روزنامه جمهوري اسلامي 15/11/1384 صفحه امام
انقلاب اسلامي , پرتوي از عاشوراي حسيني




علي معصومي (وزوايي )
حكومتي كه معاويه در راس آن قرار داشت , حكومت قدرتمندي بودكه در تاريخ اسلام نظيرش را كم تر مي يابيم . اگر به سخنان مورخان نيز در اين باره اعتنا نكنيم , به طور طبيعي و با يك محاسبه عقلي نيز در مي يابيم كه حكومت معاويه از جنبه هايي قدرتمند بود و بر اثر همين احساس بود كه معاويه دست به اقداماتي مي زد. البته نمي خواهيم در اين باره كه معاويه چگونه اين قدرت را به دست آورد و به چه شيوه اي مردم را فريب داد و آن ها را ابزار و مايه اصلي قدرت خود كرد و چرا مردم با فاصله گرفتن از ارزش ها و اصولي كه رسول اكرم بنيان نهاده بود , ابزار قدرت معاويه شدند و... بحث كنيم .
اقدامات جدي معاويه براي فتح سرزمين هاي دوردست در شرق سرزمين هاي اسلامي (از مرزهاي هند تا آسياي ميانه ) , اقدامات جنگي در آفريقا و غرب جهان اسلام , تصميم معاويه به فتح روم شرقي و فرستادن لشكر تا دروازه شهر معروف قسطنطنيه (پايتخت روم شرقي و شهر اسلامبول كنوني در تركيه ) و برخي اقدامات جنگي ديگر , نماد بيروني قدرت حكومت معاويه بود. سركوب بسيار شديد مخالفان , اجبار به لعن و سب امام علي (ع ) در منابر سرزمين هاي اسلامي , تبديل كردن نظام سياسي اسلام به يك نظام پادشاهي , گستاخي در كشتن افرادي مثل حجربن عدي وقلع و قمع كردن مخالفان با بي رحمانه ترين شكل , دستكاري در اعتقاد و باورهاي ديني مردم و ايجاد فرقه ها و گرايش هايي كه حكومت معاويه را توجيه ديني مي كرد , خارج كردن اموال عمومي از حالت بيت المال و تبديل كردن آن به اموال شخصي امويان , تبليغ و ترويج فرهنگ دوره جاهلي و تعصبات نژادي وقبيله اي , دگرگون كردن روش زندگي حاكمان و بنيان نهادن زندگي به روش اشرافي و.. از ديگر نمادهايي است كه قدرت حكومت معاويه را نشان ميدهد , زيرا اگر او قدرتي نداشت و يا اينكه احساس قدرت نمي كرد , به اين كارهاي خطرناك دست نمي زد و با احتياط عمل مي نمود.
معاويه در رجب سال 60 هجري پس از 19 سال و سه ماه حكومت , به جهنم رفت و حكومتي را كه در اوج قدرت بود , به فرزندش يزيد سپرد. بنابراين , هنگامي كه يزيد به قدرت رسيد , هم حكومتي به ظاهر اسلامي وجود داشت و هم اينكه حكومت مذكور از قدرت قابل توجهي برخوردار بود. يكي از مهم ترين نماد داخلي قدرت مندي حكومت به ظاهر اسلامي يزيد نيز همين بود كه چنان جسارتي پيدا كرد كه توانست جنايت بارترين فاجعه تاريخ اسلام را مرتكب شود و با ابزار قرار دادن جمع كثيري از مردم و يا اينكه با تحميل سكوت و سكون بر آن ها , فرزند رسول خدا و ياران او را كه از بهترين و قدسي ترين انسان ها بودند , به شهادت برساند.
گر چه قدرت ظاهري حكومت يزيد قابل توجه بود , ولي به اين دليل كه حكومت مذكور , مشروعيتي نداشت و از معيارها و اصول اساسي دين اسلام كاملا فاصله گرفته بود , امام حسين عليه السلام بدون توجه به قدرت ظاهري حكومت يزيد , به پاخاست تا بنياد حكومت ستمگران را ويران كند. و نظامي مبتني بر اصول ناب ديني برقرار نمايد و ارزش هايي مثل عدالت و... را كه كاملا به فراموشي سپرده شده بود , احيا كند.
