ويژه نامه سلمان رشدي مرتد
روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1384

حكم امام خميني (ره ) در باره سلمان رشدي
غرب مغرور
حمايت مراجع , علما و سياستمداران از حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره )
* نگاهي تفسيري به حكم امام خميني عليه « آيات شيطاني »
* « آيات شيطاني » خفت بارترين شكست تاريخي غرب
* مباني فقهي حكم حضرت امام خميني (ره ) در مورد نويسنده كتاب « آيات شيطاني »
* از « سلمان رشدي » تا « يولند پوستن »
* خشم جهان اسلام عليه توطئه اسلام ستيزي دولت دانمارك
* عكس و شرح عكس
* عكس و شرح عكس
قطعنامه 46 كشور اسلامي عليه رشدي مرتد
* اجماع جهان اسلام بر ارتداد سلمان رشدي
* علما و مراجع عظام تقليد جسارت برخي مطبوعات غربي به ساحت پيامبر اكرم (ص ) رامحكوم كردند
* سلمان رشدي مرتد كيست
نگاهي به زندگي ننگين سلمان رشدي مرتد

* رشدي در منظر كاريكاتور
حكم امام خميني (ره ) در باره سلمان رشدي


بسمه تعالي
انالله و انااليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي باشند.
از مسلمانان غيور ميخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آنان را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود شهيد است انشائالله . ضمنا اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام آنرا ندارد او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
روح الله الموسوي الخميني

اجماع جهان اسلام بر ارتداد سلمان رشدي





همه ساله در ر وزهاي پاياني بهمن و در نيمه ماه فوريه , ناقوس مرگ براي پايان زندگي نكبت بار يك مرتد مجددا به صدا در مي آيد و حاميان غربي او نيز به تكاپو افتاده و صداهايي را كه در ام القراي اسلام و ميان 1,5 ميليارد مسلمان در سراسر جهان طنين انداز مي شود به دقت پيگيري مي كنند. واقعيت اينست كه برگزاري سالگرد صدور فتواي تاريخي امام خميني همواره براي سلمان رشدي مرتد و حاميان غربي اش با وحشت و اضطراب همراه بوده زيرا بار ديگر صحنه اعدام او را در جهان و در مقابل ديدگان بيش از 1,5 ميليارد مسلمان مجسم كرده و بر عزم قاطع مسلمانان براي اجراي اين حكم تاكيد مي كند.
در طول 17 سال گذشته , هم رشدي و هم حاميان وقيح او در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان متر صد موقعيتي هستند كه سلمان رشدي مرتد از مخفيگاه خود خارج ودر مجامع عمومي ظاهر شود , آنگاه مسلمانان غيرتمند به وظيفه انقلابي و شرعي خود اقدام كنند.
بوقهاي تبليغاتي , محافل مساله دار و كسانيكه با دريافت پول و رشوه در اين سالها بارشدي همدردي و همراهي مي كردند , همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت , يعني برگه حكم اعدام , بدست بياورند , با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست .
شايد آنروزها كه انگليسي هاي شرور با سرمايه گذاري بر روي « سلمان رشدي » سعي داشتند جهان اسلام را تحقير كرده و توطئه اي عليه مقدسات و ارزشهاي بيش از يك و نيم ميليارد مسلمان در سراسر جهان كه با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به خود آگاهي رسيده و در مقابل امپرياليستها و چپاولگران صف آرايي كرده بودند , به راه بيندازند , فكرنمي كردند سرانجام اين عنصر مفلوك روي دست شان بماند و در اين بازي سياسي خلع سلاح شوند.
در اين راستا انگليس همه كشورهاي عضو اتحايه اروپا و آمريكا را به همراه خود وارد صحنه كرد تا به هر طريق ممكن جمهوري اسلامي ايران را براي لغو حكم اعدام سلمان رشدي تحت فشار قرار دهد ولي اين همداستاني نيز نتوانست كينه هاي انباشته شده مسلمانان را فرو بنشاند و در صف مسلمانان تزلزلي ايجاد نمايد.
اين توطئه نه تنها در ابتدا به ظاهر توطئه فرهنگي غرب عليه اسلام و مسلمانان بود ولي بعدها سعي كردند آنرا به توطئه اي سياسي نيز تبديل كنند اما خشم يكپارچه ملتهاي مسلمان عليه اين توطئه , آنرا به آتشي دامنگير عليه غرب مبدل كرد و در نهايت , دامنه تبليغات و گستره مانور خود را بر روي عنصر سوخته اي به نام سلمان رشدي به حداقل كاهش دادند.
آنچه مسلم است , كشورهاي غربي حامي سلمان رشدي در تشخيص آزادي قلم با اهانت به مقدسات مسلمانان دچار اشتباه شده و با حمايت خود از سلمان رشدي مطرود به اعتقادات ملل مسلمان توهين روا داشته اند. يكي از اهداف انگليسي ها از ترتيب دادن اين سناريو , نوعي آزمايش حساسيت مسلمانان و كشورهاي اسلامي بود كه خوشبختانه ملتها و دولتها به موقع عكس العمل نشان داده و خشم خود را اعلام نموده و نشان دادند يكپارچه عليه اين توهين ايستاده اند و هر قدر هم زمان بگذرد , اعتقاد آنان به حكم خدا و پشتوانه حكم اعدام سلمان رشدي , راسخ تر خواهد شد و هيچ تزلزلي در اين اعتقاد پديد نخواهد آمد.
البته گذشت زمان و تحولات زمانه , پديده اي كاملا طبيعي است اما برخي به اشتباه و برخي ديگر شايد به تعمد سعي كردند آنرا به منزله فراموشي حكم الهي و فروكش كردن تب اجراي حكم اعدام سلمان رشدي تلقي كنند. اينكه زمان در مسير خود , تغييرات و تحولاتي را در حوادث ايجاد خواهد كرد , پديده تازه اي نيست لكن در طول سالهاي پس از صدور حكم اعدام سلمان رشدي كساني اميدوار بودند كه با مرور زمان و روي كارآمدن دولتهاي جديد , امكان لغو چنين حكمي مورد بررسي قرار گيرد , ولي اين رويايي بي تعبير بود و گذشت زمان به آنها اثبات كرد چيزي در اين مورد تغيير نكرده است .
واقعيت اينست كه گذشت زمان و تغيير و تحولات در كشورهاي اسلامي و اوضاع بين المللي هرگز حكم خدا عليه توهين كنندگان به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلامي را لغو نكرد و اين حكم در هر حال به عنوان يك اصل تغييرناپذير همچنان به قوت خود باقي ماند. غيرقابل تغيير بودن حكم امام در مورد سلمان رشدي , يك واقعيت است وموضع دولتها و ملتها در مورد سلمان رشدي تغيير نكرده و نخواهد كرد.
خوشبختانه حكم اعدام سلمان رشدي مرتد در صحنه بين الملل اسلامي نيز از پشتوانه محكمي برخوردار شد و از همان ابتدا كليه كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي نيز آنرا تاييد كرده اند.
حاميان رشدي و طراحان اين توطئه به چشم خود ديدند كه همه مذاهب و فرق اسلامي وحتي كشورهايي كه با جمهوري اسلامي ايران از لحاظ ديدگاه سياسي همفكر نبودند , بر موضع ارتداد رشدي و لزوم اجراي حكم شرعي در باره وي صحه گذاشتند.
در اين 17 سال كشورهاي غربي و حاميان اين جرثومه فساد , تحركات گسترده وشديدي از خود نشان داده و با اعمال فشارهاي سياسي و تبليغاتي درصدد برآمدند كشورهاي اسلامي بويژه جمهوري اسلامي ايران را وادار به تجديد نظر در زمينه حكم قتل سلمان رشدي نمايند ولي توفيقي بدست نياوردند.
درست است كه از لحظه صدور حكم قتل رشدي توسط امام خميني 17 سال مي گذرد اما همه لحظات اين 6200 روز در واقع براي او يك عمر شكنجه روحي بوده است . او هفده سال است كه در حال جان كندن و تلخكامي بسر مي برد , هرچند كه هنوز نفس مي كشد و تحت تدابير شديد امنيتي روزگار خويش را سپري مي كند.
مسلمانان غيور با اين اميد جدي هفدهمين سالگرد صدور فتواي تاريخي امام را برگزار مي كنند كه سلمان رشدي هر چه سريعتر به سزاي هتاكي و خيانت خود برسد و مزد بي شرمي هاي خود را دريافت كند.
دراين هفده سال , دشمنان اسلام و حاميان سلمان رشدي مرتد به دفعات قند در دل خودآب كرده و در انتظار تحقق آرزوهاي خام و روياهاي شيرين خود مبني بر لغو حكم اعدام و يا دست كم , انصراف مسلمانان از اجراي اين حكم بودند تا بتوانند خود را از بن بستي كه دچار آن شده اند خلاص كنند , اما همواره با شرمساري و سرافكندگي مواجه گرديده اند.واقعيتي كه اكنون غربي ها به آن تن داده اند اين است كه حكم اعدام سلمان رشدي لغو شدني نيست پس بايد سلمان رشدي مرتد را همچون مرده متحرك در داخل آكواريوم هاي امنيتي حفظ كنند , ولي واقعيت گريزناپذير اينست كه تعزيه گردانان اين نمايش رسوا به اين اصل تغييرناپذير تن داده اند كه حكم اعدام رشدي خدشه ناپذير است و چيزي نيست كه به مرور زمان قابل تغييرباشد . در اين باره پس از گذشت 14 سال براي همه جهانيان روشن شده كه حكم شرعي در مورد رشدي را تحت هيچ شرايطي نمي توان پس گرفت يا آن را كان لم يكن تلقي نمود. اين حكم تاريخي به قدري قوي , نافذ و لازم الاجراست كه دامنه ي آن تا انتهاي تاريخ كشيده شده است . قطعا اين واقعه نهفته در تقدير , سرانجام جامه تحقق به خود خواهد گرفت و رشدي را به سزاي خيانت ننگيني كه مرتكب شده خواهد رساند.

حمايت مراجع , علما و سياستمداران از حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره )




بسمه تعالي ـ انالله و انااليه راجعون ـ به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان ميرسانم , مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است . همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آنان را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود شهيد است انشاالله . ضمنا اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام آن را ندارد او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته ـ روح الله الموسوي الخميني
67,11,25
آنچه از نظر گذشت حكم تاريخي و قاطع حضرت امام خميني (ره ) در مورد سلمان رشدي مرتد بود كه ايشان در 25 بهمن ماه سال يكهزار و سيصد و شصت و هفت صادر فرمودند و در پي آن علما , مراجع و سياستمداران نيز پيام هايي را در راستاي اين حكم و اجراي آن منتشر نمودند كه در هفدهمين سال انتشار اين حكم غيرقابل تغيير , گوشه هايي از اين اظهارات را از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرانيم .


رهبر معظم انقلاب , حضرت آيت الله خامنه اي :
امام براساس يك فهم دقيق و نوراني فتواي ارتداد اين عامل استكبار (سلمان رشدي ) را صادر كرد و با مبهوت كردن دنيا راه دشمنان اسلام را مسدود ساخت .
امام , تيري را به طرف اين مرد فاجر و هتاك رها كردند. اين تير از چله كمان خارج شده و درست هدفگيري شده و دير يا زود به هدف خواهد خورد.
همه مسلماناني كه امروز مي توانند اين عامل پست فطرت ولئيم را كه براي حركت ضد اسلامي ظاهر شده از سر راه بردارند , بايد اين كار را بكنند.
حاميان سلمان رشدي دنبال اين هستند كه آيا فتواي امام عوض شده است مگر اين فتوا قابل عوض شدن است ! مگر كسي مي تواند نسبت به اين قضيه با كسي مقابله كند.
مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني :
يكي از نمونه هاي بارز توطئه هاي استعمارگران عليه اسلام و قرآن , همين تاليف و نشر كتاب ضاله « آيات شيطاني » است . نويسنده اين كتاب شرعا مهدورالدم است و سزاي توهين به ساحت مقدس حضرت ختمي مرتبت رسول الله (ص ) و مقدسات اسلام , مرگ است .
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ به دنبال انتشار برخي از اخبار , مطلع شدم كه دنياي كفر خصوصا دولت انگليس , توهم لغو فتواي الهي تاريخي امام راحل قدس سره الشريف نسبت به قتل سلمان رشدي مرتد را نموده است .
لازم ديدم در اين رابطه اعلام نمايم كه اين فتوي به هيچ وجه قابل نقض و يا تغيير نيست و اكنون نيز بر همه مسلمانان جهان اجراي آن واجب است و چنانچه دولت محترم جمهوري اسلامي تصميم بر مباشرت در اقدام بر اجراي اين فتوي را نداشته باشد ليكن بايد در رديف اولين حاميان اين فتوي باشد و بدانند حوزه هاي علميه و ملت اسلامي ايران كه صددرصد در رابطه با نظام و امام قلبشان مي تپد , هرگز اجازه نخواهند داد اين فتواي دستخوش سياستهاي خارجي روزمره گردد و نيز بدانند كتاب سلمان رشدي در واقع كتاب دولت انگليس است , همانطوري كه اين شخص پليد در شرح حال خود اعتراف مي كند كه تمام سرفصل هاي اين كتاب به هدايت آن دولت بوده است و اين دولت با سابقه سياهي كه در برخورد با اسلام دارد چنانچه زمينه را فراهم ببيند صدها سلمان رشدي و يا بدتر از او را تربيت خواهد نمود خداوند متعال نظام مقدس جمهوري اسلامي را از هر گزندي مصون بفرمايد. انشاالله تعالي
محمد فاضل 1377,7,5
آيت الله موسوي اردبيلي :
كار سلمان رشدي يك سب و ارتداد عادي نبود , بلكه يك توطئه و نقشه حساب شده بود. در واقع حلقه اي از حلقه هاي متصل به هم بود كه استكبار جهاني به راه انداخت . سلمان رشدي مرتد , مصداق كافر حربي است . به اين معنا كه عليه اسلام اقدام كرده است .
آيت الله شيخ يوسف صانعي :
هيچ كس را ياراي دفاع از امثال سلمان رشدي ها نيست چون دفاع از امثال او هم ارتداد عملي و هتك همه مقدسات وسبب مهدورالدم شدن مي باشد.
آيت الله جوادي آملي :
اطاعت از حكم امام و اجراي آن نه تنها بر مسلمين جهان بلكه بر يهوديان و مسيحيان نيز واجب است . سرش اين است كه آنها , هم در فروع مانند اصول مكلفند و هم از نظر بحث اخلاقي و كلامي و اجتماعي حيثيت خود را از قرآن كريم دارند. اگر قرآن كريم زير سوال برود نه توراتي مي ماند و نه انجيلي .....
آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله :
حكم اعدام سلمان رشدي مورد اجماع همه علماي مسلمان است . ما مسلمانان حمايت رسانه هاي غربي از اقدامات سلمان رشدي مرتد را به معني دفاع از « آزادي انديشه » نمي دانيم .مساله وي هتك حرمت و دشنام به پيامبر ما حضرت محمد(ص ) به شمار مي رود و اين مصداق روشن ارتداد است .
آيت الله هاشمي رفسنجاني :
مسئله جدي تر از اين است كه تصور شود يك نفر يك رمان را نوشته است . همه استكبار در پشت سر اين اهانت قرار دارد.... مسلمانهاي جهان عقيده دارند كه شما غربيها در نوشتن اين كتاب شريك بوده ايد ولو اينكه نويسنده اش يك فرد است . اگر اين كار را نكرديد , اعلام كنيد تا ما تكليفمان را بفهميم ..... ما از مصاف بخاطر ارزشها و مقدساتمان استقبال مي كنيم , از تهديدها هراسي نداريم و آماده ايم به هر قيمت راه خودمان را ادامه دهيم ..... در اين مصاف راه اسلام از راه نفاق و ريا جدا شده و مسلمانان راستين به پيروي از رهبري قاطع انقلاب , بر تصميم نهايي خود در مبارزه با كفر جهاني پاي خواهند فشرد.
..... قرآن فحاشي را نمي پذيرد و در مقابل اهانت ديگران كوتاه نمي آيد. براي ما حتي اديان ديگر هم همينطور است . اگر كسي امروز به حضرت موسي يا حضرت عيسي يا حضرت ابراهيم اهانت كند , ما با همان شدت در مقابلش مي ايستيم . اينها مقدساتي هستند كه افكار الهيون دنيا را تابناك نگه مي دارند. ما انتظار داريم مسيحيان و يهوديان غيرصهيونيست و به طور كلي الهيون دنيا جدا اعتراض كنند و جلوي اينگونه حركت هاي ناپسند استكبار فرهنگي را ببندند.....
آيت الله جنتي :
قطع ارتباط 12 كشور غربي پس از انتشار حكم امام , تعلق جوايز بي شمار از طرف انجمن هاي سياسي وفرهنگي جهان به اين كتاب و حمايت بوش از نويسنده كتاب و پرداخت 850 هزار دلار به سلمان رشدي پيش از نگارش , افشاگر اين حقيقت است كه اين حركت يك اقدام توطئه گرانه برخوردار از حمايت استكبار عليه اسلام بوده است .
آيت الله يزدي :
عامه و خاصه متفقا قبول دارند هركس فحاشي و زشت گويي به پيامبر اكرم اسلام (ص ) كند , حكمش قتل بوده و واجب است به قتل برسد. لذا , در اين امر كه زيربناي حكم است هيچ اختلاف نظري وجود ندارد.
مرحوم آيت الله صالحي مازندراني :
فتواي تاريخي عبدصالح خدا در مورد مولف كتاب آيات شيطاني و حكم اعدام آن شيطان به هيچ وجه قابل تغيير نيست .
آيت الله حاج شيخ حسن صانعي :
فكر اجراي حكم مرگ رشدي , تفكر زنده اي است كه فرصت مناسب را جستجو مي كند.
حكم مرگ رشدي فراموش شدني نيست و به فرمايش مقام معظم رهبري , تيري است كه خوب شليك شده و سرانجام به هدف خواهد رسيد.
سياست خارجي ما بايد با قاطعيت در برابر دولت هايي كه مي خواهند روابط خود را به لغو , تلطيف يا حتي كم رنگ كردن حكم مرگ رشدي مشروط كنند , ايستادگي نمايد , زيرا هر تسامحي با اين قبيل دولت ها كه به قيمت بي توجهي به دستورات و احكام اسلامي صورت مي گيرد , گناهي است نابخشودني .
تحقق حكم روحبخش حضرت امام , موجب شادي همه متدينين و مومنين واقعي دنياي اسلام و موجب ياس و سرشكستگي جبهه كفر خواهد شد.
حجت الاسلام سيد محمد خاتمي :
در اسلام آزادي به معناي قدرت تسلط فرد بر هواي نفس خويش است و در نقطه مقابل آن , آزادي به شكل غربي قرار دارد كه در پيروي فرد از نفسانيت ظهور مي يابد. سالانه صدها كتاب مخالف اعتقادات اسلامي در جهان منتشر مي شود , اما در مورد مولفان هيچيك از اين كتاب ها حكم اعدام صادر نمي شود. كتاب آيات شيطاني نه تنها خلاف اعتقادات اسلامي است بلكه اهانت و دشنام به اساس اسلام و مقدسات آن را هدف خود قرار داده است . اين كتاب كه از لحاظ فني بسيار ضعيف مي باشد چندين بار تجديد چاپ شده و انتشار آن در واقع يك حركت فرهنگي نيست بلكه يك كار سياسي و ضدامنيتي عليه اسلام است .
مهندس ميرحسين موسوي (نخست وزير وقت )
بسم الله الرحمن الرحيم . انالله و انااليه راجعون
با توجه به توطئه جديد شيطان بزرگ آمريكا , كه با انتشار مطالبي زهرآگين و توهين آميز در مورد اسلام و قرآن و پيامبراكرم (ص ) , قدمي تازه در راه خصومت عملي با اسلام و مسلمين برداشته است . بنابه دستور رهبر كبير انقلاب اسلامي روز چهارشنبه 67,11,26 در سراسر كشور عزاي عمومي اعلام مي گردد. امروز كه مي رود تا اسلام ناب محمدي جانهاي خفته ملت هاي مظلوم و محروم جهان را بيدار سازد و فروغ آن راه رهائي را به فرزندان انقلابي جهان نشان داده است و امروز كه ملت هاي در بند مسلمان با تاسي از انقلاب اسلامي راه رهايي خود را از سرنوشتي كه ابرقدرت ها براي آنها تعيين كرده اند , يافته اند و بعد از آنكه آمريكا نتوانسته است عليرغم همه تلاش ها و توطئه ها , آهنگ روبه رشد گسترش مرزهاي اعتقاد به اسلام ناب محمدي را سد كند وهر لحظه بيم انفجار انرژي متراكم ملت هاي اسلام منافع او را تهديد مي كند , شيطان بزرگ تصميم گرفته از راه تحريف و توهين و جعل تاريخ و حمله به مقدسات امت بزرگ اسلامي توسط قلم بمزدهاي خود توطئه فوق را به انجام برساند. دولت جمهوري اسلامي ايران ضمن قدرداني از همه مسلمانان غيرتمند كه در سراسر جهان عليه اين ترفند جديد و كثيف آمريكا بپاخاسته اند و با حركت شورانگيز خود نشان داده اند كه براي حراست از مرزهاي حرمت و قداست اسلام حاضرند از جان خود بگذرند و ضمن تبريك و تسليت به خانواده هايي كه فرزندان آنها به دليل اعتراض به آمريكا در يك كشور اسلامي آماج گلوله سلاحهاي مشكوك قرار گرفته اند و به لقاالله پيوستند , اعلام مي كند كه دولت و ملت ايران در مقابل اين توطئه كثيف ساكت نخواهد نشست و هر نوع اقدام مقتضي را براي جلوگيري از اين دسيسه شوم بعمل خواهد آورد. ما از همه ملت هاي اسلامي دعوت مي كنيم در مقابل اين هجوم تازه استكبار جهاني به سركردگي آمريكا عليه اسلام , مسلمين , قرآن و پيامبر اسلام ساكت ننشينند و صداي اعتراض آميز خود را عليه اين عمل شيطاني بلند كنند. ما از همه هسته هاي حزب الله در جهان اسلام مي خواهيم كه عمق اين توطئه سياه را درك كنند و ضمن گسترش آگاهي ملت و جامعه فردا , اقدامات لازم را براي خنثي كردن آن بكار گيرند. و ما به همه دولت هاي اسلامي توصيه مي كنيم تا خود را مقابل توده هاي ميليوني مسلمانان خشمگين قرار ندهند وهمراه ملت خود نفرت وخشم خود را عليه اين اقدام تحريك آميز آمريكا نشان دهند.
ميرحسين موسوي ـ نخست وزير
1367,11,25

