روزنامه جمهوري اسلامي 17/11/1384 صفحه عقيدتي

* درس ها و پيام هاي نهضت عاشورا در خطبه ها و سخنان امام حسين (ع ) ـ 5
مسخ ارزش ها , عامل انحطاط جامعه

* مصدر عشق عشق , عطش , عاشورا
درس ها و پيام هاي نهضت عاشورا در خطبه ها و سخنان امام حسين (ع ) ـ 5
مسخ ارزش ها , عامل انحطاط جامعه




ارزش هاي اسلامي نقش اساسي و محوري در رشد و كمال و بالندگي و سلامت جامعه دارند و چنانچه اين محوريت و نقش آفريني تداوم يابد و زمينه هاي حضور ارزش ها در عرصه ها و صحنه هاي گوناگون حيات فرد و جامعه آماده و مهيا گردد , پويايي و سرافرازي و عزتمندي و سعادت در جلوه ها و جنبه هاي مختلف چهره ظاهر مي سازند. در نقطه مقابل , چنانچه ارزش هاي اسلامي رنگ ببازند و از نقش محوري آنها كاسته شود و در رفتار و سلوك و عملكردهاي مختلف فردي , اجتماعي , سياسي , اخلاقي , اقتصادي و فرهنگي به تجلي در نيايند , انحطاط و سكون و جمود و فساد و تباهي رخ مي نمايانند و جامعه را در سراشيبي سقوط قرار مي دهند.
وقتي دين مبين اسلام و تعاليم و قوانين زندگي ساز و سعادت آفرين آن رها گرديد و نژاد پرستي و توجه و گرايش به اعتقادات و ارزش هاي جاهلي و منتسب به نياكان جايگزين آن شد(1 ) , وقتي افتخار به ثروت و اموال و فرزندان به صورت يك اصل و پشتوانه در برابر حركت و دعوت الهي انبيا و پيامبران قرار گرفت (2 ) , و تا آنجا اين تفكرات باطل رشد و رونق يافت كه مردگان داخل قبور به شمارش درآمدند و به رخ كشيده شدند , (3 ) وقتي « ايمان » كه يكي از مستحكم ترين اركان شخصيت سالم و الهي محسوب مي شود به فراموشي گرائيد و هم رديف عصيان درآمد(4 ) , وقتي « تقوا » كه معيار مهم كرامت و برتري انسان است (5 ) , رها گرديد , وقتي « جهاد » در راه خدا كه عهد و پيمان مجاهدان و صابران است , به دست فراموشي سپرده شد , (6 ) وقتي « نماز » ضايع شد و « شهوت گرايي » اوج گرفت , (7 ) و آنگاه كه حلال و حرام به هم آميخت و معنويت و خلوص و صداقت به سستي گرائيد و ضدارزش ها , ارزش ناميده شد و همه ارزش هاي والاي الهي و اسلامي در جامعه مسخ گرديد , كساني به نام دين , عليه دين به پا مي خيزند , و به نام قرآن , به تحريف قرآن مي پردازند , و در مقابل امام و رهبر و پيشواي معصوم مي ايستند و نسبت گمراهي و خروج از دين به او مي دهند و با تمام وجود و با به كار بردن همه ابزار و امكانات , در صدد قتل و نابودي او بر مي آيند!
حضرت امام حسين (ع ) با چنين جامعه و مردمي مواجه گرديد , جامعه اي كه ارزش هاي اسلامي در آن مسخ شده بود , و مردمي كه در اوج بي ايماني و جهل و فسق , در مبارزه با ايمان و معرفت و پاكي شتاب مي گرفتند و لحظه اي درنگ روا نمي داشتند.
حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) در يكي از خطبه هاي پرشور خويش به مسخ ارزش هاي اسلامي در جامعه اشاره مي كند و از آن به عنوان عامل بزرگ گمراهي و فسق و انحراف و انحطاط ياد مي نمايد.