از قيام امام حسين (ع ) عليه حكومت به ظاهر ديني و به ظاهر قدرتمند يزيد , اين نتيجه به دست مي آيد كه آن حكومتي مشروع وقابل دفاع است كه محتواي اسلامي داشته باشد و ارزش ها و اصول ديني به طور عملي و ملموس , بر رفتار و سياست هاي اهل حكومت وقدرت حاكم باشد , زيرا اگر صرفا ادعاهايي مطرح گردد و تبليغات و مردم فريبي هايي صورت بگيرد و از جوهره دين خبري نباشد , ديگر آن حكومت , قابل پذيرش نيست و هر قدر هم كه قدرت داشته باشد , كنار آمدن با آن نمي تواند قابل دفاع باشد. امام خميني هم در قيام عليه رژيم شاه , دقيقا مثل امام حسين (ع ) رفتار كرد. امام خميني بر خلاف بعضي افراد كه همواره قدرت ظاهري رژيم شاه و همچنين « تنها شاه شيعه بودن » او را بهانه اي براي مبارزه نكردن با آن رژيم ميدانستند , با صراحت و قاطعيت تمام اعلام كرد كه رژيم شاه به دليل تضاد با اصول و تعاليم اسلامي , مشروعيتي ندارد و ادعاهاي ظاهري آن رژيم و قدرت ظاهري اش , تكليف مبارزه را از دوش ملت مسلمان ايران برنمي دارد. در واقع امام خميني به تبعيت از امام حسين عليه السلام , با رژيم ستمگري كه هيچ اصلي از اصول بنيادين دين را رعايت نمي كرد و به شيوه هاي مختلف نيز با دين مبارزه مي كرد ولي با برخي كارهاي ظاهري و ادعاهاي خنده آور , خود را شاه شيعيان مي دانست , مبارزه كرد و انقلاب بزرگي را به ثمر رساند. به همين دليل است كه امام خميني مي فرمايد : انقلاب اسلامي ايران پرتوي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است 1.
يكي از عواملي كه سبب موفقيت امام خميني در ثمررساندن انقلاب اسلامي شد اين بود كه وي پيش از هر چيز نوع نگرش به قيام عاشورا و حماسه كربلا را تغيير داد و آن را از حالتي كه موجب ركود و بي توجهي به اهداف و انگيزه هاي قيام عاشورا بود , بيرون آورد. به عبارت ديگر , امام خميني نگرش سياسي به حماسه كربلا را به شكلي احيا كرد كه با روح قيام عاشورا همخواني داشته باشد و به قيام مذكور صرفا از بعد عاطفي و انجام مجموعه اي از مراسم بي هدف , عادتي و سرگرم كننده نگريسته نشود و آن حماسه بزرگ از زاويه جبرگرايي مورد تجزيه و تحليل قرار نگيرد. به همين دليل , امام خميني مي فرمود :
امام حسين (ع ) مي دانست چه مي كند و كجا مي رود و هدفش چيست 2. امام حسين (ع ) با فداكاري بي نظير و نهضت الهي خود واقعه بزرگي را به وجود آورد كه كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات داد3.... مجلس عزا , نه براي اين است كه گريه بكنند براي سيدالشهدا و اجر ببرند , البته براي اين هم هست , بلكه مهم آن جنبه سياسي است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد4... امام حسين (ع ) آمده بود حكومت هم مي خواست بگيرد و اين يك فخري است و آن هايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيدالشهدا(ع ) براي حكومت نيامده , خير , اين ها براي حكومت آمدند...5 امام حسين (ع ) مسلم را فرستاد تا مردم را دعوت كند به بيعت تا حكومت اسلامي تشكيل بدهند6... اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براي سيدالشهدا , نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه ها دارد و نه اين گريه خودش في نفسه يك كاري از آن مي آيد. جنبه سياسي اين مجالس بالاتر از همه جنبه هاي ديگري است كه هست 7... اهل منبر ايدهم الله تعالي كوشش كنند در اين كه مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامي و مسائل سياسي اسلامي ...8 امام حسين (ع ) تصريح مي كند كه اگر كسي ببيند كه حاكم جائري در بين مردم حكومت مي كند , ظلم به مردم مي كند , بايد مقابلش بايستد و جلوگيري كند هر قدر كه مي تواند9.
