روزنامه جمهوري اسلامي 16/11/1384 صفحه جبهه و جنگ

* در ارتفاعات حمرين
داستان كوتاه
نوبت سوم

* معرفي كتاب
مردي زير برف
در ارتفاعات حمرين




گزارش و شرحي كوتاه از عمليات والفجر مقدماتي
اشاره : از ديدگاه فرماندهان نظامي , بغداد و بصره , دو هدف استراتژيك , به شمار مي رفتند , در اين ميان بغداد هدف غايي و بلندمدت و بصره , هدف ميان مدت و قابل دسترس محسوب مي شد. براساس همين نگرش , مناطق موردنظر براي عمليات والفجر مقدماتي زمينه ساز تصرف بصره انتخاب شدند. به طور كلي در انجام عمليات , دستيابي به بصره بطور مستقيم مورد توجه قرار داشت و سعي مي شد اين هدف , با انجام دو يا سه عمليات تامين شود. اما تصرف بغداد با انجام چند عمليات واسط امكان پذير بود و به زمان بيشتر و رشد سازمان رزم و اصلي شدن جنگ در تمام ابعاد نياز داشت . يكي از مناطقي كه امكان انجام عمليات در آن در راستاي هدف تصرف بغداد وجود داشت , منطقه كوت تا عماره بود كه در نگرشي بلندمدت و كلان , مورد توجه تصميم گيرندگان نظامي بود. در سطح خرد نيز , انهدام دشمن , گشودن جبهه جديد و دست يافتن به زمين هاي مهم , دلايل اصلي در انتخاب منطقه فكه براي عمليات والفجر مقدماتي محسوب گرديد. ضمن آن كه , اين منطقه عملياتي , جناح شمالي هور را نيز دربرمي گرفت . جايي كه در سال هاي بعد ( 1362 و 1363 ) عمليات هاي بزرگ خيبر و بدر در آن انجام شد. آنچه در پي مي آيد گزارش و شرحي كوتاه است از چگونگي انجام اين عمليات .
دلايل انتخاب منطقه عمليات
در جبهه جنوب غربي , منطقه فكه به دليل وجود ارتفاعات حمرين و جاده ارتباطي بصره ـ عماره به سمت كوت , از اهميت ويژه اي برخوردار بود. به ويژه آن كه مركز فرماندهي سپاه چهارم و يگان هاي تابعه آن در شهر عماره قرار داشتند.اين منطقه , پس از آن كه عمليات محرم انجام شد و طي آن رزمندگان توانستند جبال حمرين را تصرف كنند , به همين دليل بيشتر مورد توجه قرار گرفت .
موقعيت منطقه
منطقه داراي دو ارتفاع اصلي شامل : ارتفاعات حمرين كه طول مرز ايران وعراق , از جنوب شرقي دهلران تا شمال فكه از يك سو , و از سوي ديگر , ارتفاع جبل فوقي كه در جنوب غربي حمرين واقع بود. در شمال منطقه عملياتي والفجر مقدماتي نيز ارتفاع ميشداغ قرار دارد , كه سه تنگه طبيعي مهم در آن مشاهده مي شود . 1 ـ تنگه صعد 2 ـ تنگه ذليجان 3 ـ تنگه رقابيه . ارتفاع شمالي ـ جنوبي رقابيه , عارضه ديگري است كه از جنوب تنگه رقابيه و از شمال به تنگه برقازه محدود مي شود. مهم ترين رود منطقه , رودخانه مرزي دويرج است كه از كوه هاي شمال (جاده عين خوش به دهلران ) شروع مي شود و تا منطقه غرب فكه ادامه يافته و به هورالسناف مي ريزد.
