
پاي صحبت و خاطرات سرهنگ پاسدار هادي بصير , از فرماندهان
لشكر 25 كربلا در عمليات والفجر هشت
اشاره : هادي بصير از جمله فرماندهاني است كه در اكثر
عمليات هاي دفاع مقدس شركت جسته و خاطرات زيادي نيز در سينه
دارد. اگر چه بسيار سخت حاضر به مصاحبه مي گردد اما اين بار يكي از
دوستان با زيركي او را به پاي ميز مصاحبه و تخليه خاطرات كشانده .
ضمن آرزوي سلامتي براي اين جانباز و رزمنده هوشيار و بيدار سالهاي
عاشقي , خاطره اي از ماحصل گفت و گوي با ايشان در زمينه عمليات
پيروزمند والفجر هشت را از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرانيم .
لازم به ذكر است برادر هادي بصير در حال حاضر فرماندهي يكي از
گردانهاي بنام لشكر ويژه 25 كربلا را به عهده دارد .
از اين كه توسط حاج حسين (1 ) به عنوان غواص انتخاب شد . از
خوشحالي در پوست نمي گنجيدم . هميشه براي خط شكني لحظه
شماري مي كردم . بعضي ها هم به شوخي مي گفتند : پارتي داشتن
خوبي اش همين است .
بعد از آموزش هاي سخت غواصي كه در بهمنشير ديديم , به اين
نتيجه رسيديم كه يك عمليات آبي خاكي در پيش داريم . اين كه
كجاست نمي دانستيم . خدا رحمت كند سردار شهيد مهرزادي را , يكي
روز آمده بود نزديك محل اقامت ما , نشاني كسي يا جايي را خواسته
بود. از هر كس سئوال مي كرد.بچه ها به او جواب نمي دادند. يك كاغذي
را روي كيسه هاي سنگر آويزان كرده بوديم مبني بر اين كه ما « قرص
نمي دانيم » خورده ايم .
شهيد مهرزادي از اين عمل ما تقدير و تشكر كرد. منظور اين بود كه
نكات حفاظتي چه از طرف مسئولين و چه از طرف نيروها رعايت
مي شد. به ما گفتند كه مي بايست از هشت معبر به دشمن حمله كنيم . مرا
به عنوان فرمانده ي گروهي كه مي بايست از معبر هشتم به دل دشمن
بزند , انتخاب كردند. وقتي شنيدم فرمانده معبر هشتم شدم . به بچه ها
گفتم : اسم اين معبر را مي گذاريم معبر امام رضا(ع ) و توسلاتمان را
بيشتر به سوي امام رضا(ع ) سوق داديم . آخر رسم بود قبل از هر
عملياتي متوسل به چهارده معصوم شويم .
به ما گفته بودند كه نيت چهارده معصوم 14 هزار صلوات نذر كنيد .
اگر بگويم توان رزمي ما به نام گذاري معبر به نام امام رضا(ع ) دو برابر
شد , شايد باورتان نشود. با اين اسم همه ي بچه ها حال مي كردند. دوستي
داشتم به نام « رضا حق پرست » كه شهيد شد. به شوخي به او گفتم به
خاطر اين كه لباس غواضي نداريم , اسم تو را از فهرست خط شكنان
خط زدم . رضا بغض كرد و شروع كرد در رابطه با توانايي هاي خودش
صحبت كردن . در پايان گفت : اين حق من نيست كه اسمم خط بخورد.
دلم برايش سوخت . گفتم : شوخي كردم . وقتي فهميد شوخي كردم
از خوشحالي داشت پرواز مي كرد و جالب اين كه در تقسيم فين هاي
غواصي يك لنگه به ما كم دادند. شهيد رضا حق پرست گفت من با همان
يك لنگه فين در عمليات شركت مي كنم . آخرين باري كه براي توجيه ما
را مي بردند , بارش ناگهاني باران , ما را متعجب كرد.
حاج بصير گفت : نماز شكر بخوانيد , شك نكنيد كه بارش باران
امداد غيبي است كه شامل ما شد. شب عمليات هم هوا نامساعد بود به
طوريكه دشمن را در درون سنگرشان فرو برد. وقتي براي عمليات وارد
آب شديم , كمي ترسم برداشت ولي زود با توسل به امام رضا(ع )
روحيه ام را بازيافتم . پيش خودم گفتم اگر تو جابزني , رزمندگان معبر
امام رضا(ع ) خط را نخواهند شكست و اين شكست به غير از تو مسببي
نخواهد داشت .
