روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1384 صفحه عقيدتي

* آيت الله سبحاني در دومين همايش اهل قلم استان اصفهان :
پژوهشگران اصفهاني , كار ناتمام گردآوري اشعار فارسي درباره غدير را به اتمام برسانند

* تاملي در مهندسي فرهنگي
آيت الله سبحاني در دومين همايش اهل قلم استان اصفهان :
پژوهشگران اصفهاني , كار ناتمام گردآوري اشعار فارسي درباره غدير را به اتمام برسانند




اصفهان از جمله شهرهاي مذهبي , تاريخي و علمي ايران است كه انديشمندان فراواني در آن پرورش يافته اند. نظر به سابقه درخشان فرهنگي آن , اين شهر به عنوان مركز فرهنگي جهان اسلام در سال 2006 ميلادي انتخاب شده است .
جهت شناسايي و معرفي صاحبان قلم در حوزه معارف اسلامي , همايش اهل قلم به همت دفتر تبليغات اسلامي واحد اصفهان و حوزه علميه اصفهان و سازمان فرهنگي , تفريحي شهرداري اين شهر برنامه ريزي شد و دومين همايش در روز عيد غدير امسال در اين شهر برگزار شد و به نويسندگان برتر اين استان جوايزي اهدا گرديد.
نويسندگان استان اصفهان با فرستادن آثار خود ـ اعم از كتاب چاپ اول , مقاله , پايان نامه و طرحهاي پژوهشي انجام شده ـ كه مربوط به سال 1382 به بعد مي باشد , مي توانستند در اين همايش شركت كنند.
برنامه همايش كه صبح روز 1384,10,29 برگزار شد , بدين قرار بود :
پس از تلاوت قرآن كريم , حجت الاسلام احمد زادهوش ـ مسئول دفتر تبليغات اسلامي واحد اصفهان و دبير همايش ـ گزارشي از عملكرد دست اندركاران اين گردهم آيي را ارائه كرد و نيز برنامه هاي آينده را , از قبيل سخنراني نويسندگان برتر در همايش آتي و حمايت مالي از نويسندگان اين استان جهت چاپ آثار خود , تشريح كرد.
پس از آن آيت الله جعفر سبحاني جهت تبيين حديث غدير و نيز جايگاه رفيع اهل قلم سخناني را ايراد كرد. وي اظهار داشت : مرحوم علامه اميني اشعار شاعران برجسته از قرون اوليه اسلام تا عصر حاضر در باره غدير را در كتاب الغدير گرد آورد. اين اشعار به زبان عربي است و فرزند ايشان مرحوم حجت الاسلام محمدهادي اميني در پي گردآوري اشعار فارسي در باره غدير در قرون مختلف بود اما موفق به تكميل آن نشد. آيت الله سبحاني به پژوهشگران اصفهاني پيشنهاد كرد اين كار ناتمام را پي گيري كنند و به اتمام برسانند.
حجت الاسلام رباني ـ رئيس دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ـ به عنوان سومين سخنران , با بيان نمونه هايي نشان داد كه در عصر حاضر جهانيان تشنه فراگيري معارف ناب اسلامي به ويژه از زبان روحانيون هستند. همچنين وي جايگاه دفتر تبليغات اسلامي و تفاوت عملكرد اين نهاد و مديريت حوزه را برشمرد.
آخرين سخنران , مسئول كميته علمي همايش , دكتر مهدي دهباشي بود كه به ارزيابي آثار رسيده پرداخت و ملاك برتر شناخته شدن از سوي كميته علمي را تشريح كرد.
در پايان , نويسندگان برتر معرفي و جوايزي به آنها اهدا شد.
چند نكته در حاشيه همايش
1 ـ در حاشيه همايش , آثار ارسالي همراه با مشخصات و عكس نويسندگان , به نمايش گذاشته شد و بنا شد به مدت يك هفته در معرض ديد اهالي اصفهان نيز قرار گيرد.