وضعيت دشمن
عراق به دليل حملات پي در پي و موفق ايران در عمليات هاي دوره نخست جنگ , به طور گسترده اي از نيروي جيش الشعبي استفاده كرد و با تشكيل تيپ هاي سه رقمي , سازمان رزم ارتش را بسيار گسترش داد. اين تيپ ها در آرايش نظامي عراق در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي , در خط اول قرار داشتند. اين اقدام از يك سو موجب حفظ نيروهاي اصلي ارتش آن كشور مي شد و از سوي ديگر , توان نيروهاي مهاجم را به شدت كاهش مي داد , به گونه اي كه با توجه به درگيري رزمندگان با نيروهاي درخط و موانع گوناگون , يگان هاي اصلي عراق بهتر مي توانستند به دفع حمله بپردازند.
سپاه چهارم عراق مسئوليت منطقه عملياتي از چيلات تا هورالعظيم را به عهده داشت و داراي چهار لشگر بود :
1 ـ لشكر 14 پياده شامل سه تيپ 421 , 422 و 18 و يك گردان تانك به نام سيف سعد كه در محور چزابه و شمال هورالهويزه قرار داشت . از سه تيپ اين يگان , يك تيپ شامل نيروهاي جيش الشعبي و دو تيپ ديگر از نيروهاي اصلي ارتش عراق بودند.
2 ـ لشكر 1 مكانيزه شامل تيپ 108 گاردمرزي , تيپ 501 پياده , تيپ 1 مكانيزه كه در محور دويرج تا پاسگاه پيج انگيزه مستقر بود . همچنين , تيپ هاي 92 , 93 , 66 احتياط كلي منطقه فكه تا پاسگاه دويرج بودند . افزون بر اين , تيپ هاي سازماني 34 زرهي , 27 مكانيزه از لشكر 1 در احتياط منطقه عملياتي والفجر مقدماتي قرار داشتند .
3 ـ لشكر 10 زرهي شامل سه تيپ , كه از محور پيچ انگيزه تا جنوب غربي چيلات (دهلران ) آرايش داشت .
4 ـ لشكر 3 زرهي (علاوه بر تيپ هايي كه به لشكر 14 مامور كرده بود) با تيپ هاي 16 , 12 زرهي , 8 مكانيزه و 53 مختلط , در شرق هورالسناف گسترش داشت و در احتياط بود.
يگان هاي ديگري كه جزو سازمان رزم منطقه عملياتي سپاه چهارم عراق بوده و در احتياط قرار داشتند , عبارت بودند : از تيپ 30 زرهي از لشكر 6 , تيپ 37 از لشكر 12 , تيپ 16 از لشكر6 , تيپ 101 پياده گاردي مرزي , تيپ 10 زرهي وابسته به ستادكل , تيپ 49 زرهي از لشكر 11 , تيپ 18 پياده , تيپ 48 پياده از لشكر 11 , تيپ 25 مكانيزه از لشكر 6 , تيپ 51 زرهي مختلط و تيپ گارد جمهوري .
طرح مانور
در طرح ريزي عمليات , مقرر شد , قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) با نيروهاي قرارگاه كربلا و قرارگاه نجف اشرف به سوي عماره تك كند. در مرحله اول , يگانهاي قرارگاه نجف اشرف مي بايست در محور طاوسيه تا چزابه , حدفاصل خط تا كانال هاي آخر را تصرف كرده و در مرحله دوم و در ادامه تك , جناح راست تا حاشيه جنوبي دويرج (پشت جاده آسفالته فكه و در غرب جاده اتوبان ) و سرپل حلفائيه را تصرف كنند.
نيروهاي قرارگاه كربلا نيز مي بايست با استفاده از معابر وصولي , جاپاي تصرف شده به وسيله نيروهاي رزمي قرارگاه نجف تا چزابه و پدافند پشت كانال را به انجام مي رساندند.
در مرحله دوم , نيروهاي خودي مي بايست شرق غزيله و شمال هورالهويزه را پاكسازي كرده و سرپل غزيله را تامين كنند. بر اساس طرح عملياتي , جناح نيروهاي كربلا بايستي با احداث خاكريز تامين مي شد تا در صورت بروز مشكل براي ماموريت نيروهاي نجف , جناح يگانهاي قرارگاه كربلا از تعرض و آسيب دشمن مصون بماند. در طرح مانور اين گونه پيش بيني شده كه پس از آن كه اهداف مرحله اول و دوم عمليات تحقق يافت , با بازسازي يگان ها و ايجاد شرايط مناسب و نيز با توجه به وضعيت دشمن , در مرحله سوم , تك به سمت عماره ادامه يابد.