توكل به خدا و توسل به امام رضا(ع ) كارش را كرد به طوري كه با
قدرت تمام عرض اروند وحشي را پشت سر گذاشتيم و به خط دشمن
(ساحل فاو) رسيديم . قرار بود با يك سيم و يا طنابي با هم مرتبط باشيم
ولي بچه ها گفتند دست هاي مان را محكم به هم مي گيريم . آن قدر بچه ها
به هم نزديك بودند كه دوست نداشتند يك لحظه از هم جدا شوند.
حاج حسين به فرماندهان دسته گفته بود. قاشق عسل را فرماندهان
با دست خودشان به دهان غواض ها بگذارند. وقتي به حاجي گفتم
چرا
گفت : مي خواهم نيروها و فرماندهان قدر هم ديگر را بدانند. و اين
دستور حاجي در عمليات خودش را نشان داد. بچه ها عسل مي خوردند
تا سرماي زير صفر درجه ي آب آن ها را اذيت نكند ولي تنها چيزي كه
بچه ها را براي اين عمليات گرم مي كرد توسل به ائمه اطهار (ع ) بود كه
اميدواريم خداوند تا پايان عمرمان اين توسلات را از ما نگيرد.
تهيه و تنظيم : كنگره بزرگداشت سرداران و ده هزار شهيد
استان مازندران
ـــــــــ
(1 ) سردار شهيد حاج حسين بصير

|
« والفجر8 » و فتح « فاو » در نگاه نسل هاي آينده
|

به انگيزه سالگرد عمليات والفجر هشت و برگزاري دومين نشست استاني
مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در استان مازندران
علي معصومي (وزوايي )
اشاره :
در مطلب حاضر كه به مناسبت سالگرد عمليات والفجر هشت و فتح فاو
و همچنين به مناسبت برگزاري دومين نشست استاني مجمع خبرنگاران و
نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در ساري و افتتاح مجمع خبرنگاران و
نويسندگان استان مازندران نگارش يافته است , سعي بر اين مي باشد كه در
قالب ويژه اي اهميت تاريخي عمليات مذكور توصيف و تحليل گردد.
عملياتي كه لشكر ويژه 25 كربلا (از استان مازندران ) خط شكن اصلي بود و
بار مهمي را در اين عمليات بردوش داشت .
استاد تاريخ , مثل هميشه راس ساعت مقرر وارد كلاس شد و پس از
احوال پرسي مختصري كه با دانشجويانش انجام داد , خطاب به آن ها گفت :
جلسه ي قبل , پيرامون تحولات نظامي تاريخ ايران براي شما مطالبي گفتم و
عرض كردم كه دوره ي نادرشاه افشار , دوره اي بود كه ايرانيان اوج اقتدار
نظامي و توانايي جنگي خود را به نمايش گذاشتند. بعد از قتل نادرشاه در
تاريخ 1160 هـ . ق , تحركات نظامي ايران و نمايش هاي جنگي ايرانيان و
جلوه هاي هيبت آميز نيروهاي رزمي ايران , تقريبا به سمت افول حركت كرد.
البته در دوره ي زنديه و اوايل دوره ي قاجاريه نيز تحركات و نمايش هايي به
وجود آمد , ولي اگر بخواهيم با ديد كلي و جرياني به اين تحركات و نمايش ها
بنگريم , مشاهده خواهيم كرد كه واقعا مثل حركت ها و جست وخيزهايي
است كه مرغ و گوسفند بعد از بريده شدن گلو از خود نشان مي دهند.
