
اشاره :
حجت الاسلام والمسلمين كروبي گرچه اكنون سمت رسمي ندارد ولي به
اندازه كافي از جايگاه برجسته اي در ميان شخصيت هاي نظام و انقلاب
برخوردار بوده و به عنوان يك وزنه سياسي از موقعيت خاصي بهره مند
است .
سوابق او به عنوان نماينده رهبري در بنياد شهيد , نمايندگي ولي فقيه در
امور حج , وكالت مجلس , عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و
رياست مجلس ششم هنوز در يادهاست . وي در مجلس ششم به عنوان « شيخ
اصلاحات » لنگر تعادل در تصميم گيريهاي جناح هاي سياسي شد و به همين
دليل برخي اصلاح طلبان تندرو به او پشت كرده و در انتخابات رياست
جمهوري حاضر به حمايت از او نشدند.
آقاي كروبي در مرحله اول انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري آرا
خوبي بدست آورد ولي از راهيابي به دور دوم بازماند , از اين رو نسبت به
شمارش آرا معترض شد ولي اعتراضات او به جايي نرسيد و به همين دليل با
قائل شدن حق تحفظ براي خود , سكوت اختيار كرد و از همه مناصب حتي
عضويت در مجمع روحانيون مبارز كناره گيري و راه را براي ايجاد يك
تشكل سياسي جديد هموار نمود.
آقاي كروبي هم اكنون به عنوان دبيركل حزب « اعتماد ملي » وارد عرصه
رقابت هاي سياسي شده و با راه اندازي روزنامه اي به همين نام تريبون رسمي
براي گفتمان سياسي بدست آورده است .
اين شيخ سياستمدار و فعال همزمان با سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي
دعوت روزنامه جمهوري اسلامي را براي گفتگو پذيرفت و در يك مصاحبه
صميمانه به 27 سئوال مختلف خبرنگاران روزنامه پاسخ گفت .
ث جناب آقاي كروبي , در آستانه دهه مبارك فجر سالروز پيروزي انقلاب
اسلامي هستيم . خيلي خوشحال مي شويم شما كه به عنوان يكي از
پيشكسوتهاي انقلاب در جامعه شناخته شده ايد در مورد دلايل و پديد
آمدن انقلاب به طور اختصار براي خوانندگان ما و بويژه نسل جوان و نسل
سوم انقلاب توضيح بفرمائيد. چه شد كه انقلاب اسلامي به رهبري امام
خميني به پيروزي رسيد
به اين سوال شما هم مي توان مشروح جواب داد , با تحليل و تعميق
فراوان و هم مي توان به طور خلاصه پاسخ گفت . من سعي مي كنم خيلي
خلاصه جواب بدهم نكته اول اينكه نظام شاهنشاهي يك نظام ناسالم و
فاسد بود. نظام پوسيده و ضد مردمي بود. نكته دوم اينكه مردم ايران مردم با
هوش و آگاه و سياسي بودند (و هستند) نكته سوم رهبري است . رهبري
حركت انقلاب اسلامي رهبري بسيار قوي و نيرومند بود. به عبارت ديگر من
معتقدم اگر رهبري امام خميني نبود , شاه از خطر انقلاب اسلامي به راحتي
عبور مي كرد. با همان مانورهاي پارلمان و تشويق مبارزين به مبارزات
پارلمانتاريستي خودش و نظام شاهنشاهي را از خطر سقوط و نابودي نجات
مي داد. اگر هوشياري و قاطعيت امام نبود , شاه در اهدافش به موفقيت
مي رسيد. بنابراين هوشياري و قاطعيت امام خميني بسيار موثر بود در
پيروزي انقلاب اسلامي .
ث آيا شما جزو آن دسته از افراد هستيد كه در تحليل تاريخ انقلاب
معتقديد كه حاميان خارجي و سنتي رژيم شاه تا آخرين لحظات از او
حمايت مي كردند يااينكه حاميان شاه پشت او را خالي كردند و همين پشت
خالي كردن باعث تسريع در سقوط و سرنگوني شاه شد دو نظريه وجود
دارد.
من معتقدم كه پشت شاه را خالي نكردند. عامل اصلي سقوط شاه
انسجام جامعه بود . جمعيت ايران در سال 1357 سال پيروزي انقلاب
اسلامي 35 الي 36 ميليون نفر بود . جمعيتي كه در تظاهرات و راه
پيمايي هاي عاشوراي سال 57 به خيابانها ريختند . طبق آمارهاي رسمي و به
شهادت دشمنان خارجي انقلاب 24 ميليون نفر بود . خبرگزاريهاي آن زمان
هم گزارش دادند كه 24 ميليون ايراني در تظاهرات عاشورا شركت كرده اند .
راه پيماييهاي عظيمي كه در دوران انقلاب در كشور مي شد , تمام اقشار
جامعه در آن شركت مي كردند. يكي از قدرتهاي امام خميني همين بود.