نگاهي تفسيري به حكم امام خميني عليه « آيات شيطاني »




در تاريخ معاصر ايران , دو حكم كوتاه اما كوبنده و پرنفوذ , تاريخ ساز شدند. يكي حكم مرحوم ميرزا محمدحسن حسيني شيرازي معروف به « ميرزاي بزرگ » در ماجراي معروف به تنباكو و ديگري حكم ارتداد سلمان رشدي كه توسط امام خميني صادر شد.
مرحوم ميرزاي شيرازي در سال 1380 هجري قمري با تحرير يك حكم يك سطري توانست قرارداد استعماري انحصار توتون و تنباكو , كه ناصرالدين شاه قاجار به انگليس واگذار كرده بود , را لغو كند و سيلي محكمي به صورت استعمارگر بزرگ آن روز كه دولت انگليس , و بقول دولتمردان لندن « بريتانياي كبير » بود , بزند. متن حكم ميرزاي بزرگ چنين بود :
« بسم الله الرحمن الرحيم . اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحوكان در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است . حرره الاقل محمد حسن الحسيني » .
آن روز , يعني 115 سال قبل , براي سردمداران استعمار پراشتها و پرقدرت انگليس كه بسياري از كشورهاي آسيائي و آفريقائي را تحت سلطه خود داشتند و آنها را بي رحمانه استثمار مي كردند , مواجه شدن با حكم يك روحاني كهنسال و تكيده كه بدون تشريفات و زرق و برق در شهر كوچك سامراي عراق به تدريس و اقامه نماز جماعت و بيان احكام دين مشغول بود ولي توانسته بود با يك بيانيه يك جمله اي , شاه قدرتمند قاجار را وادار به تسليم كند و بزرگترين قدرت استعماري آن روز را به عقب نشيني و پذيرفتن لغو يك قرارداد پرسود و چند منظوره مجبور نمايد , بسيار شگفت انگيز بود. اما بهرحال اين واقعيتي بود كه رخ داد و البته همه استعمارگران آن روز بويژه انگليس ها را سخت به تكاپوي شناخت اين قدرت معنوي انداخت تا راهي براي مقابله با آن بيابند و آينده استعمار را در كشورهاي اسلامي تضمين كنند.
انگليس , سيلي ديگري نيز از علماي شيعه در عراق خورد , آنگاه كه بعد از فروپاشي حكوت عثماني و تقسيم شدن قلمرو نفوذ آن ميان دولت هاي اروپائي , عراق و اردن و فلسطين و عربستان , سهم انگليس شدند و مردم عراق به رهبري علماي ديني براي بيرون راندن اشغالگران انگليسي قيام كردند و سرانجام در سال 1289 هجري (1920 ميلادي ) عراق را به استقلال رساندند. در آن قيام و مبارزه نيز انگليس ها يكبار ديگر با نام ميرزاي شيرازي مواجه شدند , اما اينبار ميرزا محمدتقي شيرازي معروف به ميرزاي كوچك .
حدود يك قرن بعد از نهضت تنباكو و صدور حكم تاريخي ميرزاي بزرگ , حكم ديكري توسط يك مرجع تقليد ديگر صادر شد كه هر چند موضوع ديگري داشت اما از همان ويژگي ها برخوردار بود. امام خميني , رهبر بزرگ انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران , با صادر كردن يك حكم تاريخي , به مصاف قدرتهاي استعماري كه اينبار اساس دين مقدس اسلام را هدف قرار داده بودند رفت و با مرتد دانستن نويسنده و ناشران مطلع از محتواي كتاب « آيات شيطاني » زلزله اي بزرگ در اركان حاكميت مستكبران انداخت كه ابعاد آن بسيار وسيع تر و آثار آن بسيار فراتر از حكم ميرزاي شيرازي بزرگ بود.
تشريح ابعاد حكم تاريخي امام خميني درباره ارتداد نويسنده و ناشران مطلع از محتواي كتاب « آيات شيطاني » وظيفه بسيار مهمي است كه همه افرادي كه قدرت انجام چنين كاري را دارند بايد در قبال آن احساس تكليف نمايند. تاكنون در اين زمينه كار چنداني صورت نگرفته هرچند بزرگاني در تشريح مباني فقهي اين حكم زحماتي كشيده اند و در مواردي نيز صاحبنظران , به تشريح و توضيح آن پرداخته اند , اما عظمت اين حكم و تلاش گسترده اي كه دشمنان اسلام براي به فراموشي سپرده آن و حتي تكرار اهانت به ساحت مقدس رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و قرآن كريم بعمل ميآورند ايجاب مي كند همه صاحبان قلم و اهل نظر و خطباي عالم و آگاه , احساس وظيفه كنند و بطور مرتب و منظم و مستمر به تشريح ابعاد مختلف اين حكم بپردازند و آنرا زنده نگهدارند و راه را بر دشمنان اسلام كه ميخواهند ريشه اين دين الهي را بخشكانند , ببندند. درست است كه خداي متعال با بيان هاي گوناگون مصون نگهداشتن دين خود را از گزندها تضمين كرده است ولي در همان وعده هاي الهي وظيفه اي نيز براي مومنان و عالمان و صاحبان مقدورات در نظر گرفته شده و تعيين گرديده است كه بخشي از اقدامات مربوط به صيانت دين خدا بايد از اين طريق صورت بگيرد.
اخبار مربوط به انتشار كاريكاتورهاي اهانت آميز عليه وجود مقدس پيامبر گرامي اسلام در روزنامه هاي اروپائي و حتي شبكه هاي تلويزيوني غربي و انتشار رمان جديد سلمان رشدي مرتد عليه اسلام , نشان از فعال بودن دشمنان دارد. همين واقعيت , كافي است كه علما و صاحبان فكر و قلم و امكانات و مقدورات در جامعه اسلامي بويژه حوزه هاي علميه و دانشگاه ها نيز احساس وظيفه كنند و با تشريح ابعاد حكم امام به زنده نگهداشتن آن و فعال نمودن جبهه اسلامي در برابر تهاجم گسترده دشمنان اقدام نمايند. با همين نگاه به موضوع سلمان رشدي , اين مقاله فقط عهده دار اشاره به محورهاي قابل تشريح و تحليل در حكم تاريخي امام خميني است بدان اميد كه همين اشاره , انگيزه اي شود براي تشويق صاحبنظران و اهل فكر تا با احساس وظيفه اي كه در قبال اسلام و رسول گرامي خدا مي كنند , با حوصله و تحقيق عميق به تشريح محورهاي موجود در اين حكم بپردازند و به اين موضوع بسيار مهم , غنا بخشند.
1 ـ استرجاع
حكم امام با استرجاع يعني آوردن « انالله و انااليه راجعون » شروع شده است .
اين , يك فرهنگ است كه با هدايت قرآني در ميان مسلمانان وجود دارد و روي آوردن به آن , نشانه عظمت و اهميت واقعه ايست كه رخ داده است .
در سوره بقره در آيات 155 و 156 ميخوانيم : ولنبلونكم بشئي من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرين . الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انالله و انااليه راجعون . شما را با روي آور شدن اموري از قبيل ترس و گرسنگي و كم شدن مال و جان و دسترنج ها ميآزمائيم و مژده بر صابران باد , كساني كه وقتي مصيبتي به آنان روي ميآورد , ميگويند ما از خدائيم و بسوي خدا باز ميگرديم .
امام خميني , برخلاف معمول , انشا حكم خود را با استرجاع شروع كردند تا عظمت مصيبتي كه از ناحيه اقدام سلمان رشدي مرتد و ناشران كتاب وي به اسلام وارد شده است را گوشزد نمايند. برشمردن موارد استرجاع و نكته هائي كه در اين موضوع وجود دارد , گستره يك مبحث مهم است كه ميتوان به آن پرداخت .
2 ـ مخاطبان
معمول اينست كه حكم شرعي , بدون مخاطب و با بيان موضوع يا انگيزه صدور آن آغاز مي شود , مثل حكم ميرزاي شيرازي كه بعد از بسم الله الرحمن الرحيم , با عبارت « اليوم استعمال تنباكو و توتون ... » شروع شد. اما همانطور كه ملاحظه مي شود , در موضوع ارتداد سلمان رشدي , حكم امام خميني , مخاطب دارد. در اين حكم , امام خميني « مسلمانان غيور سراسر جهان » را مخاطب قرار داده و قبل از انشا حكم , موضوع آنرا به اطلاع آنان رسانده اند.
انتخاب اين شيوه , نشانه اهميت موضوع و اهميت حكم و اهميت وظيفه و تكليفي است كه در اين زمينه متوجه عموم مسلمانان است . ادامه حكم و مطالبي كه بعدا توسط دفتر امام خميني و به نقل از ايشان منتشر شد , اين نكات را بيشتر نمايان مي كنند.
3 ـ مولف و ناشران
در اين حكم علاوه بر مولف كتاب آيات شيطاني كه « سلمان رشدي » است , ناشران كتاب وي نيز مرتد و مهدورالدم دانسته شده اند.
اين بخش از حكم , توجه عميق امام خميني به مسائل پشت پرده اين ماجرا و دستهاي پنهاني كه براي تهاجم به اسلام برنامه ريزي كرده اند را نشان ميدهد. با اينحال , نكته ظريفي در متن حكم در همين قسمت نهفته است كه همه جانبه نگري امام را به نمايش ميگذارد. امام با آوردن قيد « مطلع از محتواي آن » از يكطرف برنامه ريزان , حاميان و دستهاي پنهان را هدف قرار داده و آنها را در اين جرم سهيم و شريك دانسته اند و از طرف ديگر احتمال آلت دست قرار گرفتن افراد غيرمطلع در اين واقعه را نيز در نظر گرفته و اين افراد را از دايره شمول حكم خارج نموده اند. عبارت امام اينست « ... مولف كتاب « آيات شيطاني » كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن , تنظيم و چاپ و منتشر شده است , همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن , محكوم به اعدام مي باشند » . يعني در عين حال كه همه دست اندركاران مطلع محكوم به اعدام هستند , دست اندركاران ناآگاه , مشمول اين حكم نمي شوند.
4 ـ بيان جرم
نوع جرم , آشكارا و با صراحت در حكم امام آمده است . امام در اين حكم , كتاب آيات شيطاني را « عليه اسلام و پيامبر و قرآن » دانسته اند.
اهانت به اسلام , كه دين خداست , جرم است . اهانت به پيامبر خدا جرم است و اهانت به قرآن كريم نيز جرم است . نوع اين جرم ها و ميزان هر يك از آنها احكام خاص خود را دارد كه در بررسي تفضيلي اين موضوعات قابل تشريح و تبيين است ولي آنچه در كتاب « آيات شيطاني » آمده , مصداق « سب » النبي , تحريف محتوائي قرآن , نسبت جعل و تزوير دادن به پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله , جعلي بودن دين اسلام و ساختگي بودن آيات قرآن كريم است . به همين دليل , تاليف و انتشار اين كتاب , دربردارنده حداقل سه جرم بارز عليه اسلام و پيامبر و قرآن است كه هر كدام به تنهائي موجب ارتداد مي باشند.


5 ـ حكم اعدام
تصريح به محكوميت مجرمين به « اعدام » يكي از نقاط قوت حكم تاريخي امام خميني است . اين حكم ميتوانست فقط به اهانت اشاره داشته باشد و حتي به « ارتداد » نيز تصريح نمايد ولي از اعدام و اجراي آن چيزي نگويد. اين , روشي است كه معمول مي باشد و در موارد زيادي مشاهده شده است . اما برخلاف اين رويه , امام خميني با صراحت تمام تصريح كرده اند « مولف ... و ناشرين مطلع ... محكوم به اعدام مي باشند » .
اين صراحت , علاوه بر آنكه بيانگر شجاعت امام است , حساسيت موضوع مصاف با مستكبران و قلدران و زورگويان جهاني را نيز نشان ميدهد. اين از ويژگيهاي امام خميني بود كه اهل مماشات با دشمنان خدا و دشمنان دين خدا نبود و البته همين ويژگي يكي از رموز پيروزي امام در مبارزات ضد استبدادي و ضد استكباري ايشان نيز بود.
6 ـ سرعت عمل
عملكرد امام خميني در تمام دوران مبارزات و رهبري 10 ساله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , نشان ميدهد ايشان در انجام تكليف بهيچوجه اهل مسامحه و به تعويق انداختن تصميم گيري يا اجراي تصميمي كه گرفته شده , نبودند. بموقع تصميم ميگرفتند و آنرا بسرعت اجرا ميكردند.
همين روش , در متن حكم امام , عليه مولف و ناشرين كتاب « آيات شيطاني » نيز كاملا مشهود است . در اين حكم , امام تصريح كرده اند : از مسلمانان غيور ميخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند , سريعا آنها را اعدام نمايند » .
دليل اين سرعت عمل نيز در همين حكم آمده است . امام , بلافاصله مرقوم فرموده اند : « ... تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد » .
واقعيت نيز همين است . از مسامحه و به تاخير انداختن اجراي حكم خدا و حتي اجراي حكم عادي , همواره زيان هاي زيادي متوجه جامعه ميشود. امام خميني با آگاهي از اين واقعيت , اصولا سيره خود را در همه زمينه ها بر اقدام بموقع و پرهيز از مسامحه و تاخير استوار كردند و اين روش يكي از رموز موفقيت ايشان در زندگي , در مبارزات و در رهبري بود.
7 ـ پشتوانه معنوي
مبارزات امام خميني بر مباني اعتقادي تكيه داشت . مردم نيز به همين دليل به امام مي پيوستند و جان و مال خودرا در راه اجراي فرامين او فدا مي كردند. انقلاب اسلامي , دفاع مقدس و حضور در صحنه هاي گوناگون خدمت و ايثار و فداكاري كه همواره شاهد حضور گسترده توده هاي مردم بودند , محصول همين بينش اعتقادي است .
در حكم ارتداد مولف و ناشران كتاب « آيات شيطاني » نيز امام خميني بر اعتقادات مردم تكيه كردند و به افرادي كه براي اجراي اين حكم تلاش كنند وعده اخروي دادند و فرمودند : « ... و هر كس در اين راه كشته شود , شهيد است انشاالله » .
جزئيات مربوط به اين بعد از حكم امام , مبحث عميقي است كه جاي تحقيق زيادي دارد. تشريح اين مطلب ميتواند نقش عمده اي در تقويت مبارزات عقيدتي عليه تهاجمات دشمنان اسلام داشته باشد.
8 ـ معرفي
بخش ظريفي از حكم امام مربوط است به سهمي كه افراد مطلع ولي ناتوان از اجراي حكم دارند. اين احتمال كه كساني از مخفيگاه مولف كتاب « آيات شيطاني » خبر داشته باشند ولي قدرت اجراي حكم را نداشته باشند , موجب شد امام , تكليف اين موضوع را نيز در همين حكم روشن نمايند. ايشان در ادامه متن حكم , مرقوم فرمودند : « ضمنا اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را ندارد , او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد » .
اين , آخرين بخش از متن حكم امام خميني درباره مولف و ناشران كتاب آيات شيطاني بود اما آخرين نكته اي نبود كه امام درباره اين موضوع گفته يا نوشته اند. مطالب ديگري در اعلاميه هاي دفتر امام و در پيام هاي امام در زمينه اين حكم و موانع احتمالي اجراي آن , چه موانع داخلي و چه موانع خارجي , مورد اشاره و تصريح امام قرار گرفته اند كه هر كدام در جاي خود جاي تشريح و تبيين دارند ولي در اينجا فقط به دو نكته كه در 29 بهمن 1367 يعني چهار روز بعد از صدور حكم در بيانيه دفتر امام آمد اشاره مي كنيم و ساير مطالب را به زمان ديگري موكول مينمائيم .
9 ـ جايزه
هرچند در حكم امام , سخني از پاداش مادي به ميان نيامده , ولي امام به دو شكل , تعلق گرفتن پاداش مادي به كساني كه اقدام به اجراي حكم اعدام مولف كتاب آيات شيطاني نمايند را تاييد نمودند. اول آنكه در بيانيه دفتر امام كه در تاريخ 1367,11,29 منتشر شد آمده است : « اگر غيرمسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع تر از مسلمانان او را اعدام كند , بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل ميخواهد به عنوان جايزه و يا مزد عمل به او بپردازند » .
شكل دوم , تاييد شفاهي تعيين جايزه توسط آيت الله حاج شيخ حسن صانعي سرپرست بنياد 15 خرداد بود كه يك ميليون دلار براي كسي كه حكم امام درباره سلمان رشدي را اجرا كند جايزه تعيين كرد. آيت الله صانعي بلافاصله بعد از انتشار حكم امام , اين جايزه را تعيين كرد و بعدها در پاسخ به سئوالاتي كه درباره نظر حضرت امام در اين زمينه ميشد , گفت : « جايزه قتل سلمان رشدي را من مستقيما به حضرت امام پيشنهاد دادم و امام دعا كردند » . (روزنامه جمهوري اسلامي 77,7,20 ) .
بدين ترتيب , علاوه بر پاداش معنوي , پاداش مادي نيز براي كساني كه حكم اعدام مولف كتاب « آيات شيطاني » را اجرا نمايند , مورد تاييد حضرت امام است .
10 ـ اجراي حكم توسط غيرمسلمانان
همانطور كه در محور 9 ملاحظه كرديد , اجراي حكم اعدام مولف كتاب آيات شيطاني , مختص مسلمانان نيست و غيرمسلمانان نيز ميتوانند براي اجراي آن اقدام نمايند. تصريح امام به اينكه « اگر غيرمسلماني از مكان او (مولف كتاب آيات شيطاني ) مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع تر از مسلمانان او را اعدام كند , بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل ميخواهد به عنوان جايزه و يا مزد عمل به او بپردازند » (اعلاميه دفتر امام 29 بهمن 1367 ) .
در اين فراز از اعلاميه دفتر امام كه مستقيما از قول حضرت امام نقل شده , سه نكته وجود دارد; اجراي حكم توسط غيرمسلمان , انجام سريع تر آن و وجوب پرداخت جايزه يا مزد به اجرا كننده حكم به مقداري كه ميخواهد.
اينها نكات ظريف و در عين حال مهمي هستند كه جاي پرداختن و تشريح بويژه با تكيه بر مباني فقهي دارند و اميد است فضلاي حوزه هاي علميه بخشي از وقت خود را به اين كار مهم اختصاص دهند تا ضمن زنده نگهداشتن حكم تاريخي و بسيار مهم حضرت امام خميني , كه حكم رحماني عليه « آيات شيطاني » است , سدي محكم در برابر تهاجمات دشمنان اسلام ايجاد كنند.

« آيات شيطاني » خفت بارترين شكست تاريخي غرب




بي گمان توطئه شكست خورده و خفت بار اثر موهن و كفر آميز « آيات شيطاني » كه توسط صهيونيسم بين الملل و با بهره گيري از توان سياسي و تبليغاتي غرب عليه جهان اسلام به اجرا گذاشته شد , عظيم ترين , گسترده ترين و عميق ترين هجوم فرهنگي قرن بيستم و شايد تاريخ 1400 ساله اسلام به شمار مي رود . اين هجمه كه در گستره انساني 1,5 ميليارد مسلمان و در گستره جغرافيايي يك وچهارم وسعت كره خاكي را دربرمي گرفت مدتي پس از فروپاشي كمونيسم (به عنوان يك ايدئولوژي مطرح ) و بلوك شرق (به عنوان يك قطب قدرتمند سياسي ) صورت گرفته است و از معنا و مفهوم خاصي حكايت دارد. در اين ماجراي رسوا تمام دنياي استكبار و زياده طلب با تمام قدرت تبليغاتي و سياسي خود با هدف سنجش غيرت مسلمانان در دفاع از دين و موجوديت خود در برابر دنياي اسلام قرار گرفت . اما مسلمانان سراسر جهان با درك اهداف اين حركت شوم و سلطه طلبانه آنرا در ابتداي راه متوقف كرده و با نمايش تنها بخشي از پتانسيل بالقوه اسلام , غرب مستكبر را وادار به پذيرش خفت بارترين شكست تاريخي خود نمودند.
واقعيت اينست كه صهيونيسم بين الملل كه تسلط بر جهان و بشريت را در سر مي پروراند , پس از خاتمه دوران جنگ سرد و درهم ريختن جهان دو قطبي , اينبار براي ايجاد يك دشمن فرضي جهت جايگزيني بلوك شرق و ايدئولوژي كمونيسم , « تمدن اسلامي » را به عنوان دشمن « تمدن غرب » مطرح ساخت اما در نخستين گام , حركت خود را با هدف محك پيروان فرهنگ و تمدن اسلامي بواسطه ابزاري بنام « سلمان رشدي » و اثر كفر آميزش آغاز كرد. از لحاظ زماني و براساس محاسبات دقيق و كارشناسي شده طراحان صهيونيسم , اين بازي هنگامي به اجرا گذاشته شد كه جهان اسلام و مسلمانان در بدترين و نامناسبترين شرايط سياسي و رواني بسر مي بردند. از يك طرف سقوط بلوك شرق در قالب تكيه گاه و همپيمان بسياري از كشورهاي اسلامي , شوك شديدي را به آنان وارد ساخت و از طرفي ديگر انقلاب اسلامي كه در آغاز راه خود يك جنگ ويران كننده در قالب جنگ اعراب عليه ايران را تجربه مي كرد باعث شده بود تا در دنياي اسلام يك جبهه گيري پنهان و افتراق عميق البته ميان سران و دولت هاي اسلامي حاكم باشد.
حاكم بودن چنين شرايط فوق العاده بحراني , طراحان اين هجوم فرهنگي را براي به نتيجه رساندن توطئه تسلط بر جغرافياي كشورهاي اسلامي و خاورميانه ثروتمند بيش از پيش وسوسه و به اطمينان رسانيده بود. لكن ذكاوت و هوشمندي سياسي حضرت امام خميني (ره ) در حساسترين لحظات , چشم دنياي اسلام را در برابر هجوم نابهنگام و برق آساي تمدن غرب و نيات پنهان آن گشود و با فتواي به موقع , هوشمندانه و تاريخي مهدورالدم بودن « سلمان رشدي » بناگاه سيلي بنيان كن در سراسر كشورهاي اسلامي براه افتاد. اين فتواي تاريخي كه ريشه در قرآن و كلام الهي دارد به علماي ديني و انديشمندان سياسي جهان اسلام جرات ابراز وجود و دفاع از كيان و اعتقادات اسلامي را بخشيد و همگي با اعلام حمايت از اين اقدام سياسي ـ مذهبي تمام پنبه هاي صهيونيسم بين الملل كه به پيروزي طرح و نقشه خود اطمينان واثق داشت , رشته كرد و اين هجمه غافلگيركننده و سلطه طلبانه را تنها اندكي پس از آغاز , متوقف ساخت .
پرواضح است كه فتواي امام خميني (ره ) شالوده وحدت در جهان اسلام را فراهم ساخت و با درهم شكستن طرح و نظام موردنظر غرب , خود متضمن نظم جديد جهاني و مطرح شدن قدرت نهفته مسلمانان شد. علاوه بر مسلمانان منطقه , ملت هاي مسلمان در امريكا , افريقا و اقيانوسيه به خيابان ها ريختند و بر اجراي فتواي مهدورالدم بودن سلمان رشدي صحه گذاشتند. موجي از تظاهرات خياباني و اعتراضات خشمگينانه جهان را فرا گرفت و مديريت نظام جهاني دچار التهاب و سرگيجه هاي شديد شد. و بدين سان بود كه از آن پس غرب در لاك دفاعي فرو رفت و به موضع انفعالي افتاد و با شناسايي نقش محوري ايران در ايجاد اين عكس العمل قدرتمند و به موقع , شيطنت جديدي را با نيت انتقام و به زانو درآوردن نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران كه بتازگي از جنگي نفس گير فارغ شده بود , به مرحله اجرا گذاشت .اما اين بار شعارهايي چون آزادي بيان , حقوق بشر و مقابله با خشونت مذهبي , به عنوان ابزار غرب براي مقابله با آگاهي جهان اسلام بكار گرفته شد. اين حربه عليرغم رنگ و لعاب زيبا و ظاهري فريبنده و انساندوستانه اگرچه اندكي در ميان برخي دولت ها و روشنفكران كشورهاي اسلامي موثر واقع شد اما نتوانست جمهوري اسلامي ايران را كه هدايت و رهبري موج خشمگين جهان اسلام را در دست گرفته بود , وادار به تسليم نمايد و از آن پس بود كه مرحله دوم طرح كه به « جنگ سفارتخانه ها » موسوم شد , تهاجم غرب را وارد مرحله اي نوين نمود. صهيونيسم بين الملل با درك اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران منشا و علت اصلي ناكامي توطئه « آيات شيطاني » است با تحريك كشورهاي اروپايي براي قطع روابط ديپلماتيك خود با ايران , درصدد آن بود تا مقامات ارشد نظام جمهوري اسلامي را به تسليم مجبور سازند اما با واكنش به موقع سازمان كنفرانس اسلامي كه در اسفند 1367 اعلام شد , اين حركت نيز ناكام ماند .
وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب « آيات شيطاني » را يك اثر كفرآميز اعلام و شديدا آن را محكوم كرد. اين قطعنامه همچنين ضمن « مرتد » خواندن سلمان رشدي , از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه هاي ناشر خواست هر چه سريعتر اين اثر را از گردش خارج كند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد , تحريم نمايند.
اگرچه دولت انگليس به نمايندگي از صهيونيسم بين الملل در مراحل بعدي رهبري اين نبرد تمدني را بدست گرفت و تلاش بسياري را براي به نتيجه رساندن آن انجام داد , اما وقايع متوالي پس از آن نيز دستگاه ديپلماسي اين كشور را دچار پريشاني و شوك كرد. دولت لندن سعي كرد با تحريك برخي كشورهاي اروپايي براي فراخواندن سفراي خود از ايران به عنوان مركزيت جهان اسلام , به واكنش يكپارچه عليه جمهوري اسلامي ايران دست بزند و ظاهرا ابتكار عمل را در صحنه سياسي در اختيار بگيرد لكن اعضاي اتحاديه اروپا بسيار زود دريافتند كه اشتباه بزرگي را مرتكب شده اند و لندن را در مسيري مورد حمايت قرار داده اند كه جز ننگ و بي آبرويي چيز ديگري نصيب آنها نخواهد شد.


دقيقا به همين علت بود كه 14 كشور اروپايي پس از آنكه يكباره و در فضايي پر تبليغات به تبعيت از انگليس , سفراي خود را از ايران خارج كردند , پس از گذشت تنها چند ماه از اقدام خود , يكي پس از ديگري و سرافكنده و بي آبرو به محل ماموريت خود بازگشتند و منافع درازمدت خود را بر تمايلات انگليسي هاي شرور ترجيح داده و آنها را در اين زمينه بحال خود رها كردند.
در همان ايام همچنين شبكه خبري و راديو تلويزيون هاي انگليس در حركتي هماهنگ با هدف وانمودساختن اينكه جمهوري اسلامي ايران در موضع خود تنهاست و هيچكس از ديدگاه وي حمايت نمي كند , اقدام به انجام نظرسنجي و مصاحبه با شخصيت هاي مذهبي كشورهاي مختلف نمودند.
انگليسي ها در پيگيري اين سياست , تلاش فراواني كردند و در اين راه از تمامي واژه ها , شعارها و اهرمهاي تبليغي كه در ادبيات سياسي استكبار كاملا از معاني و مفاهيم اصلي خود تهي شده اند , بهره گرفتند. حقوق بشر , آزادي انديشه , آزادي قلم و بيان , دمكراسي , صلح , فرهنگ , ثبات , تروريسم و كلمات ديگري از اين دست هر يك به چماقي سياسي تبديل شدند و عليه جمهوري اسلامي ايران بعنوان ام القراي جهان اسلام به كار گرفته شدند. اين درحالي بود كه خود انگليسي ها مي دانستند كه شعارهائي مانند آزادي قلم و بيان , حقوق بشر , دمكراسي و امثال اين واژه ها بيش از هر كجاي جهان در غرب و ازجمله در انگلستان مورد استهزا و تمسخر قرار گرفته است . امروز قلم آن نويسنده اي كه در لندن يا پاريس به خود جرات دهد عليه جنايات بي پايان دولت آدمكش و تروريست اسرائيل مطلب بنويسد , مي شكنند , در آلمان خون افراد غيربومي را كه به اين كشور مهاجرت كرده اند بي هيچ اتهامي همه روزه بزمين مي ريزند و خانه اش را به آتش مي كشند و از هستي ساقطش مي كند. امروز در فرانسه , نژادپرستاني كه دستشان همواره تا مرفق به خون مهاجرين بي دفاع آفريقائي و آسيائي آلوده مي شود , صاحب حزب رسمي هستند و در پارلمان و مجامع تصميم گيرنده پاريس نماينده دارند. در چنين شرائطي دولتهاي اروپائي ليافت آنرا ندارند تا پرچم پرخدعه و رياي حقوق بشر را در دست داشته باشند.
« حقوق بشر » واژه اي است كه نه در انگليس , نه در فرانسه و نه در ساير كشورهاي اروپائي و آمريكا , هنوز به درستي تعريف نشده است .
در كشوري مانند انگليس و فرانسه كه داعيه دفاع از آزادي و فرهنگ و تمدن و حقوق بشر و كلمات پرزرق و برق از اين دست دارند نويسنده اي مانند سلمان رشدي « آزاد » است كه هرچه مي خواهد بنويسد و تا هر كجا مايل است به هويت و باورهاي مذهبي مسلمانان جهان اهانت كند و اتفاقا از حمايت منابع دولتي نيز برخوردار شود.
ولي در سايه همان آزادي ادعائي اگر دانشمندي مانند « روژه گارودي » بخواهد پرده از يك جعل تاريخي بردارد و يك دروغ بزرگ سياسي كه در سطور تاريخ به زور جاي داده شده است را افشا كند , به بند كشيده مي شود , محكوم مي گردد و مورد ايذا و آزار منابع قضائي و حكومتي فرانسه قرار مي گيرد. در اروپا سلمان رشدي « آزاد » است كه به نبي اكرم (ص ) توهين كند ولي « ژان ماري لوپن » رهبر حزب ملي گراي فرانسه تنها بخاطر بر زبان آوردن يك اظهارنظر راجع به دروغ بودن موضوع اتاقهاي گاز هيتلر , در اروپاي جنگ دوم جهاني مصونيت قضائيش از سوي پارلمان اروپا لغو مي شود و تحت تعقيب قرار مي گيرد. اين ماهيت تمدن و فرهنگ و آزادي ادعائي در غرب است .
طي 16 سالي كه از زمان صدور حكم مرگ رشدي مي گذرد , تاكنون دولتهاي غربي بخصوص دولتهائي مانند انگليس و فرانسه و آلمان و نروژ هيچگاه حمايت خود را از رشدي مرتد پنهان نكردند و همواره تلاش شده تا اين حمايت ها تحت پوشش شعار دروغين « آزادي در غرب » و دفاع از حقوق بشر موجه جلوه داده شود.
سلمان رشدي به منزله اسلحه اي است كه غرب بطور اعم و دولتمردان انگليسي به طور اخص بوسيله آن به جنگي فرهنگي عليه مقدسات مسلمانان برخاستند و در اين جنگ سنگ تمام گذاشتند. جبهه گيري عبث غرب در اين خصوص يك زورآزمائي با اسلام تلقي مي شود و لذا هر گونه عقب نشيني در اين زمينه به منزله عقب نشيني مسلمانان از اصول و احكام اسلامي است و يقينا در آن صورت دشمنان اسلام را براي برداشتن قدمهاي جديدي در راه تحقير و اهانت به اسلام و مسلمانان جهان وسوسه خواهد كرد. دقيقا به همين دليل است كه امروز دنياي اسلام در اين زمينه بر مواضع اعلام شده خود استوار است و بديهي است سرمايه گذاري بيهوده زمامداران انگليسي يا آمريكائي بر روي نويسنده مزدوري كه سالهاست تاريخ مصرفش سپري شده است , جز تجديد شكست هاي پيشين هيچ دردي از آنان را دوا نخواهد كرد.

مباني فقهي حكم حضرت امام خميني (ره ) در مورد نويسنده كتاب « آيات شيطاني »




ث آيت الله جوادي آملي
اشاره : ترديدي نيست كه حكم تاريخي و قاطعانه حضرت امام خميني (ره ) در مورد نويسنده مرتد كتاب « آيات شيطاني » ; سلمان رشدي برگرفته از آيات و روايات است , لذا جا دارد مباني مهم فقهي سياسي اين حكم مورد بررسي قرار گيرد.
آنچه در ادامه از نظر شما مي گذرد نگاهي است به مباني فقهي حكم حضرت امام (ره ) كه توسط حضرت آيت الله جوادي آملي بيان گرديده است ودر سه محور 1 ) نظر قرآن كريم 2 ) نظر روايات و 3 ) حكم امام (ره ) بر اساس رهنمود قرآن و عترت , تبيين و مورد بررسي قرار گرفته است .
الف : از منظر آيات الهي
ذات اقدس اله توطئه كافران را در اين مي داند كه آنها مي كوشند گوهر گرانبهاي دين را از جامعه انساني ـ اسلامي بگيرند : « لايزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عين دينكم ان استطاعوا و من يرتدد منكم عن دينه فيمت وهو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدينا والاخره واولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . » (1 )
در اين آيه فرمود : توطئه كافران در اين نيست كه سرزمين شما را بگيرند; زيرا وقتي كه آن ها زمينه زندگي شما را ربودند , تصاحب زمين نيز براي آنان ميسر است . اصرار كافران بر اين است كه شما را مرتد كنند; چه اينكه سلمان رشدي را مرتد كرده اند.
آنگاه بعد از پرده برداري از اين توطئه , حكم فقهي و كلامي آن را بازگو فرمود : « ومن يرتدد منكم عن دينه فيمت وهو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الاخره واولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . » اگر « معاذالله ) كسي مرتد شد و كافرا (يعني در حالي كه كافر است ) رخت بر بست , مخلد در نار است .
وقتي مشخص شد كه توطئه از كجا شروع مي شود , به مسلمانان هشدار مي دهد كه در جمع بيگانگاني كه اين چنين ترفندي دارند , حضور پيدا نكنيد : « وقد نزل عليكم في الكتاب ان اذا سمعتم ايات الله يكفربها ويستهز فلاتقعدوا معهم حتي يخوضوافي حديث غيره انكم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقين و الكافرين في جهنم جميعا . » (2 )
فرمود : اين يك اصلي است كه ما در كتاب آسماني براي شما تبيين كرديم كه اگر شنيديد كه توسط عده اي به آيات الهي اهانت مي شود , در جمع آنها شركت و بدين وسيله اهانت آنها را امضا نكنيد بلكه برخيزيد واگر در جمع آنها ساكت نشسته ايد , « منافق » خواهيد بود و منافق و كافر يكجا به جهنم مي روند.
اين آيه كريمه ناظر بر يك اتاق يا خانه نيست , بلكه اگر كتابي سراسر توهين به مقدس ترين اركان مذهب و دين يعني قرآن و آورنده آن در سطح وسيعي در انگليس پخش شد وسياست غرب آن را به عنوان « كتاب سال » و قلم به دستان مزدور آن را به عنوان « تحفه ادبي معاصر » معرفي كردند واين كتاب در جامعه جهاني كه اكنون به منزله يك خانواده است منتشر گرديد و مسلمين شنيدند كه آيات الهي به استهزا گرفته مي شود , وظيفه آنها اين است كه در جمع آنان نباشند , بلكه كاري كنند كه عليه اين توطئه محسوب مي شود واگر در برابر آن , آرام نشستند , چون آن كتاب به همه جا رفت و آنها در فضاي مسموم ان نفس مي كشند , سكوت آنها , سكوت شيطان اخرس است كه : « الساكت عن الحق شيطان اخرس . »
اين جمله « حتي يخوضوافي حديث غيره » كه در ذيل آيه آمده است , نه به آن معناست كه در مجلس آنها (اهانت كنندگان ) ننشينيد تا فعلا منصرف شوند و كتاب ديگر بنگارند و شما غائله آن را به دست فراموشي بسپاريد , بلكه بدان معناست كه قيام كنيد تا آنها را از اين كار غلط , كفر و توهين بگذرند واز اين اهانت هجرت كنند , مبادا كاري كنند كه به حرم امن و قدس قرآن , وهن راه پيدا كند.
در آيات ديگر نيز برقراري روابط دوستانه را با كشوري كه در صدد اين چنين توطئه اي است , محكوم مي كند : « يا ايهاالذين امنوا لاتتخذوا الذين اتخدوا دينكم هزوا و لعبا من الذين اوتوا الكتاب من قبلكم والكفار اوليا و التقوا الله ان كنتم مومنين . » (3 )
در اين آيه فرمود : با كساني كه دين شما را به بازي گرفته اند , روابط حسنه برقرار نكنيد. اگر نظام جمهوري اسلامي رابطه خود را با بريتانيا قطع مي كند , بر همين اساس است واگر او بر مي گردد و نظام اسلامي حاضراست كه رابطه را (در سطح بيرون و نه درون ) برقرار كند , بر همين معيار است ; چون قرآن كريم پيوند وارتباط دروني با آنها را ممنوع كرده است .
در بخش ديگر نيز فرمود : آنها را به كارهاي كليدي خود آگاهي ندهيد و « بطانه » و « وليجه » نگيريد : « يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانه من دونكم لا يالونكم خبالا و دوا ما عنتم قدبدت البغضا من افواههم و ما تخفي صدور هم اكبر قد بينالكم الايات ان كنتم تعقلون . » (4 )
ذات اقدس اله در اين گونه از مسائل سياسي مي فرمايد : من با تعبد محض با شما سخن نمي گويم , بلكه نشانه هاي كفر و نفاق را براي شما شرح مي دهم . اين كه در ذيل آيه فرمود : « قد بينالكم الايات » , به معناي معجزات و ايات غيبي نيست , بلكه نشانه عداوت , دشمني , نفاق و كفر مستتر آنان است .
در اين آيه فرمود : آنها را به كارهاي كليدي خود راه ندهيد زيرا آنان در نقض شما هيچ كوتاهي نمي كنند : « لا يالونكم خبالا » , آنگاه فرمود : « ودوا ماعنتم » ; يعني آنها مايل اند شما در رنج باشيد. سپس فرمود : « قد بدت البغضا من افواههم » , يعني از بنان و بيان آنها كينه مي بارد. آنگاه فرمود : « و ما تخفي صدور هم اكبر » . آنچه كه از قلم و بنان و بيان سلمان رشدي پليد ظهور كرده است , تنها گوشه اي از عداوتهاي بريتانيا و مانند آن است . آنگاه فرمود : « قد بينالكم الايات ان كنتم تعقلون » يعني ما مسايل را براي شما تبيين كرده ايم , شما آنها را وليجه نگيريد كه در درون كارتان راه پيدا كنند , بلكه ارتباطاتتان با آنها بيرون از محور خصوصيات نظامتان باشد; زيرا آنها اين چنين هستند.
در سوره مباركه توبه به منافقين كه دو چهره بسر مي برند , مي فرمايد : « قل ابالله و آياته و رسوله كنتم تستهزون » (5 ) يعني ايا شما ذات اقدس اله و آيات الهي و رسول خدا را مسخره مي كنيد آنگاه در آيه بعد حكم كلامي را ذكر مي كند كه شما كافر و مستحق عذاب الهي هستيد : « قد كفرتم بعد ايمانكم . » (6 )
در ساير آيات به گروهي كه : « اتخذوا دينكم هزوا » مي فرمايد : آنها هرگز از آتش و شعله هاي دوزخ بيرون نمي آيند : « ذلك بانكم اتخذتم آيات الله هزوا و غرتكم الحيوه الدنيا فاليوم لايخرجون منها و لاهم يستعتبون » (7 )
در صدر اسلام , مشركيني بودند كه (معاذالله ) مي گفتند : قصص انبيا , افسانه ها و اسطوره هاي گذشتگان است و ما هم توان قصه گويي و داستان سرايي داريم , ليكن وقتمان عزيزتر از آن است كه افسانه بسراييم و الا اگر بخواهيم مي توانيم مثل قرآن سخن بگوييم : « واذا تتلي عليهم آياتنا قالوا قد سمعنالو نشا لقلنا مثل هذا ان هذا الا اساطير الاولين . » (8 )
ذات اقدس اله فرمود : نيازي به جبهه كشي نيست , « فاتوا بسوره مثله » , يك سوره از قرآن كه نبي اكرم (ص ) آورده بياوريد , اگر نتوانستيد مثل قرآن بياوريد . اگر باز هم نتوانستيد , « فلياتوا بحديث مثله ان كانوا صادقين » , (9 ) اگر باز نتوانستيد « فاتوا بعشر سور مثله مفتريات وادعوا من استعطعتم من دون الله ان كنتم صادقين » , (10 ) لااقل « فاتوا سوره » . چرا مي بافيد : « ان هذا الا اساطير الاولين » آن روز مي گفتند كه اين كتاب افسانه هاي شيطاني است . ذات اقدس اله در پاسخ فرمود : « هل انبئكم علي من تنزل الشياطين تنزل علي كل افاك اثيم » . (11 ) اين سخناني بود كه مشركين جاهليت كهن مي گفتند و آنچه در اين كتاب نوشته ودر غرب منتشر شد حرفي است كه مشركين جاهليت جديد مي گويند , ولي قرآن كريم نه به جاهليت كهن امان داد و نه به جاهليت جديد مهلت مي دهد : « قل جا الحق و مايبدي الباطل و ما يعيد » (12 ) با آمدن قرآن كريم , نه جا براي جاهليت كهن است و نه مجال براي جاهليت جديد خواهد بود.
بنابر اين آن چه را كه بريتانيا منتشر و آن را به عنوان « كتاب سال » معرفي كرد و از آن به عنوان « تحفه ادبي معاصر » ياد نمود , نشخوار مردم جاهليت است .
بر اساس اين آيات , معلوم مي شود كه خداي سبحان هرگونه استهزا را محكوم كرده است . آيات ديگري نيز در همين رديف هست كه حكم كلامي و فقه سياسي را تبيين مي كند كه استهزا به مقدسات دين , كفرآور , ارتدادآور و مايه « خلود در نار » است , و وظيفه مسلمين پرهيز , دفاع و مانند آن است .
ب ) از منظر روايات
مساله قذف و سب وجود مبارك رسول خدا (عليه آلاف التحيه و الثنا » هم در جوامع روايي شيعه و هم در جوامع روايي اهل سنت , از ديگر سب ها و قذف ها جداست .
مرحوم كليني (قدس سره ) و ديگر محدثان عالي مقام اسلامي بابي را باز كرده اند و در بين متاخرين , مرحوم صاحب وسائل (قدس سره ) آن باب را گشود كه سبب وجود مبارك رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) از باب « حدود » جد است وارد باب « قصاص » است .
توضيح آنكه هر كس قذفي شد يا قذفي را شنيد بايد به دادگاه عدل ارجاع كند تا مهدورالدم بودن آن شخص يا لزوم حد بر او در محكمه با انشالفظي قاضي ثابت شود و تا زماني كه قاضي عدل , « انشات » نگويد و « حكمت » را انشا نكند , مهدورالدم بودن يا استحقاق حد ثابت نمي شود گرچه او بزهكار است , ولي مساله قذف النبي با ساير حدود فرق دارد. لذا اگر چه در كتاب قذف فقهي اين مساله را طرح كرده اند , اما مرز آن را جدا نموده اند و حدش را جدا كرده اند , سب النبي و دعوه النبوه جز حدود نيست تا به محكمه نيازمند باشد. اگر به محكمه و به دست سلطان رسيد(لازم نيست به قاضي برسد) بايد او را اعدام كند , زيرا اين حكم حكومتي است و نه حكم قضايي , قهرا نيازي به قضا و انشا حكم ندارد , مساله حكومت است نه قضا. اگر هم شخص , خود اجرا نكرد و به والي مسلمين رسيد , اجراي اين حكم الهي بر والي مسلمين واجب است . سخن از « جواز » نيست , بلكه سخن از « وجوب » است . و اگر در بعضي از روايات مقيد به عدم خوف نفس شده است , آن در يك سلسله مسايل شخصي و عادي است . (13 ) يعني اگر كسي (معاذالله ) نبي اكرم (ص ) را بد گفت و شخص بي دفاعي توان حمايت را ندارد , احيانا ممكن است فقيهي فتوا به عدم وجوب دهد , اما وقتي كفر بريتانياي كبير نه تنها در خود انگلستان , بلكه به هندوستان و پاكستان و... رسيد و در هرجا رفت , آشوب بپا كرد , در اين جاسخن از شخص نيست , بلكه سخن از تمديد كيان اسلامي و هتك حرمت به اصل اسلام و هدم اساس قرآن و رسالت پيامبر اكرم (ص ) است , لذاسخن از خوف نفس , تقيه , و امثال ذلك مطرح نيست , در اين جاست كه نه تنها اجراي اين حكم , بر همكان « جايز » است , بلكه بر همگان « واجب » مي باشد مرحوم كليني (قدس سره ) از امام صادق (ع ) نقل مي كند كه درعصر آن حضرت , شخصي وجود مبارك نبي اكرم (عليه آلاف التحيه والثنا) را سب كرده است . چون اين كار مستقيما فقه سياسي را به همراه دارد , عامل و مسوول مدينه فقهاي مدينه را احضار واز آنها استفتا كرد كه با آن شخص ساب چه كنيم
بعضي گفتند اين يك « تعدي » است , لذا اعتداي به مثل مي شود , برخي گفتند اين از باب « محاربه » و جز حدود است . آن گاه وجود مبارك امام صادق (سلام الله عليه ) فرمود : حكم او « قتل » است و شما رسول خدا(ص ) را با ديگران يكسان ندانيد . (14 )
در روايت دوم اين باب اين چنين آمده است كه : علي بن جعفر مي گويد : برادر موسي بن جعفر(عليماالسلام ) فرمود : حادثه اي در مدينه اتفاق افتاد و عامل مدينه كسي را به حضور پدرم امام صادق (سلام الله عليه ) فرستاد , پدرم بيمار بود , فرمود : راه دور وآمدن براي من دشوار است .عامل مدينه عرض كرد ما راه نزديك و در اختصاصي راباز مي كنيم كه راه شما نزديكتر باشد. وجود مبارك پدرم امام صادق (سلام الله عليه ) كه بيماربود , به من تكيه داد و برخاست : « فنهض ابي و اعتمدعلي » من در خدمت پدرم در آن محفل رفتيم . عامل مدينه فقهاي مدينه را احضار كرده بود و مساله را بازگو كرد كه شخصي وجود مبارك رسول خدا(عليه آلاف التحيه و الثنا) راسب و اهانت كرده است , تكليف چيست
بعضي گفتند : اين نظريه « محاربه » با خدا و پيامبر است و حكم محارب را دارد. برخي گفتند : « اقطع لسانه » و عده اي نيز گفتند سبي است مانند ساير سب ها. آنگاه امام ششم (سلام الله عليه ) فرمود : اگر اين عمل در باره يكي از اصحاب پيامبر(ص ) مي شد , شما چه مي كرديد آنها گفتند : همين كار را مي كرديم . فرمود : آيا بين رسول اكرم (عليه آلاف التحيه والثنا) با فرد عادي فرقي نيست يعني همان طوري كه در فقه يك سلسله خصايصي نظير نافله ليل و مانند آن براي آن حضرت (ص ) است كه بر حضرتش (ص ) واجب است و بر ديگران واجب نيست , بعضي از احكام نيز در اثر احترامي كه مقام شامخ « نبوت » دارد , مخصوص رسول اكرم (ص ) است .
به عنوان نمونه اگرقذف ديگران در باب « حدود » است , قذف نبي اكرم (ص ) كه به سب برگردد , راسا از باب حدود خارج است و به باب « قصاص » بر مي گردد.
فرق جوهري « قصاص » و « حدود » آن است كه :
در حدود , تا زماني كه حاكم شرع (فقيه جامع الشرايط ) انشا حكم نكند , آن شخص ثبوتا مهدورالدم نيست , ولي در باب قصاص نيازي به قضاي قاضي ندارد , بلكه كسي كه مستحق قصاص است , به مجرد ارتكاب آن پديده , مهدورالدم است , ليكن در مقام اثبات , اگر به محكمه مراجعه شده است , كسي كه مهدورالدم را كشت , بايد اثبات كند . (15 )
حضرت طبق اين نقل فرمود : بين سب نبي و سب غيرنبي يك « فرق جوهري » است , لذا بايد او را كشت .امام كاظم (سلام الله عليه ) مي فرمايد : بعد ازاينكه عامل مدينه به پدرم عرض كرد كه من نظر ديگر فقها رانمي خواهم : « دع هولا » , بلكه نظر شما را مي خواهيم , نظر شريف شماچيست (16 ) پدرم , امام ششم (سلام الله عليه ) فرمود : حكم او قتل است .
روايت سوم اين باب نيز به همين معناست .
همچنين مرحوم كليني (قدس سره ) از وجود مبارك امام صادق (ع ) نقل مي كند كه فردي از قبيله هذيل در زمان رسول اكرم (ص ) آن حضرت را سب كرد , به حضرت گزارش رسيد كه كسي از فلان قبيله شما راسب مي كند , حضرت فرمود : « من لهذاالرجل » كيست يك انسان غيوري كه برخيزد و به حيات ناپاك اين مرد پليد خاتمه دهد دونفراز انصار به حضرتش عرض كردند : ما , فرمود : برويد. رفتند , آن شخص را در بيابان شناسايي كردند , پرسيدند : « من انت » تو كيستي پس از اين كه ثابت شد او همان شخص بددهن است , او را به دستور نبي اكرم (ص ) اعدام كردند : « فنزلا و ضرباعنقه » . (17 )
بنابر اين از نظر مسائل رواني , سب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) به باب « قصاص » برمي گردد , و اين نيز غير از دفاع است . « دفاع » براي آن است كه كسي كشته نشود. اما « قصاص » براي آن است كه : چرا كشتي هر دوممكن است قتل باشد , آن مدافع نيز ممكن است بكشد , آن قصاص كننده نيز ممكن است بكشد , اما يكي « دفع » است و ديگري « رفع » .
اين مساله نظير مرحله سوم نهي از منكر است . مرحله اول , نهي از منكر كه انزجار قلبي مبرز است , آسان است . مرحله دوم آن نيز كه با لسان و همراه با اعتراض است , آسان است . اگر مرحله سوم نهي از منكر (كه مثلا با زدن همراه است ) جايز شد , فرق جوهري « نهي از منكر » با « تعزير » اين است كه : نهي از منكر , زدن است كه : « نكن » ! در حالي كه تعزير , زدن است كه : « چرا كردي » در دفاع مي زنند كه نخورند , و حال آنكه در قصاص مي زنند كه : « چرا زدي »
خلاصه آن كه : سب نبي به قصاص برمي گردد. لذا امام (سلام الله عليه ) فرمود : حكمش اعدام است و بايداو را اعدام كرد , اين كسي كه وجود مبارك رسول خدا(عليه آلاف التحيه و الثنا) را سب كرده است , مهدورالدم است . اين عبارت بود از رواياتي كه در باب سب است .
درباب « ارتداد » نيز روايات فراواني است كه : « مرتد فطري و ملي » چيست و مانند آن كه از محور بحث كنوني بيرون است .
ج ـ حكم امام خميني (قدس سره ) بر اساس رهنمود قرآن و عترت
اما بخش سوم سخن آن است كه : حضرت امام (قدس سره ) چه كرد و اين حادثه چه بود و آنچه كه تاكنون شد و از اين پس مي شود چيست
بخشي از اين كتاب (آيات شيطاني ) به سبب جبرئيل (سلام الله عليه ) بر مي گردد كه ايمان به او واجب است , زيرا مومن كسي است كه به خداي سبحان , فرشتگان الهي , كتب آسماني و پيام آوران الهي ايمان بياورد : « امن الرسول بماانزل اليه من ربه و المومنون كل من بالله و ملائكته و كتبه و رسله . » (18 )
ذات اقدس اله فرشته ها را به اوصافي ستود كه ما رابه تحصيل آن اوصاف دعوت مي كند. قرآن كريم به ما دستور فرشته شدن داد.
در سوره مباركه انبيا فرمود فرشتگان كساني هستند كه : « بل عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون . » (19 )
فرشتگان همواره مسبوق اند و نه سابق , آنان هرگز جلو نمي روند , نه كاري بدون اراده حق مي كنند , نه حرفي بدون اراده حق مي زنند : « لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون . » (20 ) اين آيه كريمه از آيات مباركه اي است كه دلالت بر عصمت فرشتگان دارد و قوي تر از آيه مبارك « ملائكه غلاظ شداد لايعصون الله ما امرهم و يفعلون مايومرون » (21 ) است , زيرا آن آيه كريمه تنها بخشي از فرشتگان را (كه فرشتگان غلاظ و شداد هستند) مي ستايد , اما آيه كريمه سوره انبيا همه فرشته ها را مي ستايد. طبق آيه كريمه : « ياعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يومرون » فرشتگان دوزخ و اصحاب النار هستند كه هرگز عصيان نمي كنند , قهرا ملائكه بهشت به طريق اولي واجد اين وصف خواهند بود , اما كريمه سوره مباركه انبياعام است : « بل عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون . »
اگر فرشته همواره مسبوق است و نه سابق , آنگاه خداي سبحان به مومنين ! مي فرمايد « يا ايهاالذين آمنو لاتقدموابين يدي الله و رسوله . » (22 )
هرگز جلو نرويد , بكوشيد كه همواره مسبوق باشد و نه سابق . اين بدان معنا نيست كه تنها عادل باشيد , بلكه اگر توانستيد , معصوم نيز باشيد , چون تحصيل عدالت واجب است و تحصيل عصمت مستحب .
آنچه مقدور احدي نيست و دست كسي به دامن والاي آن نمي رسد , مقام شامخ « امامت » و « رسالت » است . اما « عصمت » يك ملكه كمالي است كه همه انسانها مي كوشند به آن سمت حركت كنند كه اگر حد وثاف و بقائا واجد آن نبودند , لااقل بقائا به آن دست پيدا كنند , و اگر در همه مراحل از آن برخوردار نبودند لااقل در بخشي واجد باشند , پس دليلي بر حصر عصمت نيست .
خداي سبحان در اين كريمه , خوي « فرشته شدن » را به ما تعليم مي دهد كه نه تنها در فعل و قول , بلكه در اراده نيز جلو نرويد : « لاتقدموابين يدي الله و رسوله . » آنگاه شما در ذروه كساني خواهيد بود كه : « وما تشاون الا ان يشاالله » (23 ) و مشمول اين سخن مي شويد كه : « پسندم آنچه را جانان پسندد. » اين كمال هست , و راه نيل به آن نيز باز است .
غرض آن كه اين آيات , گذشته از اينكه به كسي اجازه نمي دهد تا صداي خود را در برابر صداي رسول اكرم (عليه آلاف التحيه والكرم ) بلندتر كند : « لاتجهرواله بالقول » (24 ) دستور فرشته خويي نيز مي دهد .
تاكنون روشن شد كه فرشتگان در اين چنين پايگاهي هستند. در اين كتاب پليد به فرشته اي به نام جبرئيل امين كه امين وحي الهي است : « نزل به الروح الامين علي قلبك » (25 ) و همچنين به وجود مبارك رسول خدا (عليه آلاف التحيه و الثنا) و به اصل اسلام و وحي و مانند آن اهانت شد.
اين عبارت از كاري بود كه انجام شده است و عمده آن است كه اين كار از ناحيه يك شخص نيست , بلكه از يك جريان و شخصيت حقوقي صادر شده است . شما در بسياري از مسايل فقهي ملاحظه فرموده ايد كه شخصيت حقوقي كار شخصيت حقيقي را مي كند , چه اين كه در جريان « لايحه قصاص » امام راحل (قدس سره ) يك « جريان » را محكوم به ارتداد كرد , نه يك « شخص » را.
اگر از ميان مشركين , كسي طرح داد , كسي قلم زد , كسي چاپ وكسي منتشر كرد , كسي آن را كتاب سال به شمار آورد و كسي تحفه عصرش دانست , همگي يك باند هستند و لذا همه كساني كه دست اندر كار طبع , نشر , توزيع و تكثير آگاهانه محتواي كتاب پليد آيات شيطاني هستند , يك حكم دارند. در اين كار هم ارتداد , هم مساله سب , و هم جريان « توطئه فرهنگي » هست .
ممكن است احيانا كسي فكركند كه او توبه مي كند. اولا گفته اند كه توبه « مرتد فطري » پذيرفته نيست , و ثانيا آيا توبه قبل از قضاي قاضي , يا قبل از حكم ولائي والي اثر كند يا بعد از آن توبه چه چيز را برمي دارد.
يا اينكه ممكن است احيانا با تمسك به « قاعده جب » كه : « الاسلام يجب ما قبله » به او تلقين كنند كه بگويد قبلا كافر بود و بعدا مسلمان شد. اين قاعده جب چه چيز را بر مي دارد البته قاعده جب آنچه را كه اسلام آورد , همان را برمي دارد. ليكن مقررات انساني نظير وفاي به عهد حرمت خيانت و وجوب امانت كه قبل از اسلام نيز بود , اينها را اسلام نياورد , تا اگر كسي قبلا چيزي خريد و بر اساس « اوفوا بالعقود » (26 ) مامور به وفاي به عقد است , اكنون كه مسلمان شد , بگوييم : « الاسلام يجب ما قبله . » البته ديون مالي كه اسلام آنها را آورد , مشمول « يجب ماقبله » هست , اما آن ديون بشري را كه اسلام نياورده است , مشمول قاعده جب نخواهند بود.
حال اگر كسي به حكمي محكوم شد و قضاي قاضي آن حكم را تثبيت كرد , آيا باز هم در اينجا سخن از « جب » است و بالاتر از مساله قضا , « حكم ولائي والي » مطرح است .اگر كسي تنبه اين ارتداد يا آن سب داد و فقيه جامع الشرايط و ولي مسلمين حكم قضا را انشا كرد و حكم ولائي را پشتوانه آن حكم قضا قرارداد , آيا باز هم احيانا جاي اين توطئه هست
حضرت امام (س ) سه كار انجام داد :
كار نخست ايشان همان صدور فتوايي است كه ديگر فقها نيز دادند كه ساب نبي مهدورالدم است و طبق بيان امام معصوم (سلام الله عليه ) : « يقتله الادني فالادني قبل ان يرفع الي الامام . » (27 ) يعني به دست هر كس رسيد . بايد او را بكشد , زيرا اين « حد » نيست كه به محكمه قضاي قاضي برسد , بلكه به باب « قصاص » بر مي گردد. اين يك فتوايي است كه همگان داده اند.
اگر كاري اولا جرم باشد , ثانيا اسناد اين جرم به مجرم مسلم باشد , ثالثا نحوه ارتكاب آن عالما عامدا باشد , اين يك جرم مشهودي دارد كه دست قاضي جامع الشرايط در صدور حكم باز است , لذا امام راحل (س ) سلمان رشدي را « محكوم » كرد و حرمت نقض حكم حاكم شامل حين وفات , قبل از وفات و بعد از وفات مي شود.در هيچ كدام از مراحل سه گانه ياد شده حكم قاضي را نمي توان نقض كرد , حتي خود قاضي حق نقض آن را ندارد , چي رسد به ديگري . اطلاق حرمت رد كه « الراد عليه كالراد علينا . » (28 ) شامل خود قاضي و والي نيز خواهد شد. اين چنين نيست كه نقض قضا براي ديگران حرام باشد و براي قاضي يا والي حرام نباشد. درباره حكم ولائي نيز بشرح ايضا. پس نقض هر دو حكم چه بر قاضي , چه بر والي , چه بر ديگران حرام است . اين نظير فتوي نيست كه سخن از بقا بر تقليد ميت و مانند آن باشد.


مهم آن است كه وقتي حضرت امام (رضوان الله عليه ) آن « فتواي عمومي » را مثل ديگر فقها داد و آن « حكم قضايي » را اختصاصا انشا كرد , يك « حكم ولائي » نيز به عنوان پشتوانه حكم قضايي صادر فرمود.
در زمان رسول اكرم (علي آلاف التحيه والثنا) به آن حضرت سب و اهانت شد. حضرت درباره گروه خاصي از اين افراد كه سب كردند , فرمود « فاقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين باستارالكعبه . » (29 )اين ديگر حكم قضا نيست , بلكه پشتوانه آن است , اين حكم فقهي , سياسي و ولائي است , چون اجراي قضاي قاضي به عهده « والي » است و مجري آن , ولي مسلمين است .
امام راحل (س ) بعد از آشنايي به توطئه مجدد , فرمود : « سلمان رشدي اگر زاهد زمانه هم شود , مهدورالدم است . » اين همان سخن نبي اكرم (ص ) است كه فرمود : « فاقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين باستارالكعبه » .
اين (حكم ولائي ) جا براي احدي باز نمي گذارد كه به قاعده جب و مانند آن تمسك كند , زيرا ولي مسلمين « بما انه قاضي » او را مهدورالدم كرد و « بما انه والي » فرمان اجرا داد. بنابر اين جا براي « جب » نيست , و اگر سلمان رشدي و امثال او , اين توطئه خام را در سر مي پرورانند , همان دستور امام ششم (سلام الله عليه ) بايد جاري شود.
ديگران در جوامع روائي خود نقل كرده اند كه : « رجل نصراني فجر بامراه مسلمه » و حكم آن اعدام است . آنگاه او را تلقين كردند و آموختند كه بگو من مسلمان شدم . « لان الايمان هدم الشرك . » متوكل عباسي از اين توطئه سياسي باخبر شد و جريان را به صورت استفتا به عرض ابي الحسن ثالث (عليه السلام ) رساند. حضرت فرمود حكمش اعدام است :
« يضرب حتي يموت فكتب : بسم الله الرحمن الرحيم فلما راواباسنا قالوا امنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفهم ايمانهم لماراواباسنا سنه الله قد خلت في عباده و خسر هنالك الكافرون (غافر84, ) , » (30 )
البته فقط امام معصوم مي تواند از آيه ياد شده , اين معنا را استفاده كند , نه ديگر مفسران . حضرت فرمود كسي كه اسلام را سرپل نجات خود قرارداد , مثل كسي است كه عذاب الهي را ببيند , آنگاه بگويد : من ايمان آوردم ! اين ايمان كاذب سودي ندارد , حتي اگر ايمان راستين نيز باشد , سودي ندارد , چه رسد به اينكه اين يك توطئه اي بيش نيست .
نكته اي كه در پايان , عنايت به آن لازم است اين است كه اولين حق قرآن كريم برگردن مسلمين است كه آنها را احيا كرده , سپس بر موحدان ديگر حق قرآن عظيم , بر ترسايان عالم و يهوديان جهان بسيار است . در اين صورت روشن خواهد شد كه اطاعت از فرمان امام راحل (س ) نه تنها بر هر مسلمان لازم است , بلكه بر تمام يهودي ها و مسيحيان عالم نيز واجب است .
اكنون ببينيد قرآن كريم چگونه يهوديت را احيا و مسيحيت را زنده كرد! بيان بلند فقيه نامور اماميه مرحوم « كاشف الغطا » صاحب كتاب قيم كشف الغطا (قدس سره القدوسي » اين است : اگر قرآن نبود , نشاني ازيهوديت و زمزمه اي از مسيحيت در روي زمين نبود , زيرا با پيشرفت علوم عقلي و قلبي در يك سمت و سرعت صنعت و علوم حسي و تجربي در سمت ديگر , هيچ بشر خردمندي حاضر نبود انجيل محرف را به عنوان كتاب آسماني بپذيرد و تورات تحريف شده را به عنوان وحي غيب باوركند. كتابي كه مريم (س ) را متهم مي كند , باوركردني و كتابي كه موسي و عيسي (ع ) را متهم مي داند پذيرفتني نيست , كتابي كه خدا را به كشتي يعقوب مي كشاند قبول كردني نيست .
اگر فرياد تطهير ودستور قداست قرآن كريم و راهنمايي قرآن كه موسي و عيسي (ع ) « ولي الله » اند و مريم « وليه الله » و عذراست : « ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك علي نساالعالمين » (31 ) نبود , هيچ انسان متفكري به قداست مريم معتقد نبود , بلكه با پيشرفت علم , مسيحيت تحريف شده به دست نسيان سپرده مي شد و يهوديت محرف ماندني نبود.
اما قرآن كريم مسيحيت را كه مي رفت تا بميرد زنده و يهوديت را كه مي رفت تا رخت بربندد , احيا كرد , به كليسا شرف و به ترسايان آبرو داد , تا اين كه آنها برگشتند , كم كم احيا شدند و به فكر افتادند كه تحريف كتب آسماني را به نحوي جبران كنند تا توده مردم نفهمند , فهم قرآن و انجيل و تورات را منحصر در محدوده كليسا كردند و اين كتابها را كه الهي الحدوث و بشري البقا بود , كم كم الهي البقا كردند , و گرنه تورات ماندني نبود , زيرا هيچ عاقلي حاضر نيست كه بار قداست منحرفين را برگرده خود بار كند. قرآن كريم مهيمن بر كتب و مصدق كتب انبياي سلف شد . (32 ) وانبيا (ع ) را عموما , موسي (ع ) را كه بيش از ديگران در معرض تهمت و عيسي (ع ) را كه بيش از ديگران در معرض مظنت بود خصوصا , ومريم (س ) را كه در معرض اتهام بود بالاخص , تطهير , تنزيه و تسبيح كرد و آنها را صالح , مقدس و مطهر دانست .
حال روشن مي شود كه چرا اطاعت از حكم امام و اجراي آن « نه تنها بر مسلمين جهان بلكه بر يهوديان و مسيحيان نيز واجب است » , سرش آن است كه هم آنها در فروع مانند اصول , مكلف اند , گر چه معصيت مي كنند (اين حكم فقهي ) و هم از نظر بحث اخلاقي وكلامي و اجتماعي , آنها حيثيت خود را از قرآن كريم دارند. چنان كه اگر (معاذالله ) قرآن كريم زير سئوال برود , نه توراتي مي ماند و نه انجيلي جاي دارد! پس آنها هم در فروع چون ما مكلف اند و هم از نظر مسايل اخلاقي و اجتماعي , مديون قرآن كريم اند. و حكم تاريخي امام راحل مستند به يك فتوا است , آن هم فتواي همه فقها , نه تنها يك فقيه , اما
بنازم به دستي كه انگور چيد
مريزاد پايي كه در هم فشرد
برو زاهدا خرده برما مگير
كه كار خدايي نه كاري است خرد
بنازم , اي جان به فداي اين سرانگشتانت , اي امام عزيز! هر وقت ساحت قدس اولياي الهي هتك مي شود , با قلم دستور مي دهي (چه در داخل و چه در خارج ). فتوا دادن كاري است سهل , اما انگور چيدن , با پا نرم كردن , مردم را بسيج كردن , به جبهه فرستادن , هند را دعوت كردن , پاكستان را به قيام وادار كردن , رهبران كشورهاي اسلامي را هيجان دادن , زمامداران داخل و خارج را وادار كردن , حوزه ها را تعطيل كردن , مرجع والامقام را به رهبري كشاندن وبه همكاري دعوت كردن وآنها را به اين امر هدايت كردن , فقط از سر انگشتان كسي است كه :
بنازم به دستي كه انگور چيد
مريزاد پايي كه در هم فشرد
برو زاهدا خرده بر ما مگير
كه كار خدايي نه كاري است خرد
بنابراين بحثهاي مرحله اول آيات قرآن كريم است كه تبيين حكم كلامي و فقه سياسي را به عهده دارد و بحثهاي مرحله دوم , روايات فراواني است كه فريقين نقل كرده اند كه بحثهاي فقه سياسي را تضمين مي كند و مرحله سوم درباره توطئه هايي كه تاكنون شده و از اين پس در پيش خواهد بود , هم حكم فقه سياسي را تبيين مي كند و هم از توطئه استكبار جهاني پرده بر مي دارد اميد است خداوند سبحان روح بلند اين سليل رسول الله (ص ) را با جدگراميش محشور وقلب مقدس ذخيره عالم ولي عصر(ارواحنا فداه ) رابا اجراي اين حكم تاريخي مسرور فرمايد. والحمدالله رب العالمين .
پاورقي :
ــــــ
1 ـ سوره بقره 217,
2 ـ سوره نسا 140,
3 ـ سوره مائده 57,
4 ـ سوره آل عمران 118,
5 ـ سوره توبه 65,
6 ـ سوره توبه 66,
7 ـ سوره جاثيه 35,
8 ـ انفال 31,
9 ـ طور34,
10 ـ هود13,
11 ـ شعرا222, ـ 221
12 ـ سبا49,
13 ـ فروع كافي , ج 7 , ص 265 ح 33
14 ـ فروع كافي , ج 7 , ص 263 , 264 , ح 30
15 ـ ولايت فقيه (رهبري اسلام ) . ص 168 ـ 166 , حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله )
16 ـ فروع كافي , ج 7 , ص 265 , 264 , ح 32
17 ـ فروع كافي , ج 7 , ص 265 , ح 33
18 ـ سوره بقره 285,
19 ـ سوره انبيا27,
20 ـ زيارت جامعه كبيره
21 ـ تحريم 6,
22 ـ حجرات 1,
23 ـ انسان 30, و تكوير 29,
24 ـ حجرات 2,
25 ـ شعرا194,
26 ـ مائده 1,
27 ـ وسائل الشيعه , ج 18 , ص 555 , 554 باب حكم من شتم النبي (ع ) , فروع كافي , ج 7 , ص 257 , ح 21
28 ـ وسائل الشيعه , ج 18 , كتاب الفضا , باب 11 از ابواب صفات قاضي , حديث 1
29 ـ بحارالانوار , ج 9 , ص 137 و ج 21 , ص 105 و 131 و ج 22 , ص 49
30 ـ وسائل الشيعه , ج 18 , ص 407 و 408 , باب قتل اليهودي والنصراني اذا زني ص 236 , ح 2
31 ـ آل عمران 42,
32 ـ مائده 58, : « و انزلنااليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتاب ومهيمنا عليه » .
سب نبي به قصاص بر مي گردد , لذا امام (سلام الله عليه ) فرمود : حكمش اعدام است و بايد او را اعدام كرد , اين كسي كه وجود مبارك رسول خدا (عليه آلاف التحيه والثنا) را سب كرده است , مهدورالدم است . اين عبارت بود از رواياتي كه در باب سب است
در جريان كتاب پليد « آيات شيطاني » هم ارتداد هست , هم سب هست و هم توطئه فرهنگي
روشن است كه چرا اطاعت از حكم امام (ره ) و اجراي آن « نه تنها بر مسلمين جهان بلكه بر يهوديان ومسيحيان نيز واجب است » . سرش آن است كه هم آنهادر فروع مانند اصول مكلف اند , اگر چه معصيت مي كنند (اين حكم فقهي ) و هم از نظر بحث اخلاقي وكلامي واجتماعي , آنها حيثيت خود را از قرآن كريم دارند
اين (حكم ولائي ) جا براي احدي باز نمي گذارد كه به قاعده جب و مانند آن تمسك كند , زيرا ولي مسلمين « بما انه قاضي » او را مهدورالدم كرد و « بما انه والي » فرمان اجرا داد. بنابراين جا براي « جب » نيست , و اگر سلمان رشدي و امثال او , اين توطئه خام را در سر مي پرورانند , همان دستورامام ششم (سلام الله عليه ) بايد جاري شود

از « سلمان رشدي » تا « يولند پوستن »





براي بسياري از مسلمانان , تامل در اهانت اخير به مقدسات اسلامي در چند كشور غربي , تداعي گر فتنه سلمان رشدي است و در اين راستا , در بررسي حركت اخير اسائه ادب و هتاكي به مباني اعتقادي مسلمانان و مقايسه آن با توهين هاي منعكس يافته در كتاب شيطاني « آيه هاي شيطاني » , مي توان به شباهت هاي ريشه اي برخورد. واقعيت نيز همين است . بايد گفت موج اخير حرمت شكني عليه عالي ترين مباني ديني مسلمانان در تداوم سياستي است كه محافل ضد اسلام در غرب در طول دهه هاي اخير باني و عامل پشت پرده آن بوده اند و اين محافل در مسير اقدامات خود از حمايت هاي گسترده مالي و سياسي نيز برخوردار هستند.
اين جريان در تلاش بوده است در فرصت هاي مختلف با بهره گيري از چهره ها و عناصر مخالف اسلام و كينه توز در جوامع مختلف و در زمانهاي گوناگون به حمايت همه جانبه از آنها وارد عمل شده و استراتژي خود را پيش ببرد. دو مشخصه بارز اين جريان اسلام ستيز در غرب , نژادپرستي و وابستگي به صهيونيسم جهاني است كه در لابلاي همه توطئه هايي كه عليه اسلام و مسلمانان به اجرا درمي آيد مي توان اين دو وجه متمايز و مشخص را به وضوح مشاهده كرد.
بدون ترديد حتي به اذعان خود محافل ادبي غرب , كتاب رمان « آيات شيطاني » كه توسط نويسنده هندي تبار و بازيچه دست محافل ضداسلامي به نگارش درآمد , نه ارزش ادبي قابل ملاحظه اي داشت و نه نكته برجسته ديگري بر آن مترتب بود كه آن را شاخص سازد , بلكه آنچه موجب شد تا غرب با همه توان براي حمايت و پشتيباني وارد ميدان شود همانا مضمون ضداسلامي اين كتاب بود كه اينبار توسط نويسنده اي به ظاهر مسلمان به رشته تحرير درآمد.
با در نظر گرفتن اين واقعيات تاليف اين كتاب , براي محافلي كه به دنبال ضربه زدن به اساس تفكر اسلامي بودند بهترين فرصت بود تا وارد عمل شوند. غرب در واقع مي خواست اينگونه وانمود سازند كه « آنچه تا به حال ما عليه دين اسلام مي گفتيم حال يك مسلمان با شهامت ! پيدا شده و ادعاهاي ما را مورد تاييد قرار داده است . »
البته همان زمان غربي ها در برابر تناقض آشكار اين برخورد با رعايت و احترام آزادي اديان كه غرب مدعي دفاع از آن است , حربه و توجيه شيطنت آميز « آزادي بيان » را پيش كشيده و چنين عنوان كردند كه چون در غرب آزادي بيان وجود دارد نمي توان مانع انتشار اين كتاب شد. اين در حالي است كه رفتار متناقض غرب در برخورد با مقوله هاي ديگر از جمله افسانه كشتار ميليونها يهودي در جنگ جهاني دوم به روشني مويد اين بوده است كه داعيه غربي ها در مورد « دفاع از آزادي بيان » , يك بلوف و ادعاي تو خالي است . غربي ها در مورد هر گونه تشكيك در ادعاي كشتار 6 ميليون يهودي به سرعت برافروخته مي شوند و محققين و تحليل گراني كه در پي روشن شدن صحت و يا نادرستي اين ادعا برآمده اند را به شدت مورد سركوب قرار داده و مي دهند.
در همين راستا بسياري از تاريخ نويسان معاصر از جمله « روژه گاردي » محقق فرانسوي و دهها محقق ديگر صرفا به جرم اينكه از ماجراي ساخته و پرداخته محافل صهيونيستي موسوم به « هولوكاست » به انتقاد لفظي و نوشتاري پرداخته اند , مورد شديدترين اهانت ها و دشنام ها قرار گرفته و حتي كارشان به دادگاه و زندان نيز كشيده است . اين بدان دليل است كه وارد شدن در اين مقوله به منزله رودررويي با منافع شبكه صهيونيست و اسلام ستيز غرب است و در اين جاست كه ديگر « آزادي بيان » و « آزادي نوشتار » محلي از اعراب پيدا نمي كند و گوينده آن مستحق شديدترين مجازات مي شود.
آنچه كه قابل تامل است اين جريان اسلام ستيز در غرب به طرز گسترده اي از سوي كشورهاي قدرتمند و سلطه جو حمايت مي شود. اين دولت ها اگرچه در ظاهر اهانت به مذاهب از جمله به اسلام را تقبيح و محكوم مي كنند ولي در باطن , از حاميان اصلي جريان مذكور هستند و از اين جريان حمايت هاي مخفيانه و گسترده همه جانبه مي نمايند. دليل آن نيز اين است كه منشا نگراني هاي اين محافل دقيقا با قدرتهاي سلطه طلب يكسان است .
به عبارت ديگر تفكر صهيونيسم و سلطه طلبي در ضديت با اسلام , ديدگاه مشتركي دارند و هر دو , آن را براي اهداف خود خطر و تهديد مي بينند. با توجه به اين شرايط مي توان به ميزان قدرتمندي و نفوذ جريان مذكور پي برد. اقدامات و دامنه فعاليت اين جريان در سالهاي اخير از طرح مهره هاي خود فروخته اي همچون سلمان رشدي , تسليمه نسرين (نويسنده ضد اسلام بنگلادشي مولف كتاب موهن « شرم » ) , « ايان هيرسي علي » (نويسنده به ظاهر مسلمان سوماليايي الاصل پارلمان هلند كه اظهارات ضداسلامي وي موجب شهرت و معروفيتش در غرب شد) , تا اهانت آشكار اخير به مقدسات اسلامي گستردگي داشته است . حتي بسياري از تحليل گران معتقدند حوادث مشكوك 20 شهريور 1380 آمريكا ساخته و پرداخته اين جريان براي ضربه زدن به اسلام و مسلمانان بوده است . اين ناظران , بازتاب و پيامدهاي بسيار سنگين حوادث نيويورك بر ضد مسلمانان را شاهد و گواه نظرات خود ارائه مي دهند.
در پوشش تبعات حوادث 20 شهريور بود كه دنياي اسلام به طرز بي سابقه اي مورد هجوم قرار گرفت . معرفي چند فرد مسلمان به عنوان عاملان حوادث مذكور با هدف تروريست جلوه دادن مسلمانان حربه اي بود تا توسط آن مراحل بعدي اين سناريو به اجرا درآيد. فراهم شدن زمينه لشگركشي جناح افراطي و سلطه طلب كاخ سفيد به مناطقي از جهان كه از ديرباز مركز توجه امپرياليسم آمريكا بود در واقع ميوه و ثمره اين توطئه بود.
حمله نظامي امريكا به افغانستان و عراق اقدامي بود كه در فضاي ايجاد شده پس از انفجارهاي نيويورك ميسر شد. همچنين به راه افتادن موج سركوب مسلمانان در غرب و ايجاد محدوديتهاي گسترده در حق اقليت هاي مسلمان , از تبعات انفجارهاي نيويورك بود. به راه افتادن موج گسترده و بي سابقه تهاجم به اسلام و مسلمانان در غرب هرگونه ترديد را در اين فرضيه كه محافل غربي حامي صهيونيسم عامل اصلي انفجارهاي نيويورك بود , از ميان مي برد.
چنانچه از زاويه متفاوت نگريسته شود اقدامات نظامي چند سال اخير آمريكا در خاورميانه در چارچوب طرح « خاورميانه بزرگ » قرار دارد. از اين منظر نيز مي توان به اين نتيجه رسيد كه ترسيم كنندگان طرح « خاورميانه بزرگ » براي پياده كردن طرح مذكور به اين لشگركشي نياز داشتند و براي توجيه آن , به وجود آمدن حادثه اي شبيه انفجارهاي 20 شهريور 1380 آمريكا ضرورت داشت . همين عامل نيز دخالت جريان طرفدار صهيونيست ها در غرب در انفجارهاي اخير را براي فراهم ساختن بستر تحقق طرح خاورميانه بزرگ به شدت تقويت مي كند.
در اينجا اين پرسش مطرح است كه چه انگيزه و عاملي باعث اين تهاجم همه جانبه عليه اسلام , كه مي توان از آن نشانه هاي يك جنگ صليبي را استنباط كرد , طي سالهاي اخير شده است . واقعيت اين است كه غرب از تجديد حيات اسلام و شكوفايي مجدد آن طي سالهاي اخير به وحشت افتاده است . تفكر سلطه جويي كه بر قشر انحصارطلب متفكران و برنامه ريزان سياسي غرب حاكم است اكنون به اين نكته رسيده كه سالها تلاش و هزينه براي از ميدان بدر كردن كمونيسم به عنوان رقيب اصلي كاپيتاليسم , اكنون با بروز رقيب قدرتمند ديگري , بر باد رفته است . اكنون غربي ها مشاهده مي كنند كه تفكر اسلام گرايي نه تنها در جوامع جهان سوم بلكه حتي در كشورهاي غربي نيز در حال رشد و نفوذ است . اين مسئله قطعا براي بخش نژادپرست و قدرت طلب غرب قابل تحمل نيست .
با اين توصيف , مي توان فلسفه موج اسلام ستيزي اخير در غرب را , كه مطرح ساختن جريانهايي همچون سلمان رشدي ها , تا اقدام اهانت آميز نشريه دانماركي « يولندپستن » در آن قالب جاي مي گيرد , روشن تر دريافت . در حوادث اخير و اهانت چند نشريه غربي به ساحت مقدس رسول اكرم (ص ) نيز مي توان همان رگه ها و دستان همان عوامل را به وضوح مشاهده كرد.
با اينحال نكته اي كه غرب آن را درك نكرده است و يا اينكه به تعبير مناسب تر , علاقه و تمايلي به درك آن ندارد , اين واقعيت است كه اينگونه تحركات زبونانه و مذبوحانه تنها موجب مستحكم تر شدن جايگاه و تقويت اتحاد ميان مسلمانان مي گردد. تجربه سلمان رشدي براي غربي ها بايد درس عبرت خوبي مي بود كه دريابند با اينگونه حركات نمي توانند به اهداف اسلام ستيزانه خود دست يابند.
اكنون نيز , در ماجراي شيطنت آميز اهانت چند نشريه به پيامبر گرامي (ص ) نيز اين وضعيت تكرار مي شود و به حركت درآمدن موج اعتراض همه جانبه عليه اين اهانت در ميان مسلمانان سراسر جهان , بيانگر انسجام و وحدت جهان اسلام است . شايد اين يك مصلحت الهي باشد تا هرازچندگاهي , غربي ها حماقت كرده و اين حماقت آنها باعث تشديد صفوف مسلمانان و تقويت مواضع سياسي آنها در جهان گردد. بهر حال چنان كه به نظر مي رسد محافل اسلام ستيز در غرب با وجود بي نتيجه بودن اقدامات و توطئه هايشان براي ضربه زدن به اسلام به سياست هاي شيطنت آميز خود ادامه مي دهند و برنامه اين محافل سازمان يافته و ريشه دارتر از آن است كه به سلمان رشدي و فتنه نشريه دانماركي ختم شود. از اينرو ضرورت دارد مسلمانان همواره آمادگي براي مقابله با مراحل آتي اين توطئه را داشته باشند.



موج اخير حرمت شكني عليه عالي ترين اركان ديني مسلمانان در تداوم سياستي است كه محافل ضد اسلام وابسته به صهيونيسم در غرب باني پشت پرده آن هستند كه از حمايت هاي گسترده مالي و سياسي نيز برخوردارند
رفتار متناقض غرب در برخورد با مقوله افسانه كشتار ميليونها يهودي در جنگ دوم جهاني مويد آن است كه داعيه غربي ها مبني بر « دفاع از آزادي بيان » , كاربردي ابزاري دارد و يك بلوف و ادعاي توخالي است
تجديد حيات اسلام و شكوفايي تفكرات اسلامي در سالهاي اخير , از عوامل اصلي عصبانيت محافل صهيونيستي غرب و ريشه اسلام ستيزي اخير است
اقدامات مذبوحانه و در عين حال بي نتيجه غرب , بر خلاف خواست و تمايل آنها , حاصلي جز تقويت وحدت و اقتدار سياسي مسلمانان درپي نداشته است

خشم جهان اسلام عليه توطئه اسلام ستيزي دولت دانمارك




به دنبال چاپ دوازده كاريكاتور موهن به ساحت مقدس رسول اسلام (ص ) در نشريه « يولند پوستن » دانمارك موجي از خشم و نفرت از توطئه اين نشريه , جهان اسلام را فراگرفت و مسلمانان جهان با برگزاري تظاهرات سراسري در كشورهاي اسلامي خواستار عذرخواهي رسمي دولت دانمارك از مسلمانان شدند.
پس از اين اقدام موهن و بروز كنجاوي ها و حساسيت هاي زياد در جوامع اروپايي نسبت به تصاوير چاپ شده , چند نشريه ديگر نيز در فرانسه , آلمان , لهستان , نروزژ , سوئد , مجارستان , پرتغال , روماني , كرواسي و حتي چند كشور عربي با چاپ مجدد اين كاريكاتورها , به طور حساب شده اي اين اقدام اهانت آميز به ساحت پيامبر اسلام را تكرار نمودند.


با گسترش دامنه اهانت اين نشريه ها , مسلمانان خشمگين جهان با راه اندازي تظاهرات كم نظير به دفاتر نمايندگي دانمارك در كشورهاي اسلامي يورش برده و با تجمع در مقابل سفارت هاي اروپايي در آنجا خواستار عذرخواهي سريع دولت اين كشورها از مسلمانان شدند. در اين ميان مسلمانان خشمگين سوريه با حمله به سفارت هاي دانمارك , سوئد و نروژ در دمشق و به آتش كشيدن ساختمان اين سفارت ها اوج نفرت خود را از گستاخي دولت دانمارك و اقدام نشريه هاي اروپايي به منصه ظهور رساندند كه در پي آن دولت دانمارك و نروژ خواستار خروج سريع اتباع خود از سوريه شدند.
مسلمانان خشمگين لبناني نيز با به آتش كشيدن كنسولگري دانمارك در بيروت خشم واقعي امت اسلامي را در اين اقدام به دولت دانمارك و كشورهاي اروپايي نشان دادند و مسلمانان چند كشور اسلامي ديگر نيز با پرتاب سنگ به سفارتخانه هاي چند كشور اروپايي در پايتخت اين كشورهاي اسلامي خشم و نفرت خود را به آنها نشان دادند.


اما در ميان تمام اين نشريه ها اقدام نشريه « شيحان » اردن از همه آنها قابل تامل تر است . در اين نشريه اردني كه باب اهانت به ساحت پيامبر اسلام (ص ) را در كشورهاي اسلامي گشود با اعتراض شديد مسلمانان اين كشور روبرو شد و دست اندركاران آن دستگير شدند.
به دنبال اقدام اين نشريه اردني دو نشريه ديگر نيز در مصر و الجزاير با تجديد چاپ اين تصاوير موهن شان و حرمت پيامبراسلام (ص ) را به بازي گرفتند و به اين اقدام موهن در كشورهاي اسلامي دامن زدند.


با شدت گرفتن خشم مسلمانان از اقدام موهن نشريه دانماركي و دولت دانمارك , تحريم كالاهاي ساخت دانمارك بويژه فرآورده هاي لبني اين كشور توسط برخي كشورهاي اسلامي مانند ايران , عربستان , كويت , امارات و... آغاز شد و خسارات جدي به صادرات دانمارك وارد گرديد كه به گفته كارشناسان اقتصادي اين تحريم خسارتي بالغ بر ميليون ها دلار درروزهاي نخست به صادرات دانمارك وارد كرد و در صورت ادامه يافتن اين تحريم ممكن است اين خسارت ها به ميلياردها دلار در سال تبديل شود.
با تجديدچاپ و انتشار تصاوير موهن به ساحت پيامبر اسلام (ص ) موج اعتراض هاي مردم در جهان اسلام شدت گرفت و منابع مطلع از احتمال برگزاري نشست فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي خبر دادند و اين اقدام موهن كه اكثر نشريات اروپايي را فراگرفت نه فقط مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفت بلكه با مخالفت اكثر مردم دانمارك نيز مواجه شد.
در اين ميان واتيكان با انتشار بيانيه اي اقدام نشريه دانماركي را نادرست خواند و اسقف اعظم يونان نيز در شوراي كشيشان كليساي ارتودوكس اين كشور , توهين به مقدسات و پيامبران را تحت هر عنواني شديدا محكوم كرد. اما كوفي عنان دبيركل سازمان ملل از مسلمانان خواست عذرخواهي روزنامه دانماركي را بپذيرند , اما وي پس از مشاهده چاپ مجدد اين كاريكاتورها در نشريات اروپايي , اقدام آنها را غيرقابل توجيه , بي عقلي , بي ادبي و تحريك كننده توصيف كرد.
ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه طي سخناني , اقدامات تحريك آميز عليه مسلمانان را قاطعانه محكوم و نسبت به عواقب آن هشدار داد. در عين حال پوتين رئيس جمهور روسيه نيز به نمايندگي از بيش از 15 ميليون مسلمان روسي , به نام آنان و دولت روسيه , مخالفت خود را با هرگونه توهين و بي احترامي به ديگران كه واگرايي و اختلاف را در جوامع با انگيزه هاي ملي و مذهبي تحريك كند , اعلام كرد.
از سوي ديگر نخست وزير دانمارك با گستاخي تمام ضمن حمايت از مقوله به اصطلاح اصل آزادي بيان براي مطبوعات اعلام كرد كه از مسلمانان عذرخواهي نمي كند و تصريح كرد , دفاع از آزادي مهم تر از دفاع از منافع تجاري كشور است و در اين ميان يك روزنامه ايتاليايي با حمايت از اقدام دانمارك صفحه اول و آخر خود را به چاپ پرچم دانمارك اختصاص داد.
در اين ميان مسئولين سياسي كشورهاي اروپايي كه برخي نشريات آنها اقدام به انتشار تصاوير موهن به ساحت پيامبر اسلام (ص ) نمودند , نخست وزير لهستان تنها فردي بود كه ضمن نكوهش اقدام يك نشريه لهستاني در تجديدچاپ و انتشار تصاوير موهن , از مسلمانان پوزش خواست و در بيانيه اي اقدام نشريه مذكور را باعث جريحه دار شدن احساسات مسلمانان توصيف كرد.
از سوي ديگر گروهي از مردم دانمارك طي تظاهراتي در برابر دفتر روزنامه « يولند پوستن » از مسلمانان جهان عذرخواهي كردند و در حاليكه پلاكاردهايي كه بر روي آنها نوشته شده بود « ما پوزش مي خواهيم » با خود حمل مي كردند , از دولت خواستند اين عذرخواهي را رسما اعلام كند.

عكس و شرح عكس








فلسطيني ها مانند مسلمانان ساير كشورهاي اسلامي با برگزاري تظاهرات گسترده اي عليه دولت دانمارك خشم و نفرت خود را از اقدام موهن اين كشور در حمايت از نشريه « يولند پوستن » به نمايش گذاشتند. ملت غيور فلسطين با لگدمال كردن پرچم دانمارك , اين پيام را به دشمنان اسلام مي دهند كه نسل امروز همانند نسل ديروز اين سرزمين ظلم ستيز است و ستمي را كه بر پيامبر اسلام (ص ) روا شده است هرگز تحمل نمي كند.

عكس و شرح عكس








آنچه اين روزها در جوامع اسلامي در جريان است نشانه بارز يك خيزش و قيام در دفاع از باورهاي ديني يك و نيم ميليارد مسلمان در برابر يورش شيطاني و فتنه گر صهيونيسم جهاني , زير نقاب « آزادي بيان » است . در اين اقدام همگاني كه دامنه آن در سراسر جهان گسترده شده , مسلمانان به اشكال گوناگون , نفرت و انزجار خود را عليه اين اقدام رذيلانه ابراز مي دارند. زنان تظاهركننده ايراني با ساختن يك ماكت هنري و با الصاق يك جفت كفش بر روي پرچم دانمارك , به صورتي نمادين پاسخ نشريه دانماركي و دولت اين كشور را مي دهند.

قطعنامه 46 كشور اسلامي عليه رشدي مرتد



اقدام سال 1367 سازمان كنفرانس اسلامي در تاكيد بر اتداد سلمان رشدي نويسنده كتاب موهن « آيات شيطاني » و مهدورالدم بودن وي , از جمله اقدامات زرين اين سازمان در سالهاي فعاليت آن مي باشد , فعاليتهايي كه كمتر , اين چنين مبتني بر مصالح اسلام و احكام دين بوده است .
گزارش زير اشاره اي به آن مصوبه مهم وتاريخي دارد.
كنفرانس وزيران خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي ساعت 24 روز پنجشنبه 25 اسفند 1367 به وقت تهران به انتشار يك بيانيه نهائي به كار سه روزه خود پايان داد. در اين بيانيه دو قطعنامه در مورد « سلمان رشدي » و اوضاع افغانستان كه در دستور كار اجلاس قرار داده شده بود , تصويب شد.
براساس اين گزارش اجلاس سازمان كنفرانس اسلامي در رياض در قطعنامه پاياني خود , كتاب « آيات شيطاني » را يك اثر كفرآميز توصيف كرد و شديدا آن رامحكوم نمود وهمچنين نويسنده آن را يك « مرتد » لقب داد.
اين قطعنامه از تمامي كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع اعلام كنند و از ورود مولف آن به هريك از اين كشورها جلوگيري به عمل آورند.
قطعنامه همچنين از بنگاههاي ناشر خواست هرچه سريعتر اين اثر را از گردش خارج كرده و هر بنگاه انتشاراتي راكه به اين درخواست احترام نگذارد , تحريم نمايند.
قطعنامه سپس از تمام كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي خواست فروش يا پخش كتاب « آيات شيطاني » را ممنوع نمايند.
در اين قطعنامه همچنين تصريح شده است : « كنفرانس اعلام مي دارد كه همه كشورهاي اسلامي كوشش هائي را به صورت منفرد و دسته جمعي و به طور فعال و هماهنگ در راه تضمين احترام به اسلام و ارزشهاي متعالي آن و پاسداري از مقدسات اسلامي در همه جهان به عمل خواهند آورد. »
در بخش ديگري از قطعنامه ويژه كنفرانس اسلامي آمده است :
« شك نيست كه حق آزادي فكر و اظهار نظر و بيان اجازه نمي دهد حقوق ديگران پايمال شده و يا اينكه به بهانه آزادي فكر , به اسلام و مقدسات مسلمانان اهانت گردد. »
اين قطعنامه مي افزايد : « اين كتاب , اصول تمدن و اخلاق را زيرپا گذاشته و نشانگر كوششي عمومي براي خدشه واردكردن به اسلام و شخصيتهاي بزرگ اسلامي مي باشد. »
در قطعنامه تاكيد شده است : « بر اساس حق آزادي بيان وعقيده , اهانت به اديان آسماني هيچ توجيه اخلاقي يا شرعي نداشته و چنين رفتاري مورد تنفر و محكوميت كل جهان خواهد بود. »
در پايان قطعنامه , بنگاههاي انتشاراتي تشويق شده اند به اينكه از چاپ هر گونه اثري كه احساسات مذهبي را جريحه دار سازد , خودداري ورزند.
قطعنامه اجلاس وزيران خارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي كه به فاصله يك ماه پس از صدور حكم ارتداد و مهدورالدم بودن سلمان رشدي مرتد از سوي حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه ) انتشار يافت از جمله پيروزيهاي درخشان انقلاب اسلامي ايران در عرصه بين المللي بود.


غرب مغرور


بسم الله الرحمن الرحيم
17 سال قبل در روز 25 بهمن 1367 يكبار ديگر جماران , خبرساز شد . امام خميني , حكم ارتداد « سلمان رشدي » را به جرم اهانت به پيامبر گرامي اسلام و ازواج ايشان و اسلام و قرآن , صادر كردند و از مسلمانان جهان خواستند نويسنده كتاب موهن « آيات شيطاني » و ناشرين مطلع از محتواي آنرا در هر نقطه جهان كه يافتند سريعا اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد.
اين خبر , به سرعت در سرتاسر جهان منتشر و به خبر دست اول و مهمترين رويداد آخرين هفته بهمن ماه سال 1367 تبديل شد . مردم ايران , فقط چند روز قبل در 22 بهمن , دهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي خود را جشن گرفته و در سراسر كشور در راه پيمائي هاي عظيم شركت كرده بودند و وفاداري خود را به اسلام به عنوان مبناي اين انقلاب و پايه و اساس نظام جمهوري اسلامي اعلام كرده بودند. مردم نميدانستند رهبر شجاع و دورانديششان كه ايران را از چنگال رژيم فاسد و استبدادي شاهنشاهي و از حلقوم كثيف استعمارگران شرقي و غربي بيرون كشيده و به استقلال رسانده , سال ديگر شاهد جشن پيروزي مردم در 22 بهمن نخواهد بود و در نيمه خرداد سال آينده , همزمان با ايام اوجگيري نهضت روحانيت در سال 1342 و درست در سالگرد قيام خونين 15 خرداد , با دلي آرام و قلبي مطمئن به ملكوت اعلي خواهد پيوست .
حكم ارتداد سلمان رشدي و همدستان وي و واجب القتل بودن آنان , آغاز دور جديدي از مبارزات مستمر امام خميني عليه دشمنان اسلام بود , مبارزاتي كه از دوران رضاخان پهلوي آغاز شده بود و همچنان بي وقفه ادامه داشت . سران قدرتهاي استكباري , سيلي محكمي از انقلاب اسلامي خورده بودند و با يك دهه مطالعه و بررسي سرانجام به اين نتيجه رسيده بودند كه براي جلوگيري از گسترش اين انقلاب بايد با سرچشمه آن , يعني اسلام , برخورد كنند. طرح تاليف كتاب « آيات شيطاني » توسط يك نويسنده هندي تبار با نام و شناسنامه و سوابق اسلامي , طرح موفقي به نظر مي رسيد. لندن , واشنگتن و تل آويو در يك هماهنگي پنهان اما بسيار جدي , چارچوب هاي اين طرح را تهيه , بودجه آنرا تامين و زمينه هاي تبليغ آنرا فراهم كرده بودند. اما آنها از يك واقعيت غافل بودند , واقعيتي كه در نهضت تنباكو از لابلاي يك فتواي كوتاه يك سطري ميرزاي بزرگ شيرازي , انگليسي ها را در ايران به زمين زده بود , در دوران اشغال ايران توسط شوروي با يك نطق آيت الله سيد حسن مدرس ارتش سرخ شوروي را وادار به عقب نشيني كرده بود و فقط 10 سال قبل در جريان نهضت روحانيت با رهبري امام خميني بساط استعماري آمريكا و انگليس و اسرائيل در ايران را يكجا برچيده بود. آنها از قدرت فتواي مراجع و نفوذ روحانيون در توده هاي مردم مسلمان غافل شده بودند و همين غفلت يك بار ديگر آنها را به مصاف اسلام آورد و اينبار مفتضح تر از گذشته با شكستي سخت مواجه شدند. امام خميني , حكم تاريخي خود را صادر كرد و نه تنها طرح آمريكا و انگليس و صهيونيسم جهاني را در نطفه خنثي نمود بلكه انقلاب اسلامي را چند قدم در جهان به جلو برد و بيداري اسلامي را كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران آغاز شده بود سرعتي شگفت انگيز بخشيد.
تحليل امام خميني اين بود كه جهانخواران به سنگر اصلي مسلمانان , كه اسلام و قرآن و پيامبر است , حمله كرده اند تا با تحقير امت اسلامي , يكبار ديگر راه استعماري خود را در قلب جهان اسلام بگشايند و سنگرهاي از دست رفته را دوباره تسخير كنند. اين , يك تحليل كاملا واقع بينانه بود و سياست تهاجمي امام كه بر حكم خدا استوار بود , صحت آنرا نشان داد.
امام خميني همواره ميگفتند : « اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامي و انقلابي خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام را با دستهاي خود ويران نمايد , آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان يك ملت ضعيف و فقير و بي فرهنگ به رسميت بشناسند... مطمئن باشيد قدرت هاي شرق و غرب همان مظاهر بي محتواي دنياي مادي اند كه در برابر خلود و جاودانگي دنياي ارزش هاي معنوي قابل ذكر نمي باشند » (صحيفه نور ـ جلد 21 ـ صفحه 74 ) .
اين , همان بيان قرآن كريم است كه نه تنها ملت مسلمان ايران بلكه همه مسلمانان را در بر ميگيرد , آنجا كه خداي متعال ميفرمايد : « ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم » (سوره بقره آيه 21 ) . يهود و نصاري (كه در زمان ما مثلث شوم آمريكا , انگليس و صهيونيسم جهاني را تشكيل ميدهند) از تو پيامبر اسلام (و مسلمانان ) هرگز راضي نخواهند شد مگر آنگاه كه در برابر همه خواسته هاي آنها تسليم شويد.
رويدادهاي بعد از صدور حكم ارتداد سلمان رشدي , نشان داد راه برخورد با دشمنان اسلام همان راهي است كه امام خميني انتخاب كردند , راه تهاجم به اساس و بنيان استكبار با تكيه بر احكام الهي . كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در اعتراض به حكم ارتداد سلمان رشدي , سفراي خود را از تهران فراخواندند و تهديد كردند كه تا اين حكم پس گرفته نشود سفراي خود را به تهران برنخواهند گرداند. اين , يك شگرد سياسي در قالب جنگ رواني براي وادار كردن امام به عقب نشيني بود , ولي امام خميني كه از آغاز قيام عليه رژيم شاه و اربابانش حتي يك لحظه عقب نشيني نكرده بود , در برابر اين جنگ رواني و فشار سياسي , شجاعانه ايستادند و به دولتمردان دستور دادند به تهديدها اعتنا نكنند و به مردم نيز اطمينان دادند كه در اين نبرد , ما پيروز خواهيم شد.
سياست امام خميني به زودي نتيجه داد و اروپائي ها يكي پس از ديگري سفراي خود را به تهران باز گرداندند و با سرافكندگي و شرمساري درحاليكه كاملا تحقير شده بودند خواهان استمرار روابط با جمهوري اسلامي ايران شدند. اين تجربه نشان داد كه اروپائيها به حضور نمايندگان سياسي خود در تهران نياز دارند , اما مايل هستند اين نياز خود را با اعلام بي نيازي و گرفتن امتياز برطرف نمايند و منتي هم بر ايرانيان بگذارند , سياست كثيفي كه ريشه در خوي استعماري و استكباري دارد و استعمارگران آنرا در سرتاسر جهان , هر جا كه در دايره نفوذشان قرار داشته باشد , اعمال مي كنند و معمولا موفق هم مي شوند , اما در ايران تيرشان به سنگ خورد.
شكست مثلت شوم آمريكا , انگليس و صهيونيسم در ماجراي سلمان رشدي , غرب استعمارگر را بشدت تحقير كرد اما از ادامه تهاجم به اسلام باز نداشت . در طول 17 سال بعد از ماجراي سلمان رشدي , ضمن آنكه دولت هاي انگليس و آمريكا بودجه هنگفتي براي حفظ جان سلمان رشدي هزينه كردند و البته شاهد اجراي حكم امام درباره بعضي از ناشران كتاب وي بودند , افراد ديگري را براي اهانت به اسلام تحريك و تشويق و حمايت كردند كه اقداماتي از قبيل انتشار كتاب , ساخت فيلم , تهيه و انتشار كاريكاتور و نگارش مقالات موهن از جمله آنها بود و تازه ترين مورد , انتشار 12 كاريكاتور در يك روزنامه دانماركي و سپس تكرار آن در روزنامه هاي ساير كشورهاي اروپائي و آمريكاست .
اكنون جاي اين سئوال وجود دارد كه عليرغم تجربه تلخ سلمان رشدي براي غرب و شكست سختي كه سران استكبار در اين ماجرا متحمل شدند , چرا باز هم به تهاجم عليه اسلام به شكل هاي گوناگون ادامه ميدهند
پاسخ اينست كه استمرار تهاجم غرب عليه اسلام , نشانه ضعف قدرتهاي استعماري و استكباري در برابر اسلام است . آنها همواره مدعي برخورد منطقي , پاسداري از آزادي بيان , رعايت حقوق بشر و احترام به اديان و مذاهب و اعتقادات هستند بطوريكه فرياد حمايتشان از اين اصول , گوش فلك را كر كرده است . ولي هر جا دچار ضعف شوند و احساس كنند موجوديتشان در برابر يك جريان آزاديخواهي و ضد استعماري در خطر است , همه اين ادعاها را به فراموشي مي سپارند و درست در جهت خلاف آن حركت مي كنند.
اكنون نهضت اسلامي در اوج قرار دارد و غرب در برابر آن احساس ضعف شديد مي كند. غرب تحقير شده امروز و مغرور ديروز , قرار گرفتن در سراشيبي سقوط را محصول قدرت گرفتن مسلمانان در سراسر جهان ميداند كه در همه زمينه هاي علمي , فكري و اقتصادي مشهود است . از نظر سران قدرتهاي شيطاني غرب , آنچه غرب مغرور را تحقير كرده و درحال به زير كشيدن آن از اريكه قدرت است , اسلام انقلابي است , اسلامي كه امام خميني آنرا « اسلام ناب محمدي (ص ) » ناميد و در جنگي مستمر با « اسلام آمريكائي » تعريف كرد. غرب مغرور اكنون احساس مي كند اسلام آمريكائي سلاح زنگ زده ايست كه كارائي خود را از دست داده و چاره اي جز گريز از ميدان ندارد. بدين ترتيب تنها راهي كه براي غرب تحقير شده باقي ميماند , تهاجم به اسلام است .
قطعا اين حربه نيز كارائي نخواهد داشت , زيرا بيداري ناشي از انقلاب اسلامي و مكتب امام خميني تا عمق جان همه مسلمانان در سرتاسر جهان نفوذ كرده و مسلمانان با اتحاد و همبستگي در برابر اين توطئه نيز مقاومت خواهند كرد و تا به زير كشيدن كامل غرب مغرور از اريكه قدرت از پاي نخواهند نشست .

علما و مراجع عظام تقليد جسارت برخي مطبوعات غربي به ساحت پيامبر اكرم (ص ) رامحكوم كردند





اهانت برخي روزنامه هاي غربي به ساحت قدسي پيامبر عظيم الشان اسلام با واكنش واعتراضات شديد مسلمانان روبرو شد. و در اقصي نقاط جهان اسلام مردم مسلمان ضمن محكوم كردن اين حركت شنيع , فرياد اعتراض خود را مقتدرانه سر داده واز حريم مقدس دين مبين اسلام و بزرگ پيام آور توحيد ومنادي الهي دفاع نمودند.
در ايران اسلامي نيزمردم انقلابي با تظاهرات گسترده , اهانت بي شرمانه برخي مطبوعات غربي به پيامبر گرامي اسلام را محكوم نموده و خواستار برخورد با عاملان اين اقدام موهن و ضد اسلامي شدند. در همين رابطه علما ومراجع عظام قم با انتشار بيانيه هايي حركتهاي شيطنت آميز روزنامه هاي غربي در توهين به نبي مكرم اسلام را نقشه شوم استكبار در مقابل اسلام دانسته و جامعه مسلمين را به اتحاد و يكپارچگي دردفاع از مقدسات اسلامي و برخورد قاطع با اين حركات فراخواندند. متن بيانيه حضرات آيات عظام فاضل لنكراني , صافي گلپايگاني , موسوي اردبيلي , ميرزاجواد آقا تبريزي , يوسف صانعي و مكارم شيرازي ذيلا از نظرتان مي گذرد :

آيت الله فاضل لنكراني :
مسلمانان از حريم مقدس پيامبر(ص ) و دين اسلام دفاع نمايند

بسم الله الرحمن الرحيم
در ايام عزاداري سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (ع ) , مسلمانان عالم و امت پيامبر اكرم (ص ) مصيبت مضاعفي را پيدا نمودند اهانت روزنامه هاي متعدد غربي به ساحت مقدس پيامبر عظيم الشان اسلام كه برترين انبيا است و انتشار وسيع آن از طريق رسانه هاي مزدور وابسته به كفر و الحاد همه را عزادار و قلوب همه را جريحه دار ساخت . برطبق معارف آسماني , اهانت به پيامبر , اهانت به همه انبيا الهي است و امروز همه مذاهب و پيروان همه اديان آسماني بايد از اين امر تبري جويند و مخالفت خود را اظهار دارند. اين اهانت و چنين گستاخي كشف از آن مي كند كه اين دين عزيز كه تكامل يافته همه اديان قبلي است , رشد چشمگيري يافته است و دشمنان اسلام بايد بدانند چنين اموري سبب توجه بيشتر مردم و انسانها به اين دين خواهد بود. اين اهانت در ادامه نقشه هاي شوم استكبار در مقابل اسلام است و همانطوريكه در گذشته نتيجه اي نگرفتند اكنون نيز نتيجه اي نخواهند گرفت انتظار آن است كه در درجه اول دولت جمهوري اسلامي ايران با اين توطئه ها برخورد جدي و قوي بنمايد و همانطوريكه بحمدالله تاكنون مسلمانان بيدار دنيا در كشورهاي مختلف فرياد برآورده اند , ملت مسلمان و انقلابي ايران فرياد اعتراض خود را سردهد و مانند گذشته از حريم مقدس پيامبر(ص ) و دين اسلام دفاع نمايند.
محمد فاضل
84,11,13
سوم محرم الحرام
1427



آيت الله صافي گلپايگاني :
در پشت پرده اين اهانت بزرگ مقاصد سياسي و دسايس دشمنان حقوق بشر قرار دارد

بسم الله الرحمن الرحيم
ولقد سبقت كلمتنا لعبادناالمرسلين انهم لهم المنصورون و ان جندنا لهم الغالبون
اهانت روزنامه مزدور دانماركي به مقام اقدس و ارفع و اعلاي شخص اول عالم امكان , بزرگ پيام آور توحيد و منادي الهي حقوق انسان و يگانه حامي مستضعفان و محرومان , حضرت خاتم الانبيا محمد مصطفي صلي الله عليه وآله وسلم خشم و نفرت عالم اسلام را برانگيخته است .
در پشت پرده اين اهانت بزرگ , مقاصد سياسي و معارضه با موج وسيع بيداري و استكبارستيزي و عوامل صهيونيسم بين الملل و مستكبران جهان و دشمنان حقوق بشر قرار دارد , آنان بازگشت مسلمانان را به اسلام و جهاني شدن شعار تكبير و تهليل و عدالت و نفي تبعيضات را براي منافع استكباري و استحقار و استضعاف ملل , خطرآفرين مي دانند , لذا به مقام اعظم آن نجات بخش بزرگ , اهانت و جسارت مي نمايند.
عالم اسلام , علماي حوزه هاي علميه , و دانشگاهيان , اساتيد و نخبگان و همه اقشار و اصناف امت يك ميليارد و چند صدميليوني مسلمانان , اين توهين به ساحت مقدس آن حضرت را به شدت محكوم مي نمايند و از سران حكومت هاي اسلامي مي خواهند كه در اعتراض به اين هتك حرمت , واكنش نشان داده و به احضار سفرا از دانمارك اكتفا نكرده و در صورت عدم اعلام تعطيل رسمي اين روزنامه هتاك و تعقيب جزايي مدير آن و عذرخواهي رسمي دولت دانمارك , بالاتفاق قطع رابطه با آن دولت را اعلام نمايند. ولاتهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مومنين .
29 ذي الحجه الحرام 1426
لطف الله صافي



آيت الله موسوي اردبيلي :
اگر امروز در برابر اين اهانت ايستادگي نشود فردا نوبت به ديگر اديان و پيامبران خواهدرسيد

بسم الله الرحمن الرحيم
بار ديگر ساحت مقدس رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) مورد هجوم شياطين قرار گرفت وقلب تمامي مسلمانان وآزادگان جهان جريحه دار گشت . كساني كه اجازه اظهارنظر وبيان عقايد رادر مورد هرآنچه كه خود مقدس مي پندارند به كسي نمي دهند , به نام آزادي بيان و حريت در ابراز عقيده , مقدس ترين وبرگزيده ترين موجود هستي پس ازذات اقدس الهي را مورد اهانت قرار داده به سخره مي گيرند و با بي شرمي از مسلمانان مي خواهند كه به اصول دموكراسي پايبند باشند و دم بر نياورند. اين گستاخي و هجمه , اولين باري نيست كه رخ داده و اگر با قاطعيت با آن برخورد نشود , آخرين آن نيز نخواهد بود.
اين جانب ضمن عرض تسليت به محضر حضرت ولي عصر(ارواحنا له الفدا) و محكوم نمودن اين عمل شنيع , از تمامي مسلمانان مي خواهم به هر نحوي كه مي توانند به مقابله با اين حركت شوم بپردازند و انزجار خود را از آن اعلام دارند وبا تحريم كالاهاي مصرفي كشورهايي كه آغازكننده وادامه دهنده اين عمل شيطاني مي باشند , به سردمداران كفر بفهمانند كه حداقل هزينه اي كه بايد به جهت اهانت به ساحت مقدس رسول اعظم (صلي الله عليه و آله وسلم ) بپردازند , بسيار بيشتر از آن چيزي است كه محاسبه نموده بودند و در صورت ادامه اين روند و طغيان خشم بيش از يك ميليارد مسلمان در سراسر جهان , بايد منتظر عواقب بدتر آن نيز باشند. همچنين به وعاظ و سخنوران محترم توصيه مي نمايم در اين ايام كه مصادف با سالروز شهادت سرور آزادگان حضرت حسين بن علي (عليهما السلام ) مي باشد , جهت روشنگري اذهان مردم تلاش نمايند و آنان را براي مقابله با اين توطئه شوم آماده سازند.
از حاكمان و روساي كشورهاي اسلامي نيز مي خواهم كه با قاطعيت هرچه تمام تر و با تمام امكاناتي كه در اختيار دارند به مقابله برخيزند وبا مصلحت انديشي و عافيت طلبي در اين امر قصور نورزند كه اگر خوب بينديشند , هيچ مصلحتي بالاتر از دفاع از مقدسات اسلامي و همراهي با توده هايي كه حاضرند به خاطر دفاع از ساحت قدس پيامبر خويش جان ببازند , براي ايشان وجود ندارد.
همچنين از رهبران اديان توحيدي خواهانم كه سكوت اختيار نكنند وبا محكوم كردن اين عمل , خود را در جبهه دفاع از معنويات و مقدسات قرار دهند , زيرا حمله به يك پيامبر الهي حمله به تمامي پيامبران و رسولان خداوند است واگر اكنون در برابر اين حركت ايستادگي نشود , فردا نوبت به ديگر اديان و پيامبران خواهد رسيد.
در پايان با استغاثه به درگاه احديت عرضه مي دارم كه : « اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبه ولينا و كثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل علي محمد و آله و اعنا علي ذلك بفتح منك تعجله و بضر تكشفه و نصر تعزه و سلمان حق تظهره و رحمه منك تجللناها و عافيه منك تلبسناها برحمتك يا ارحم الراحمين . »
والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته .
عبدالكريم موسوي اردبيلي
4 محرم الحرام 1427
عبدالكريم موسوي



آيت الله ميرزا جواد تبريزي :
مردم متدين و مومن تنفر خود از اهانت به پيامبر را به گوش جهانيان برسانند

بسمه تعالي
لا حول و لاقوه الله بالله العلي العظيم
در حالي كه مردم متدين و مومن جهت عزاداري سالار شهيدان و رهبر آزادگان مهيا مي شوند. سرسپردگان و منحرفين كه در حقيقت به هيچ دين آسماني عقيده ندارند , اقدام به نشر كاريكاتوري نموده اند كه به خيال باطل خود خواسته اند ساحت مقدس رسول خدا(ص ) را مورد هجوم قرار دهند , غافل از اين كه اسلام دين رحمت و آزادي منادي سعادت بشري است , كه در طول تاريخ كفار تلاش كرده اند اسلام مبين را زير سئوال ببرند و با روشهاي مختلف ولو غيراخلاقي سعي در خدشه دار نمودن آن داشته اند , ليكن اسلام با ظهور خود ضمن احترام به اديان آسماني , پيام آور نجات بشري است كه كفار از مناقشه علمي با آن عاجزند , لذا هر از چند گاه با توسل به هر راه ممكن سعي در منحرف كردن افكار جامعه دارند. غافل از اين كه ملتها امروز بيدار شده اند و اينگونه حركتها نمي تواند اثري در ذهن آنان داشته باشد. بر مردم متدين و مومن است كه ضمن حفظ يك پارچگي و دقت در عمل , اين اقدام شيطاني را محكوم كنند و انزجار و تنفر خود را به گوش جهانيان برسانند و اميد است كه به بركت ساحت مقدس رسول اكرم (ص ) كيد آنان به خودشان برگردد.
والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته
دفتر حضرت آيت الله العظمي شيخ ميرزا جواد تبريزي (دامت ظله )
ذي الحجه 1426 ه . ق



آيت الله يوسف صانعي :
دولتها و صاحبان قدرت كه دم از حقوق بشر مي زنند بايد جلوي اينگونه رفتارهاي ضد اخلاقي , ضد بشري و تاريخي را بگيرند

بسمه تعالي
و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين
همه كساني كه در كشيدن تصوير موهن از رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم ) و نشان دادن چهره خشن و تروريستي از آن اسوه بزرگ مدارا , سهولت و طرفدار صلح و دوستي و رحمت براي همه جهانيان , به نحوي دخالت داشته اند بايد بدانند كه همه انسان ها از الهيون و خداپرستان و دانشمندان و طرفداران واقعي حقوق بشر تا مردم بزرگوار كوچه و بازار كه امنيت آنها در اين چند ساله به علت ترور و اعمال تروريستي ضدبشري به مخاطره افتاده , آنها را در همه انفجارها و ترورها شريك مي دانند و قطع نظر از مجازاتي كه براي كشيدن چنين صورت هايي كه بي احترامي به همه انبيا و پيامبران و هاديان بشر و به همه پيروان آنها بلكه همه انسان ها بوده و هست , خود ترويجي آشكار از ترور واعمال تروريستي و موجب دامن زدن به آنها مي باشد , لذا بر همه كساني كه مخالف با ناامني ها و انفجارها بوده و هستند , مخصوصا دولت ها و صاحبان قدرت كه دم از حقوق بشر مي زنند , لازم است كه با تمام توان جلوي اين گونه رفتارهاي ضداخلاقي و ضدبشري و تاريخي را گرفته و به نحوي با دست اندركاران و افراد موثر در آن برخورد و مجازات قانوني نموده كه براي هميشه تاريخ بشريت , دموكراسي و حقوق بشر كه احترام به انبيا و انسان هاي خداپرست خود يكي از مصاديق بارز آن است , از اين گونه بي احترامي ها مبرا گشته و اين گونه اعمال تكرار نگردد.
قم ـ يوسف صانعي
84,11,14



آيت الله مكارم شيرازي :
اهانت به پيامبر اكرم , توطئه عليه دين اسلام است

حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي در بيانيه اي به تلاش دشمنان براي خاموش ساختن نور اسلام اشاره كرده و خواستار هوشياري مسلمانان شدند.
در اين بيانيه آيت الله مكارم شيرازي ضمن محكوم كردن توهين روزنامه هاي برخي كشورهاي اروپايي به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص ) از انجام توطئه عليه دين اسلام خبر داد.
ايشان چاپ قرآن تحريف شده در آمريكا , چاپ كاريكاتورهاي زشت از مقدسات , فشار بر كشورهاي اسلامي و موضع گيري زشت و غيرانساني در برابر « حجاب » اسلامي را از نشانه هاي اين توطئه (برضد اسلام ) دانست .
اين مرجع تقليد از مسلمانان خواست تا دست به دست هم داده و يكصدا اين اعمال را محكوم كنند و در برابر اين توطئه ها با شجاعت برخاسته از حماسه عاشورا بايستند.

سلمان رشدي مرتد كيست
نگاهي به زندگي ننگين سلمان رشدي مرتد




سلمان رشدي مرتد در حالي پنجاه و هشتمين سال حيات خود را پشت سر مي گذارد كه 18 سال است كه زندگي دهشت باري را پشت سر گذاشته و روز به روز بر پرونده سياهش افزوده مي شود.
فردي كه امروز به نام « سلمان رشدي مرتد » از او ياد مي شود , نويسنده هندي تباري است كه تابعيت انگليس را دارا بوده و يك شهروند انگليسي به حساب مي آيد. بنابراين , وي معجوني از تربيت ها و تاثير پذيريهاي گوناگون از يكسو و تاثرات فرهنگي و محيطي شرقي و غربي با احساسي انباشته از عقده هاي خود كم بيني نسبت به جامعه اروپايي از سوي ديگر است .
وي پنجاه و هشت سال پيش در يك خانواده هندي الاصل مسلمان در شهر بمبئي بدنيا آمد كه بنا به گفته خودش , اگر چه پدر و مادرش مسلمان بوده اند , اما پايبند اصول مذهب نبوده اند. وي در خانواده اي مرفه پرورش يافته و دايه اي مسيحي داشته كه از طريق او , با بسياري از آداب مسيحيت آشنا شده و شاكله ذهني اش بر اساس عقايد مسيحي شكل گرفته است . علاوه بر آن دوران تحصيلات ابتدايي رشدي در يك مدرسه انگليسي سپري مي شود. سلمان رشدي در بخشي از خاطرات خود درباره خانواده اش مطالبي را ارائه مي كند كه نشان دهنده سطح آشنايي او با اسلام و نگرش او به اسلام است .
خانواده من به اسلام گرايش داشتند ولي در خانه ما از دين خبري نبود فقط سالي يك بار مرا براي عبادت به مسجد مي بردند , مثل مراسم سال نو در نزد مسيحيان . من يك دايه مسيحي داشتم كه با او , درخت كريسمس را تزئين مي كردم و سرود مي خواندم . بمبئي يك شهر چند مذهبي است . اكثر دوستان من غير مسلمان بودند. ما گوشت خوك نمي خورديم , چون در حقيقت گوشت خوك به سختي در بمبئي پيدا مي شد.
پدرم نيز از قانون قرآن مبني بر نخوردن مشروبات الكلي تبعيت نمي كرد. خوشبختانه مي توانم بگويم كه پدر و مادر من مسلمانان بدي بودند و من از آنها متشكرم كه مرا به صورتي كه در جهان معمول است , تربيت كردند . » (1 )
و به اين ترتيب پايه هاي تزلزل اعتقادي و شخصيتي وي توسط اين پدر و مادر و همين دايه مسيحي ريخته شد. پس از آن , حضور وي در يك مدرسه انگليسي در بمبئي كه در اين مدارس بدون استثنا تدريس انجيل (قديم وجديد) جزو درس است و نيز محيط هند كه تركيبي است از نژادها و مذاهب گوناگون , در اين شكل گيري تاثير بسزايي داشته است . وي در اين مدرسه دو نكته مهم , يعني احساس مساله خارجي بودن و ديگري مساله عدم غيرت ديني را لمس كرده و با آنها آشنا مي گردد. دو مسئله اي كه بعدها , به گفته خودش بخاطر از ميان برداشتن آنها , مبارزات بسياري را انجام مي دهد و تم اصلي بسياري از داستانهايش مي گردد.
وي در خصوص اين مدرسه انگليسي مي گويد :
« در آن زمان تربيت در يك مدرسه انگليسي براي هندي ها ارزش خاصي داشت . در حال حاضر اين ارزش كمتر شده است . در آنجا من دو چيز را كشف كردم . اول نداشتن تعصبات و دوم , تجسم خارجي بودن , تجربه هايي كه انسان پيش خود نگه مي دارد » .
در نهايت , او با اين طرز تفكر به انگلستان مي آيد و پس از سالها زندگي در جامعه لجام گسيخته غرب و نشو و نما در آنجا , به قول خودش به يك نويسنده چپ گرا مبدل مي شود. وي در مصاحبه با مجله اشترن مي گويد :
« در حال حاضر بيشتر از فوريه 89 مي دانم . در اصل , من يك نويسنده چپ گرا هستم كه مخالف عقايد متداول و معمول بوده و بي محابا بر ضد خيلي از مسائل مي نويسد. از زمانيكه در انگلستان زندگي مي كنم , از حزب كارگر حمايت كرده ام , ولي ديدم آنها به استثناي چند نفرشان مي خواهند مرا به سقوط بكشانند در حاليكه حزب محافظه كار كه من سالها با آن جنگيده ام , زندگي مرا نجات داده است . » (2 )
به هرحال اين نويسنده به اصطلاح چپ گرا , در طول زندگي خود در انگلستان , به بي ديني و بي اعتقادي مطلق مي رسد و در نهايت , منكر وجود خدا مي گردد و اين عقيده را رسما در مصاحبه اي با مجله اشترن تحت عنوان « من قهرمان نيستم » , عنوان مي كند :
« مجله اشترن : شما يكبار سعي كرديد خود را با افراطيون هماهنگ نشان دهيد و به الله , خداي يگانه و فرستاده اش محمد ايمان آورديد!
رشدي : اين عمل در يك دوران شك و دودلي انجام گرفت . من مي خواستم با يك اشاره دراماتيك به مسلمانان نشان دهم كه هرگز دشمن شان نبوده ام . اما در اين مورد من داشتم خودم را گول مي زدم . از همين رو , دوباره به صدا درآمده , گفتم نه من ايمان نياورده ام . من يك فرد مذهبي نيستم . اگر كسي از من سئوال كند كه آيا خدا وجود دارد , خواهم گفت نه . » (3 )
حال , نويسنده اي با اين طرز تفكر و عقايد , دست به نوشتن كتابي تحت عنوان « آيات شيطاني » مي زند كه صراحتا معتقد است كتابي مذهبي نيست و آنرا « اثري حاوي ضديت و شك بنيادي » مي نامد . (4 )
سلمان رشدي كار تاليف كتاب كفر آميز « آيات شيطاني » را با اين پيش زمينه هاي شخصيتي و تحريكات محافل صهيونيستي در سال 1367 به پايان مي رساند و آنرا براي انتشار به موسسه « وايكنيگ پنگوئن » مي سپارد كه در شهريور 1367 در لندن منتشر مي شود . از آنجا كه انتشار اين كتاب به عنوان آغاز يك حركت و توطئه فرهنگي غرب عليه اسلام و انقلاب اسلامي به شمار مي رفت , به عنوان يك اثر ادبي ممتاز در رسانه هاي غربي تبليغ شد در حاليكه گذشته از محتواي سراسر موهن و جسارت آميز نسبت به ساحت مقدس پيامبر اسلام , از لحاظ سبك نوشتاري و ارزش ادبي نيز قابل دفاع نبود.
در همين رابطه « جان كيسي » منتقد ادبي برجسته نشريات انگليسي مي گويد : « من آيات شيطاني را خوانده ام ولي فكر مي كنم كه اين كتاب عملا قابل خواندن نيست . »
نخستين واكنش عليه آيات شيطاني
نخستين واكنش عليه انتشار اين كتاب موهن در مهر ماه سال 67 توسط مسلمانان هند و سپس پاكستان و در قالب تظاهرات عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني صورت گرفت و به همين دليل چاپ و حتي ورود كتاب آيات شيطاني در پاكستان و هند ممنوع اعلام شد. در 25 دي 1367 , يعني يكماه قبل از صدور حكم حضرت امام , مسلمانان شهر برادفورد انگليس نسخه هايي از كتاب آيات شيطاني را سوزاندند و در 24 و 25 بهمن در جريان تظاهراتي كه عليه كتاب در پاكستان و هند روي داد دستكم 7 نفر كشته شدند .
سرانجام امام خميني در بيست و پنجم بهمن 67 پيش از آنكه توطئه حساب شده استكبار با انتشار اين كتاب كفرآميز استمرار يابد , با صدور حكم شرعي آنرا در نطفه خفه كردند. حكم امام در مورد اعدام سلمان رشدي , نويسنده كتاب ضاله و كفرآميز « آيات شيطاني » نظر شخصي ايشان نبود بلكه اين حكم صريح اسلام است كه كساني را كه بر خدا و پيامبر (ص ) خروج مي كنند , « مرتد » مي شمارد و مرگشان را واجب مي كند.
اعلام عزاي عمومي در ايران
در پي انتشار حكم امام عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني , از سوي آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت جمهوري اسلامي ايران نيز بيانيه اي انتشار يافت كه در آن به فرمان رهبر انقلاب روز چهارشنبه 67,11,26 بعنوان همدردي با كساني كه در اعتراض به انتشار كتاب آيات شيطاني در كشورهاي جهان بخصوص در پاكستان جان خود را از دست دادند و بعنوان محكوم ساختن توطئه فرهنگي غرب عليه اسلام , روز عزاي عمومي اعلام شد.
عكس العمل قاطع و سرنوشت ساز امام در برابر توطئه فرهنگي غرب , ملتهاي مسلمان را در محكوم ساختن اين توطئه به حركت , خروش , راهپيمائي و تظاهرات اعتراض آميز وا داشت . اكثر كشورهاي اسلامي شاهد راهپيمائي مردم عليه گردانندگان پشت پرده اين نقشه شيطاني گرديد.
سلمان رشدي مخفي شد
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم شرعي امام خميني مخفي شد و پليس « اسكاتلنديارد » حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم و با صرف هزينه هاي زيادي برعهده گرفت . رشدي با دريافت گزارشهاي مربوط به قيام عمومي ملتهاي مسلمان عليه چاپ و انتشار كتاب آيات شيطاني و تاكيد آنان بر لازم الاجرا بودن قتل نويسنده اين كتاب با انتشار بيانيه اي در روز 29 بهمن سال 67 , يعني تنها 4 روز پس از صدور حكم شرعي حضرت امام از مسلمانان جهان پوزش طلبيد.
رشدي گفت : « از اينكه كتابم موجب ناراحتي پيروان صميمي اسلام شده است , عميقا متاسفم » . با اين حال رشدي هرگز تصور نمي كرد كه مخفي شدن او سرآغاز زندگي تنها و منزوي وي براي سالهاي طولاني باشد.
خبرگزاري آمريكائي يونايتدپرس ضمن انتشار بيانيه سلمان رشدي به نقل از وي نوشت : « من بعنوان نويسنده اين كتاب متوجه شدم كه مسلمانان در بسياري از نقاط جهان واقعا از انتشار اين كتاب ناراحت شده اند. با توجه به اين واقعيت كه ما در جهاني زندگي مي كنيم كه مذاهب بسياري در آن وجود دارد اين تجربه ثابت كرد همه ما بايد حساسيت ديگران را مدنظر داشته باشيم . » در عين حال در بيانيه رشدي كوچكترين نشانه اي از توبه و اينكه وي قصد دارد كتابش را جمع آوري كند ديده نشد.
بوضوح مشخص بود كه انگليسيها از عكس العمل سريع ملتهاي مسلمان و از عمق نفوذ و منزلت حضرت امام در ميان آنان شوكه شده و بيانيه عذرخواهي سلمان رشدي در حقيقت مي توانست موضع رسمي دولت انگليس در پي واكنش ملتهاي مسلمان تلقي شود.
سه روز پس از انتشار بيانيه سلمان رشدي دفتر امام خميني با صدور اعلاميه اي اعلام كرد كه تبليغات رسانه هاي گروهي خارجي در مورد اينكه در صورت توبه سلمان رشدي حكم اعدام در مورد وي لغو مي شود , دروغ است و اين موضوع از سوي امام صد در صد تكذيب مي گردد.
موضعگيري كشورهاي اروپائي
در سوم اسفند سال 67 در جريان اجلاس وزيران امور خارجه كشورهاي اروپائي تصميم گرفته شد كه كشورهاي عضو جامعه اروپا , نمايندگان خود را از جمهوري اسلامي ايران در اعتراض به صدور حكم حضرت امام خميني عليه سلمان رشدي فراخوانند. كشورهاي بازار مشترك اروپا اعلام كردند كه « هدف از اين اقدام , تحت فشار قرار دادن ايران براي احترام گذاردن به اصول آزاد مي باشد. »
اولين كشوري كه در اجراي اين مصوبه , سفير خود را از ايران فراخواند , آلمان بود. با اين اقدام بقيه كشورهاي اروپائي عضو بازار مشترك به تدريج سفيران خود را از تهران فرا خواندند و به اين ترتيب مبارزه غرب با اسلام و جمهوري اسلامي ايران وارد مرحله تازه اي شد.
در پاسخ به اقدامات بازار مشترك اروپا , حضرت آيت الله خامنه اي رئيس جمهوري وقت ايران روز چهارم اسفند 67 در پايان سفر خود به يوگسلاوي طي مصاحبه اي در بلگراد اظهار داشتند : « مساله سلمان رشدي هيچ راه حل ديگري ندارد. تيري است كه خوب هدف گيري و شليك شده و لاجرم به هدف خواهد خورد. »
ايشان افزودند : « انتشار كتاب آيات شيطاني حركت زشتي است كه دو جنبه دارد. يكي اهانت به يك ميليارد مسلمان و ديگري حمايت برخي سياستها و دولتها از اين حركت زشت است . »
ايشان اضافه كردند : « آزادي بيان و قلم , هيچگاه شامل اهانت به پيامبران و مقدسات مردم نمي شود. »
در حالكيه كشورهاي عضو بازار مشترك اروپا سفراي خود را از جمهوري اسلامي ايران فراخواندند , تظاهرات و اعتراضات عليه چاپ و انتشار كتاب آيات شيطاني در سراسر جهان ادامه داشت و تعدادي از كشورهاي غير مسلمان نيز اعلام كردند كه از انتشار كتاب مذكور در جامعه خويش جلوگيري خواهند كرد.
همچنين بسياري از مراكز فقهي و فتوايي در جهان اسلام به تبعيت از حكم امام خميني (ره ) با مرتد اعلام كردن سلمان رشدي حكم قتل او را صادر كردند.
موضعگيري كشورهاي اسلامي
تاكيد هجدهمين اجلاس وزيران امور خارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس بر ارتداد سلمان رشدي و مهدورالدم بودن وي نيز از جمله رخدادهاي مهم سال 1367 بود . در اسفند اين سال 45 كشور عضو سازمان مزبور طي اجلاس در رياض , سلمان رشدي را « مرتد » لقب دادند و خواستار مبارزه با چاپ و انتشار و ورود كتاب كفرآميز آيات شيطاني به كشورهاي اسلامي شدند.
بهمن و اسفند سال 67 را بايد سال اعتراض عمومي و تظاهرات همگاني نسبت به توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني دانست . اعتراض و تظاهرات عمومي كه از فرداي صدور حكم امام خميني (ره ) صورت گرفت بطور كلي در تمام كشورهاي جهان جريان داشت , حتي در قلب جهان استكبار و مامن مستكبرين و دشمنان اسلام يعني آمريكا , انگليس فرانسه , آلمان و... مسلمانان به شدت نسبت به انتشار كتاب مذكور و توطئه جديدي كه دشمنان عليه اسلام به راه انداخته بودند اعتراض كردند.
قطع رابطه با انگليس


در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته اي براي انگليس , هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب كفرآميز « آيات شيطاني » , در طول اين يك هفته دانست .
انگليسي ها كه مستاصل شده بودند , مواضعي را كه نمايانگر عقب نشيني آنان از ديدگاههاي ضد اسلامي و اوليه شان بود اتخاذ كردند و حتي وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني , خود و دولت متبوع خود را مكارانه , جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست , ليكن اين اظهارات و موضعگيريها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان جهان بود , وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد با اين اقدام كه حاكي از ايستادگي و واكنش قاطع جمهوري اسلامي ايران در برابر توطئه هاي ضد اسلامي است , فروش , تكثير , انتشار ورود كتاب ضاله آيات شيطاني در اكثر كشورهاي اسلامي و غير اسلامي به تدريج ممنوع شد و اين توطئه شوم فرهنگي كه عليه اسلام و مقدسات مسلمين طراحي شده بود در نطفه خفه گرديد.
در اوايل فروردين ماه 1368 هجري شمسي , متفكرين , نويسندگان و خبرنگاران مصري طي يك گردهمايي در قاهره , سلمان رشدي را مرتد اعلام كردند و خواستار اجراي حكم شرعي درباره او شدند. در همين تاريخ بار ديگر امام جمعه دهلي و برخي ديگر از ائمه جمعه و جماعات حمايت خويش را از فتواي امام خميني (ره ) اعلام داشتند.
در بسياري از كشورهاي مسلمان نشين و يا كشورهايي كه مسلمانان در آنجا حضور چشمگير و موثر داشتند , مسلمانان خواستار اجراي مقرراتي در رابطه با وارد كنندگان و خريداران و پخش كنندگان احتمالي كتاب آيات شيطاني در كشور خود شدند و به دولت هاي خويش در اين زمينه فشار آوردند.
از اوايل سال 1368 موج چاپ و انتشار كتاب در « رد كتاب آيات شيطاني » در سراسر جهان شروع شد و كتابهاي فراواني پي در پي در ارتباط با موضوع مذكور به بازار كتاب ارائه گرديد. در اين كتب عموما وجوب قتل سلمان رشدي مطرح شد و نيرنگهاي نويسنده كتاب آيات شيطاني و سستي و بي پايگي محتويات كتاب مذكور بيان گرديد.
در همين حال در موارد متعددي مسلمانان خشمگين به كتابفروشيهائي كه « آيات شيطاني » را عرضه مي كردند حمله كرده و خشم خويش را ابراز داشتند. سلمان رشدي در طول مدتي كه خود را از ديد عموم مخفي كرده بود بارها به خاطر اينكه مسلمانان به او دسترسي نداشته باشند تغيير مكان داد و از مخفيگاهي به مخفيگاه ديگر رفت .
بعد از رحلت جانگداز امام خميني (ره ) در خرداد 1368 , بسياري گمان مي كردند حكم قتل سلمان رشدي نيز به فراموشي سپرده خواهد شد , ولي حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب , حكم امام خميني (ره ) را غير قابل برگشت اعلام نموده و فرمودند كه حكم قتل سلمان رشدي همچنان به قوت خود باقي است . اين حركت رهبر انقلاب سبب شد كه سلمان رشدي و حاميان او دوباره در ياس فرو روند.
همزمان با سالگرد صدور حكم تاريخي امام خميني (ره ) درباره سلمان رشدي , بار ديگر سراسر جهان يكپارچه اعتراض عليه سلمان رشدي و سياستهاي ضد اسلامي دولتهاي استكباري غرب شد. در اين زمان تعدادي از مراكز پخش كتاب آيات شيطاني در اروپا مورد حمله قرار گرفت و حاميان سلمان رشدي تهديد به مرگ شدند.
در سال 68 برگزاري مراسم و تظاهرات گسترده توسط مسلمين در ايران و جهان بويژه در انگليس به عنوان مركز انتشار كتاب زمان مسلمانان را از تعهد به اجراي حكم اعدام سلمان رشدي باز نمي دارد , و عزم راسخ جهان اسلام براي مقابله جدي با توطئه هاي فرهنگي استكبار همچنان به قوت خود باقي است .
در هر حال سال 1368 با اعتراضات سراسري مسلمانان نسبت به توطئه فرهنگي استكبار و تهديدات مكرر حاميان سلمان رشدي و دفاع بي باكانه از فتوي امام خميني درباره اين عنصر استكبار , سپري شد و جهانخواران تجربه تلخ برخورد توهين آميز با اسلام را چشيدند و در ميدان مبارزه با اسلام مقهور يك ميليارد مسلمان گشتند.
جايزه براي قتل رشدي
يكي از اقداماتي كه از همان ابتدا در مورد اجراي حكم قتل سلمان رشدي به اجرا درآمد , اين بود كه بنياد 15 خرداد تصميم گرفت براي كساني كه سلمان رشدي را به قتل برسانند , جايزه اي تعيين كند. در اين سال اين نهاد , مبلغ جايزه را به دو برابر رساند و اعلام كرد هر كس بتواند حكم امام خميني (ره ) را در مورد سلمان رشدي به اجرا درآورد , جايزه تعيين شده به او تعلق خواهد گرفت .
در بهمن 69 و در اولين سالگرد اختفا سلمان رشدي , مجله نيوزويك چاپ آمريكا و روزنامه اينديپندنت چاپ لندن مصاحبه هاي جداگانه و مبسوطي با سلمان رشدي بعمل آوردند. رشدي در اين دو مصاحبه ضمن تشريح جزئيات كتاب موهن خود , بشدت تلاش كرد تا چنين وانمود كند كه اين كتاب , كفرآميز نبوده و قصد وي توهين به حضرت ختمي مرتبت و مقدسات مسلمانان نبوده است . وي در اين تلاش از حمايت نشريات مذكور كه سعي مي كردند او را مظلوم و محروم از حق آزادي قلم جلوه دهند , برخوردار بود.
در سال 1370 نيز موضوع سلمان رشدي و حكم قتل او همچنان به عنوان يك موضوع مهم مطرح بود و پيوسته خبرهائي در ارتباط با آن در سراسر جهان انعكاس مي يافت . در اين سال سلمان رشدي به شدت روحيه خود را باخت و از اينكه مسلمانان با عزم راسخ در پي قتل او هستند دچار ياس و وحشت فراوان گرديد , بطوريكه طي يك ديدار كه با طرفدارانش داشت در انظار عمومي به دليل ترس از مرگ , گريه و زاري كرد و در زماني ديگر نيز از اينكه ديوانه نشده است ابراز تعجب نمود.
در همين سال يكي از مترجمين , كه كتاب آيات شيطاني را به زبان ژاپني ترجمه كرده بود به قتل رسيد و سزاي عملش را ديد و يك مترجم ايتاليائي نيز بشدت مضروب شد. همچنين در اين سال سلمان رشدي براي رهايي از مرگ از سران وابسته برخي از كشورهاي مسلمان طلب كمك كرد.
بازگشت سفراي اروپائي
از جمله اتفاقات مهم سال 1370 بازگشت سفراي كشورهاي اروپائي به تهران بود . موضعگيري سال 67 اروپاي غربي در برابر ايران اسلامي كه ناشي از تحريكات انگليس و تصميمات بازار مشترك اروپا بود , نتوانست دوام چنداني داشته باشد و وزيران خارجه دولتهاي اروپايي عضو جامعه اقتصادي اروپا كه در تبعيت از مصوبه مشترك خويش , سفرا و نمايندگان سياسي خود را از تهران فراخوانده بودند بتدريج در برابر صلابت و قاطعيت انقلاب و رهبري آن در مواجهه با نقشه هاي پليد دشمنان اسلام , به واكنش انفعالي و بي حاصل خود پي برده و در اظهارات خود مصرانه خواستار تحكيم روابط خود با جمهوري اسلامي ايران شدند.
اين موضعگيريها دقيق نشان داد كه دولتهاي اروپائي در آن زمان به دام بزرگي كه انگليسيهاي شرور فراروي آنان گسترده بودند , واقف شده اند. به همين دليل جمهوري اسلامي ايران در برابر تصميم اين دولتها به بازگرداندن سفرايشان به تهران عكس العملي نشان نداد با اين حال بديهي بود كه اين شكيبائي شامل حال انگلستان نگردد.
سفر رشدي به كشورهاي غربي
در اسفند سال 70 رشدي تصميم گرفت به مسافرتهايي به خارج از انگليس اقدام كند . او در اين ماه ابتدا به نيويورك رفت . وي مدعي است كه در اين سفر نه دولت آمريكا و نه مطبوعات از ورود وي استقبال نكردند . وي در ارديبهشت سال 71 به انگليس بازمي گردد و سپس در ماه تير 71 به دانمارك , در ماه مرداد به نروژ , در ماه مهر به فنلاند , در ماه آبان به آلمان و در ماه اسفند به پاريس مي رود. رشدي در اين سفر زنجيره اي به اروپا كه تحت تدابير شديد امنيتي صورت گرفت , تلاش كرد تا با روزنامه نگاران , شخصيتهاي سياسي , صاحبنظران و نويسندگان تماس گرفته و از آنان بخواهد وي را براي نجات از زندگي مملو از ترس و ياسي كه دارد كمكش كنند. در مسافرت زنجيره اي سال 71 روزنامه ها و وسائل ارتباط جمعي فنلاند بيشترين اعتنا را به سلمان رشدي كردند .
سفر رشدي به آمريكا
رشدي روز 15 آبان به فرانسه و بيستم همان ماه به هلند و روز دوم آذر به آمريكا رفت . اودر آمريكا به مدت 15 دقيقه با بيل كلينتون رئيس جمهوري در كاخ سفيد ملاقات نمود. در پي سفر رشدي به آمريكا , روزنامه « واشنگتن پست » در مقاله اي نوشت : « در حالي كه در الجزاير , مصر و ديگر نقاط جهان اسلام , مسلمانان به مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب و جايگزين كردن فرهنگ اسلامي برخاسته اند , كلينتون تصميم مي گيرد چهره اي مانند رشدي را براي گپ زدن به كاخ سفيد دعوت كند. در حالي كه از بين همه مقامات و شخصيتهاي جهان , رشدي منفورترين آنهاست »
اين روزنامه در مقاله خود افزود : « اگر بعضي ها سلمان رشدي را با الكساندر سولژنيتسين مقايسه كنند بايد اين مساله را در نظر داشته باشند كه سولژنيتسين 10 سال در اردوگاههاي استالين زنداني بود و هنر سرشارش در خدمت كليساي ارتدكس روسيه قرار گرفته بود. او هرگز دين بزرگي چون اسلام را مورد اهانت قرار نداد.... »
مسافرت رشدي به آمريكا و ديدارش با رئيس جمهور آن كشور خشم مسلمانان آمريكا را برانگيخت و كلينتون ناچار شد علاوه بر هشدار به سفارتخانه هاي خود در جهان براي اتخاذ تدابير امنيتي , نمايندگان مسلمانان جامعه آمريكا را نيز براي توجيه ديدار خود با رشدي به كاخ سفيد دعوت كند. او سپس گفت : « قصد من از ملاقات با رشدي , اهانت به مسلمانان جهان نبوده است » با اين همه بعد از اين ملاقات « ويليام ولزي » رئيس سازمان سيا در مصاحبه با شبكه تلويزيوني « سي .ان .ان » آمريكا ملاقات كلينتون با رشدي را « شجاعانه » توصيف كرد.
سلمان رشدي روز 18 آذر به آلمان رفت و با « كلاوس كينكل » وزيرخارجه اين كشور و جمعي از روزنامه نگاران ونويسندگان آلماني ملاقات و مذاكره كرد.
در همين ماه نمايندگان 47 كشور اسلامي در سازمان ملل بار ديگر بر مفاد بيانيه اجلاس هيجدهم سازمان كنفرانس اسلامي در رياض (اسفند 67 ) در مورد مهدورالدم بودن سلمان رشدي تاكيد كردند .
در دي ماه سال 72 كليم صديقي رئيس فقيد پارلمان مسلمانان انگليس گفت : « از سال 67 كه آيت الله خميني (ره ) حكم اسلام در مورد قتل سلمان رشدي را انتشار داد تاكنون , تعداد بريتانيايي هايي كه به دين اسلام روي آورده اند , چهار برابر شده است . » وي خشم و عصبانيت اسلامي از رشدي و كتاب موهن وي را در كمك به نزديكتر شدن مسلمانان به يكديگر موثر دانست .
در سال 73 سلمان رشدي طي چند مصاحبه كه در مخفيگاه خود انجام داد بار ديگر زجر تنهايي خود را متذكر شد و از اينكه جامعه جهاني به قول خودش , وي را رها كرده است اظهار نگراني و افسردگي كرد.
سلمان رشدي در ارديبهشت 74 بطور مخفيانه و در ميان تدابير شديد امنيتي به اتريش رفت . در خرداد سال 1374 اجلاس سران 7 كشور صنعتي غرب در هاليفكس كانادا حمايت خود را از تلاش هاي اتحاديه اروپا براي ترغيب جمهوري اسلامي ايران به لغو حكم مرگ سلمان رشدي اعلام كرد.
25 بهمن سال 1375 , انزواي زجرآور سلمان رشدي 8 ساله مي شود . در اين چند سال ماجراي سلمان رشدي بمنزله يك سنگ محك بوده است . بدين معني كه تمامي آنهايي كه با اسلام و مسلمانان عناد مي ورزند , در اين مدت به حمايت از رشدي برخاستند و از اين طريق كوشيدند كينه هاي ضد اسلامي خود را فرو بنشانند. در اين مدت هر يك از دولتهاي غربي در حمايت همه جانبه از سلمان رشدي تا سر حد قطع رابطه با جمهوري اسلامي پيش رفتند اما بي آنكه چيزي عايدشان شود , سفيران خود را كه باسر و صدا و تبليغات تند از جمهوري اسلامي ايران فراخوانده بودند , بي سر و صدا و با شرمساري باز گرداندند و با اين اقدام به شكست خود در اين تهاجم سياسي اعتراف كردند.
تا اين سال دولتهاي غربي , موضوع سلمان رشدي را مستمسكي براي طرح موازين بين المللي حقوق بشر و تبديل آن به يك چماق سياسي عليه جمهوري اسلامي ايران قرار دادند ولي خود از آن مايوس شدند.
در اين سالها سلمان رشدي با سفر به آنريكا سومين ازدواج رسمي خود را با يك زن آمريكايي اعلام كرد ولي همچنان مجبور بود دور از انظار عمومي به يك زندگي جهنمي و در حلقه حفاظتي ماموران امنيتي ادامه دهد كه به گفته بسياري , اين زندگي براي او از مرگ هم نكبت بارتر است .
سلمان رشدي امسال و در آستانه هفدهمين سالگرد صدور حكم ارتداد خود به عنوان يك مرده متحرك براي اينكه اظهار وجود كرده و خباثت باطني خود را در دشمني بااسلام ابراز كند , اقدام به چاپ نهمين رمان خود تحت عنوان « شاليماردلقك » كرده كه داستان نوجوان مسلماني است كه يك روحاني تندرو او را تحت آموزشهايي قرار مي دهد تا به اقدامات تروريستي دست زند.
به هر حال رشدي هر چه دست و پا بزند , بايد بداند بيش از يك و نيم مسلمان در جهان براي اجراي حكم اعدام او لحظه شماري مي كنند و حكم محتوم او را از 18 سال پيش صادر كرده اند .


پاورقي :
1 ـ مصاحبه رشدي با مجله آلماني اشپيگل مورخ 11 مه 92
2 ـ مصاحبه با مجله آلماني اشترن مورخ 29 اكتبر 92
3 ـ همان
4 ـ مجله نيوزويك 23 بهمن 70

رشدي در منظر كاريكاتور