2 ـ يكي از نقاط ضعف مهم در برخي سمينارها هزينه هاي سنگين تشريفات و بعضا " بي جا است . در عين حال فراوان ديده مي شود كه بهره مندان از ريخت وپاشها در غياب دست اندركاران سمينار , زبان به گلايه مي گشايند. اما خوشبختانه در همايش اهل قلم اصفهان , هزينه اضافي مشاهده نشد. به عنوان نمونه وسيله اياب و ذهاب از قم به اصفهان , اتوبوسهاي معمولي بود و به جاي اسكان در هتل , يكي از ساختمانهاي اداري مناسب را فرش كرده , شب را مهمانان در آنجا گذراندند.
3 ـ تجربه نشان داده بيش از نود در صد كتابهاي اهدايي به پژوهشگران , مورد استفاده آنها قرار نمي گيرد; زيرا هر محقق در زمينه خاصي پژوهش مي كند و معمولا " كتابهاي اهدايي در راستاي تخصص و نياز آنها نيست . جاي تعجب است كه بعضي دريافت كنندگان كتاب از طريق پست , اصلا پاكت را باز نمي كنند و يا اينكه كتابهاي دريافتي در سمينارها را همانجا مي گذارند و برمي گردند.
در اين همايش به جاي هزينه هاي غير ضروري و به جاي اهداي كتاب , به همه محققاني كه آثار خود را ارسال كرده و در آن محفل حضور يافته بودند , بن كتاب اهدا شد تا كتاب مورد نياز خود را تهيه كنند.
4 ـ مشكلي كه در اين همايش به چشم خورد آن بود كه معيار اصفهاني بودن به طور دقيق مشخص نبود. مثلا " افرادي كه پدر يا جد آنها متولد استان اصفهان بوده اند , اما خودشان در جاي ديگر به دنيا آمده اند و نيز آنان كه خود و اجدادشان در جاي ديگر متولد شده اند اما در حال حاضر در اصفهان زندگي مي كنند , نمي دانستند كه آيا مي توانند در همايش شركت كنند يا خير به نظر مي رسد اگر اين مشكل برطرف مي شد , استقبال كنندگان بيشتر مي شدند.
ضمن دست مريزاد به همه دست اندركاران اين همايش , اميد است شاهد چنين حركتي در استانهاي ديگر نيز باشيم .
ث سيد حسن فاطمي
آيت الله سبحاني : مرحوم علامه اميني اشعار شاعران برجسته از قرون اوليه اسلام تا عصر حاضر درباره غدير را در كتاب الغدير گرد آورد. اين اشعار به زبان عربي است و فرزند ايشان در پي گردآوري اشعار فارسي درباره غدير در قرون مختلف بود اما موفق به تكميل آن نشد لذا به پژوهشگران اصفهاني پيشنهاد مي كنم كه اين كار ناتمام را پيگيري كنند و به اتمام برسانند
رئيس دفتر تبليغات قم : جهانيان در عصر حاضر تشنه فراگيري معارف ناب اسلامي به ويژه از زبان روحانيون هستند

تاملي در مهندسي فرهنگي




نگاهي گذرا به بعد نظري و اجرايي مهندسي فرهنگي
فرهنگ به معناي عام خود زير بناي تحول اجتماعات , انقلابها و نهضتها بوده است .
تمدنهاي مختلف در طول تاريخ با پشتوانه ي فرهنگ به وجود آمدند و با اضمحلال و نابودي فرهنگ رو به زوال گذشته . در حقيقت فرهنگ جامعه روح حيات بخش آن جامعه است كه با ضعف و قدرت و رشد و عقب ماندگي آن جامعه نيز تغيير مي كرد.
از اين رو پيامبران الهي و اوصيا گراميشان و تمامي مصلحان جهاني سعي بر احيا و يا اصلاح فرهنگ جامعه داشتند و در اين راستا تمام وجودشان را هزينه نمودند و آثار جاودانه اي را از خود به جاي گذاشتند.
انقلاب اسلامي ايران اين افتخار را دارا است كه هويت نهضت خود را فرهنگي مي داند و نهضت اسلامي را استمرار حركت انبيا و اوصيا الهي قرار مي دهد بديهي است عنصر فرهنگ در اين انقلاب عنصر ماهوي و ركني باشد.
