روزنامه جمهوري اسلامي 18/11/1384 صفحه گزارش
امام خميني خطاب به دو تن از مدرسين حوزه علميه قم :
مجال دفاع از خود نمانده , بايد از اسلام دفاع كنيم


اشاره :
مصاحبه كه در زير مي خوانيد متن گفتگوي اختصاصي روزنامه جمهوري اسلايم با حجت الاسلام سيدحميد روحاني است .
حجت الاسلام سيدحميد روحاني رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر است . بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر از سال 1381 با هدف تدوين تاريخ انقلاب اسلامي بنيانگذاري شده است .تدوين تاريخ انقلاب اسلامي , بازنگري در تاريخ سياسي معاصر و مقابله با تحريف گري ها و وارونه نويسي ها از جمله اهداف بنياد مذكور است .فصلنامه پانزده خرداد از جمله انتشارات اين بنياد است . بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر كتابهايي ويژه نيز در دست انتشار دارد كه بزودي منتشر مي شود.
ث ويژگيهاي حركت مبارزاتي امام خميني چه بود چه ويژگيهايي در مبارزه امام خميني وجود داشت كه باعث سقوط رژيم شاهنشاهي شد
در مورد ويژگيهاي نهضت حشرت امام مي توان گفت كه نهضت امام همان ويژگيهايي را داشتند كه نهضتهاي پيامبران الهي در برابر طاغوتيان زمان در برداشتند. همانگونه كه مطالعه مي كنيد درباره نهضتهاي پيامبران مي بينيد كه پيامبران خدا در نهضت و مبارزه هيچ گاه به اين انديشه نبودند كه از عده و عده برخوردار نيستند و تسليحات لازم و تجهيزات لازم را براي مبارزه ندارند حتي با تن واحد و با دست خالي در برابر طاغوتيان مي ايستادند و انجام وظيفه مي كردند و اداي تكليف مي كردند. در ويژگيهاي امام هم مي بينيم وقتي كه نهضت آغاز مي شود امام نهضت شان را در شرايطي شروع مي كنند كه نه تجهيزات لازم براي مقابله با يك رژيم تا بن دندان مسلح را در اختيار داشتند و نه نيروي كافي براي مقابله با آن رژيم . لذا بسياري حركت ايشان را يك حركتي غير معقول و بي فايده قلمداد مي كردند , لاكن حركت امام مي فرمودند هدف اداي تكليف است و ما بايد به وظايفمان و تكاليفمان عمل كنيم . اين مهم نيست كه تا چه حدي به پيروزي نايل مي شويم تا نمي شويم . ويژگي ديگر نهضت امام كه باز با نهضت پيامبران الهي همخواني دارد اين است كه مي بينيم در نهضتهاي پيامبران خدا , انبيا الهي هميشه با روشنگري و با افشاگري و با آگاهي دادن به توده ها , نهضت را گسترش ميدادند و سعي مي كردند به توده هاي محروم آگاهي ببخشند و آنها را با وظايفشان آشنا سازند و رشد سياسي و فكري به آنها بدهند و آنها را به صحنه بياورند. همين برنامه را شما در نهضت امام مي بينيد. امام در آغاز نهضت , به ملت اتكا داشتند. سعي كردند ملت ايران را آگاهي ببخشند , رشد فكري بدهند و به وظايفشان آشنا سازند. اين هم كاملا مشابه حركت انبيا بود.
سومين ويژگي كه ميان نهضت امام و نهضت پيامبران الهي مي بينيم اين است كه در نهت انبيا , بند و بسط , معامله و سازش , كنار آمدن هرگز مطرح نيست , بلكه قاطعيت , جديت و پافشاري روي اصول هدف انبيا را تحقق مي بخشد. در نهضت امام هم همين ويژگيها را مي بينيم . حضرت امام در مبارزاتشان هرگز اهل بند و بسط و معامله و كرنش نبودند. در هدفشان پا بر جا و استوار ايستادگي كردند و مقاومت نشان دادند. ثبات قدم داشتند. مقاومت امام نقش موثري در پيروزي نهضت و فراگير شدن نهضت و بوجود آمدن انقلاب داشت .