قدرت امام اين بود كه توانسته بود همه مردم را بسيج كند و زير چتر اسلام
گردآورد. باز مي گويم امام اين قدرت را هميشه و از اول زندگي مبارزاتي اش
داشت . در خرداد سال 42 هم وقتي امام خميني دستگير مي شود اينقدر نفوذ
و محبوبيت در جامعه پيدا كرده بود كه قم تظاهرات مي شود , تهران
تظاهرات شد , چندين هزار نفر از ورامين كفن پوش مي آيند و چندين تن از
آنان شهيد مي شوند عده اي دستگير مي شوند. در شيراز هم مثل بقيه شهرها
تظاهرات عظيمي مي شود . طبق اسناد ساواك درباره قيام 15 خرداد به هنگام
دستگيري امام خميني توسط شاه و ساواك , اوضاع اكثريت شهرهاي ايران
به هم مي ريزد. مردم مقاومت مي كنند و مبارزه مي كنند. نجف آباد يكپارچه
تعطيل شد. مردم خوي به تلگرافخانه ها هجوم بردند. بچه هاي ما همين نسل
فعلي وقتي در راه پيمايها و تظاهرات شركت مي كنند , نمي توانند درك كنند
تظاهراتهايي كه در دوره سلطنت پهلوي زير يوغ چكمه پوشان مسلح و
ساواكيها و ساير مزدوران رژيم برگزار شد چه مخاطراتي در پي داشت . نسل
فعلي نمي توانند درك كنند تظاهرات كفن پوشان وراميني در خرداد 42 و
تظاهرات مردمي در روزهاي سالهاي 56 و 57 چه مخاطراتي داشت . چقدر
شهيد داديم . چقدر مجروح و معلول وجانباز تقديم انقلاب كرديم . چقدر
خسارات داديم . امروز راهپيمايي ها زير سايه نظام مقدس جمهوري اسلامي
ودر كمال آزادي و آرامش برقرار مي شود. اين را عرض كردم براي اينكه
اهميت حضور 24 ميليون نفر در تظاهرات عاشورا زير سايه توپ و تانك و
ساواك و شاه و... را برجسته كنم . تظاهرات در زمان رژيم شاه ريسك
شهادت , جانبازي , زندان , نابودي جان و مال را به همراه داشت . يك مثال
مي زنم . سال 41 وقتي شاه لوايح انقلاب سفيد را طرح كرد . گروه هايي مثل
جبهه ملي , نهضت آزادي و بسياري از شخصيت هاي مستقل مالي و مذهبي
با لوايح استعماري شاه مخالفت كردند. اكثر سران جبهه ملي و نهضت
آزادي دستگير شدند. خليل ملكي , سنجابي , بازرگان , آيت الله طالقاني
وامثال اينها را دستگير و زنداني كردند. براي دستگيري اين عده دو تا
تظاهرات ما ديديم . اين دو تظاهرات را هم خانواده هاي اينها برگزار كردند.
يكي رو به روي زندان قزل قلعه و ديگري رو به روي دادرسي ارتش
(دادستان انقلاب فعلي در چهار راه قصر تقاطع خيابان دكتر علي شريعتي )
حتي دانشجويان نيز عكس العملي نشان ندادند و فعاليتي از خود بروز
ندادند. اما وقتي امام خميني را دستگير كردند تمام كشور به هم ريخت .
اينكه فردي را در اوج خفقان رژيمي كه آمريكا و اسرائيل وانگليس و...
پشتيبان او بودند دستگير كنند و كشور به هم بريزد , شهرها , بازارها تعطيل
شوند , مردم كفن پوش به خيابانها بريزند و شعار يا مرگ يا خميني بدهند ,
اين پديده نادر تاريخي است . نظير ندارد. شاه براي مقابله با تظاهرات مردم
قم به حمايت از امام خميني از نيروي هوايي كمك گرفت . هواپيماهاي
جنگي بلند شدند ديوارصوتي شهر قم را شكستند.
ث توصيف شما از امام خميني چيست چه عواملي امام را به اين درجه
رساند. ما روحاني زياد داشتيم , مرجع زياد داشتيم ; چه چيزي باعث شد كه
امام يك چنين جامعيتي را پيدا بكند و اين چنين محبوبيتي در ميان مردم
ايران و جهان پيدا كند.
در رابطه با امام خميني يك سري مسايل ظاهري وجود دارد و يك
سري مسايل باطني . مسايل ظاهري امام اينها بود. امام خميني آدم بصير بود.
حكيم بود. شجاع وفداكار بود. جامعه ايران را خوب مي شناخت . مردم
شناسي اش خيلي قوي بود. يك سري مسايل باطني هم داشت مثل اخلاص
امام , ايمان امام , بود. من معتقدم اخلاص و ايمان امام در مردم خيلي اثر
مي گذاشت . امام را براي چي به نجف تبعيد كردند. امام را از تركيه بردند به
نجف به خيال خودشان كه امام در حوزه نجف ذوب بشود , هضم بشود. در
آن زمان بين حوزه قم و حوزه نجف رقابت وجود داشت .
نجفي ها , سطح علمي حوزه قم را قبول نداشتند. سطح سواد حوزه قم را
دست كم مي گرفتند . نجف حوزه 800 ساله بود , حوزه قم يك حوزه 50
ساله بود در آن موقع . اما وقتي امام به نجف رفت , كاملا مسئله معكوس شد.
سطح علمي امام آنچنان بالا بود كه حتي خيلي از فضلايي كه خود را از استاد
بي نياز مي دانستند مجبور شدند در درسهاي امام خميني در حوزه نجف
شركت كنند. پاكي , صداقت , علم , متين عمل كردن , جاه طلبي نداشتن ,
خودش را جلو نيندازد , شهريه بخواهند شهريه ندهد , رساله بخواهند رساله
ندهد , عبادت , بندگي , اينها از جمله ويژگيهاي امام بود كه در محبوبيت او
تاثير شگرف داشت . در عبادت امام خميني همين بس كه او 14 سال در نجف
بود و يك شب زيارت حرم حضرت مولا علي (ع ) او در نجف قطع نشد مگر
شب مريضي امام واقعا كارهايي را كه انجام مي داد فقط براي خدا بود.
ث در آستانه 22 بهمن و سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي هستيم , در اين ايام
درباره خط امام , راه امام بحثهاي زيادي مي شود. شما چه توصيه هايي به
مردم داريد در زمينه استمرار راه امام خميني .
بهترين سرمايه براي ما , براي جامعه ما , براي نسل جوان ما , شناخت
اهداف و آرمانهاي امام است . من معتقدم كه در اين طوفاني كه الان در دنيا و
بخصوص در منطقه ما هست بهترين شيوه توجه به منويات و اهداف امام
است . توجه به آرمانهاي امام است و پاسداري و حفاظت از جمهوري
اسلامي ايران است . آنهايي كه مي گويند جمهوري آري و اسلام نه ناخودآگاه
يا خودآگاه ريشه جمهوريت را مي زنند , آن كس كه مي گويد اسلام آري ,
جمهوريت نه , ريشه اسلام حكومتي را مي زنند.