در اين طرح , علميات فريب در منطقه چيلات و طيب نيز پيش بيني شده بود و لشكر 14 امام حسين (ع ) نيز ماموريت داشت . در منطقه فاو , عمليات فريب ديگري را انجام دهد. مسئله قابل ملاحظه در اين عمليات , استفاده از توان زرهي بود كه به دليل بعد مسافت و عمق منطقه عملياتي مورد توجه قرار گرفت .
سازمان رزم
در اين عمليات . قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) (مشترك سپاه و ارتش ) به همراه دو قرارگاه نجف اشرف و كربلا , مراحل طرح ريزي و اجراي عمليات را به عهده داشتند.
تركيب قرارگاه كربلا به اين ترتيب بود :
1 ـ سپاه سوم صاحب الزمان (عج ) , شامل لشكر 14 امام حسين (ع ) با هشت گردان پياده , لشكر 25 كربلا با 11 گردان پياده , لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع ) با 14 گردان پياده و تيپ مستقل قمربني هاشم با پنج گردان پياده .
2 ـ سپاه هفتم حديد متشكل از قرارگاه قدس شامل لشكر 7 ولي عصر(عج ) با 12 گردان و تيپ 15 امام حسن (ع ) با 10 گردان , همچنين لشكر 8 نجف با 14 گردان , لشكر 41 ثارالله با 11 گردان و لشكر 19 فجر با 24 گردان .
قرارگاه نجف نيز متشكل از سپاه 11 قدر , شامل لشكر 27 حضرت رسول (ص ) با 24 گردان , لشكر 31 عاشورا با 13 گردان و تيپ 10 مستقل سيدالشهدا(ع ) با هفت گردان , و همچنين لشكر 5 نصر شامل سه تيپ با 23 گردان , از ارتش جمهوري اسلامي نيز لشكر 21 حمزه , تيپ 84 خرم آباد و تيپ 58 ذوالفقار در عمليات شركت داشتند . در مجموع , سپاه پاسداران با 13 يگان (176 گردان ) و ارتش جمهوري اسلامي با سه يگان (15 گردان ) بايستي اين عمليات را انجام مي دادند .
شرح عمليات
با تاريك شدن هوا , يگان ها از نقطه رهايي به سوي مواضع دشمن حركت كردند. اين اقدام به اين دليل بود كه خط خودي با مواضع دشمن چهار تا پنج كيلومتر فاصله داشت . از اين رو , لازم بود ساعاتي پيش از ساعت (س ) , نيروها , پياده روي خود را آغاز كند تا بتوانند در ساعت مقرر به مواضع دشمن يورش برند. با حركت نيروها , در قرارگاه نيز جنب و جوش و اضطراب خاصي به چشم مي خورد و همه براي موفقيت رزمندگان دعا مي كردند , و به همين منظور مراسم زيارت عاشورا در سنگر (عمومي ) قرارگاه خاتم برگزار شد. از سوي ديگر , به دليل اهميت عمليات آقاي ميرحسين موسوي , نخست وزير , آيت الله موسوي اردبيلي , رييس ديوان عالي كشور , آيت الله طاهري خرم آبادي و حجت الاسلام والمسلمين فاكر , نمايندگان حضرت امام در سپاه در سنگر فرماندهي حضور داشتند.
