بسم الله الرحمن الرحيم
اقدام جريان ضد سوري در لبنان در اعلام ضرب الاجل به « اميل لحود »
رئيس جمهور لبنان براي كناره گيري را بايد مرحله تازه از طرح ترور رفيق
حريري , نخست وزير اسبق لبنان دانست . سران جريان مخالف سوريه در
لبنان موسوم به « نيروهاي 14 مارس » در تجمع طرفداران خود در بيروت ,
طي درخواست تهديدآميزي به لحود يك ماه فرصت دادند از رياست
جمهوري كنار برود. اين سران , كه در ميان آنها سعد حريري , وليد جنبلاط ,
سمير جعجع و امين جميل شاخص بودند , به موضوع مسلح بودن حزب الله
لبنان نيز به شدت تاختند.
در اين تجمع كه به مناسبت سالگرد ترور رفيق حريري برگزار شد لحود
متهم گرديد همچنان منافع سوريه را در لبنان تامين مي كند و به دليل اينكه بر
نظام امنيتي لبنان در زمان ترور حريري نظارت مستقيم داشته است
نمي تواند خودرا از دست داشتن در ترور حريري تبرئه كند.
اين اظهارات كه با توجه به لحن آن , يك پرده دري آشكار مخالفان عليه
رياست جمهوري لبنان به شمار مي رود به روشني از برنامه هاي خطرناك
براي لبنان در روزهاي آينده خبر مي دهد به گونه اي كه سيدحسن نصرالله
دبيركل حزب الله , سخنان ايراد شده در تجمع مذكور را به يك « كودتا »
تشبيه كرده و تاكيد نمود آن اظهارات , ملت لبنان را در معرض يك جنگ
داخلي جديد قرار داده است .
براي بررسي شرايط حاضر در لبنان , لازم است تحولات يكسال اخير
لبنان مورد بازنگري قرار گيرد.
يكسال قبل در چنين روزهايي , حادثه اي رخ داد كه مسير تحولات اين
كشور و بلكه منطقه را به طرز شديدي تحت تاثير قرار داد. قتل مرموز و
مشكوك « رفيق حريري » در 25 بهمن سال گذشته به حدي تاثيرگذار بود كه
بسياري آن را يك زلزله سياسي در منطقه خاورميانه توصيف كرده اند. در
اين حادثه , رفيق حريري به همراه چند محافظش در اثر انفجار اتومبيل
حامل وي كشته شد.
كساني كه به مسائل سياسي و تحولات منطقه اشراف داشتند در همان
زمان نسبت به تبعات گسترده و غيرقابل پيش بيني اين حادثه هشدار دادند.
اكنون پس از گذشت يكسال از آن حادثه , مرور تحولاتي كه در اين زمينه به
وقوع پيوسته است درستي آن پيش بيني ها و تحليل ها را مورد تاييد قرار
مي دهد.
به طور اجمال سرفصل رخدادهايي كه آنها را مي توان از تبعات ترور
حريري عنوان كرد به اين شرح قابل ذكر است .
خروج نيروهاي سوريه از لبنان و گسست پيوند سنتي بيروت و دمشق به
عنوان يك جبهه متحد ضد صهيونيستي , سقوط دولت عمر كرامي در لبنان ,
به قدرت رسيدن گروههاي طرفدار غرب در مجلس لبنان , بازگشت
چهره هاي مطرود و ورشكسته سياسي به صحنه لبنان , از جمله ميشل عون و
سمير جعجع كه هر كدام پرونده اي مالامال از خيانت دارند , ايجاد دو
دستگي در جامعه لبنان , ايجاد بحران داخلي در صحنه سياسي سوريه كه
خودكشي وزير كشور را بايد حاصل اين بحران دانست , اظهارات به اصطلاح
افشاگرانه « عبدالحليم خدام » , سياستمدار پرسابقه سوري عليه دولت
دمشق , انتشار گزارش جهت دار تيم تحقيق ترور حريري با هدف تشديد
فشار به دمشق , تشديد فشار به جنبش حزب الله در راستاي وادار ساختن
اين جنبش به خلع سلاح و قطع ارتباط با سوريه به عنوان متحد سنتي خود و
ترور چندين شخصيت سياسي لبنان , از جمله حوادثي هستند كه رابطه
مستقيمي با حادثه ترور حريري پيدا مي كنند.