چرا چون اگر جمهوريت بدون اسلام باشد , مردم از حكومت جدا
مي شوند. مردمي كه شركت در امور سياسي را وظيفه خود مي دانند. مردمي
كه در انتخاباتها با وضو و قربه الي الله شركت مي كنند و شركت در امور
سياسي را تكليف الهي مي دانند , اينها از حكومت جدا مي شوند. اگر اسلام
را از حكومت و جمهوريت جدا بكنيد , جمهوري مي شود جمهوري صدام ,
جمهوري مي شود جمهوري سوريه , جمهوري مصر و... حالا بياييم بگوييم
اسلام آري و جمهوري نه , واقعا مي شويم طالبان تشيع . من معتقدم بهترين
ايده براي استقلال مردم , براي آزادي مردم , براي حقوق شهروندي شان ,
جمهوري اسلامي است كه ميراث امام خميني هم هست .
امام خميني واقعا به جمهوريت نظام عميقا اعتقاد داشتند. مثال مي زنم .
خبرگان قانون اساسي حدود 80 نفر بودند . اين خبرگان با راي مردم انتخاب
شدند تا قانون اساسي را بنويسند. امام خميني براي قانون اساسي كه توسط
خبرگان منتخب ملت نوشته شده بود , باز هم دستور برگزاري رفراندم را
دادند.
ثاگر مردم مي آمدند در همان رفراندوم قانون اساسي راي « نه » مي دادند , آيا
واقعا امام خميني راي نه مردم به قانون اساسي را مي پذيرفتند
بنده مي گويم آري . اگر واقعا مردم مي آمدند و مي گفتند ما نمي خواهيم
قانون اساسي جمهوري اسلامي را , امام نه مي توانست و نه مي گفت كه راي
مردم را قبول ندارم . اما امام آمد با يك مقدماتي جامعه را آنچنان تربيت و
رهبري كرد كه مردم هم به نظام جمهوري اسلامي و هم به قانون اساسي
جمهوري اسلامي راي آري دادند.
مردم با تظاهرات و راه پيمايي هايشان بارها به امام خميني و آرمانها و
اهداف اسلامي و الهي اش آري گفتند. مردم حتي با خون خودشان به امام
خميني و اسلام آري گفتند. شهداي ما سند اين ادعا هستند. از زماني كه
مبارزات امام خميني آغاز شد يك روز زندانهاي شاه و ساواك از طرفداران
امام خميني و مردمي كه خواستار سرنگوني نظام شاهنشاهي و برقراري نظام
مقدس جمهوري اسلامي بودند خالي نبود.
اين بزرگترين دليل عقيده امام به آزادي و انتخاب ملت بود. اگر مردم
امام خميني را نپذيرفته بودند اساسا امام خميني به صحنه نمي آمد. اصلا
نمي توانست حكومت كند.
ثامام خميني برخي مواقع دولت و برخي مسئولين اجرايي را دور مي زدند و
به مسئولين نهيب مي زدند و مي گفتند اگر اصلاح نشويد من و مردم وارد
صحنه مي شويم و اصلاحات مي كنيم . اين حركت امام را چگونه تفسير
مي كنيد
من يك مثال مي زنم . من سخنران اين موضوع كه مي خواهم بگويم
بودم . من به همراه جمعي از خانواده هاي شهدا با امام خميني ملاقات
داشتيم . در آن ملاقات امام خميني سخنراني مهمي ايراد فرمودند. در آن
سخنراني كه در زمان بني صدر و قطب زاده (وزير امور خارجه وقت ) بود امام
خميني نسبت به برخي اهمال كاريها در وزارت خارجه و برخي از
سفارتخانه ها هشدار دادند. ماجرا هم اين بود كه در وزارت خارجه و برخي
سفارتخانه ها علي رغم اينكه ماهها از پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني
رژيم شاهنشاهي مي گذشت اما باز هم از آرم و سربرگ و پاسپورت نظام
شاهنشاهي استفاده مي شد. امام خميني در آن سخنراني معروف به مسئولين
هشدار دادند و گفتند اگر به اهمال كاريها ادامه دهند و مظاهر نظام شاهنشاهي
را از وزارت خارجه و سفارتخانه ها پاك نكنند من به كمك مردم اقدام
مي كنم و به وظيفه شرعي و اسلامي خود براي پاكسازي مظاهر نظام فاسد
شاه و شاهنشاهي وارد عمل مي شوم . وقتي مجبور مي شدند دست به كار
مي شدند. اصلا من معتقدم اگر شوراي نگهبان درست عمل مي كرد , امام
مجبور نمي شد در برخي موارد دخالت كند. بينش آقاي جنتي و خزعلي با
ديد و تفكر امام متفاوت بود. آقايان شوراي نگهبان سخت گيريهاي غلط
داشتند و امام را مجبور به ورود به مسايل مي كرد. امام واقعا مقيد به قانون
بودند , اما گاهي مجبور مي شدند دخالت كنند. واقعيت اين است بين امام و
مسئولين خيلي فاصله بود. فاصله امام با آقاي جنتي خيلي زياد بود. فاصله
امام با مهندس موسوي خيلي زياد بود. اگر مسئولين به وظائفشان عمل
مي كردند , امام هيچ گاه به مسائل ورود نمي كردند. البته داستان جنگ نيز
موثر بود در ورود امام به مسايل و موارد مختلف .

امام از اينكه برخي از روحانيون و امثال آقاي جنتي و خزعلي براي
مخالفت با برخي احكام حكومتي امام خميني از مدينه و صدر اسلام و
دوران پيامبر(ص ) نام مي بردند عصباني مي شدند و مي گفتند : مدينه ....
