انجام داد
ازمداحان اهل بيت (عليهم السلام ) انتظار داريم با مشورت و هم فكري با علما , انديشمندان , و اساتيد و مراجع عظام كه در زمينه مسائل اعتقادي و اخلاقي تخصص دارند , محتوا و شكل مرثيه خواني و مداحي را در مسير اهداف والاي حسيني تنظيم كنند

حماسه زبان ذوالفقاري زينب (س ) عشق , عطش , عاشورا




از كودكي , غم بزرگ ديدن و در جواني موي سر سپيد كردن , حديث غم انگيز زندگي زينب (س ) است ; همان دختر علي عليه السلام كه چون مادرش فاطمه سلام الله عليها ـ دلش درياي درد بود. مادرش در شعله هاي ستم سقيفه سوخت و او از اندوه هجران مادرش فاطمه ـ سلام الله عليها ـ تا چشم گريان پدرش علي (ع ) و از جگرسوزان برادرش حسن عليه السلام تا جسم به خون غلطان قلبش حسين (ع ) , تمام تلخي ها را چشيد و بار سنگين غمها را بر دوش دل كشيد كه غم حسين عليه السلام جانكاه ترين غم و اندوه زينب (ع ) بود چرا كه هيچ گاه تصور نمي كرد كه شمع وجود برادر خاموش شود اما خواهر كه پروانه شيفته اش بود , خاكستر نشود.
قصه غصه زينب (ع ) چكيده قصه غصه هاي خاندان پيامبر اكرم (ص ) است ; دختري كه بعد از فاطمه (س ) براي فرزندان علي (ع ) مادري كرد. زني كه در كاروان كربلا , مردانه مقاومت نمود و با آن كه دستي بسته دارد اما دهاني باز و زباني گويا دارد و در اوج محاصره , دشمن را به ميز محاكمه مي كشاند.
« اسارت » او خود حماسه « شهادت » بود و زبان ذوالفقاري اش شام را كربلا كرده بود و اين بار ديگر دختر علي (ع ) با قلب فاطمي اش , به دفاع از ولايت حيدري برخاست و شخصيت كاذب يزيد را به مقتل برد و با تيغ تيز بيان , حلقوم حيات امويان را بريد و پيروزي منطق حسين (ع ) را در سكوت سلطه يزيد فرياد كشيد و اين گونه تابلوي سرخ عاشورا را براي هميشه بر تارك تاريخ سبز نشاند.
آري ! عظمت حماسه زينب (س ) در قالب حقير واژه ها نمي گنجد; در سكوت آن گونه فرياد زدن , در بند آن گونه پرواز كردن و در ظلمت و سياهي ستم و سلطه يزيد آن گونه آفتاب انديشه نوراني حسين (ع ) را تاباندن و آن گونه كاخ سبز يزيد را به روزگار سياه نشاندن فقط كار دختر علي (ع ) است . زينب (س ) عصاره عشق عاشوراست . آينه تمام نماي حسين (ع ) است . سخنگوي صاحب زبان عاشوراست . دلش اقيانوس عميق عرفان است و زندگي در همه حال براي او سجاده عبادت و محراب نيايش و نماز بود و قلبش پيوسته غرق در درياي نوراني و آسماني ولايت .
زينب , شهيدي است كه تيرهاي خشم و خيانت و كينه و كفر , اندك اندك , جانش را گرفتند. زينب (س ) , آخرين شهيد كربلاست ; او در گودال قتلگاه جان داد و بعد از بوسه بر حلقوم بريده , از زندگي بريد. و با وداع با جسم بي سر , روح زينب (س ) نيز با جسمش وداع كرد. زينب (س ) شهيد كربلاست اگرچه در شام مدفون است ; چرا كه شهادت و اسارت , دو دست محكمي بودند كه حلقوم بني اميه را براي هميشه تاريخ خفه كردند.
بايد خون سرخ حسين (ع ) و يارانش مي ريخت و زنجير اسارت و شلاق ستم جسم زينب (س ) و همراهانش را كبود مي كرد تا دودمان بني اميه به خاك سياه مذلت بنشاند و حسين (ع ) با برهان روشن و عرفاني عاشورا , دليل بي فروغ سقيفه نشينان را ابطال كرد و در حقيقت عاشورا , فرياد بلند غدير است كه سكوت علي (ع ) را حسين (ع ) با خونش روايت مي كند.
ث حسين صنعت پور اميري