اين خطبه در صبح روز عاشورا و خطاب به سپاهيان كفرـ كه به نام ايمان و دين آماده تهاجم به دين و امام و پيشواي الهي و برگزيده رسول حق شده بودندـ ايراد گرديد.
امام حسين (ع ) با جمعي از يارانش به سوي سپاه كفر شتافت تا آخرين اتمام حجت ها را با آنها در ميان نهد. لشگريان يزيد با ايجاد همهمه و بيان سخنان بيهوده در صدد برآمدند مانع سخنان آگاهي بخش و بيدار كننده حضرت اباعبدالله (ع ) شوند. در اين هنگام امام (ع ) بر سر اين قوم طاغي و ستمگر فرياد برآورد و اينگونه زبان به سخن گشود :
« واي بر شما , شما را چه شده است كه ساكت نمي شويد تا سخنانم را بشنويد همانا من شما را به راه رستگاري فرا مي خوانم , هر كس از من اطاعت كند از رستگاران و هر كس از سخنم سرپيچي كند از نابود شدگان خواهد بود. شما از فرمانم عصيان كرديد , و به سخنانم گوش نداديد , زيرا انبار آذوقه شما از حرام انباشته و شكم هايتان از حرام پرگشته است و به همين جهت خدا بر دلهايتان مهر نهاده است .
واي بر شما , چرا ساكت نمي شويد چرا به سخنانم گوش فرا نمي دهيد »
در همين هنگام گروهي از لشگريان يزيد آرام گرفتند و ديگران را به سكوت دعوت كردند. امام (ع ) اينگونه به سخنان خويش ادامه داد :
« مرگتان باد , و غم و اندوه يارتان , مگر نه هنگامي كه حيرت زده استغاثه كرديد و ما را به ياري خود طلبيديد , و ما سريع به استغاثه شما پاسخ داده و به ياريتان برخاستيم ولي اكنون شمشيرهايي كه براي دفاع از ما به دست گرفته بوديد بر ضد ما مهيا كرده ايد. شما آتشي را متوجه ما ساخته ايد كه آن را براي نابودي دشمنان ما و شما افروخته بوديم .
چه شد كه بر ضد دوستان خود گرد آمديد و به نفع دشمنانتان دست بر دوستانتان بالا برديد نه آنان عدالتي در ميان شما اجرا كردند و نه اميد آينده بهتري برايتان باقي گذاشته اند. همه اين هياهوها براي اين است كه آنان اندكي از مال حرام و زندگي پستي كه برايتان گواراست به شما وعده داده اند وگرنه هيچ كار خلافي از ما سرنزده و هيچ انديشه باطلي در ما راه نيافته است .
آيا شما شايسته بلاها نيستيد كه از مادوري مي جوئيد و ما را ترك مي كنيد زماني شمشيرها در نيام و دل ها آرام و فكرها بي تشويش بود , ولي شما فتنه را برانگيختيد و آنگاه مانند ملخ هاي ناتوان خيز برداشتيد و همچون حشرات پرسوخته به حركت درآمديد , پس ذلت و خواري بر شما باد , اي بردگان كنيززاده يزيد.
شما اكنون از طاغيان امت مي باشيد. شما فرومايگان جامعه هستيد. شما دورافتادگان از كتاب خدائيد. شما پايمال كنندگان سنت ها هستيد و كشندگان فرزندان پيامبريد. شما نابود كنندگان خاندان اوصيا و اوليا مي باشيد. شما زنا را علت خويشاوندي مي دانيد و به بندگان مومن آزار روا مي داريد. و با استهزا كنندگان پيامبر(ص ) كه كتب آسماني را پاره پاره كردند همصدا شده ايد.
چه بدكاري كرديد , و به دست خودتان عذاب ابدي را خريديد.
آري , شما « معاويه » فرزند حرب و پيروان او را كمك كرديد و از ياري ما دست برداشتيد.