مدينه .... مدينه آن زمان يك روستاي كوچك بوده . آن چنان مدينه ....
مدينه .... مي كنند كه انگار در صدر اسلام مدينه دو ميليون نفر جمعيت داشته
است .
ثارزيابي شما از مجلس ششم چيست دلايل شكست اصلاح طلبان از نظر
شما چه بود در ضمن ارزيابي تان را از مجلس هفتم بفرمائيد.
مجلس ششم با انتخابات بسيار باشكوه برگزار و به ثمر رسيد. مجلس
ششم مجلسي بود كه در بخشهاي اقتصادي كارهاي بسيار بزرگي انجام داد.
اما در مجلس ششم برخي عدم هماهنگيها وجود داشت . مجلس ششم با
شوراي نگهبان همراهي نداشت , همين طور با برخي نهادها. روي هم رفته
مجلس ششم , مجلس خوبي بود. خود شما مي دانيد من مدت طولاني در
مجلس بوده ام .
مجلس ششم , مجلس قوي بود. مجلسي بود كه خدماتي بزرگ انجام
داد. خيلي كارها كرد. مجلس ششم در سياست خارجي بسيار موثر بود. در
بودجه بندي بويژه در اعطاي بودجه به نهادهاي فرهنگي خيلي خوب عمل
كرد. اما در بخشهاي سياسي تندرويها و افراط كاريهايي انجام شد كه اين از
ضعفهاي مجلس ششم بود. همين مسئله باعث شد كه بين مجلس ششم و
شوراي نگهبان اختلاف و موضع گيري پيش آمد و منجر به اين شد كه
تصويب خيلي از قوانين به بن بست بخورد.
البته شوراي نگهبان هم سخت گيري مي كرد و مانع تصويب قوانين
مصوب مجلس ششم مي شد . عملكرد شوراي نگهبان باعث شد كه تمام 4
سال عمر مجلس ششم بودجه به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفت و در
آنجا تصويب شد. يعني شوراي نگهبان مانع تصويب بودجه مي شد. هيچ
وقت بودجه به مجمع تشخيص مصلحت نظام نرفته بود مگر در 4 سال
مجلس ششم .
ثشما در مجلس ششم خيلي زجر كشيديد , خيلي زحمت كشيديد. مجلس
ششم مجلس مختلف العقيده اي بود و بارها از شما تعابيري شنيديم كه
مي فرموديد ما اينجا 200 و چند تا رييس در مجلس داريم . واقعا اين طور
بود
مجلس ششم , مجلس سختي بود . بنده 12 سال مجلس بودم . سالها
نايب رييس بودم . رييس بودم . اين مجلس ششم وضع خاصي داشت . از همه
طيف ها و نيروها در آن وجود داشتند. البته تعدادي نيروي جوان در مجلس
ششم وجود داشتند كه تجربه كم داشتند و همين تجربه كم آنها براي مجلس
مشكلات بوجود آورد. موضوعاتي مثل قتلهاي زنجيره اي هم مجلس ششم
را تحت تاثير قرار داد. شرايط كشور شرايط خاصي بود و تبلورش را در
مجلس نشان داده مي شد. تنش ها در مجلس نشان داده مي شد.
ثشما در جناح راست مجلس ششم يك سري مخالفان سنتي داشتيد , در
ميان اصلاح طلباني كه شما در رشد و ارتقاي آنها كمك زيادي به آنها كرده
بوديد , نيز مخالفاني پيدا كرديد. بعضي از اصلاح طلبان در اواخر مجلس
تندرويهايي داشتند. مخالفت زياد مي كردند. در اين باره چه نظري داريد
من خيلي راضي نيستم از اينكه شما اين سوال را كرديد. دلم
نمي خواهد به اين سوال جواب بدهم . اما اگر خواستيد جواب مرا چاپ
كنيد , حتما متن سوال را كامل در متن مصاحبه بياوريد. من چند تا نكته
درباره اين سوالتان عرض مي كنم . اول : انتخابات مجلس ششم يك انتخابات
استثنايي بود. يعني هيچ انتخاباتي اينجوري نبوده خيلي هم بعيد مي دانم
ديگر انتخاباتي مثل انتخابات مجلس ششم تكرار شود. بالاخره ما يك طرف
مجموعه رقبايي داشتيم , هم رفيق , هم رقيب به نام راست . يك دسته هم اين
طرف بودند تحت عنوان چپ . در مقطع مجلس ششم بين جبهه
اصلاح طلبان اختلاف بوجود آمد بيشترين طرف اختلاف اصلاح طلبان با
بنده بود. من روي يك اصولي پافشاري مي كردم , حرفهايي مي زدم كه عده اي
آن را قبول نداشتند , لذا با من درگير مي شدند. قبل از دوره مجلس ششم هم
اين اختلاف وجود داشت . بعد از اصلاحات اين اختلاف شروع شد. من تا
آنجا كه مي توانستم نمي گذاشتم اختلافات دروني اصلاح طلبان نمايان شود
والا قبل از مجلس ششم هم مشابه اختلافات دوره مجلس ششم به چشم
مي خورد. اين اختلافات به جايي رسيد كه در اواخر عمر مجلس ششم نشد
جمع و جورش كرد , لذا در مقطع انتخابات مجلس هفتم اصلاح طلبان رسما
دو دسته شدند يك دسته انتخابات را تحريم كردند , يك دسته شركت كردند
كه من جزو شركت كنندگان در انتخابات بودم .
اصلاح طلبان معتقد به تحريم انتخابات حضور در انتخابات مجلس
هفتم توسط برخي از اصلاح طلبان را از من مي دانستند. يعني باعث و باني و
مقصر حضور در انتخابات مجلس هفتم , من را مي دانستند. در مسئله اصلاح
قانون مطبوعات , اصلاح طلبان با من مخالفت كردند و معتقد بودند كه من
مانع بودم . آنها معتقد بودند ايستادگي من در برابر اصلاح قانون مطبوعات
مانع تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات شد.