هدف ديگري كه باز در نهضت انبيا مي بينيم و حضرت امام هم با همان شيوه مبارزاتشان را دنبال كردند اين است كه در نهضت انبيا طبق وظايف اسلامي و اخلاق ديني , در گام نسخت مبارزه با نصيحت و پند و اندرز آغاز مي شود. انبيا خدا در گام نخست سعي مي كردند كه طاغوتيان را هشدار بدهند , آگاهي بدهند واز طريق تبليغ با آنها اتمام حجت كنند و آنها را كاملا به انحرافاتشان , و لغزشهايشان آشنا سازند , مي بينيم كه در نهضت امام هم همين شيوه به كار گرفته مي شود. امام هم در هنگام نخست , تلاش ميكند كه شاه را نصيحت كند , حق مطلب را به او ابلاغ كند و او را به راه خطايي كه در پيش گرفته و راه انحرافي كه در پيش دارد آگاه كند. اين ويژگيهايي است كه در نهضت حضرت امام كاملا مشخص و بارز است كه مي توان گفت برگرفته و الهام گرفته از نهضت انبيا است . نهضت امام دنباله نهضت انبيا الهي بود و الگوي امام و نهضت امام حركت پيامبران خدا بود.
ث ويژگيهاي رهبري امام خميني چه بود البته به ويژگيهاي مردم ايران نيز در كنار رهبري امام خميني هم مي توان اشاره كرد. بهتر است بگوييم ويژگيهاي ملت ايران و رهبري امام چه بودكه توانستند با هم متحد بشوند و در كنار هم قرار بگيرند و رژيم شاهنشاهي را كه پشتيباناني مثل آمريكا و انگليس و رژيم اشغالگر قدس را داشت سرنگون كنند
نخستين ويژگي رهبري حضرت امام اين بود كه خود را ساخته بود و كاملا مهذب كرده بود و خود را نمي ديد.مسئله شخصي براي امام مطرح نبود. منيت در امام وجود نداشت . يكپارچه امام خدايي مي انديشيد و براي خدا قلم در دست گرفت و براي خدا گام برمي داشت . سخنش براي خدا بود. موضع گيريهايش براي خدا بود. يكپارچه خدايي بود و از خود رسته بود. دومين ويژگي اين رهبر وارسته و آراسته اين بود كه به مردم بها مي داد. به ملت بها مي داد . به ملت تكيه مي كرد . وقتي درآغاز نهضت در سال 1341 در جلساتي كه با علما و مراجع داشتند , از ايشان سئوال شد كه شما با كدام قدرت مي خواهيد اهدافتان را پيش ببريد (امام در جلسه با مراجع در سال 1341 روي اين موضوع تاكيد داشتند كه دودمان پهلوي درراس كار هستند ما نمي توانيم از خطري كه اسلام و ايران را تهديدي مي كند , مصون باشيم . حكومت پهلوي را استعمارگران بر ايران مسلط كرده اند كه اسلام و استقلال ايران را از بين ببرند) وقتي مراجع و علما دريافتند كه هدف امام براندازي است و امام مي خواهند نظام شاهنشاهي را سرنگون كنند اين سئوال مطرح شد كه با كدام قدرت ما مي توانيم اين برنامه را دنبال كنيم , امام فرمودند : ما يك قدرتي داريم كه از اتم قوي تر است و آن قدرت مردمي است . امام از آغاز به مردم تكيه كردند و با تكيه به مردم مبارزات را گام به گام جلو بردند و با مردم صداقت داشتند. سعي مي كردند مردم را محرم راز بدانند و واقعيتها را با مردم در ميان بگذارند. لذا در همان نخستين جلسه اي كه با علما و مراجع در همان آغاز نهضت داشتند در مهر ماه سال 341 شمسي پيشنهاد دادند تلگرامها و نامه هايي كه ميان مقامات دولتي و علماي اسلام رد وبدل مي شود چاپ بشود و در اختيار مردم قرار بگيرد. تا اين حد تلاش داشتندكه با مردم با راستي و درستي رفتار كنند.