به خدا سوگند اين پيمان شكني در ميان شما معروف است , ريشه شما از اين پيمان شكني ها آب خورده و شاخه هايتان از اين ريشه نيرو گرفته است , و دلهاي شما بر آن استوار گشته و سينه هايتان از آن لبريز شده است .
شما خبيث ترين ثمره و ميوه اي هستيد كه براي هر تماشاگري مايه اندوه است , و طعمه اي لذيذ و گوارا براي غاصبان و زورمندان مي باشيد ... » 8
حضرت امام حسين (ع ) در اين خطبه پرشور , به وضوح و صراحت از مسخ ارزشها در جامعه اسلامي سخن مي گويد و مردم را فرو رفته در باطل و فاصله گرفته از تعاليم و معارف اسلامي معرفي مي كند و همين واژگونه سازي و تغيير وتبديل در ارزش ها را عامل حق ستيزي ها و باطل گرايي ها مي داند.
در سخنان امام حسين (ع ) تعمق و تفكر روا داريم , آنجا كه خطاب به لشگريان يزيد مي فرمايد : « شما از فرمانم عصيان كرديد و به سخنانم گوش نداديد , زيرا انبار آذوقه شما از حرام انباشته و شكمهايتان از حرام پرگشته است و به همين جهت خداوند بر دلهايتان مهر نهاده است . »
امام حسين (ع ) در اين سخنان به خروج سپاهيان يزيد از زندگي و حيات مبتني بر ارزش بزرگي چون « حلال خواري » و فروغلتيدن در منجلاب « حرام خواري » كه يك معصيت عظيم و زمينه ساز بسياري از گناهان ديگر است اشاره مي كند.
حرام خواري در ميان معاصي , نقش كليدي و زيربنايي دارد , به اين مفهوم كه اگر همه معاصي وگناهان را جمع شده و فراهم آمده در ساختماني تصور نمائيم كه داراي يك درب ورودي باشد , كليد قفل اين درب , حرام خواري است و با اين كليد , درب آن ساختمان گشوده مي شود و آدمي به تمامي معاصي و مفاسد و گناهان آلوده مي گردد.
به وسيله حرامخواري , گوشت و پوست و استخوان انسان با گناه و فساد روئيده مي شود و در سرزمين جان و روح او خس و خاشاك هاي مفسده و تباهي رشد مي كنند و از بارور شدن بذرهاي ايمان و پاكي و عفاف و تقوا جلوگيري به عمل مي آورند.
امام حسين (ع ) به صراحت اعلام مي كند كه عصيان و نافرماني شما از امام و پيشواي برگزيده حق در اثر اين حرامخوري هاست و آذوقه هايي كه در شكمهايتان مي ريزيد و روح و روان و جسم و تن و اعضا و جوارح خويش را در مسير باطل به رشد و نمو درمي آوريد باعث خروج از صراط مستقيم الهي و گام نهادن در بيراهه هاي فسق و تباهي مي گردد و در نهايت شما را به طور كامل در برابر دين خدا قرار مي دهد.
امام حسين (ع ) به اين واقعيت تلخ اشاره مي كند كه اين حرامخواري ها كار را به آنجا رسانده كه خداوند متعال بر دلهايتان مهر زده است !
مهر زدن بر دل گناهكاران توسط حضرت پروردگار , نشان دهنده مسدود شدن همه راه هاي منتهي به هدايت و ارشاد ونجات و رهايي فاسقان و فاسدان از مهالك معصيت و تباهي است , و اين سرنوشتي است كه آنان به دست خود براي خويش به وجود آورده اند.
