روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1384 صفحه مقالات
ارتباط ناشناخته


9 ـ اسرائيل و جشن ها قسمت چهل و ششم
يكي از مهم ترين رويدادهاي دوران محمدرضا پهلوي , برگزاري جشن هاي 2500 ساله بود . اين جشن كه به مناسبت دو هزار و پانصدمين سال پادشاهي كوروش در تخت جمشيد برگزار شد , هزينه هاي هنگفت و پيامدهاي ناگواري را در برداشت و اين در حالي بود كه بسياري از مردم در فقر و گرسنگي به سر مي بردند.
در اين جشن , بيست پادشاه و اميرعرب , پنج ملكه , 21 شاهزاده , شانزده رئيس جمهور , سه نخست وزير , چهار معاون رئيس جمهوري , و دو وزير خارجه , از 69 كشور شركت كردند . مراسم جشن در نهايت گشاده دستي و اسراف انجام گرفت و هزينه آن بيش از دويست ميليون دلار برآورد شد. متاسفانه , زماني كه ميليون ها دلار صرف هزينه خريد و ارسال مشروب , گل و غذا از اروپاشد و مهمانان جشن در تخت جمشيد , جگرغاز و خاوريار مزمزه مي كردند , هزاران ايراني در ايالات سيستان و بلوچستان , و حتي روستاهاي فارس گرسته بودند(1 )
اسرائيلي ها مبناي تبليغات خود را براي نفوذ بيشتر در ايران برزنده نگه داشتن نام كوروش متمركز كرده و دستگاه رژيم شاه هم , هدف برگزاري جشن ها را زنده كردن افتخارات ايران كه مبدا اصلي آن را كوروش مي دانستند , مطرح كرده بود. بنابر اين , نقطه مشترك رژيم ايران و ا سرائيل در زنده نگه داشتن نام و يادكوروش تلاقي يافت و هر دو رژيم از آن به عنوان وسيله اي براي مبارزه با فرهنگ اسلامي استفاده مي كردند. بر همين اساس , كنگره بين المللي يهود , كميته اي را در اورشليم براي اداره فعاليت جهاني يهود به منظور يادبود و بزرگداشت دو هزار و پانصدمين سال تاسيس شاهنشاهي ايران به دست كوروش تشكيل داد كه رئوس برنامه كار اين كميته عبارت بود از :
1 ـ تشكيل كنفرانس هايي در كشورهاي مختلف جهان به مناسبت برگزاري يادبود.
2 ـ تدوين تاريح مربوط به كوروش بر اساس منابع ومآخذ يهود از جمله تورات .
3 ـ تدوين برنامه خاصي براي تدريس در مدارس يهود .
4 ـ نامگذاري خيابان ها و ميدان ها و موسسات اجتماعي در پايتخت ها و شهرهاي مختلف جهان به نام كوروش .
5 ـ فعاليت هاي مطبوعاتي بين المللي در باره اين يادبود .
6 ـ نامگذاري دوجنگل مصنوعي به اسامي كوروش كبير ومحمدرضا شاه در اسرائيل , توضيح اينكه نامگذاري جنگل در اسرائيل بزرگ ترين علامت احترام است .
7 ـ تخصيص بورس هايي به نام كوروش كبير در اسرائيل براي مطالعات وتحقيقات فرهنگي (2 )
در باره نقش اسرائيلي ها در جشن هاي دو هزار و پانصد ساله , روزنامه هاآرتص چاپ اسرايئل بر اين باور است كه فكر اوليه برگزاري جشن از سوي كارشناسان اسرائيلي طرح شده بود.