ويژگي بعدي حضرت امام كه بسيار سازنده و سرنوشت ساز بود اين بود كه دشمن اصلي را تلاش كردند به مردم بشناسانند. در مبارزات قبلي مي بينيم كه شرايط بگونه اي بوده كه مبارزين به شاخ و برگ مي پرداختند. به جاي مبارزه با علت , به جنگ معلول مي رفتند. دولتها را مورد حمله قرار مي دادند. سعي مي كردند كه شخص شاه از هر گونه تعرضي مصون باشد. اما امام از آغاز سعي كردند كه شخص شاه را مورد حمله و خطاب قرار دهند و به مردم بفهمانند شخص شاه ام الفساد است و عامل همه بدبختي ها است . در ميان مردم تبليغاتي صورت گرفته بود كه شاه بي تقصير است , نمي گذارند اطلاعات لازم به شاه برسد , ولي اما از آغاز روي اين نقطه تكيه كردند كه شاه ام الفساد است و اين را براي مردم بتدريج جا انداختند و براي مردم روشن شد كه شاه جرثومه فساد است و نقشه هاي خطرناكي در سر دارد و ماهيت فاشيستي دارد.
ملتي هم كه سر در راه امام گذاشتند و مبارزات امام را پيگيري كردند ملتي بودند پاك باخته و خود ساخته . هدف مادي نداشتند آنهايي كه سر در راه امام گذاشتند و مبارزه را دنبال كردند و به ثمر رساندند دنبال نان وآب و شغل نبودند , هدفشان خدا بود , دفاع از اسلام بود و اينكه درراه اسلام مبارزه را ادامه بدهند. ويژگي نهضت امام و رهبري امام و مردم تبلوري از نهضت حسيني بود. امام مردم را عاشورايي تربيت كرد و مكتب عاشورا را در ميان مردم احيا كردند. فداكاري , از خود گذشتگي , و سازش ناپذيري در برابر دشمن و بيعت نكردن با طاغوتيان راامام بگونه اي به مردم آموختند كه مردم يكپارچه عاشورايي شدند و در راه عاشورائيان را پي گرفتند و از اين طريق مي توان گفت كه در نهضت امام , نهضت عاشورا احيا شد و دنبال شد و با همان هدف حسيني مردم به صحنه آمدندو مبارزه كردند.
مردمي بود كه براي دفاع از اسلام بپاخاسته بودند. احساس مي كردند كه بايد حسين زمان را ياري كنند و اين روايت معتبري را كه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا را كاملا مردم لمس كردند و احساس كردند و با همين شيوه مبارزات رادنبال كردند لذا براي مردم شهيد دادن , جانبازي كردن , از مال وجان گذشتن بسيار عادي شده بود. وقتي مردم راه شهادت را در پيش گرفتند ديگر هيچ قدرتي نتوانست اينها را به عقب نشيني وادارد و تسليم كند.
ث تحليل شما از نقش احزاب و گروه هاي سياسي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي چيست نقش احزاب و گروهها و سازمانها در پيروزي انقلاب اسلامي چه بود