همان طور كه مي دانيد , ما چنين حركت ها و جست وخيزهاي بي اثر را عمل
مذبوحانه مي ناميم . مي خواهم درباره ي اين ادعايم كه تحركات و نمايش هاي
نظامي ايران پس از نادرشاه , حالت مذبوحانه داشت , توضيح بيشتر بدهم و
بگويم اگر اين تحركات , مذبوحانه نبود , يك اثر عيني و يا اثر غيرعيني از
خود برجاي مي نهاد. مثلا سبب مي شد بيگانگان چشم طمع به ايران ندوزند
و همواره از درگيري با نيروهاي رزمي ايران در هراس باشند و به اصطلاح بر
روي قواي جنگي ما حساب باز كنند , ولي مشاهده مي كنيم كه تحركات
مذكور نه تنها چنين آثاري نداشته است بلكه هر تحرك نظامي و جنگي كه از
طرف قواي ايران به نمايش گذاشته شده است , پيش از آنكه جلوه اي از
قدرت و اقتدار و صلابت رزمي وغيرت و شور دفاع از ميهن را به ارمغان
بياورد و زهرچشم از دشمن بگيرد , سبب طمع بيشتر و جرات بيشتر و
گستاخي بيشتر دشمنان شده است ; زيرا اين تحركات , به جاي نشان دادن
قدرت قواي رزمي ايران , ضعف آن را برملا كرده است و دشمنان به خوبي
متوجه شده اند كه به راحتي مي توانند به سرزمين ايران دست اندازي كنند و
بخش ها و شهرهايي از آن را تصاحب نمايند. به همين دليل است كه ما از
زمان قاجاريه با روند مهلكي به نام « كوچك شدن پي درپي ايران » و « محدود
شدن پي درپي مرزهاي تاريخي ايران » و « از دست رفتن پي در پي بخش ها و
شهرها و قطعاتي از ايران » مواجه هستيم . اين روند نه تنها سبب شد شد در
« قفقاز » ده ها شهر و مناطق بسيار بزرگ و بااهميتي از ايران جدا شود , بلكه
جدا شدن ماوراالنهر , افغانستان و بخش هاي بزرگي از آسياي ميانه را نيز
درپي داشت . علاوه بر اين ها , ساير مرزهاي تاريخي ايران نيز از دست اندازي
در امان نماند و در هر مرحله , بخشي از ايران بزرگ در روند ناميموني كه از
زمان قاجاريه آغاز شده بود , فروافتاد و اين روند حتي در دوره سلسله
پهلوي نيز ادامه يافت و در غرب و جنوب ايران جاهايي از ايران جدا شد;
جاهايي مثل بحرين و... البته دانشجويان عزيز توجه داشته باشند كه من
نمي خواهم به استقلال بسياري از ملت هايي كه اكنون واحدهاي سياسي
مستقل دارند ولي قبلا بخشي از ايران بوده اند , بي اعتنايي كنم و واقعيت ها را
ناديده بگيرم بلكه هدفم تحليل تاريخي از روند تحولات نظامي ايران است .
به نظر من از اوايل قرن 13 هجري قمري كه مصادف با سال هاي پاياني قرن
هجده ي ميلادي است , كم رنگ شدن صلابت و اقتدار نظامي ايران به تدريج
خودنمايي كرد , يعني از آخرين سال قرن هجده ي ميلادي (1800 ميلادي )
كه گرجستان رسما از ايران جدا و به روسيه پيوست , نشانه هايي مبني بر
ضعف نيروي رزمي ايران بروز پيدا كرد. به همين دليل بود كه از اين زمان
بعد , ديگر كسي از اقتدار نظامي ايران هراسي به دل راه نداد و در نتيجه ,
روند قيچي شدن پيكر ايران بزرگ آغاز شد و سبب گرديد كه در قرن 13
هجري قمري برابر با قرن 19 ميلادي , به تدريج و در مراحل مختلف , بعد از
گرجستان نوبت به استان هاي قفقاز , افغانستان , ماوراالنهر و آسياي ميانه
برسد و سرانجام , بحرين نيز در سال هاي پاياني قرن 14 هجري قمري و در
دوره سلسله پهلوي از ايران جدا شد.