در اين ميان آنچه قابل تامل است اينست كه با گذشت يكسال , هنوز
هويت عامل و يا عوامل اين حادثه فتنه انگيز همچنان در هاله ابهام قرار دارد.
اين درحالي است كه هيات تحقيقي كه از سوي سازمان ملل براي بررسي
علت و معرفي عوامل قتل حريري تشكيل شد در گزارش مسئله دار سه ماه
قبل خود , بدون ارائه شواهد و مدارك مستدل كوشيد دولت سوريه را به
دخالت در اين قتل متهم سازد. اين درحالي است كه بسياري از ناظران ,
همان زمان , با اشاره به محتوا و لحن گزارش ارائه شده , آن را متاثر از اعمال
نفوذ قدرتهاي خارجي دانستند كه براي تشديد فشار عليه دولت دمشق
تنظيم شده بود.
اين گزارش توسط فردي تهيه شده و به منابعي استناد گرديده بود كه از
توان تامين اعتماد لازم براي پذيرش آن برخوردار نبودند. انتخاب « دتلف
مهليس » قاضي آلماني كه تمايلات صهيونيستي وي محرز بود به رياست اين
كميته تحقيق و اظهارات شهودي كه خصوصيات عمده آنها , ضد دولت
سوريه بود , اعتبار گزارش مذكور را به شدت مورد ترديد قرار داد.
همزمان با انتشار اين گزارش هدفدار , حادثه ديگري به وقوع پيوست تا
محاصره دولت دمشق براي تسليم در برابر شرايط غربي ها تكميل شود.
عبدالحليم خدام كه مدت سه دهه از مردان قدرتمند سوريه محسوب مي شد
در اظهاراتي غيرمترقبه و البته با انگيزه هاي قدرت طلبانه , اتهام
صهيونيستها و حكومت هاي سلطه طلب غرب عليه دولت بشار اسد را تكرار
كرد. خدام نيز در عين حال بدون اينكه سند و مدرك قابل قبولي ارائه دهد
دمشق را به دست داشتن در ترور حريري متهم ساخت .
واقعيت اين است كه عامل ترور حريري را نه در لبنان و يا سوريه , بلكه
بايد در ميان صهيونيستها جستجو كرد. اتهامات عليه سوريه و طرفداران
دمشق در لبنان , يك نشاني انحرافي است كه دست هاي پشت پرده آن را
مطرح كرده اند تا بوسيله آن اهداف خود را در پوشش اين ترور هدفمند
مرحله به مرحله به اجرا بگذارند.
سوري ها ميگويند صهيونيستها حريري را ترور كردند تا به اهداف خود
كه از راه نظامي موفق به رسيدن به آن نشده بودند تحقق بخشند. دليل آن نيز
بسيار روشن و مستدل است . با تامل در پيامدهاي بسيار گسترده اين ترور
بايد گفت بيشترين نفع را در اين ماجرا صهيونيستها برده و شديدترين
ضررها را سوريه و جريان متحد دمشق در لبنان متحمل شده اند. بديهي
است اين نتيجه از قبل از حادثه مذكور نيز قابل پيش بيني بود و در زمان
وقوع آن , بسياري از ناظران به آن تاكيد كردند.
هرگز پذيرفتني نيست كه پيش از ترور حريري , صهيونيستها از منافع
بسيار مهم و حياتي اين ترور براي اهداف خود آگاه نبوده و يا سوريها از
خسارات احتمالي آن ناآگاه بوده باشند.
از اينرو بايد ترور حريري را يك بازي بسيار هوشمندانه و مزورانه از
سوي صهيونيستها به حساب آورد كه دامنه تبعات آن روز به روز آشكارتر
مي شود.
اكنون با در نظر گرفتن اين واقعيت , و اوضاع ملتهبي كه تحت تاثير
حادثه ترور حريري در منطقه ايجاد شده , روزهاي آينده بايد منتظر مراحل
تازه اي از اين صحنه سازي مفسده انگيز , به ويژه در صحنه لبنان بود.

|