روزنامه جمهوري اسلامي 30/11/1384 صفحه سرمقاله
اروپاي منفعل


بسم الله الرحمن الرحيم
روند اهانت به مقدسات دنياي اسلام در اروپا تدريجا وارد مراحل پيچيده اي شده است . لجاجت سئوال برانگيز برخي رسانه ها براي تكرار چاپ تصاوير موهن از يكطرف و اصرار اتحاديه اروپا بر مواضع جاهلانه در قبال دنياي اسلام از طرف ديگر نكات مهمي را در ذهن ها تداعي مي كند كه نمي توان از مفهوم واقعي آنها غافل ماند.
1 ـ ابتدا تصور مي شد كه اهانت به مقدسات دنياي اسلام , يك پديده شخصي و تصادفي است . در مراحل بعدي ادعا شد كه اين هم نمونه اي از تلاش براي بهره گيري از آزادي بيان است و هيچ انگيزه و هدف خاصي در پشت آن وجود ندارد. لكن عليرغم بروز تنش هاي فراوان در سطح دنياي اسلام و نزد مسلمانان جهان , شاهد تكرار چاپ و انتشار اين تصاوير بوده ايم . اين امر نشانگر آنست كه تعمدي در كار است و انتشار تصاوير موهن , مطلقا يك اقدام تصادفي و شخصي محسوب نمي شود.
2 ـ نخستين دور انتشار اين تصاوير موهن در دانمارك , به ماهها پيش باز مي گردد . در آن زمان , سفراي 17 كشور عربي خواستار ملاقات با نخست وزير دانمارك شدند لكن وي ضمن رد درخواست ملاقات سفراي كشورهاي اسلامي , در واقع به حمايت آشكار از اين اقدام اهانت آميز پرداخت .
اين رفتار دولت دانمارك با دو انگيزه صورت گرفت . اول آنكه به دنياي اسلام بي اعتنائي كند و موضوع اهانت به مقدسات اسلامي را تعمدا بي اهميت جلوه دهد. دوم آنكه بطور همزمان از رفتار اين روزنامه دانماركي , جانبداري كند و خود را همفكر و هم عقيده معرفي نمايد. با زبانه كشيدن آتش خشم مسلمانان در دنياي اسلام , دولت دانمارك هنوز هم حاضر به تغيير رويه نشده و فقط اميدوار است اين مسئله مشمول مرور زمان شود و خودبخود فروكش كند. وزير خارجه دانمارك در مصاحبه هاي اخيرش ادعا كرده است كه اين التهابات فروكش كرده و تدريجا به فراموشي سپرده خواهد شد حال آنكه شواهد نشانگر آنست كه موضوع ضرورت اعتراض عليه اين رفتار موهن غرب , اكنون بعنوان يك « امر محتوم » در دنياي اسلام پذيرفته شده و انديشمندان درصدد آنند كه راهكارهاي ميان مدت و دراز مدت براي جلوگيري از تكرار چنين فجايعي را جستجو كنند.
3 ـ اگرچه اتحاديه اروپا درباره اين موضوع در جلسات متعددي به بحث و تبادل نظر پرداخته , اما نه تنها نخواسته و يا نتوانسته است كه به راهكار عاقلانه , منطقي و موثري براي يافتن راه حل ريشه اي در جهت جلوگيري از تكرار چنين فجايعي دست يابد , بلكه حتي در مسير دهن كجي به دنياي اسلام و تشويق هتاكان قدم برداشته و به اين آتش دامن مي زند.
پارلمان اروپا در جديدترين واكنش خود ضمن معرفي اعتراضات دنياي اسلام بعنوان واكنشهاي خشونت آميز , آنرا محكوم و از كشورهاي هتاك به مقدسات اسلامي از جمله دانمارك حمايت و با آنها ابراز همبستگي كرد. اين پارلمان حتي پا را فراتر گذاشته و به تشويق روزنامه هائي پرداخت كه از طريق « بازتاب » اين تصاوير موهن به آتش خشم مسلمانان دامن زده اند , و ضمن همبستگي با آنها , آنرا اقدامي شجاعانه توصيف نمود.
اين بيانيه بقدري صريح و روشن است كه نيازي به تحليل و تفسير ندارد و به وضوح , مراتب لجاجت و كينه ورزي اروپا نسبت به دنياي اسلام را از يكطرف و اصرار به ادامه اين مسير انحرافي و خطاكارانه را از سوي ديگر به نمايش مي گذارد. اما بايد پرسيد آيا اتحاديه اروپا به عواقب ناخوشايند اين اقدامات تحريك آميز و غيرمنطقي خود انديشيده است
4 ـ براي درك مسائل پشت پرده اين ماجراي تهوع آور , اطلاعات زيادي احتياج نداريم . مسئله كاملا واضح است . صهيونيست ها در شبكه تبليغات جهاني , همچون « موريانه » رخنه كرده اند. آنها در تارو پود شبكه تبليغات جهاني , آنچنان حضور دارند كه توان و قدرت تصميم گيري و اقدام صحيح و منطقي را از كشورها و دولتها سلب كرده اند. امپراطوري تبليغاتي صهيونيست ها , دولتهاي اروپائي را آنچنان مرعوب كرده اند كه در چنين شرايطي , تقريبا به راحتي , آرا كشورهاي اروپائي را در حمايت از اقدامات غيرمنطقي خود بهمراه دارند. آنچه اين روزها شاهديم , دامي است كه آمريكا و صهيونيست ها در برابر اروپا گسترانيده اند و با تعجب فراوان , اروپا نيز با پاي خود به درون اين دام رفته و گرفتار شده است . در اينجا هدف ما اين نيست كه از اروپاي لجوج و كج فهم حمايت كنيم و براي آنها دل بسوزانيم , بلكه مسئله اينست كه دريابيم اين روند تاسف بار , حتي به نفع اروپا هم نيست . اروپا توان مقابله با آثار و تبعات يك برخورد جدي يا يكپارچه و پشيمان كننده از سوي دنياي اسلام را نخواهد داشت .
5 ـ نكته ظريفي كه در اين ميان وجود دارد , شناخت رفتار دوگانه اي است كه انگليسي ها , در قبال اين پديده از خود به نمايش گذاشته اند. توني بلر نخست وزير انگليس در يك اظهارنظر صريح از مطبوعات اين كشور بخاطر عدم اهانت به مقدسات اسلامي ستايش مي كند و آنها را عاقلتر و هشيارتر از اين مي داند كه با سقوط در اين ورطه به منافع ملي انگليس لطمه اي بزنند. اما بطور همزمان و در خفا , با تحريك اعضاي اتحاديه اروپا به حمايت از دانمارك و ديگر هتاكان , سعي دارد كه به اين آتش برافروخته دامن بزند.
كيست كه نداند انگليس و شخص « توني بلر » , در واقع مجري سياستهاي آشكار و نهان واشنگتن در اروپا محسوب مي شود و جزيره انگليس را بايستي در واقع « ايالت پنجاه ويكم آمريكا » به حساب آوريم .
6 ـ در طول هفته ها و روزهاي اخير , مقامات دانماركي در چندين نوبت درصدد عذرخواهي رسمي از دنياي اسلام برآمده اند لكن با اصرار و شيطنت مشترك انگليس و آمريكا , از اين اقدام منصرف شده اند. در يك نمونه آشكار , معاون وزيرخارجه دانمارك درصدد رفع بحران و عذرخواهي رسمي برآمد لكن وزارت خارجه آمريكا با اعلام حمايت از دانمارك , درصدد برآمد به دانمارك نشان دهد كه گويا حتي بدون عذرخواهي رسمي هم , مي توان از اين بحران عبور كرد!
7 ـ استدلال بي پايه كساني كه معتقدند دولت دانمارك نيازي به عذرخواهي از دنياي اسلام ندارد , اينست كه اولا دولت دانمارك مرتكب گناهي نشده كه عذرخواهي كند و ثانيا اصل اقدام روزنامه دانماركي هم گناه نيست بلكه نمودي از آزادي بيان است .
اين هر دو استدلال , از اساس مردود هستند. چرا كه دولت دانمارك با رد تقاضاي ديدار با سفراي كشورهاي عرب و اسلامي و همچنين موضع گيريهاي صريح خود بر اقدام روزنامه دانماركي شريك است و بخاطر حمايت از آن مستحق محكوميت و اعتراض است . نكته دوم آنكه دانمارك با اعلام انزجار از اين اقدام اسلامي , مي توانست از آن فاصله بگيرد و با اعلام محكوميت اين رفتار موهن ثابت كند كه برآن صحه نمي گذارد اما دانمارك نه تنها رفتار محترمانه اي نداشت بلكه حتي با رد درخواست ديدار سفراي كشورهاي عرب و اسلامي , بر اين اهانت صحه گذاشت و آنرا تعمدا بي اهميت جلوه داد. نكته مهمتر اينكه امروزه تلاشهائي در دانمارك صورت مي گيرد كه چنين وانمود سازند كه گويا اصل خطا متوجه دنياي اسلام است و آنها حتي با عذرخواهي هم راضي نمي شوند. براساس گزارش خبرگزاري فرانسه , پنج دانشجوي دانماركي متني را تهيه كرده اند كه تاكنون به امضاي 350 هزار نفر دانماركي رسيده است و طي آن از مسلمانان جهان عذرخواهي كرده اند. بطور همزمان , رهبران مسيحي دانمارك با تنظيم سفري به قاهره سعي دارند براي كاهش تنش با مسلمانان وارد عمل شوند.
ممكن است اين سئوال مطرح شود كه آيا اين اقدامات , كافي نيست پاسخ اين سئوال منفي است . چرا كه هر لحظه احتمال تكرار آن در جائي ديگر و توسط عده اي ديگر , مي رود.
وقتي انتشار تصاوير موهن به مقدسات اسلامي در مطبوعات اروپا تكرار مي شود , و اتحاديه اروپا در دفاع و حمايت از آنها بيانيه مي دهد , طبيعي است كه « عذرخواهي در گوشي » آنهم در قاهره ! , چيزي را حل نمي كند. بديهي است كه تنظيم يك فهرست در يك سايت گمنام , نمي تواند با اثرات بيانيه آشكار اتحاديه اروپا مقايسه شود.
8 ـ سئوال جدي در اينجاست كه آمريكا و صهيونيست ها به دنبال چه چيزي هستند پادوهاي انگليسي چه اهداف و ماموريتهائي را دنبال مي كنند هدف اصلي , رو در رو قرار دادن دنياي اسلام با مسيحيان است كه نوعي تقابل در يك « جنگ صليبي » جديد را در ذهن ها تداعي كند. حتي اگر اروپا در اين ماجرا , اهداف و انگيزه هاي مشتركي با صهيونيسم نداشته باشد , شايد بطور ناخواسته و دقيقا در همين مسير , كشانيده شده است و با طناب فرسوده صهيونيست ها به درون چاه رفته است .
سئوال بعدي اينست كه آمريكا از اين ماجرا چه سود ويژه اي مي برد براي يافتن پاسخ اين سئوال بايستي به وجود يك طرح چند منظوره اشاره كرد كه بموجب آن واشنگتن در آن واحد , به اهداف متعددي مي انديشد :
الف : هم فكر و هم عقيده كردن اروپا در راه اثبات ضرورت برخورد با دنياي اسلام
ب : يافتن اهداف و انگيزه هاي تازه براي تداوم فعاليت پيمان « ناتو »
ج : به خطر انداختن « امنيت انرژي اروپا » بمنظور نيازمند ساختن تامين و تضمين امنيت انرژي اروپا از طريق نظامي گري آمريكا و ناتو
د : سلب ابتكار عمل اروپا در تحولات سياسي جهان و منفعل ساختن آنها در چشم انداز آينده نظم نوين جهاني
تامين 2 محور اخير در واقع , جزو « اهداف استراتژيك آمريكا » و صهيونيسم بين الملل بمنظور حفظ برتري و تفوق سياسي ـ نظامي ـ اقتصادي آمريكا بر اروپا محسوب مي شود و مشخصا با اين هدف سازگاري دارد كه يك اروپاي ضعيف و منفعل , توانائي بازسازي سياسي خود را بمنظور نقش آفريني در تحولات آينده جهاني را پيشاپيش فاقد استقلال خواهد بود و آنرا بعنوان يك « اروپاي منفعل » , زائده سياست جهاني آمريكا عمل خواهد كرد و فاقد استقلال راي و استقلال عمل خواهد بود.
« اروپاي منفعل » , يكبار ناتواني و ناكامي خود را در پرونده فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران , بخاطر كارشكني هاي مشترك آمريكا ـ انگليس به چشم خود ديد و اكنون با اقدامات كوركورانه و دنباله رويهاي جاهلانه از مراكزي كه ماهيت آنها آشكار است , اين پديده را با دست خودش , به يك « باور عمومي در سطح جهاني » تبديل خواهد كرد. آيا اين بهترين دليل براي اثبات انفعال اروپا نيست كه خودش به خودش « گل » مي زند !