اصولا گروه ها و سازمانهاي سياسي كه در ايران در صحنه حضور داشتند چند مساله را انسان در حيات سياسي شان ملاحظه مي كند.تحت اينكه به طور كلي در حركتشان مساله مذهب نقش اساسي نداشت و اگر هم دم از مذهب مي زدند مذهبي بودكه با سياست روز , با سياست غرب , با فرهنگ غرب تقريبا ناسازگاري نداشته باشد. مذهب را به گونه اي معرفي مي كردند كه بتوان با آن با غرب باوران و با غربيها كاملا معامله كرد وكنار آمد اينگونه نبود كه آن اسلام ناب محمدي (ص ) در ميان مردم و سازمانها و گروه هاي سياسي جا داشته باشد و مطرح باشد. دوم اينكه اصولا سازمانها و گروه هاي سياسي سعي مي كردند كه طبق سياست يكي از ابرقدرتها حركت كنند. اين مساله تقريبا برايشان جا افتاده بود كه بدون تصويب قدرتها نمي توان با رژيم شاه مبارزه كرد و خواسته هاي محدودي را هم كه دارند جامه عمل پوشاند. آنه معتقد بودند كه بايد به يك قدرت خارجي در مبارزه با شاه متكي باشند. برخي از سازمانهاي سياسي سر در راه رژيم هاي ماركسيستي گذاشته بودند و سعي مي كردند از كمك شوروي و چين برخوردار باشند. آنهايي كه به اصطلاح دم از مليت و مذهب مي زدند گرايششان به غرب بود و بيشتر به آمريكا بود. چون استعمار انگليس ماهيتش مشخص شده بود و اين حقيقت براي همه مشخص شده بود كه انگليس چهره فاشيستي و جهانخواري آمريكا در آن زمانها بويژه در دهه 20 هنوز ماهيتش مشخص نشده بود و لذا بسياري فكر مي كردند كه با كمك آمريكا مي توانند به اهدافشان برسند از اين جهت مساله اي كه سازمانهاي سياسي دنبال مي كردند پيروي از سياست يكي از از ابرقدرتها بود.سوم اينكه هدف براندازي نداشتند. صريحا نسبت به نظام شاه اعلام وفاداري مي كردند مثلا نهضت آزادي در اعلاميه خودش در سال 1340 صريحا مي گويد كه ما قانون اساسي را قبول داريم و در چارچوب قانون اساسي مبارزه را دنبال مي كنيم و طبق قانون اساسي بايد سلطنت نسل بعد از نسل در خاندان پهلوي ادامه پيدا كند.
به طور كلي هدف براندازي نداشتند. هدفشان اين بود كه در سايه نظام شاهنشاهي يك سلسله خواسته هاي خودشان تحقق پيدا كند. به مجلس راه پيدا كنند. مبارزاتشان مبارزات مسالمت آميز و پارلمانتاريستي بود. بدين صورت به طور كلي اينها در يك چارچوب محدودي كه هم سياست غرب را لحاظ كنند و در نظر گيرنده و هم شرايط رژيم را و شرايط نظام حاكم را كاملا ملاحظه كنند با اين شيوه فعاليتهايي را به صورت محدود مي دادند و از هرگونه فعاليتهاي ضد شاهنشاهي امتناع داشتند و وارد آنگونه فعاليتها نمي شدند و وقتي هم كه نهضت امام آغاز شد اينها حركت امام را (بعضي از اين گروه ها) حركت ارتجاعي ناميدند و به طور كلي از حركت پانزده خرداد دوري گزيدند و حمايتي هم از نهضت امام نكردند. بعضي ديگر از گروه هاي سياسي نيز كه در يك مقطعي از نهضت امام حمايت كردند آن مقطع محدود بود و پس از مدتي احساس كردند بي فايده است و راهشان را جدا كردند و وارد مبارزات اصيل امام خميني نشدند و نهضت امام با تكيه بر ملت ادامه پيدا كرد. اين ملت ايران بود كه راه امام را و اهداف امام را دنبال كردند و نهضت را فراگير كردند و انقلاب اسلامي را به پيروزي رساندند.