بدين ترتيب , در ساعت 30 : 21 روز 17 بهمن 1361 رمز عمليات به شرح زير قرائت شد :
« بسم الله الرحمن الرحيم , ولاحول ولا قوه الا بالله العلي العظيم , اللهم اياك نعبد و اياك نستعين , قدتري ما انا فيه ففرج عنا يا كريم , ياالله , يا الله , يا الله . به مظلوميت علي اصغر و به ذوالفقار برنده ولي المومنين و قهاريت رب العالمين به پيش »
با اعلام رمز عمليات , حمله رزمندگان آغاز شد. گرچه يگان ها ساعاتي قبل حركت كرده بودند , ولي نتوانستند هم زمان , عمليات شكستن خط را آغاز كنند. لذا , بعضي از نيروها در كمين متوقف شده , برخي هم درگيري را آغاز كردند و گروهي نيز نرسيده هنوز درگير نشده بودند. از اين رو فرماندهان سپاه تلاش زيادي به عمل آوردند تا اين مشكل رفع شود. و بالاخره در پي اين تلاش , نيروها توانستند به سختي از برخي موانع عبور كرده و به كانال اول برسند. در اين هنگام , دشمن به نيروهاي در خط خود دستور داد , به پشت جاده آسفالت عقب نشيني كرده و در آنجا خط تشكيل دهند. اين اقدام دشمن ناشي از تجربه قبلي در عمليات هاي گذشته بود. فرماندهان عراقي دريافته بودند كه نبايد در برابر سيل خروشان نيروهاي بسيج مقاومت كرده و تلفات بدهند. آنها مي خواستند مانع نفوذ نيروهاي ايراني شوند , زيرا قصد داشتند با دور زدن آنها از دو جناح , آنان را منهدم كنند. با وجود اين تدبير دشمن , نيروهاي خودي در برخي محورها پيشروي كردند , ولي در محورهاي ديگر موفق نشدند از موانع عبور كنند. اين وضع موجب شد آنها زمان را از دست بدهند. براين اساس , فرماندهان در تدبيري مناسب , اجازه ندادند يگان هايي كه عمليات شكستن خط را به انجام رسانده بودند , به پيشروي خود ادامه دهند. اين يگان ها موظف شدند در مواضع به دست آمده متوقف شده وبا احداث خاكريز , به حفظ آن بپردازند.
ويژگي هاي عمليات :
يكي از ويژگي هاي شاخص عمليات والفجر مقدماتي اين بود كه دشمن با توجه به تجربيات قبلي و پس از فتح خرمشهر و در يك مقطعي عقب نشنيي با فرصت , موانع بسياري را در جلوي لجمن (خط پدافندي ) خودش ايجاد كرد و لذا قبل از نبرد با قواي دشمن , نبرد رزمندگان اسلام با ميدان موانع دشمن بود كه نقش به سزايي در ناكام ماندن عمليات داشت . به گونه اي كه تمام توان نيروها صرف عبور از آنها شد و اين موضوع در عمليات قبلي اين چنين سابقه اي نداشت . زيرا از ابتداي پيشروي نيروهاي خودي , از نقطه رهائي تا رسيدن به خط دوم دشمن , بيش از 16 نوع مانع از سوي دشمن تعبيه و ايجاد شده بود و يا بصورت عارضه طبيعي منطقه , وجود داشت كه به ترتيب و با وجود تعدد و تكرار نوع آن عبارت بودند از :
1 ـ حدود 8 الي 10 كيلومتر رمل .
2 ـ يك سري ميادين مين كه از قبل تعبيه شده بود .
3 ـ سيم خاردار حلقوي با 6 حلقه در عرض
4 ـ مواضع و سنگرهاي كمين در امتداد موانع
5 ـ سيم خاردار معمولي
6 ـ ميدان مين با عمق زياد .
7 ـ سيم خاردار حلقوي
8 ـ كانال به عرض 3 الي 4 متر كه در بعضي جاها تا 9 متر نيز مي رسيد.
9 ـ سيم خاردار حلقوي
10 ـ ميدان مين با عمق زياد
11 ـ سيم خاردار حلقوي
12 ـ كانال دوم با مشخصات كانال رديف اول (بند 8 )
13 ـ سيم خاردار حلقوي
14 ـ ميدان مين
15 ـ خط اول دشمن كه از سنگرهاي متعدد و تعبيه كانال در زمين (مشابه شرق بصره ) تشكيل شده بود. بسيار مستحكم بود.