وقتي مردم از تعاليم و ارزش هاي اسلامي فاصله بگيرند و به مرور همه پاكي ها و عزت ها و شرف و تقوا و آزادگي ها را در مسلخ مطامع نفساني قرباني نمايند و در نقطه مقابل هر پستي و فساد و ناپاكي و گناه را مفيد و خير بدانند و در شوره زارهاي كفر و انحطاط و گمراهي شتاب گيرند و همه اين خلافكاري ها را « حق » بدانند , طبيعي است كه جان و دل و روحشان از ظلمت و سياهي معاصي و مفاسد تاريك مي گردد و هيچ نور هدايت و رستگاري و نجاتي را پذيرا نمي شوند , و همين جاست كه بر دلها قفل مي خورد و راهها مسدود مي شود.
حضرت امام حسين (ع ) در بخشي از سخنان خويش , به گونه اي ديگر به مسخ ارزشها در جامعه و فرو رفتن مردم در باطل و تباهي اشاره مي نمايد تا از اين طريق اين موضوع مهم را عامل تعيين كننده و تاثيرگذار در انحطاط جامعه و فراهم شدن زمينه براي قيام و شورش مردم عليه امام و پيشواي معصوم معرفي نمايد.
امام حسين (ع ) در اين سخنان , مردم حضور يافته در سپاه كفر را طاغيان امت , فرومايگان جامعه , دورافتادگان از كتاب خدا , پايمال كنندگان سنت هاي الهي , هم صدا با استهزاكنندگان پيامبر(ص ) , پيمان شكنان , و طعمه لذيذ غاصبان مي نامد.
اين تعابير و عبارات , ضدارزش ها و مفاسدي هستند كه با رها كردن ارزشهاي اسلامي چهره نمايان مي سازند و به جان و روح آدميان چنگ مي اندازند و آنها را به حركت در بيراهه هاي فسق و تباهي و گمراهي و انحطاط وادار مي كنند.
كساني كه سر به طغيان مي نهند و از كتاب خدا دور مي افتند و ره به سوي فرومايگي مي سپرند و سنت هاي الهي را پايمال مي نمايند , همان افرادي هستند كه آگاه يا ناآگاه به معارضه با تعاليم و قوانين الهي برمي خيزند و به طرد و نفي ارزشهاي اسلامي مي پردازند و چنان از باده جهل و جمود و تعصب و غرور مست مي گردند كه به هيچ وجه حاضر نيستند روزنه اي را از حقايق الهي به روي خويش بگشايند و با كورسويي از حقيقت , به اميد رهايي از ظلمت گمراهي بنشينند.
مسخ ارزشها , كه يك عامل بسيار تعيين كننده و تاثيرگذار در ايجاد انحطاط و انحراف در جامعه اسلامي مي باشد , در همه اعصار و زمان ها يك آفت و خطر بالقوه مي باشد كه چنانچه به فعليت درآيد همه چيز را در كام خود مي كشد و نابود مي نمايد.
در جامعه امروز ما , ارزش هاي اسلامي در همه ابعاد و جلوه هاي خود , نقش حياتي در رشد و كمال و سلامت و پوياي و بالندگي ايفا مي كنند و بايد همواره اين جايگاه و نقش بنيادين صيانت و پاسداري شود.
انقلاب اسلامي ايران , يك انقلاب ارزشي , و نظام سياسي و حكومتي مبتني بر آن نيز يك نظام و حكومت ارزشي است . مبادا در اثر « غفلت » و « تسامح » و « به خود مشغولي » و « سياسي كاري » و خرج از « تقوا » و فراموش كردن « آرمان » ها و « مقصد » ها , بر ارزش هاي مقدس اسلامي ديده فرو خوابانيم و با گسستن پيوند بين « فرهنگ انقلاب » با « فرهنگ عاشورا » به « جامعه جاهلي » رجعت آغاز نمائيم و ثمره همه مجاهدت هاي ديرپا و رنجزا و پاك و مقدس « شهيدان » را در مسير طوفان هاي سهمگين نفسانيت هاي فردي و گروهي قرار دهيم .