ث اگر از زمان حضور و فعاليت خودتان در نجف خاطرات ويژه اي داريد , براي خوانندگان ما بفرمائيد
مي توان گفت يكي از اهداف رژيم شاه از انتقال امام به نجف اشرف بعد از يك سال تبعيد به تركيه اين بود كه امام را دچار اختلافات داخلي كنند. چون مساله اي كه براي رژيم شاه مطرح بود اين بو كه بتوانند با كشاندن امام به اختلافات داخلي او را از مبارزه باز بدارد. احساس مي كردند محيط نجف شايد با راه و روش امام خيلي سازگار نباشد. فكر مي كنند كم نيستند كساني در نجف از دخالت در سياست امتناع دارند و اصولا دخالت در سياست را نابجا مي دانند. اينگونه نبود كه فكر كنند دين از سياست جداست , اما بر اين باور بودند كه ورود به سياست فايده اي ندارد. نتيجه اي گرفته نمي شود. تجربيات تلخي كه از گذشته ها , مخصوصا در زمينه نهضت مشروطه داشتند , بر اين باور بودند كه هر كاري بكنند ثمره اش را ديگران مي برند , بنابراين خيلي با دخالت در سياست روي خوش نشان نمي دادند , شاه فكر مي كرد كه با بردن امام به نجف امام را دچار اختلافات داخلي مي كند و مي تواند از اين طريق ضربه سنگيني به نهضت وارد كند. امام هوشيارانه در مقابل چنين توطئه اي ايستادند و اجازه ندادند كه مسايل داخلي ايشان را از آن اهداف مقدس اسلامي و مبارزه با رژيم شاهنشاهي باز بدارد. يادم هست وقتي امام وارد نجف شدند شبنامه اي از سوي محافل ارتجاعي عليه امام منتشر شد و در آن جسارتها و اهانتهايي عليه امام شده بود. دو تن از اساتيد حوزه اين شبنامه را بردند خدمت امام و گفتند يا به ما اجازه بدهيد ما از طرف شما اين شبنامه را تكثير كنيم و از شما دفاع كنيم و يا اينكه خودتان از خودتان دفاع كنيد و جواب اين شبنامه را بدهيد. امام پاسخ دادند : ديگر مجالي براي دفاع از خود نمانده است . اگر بايد دفاعي شود بايد از اسلام دفاع شود. و واقعا هم تا روز آخري كه در نجف اقامت داشتند به اين سخن پايدار ماندند و اجازه ندادند مسايل داخلي حوزه نجف و روحانيت او را از مبارزه باز بدارد. از محافل مرموز و ارتجاعي نجف هرچه بيشتر به امام حمله شد , امام مبارزه با شاه را بيشتر رونق بخشيدند و دنبال كردند و هر گونه در مقام دفاع از خودشان برآمدند و نه در رد حرفهاي محافل ارتجاعي سخني گفتند. و جوسازيها و شايعه پراكني ها نتوانست امام را به چالش بكشد و مشكلات داخلي و اختلافات داخلي ايجاد كند. امام سرسختانه در برابر اين گونه توطئه ها ايستادند و هرگز وارد بحثهاي اختلاف انگير نشدند و راه خودشان را و هدف خودشان را قاطعانه ادامه دادند و ديديم توانستند رسالت خودشان را به خوبي و به درستي پايان دادند.
ث درباره شهادت حاج آقا مصطفي خميني و عكس العمل امام خميني نسبت به اين واقعه خاطره ويژه اي اگر داريد بيان بفرمائيد. پي آمدهاي اين واقعه در روند پيروزي انقلاب چه بود
مي توان گفت كه رژيم شاه با تجربه يا كه از گذشته ها داشت و مي دانست كه لبه تيز حملات امام خميني به شاه , آمريكا و رژيم اشغالگر قدس بود. در سالهاي 40 ـ42 امام توطئه هاي رژيم شاه را نقش بر آب كردند . در دوران حكومت كارتر در آمريكا , شاه و آمريكا احساس كردند كه امام خميني يك مانع بزرگ در برابر سياستهاي آمريكا و شاه خواهد بود. آنها تشخيص شان اين بود كه امام خميني مزاحم سياستهاي آمريكا و شاه خواهد بود. روي همين جهت شاه و آمريكا تصميم گرفتند ضربه اي به امام بزنند و امام خميني را از تحرك و فعاليت سياسي باز دارند.
تصور آمريكائيها و شاه اين بود كه با كشتن حاج آقا مصطفي خميني , امام خميني را زمين گير كنند و از مبارزه باز بدارد ولي ديديم كه امام در برابر يك چنين فاجعه جانگاهي قهرمانانه ايستادند , خم به ابرو نيآوردند و حتي زماني كه مرحوم ياسر عرفات پيام تسليتي به امام فرستادند , امام در پاسخ پيام تسليت ياسرعرفات گفتند مصائبي ملت ما دارند كه ما نبايد از مصائب شخصي خودمان حرفي بزنيم . » امام با اين حرفشان , از آن فاجعه بي تفاوت گذشتند و اجازه ندادند كه نقشه شاه و آمريكا ايشان را از پاي درآورد و مبارزه را با مشكلي مواجه سازد.