همان طور كه دانشجويان عزيز مي دانند , در دهه ششم قرن 14 هجري
شمسي , يعني در سال 1357 برابر با 1399 هـ . ق , در ايران واقعه بسيار مهم
و سرنوشت سازي اتفاق افتاد و انقلاب اسلامي به وقوع پيوست . اين انقلاب
كه اكنون بيش از صد سال از وقوع آن مي گذرد , مسير تاريخ ايران را به طور
كلي عوض كرد و ميهن ما را در بستر بالنده اي انداخت كه اكنون ما ثمرات آن
را با تمام وجود احساس مي كنيم . تقريبا يك سال و نيم از وقوع انقلاب
اسلامي گذشته بود كه ميهن ما گرفتار يك جنگ مهيب شد. به دليل
بي ساماني و فرسايشي كه در اثر وقوع انقلاب بر اركان جامعه ايران سايه
افكنده بود , دشمنان ميهن ما در صدد برآمدند بارديگر قطعاتي از پيكر ميهن
ما جدا كنند. دشمنان گمان مي كردند از فترت طبيعي كه در اثر گذر از رژيم
سلطنتي به يك نظام اسلامي پديد آمده بود , كاملا مي توانند بهره ببرند و با
يك هجوم سراسري , به اهداف خود كه حداقل آن جدا كردن بخش هايي از
ايران بود , دست يابند. طبق تصور و تحليلي كه دشمنان ميهن ما از تحولات
تاريخي نظامي و رزمي ايران در دو سده ي پيش از انقلاب اسلامي داشتند ,
گمان آن ها چندان هم بي اساس نبود و هر تحليل نظامي راهبردي كه براساس
واقعيت هاي تاريخ ايران و براساس عوامل مادي سامان يافته بود نيز چيزي
غير از اين نشان نمي داد. اما هنگامي كه جنگ آغاز شد و شخصي به نام
« صدام » در راس رژيم و ارتش عراق و به نمايندگي از سوي مجموع دشمنان
ايران و اسلام به ميهن ما حمله كرد , نه تنها در عرصه ي عمل همه ي روياها و
تحليل هاي دشمنان ايران به هم ريخت , بلكه حوادثي اتفاق افتاد كه هم نقطه
عطفي در تاريخ تحولات نظامي ايران شد و هم اينكه سيماي نظامي و رزمي
ايران را كه در قرون قبل مخدوش شده و دشمنان را گستاخ كرده بود , ترميم
و بازسازي نمود و پس از آن سبب شد بر روي قواي رزمي ايران حساب
ديگري باز شود و ديگر كسي هوس تجاوز و هوس جدا كردن قطعه اي از
ميهن ما را در سر نپروراند.
گرچه حماسه هايي كه عموم مردم ايران , به ويژه رزمندگان سرشار از
ايمان ما در آن زمان به وجود آوردند , نتايج عصري و مقطعي بزرگي داشت و
سبب شد دشمن سركوب و خوار شود و هرگز نتواند به اهداف خود كه ساقط
كردن انقلاب اسلامي و جدا كردن بخش هايي از ايران بود , دست يابد , ولي
نتايج ماندگار و تاريخي آن , بيش از ثمرات مقطعي اش بود. من نمي توانم
بگويم كه آن سلحشوراني كه در آن زمان با نهايت ايثارگري جنگيدند , به
اهميت كاري كه كردند واقف نبودند , ولي اكنون كه بيش از صد سال از آن
واقعه مي گذرد و ما نتايج تاريخي و دفاع هشت ساله اي را كه در تاريخ ما به
دفاع مقدس مشهور است , به خوبي مشاهده كرده ايم , خيلي خوب درباره
آثار مثبت آن دفاع جانانه , مي توانيم قضاوت كنيم . ما اكنون مي بينيم دفاع
مقدسي كه سلحشوران مومن و پرشور ايراني بار آن را در سال هاي 1359 تا
1367 بر دوش كشيدند , چگونه روند تحولات نظامي و دفاعي ايران و
سيماي رزمي آن را در اذهان ديگران تغيير دادند. به طور كلي بايد بگويم كه
سيماي نظامي و دفاعي و رزمي ايران در قرن 13 و 14 هجري و قمري ,
جلوه اي ضعيف و كم رنگ و ناتواني داشت كه نتايج تاريخي و عيني آن همان
است كه در تاريخ خوانده ايد و متوجه شده ايد كه فقدان روح رزمي و دفاعي
چگونه سبب شد كه دشمنان بر ايران قرن 13 و 14 هـ . ق گستاخ شوند , ولي
با آغاز قرن 15 هـ . ق كه تقريبا با آغاز دوره هشت ساله دفاع مقدس همراه
شد , اين سيما كاملا دگرگون شد و ما اكنون بيش از صد سال است كه هر روز
از روز پيش قدرت دفاعي و روح دفاعي بيشتري پيدا كرده ايم و در اين صد
سال , ديگر كسي جرات نگاه گستاخانه به ما نداشته است . اين جلوه ي
پرصلابت دفاعي ما , چيزي است كه سنگ بناي آن در دوره ي هشت ساله
دفاع مقدس نهاده شد.