در مسئله تحصن من را مقصر قلمداد كردند. اينها از اينكه من مانع
برخي تندرويهاي اصلاح طلبان مي شدم , با من مخالفت مي كردند. احساس
مي كردند كه من مانع پيشرفت اصلاح طلبان بودم . من اين را حالا مي گويم تا
بحال هم نگفته ام اما اگر من در مقابل تندرويها ايستادگي نكرده بودم حتما
يك فتنه اي از مجلس ششم برمي خاست و فضاي جامعه متشنج مي شد و
درگيري بوجود مي آمد. اگر من ايستادگي نكرده بودم , نظام هزينه سنگيني را
متحمل مي شد. من نمي گويم آسمان به زمين مي آمد , اما هزينه خيلي سنگيني
را نظام متحمل مي شد. يادآور مي كنم يك روز قرار بود نامه اي كه به رهبري
نوشته شده بود , قرار شد در صحن علني مجلس خوانده شود. شب قبل از آن
يك نفر به من تلفن كرد و گفت اگر چنانچه نامه به رهبري از تريبون مجلس
خوانده شود ما راديو را قطع مي كنيم . من گفتم : اگر راديو را قطع كنيد من هم
صندلي رياست مجلس را ترك مي كنم و از مجلس خارج مي شوم . شما
مي دانيد اگر راديو را قطع كنيد , نمايندگان مجلس مي ريزند توي خيابان و
من هم بايد جلودار تظاهرات نمايندگان مجلس در خيابانها باشم . من هم
مي روم جلوي دسته آنها و در تظاهرات آنها شركت مي كنم . من هم بايد از
حقوق مجلس دفاع كنم و همراه نمايندگان باشم . گفتم : راديو را قطع نكنيد.
گفتند : اگر نامه به رهبري خوانده شود چي گفتم : اولا با من . من نمي گذارم
نامه به رهبري در صحن علني مجلس شوراي اسلامي خوانده شود.
اگر اتفاقي افتاد من به عنوان رئيس مجلس شوراي اسلامي به شما
مي گويم راديو را قطع كنيد شما حق نداريد راديو را قطع كنيد. آن فرد تصور
نمي كرد كه من بتوانم اين بحران را حل كنم . يك شوخي هم كردم و گفتم :
فرمانده مجلس من هستم . من بايد دستور بدهم . اگر يادتان باشد آقاي
مهرپرور آمد و خواست نامه به رهبري را بخواند. من فورا گفتم آقاي
مهرپرور از اين سه پيشنهادي كه بهت مي كنم يكي را انتخاب كن .
1 ـ نامه را بگذار كنار و نطقت را ادامه بده 2 ـ قهركن برو پايين و صحبت
نكن 3 ـ اگر نامه به رهبري را بخواني من دستور مي دهم راديو را قطع كنند .
شكر خدا آقاي مهرپرور از اين سه پيشنهاد با هوشياري و زيركي بهترين را
انتخاب كرد. نامه به رهبري را نخواند و به نطقش ادامه داد. خدا هم كمك
كرد. اگر دكتر مهرپرور نطق را قطع مي كرد و مي رفت پايين بد مي شد ,
مي گفتند رئيس مجلس نگذاشت دكتر مهرپرور حرف بزند. اگر ادامه مي داد و
نامه به رهبري را مي خواند و من راديو را قطع مي كردم اين هم بد مي شد. در
نتيجه دكتر مهرپرور بهترين راه را انتخاب كرد. نامه به رهبري را كنار گذاشت
و به نطق پيش از دستورش ادامه داد. به همين دلايل تندروها از دست من
عصباني بودند.
ثبالاخره دلايل شكست اصلاح طلبان را در چه مي دانيد
همين تندرويهالله اگر اصلاحات دست بنده و امثال آقاي خاتمي مانده
بود , سرانجامش اينجور نمي شد. ما مذاكره مي كرديم كه مشكلات را حل
كنيم , يك مرتبه تندرويهايي مي كردند و ما را با مشكل و شكست در
مذاكرات مواجه مي كردند.
البته الان همه فهميده اند كه سياست من سياست درستي بود. سياست
منطقي و معقولي بود. البته توضيح بدهم من هيچ كدام از كارهاي مخالفين
اصلاحات و اصلاح طلبان را قبول ندارم . منتهي اگر تندروها مي گذاشتند و ما
دخالت مي كرديم , قطعا نمي گذاشتيم مخالفين اصلاحات و اصلاح طلبان هم
تركتازي بكنند و هر كاري دلشان بخواهد عليه اصلاح طلبان انجام بدهند.
تحريم انتخابات مجلس هفتم حركت سنجيده اي نبود. اگر تندروي ها انجام
نمي شد مجلس هفتم هم به دست اصلاح طلبان مي افتاد.
با همين وضعيت و با اينكه بخشي از اصلاح طلبان انتخابات مجلس هفتم
را تحريم كرده بودند , با اين حال بسياري از اصلاح طلبان با اختلاف هزار
راي به رقباي خود باختند. برخي از اصلاح طلبان رسما عليه اصلاح طلبان
كانديدا در مجلس هفتم تبليغات منفي كردند و گفتند اين آقا بيخود آمده در
انتخابات شركت كرده است .
البته متقلبين در انتخابات هم فعال مايشا بودند و معجزه مي كردند.