پاورقي ها :
1 ـ رجوع شود به آيه 23 از سوره زخرف , و آيه 2 از سوره لقمان
2 ـ سوره سبا , آيه 34 و 35
3 ـ سوره تكاثر , آيه 1 و 2
4 ـ سوره سجده , آيه 18
5 ـ سوره حجرات , آيه 13
6 ـ سوره احزاب , آيه 23
7 ـ سوره مريم , آيه 59
8 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) , به كوشش محمد دشتي , انتشارات مشهور , ص 295 و 296
حضرت امام حسين (ع ) به وضوح و صراحت از مسخ ارزشها در جامعه اسلامي روزگار خود سخن مي گويد و مردم را فرو رفته در باطل و فاصله گرفته از تعاليم و معارف اسلامي معرفي مي كند و همين واژگونه سازي و تغيير و تبديل در ارزشها را عامل حق ستيزي ها و باطل گرايي ها مي داند
انقلاب اسلامي , يك انقلاب ارزشي , و نظام سياسي و حكومتي مبتني بر آن نيز يك نظام و حكومت ارزشي است . مبادا در اثر « غفلت » و « تسامح » و « به خود مشغولي » و « سياسي كاري » و خروج از « تقوا » و فراموش كردن « آرمان » ها و « مقصد » ها , بر ارزش هاي مقدس اسلامي ديده فرو خوابانيم و با گسستن پيوند بين « فرهنگ انقلاب » و « فرهنگ عاشورا » به « جامعه جاهلي » رجعت آغاز نمائيم و ثمره همه مجاهدتهاي ديرپا و رنجزا و پاك و مقدس « شهيدان » را در مسير طوفان هاي سهمگين نفسانيت هاي فردي و گروهي قرار دهيم

مصدر عشق عشق , عطش , عاشورا




حسن جان ! آسمان عشق تو چه زيباست كه كبوتر دلها به شوق پرواز در آن وسعت سرخ , بال بال مي زنند و در اقيانوس غم تو چيست كه دريا دريا درد را قطره اي بي مقدار مي كند ! در درياي نام تو چه سري است كه رود اشكها با دلدادگي تمام , عاشق وصل آن اسم آسماني اند ! و در زمين كربلاي تو چيست كه آسمان به پابوس آن تربت خوني و خدايي , مباهات مي كند در عشق تو چيست كه محور عشقها و عاشقي ها شد و هزاران فرهاد و حلاج و مجنون در سايه نام تو گم مي شوند
حسين جان ! در دانشگاه كربلاي تو چيست كه اين همه انسان , مشتاق تحصيل در آنند و در طول تاريخ , اين همه فارغ التحصيل با مدرك عالي عشق بيرون داد و مي دهد در خون تو چيست كه اين گونه انسانهاي ظالم را خانه نشين مي كند و جانسوزترين كلام آن كه چرا آبهاي زلال تشنه جاري شدن بر خاك عطشناك كربلايي تواند !
حسين جان ! اي آفتاب آسمان هدايت ! اي نام تو قرين شهادت ! اي گل پرپر كه بهار هميشه اي ! در روز شهادت تو گلهاي محمدي جشن تولد مي گيرند و به شكرانه شكفتن هر روزشان از ماذنه ها , نام ترا پاس مي دارند كه نام تو مصدر عشق است . اي بنده احد! در بند اين آزادي بخش احمدي (ص )! عاشوراي تو چشمه خوني بود كه به پاي درخت تشنه بعثت رسيد و آن را سراپا كرد به همين خاطر است كه اين همه انسانهاي عارف سر بر تربت تو مي سايند و خداي سبحان را به شكرانه شكوفايي باغ دين محمدي (ص ) سجده مي كنند; چرا كه اگر گلهاي حسيني پرپر نمي شدند , اين گونه , گونه گلهاي محمدي باغ ديانت سرخ و خونرنگ نمي ماند!
ث حسين صنعت پور اميري