در اين هنگام , دانشجويي گفت : اتفاقا من هم در جايي خواندم كه در
جريان جنگ هشت ساله ي ايران و عراق , حوادثي اتفاق افتاد كه دو ـ سه
قرن قبل از آن سابقه اي نداشته است . مثلا در اين جنگ , نيروهاي رزمي
ايران بعد از دو ـ سه قرن , اولين بار در وضعيتي قرار گرفتند كه با قدرت و
توان بالا , مرزهاي تاريخي و طبيعي ايران را پشت سر گذاشتند و در آن سوي
مرز به تنبيه سپاه مهاجم پرداختند. حتي اولين بار شهري مثل « فاو » را
تصرف كردند.
استاد دوباره ي رشته سخن را به دست گرفت و گفت : شما به نكته ي
خوبي اشاره كرديد. من نمي خواستم به جزئيات بپردازم . هدفم ارائه تحليلي
كلي تاريخي بود , ولي اكنون كه شما به اين نكته اشاره كرديد , لازم است
بگويم كه در جريان جنگ هشت ساله ي ايران و عراق , شگفتي هايي پديد آمد
و اين واقعه , اوج هاي متعددي داشت . همين شگفتي ها و اوج ها سبب شدكه
جنگ مذكور نقطه ي عطف بزرگ و بسيار سرنوشت سازي در تاريخ تحولات
نظامي ايران شود و اهميت فراوان پيدا كند. هر يك از عملياتي كه در طول
جنگ از طرف نيروهاي پرشور و سلحشور ايراني طراحي و اجرا شده
شگفتي ها و ويژگي هاي خاص خود را داشت كه بايد جداگانه درباره ي آن ها
بحث شود , اما چون شما به عمليات فتح « فاو » اشاره كرديد , بايد بگويم كه
عمليات « والفجر8 » كه منجر به فتح « فاو » شد , يكي از مهم ترين نقطه ي
درخشان و يكي از اوج هاي بسيار شگفت انگيز و سرنوشت ساز جنگ هشت
ساله ي ايران و عراق محسوب مي شود. به نظر من , اگر نگاه كلي و تاريخي به
تحولات نظامي ايران در قرون اخير بيفكنيم , به خودي خود , اين موضوع را
درمي يابيم كه فتح فاو به نوعي اعلام پايان دوره ي دويست ساله اي بود كه در
مرحله از آن , ما مجبور مي شديم به از دست دادن شهر و يا منطقه اي از
ميهنمان تن بدهيم . به عبارت ديگر , « فتح فاو » اين پيام تاريخي و بسيار مهم
را براي همه ي دشمنان ما داشت كه ديگر آن دوره ي دويست ساله اي كه هر
بار به ايران حمله مي شد , بخشي و يا شهري از پيكر ميهن ما به دست دشمن
مي افتاد , به سر رسيده است و بعد از اين , اگر تجاوزي به ميهن صورت
بگيرد , توان روحي و رزمي قواي سلحشور و مومن ايران چنان است كه نه
تنها دشمنان و متجاوزان را در همان نوار مرزي تنبيه مي كند , بلكه آن ها را در
سرزمين خودشان نيز تعقيب و تنبيه مي نمايد و براي پشيمان كردن
متجاوزان , حتي در شهرهاي خود دشمن , عمليات گوش مالي را انجام
مي دهد
در اين جا مي خواهم دانشجويان عزيز را متوجه برخي شباهت ها و
قرينه ها بنمايم . مي دانيد كه اسلام از دهه ي دوم هجري وارد عراق شد. در آن
زمان , عراق , بخشي از ايران و بخشي از قلمروي ساسانيان بود. اتفاقا يكي از
دروازه هاي ورود اسلام به عراق كه منجر به عقب نشيني تدريجي ساسانيان
شد , تقريبا نزديك همان مناطقي بود كه سلحشوران مسلمان ايراني , عمليات
والفجر 8 را در آن جا انجام دادند و شهر فاو و بخشي از جنوب عراق را به
تصرف درآوردند . بنابراين , يكي از ويژگي هاي عمليات والفجر 8 اين است