در طول بيست و هشت سال كه از عمر انقلاب مي گذرد متفكران و انديشمندان و و مديران موفق فعاليتهاي زيادي در جهت رشد فرهنگي جامعه انجام دادند و نهادها , سازمانها , شوراها و ديگر موسسات فرهنگي را طراحي و بنا گذاشتند. اما بجا و شايسته است اين سوال را از خود داشته باشيم كه : آيا فعاليت هاي انجام گرفته در طول اين سه دهه محصولي متناسب شان انقلاب اسلامي را نتيجه داده است بديهي است كه هر انسان منصفي به اين پرسش جواب مثبت (هر چند به صورت نسبي ) نخواهد داد.
در فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در ديدار با شوراهاي انقلاب فرهنگي تعبيري بيان شد كه نياز به تامل و تجزيه و تحليل دارد و متوليان فرهنگ جامعه بايد به عمق اين تعبير توجه نمايند و در جهت كار بردي كردن اين بيان , شرح و بسط دهند.
مقام معظم رهبري خاطرنشان كردند : اين شورا بايد ضمن ارائه ي نقشه مهندسي فرهنگي كشور به همراه راهكارهاي اجرائي , تحقق مصوبات را تا آخرين مرحله دنبال نمايد (جمهوري اسلامي چهار شنبه 14 دي 1384 ) نويسنده اين كلمات نيز به فراخور حال خود در محدوده ي علم و تجربه , عرائض ذيل را در جهت تفسير اجمالي از اين فرمايش تقديم حضور فرهنگ دوستان مي كند.
مفهوم فرهنگ
مفهوم فرهنگ در مباحث اجتماعي داراي تفاسير مختلفي است اما در اين نوشته چون منابر تحقيق اين نوع مطالب نيست لذا براي روشن بودن موضوع بحث , فرهنگ را به معناي مجموعه انديشه ها و ارزشها و اداب حاكم بر اجتماع قرار داده و به ويژه از ميان فرهنگ (باتوجه به فرهنگ حاكم بر اجتماع ) فرهنگ ديني ناشي از وحي و اهل بيت عصمت و طهارت مورد توجه است گوئي كه مطالب مورد بحث در اين نوشتار امكان تسريح به فرهنگهاي ديگري را نيز دارد , اما با توجه به اينكه مقصود ما در اين مقاله يك نوع آسيب شناسي و بازبيني از وضعيت موجود جامعه است لذا فرهنگ اسلامي و شيعي موضوع بحث قرار مي گيرد.
مهندسي فرهنگي
هندسه و نقشه ي فرهنگي مفهوم جديدي است كه نيازمند تعريف است زيرا فعاليت هاي فرهنگي مختلفي در كشور انجام مي گيرد و براي هر نوع حركت فرهنگي , نهادي , سازماني و يا حداقل ستادي تشكيل شده . هم اكنون فعاليت هاي فرهنگي چنان مصداقي و جزئي شده است كه براي كليه واجبات نيز در كشور ستاد يا سازماني تشكيل يافته (ستاد اقامه نمازـ ستاد زكوه ـ ستاد امر به معروف و نهي از منكر و...) و بعيد مي دانم نيازي از نيازهاي فرهنگي جامعه مورد توجه فرهيختگان متدين اين مرز و بوم قرار نگرفته باشد و در راستاي رفع آن قدمي برداشته نشده باشد تا اين كه در دهه اخير انقلاب مباحث اخلاقي همچون آزادي , رعايت حقوق بشر و عدالت پروري همه و همه داراي حزب و گروه و ستاد شده اند.