آقاي دكتر غفوري فرد كه خودش هم از جمله كانديداهاي مجلس هفتم بود
براي من تعريف مي كرد و مي گفت : رفتم در كنار صندوق محله مان ديدم يك
آقا پسري نشسته و دارد براي افراد راي مي نويسد. از جمله داشت براي يك
پيرزني راي مي نوشت . رفتم جلو و گفتم : آقا پسر , اين خانم چه نسبتي با
شما دارد. گفت : مادرم است . من رفتم دو سه ساعتي گشتم و به صندوقهاي
مختلف سر زدم , و دوباره برگشتم همان صندوق محله مان تا ببينم چه خبر
است . يك وقت ديدم همان پسره نشسته و دارد براي يك پيرزن ديگري راي
مي نويسد رفتم جلو و گفتم : آقا پسر , اين خانم چه نسبتي با شما دارد كه
داريد برايش راي مي نويسيد. گفت : مادرم است . گفتم : پسرجان ! در تاريخ
چند پدري ديده شده , چند مادري ديده نشده . چند مادري ديگر وجود
نداشته است .
اصلاح طلبان با تحريم كار را خراب كردند. اگر اصلاح طلبان انتخابات
را تحريم نمي كردند , مجلس هفتم هم دربست در اختيار اصلاح طلبان قرار
مي گرفت . شك نكنيد.
ثشما در مورد نتايج انتخابات رياست جمهوري به شدت اعتراض داشتيد ,
آيا هنوز هم نسبت به آن اعتراض داريد يا صرف نظر كرده ايد
من رفتم دانشگاه دانشجويان از من سوال كردند شما درباره انتخابات
رياست جمهوري اعتراض داشتيد چرا سكوت كرده ايد و ديگر چيزي
نمي گوييد. من جواب دادم : اعتراض من به جاي خودش است . محفوظ
است . اعتراضم را هم صحيح مي دانم . درست مي دانم و حق من را پايمال
كرده اند اما انتخابات رياست جمهوري را شوراي نگهبان تاييد كرده بنابراين
قانوني است . رهبري هم تنفيذ كرده و شرعي است . من ديگر درباره انتخابات
رياست جمهوري چيزي نمي گويم .
عده اي برايم كف زدند. من نگاه كردم ديدم عده اي كف نمي زنند. نزدند.
آنهايي كه از حرف من خوششان آمد كف زدند , آنهايي كه خوششان نيامد
كف نزدند. به شوخي گفتم : اينقدر من خوب حرف مي زنم عده اي برايم كف
نمي زنند.
اعتراض به معناي اينكه انتخابات را رسمي ندانم , ندارم , اما واقعيت
اين است كه نسبت به اعتراض خودم پابرجا هستم . سندهم زياد دارم .
مدرك هم زياد دارم . من سند و مدرك مفصلي دارم , آقاي هاشمي رفسنجاني
از من هم بيشتر سند و مدرك دارد.

ثچرا از سمت هاي اجرايي و سياسي خودتان كنار كشيديد
به خاطر اعتراضم به تقلب در انتخابات رياست جمهوري . من معتقدم بايد
به اعتراضم رسيدگي شود. خيلي هم آسان بود رسيدگي به شكايتم .
ثولي شما از خيلي مناصبتان استعفا داديد. درباره آن چه مي گوييد
حالا دراين باره سوال نكنيد. بنويسيد مي خواستم بروم حزب تشكيل بدهم .
اما اين را دوستانه خدمت شما عرض مي كنم اگر فقط آراي اصفهان
بازشماري مي شد من رئيس جمهور مي شدم . آخر مگر مي شود فردي در 27
استان جلو باشد , ولي در 2 استان همه چيز يك باره تغيير بكند!!
27 استان و 2 استان همگي ملت ايران هستند , خيلي باهم تفاوت
نداشتند . خيلي موضوع روشن است . در قم 54 درصد آرا متعلق به من بود .
50 به بالا هيچ جا راي نداشتيم جز در استان لرستان كه آن هم متعلق به من
بود.
ث هدف شما از تاسيس حزب اعتماد ملي چيست
نظام ما ضمن اينكه نظام اسلامي است و ولي فقيه در راس آن است , اما
اين نظام همه چيزش متكي به آراي مردم است . حالا اگر يك نظامي كه اين
چنين متكي به آراي مردم است نيازمند داشتن حزب هستند. نمي توان مثل
اوايل انقلاب عمل كرد , كه مردم به چند سطر اعلاميه امام خميني بيايند و در
انتخاباتها شركت كنند. الان شرايط با آن زمان تفاوت كرده .تركيب جمعيت
عوض شده . روحيات تفاوت كرده . اگر بخواهيم انتخابات داشته باشيم و
مردم در صحنه هاي انتخاباتي و سياسي مشاركت فعال داشته باشند را هي
جز تاسيس حزب و حضور فعال احزاب و رقابت بين آنها
نمي ماند.
احزابي كه دفاتر رسمي داشته باشند , در سراسر كشور دفاتر داشته
باشند , اعضاي رسمي داشته باشند , رقابت كنند , آموزش بدهند , در شرايط
حاضر راهي غير از اين وجود ندارد. من معتقدم در شرايط امروز جهاني اگر
جمهوري اسلامي ايران داراي احزاب نيرومندي نباشد , به مشكلات
برخورد مي كند.
اگر احزاب نباشند , در انتخابات هميشه نيروها و مراكز دولتي براي
انتخابات عمومي دردسر ساز خواهند شد.
ثعلت خروج شما از مجمع روحانيون مبارز چه بود
چون مجمع يك تشكيلات روحانيتي بود و شمول نداشت , همه اقشار
جامعه را نمي توانست پوشش بدهد. حتي بعضي از رفقايمان مي گويند ما
چهار تا دفاتر مجمع روحانيون در برخي مراكز استانها بازكرديم به مشكل
خورديم . و از اين قبيل مشكلات ... من احساس مي كنم بايد تشكيلاتي داشته
باشيم كه همه اقشار را زير پوشش بگيرد. مجمع روحانيون مبارز جوابگوي
نيازهاي حزبي نبود.
ث « اعتماد ملي » در واقع « حزب » است يا جبهه
حزب است .