كه در منطقه و سرزميني انجام شد كه محل ورود اولين گروه هاي مسلمان به
عراق است . به عبارت ديگر , فاتحان فاو , به اين دليل كه از انگيزه هاي بسيار
قوي ديني برخوردار بودند و منطقه ي عملياتي مشترك نيز با گروه هاي رزمي
صدر اسلام در جنوب عراق داشتند , نه تنها به هم شبيه اند بلكه گويا فاتحان
فاو پا در جاي پاي گروه هاي رزمي صدر اسلام نهاده بودند. اساسا , جنوب
عراق , به ويژه منطقه ي فاو , به دليل اهميت سوق الجيشي , در تحولات
نظامي اين منطقه نقش داشته است . تنها گروه هاي رزمي صدر اسلام نبودند
كه آن جا را از مداخل اوليه براي ورود به سرزمين عراق محسوب كردند; و
تنها رزمندگان مسلمان ايراني نبودند كه در جريان جنگ هشت ساله , فتح فاو
و ورود به آن جا را به عنوان نشاني از قدرت فوق العاده ي خود به نمايش
نهادند و دشمن را از تجاوز و تهاجم پشيمان كردند , بلكه دشمنان اسلام نيز
همين منطقه را براي ورود به عراق انتخاب كردند. به عنوان مثال , با شروع
جنگ جهاني اول , نيروهاي انگليسي , فاو را اولين نقطه براي ورود به عراق
انتخاب كردند و در 15 آبان 1293 هـ . ش (ششم نوامبر 1914 ميلادي ) فاو
را تصرف كردند. با اين تفاوت كه خبر ورود انگليسي ها به فاو , ولوله و
اضطراب و نگراني سراسري در كل عراق ايجاد كرد و مردم به طور
خودجوش به پا خاستند كه در برابر انگليسي ها بايستند , زيرا انگليسي ها با
خود ظلمت , فساد , غارت گري استيلاي كفر بر سرزمين هاي اسلامي و...
مي آوردند , ولي مجاهدان صدر اسلام و رزمندگان مسلمان ايراني با ورود به
فاو و جنوب عراق , بشارت آزادي و دينداري را همراه خود
داشتند.
گرچه بنا نبود به جزئيات پرداخته شود ولي اكنون كه از عمليات ولفجر
8 و فتح فاو سخن به ميان آورديم , بايد يادآوري كنم كه عمليات والفجر8 ,
عمليات حيرت انگيز و بسيار درخشاني بود كه حدود 90 روز رزم بي امان و
شبانه روزي را در پي داشت و جوانان پرشور و مومن ايراني در جريان اين
نبرد , حماسه هايي پديد آوردند كه نه تنها در تاريخ جنگ هاي ايران بلكه در
كل تاريخ جنگ هاي جهان كم نظير و حتي بي نظير است . در اين عمليات ,
حماسه , معنويت , ايثار , فنون و تدابير جنگي , سلحشوري , انگيزه و ايمان ,
استقامت و پايداري , شهادت طلبي و دل به مرگ سپردن , مهارت استفاده از
ابزار و دانش نظامي , توكل به عنايات غيبي , افزودن عناصري بر دانش و فنون
نظامي مرسوم آن زمان , و خلاصه , ده ها عنصر و عامل در والفجر 8 به هم
آميخته شده بود كه اگر بخواهم نگاه توضيحي به هر يك از عناصر و عوامل
مذكور بيندازم و شگفتي هاي مربوطه را بازگويي كنم , مثنوي هفتادمن خواهد
شد. به همين دليل است كه حتي فرماندهان ارشد ارتش دشمن نيز نتوانستند
به ابتكارات نظامي و مهارت ايرانيان در نبرد فاو اعتراف نكنند و آن را
نستايند. در همان زمان , رئيس كل ستاد يكي از لشكرهاي زبده ي دشمن در
اين باره گفت : مساله فتح فاو توسط ايرانيان , با يك بررسي و تحليل ساده و