در اينجا پرسشي كه به ذهن خطور مي كند اين است كه آيا مهندس فرهنگي با عناصر موجود فرهنگي چه نوع رابطه اي برقرار مي كند آيا نقشه ي جديدي طراحي ميكند و ساختمان موجود را تخريب مي كند يا در نقشه همين ساختمان تعديل ايجاد مي كند
در هر حالت اين مهندس چه بخواهد انقلاب فرهنگي ايجاد كند و يا اصلاح فرهنگي , نيازمند طراحي و نقشه اي ايده ال است كه بر مبناي ان وضعيت موجود را تعطيل كند. اگر اين طرح جامعه وجود نداشته باشد مهندسي فرهنگي معني ندارد و پيروان ايجاد شوراي مستقلي بنام شوراي انقلاب فرهنگي امري بيهوده است . زيرا عناصر فرهنگي مانند : آموزش , هنر , تبليغات و... هر كدام متكفل خاصي دارد و در نهايت , دلسوزان جامعه مي توانند در راه تقويت كار آنها به صورت موردي پيشنهادي بدهند كه قاعدتا اين مطلوب (شورا) را در خود سازمان هم مي توان تعبيه كرد و نيازي به شوراي مستقل نيست .
با اين مقدمه روشن ميشود : مهندسي فرهنگي مفهومي مباين با بررسي عناصر متفرق فرهنگي و ارائه راهكار و طرح براي تقويت اين عناصر است زيرا اين كار يك نوع كار موازي با سازمانها و نهادهاي فرهنگي است .
به نظر اينجانب تعريف مهندسي فرهنگي عبارت است از :
تركيب عناصر فرهنگي به صورت مناسب در جهت ايجاد نظام فرهنگي براي رسيدن به اهداف مطلوب و ارماني در فرهنگ اسلامي
براي اينكه اين نوشته از حد اختصار بيرون نرود بقيه عرائض خود را به صورت سئوال مطرح مي كنم اين سئوالات هر كدام متكفل عطف توجه به بعدي از ابعاد نظري و اجرائي مهندسي فرهنگي و جواب دقيق آن نياز به تحقيقات و انديشه هاي صائب فرهيختگان اين مرز و بوم دارد ولي ابراز و بيان اين سئوالات مي تواند سرخطي براي تكميل هندسه ي فرهنگي كشور باشد و مهندس فرهنگي نياز به جواب اين سئوالات دارد :
الف ـ بعد نظري مهندسي
1 ـ پشتوانه نظري مهندسي فرهنگي اتكا به نظام تربيتي و فرهنگي اسلام است . آيا نظام سازي در محدوده ي معارف اسلامي امكان دارد برخي اساتيد حوزه مدعيند نظام سازي و تركيب قضاياي متفرق در معارف به گونه اي كه نظام خاصي مانند نظام اقتصادي , سياسي يا فرهنگي نتيجه دهد نياز به استنباط خارج از حوزه اجتهاد متعارف دارد و نياز به تشخيص ملاكات احكام دارد كه مجتهد را به قياس و استحسان مي رساند.
2 ـ در صورت امكان تئوري سازي در حوزه نظام تربيتي و فرهنگي اسلام آيا چنين نظام متقني از ديدگاه حاكميت تنظيم شده معمولا در دهه ي اخير , نظام هاي مختلف اقتصادي ـ تربيتي نوشته مي شود اما متاثر از روش فقهي گذشته كه هميشه جوابگوي فرد در جامعه بوده از ديدگاه حكومتي و جايگاه حاكم به مساله نگاه نشده .