ثيعني واقعا در اعتماد ملي انسجام فكري وجود دارد
بالاخره حزب اعتماد ملي پس از كورانهاي مختلف سياسي بوجود آمده
افراد امتحان پس داده هستند. در ميدان نبرد بالاخره ما را انتخاب كرده اند.
حزب اعتماد ملي را انتخاب كرده اند. در مجلس با ما همكاري مي كردند. در
اصلاحات با ما همكاري مي كردند. البته در همه جمع ها اختلاف سليقه
وجود خواهد داشت . اتفاقا تلاش ما هم بر اين است كه حزب اعتماد ملي
يك حزب جدي بشود.
من در تلاش هستم كه حزب اعتماد ملي حزبي ماندگار بشود. واقعا
تلاشم اين است . اگر بخواهيم انتخابات به معناي انتخابات داشته باشيم ,
بايد احزاب قوي داشته باشيم .
ثآيا حزب اعتماد ملي را فقط براي انتخابات مي خواهيد همان مشكلي كه
بسياري از احزاب در ايران داشته و دارند و فقط در انتخاباتها وارد مسايل
سياسي مي شوند. آيا حزب اعتماد ملي هم فقط قصد د ارد زمان انتخاباتها
وارد صحنه هاي سياسي شود آيا حزب اعتماد ملي براي برقراري
دموكراسي پيوسته و دائم در جامعه برنامه ريزي دارد آيا فقط در آستانه ي
انتخاباتها بيانيه صادر مي كنيد آيا كادرسازي و عضوگيري مي كنيد
ما واقعا عضوگيري مي كنيم . كادرسازي مي كنيم . آموزش مي دهيم . ما
يك حزب به معناي حزب واقعي درست كنيم . من بنا دارم حتي اگر مسئول
اجرايي هم شدم از احزاب به طور جدي حمايت كنم . من انتخابات به روش
فعلي را قبول ندارم . اين سبك انتخاباتي كه در ايران انجام مي شود , و يك
عده موجي راي مي آورند غلط اندر غلط است . غلط است . من اينجور
انتخابات را قبول ندارم .
جامعه ما حزبي نيست . سمت و سو ندارد , تشكيلاتي نيست . مردم ما
تحت تاثير موج قرار مي گيرند. اگر حزب نباشد اينجور انتخاباتها خطرساز
هستند. در آينده نفوذي هاي خارجي ها با موج سازي و موج سواري وارد
مجلس و بقيه اركان دموكراتيك نظام مي شوند. اين جور انتخاباتها خطرناك
است .
مردم را بايد به سمت دموكراسي معتدل حركت داد. اينكه عده اي به
روحاني حمله كنند , به سينما حمله كنند , به مسجد حمله كنند , به حسينيه
حمله كنند , به كوه حمله مي كنند , به كوهنورد حمله مي كنند و.. به اسم
انتخابات , اينها خطر است . خطرناك است . نمونه اش مجلس پنجم است و
همين طور مجلس ششم .
ثخوشحاليم كه روزنامه اعتماد ملي منتشر شد. به نظر مي رسد شما تريبون
به اندازه كافي داشتيد , آفتاب يزد و روزنامه اعتماد و ساير روزنامه هاي
اصلاح طلب در واقع تريبون شما بودند. آيا اينها كافي نبودند چرا به اين
نتيجه رسيديد كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كنيد
آيا مي شود يك حزب قوي و بزرگ ساخت بدون روزنامه
ثقبول ! آيا نمي توانستيد روزنامه اعتماد يا روزنامه آفتاب يزد يا
روزنامه هاي مشابه را به عنوان ارگان حزب اعتماد ملي انتخاب
كنيد

آقاي حضرتي از برادران خوب ماست . دو دوره با خود من در مجلس
بود. سوم و ششم . بقيه هم همين طور. به هر جهت به اين نتيجه رسيديم كه
حزب ارگان داشته باشد. ما قصد داريم حزب را جدي بگيريم به همين دليل
نخواستيم از روزنامه هاي قديمي به عنوان ارگان حزب استفاده كنيم . يكي از
ضعفهاي ما در انتخاباتها اين بوده و هست كه وعده ها و حرفهايي زده
مي شود و بعد از انتخابات ها عملي نمي شود. من نخواستم كاري بكنم كه
شعارهاي انتخاباتي ام را جدي نگيرم . من در ايجاد حزب اعتماد ملي به
شدت مصمم و پيگير هستم .
ثآيا انتشار روزنامه اعتماد ملي به معناي اين است كه شما از راه اندازي
شبكه ماهواره اي نااميد شده ايد
نه , از راه اندازي شبكه ماهواره اي نااميد نشده ام . اما ما مي خواهيم
شبكه اي داشته باشيم كه در چارچوب نظام فعاليت كند. من هيچ وقت به فكر
اينكه اپوزيسيون بشوم نيستم و نبودم . در جريان انتخابات هم كه من خيلي
ناراضي بودم , خبرنگاري از من پرسيد آيا شما اپوزيسيون خواهيد شد
گفتم : نه . من عضو اين نظام هستم . من جزو بچه هاي اين انقلاب هستم . ما با
راه اندازي شبكه ماهواره اي قصد داشتن يك تلويزيون را داريم . ما نسبت به
تلويزيون فعلي انتقاد داريم . ما مي خواهيم با راه اندازي تلويزيون افرادي را
كه نمي توانند به تريبون تلويزيوني دسترسي داشته باشند , دسترسي پيدا
كنند. افرادي كه در چارچوب نظام فعاليت مي كنند , افرادي كه شايستگي
دارند , اما متاسفانه در صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران جايگاهي
ندارند.
ما مي خواهيم تلويزيوني داشته باشيم كه مردم بتوانند آزادانه تر حرفها و
پيامهاي خود را برسانند هيچ گونه احساس نگراني و دغدغه امنيتي نداشته
باشند. من مقيد هستم كه كارهايم مخل نظام و دردسر براي نظام نباشد. براي
همكارانم هم نمي خواهم در فعاليتهاي سياسي دردسر پيش بيايد. فعاليتهاي
شبكه ماهواره اي را براي اين قطع كردم كه احساس كردم ممكن است براي
همكارانم و عوامل فني شبكه دردسر پيش بيايد. فعلا متوقف است تا
بعد...