همين نمونه ها نشان مي دهد كه چگونه امام خميني به احياي نگرش صحيح به حماسه عاشوراي حسيني همت داشت و سعي مي كرد قيام امام حسين (ع ) به خوبي درك شود و ملل مسلمان هماهنگ با درك درستي كه از اين قيام به دست مي آورند , در راه عزت جوامع اسلامي بكوشند و با بركنار كردن ستمگران و استعمارگران , بارقه اي از حماسه كربلا را بر جوامع اسلامي بتابانند و با تشكيل دادن حكومت هاي عدل اسلامي در ميان ملل و جوامع اسلامي , بستر اصلي سعادت مسلمانان را فراهم آورند , يعني همان كاري كه در ايران به رهبري امام خميني انجام گرفت و نه تنها مسير تاريخ كشور ما را تغيير داد بلكه همه جهان , به ويژه جوامع اسلامي را متاثر كرد.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 17 , ص 482
2 ـ همان , جلد 17 , ص 44
3 ـ همان , جلد 8 , ص 9 و10
4 ـ همان , جلد 16 , ص 346
5 ـ همان , جلد 21 , ص 3
6 ـ همان , جلد 2 , ص 373
7 ـ صحيفه نور , جلد 13 , ص 153 و 154
8 ـ همان , ص 158
امام حسين عليه السلام بدون توجه به قدرت ظاهري حكومت يزيد , به پاخاست تا بنياد حكومت ستمگران را ويران كند و نظامي مبتني بر اصول ناب ديني برقرار نمايد و ارزش هايي مثل عدالت و... را كه كاملا به فراموشي سپرده شده بود , احيا كند
امام خميني دقيقا مثل امام حسين (ع ) رفتار كرد. امام خميني بر خلاف بعضي افراد كه همواره قدرت ظاهري رژيم شاه و همچنين « تنها شاه شيعه بودن » او را بهانه اي براي مبارزه نكردن با آن رژيم مي دانستند , با صراحت و قاطعيت تمام اعلام كرد كه رژيم شاه به دليل تضاد با اصول و تعاليم اسلامي , مشروعيتي ندارد و ادعاهاي ظاهري آن رژيم و قدرت ظاهري اش , تكليف مبارزه را از دوش ملت مسلمان ايران برنمي دارد. در واقع امام خميني به تبعيت از امام حسين (ع ) , با رژيم ستمگري كه هيچ اصلي از اصول بنيادين دين را رعايت نمي كرد و به شيوه هاي مختلف نيز با دين مبارزه مي كرد ولي با برخي كارهاي ظاهري و ادعاهاي خنده آور , خود را شاه شيعيان مي دانست , مبارزه كرد و انقلاب بزرگي را به ثمر رساند. به همين دليل است كه امام خميني مي فرمايد : انقلاب اسلامي ايران پرتوي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است
يكي از عواملي كه سبب موفقيت امام خميني در ثمررساندن انقلاب اسلامي شد اين بود كه وي پيش از هر چيز نوع نگرش به قيام عاشورا و حماسه كربلا را تغيير داد و آن را از حالتي كه موجب ركود و بي توجهي به اهداف و انگيزه هاي قيام عاشورا بود , بيرون آورد. به عبارت ديگر , امام خميني نگرش سياسي به حماسه كربلا را به شكلي احيا كرد كه با روح قيام عاشورا همخواني داشته باشد و به قيام مذكور صرفا از بعد عاطفي و انجام مجموعه اي از مراسم بي هدف , عادتي و سرگرم كننده نگريسته نشود و به آن حماسه بزرگ از زاويه جبرگرايي مورد تجزيه و تحليل قرار نگيرد
امام خميني :
امام حسين (ع ) مي دانست چه مي كند و كجا مي رود و هدفش چيست . امام حسين (ع ) با فداكاري بي نظير و نهضت الهي خود واقعه بزرگي را به وجود آورد كه كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات داد. مجلس عزا , نه براي اين است كه گريه بكنند براي سيدالشهدا و اجر ببرند , البته براي اين هم هست , بلكه مهم آن جنبه سياسي است كه ائمه مادر صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد. امام حسين (ع ) آمده بود حكومت هم مي خواست بگيرد و اين يك فخري است و آن هايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيدالشهدا(ع ) براي حكومت نيامده , خير , اين ها براي حكومت آمدند