16 ـ خط دوم دشمن (پس از خط دوم ) مجددا 3 كانال ديگر وجود داشت . كه اين هم سختي نبرد را تشديد مي كرد.
با اين وجود و به دليل جو خاصي كه ضرورت انجام اين عمليات در كشور ايجاد كرده بود و نيز اميدواري مسئولان سياسي كشور و جنگ رواني دشمن , مرحله دوم عمليات نيز در 19 بهمن 1361 انجام شد . اما اين بار نيز به دليل عدم هماهنگي ميان نيروهاي عمل كننده , هوشياري دشمن و تسلط او بر راه كارهاي خودي , و همچنين با توجه به لو رفتن عمليات و وجود استحكامات پيچيده و فراوان دشمن كه موجب عدم كندي پيشروي نيروهاي خودي شده , قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) را واداشت تا به منظور كاهش تلفات خودي , پايان عمليات را اعلام نمايد. در اين عمليات بيش از 2500 نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي و 113 نفر اسير گرديدند , همچنين 501 تن از نيروهاي خودي شهيد , 7313 تن زخمي و 3116 تن مفقود شدند .
جهان و عمليات والفجر مقدماتي
همزماني عمليات والفجر مقدماتي با سالروز پيروزي انقلاب اسلامي و همچنين برگزاري اجلاس سران كشورهاي غيرمتعهد (كه قرار بود در بغداد برگزار شود , ولي بدليل فشار جمهوري اسلامي ايران مكان برگزاري اجلاس به هند تغيير يافت ) و عدم موفقيت كامل عمليات بهانه اي بدست رسانه هاي گروهي مخالفين انقلاب اسلامي داد تا در محورهاي تبليغاتي و تحليل هاي خود با زير سوال بردن اصل جنگ تا حد امكان به تقويت مواضع رژيم بعثي اقدام نمايند. انعكاس پي در پي اطلاعيه هاي نظامي عراق و اعلام حمايت سران كشورهاي عربي و غربي از رژيم صدام وجوسازي هاي سنگين تبليغاتي , از جمله مواردي مي باشد كه در جنگ رواني تاثيرگذار بود و دشمن از آن بي نهايت استفاده كرد. در مجموع سعي تمام رسانه هاي بيگانه به فشار جمهوري اسلامي ايران به منظور تجديدنظر در مواضع جمهوري اسلامي ايران و موافقت با پيشنهادات رژيم بعثي در خصوص صلح و آتش بس بود.
تهيه و تدوين : مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
عراق به دليل حملات پي در پي و موفق ايران در عمليات هاي دوره نخست جنگ , به طور گسترده اي از نيروي جيش الشعبي استفاده كرد و با تشكيل تيپ هاي سه رقمي سازمان رزم ارتش را بسيار گسترش داد
در عمليات والفجر مقدماتي , قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) , (مشترك سپاه و ارتش ) به همراه دو قرارگاه نجف اشرف و كربلا , مراحل طرح ريزي و اجراي عمليات را به عهده داشتند

داستان كوتاه
نوبت سوم


براساس خاطره اي از شهيد « محمد موحدي راد »
چند روزي مي شد كه براي گفتن حرفي , دل دل مي كرد مي آمد پيشم مي نشست اما عوض اينكه حرفش را بزند به در و ديوار نگاه مي كرد در آخر هم عين آدمهاي شكست خورده از اتاق بيرون مي رفت چيزي ازش نمي پرسيدم مي دانستم به وقتش مرا در جريان خواهد گذاشت نمي دانم چرا اينبار خيلي طول كشيد ديگر صبرم تمام شده بود گفتم :
محمود جان چشمهاي تو , لبهاي تو مي خوان چيزي بهم بگن چرا مانعشون مي شي
گفت : دو باره شروع نكن , بي فايده است .