« كارشناسان اسرائيلي بودند كه براي نخستين بار فكر برگزاري جشن را به مناسبت گذشت 2500 سال از تاسيس شاهنشاهي مطرح كردند . هدف هاي اين جشن ها به ويژه اسلام زدايي در ايران بود . » (3 )
البته بايدگفت كه اين ادعا بر مبناي شواهدي انكارناپذير استوار بود : تدي كولك ـ مديركل نخست وزيري و رئيس اتحاديه توريستي دولت اسرائيل ـ به رياست هيئت اسرائيلي برنامه ريزي بزگزيده شده بود. وي به همراه دو نفر ديگر بنا به دعوت اسدالله علم ـ نخست وزير ـ روز 4 مرداد 1341 به تهران عزيمت كردند و پس ازده روز توقف در ايران و چند بار ملاقات و مذاكره با علم , روز 14 مرداد به اسرائيل بازگشتند . در اين سفر , كولك با گردانندگان جشن هاي 2500 ساله نيز همكاري زيادي داشت . وي توصيه كرد كه ضمن تاسيس هتل ها , جاده هاي جديد و وسايل نقليه مدرن درتخت جمشيد , ايران بايد واقعه مهمي برپاكند تا نظر خارجيان را به اين تسهيلات جهانگردي جديد جلب كند. بعدهاكولك اعتراف كرد كه هرگز تصور نمي كرد اسرافكاري بي سابقه اي در بيست و پنجمين سده بنيانگذاري امپراطوري ايران پيش آمد , همان است كه او توصيه كرده بود(4 ) وي در اورشليم مدعي شده بود كه تز اصلي برگزاري اين جشن ها را او در اختيارعلم قرار داده است . (5 )
نت آهنگ كوروش مخصوص جشن دو هزار و پانصدمين سال پادشاهي كوروش توسط عزرا كيا ـ آهنگساز مشهور اسرائيلي ـ ساخته شده است . كياـ مديركل اداري وزارت امورخارجه ـ طي نامه اي از ابراهيم تيموري ـ سفير ايران در اسرائيل ـ خواسته بود كه نت آهنگ كوروش را به ايران ارسال كند , در پاسخ , دكتر ابراهيم تيموري طي نامه شماره 235 , مورخ 1340,12,10 به وزارت امورخاجه مي نويسد :
« از وزارت امورخارجه اسرائيل خواسته شد كه يك نسخه از نت آهنگ مزبور راتهيه و در اختيار اينجانب بگذارند. تا براي ارسال به شوراي مركزي جشن هاي شاهنشاهي ايران به وزارت خارجه فرستاده شود. اينك به طوري كه از وزارت امورخارجه اسرائيل اطلاع مي دهند , سازنده آهنگ مزبور اظهار مي دارد اين آهنگ را كه با مراجعه به اسناد تاريخي و با زحمت بسياري براي جشن دو هزار و پانصدمين سال پادشاهي كوروش تهيه و در اينجا به ثبت رسانده است , مايل نيست قبل از موقع آن را منتشر سازد. ولي مع هذا حاضر است اگر دعوتي از او و اركستر پنجاه شصت نفري او بشود , با كمال ميل به تهران مسافرت كرده و آن را براي ايرانيان نيز اجرا نمايند. با وجود اين , براي ابراز علاقه و نشان دادان حسن نيت خود , سازنده آهنگ موافقت كرده است كه نواري را كه اين آهنگ روي آن ضبط شده , توسط آقاي مئيرعزري ـ كارمند ايراني نمايندگي اسرائيلي در تهران ـ كه فعلا در اسرائيل است و تا چند روز ديگر به ايران عزيمت مي كند , به تهران بفرستد تادر حضور او بدون اينكه كپيه اي از آن روي آن تهيه شود , آن آهنگ را به سمع علاقمندان ايراني برساند. به اين ترتيب , چند روز ديگر كه آقاي عزري به تهران مي آيد , نوار مزبور را هم به حضور عالي آورده , ترتيب اجراي آن را نير خواهد داد . (6 )
جواد بوشهري ـ نايب رئيس شوراي مركزي جشن هاي شاهنشاهي ايران ـ طي نامه شماره 4846 مورخ 40,12,21 در خصوص چگونگي دعوت از اركسستر پنجاه و يا شصت نفري اسرائيلي براي آجراي آهنگ مزبور در هنگام برگزاري مراسم جشن هاي شاهنشاهي به وزارت خارجه مي نويسد :
« چون چينن دعوتي مستقيما از طرف شوراي مركزي جشن هاي ايران مقدور نخواهدبود , راه حل مناسبي كه به نظر مي رسد , اين است كه دسته ازكستر مامور اجراي آهنگ مزبور از طرف سازمان بين المللي يهود كه مركز آن در نيويورك است و به هزينه آن سازمان در موقع برگزاري جشن هاي شاهنشاهي به ايران اعزام گردند . » (7 )
روزنامه هاي اسرائيلي در طي دهه 40 مطالب ومقالات متعددي در باره جشن هاي 2500 ساله كه قرار بود برگزار شود , نوشته و تبليغات فراواني در اين راستا به عمل آوردند . نشريه هپوعل هتصاعير مورخ 1964,12,15 درمطلبي نوشت :
« بنابر اين جشن هاي شاهنشاهي ايران (2500 ساله ) نه تنهااز طرف كليه كشورهاي جهان , بلكه به خصوص از طرف يهوديان مورد توجه قرار خواهد گرفت . ملت يهود در موطن خود , احساسات ستايش آميز خود را نسبت به انساني كه يكي از بزرگترين شخصيت هاي عالم انساني است (كوروش ) تقديم خواهد كرد. همه ما از وي به عنوان شخصي كه بازگشت يهوديان را به وطن ممكن ساخت , يادخواهيم كرد. يهوديان جهان حتي پيش از آنكه در ايران تصميم به برگزاري يادبود دو هزار و پانصدمين سال بنياد شاهنشاهي اين كشوربه دست كوروش اتخاذ شده باشد , يادبودي به اين مناسبت و آزادي قوم يهود به دست كوروش و بازگشت به فلسطين برگزار كردند » (8 )
همچنين , جواد بوشهري طي نامه اي به تاريخ 1343,4,23 از سازمان بين المللي يهوديان جهان كه مركز آن در نيويورك بود , تقاضا كرد ضمن شركت در جشن ها , فيلمي از زندگي كوروش توليد كنند :
... آيين تاجگذاري اعلي حضرت همايون شاهنشاه و بيست و پنجمين سال سلطنت شاهنشاه در اكتبر 1965 توام با مراسم جشن ياد بود بيست و پنجمين قرن بنيانگذاري شاهنشاهي ايران به دست كوروش كبير انجام مي گيرد. و جشن مزبور در بيشتر پايتخت هاي كشورهاي جهان برگزار مي گردد. اينجانب علاقه وافر دارم كه سازمان بين المللي يهوديان جهان كه مركز آن در نيويورك است نيز در اين جشن ها شركت فرموده و به يادبود سلطنت كوروش كبير كه طبق روايت عهد عتيق نجات دهنده يهود از اسارت بابل مي باشد , جشني برگزار نمايند. به نظر اينجاب مشاركت در اين امر با توليد فيلمي از زندگي كوروش كبير به مانند فيلم هاي عظيم تاريخي از نوع « ده فرمان موسي » و غيره اهميت وافري خواهد داشت ... » (9 )
كشورهاي عربي مايل بودند قبل از آنكه براي حضور در جشن هاي 2500 ساله به دعوت ايران پاسخ مثبت دهند , از اين مسئله آگاهي يابند كه آيا اسرائيل هم در اين جشن شركت خواهد كرد محمد ملايري ـ سفير ايران در دمشق ـ طي نامه اي به وزارت امورخارجه اين سئوال را مطرح مي كند و پيرامون حساسيت فوق العاده آن , توضيح مي دهد :
« ... دول عربي در مورد اسرائيل حساسيت فوق العاده شديد دارند و از حضور در هر مجمع و محفلي كه اسرائيل شركت كند , امتناع مي نمايند و اشخاص واقعبين آنها هم از بيم اتهام به عدم هماهنگي با ملل عرب جرات اظهار عقيده اي بر خلاف اين ندارند. پاسخ پرسش مزبور داراي اهميت خاصي است كه نتايج مهمي بر آن مترتب مي گردد و عقيده مند است كه موضوع دقيقا مورد مطالعه « قرارگيرد » و تصميم قاطع و روشني اتخاذ گردد تا در موقع برگزاري جشن ها جريانات غيرمنتظره اي رخ ندهد ... (10 )
در پاسخ سوال وي , جواد بوشهري ـ نايب رئيس شوراي مركزي جشن هاي ايران ـ در نامه اي به وزارت امورخارجه نوشت :
« ... درمورد شركت اسرائيل به طوري كه خاطر شريف اطلاع دارد , دولت نامبرده از طرف دولت شاهنشاهي به رسميت شناخته نشده است .لذا دعوتي براي شركت در مراسم جشن ها از آن دولت به عمل نخواهد آمد . (11 )
شاه به دليل نياز به حضور كشورهاي عربي ترجيح داد از اسرائيل دعوت نكند , زيرا در صورت حضور اسرائيل , احتمال تحريم كشورهاي عربي در جشن ها داده مي شد. بنابر اين شاه مايل نبود كه به خاطر اسرائيل جشن هاي رويايي خود را با چالش هاش وسيع مواجه كند. نكته قابل توجه در اين ارتباط , واكنش شديد مطبوعات اسرائيل در برابر عدم دعوت از اسرائيل در جشن ها بود , به طوري كه حتي از شاه به عنوان فردي بيرحم و از كوروش به عنوان كسي كه مديون يهودي هاست , ياد كردند. در اين ارتباط دركتاب ايران و تحولات فلسطين چينن آمده است :
« وقتي درسال 1350 جشن هاي 2500 ساله برگزار شد و كسي از اسرائيل جهت شركت در اين جشن ها دعوت نشد. واكنش هاي منفي در مطبوعات اسرائيل به وجود آمد. دراين روزنامه ها با اشاره به اينكه طرح اصلي اين جشن ها و ايده دهنده اين برنامه اسرائيلي ها بودند , شاه و ولخرجي هاي وي را مورد مذمت قرار دادند.
ميشل سالومون در هاآرتص مورخ 1350 نوشت : « اين تمايل به بزرگي بر اثر تحقيرهايي كه در جواني شاه به وي وارد آمده , قوت گرفته بوده است ... » وي سپس با اشاره به نحوه به حكومت رسيدن وي و مداخلات انگليسي ها و روس ها و آمريكايي ها مي نويسد : « از آن تاريخ , شاه تصميم گرفت علاوه بر سلطنت , حكومت كند. بدين ترتيب , شاه ايران به يك فرماندار پركار و بيرحم تبديل شد. جشن هاي تخت جمشيد براي ارائه اين موفقيت وي تشكيل شده بود.... »
وي همچنين در هاآرتص مروخ 1350,8,21 مي نويسد :
اغلب خبرنگاران و ديپلمات هايي كه در جشن هاي تخت جمشيد شركت داشتند , از عدم شركت اسرائيل در آن اظهار تعجب مي كردند , زيرا هرچه باشد نام كوروش بيشتر به خاطر كتاب مقدس و اعلاميه اي كه به نفع يهوديان صادر كرد , مشهور شده ...
در اينجا شاهديم كه به دليل عدم دعوت از اسرائيل , ناگهان كوروش مديون يهوديان شده و برخلاف گذشته كه يهوديان به وي افتخار مي كردند و سعي در پيوند زدن تاريخ خود با كوروش داشتند , تمام افتخارات كوروش وحتي ماندگاري نام وي در تاريخ را به يهود و كتاب مقدسشان نسبت مي دهند.وي در ادامه آورده است :
... و گذشته از اين , كارشناسان اسرائيلي ايده جشن گرفتن دو هزار پانصدمين سال (پادشاهي ) كوروش را پيشنهاد كرده و حتي در سال 1958 يعني تاريخ صحيح آن , جشن هايي به همين مناسبت در تل آويو (برگزار) شده بود.
وي سپس پاسخ شاه را در باره عدم دعوت از اسرائيل , به دليل عدم مناسبات سياسي رسمي , غيرقابل قبول دانسته و وجود سفارتخانه بزرگ اسرائيل را در تهران با كارمندان زياد و فعال كه تمام مردم نيز محل آن را مي دانند , دليلي بر عدم صحت گفته شاه دانسته است .
بنابر اين , اسرائيلي ها بر اساس منافع خودشان نسبت به مسائل مختلف علاقه مندي نشان مي دادند و هرگاه منافع خود را در خطر مي ديدند , حاضر بودند اعتقادات چندين ساله اي را كه براي آن تبليغ كرده بودند , زير سئوال برده و بر آن خدشه وارد سازند.
پاورقي :
1 ـ صفاالدين تبرائيان , همان , ص .72
2 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 147 ـ.146
3 ـ جهان زير سلطه صهيونيزم , همان , ص .52
4 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 128 ـ.127
5 ـ همان , صص 145 ـ.144
6 ـ بزم اهريمن , ج 1 , همان , ص .284
7 ـ همان , ص .291
8 ـ علي اكبر ولاتيي , همان , ص .145
9 ـ بزم اهريمن , جح 2 , همان , ص .29
10 ـ بزم اهريمن , ج 1 , همان , ص 310
11 ـ همان , ص .312
رژيم صهيونيستي و رژيم پهلوي در زنده نگه داشتن نام كوروش باهم مشترك بوده كه جشنهاي دو هزار و پانصدمين سال پادشاهي كوروش يكي از اين پيامدهاي همكاري دو جانبه بود