ثآيا حزب اعتماد ملي در انتخابات مجلس خبرگان شركت مي كند
بله . به ياري خداوند متعال .
ثاز هم اكنون آيا اعتراض يا اعتراضهايي به نحوه برگزاري انتخابات مجلس
خبرگان داريد
من به خبرگان و آيت الله مشكيني نامه نوشته ام و از ايشان خواستم در
رابطه با صلاحيتها موضوع را محول كنند به حوزه علميه قم . قبلا هم همين
طور بوده . حزب اعتماد ملي هم قصد دارد فعالانه در انتخابات مجلس
خبرگان شركت كند. اما خودم در انتخابات مجلس خبرگان شركت نمي كنم
چون اگر خودم شركت كنم نمي توانم از حق و حقوق ديگران دفاع كنم . اگر
در انتخابات رياست جمهوري هم خودم كانديدا نشده بودم , حتما
نمي گذاشتم خيلي از مسايلي كه پيش آمد , پيش بيايد. نمي گذاشتم خيلي
تخريب ها و كارشكني ها پيش بيايد. اگر خودم ثبت نام كنم هر كاري بكنم , هر
اعتراضي بكنم مي گويند چون خودش ذينفع است , اعتراض مي كند , اما
خودم شركت نمي كنم , اما حزب اعتماد ملي فعالانه شركت مي كند و من سعي
مي كنم تلاش كنم حق كانديداهاي مجلس خبرگان ضايع نشود.
ثاگر به پيشنهاد شما پيرامون رسيدگي به صلاحيت كانديداهاي مجلس
خبرگان عمل نشود و روش قبلي را بخواهند ادامه بدهند آيا شما و حزب
اعتماد ملي باز هم كانديدا معرفي مي كنيد
ثما و حزب اعتماد ملي حضور فعالانه در انتخابات مجلس خبرگان است .
اگر مرجع رسيدگي به صلاحيت ها تغيير كند و به صورت حوزه و قم بشود كه
خيلي خوب . مراجع تاييد كنند , علماي معروف تاييد كنند. اگر تغييرات پيش
نيامد , ما تلاش مي كنيم تا نيروهايمان صلاحيت شان مورد تاييد قرار بگيرد.
بايد ببينيم برخورد آنها (شوراي نگهباني ها) چگونه است . بايد ببينيم
شوراي نگهبان تا چه اندازه اي مي خواهد سخت گيري و حذف نيرو داشته
باشد. يك وقت ممكن است اينقدر حذف بكنند كه كسي براي ما نماند. الان
قابل پيش بيني نيست . بناي ما بر شركت است .
ث چرا در برخي از مناسبتها حزب اعتماد ملي ورود نمي كند مثلا هسته اي ,
بحث هولوكاست , پيروزي حماس و...
فرمايش شما فرمايش درستي است . اما چون ما هنوز بيانيه رسمي
حزب را نداده ايم , نمي توانيم در مورد مسايل موردي اعلام مواضع كنيم .
ان شا الله تصميم داريم به مناسبت دهه فجر اولين بيانيه خود را منتشر
كنيم . اعلام مواضع مي كنيم . بعد از اين بيانيه وارد مسايل بعدي مي شويم .
ث مي خواستم نظر شما را درباره نقاط ضعف و قوت دولت فعلي بدانم
فعلا نظر خاصي ندارم و از خداوند متعال آرزوي موفقيت برايشان
دارم .
من در انتخابات مجلس خبرگان شركت نمي كنم , اما حزب
اعتماد ملي فعالانه شركت مي كند
خبرنگاري از من پرسيد آيا شما اپوزيسيون خواهيد شد
گفتم : نه . من عضو اين نظام هستم . من جزو بچه هاي اين انقلاب
هستم
افرادي كه در چارچوب نظام فعاليت مي كنند , افرادي كه
شايستگي دارند , متاسفانه در صدا و سيماي جمهوري اسلامي
ايران جايگاهي ندارند
اگر رهبري امام خميني نبود , شاه از خطر انقلاب اسلامي به
راحتي عبور مي كرد
سال 1357 جمعيت ايران 36 ميليون نفر بود . طبق آمار
رسمي خارجي ها , 24 ميليون نفر از اين 36 ميليون در
راه پيمائيهاي سراسري « عاشوراي 57 » شركت كردند
حوزه نجف سابقه 800 ساله داشت و حوزه قم سابقه 50
ساله , امام خميني را به نجف تبعيد كردند تا او را در حوزه نجف
ذوب كنند اما سطح علمي امام , توطئه دشمنان را نقش بر آب
كرد و نتيجه معكوس داد
اگر بگوييم اسلام آري و جمهوري نه , مي شويم طالبان
تشيع
زندانهاي شاه و ساواك در طول عمر حكومت پهلوي يك روز
از طرفداران امام خميني خالي نبود
تحريم انتخابات مجلس هفتم توسط برخي از اصلاح طلبان
حركت سنجيده اي نبود
اگر برخي از اصلاح طلبان انتخابات مجلس هفتم را تحريم
نكرده بودند , مجلس هفتم هم دربست در اختيار اصلاح طلبان
قرار مي گرفت
انتخابات رياست جمهوري را شوراي نگهبان تاييد كرده بنابر
اين قانوني است . رهبري هم تنفيذ كرده بنابر اين شرعي است .
من ديگر درباره انتخابات رياست جمهوري حرفي نمي زنم
ما با راه اندازي شبكه ماهواره اي قصد داشتن يك تلويزيون
مستقل را داريم . ما نسبت به تلويزيون فعلي انتقاد داريم

|