جمله ديگري هم امام در رابطه با اين موضوع فرمودند و آن اينكه شهادت آقا مصطفي از الطاف خفيه الهي است . انصافا هم همان بود. ديديم كه شهادت حاج آقا مصطفي توانست مردم را به صحنه بياورد. مردم به صحنه آمدند و يك صدا شدند و به نفع امام خميني شعار دادند و آن خفقاني را كه رژيم توانسته بود برقراركند و اجازه نام بردن از امام خميني را ندهد , آن خفقان شكسته شد و كنترل ازدست رژيم شاه در رفت . مي توان گفت كه شهادت حاج آقا مصطفي طليعه اي بر پيروزي انقلاب اسلامي بود.
در باره مواضع ضد آمريكايي امام خميني قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تحليل خودمان را ارائه فرمائيد ما وقتي نهضت امام را مورد مطالعه قرار مي دهيم مي بينيم كه يك تفاوتي كه با نهضت هاي گذشته داشت اين بود كه نهضت امام هم ضداستماري بود و هم ضد استبدادي . برعكس نهضتهاي سده گذشته يا ضداستعماري بودند يا ضداستبدادي حركتي كه هر دو جنبه را داشته باشد كمتر ديده مي شود. اما امام از روزي كه نهضت را آغاز كردند در جهت مباره با استبداد و استعمار حركت كردند.
امام اين حقيقت را براي مردم روشن كردند كه بدون مبارزه با استعمار , مبارزه ضداستبدادي نتيجه مطلوب نخواهد داشت . وقتي استعمار در كشور حاكم باشد مبارزه با استبداد نتيجه نمي دهد. اگر شما يك چهره استبدادي را از بين ببريد , استعمار يك چهره جديد استبدادي را حاكم مي كند. يا مباره ضد استعماري به تنهاي هم نتيجه نمي داد. استبداد حاكم استعمار را دوباره حاكم مي كند.
در جريان كاپيتولاسيون امام شديدترين اعلاميه را عليه آمريكا صادر كرد. مردم در نهضت امام سه شعار داشتند عليه شاه , عليه آمريكا و عليه رژيم اشغالگر قدس . روزنامه هاي اسرائيلي در آن زمان ضمن اشاره به نهضت امام خميني نوشتند براي نخستين بار پس از موجوديت اسرائيل در فلسطين در ايران فرياد مرگ بر اسرائيل طنين انداز شد. امام گام به گام مباره را عليه آمريكا , شاه و رژيم اشغالگر قدس پيش بردند و وقتي انقلاب به پيروزي رسيد و نظام شاهنشاهي سرنگون شد , باز مردم لبه تيز حملات خود را متوجه آمريكا كردندو لانه جاسوسي آمريكا را اشغال كردند وانقلاب دوم را آفريدند.
يادم هست وقتي امام وارد نجف شدند شبنامه اي از سوي محافل ارتجاعي عليه امام منتشر شد و در آن جسارتها و اهانتهايي عليه امام شده بود. دو تن از اساتيد حوزه اين شبنامه را بردند خدمت امام و گفتند يا به ما اجازه بدهيد ما از طرف شما اين شبنامه را تكثير كنيم و از شما دفاع كنيم و يا اينكه خودتان از خودتان دفاع كنيد و جواب اين شبنامه را بدهيد. امام پاسخ دادند : ديگر مجالي براي دفاع از خود نمانده است . اگر بايد دفاعي شود بايد از اسلام دفاع شود
درباره مواضع ضد آمريكايي امام خميني قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تحليل خودمان را ارائه فرمائيد ما وقتي نهضت امام را مورد مطالعه قرار مي دهيم مي بينيم كه يك تفاوتي كه با نهضت هاي گذشته داشت اين بود كه نهضت امام هم ضداستماري بود و هم ضد استبدادي . برعكس نهضتهاي سده گذشته يا ضداستعماري بودند يا ضداستبدادي حركتي كه هر دو جنبه را داشته باشد كمتر ديده مي شود. اما امام از روزي كه نهضت را آغاز كردند در جهت مباره با استبداد و استعمار حركت كردند