متعارف نظامي قابل تبيين و توضيح نيست . اعتقاد من اين است كه بايد در
اين زمينه فصل جديدي توسط دانشگاه ها و دانشكده هاي نظامي و جنگي
جهان گشوده شود تا افسران و فرماندهان , علاوه بر فراگيري دروس متعارف
و كلاسيك نظامي دانشكده ها , با ابتكارها و شيوه هاي جنگي كه ايرانيان با
استفاده از آن شيوه ها , فاو را تصرف كردند , آشنا شوند. به نظر من , مدرسين
اين دروس نيز بهتر است همان نظاميان و بسيجيان ايراني باشند كه با مهارت
و ابتكار توانستند موانع متعددي مثل رودخانه ي عريض و عميق اروند ,
ساحل باتلاقي و انباشته از انواع بوته هاي بلند 3 تا 4 متري , زميني انباشته
از موانع مصنوعي و سيم خاردار و استحكامات و... را با مهارت كامل
پشت سر بگذارند و در هوايي كه كاملا باراني و تاريك بود , خطوط دفاعي
عراق را منهدم كنند و در نهايت به فاو دست يابند.
خلاصه اينكه شب 21 بهمن 1364 هـ . ش در تاريخ نظامي ايران هرگز
فراموش نمي شود . شبي كه عمليات والفجر 8 با نام خدا و با رمز
« يافاطمه الزهرا » در دل تاريك شب و در ميان امواج خروشان اروندرود و در
حالي كه باران شديد نيز به ياري امواج خروشان آب آمده بود , آغاز شد.
شبي كه پنج تا شش هزار رزمنده ي ايراني پس از ماه ها تمرين نظامي و
غواصي , مرگ را به مسخره گرفتند و خود را به عنوان پيشقراولان و
خط شكنان سپاه اسلام به امواج رود عريض و عميق اروند سپردند تا در آن
سوي رود , خط دشمن را بشكنند و مسير را براي عبور ساير نيروها آماده
كنند. شبي كه پنج تا شش هزار نفر از مردان قورباغه اي (رزمندگان غواص )
بعد از آن كه چند ماه آموزش مي ديدند و در قرنطينه ي كامل به سر مي بردند و
با توكل بر خدا براي آغاز عمليات لحظه شماري مي كردند , از ميان امواج
گذشتند و در طول 15 دقيقه , خطوط دشمن را در آن سوي اروند كه شامل
انواع موانع انفجاري و ايذايي بود , درهم شكستند. شبي كه فرداي آن روز ,
پرچم سبز مرقد امام رضا عليه السلام به عنوان نشان پيروزي قواي اسلام ,
توسط يكي از فاتحان بزرگ فاو (سردار مرتضي قرباني , فرمانده لشكر 25
كربلا از مازندران ) بر فراز مناره ي مسجد به اهتزاز درآمد. آري , عمليات
والفجر از مباهات تاريخ نظامي ايران در سده هاي اخير است و همه ي
عناصري كه قابل مباهات مي باشد , در آن عمليات موج مي زند.
در عمليات « والفجر8 » , اتفاقي افتاد كه در قرون اخير
سابقه اي نداشت . در اين عمليات , پس از دو ـ سه قرن , اولين
بار بود كه نيروهاي رزمي ايران در وضعيتي قرار گرفتند كه با
قدرت و توان بالا , مرزهاي تاريخي و طبيعي ايران را پشت سر
گذاشتند و در آن سوي مرز به تنبيه سپاه مهاجم پرداختند
شب 21 بهمن 1364 در تاريخ نظامي ايران هرگز فراموش
نمي شود. شبي كه هزاران رزمنده ي فرشته صفت ايراني , مرگ
را به مسخره گرفتند و خود را به امواج خروشان اروند سپردند
و در طول 15 دقيقه با آفريدن يك معجزه ي نظامي و حماسي ,
خطوط بسيار مستحكم و حيرت انگيز دشمن را درهم شكستند و
بنياني نو در تاريخ نظامي ايران و جهان بنا نهادند

|
|