فهميد حرفش به جايي نمي رسد بنا را گذاشت به گريه . تحمل ديدن اشكهايش را نداشتم رو بر گرداندم طرف پنجره .
گفت : مادر چند شب پيش آقا آمد بخوابم نفهميدم كيه ولي همش مي گفت شتاب كن برو جبهه نمي زاري برم ببينم اونجا چه خبره
تا گفت آقا , برگشتم نگاهش كردم تو نگاهش دنيايي التماس بود دست و پايم به لرزه افتاده بود گفتم :
آقا ! پس بالاخره آمد!
با چشمهاي گرد شده اش فقط نگاهم مي كرد ادامه دادم :
پدرت هم نفهميد كي بود!
گفت : معلوم هست چي مي گي مادر
گفتم : از وقتي جنگ شروع شد اين كابوس رو با خودم يدك كشيدم بار اول و دوم كه رفتي جبهه زياد بهم سخت نگذشت چون مي دانستم بر مي گردي اما از وقتي آمدي و پا تو يك كفش كردي كه بايد برم بدجور دلم به شور افتاده .
همانطور با تعجب داشت نگاهم مي كرد حق هم داشت گفتم :
سه روزه بودي كه پدرت خوابي ديد تو اون خواب هم سه روزه بودي
گفت : حرف رو عوض نكن مادر من دارم از جبهه حرف مي زنم اونوقت شما از خواب بابا
پدرت مي گفت محمود را پشتم بسته بودم يك هندوانه هم تو دستم بود همينطور داشتم مي آمدم كه رسيدم به يك بيابان ديدم باغ سر سبزي وسط بيابان است آقايي هم دم در باغ ايستاده يك چراغ نقره اي هم دستش است . به در باغ كه رسيدم محمود را از پشتم باز كردم گذاشتم زمين تا هندوانه بخوريم يكهو ديدم محمود نيست !
گفتم : خدايا يك بچه سه روزه كجا مي تواند برود. خوب كه نگاه كردم ديدم وسط باغ نشسته با گلها و پروانه ها بازي مي كند دويدم آوردمش دوباره تا حواسم به هندوانه پرت شد ديدم رفته تو باغ نگاهي به دربان باغ كردم چيزي نگفت سريعتر از قبل آوردمش ولي بارسوم ...
بار سوم چي مادر
پدرت گفت : بار سوم كه رفتم بيارمش آن مرد جلوم را گرفت گفتم من پدرشم بچه ست الان مي زند گلهاي مردم را خراب مي كند
گفت : اين باغ و در و دشت رو كه مي بيني همه مال خودشه بذار هر كاري دلش مي خواد بكنه .
محمود طوري نگاهم مي كرد انگار متوجه منظورم نشده است گفتم : نمي فهمي نوبت به بار سوم رسيده من نذاشتم بري خودش آمده دنبالت !
دوباره گريه كرد لبهايش مي خنديد اما اشك از چشمانش سرازير بود , گفت :
اونوقت تو نمي خواي بچه ات بره وسط باغ با گلها و پروانه ها بازي كنه .
دلم نيامد خوشحالي اش را به هم بزنم من خنديدم و او رفت .
ث زهرا فرحي
به اهتمام معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي اداره كل بنياد شهيد و امور ايثارگران استان خراسان

معرفي كتاب
مردي زير برف




« مردي زير برف » عنوان اولين كتاب از مجموعه داستان سرداران است كه توسط نشر سينه سرخ و با حمايت نشر صرير , انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس به زينت طبع آراسته گرديد.
اين كتاب كه داستان مصور از زندگي سردار شهيد حاج محمد ابراهيم همت , فرماندهان لشگر 27 حضرت رسول (ص ) مي باشد , براي كودكان و نوجوانان توسط , مجيد ميرزايي شهرابي » تاليف شده است .
« مردي زير برف » در 16 صفحه قطع رحلي و در شمارگان پنج هزار نسخه به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديد.