
وقوع تحولات جديد در عرصه داخلي پاكستان و منطقه , موجب آن
شده كه ارتشبد « پرويز مشرف » رئيس جمهور , پاكستان در وضعيتي متزلزل
قرار بگيرد و به گونه اي كه برخي محافل سياسي و مطبوعاتي در اسلام آباد بر
اين اعتقادند كه حتي آمريكا نيز از وي رويگردان شده است . پرويز مشرف كه
در سال 1378 طي يك كودتاي نظامي و بدون خونريزي , قدرت را در
پاكستان به دست گرفت , هم اكنون فرمانده كل قوا را نيز خود در دست دارد.
مطلب حاضر كه در سايت « آسيا تايمز آن لاين » انتشار يافته به بررسي
ناكامي هاي پرويز مشرف در عرصه داخلي و به نتيجه رساندن بحران كشمير
و نيز خاتمه دادن به حيات القاعده در خاك پاكستان پرداخته و چنين نتيجه
گيري نموده كه اكنون واشنگتن از مشرف روي گردان شده است , با هم پي
مي گيريم .
سليم شهرزاد در اين يادداشت آورده است : تاثيرگذاري جدي و قابل
توجه مشرف بر امور كشور تاكنون در جهت منافع آمريكايي ها بوده , چنانكه
وي توانسته است , پاكستان را به عنوان متحد آمريكا در مبارزه عليه
تروريسم وارد كمپ اين كشور غربي كند.
سليم شهرزاد گفت : اما با عدم توفيق در شكست طالبان در افغانستان و
از بين بردن اسامه بن لادن و القاعده ( دو دليل عمده و اوليه آمريكا براي
درخواست كمك از پاكستان ) در حال حاضر آمريكا به متحدين خود در
اسلام آباد نگاه تازه اي دارد در اين نگاه , مشرف بيش از آنكه يك راه حل
باشد , خود يك مشكل تلقي مي شود.
« سليم شهرزاد » ستون نويس مطبوعات پاكستان دراين مطالب كه « آسيا
تايمز آن لاين » آن را 25 دي ماه منتشر كرد , نوشته است : يكي از علامت هاي
تغيير واقعيت هاي منطقه اين است كه « حامد كرزي » رئيس جمهوري
افغانستان , علنا خواستار آتش بس و مصالحه با رهبر طالبان « ملاعمر » شده
است و اين با برنامه از پيش طراحي شده براي افغانستان بسيار متفاوت
است . منابع نزديك به كانالهاي قدرت در واشنگتن به سايت « آسيا تايمز آن
لاين » گفتند , دولت بوش متقاعد شده است كه در حال حاضر يك ارتش
ضعيف در پاكستان به همان اندازه ضروري است كه يك ارتش قوي پس از
حوادث 20 شهريور 1380 مورد نياز بود , زمانيكه اسلام آباد در قبال طالبان
يك تغيير موضع 180 درجه اي داد . ريشه هاي اين تغيير رويكرد در حوادث
چند ماه گذشته نهفته و تحولات صورت گرفته از نوامبر گذشته تاكنون براي
به صدا در آوردن زنگ خطر براي رهبري نظامي پاكستان كافي بوده
است .
تحولات بلوچستان
سليم شهرزاد در اين يادداشت با اشاره به وضعيت جديد در ايالت
بلوچستان آورده است , قبايل آشوب طلب استان سركش اما از نظر منابع
غني بلوچستان در طول دهه هاي گذشته همواره حاكميت دولت مركزي بر
اين منطقه را به چالش كشيده اند.
شورشيان بلوچ بطور سنتي از طريق قندهار درافغانستان و نيز ازطريق
قاچاق دريايي تسليح شده اند. ارتش پاكستان نيز در طول ساليان گذشته
چند عمليات نظامي را در بلوچستان به اجرا گذاشته است , عملياتي كه در
روزهاي گذشته نيز ادامه يافته است . حضور ارتش نه تنها درميان بلوچها
بلكه در ميان بسياري ديگر از اقوام و بخشهاي مختلف پاكستان نيز
ناخوشايند تلقي مي شود.
اين سايت اشاره دارد , اما آنچه در بلوچستان يك تحول تازه محسوب
مي شود و موجب نگراني اسلام آباد شده است , ظهور دو پسر نواب
« خيربخش ماري » , رهبر آشوب طلب قبيله ماري به عنوان سازمان دهندگان
يك شبكه قدرتمند مالي براي تامين منابع مالي شورش هاي منطقه است .
يك مقام ارشد امنيتي پاكستان در اين ارتباط گفت : كل عمليات تامين
منابع مالي آشوبهاي بلوچستان از قطر هدايت مي شود , هر چند كه در ظاهر
شايد منطقي به نظر نرسد.
يكي از پسران نواب خيربخش ماري دائما بين قطر وامارات دررفت و
آمد بوده و رابط مالي اصلي بين آشوبگران در بلوچستان بوده است , جايي كه
فرماندهي اين آشوبها در دست برادر ديگر وي , بلاچ ماري است . اما مساله
اصلي در واقع نقل و انتقال اين پول نيست , بلكه سوال اينست كه نواب
خيربخش از كجا چنين پول زيادي را بدست مي آورد. پاسخ اين سئوال در
فعاليتهاي برادر ديگر « هرباير ماري » , نهفته است كه در لندن اقامت دارد.
اين مقام امنيتي كه نامش ذكر نشده است در واقع بدون اينكه مستقيما به
اين موضوع اشاره كند , اين سئوال را مطرح كرد كه هرباير ماري چگونه
توانسته چنين پولي را در انگليس تامين نمايد , جايي كه تعداد بسيار كمي از
بلوچها اقامت دارند.
اظهارات وي به روشني به مداخله نهادهاي اطلاعاتي غربي در نا
آراميهاي بلوچستان اشاره داشت : نهادهايي كه مراكز قدرتمند عملياتي در
قطر ـ امارات و لندن دارند.
مانور سياسي
سليم شهرزاد در اين بخش مي نويسد : آمريكا همچنين در حال انجام
اقدامات سياسي مخفيانه اي در ارتباط با منافع پاكستان در منطقه است . يك
منبع آگاه آذرماه اعلام كرد كه يك فرد نزديك به سيا در هفته سوم ماه دسامبر
(آذرماه ) سفر مخفيانه اي به دهلي نو داشته و در اين سفر استراتژيستهاي
هندي را از طرح واشنگتن براي تقليل نقش ارتش پاكستان و در عين حال
تجديد حمايت از نيروهاي دموكراتيك در اين كشور آگاه ساخته است .
بي تفاوتي هند در جبهه ديپلماتيك در قبال پاكستان و صدور بيانيه عليه
عمليات نظامي در بلوچستان پيامد فوري اين ديدار بوده است كه اسلام آباد
در پاسخ به اين بيانيه هند , بلافاصله اين كشور را به دخالت در نا آراميهاي
بلوچستان متهم نمود , اتهامي كه شديدا از سوي هند تكذيب شد.
وي اضافه مي كند : همان شخص سپس به اسلام آباد سفر كرده و با
مقامات بلند پايه سياسي پاكستان ديدار نمود. وي در راه بازگشت به آمريكا ,
در دوبي نيز توقف كوتاهي داشت و ملاقات مفصلي با نخست وزير سابق
پاكستان بي نظير بوتو انجام داد كه اين ديدار تشديد فعاليتهاي ائتلاف براي
اعاده دموكراسي را در داخل پاكستان در پي داشت .
راز مشرف
آسيا تايمز در ادامه اين يادداشت آورده است : آمريكا اولين بار وقتي كه
مشرف فرمانده نيروهاي مانگلا بود , با او تماس معني داري برقرار
كرد.
مشرف در آن زمان از طريق يك واسطه پاكستاني به آمريكايي ها نزديك
شد و درخواست مشخصي از آنها نداشت , اما اين حركت در كل غيرمعمول
و با معاني خاص تلقي مي شد.
سليم شهرزاد نوشت : ارزيابي آمريكا در آن زمان اين بود كه مشرف
آرزوها و آرمانهاي بلندي دارد و تنها قدرت را مي خواهد و اينكه او داراي
يك نگاه ناقص و دوگانه است . مقامات آمريكايي توجه داشتند كه مشرف
براي ايجاد يك هيات موسسان در ارتش پاكستان , موضوع كشمير را برجسته
مي ساخت و بااشتياق از نهضت آزاديبخش كشمير حمايت مي كرد.
نويسنده اشاره دارد كه زلزله سال گذشته در كشمير كه طي آن نفوذ
فزاينده گروههاي جهادي در كشمير تحت حاكميت پاكستان روشن شد (
آنها نقش مهمي در عمليات امداد ايفا كردند) , آمريكايي ها را متقاعد ساخت
كه ارتش پاكستان هيچگاه از فعاليت هاي استراتژيك خود در كشمير از طريق
حمايت از مبارزات مسلحانه در بخش هندي دره كشمير دست نخواهد كشيد
و مشرف كه عمده مشروعيت خود را از ارتش كسب كرده , نمي تواند ازاين
علت وجودي بگذرد و لذا نظامي گري در اين منطقه ادامه خواهد يافت .
سايت تايمز آن لاين ادامه مي دهد كه در اين رابطه آمريكا به ماجراجويي
نافرجام ارتش پاكستان در « كارگيل » كشمير در سال 1999 (1378 ) نيز
توجه نمود , عملياتي كه مدت كوتاهي پيش از به قدرت رسيدن مشرف ,
توسط او آغاز شد.
پاكستان فكر مي كرد كه واكنش هند به اين تجاوز نشستن برسر ميز
مصالحه خواهد بود , اما هند بجاي اينكار نيروهاي خود را كه كاملا آماده
ورود به يك جنگ تمام عيار بودند , روانه جنگ نمود و پاكستان مجبور به
عقب نشيني شد.
سليم شهرزاد نوشت : در جبهه داخلي نيز دولت مشرف در واقع
شكل گيري ائتلاف شش حزبي موسوم به مجلس متحده عمل را تسهيل كرد ,
ائتلافي كه دستاوردهاي سياسي قابل ملاحظه اي در انتخابات عمومي سال
2002 (1381 ) داشت .
هدف مشرف از اينكار ترساندن آمريكايي ها با اشاره به ظهور بنياد گرايي
اسلامي بود تا از اين طريق حمايت آمريكا را از يونيفورم نظامي خود جلب
نمايد و به همين شكل , شكست كلي ام .ام .آ در انتخابات محلي اواخر سال
گذشته در ميان ادعاهاي گسترده تقلب براي نشان دادن اين امر به
آمريكايي ها بود كه رييس جمهوري پاكستان توانايي كنار زدن بنيادگرايي را
دارد. اين سايت تصريح مي كند دراين بازي , نگاه دوگانه مشرف به او اجازه
نداد تا پيام واقعي خود را به آمريكايي ها القا نمايد.
بنا به اطلاعات واصله به آسيا تايمز , واشنگتن اكنون به اين نتيجه
رسيده كه بهترين كار اينست كه فرد جديدي به عنوان فرمانده ارتش
جايگزين مشرف 64 ساله شود و در عين حال نيروهاي ليبرال دموكرات را
تشويق به در دست گرفتن پارلمان نمايد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|
اوكراين يك سال پس از انقلاب نارنجي
|
كشور اوكراين در نخستين سالروز پيروزي انقلاب موسوم به « نارنجي »
دستخوش تحولات سياسي گسترده اي در اركان حكومت اين كشور شد.
از مهمترين پي آمدهاي اين وضعيت ايجاد اختلاف شديد بين رييس
جمهور و پارلمان اين كشور (رادا) و رويارويي سياسي آنها
مي باشد.
يكسال پس از انقلاب نارنجي اوكراين اختلافات بين رهبران آن به حدي
رسيده كه باعث شكاف و تفرقه بين احزاب و نيروههاي تحت رياست آنها
كه تا مدتي پيش دوشادوش يكديگر به مبارزه و پيروزي انقلاب مي پرداختند
شده است .
اوج اين اختلافات پس از بركناري « يوليا تيماشنكو » هم پيمان سابق
يوشچنكو در انقلاب نارنجي از پست نخست وزيري اوكراين بود و از آن پس
كشمكش بين نيروهاي سياسي طرفدار اين دو از جمله در مجلس باعث بروز
بحران سياسي عميق در اين كشور شده است .
« ويكتور يوشچنكو » رئيس جمهوري اوكراين كه پارلمان را مقابل خود
مي بيند به تلاش براي كاهش اختيارات آن مي پردازد.
وي كه با شرط كاهش اختيارات رييس جمهور و افزايش اختيارات
پارلمان به قدرت رسيد , وضعيت پيش آمده در نتيجه افزايش قدرت پارلمان
را غيرقابل تحمل مي داند و قصد خروج از توافق سال گذشته با مجلس را
دارد.
رييس جمهوري اوكراين در اين راستا پيشنهاد برگزاري همه پرسي
عمومي براي تغيير قانون اساسي پس از انتخابات پارلماني اين كشور را
مطرح كرده است .
اين انتخابات براي ماه مارس (اسفند ماه ) در نظر گرفته شده و حزب يا
ائتلاف سياسي پيروز در آن قدرت واقعي در كشور از جمله حق تاييد نخست
وزير را بدست خواهد آورد.
اختلافات بين قوه مجريه شامل رييس جمهوري و نخست وزير با قوه
مقننه , اوايل سالجاري ميلادي بدنبال بدست آمدن توافق در زمينه گاز بين
روسيه و اوكراين كه به « جنگ گازي » دو كشور پايان داد آغاز شد. مجلس
اوكراين كه از عقد قرارداد مربوط به قيمت گاز بين روسيه و اوكراين و بويژه
بي توجهي به نظر خود از سوي دولت در امضاي آن عصباني بود به استعفاي
دولت راي داد و حتي نامه يوشچنكو به مجلس در تجديدنظر در تصميم
مربوط به استعفاي دولت هيچ نتيجه اي نبخشيد.
علاوه بر آن سياست هاي اقتصادي دولت يوشچنكو نيز كه نتيجه بارز آن
رشد تورم و افزايش قيمت كالاها در اوكراين مي باشد باعث نارضايتي در
جامعه اين كشور شده و مردم كه شاهد عدم برآورده شدن وعده هاي داده
شده در آغاز انقلاب نارنجي هستند بطور گسترده از آن روي برمي گردانند.
روابط اوكراين با روسيه همسايه شرقي اين كشور نيز دچار تنش هاي
زياد شده و در مجموع مي توان گفت پس از بر سرقدرت آمدن يوشچنكو در
زمستان سال گذشته ابرهاي تيره آسمان دو كشور اوكراين و روسيه را فرا
گرفته كه تنها بعضي اوقات و آن هم به مدت كوتاه كنار مي روند.
در شرايط كنوني مسكو كه از اشتباه سال گذشته خود در حمايت از يكي
از نامزدهاي رياست جمهوري درس گرفته , قصد دارد بطور يكسان با همه
رهبران جناحهاي سياسي اوكراين ارتباط برقرار كند. مقامهاي روس در
راستاي اجراي اين سياست با « ويكتور يانوكوويچ » و « يوليا تيماشنكو » دو
تن از رهبران جناحهاي سياسي مخالف دولت تماس برقرار
كرده اند.
هدف مسكو از ارتباط با جناح هاي مخالف دولت اوكراين , بوجود
آوردن يك جناح قدرتمند طرفدار روسيه در اوكراين و بويژه در مجلس اين
كشور مي باشد تا در صورت نياز از منافع روسيه در اوكراين و نيز منافع 15
ميليون روس تبار ساكن اين كشور دفاع كند. در عين حال دولت روسيه از رفع
اختلافات و تنش زدايي در روابط با اوكراين غافل نمي ماند.
پوتين و يوشچنكو پس از پايان « جنگ گازي » بين دو كشور در اوايل
سال 2006 در « آستانه » پايتخت قزاقستان با يكديگر ديدار كرده و دو طرف
بر لزوم توسعه روابط دو كشور تاكيد كردند. ولي بلافاصله پس از اين ملاقات
مشكل ديگري در روابط دو كشور پديد آمد.
يك گروه ملي گرا در اوكراين يك فانوس دريايي متعلق به ناوگان روسيه
در بندر سواستوپل در منطقه كريمه اوكراين را اشغال كرد و تلاش هايي براي
اشغال فانوس هاي دريايي ديگر در اجاره روسيه به عمل آمد. به نظر
كارشناسان در حالي كه حدود دو ماه به انتخابات پارلماني اوكراين باقي
مانده برخي گروهها تلاش مي كنند تا با توسل به اين نوع اقدامات ,
استفاده هاي سياسي ببرند.
در روزهاي اخير همچنين مساله منع واردات محصولات گوشتي از
اوكراين به روسيه پيش آمده كه بنظر كارشناسان سياسي , روسيه در پاسخ به
اقدامات ضدروسي در اوكراين آن را اعمال كرده است . هر چند كه روسيه
گرفتن اين تصميم را به دليل نبود كنترل دامپزشكي كافي بر محصولات
گوشتي در اوكراين عنوان كرده است .
بادرنظر گرفتن اين اوضاع مي توان نتيجه گرفت كه اولا روسيه از
ابزارهاي لازم تاثيرگذاري بر سياست داخلي و حتي خارجي اوكراين
برخوردار است و مقاومت در برابر آن از سوي دولت يوشچنكو يا هر دولت
ديگري در اوكراين باعث زيانهاي اقتصادي سنگين به اين كشور خواهد شد.
ثانيا اهميت فراوان اوكراين براي روسيه ثابت شده و مسكو به حمايت
از نيروهاي سياسي طرفدار خود در اين كشور براي جلوگيري از عضويت آن
در پيمان ناتو خواهد كوشيد.
ثالثان روسيه در روابط خود با اوكراين بويژه در صورت نياز به اعمال
فشار به ساز وكارهايي متوسل خواهد شد كه هيچ بهانه اي بدست متحدان
غربي اوكراين و در وهله اول آمريكا ندهد.
دولت اوكراين در شرايط پيش آمده تلاش خواهد كرد تا حد امكان
توازني بين فاصله گيري از مسكو و همگرايي با ساختارهاي غربي از يك سو و
برقراري همكاريها با روسيه ايجاد كند تا از اين رهگذر هم رضايت هم
پيمانان غربي خود را كسب كند و هم از عصبانيت مسكو جلوگيري
كند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
يكسال پس از انقلاب نارنجي اوكراين اختلافات بين رهبران
آن به حدي رسيده كه باعث شكاف و تفرقه بين احزاب و
نيروههاي تحت رياست آنها كه تا مدتي پيش دوشادوش
يكديگر به مبارزه و پيروزي انقلاب مي پرداختند شده است
اختلافات بين قوه مجريه شامل رييس جمهوري و نخست
وزير با قوه مقننه , اوايل سالجاري ميلادي بدنبال بدست آمدن
توافق در زمينه گاز بين روسيه و اوكراين كه به « جنگ گازي » دو
كشور پايان داد آغاز شد
هدف مسكو از ارتباط با جناح هاي مخالف دولت اوكراين ,
بوجود آوردن يك جناح قدرتمند طرفدار روسيه در اوكراين و
بويژه در مجلس اين كشور مي باشد تا در صورت نياز از منافع
روسيه در اوكراين و نيز منافع 15 ميليون روس تبار ساكن اين
كشور دفاع كند
روسيه از ابزارهاي لازم تاثيرگذاري بر سياست داخلي و
حتي خارجي اوكراين برخوردار است و مقاومت در برابر آن
از سوي دولت يوشچنكو يا هر دولت ديگري در اوكراين , باعث
زيانهاي اقتصادي سنگين به اين كشور خواهد شد

|
|