3 ـ حال كه ربع قرن از عمر انقلاب فرهنگي ما گذشته اركان مهم فرهنگي يعني آموزش ـ هدايت عمومي كنترل و نظارت داراي نظام متقن برگرفته از معارف ديني نيست در اين راستا چه انديشه اي كرده ايم و چه طرحي ريخته ايم
ب ـ بعد اجرائي مهندسي
4 ـ به دليل مقتضيات زمان و مكان و تغيير مطالبات اجتماعي آيا حكومت , نهادي را كه متولي تعامل بين حوزه و دانشگاه در زمينه تئوري سازي در نظام فرهنگي باشد را پيش بيني كرده است و در صورت تحقق چقدر موفق بوده است
5 ـ آيا ساختار سازماني آموزش و فرهنگ در جامعه به صورتي كه بتواند تمام نيازها را پوشش دهد و از موازي كاري دستگاهها و سازمانها و نهادهاي فرهنگي جلوگيري كند , تعريف شده است آيا به نظر نمي رسد بعضي سازمانها شرح وظايف مبهمي دارند يا بعضا نوع وظايفشان متداخل است
6 ـ آيا نهادهاي مردمي و هيئت ها نياز به شناسنامه و مجوز به تناسب نياز جامعه ندارند آيا مردم در تشكيل احزاب و تشكلات مختلف آزادي كامل دارند
7 ـ آيا در جهت كارايي فعاليت هاي فرهنگي و توزيع مناسب بودجه و اعتبارات نياز به مديريت متمركز (چه در سطح كشور و چه در سطح استان ) نداريم
8 ـ وجود سازمانهاي فرهنگي در نهادها و سازمانها با گرايشهاي مختلف نظامي , اقتصادي , علمي و... كه بعضا بودجه هاي آنها بيشتر از بودجه سازمانهاي كشور مانند سازمان تبليغات است در عرض سازمانهاي فرهنگي كشوري چگونه تعريف ميشود و ارتباط آنها با هم چگونه است
9 ـ رابطه ي نهادها و سازمانهاي فرهنگي در هر استان با نهاد امامت جمعه چگونه تعريف مي شود
10 ـ با توجه به تاثير گذاري حوزه هاي علميه در فرهنگ اجتماعي آيا براي نظام حوزوي و حوزويان و كيفيت حضور آنان در بدنه ي جامعه و سازمانها انديشه اي صورت گرفته است
11 ـ از جمله عناصر موثر در فرهنگ اجتماع عوامل كنترلي و نظارتي است اعم از عواملي كه وضعيت اجتماع را تحليل مي كنند و يا عواملي كه ارشاد مي كنند و يا عواملي كه برخورد مي كنند براي عوامل كنترلي و نظارتي چه طرح جامعي انديشيده شده به ويژه طرحي كه متناسب با عناصر ديگر تربيتي مانند آموزش و پرورش باشد
12 ـ يكي از راههاي مهم تاثير گذاري بر فرهنگ اجتماع تربيت مديران قدرتمند فرهنگي است . در اين راستا چه طرحي ريخته شده
12 ـ آيا مديران فرهنگي اجتماع در كار خود تخصص دارند و به ملاحظه تخصص فرهنگي (به معناي جامع خود) گزينش شده اند
13 ـ آيا مراكز علمي دانشگاهي و حوزوي به تناسب نياز اجتماع مدير و مربي فرهنگي تربيت مي كنند و اصولا آيا گرايش به رفع نياز اجتماع دارند (خصوصا در حوزه هاي علميه ) يا منعزل از اجتماع به فعاليت علمي خود مشغولند
و در پايان 14 ـ براي امر بنياني و مهم اخلاق و معنويت در اجتماع (صرفنظر از آموزش و انتقال مفاهيم و كنترل و نظارت ) چه طرحي انديشيده ايم و چقدر مراكز علمي ما انسانهاي خود ساخته و معنوي را تحويل اجتماع داده اند و چرا
متولي جوابگويي اين سئوالات كه از درون آنها صدها سوال فرعي مي توان به دست آورد مهندسين فرهنگي اجتماع هستند كه بايد با ويژگيهاي علمي و اخلاقي و تجربي كه در آنها وجود دارد صرفنظر از فعاليتها و دغدغه هاي اجرايي اتاق فكر و انديشه ي نظام را تحقق بخشيده و ابزار اجرايي كشور را در جهت عينيت بخشيدن به آرمانها به خدمت بگيرند تا به تدريج بتوان گامهايي در مسير رشد فرهنگي اجتماع برداشت و جامعه اي را ساخت كه زمينه ساز حضور مصلح حقيقي باشد.
حسين دشتي
انقلاب اسلامي ايران اين افتخار را داراست كه هويت نهضت خود را فرهنگي مي داند و نهضت اسلامي را استمرار حركت انبيا و اوصيا الهي قرار مي دهد بديهي است عنصر فرهنگ در اين انقلاب عنصر ماهوي و ركني باشد
حال كه ربع قرن از عمر انقلاب فرهنگي ما گذشته اركان مهم فرهنگي يعني آموزش ـ هدايت عمومي كنترل و نظارت داراي نظام متقن برگرفته از معارف ديني نيست در اين راستا چه انديشه اي كرده ايم و چه طرحي ريخته ايم