روزنامه جمهوري اسلامي 15/11/1384 صفحه عقيدتي

* درس ها و پيام هاي نهضت عاشورا در خطبه ها و سخنان امام حسين (ع )ـ 3
امربه معروف و نهي ازمنكر , فلسفه اصلي قيام حسيني

* محرم ; فصل اشك و عشق
عشق , عطش , عاشورا
درس ها و پيام هاي نهضت عاشورا در خطبه ها و سخنان امام حسين (ع )ـ 3
امربه معروف و نهي ازمنكر , فلسفه اصلي قيام حسيني




جايگاه , نقش , اهميت و منزلت « امربه معروف و نهي ازمنكر » وقتي بيشتر رخ مي نمايد كه آن را پيوند خورده با نهضت مقدس عاشورا و فلسفه اصلي قيام و حركت تاريخ ساز حضرت امام حسين (ع ) مي يابيم .
در نهضت عاشورا عوامل مختلفي دخالت داشتند كه مهم ترين و تاثيرگذارترين آنها امربه معروف ونهي ازمنكر است , به گونه اي كه مي توان عامل بنيادين و اساسي و به تعبيري ديگر علت العلل اين حركت تاريخي و تحول زا را همين فريضه و قانون الهي دانست .
حضرت امام حسين (ع ) به طور مستقيم و غيرمستقيم و در شرايط و مناسبت هاي مختلف به امربه معروف و نهي ازمنكر به عنوان فلسفه و علت اصلي حركت و قيام خود و مخالفت با حكومت غاصب و نامشروع بني اميه اشاره مي نمايد و به اين وسيله جايگاه و اهميت اين فريضه مقدس را مشخص مي كند و جامعه اسلامي را در پرتو تحقق همه معيارها و ضوابط آن , قابل اصلاح و روبه رشد و كمال و پيشرفت مي داند.
مهم ترين سند موجود و متقن تاريخي در اثبات اين واقعيت , متن نامه حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) به برادرش محمد حنفيه است كه در آن به صراحت و روشني , امربه معروف و نهي ازمنكر را فلسفه اصلي قيام خود معرفي مي كند.
حضرت امام حسين (ع ) در اين نامه كه به صورت وصيت در اختيار برادر خويش مي نهد , چنين مي نويسد :
به نام خداوند بخشنده و مهربان
اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه
حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند , و گواهي مي دهد كه براي خدا شريكي نيست , و شهادت مي دهد كه محمد بنده و فرستاده اوست و آئين حق « اسلام » را از سوي خدا « براي جهانيان » آورده است .
و شهادت مي دهد كه بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شك و ترديد به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد كرد.
و من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از مدينه خارج مي گردم , بلكه هدف من از اين سفر « امربه معروف و نهي ازمنكر » است , و خواسته ام از اين حركت اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا (ص ) و راه و سيره و روش پدرم علي بن ابيطالب (ع ) است .
پس هر كس اين حقيقت را از من بپذيرد و از من پيروي كند راه خدا را پذيرفته است , و هركس نفي كند و از من پيروي ننمايد , من با صبر و استقامت راه خود را در پيش خواهم گرفت تا خداوند ميان من و اين افراد حكم كند كه او بهترين حاكم است 1.
دقت در آثار ارزشمند و حياتي امربه معروف و نهي ازمنكر كه در تعاليم و معارف اسلامي « قدرت و استحكام يافتن دين » , 2 « ايجاد تكيه گاه استوار براي اهل ايمان » , 3 و « به ذلت افتادن فاسقان » 4 معرفي مي شود و امتناع و خودداري از انجام صحيح و دقيق آن « تسلط ستمگران بر جامعه » , 5 « خروج از دين » , 6 و « اعلام جنگ با خدا » 7 محسوب مي گردد , نشان مي دهد كه چرا حضرت امام حسين (ع ) فلسفه اصلي نهضت مقدس و تاريخساز خويش را اجراي اصل امربه معروف و نهي ازمنكر معرفي مي كند.
در انقلاب كربلا عوامل سه گانه اي را حاضر و نقش آفرين مي بينيم كه هر كدام در حد و جايگاه خود ارزش و اهميت مي يابند.
عامل اول , « امتناع از بيعت » است . حضرت امام حسين (ع ) از جانب عوامل حكومت اموي تحت فشار قرار گرفت تا بايزيدبن معاويه بيعت كند و تحت فرمان او در آيد.
بيعت امام حسين (ع ) با يزيد , مهر تاييدي بود بر حكومت غاصبانه او و عملكردهاي تباه و فاسد اين عنصر ناسالم و هوس باز و شرابخوار و فاسق كه نافي وحي و قرآن و تعاليم اسلام و حقانيت نبي اكرم (ص ) بود.
وقتي پيشنهاد بيعت با يزيد را به امام (ع ) مطرح مي كنند , ضمن امتناع از آن اعلام مي دارد كه باوجود يزيد و حكومت و خلافت اين عنصر فاسق اصل واساس اسلام از بين خواهد رفت .
مخالفت امام حسين (ع ) با بيعت با يزيد و خروج از مدينه براي رهايي از تعقيب و خطر دشمنان و يافتن جايگاه مناسب تر به منظور برنامه ريزي هاي اساسي نهضت , اولين عامل دخيل در قيام حسيني است .
عامل دوم , « دعوت مردم براي تشكيل حكومت » است .
مردم كوفه گردهم آمدند و با شناختي كه از عملكردهاي معاويه و ماهيت عنصري چون يزيد داشتند به اين تصميم قاطع رسيدند كه بايد از امام حسين (ع ) براي حركت به سوي كوفه و بنيان نهادن يك حكومت صالح و سالم اسلامي دعوت به عمل آورند.
اين تصميم , هزاران نامه را به سوي مكه ـ كه محل حضور امام (ع ) بود ـ سرازير كرد و به طور رسمي و با اصرار و اشتياق از حسين بن علي (ع ) درخواست شد كه به سوي كوفه حركت نمايد و امامت و رهبري و خلافت را به دست گيرد.
عامل سوم , « امربه معروف و نهي ازمنكر » است .
اين عامل , در مقايسه با دو عامل ديگر , جايگاهي والاتر و منزلتي بالاتر و نقش و اهميتي حياتي تر دارد و بايد گفت علت العلل اين نهضت تاريخي محسوب مي شود. زيرا اگر دو عامل « امتناع از بيعت » و « دعوت براي تشكيل حكومت » در نهضت حسيني دخالت و نقش نداشتند امام (ع ) بنابه وظيفه و تكليف و مسئوليتي كه در اجراي فريضه امربه معروف و نهي ازمنكر داشت قيام و حركت و نهضت خويش را آغاز مي كرد و هيچ راه و روشي بهتر از اجراي دقيق اين اصل و قانون الهي در همه ابعاد و جنبه ها نمي توانست مبارزه با فساد و تباهي و ظلم و ستيم و تحريف و بدعت و خيانت و انحراف در جامعه آن روز را به مرحله عمل درآورد.
براساس ديدگاه هاي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري « عامل امربه معروف و نهي ازمنكر » را خود امام (ع ) مكرر و با صراحت كامل و بدون آن كه ذكري از « مسئله بيعت » و « دعوت اهل كوفه » به ميان آورد , به عنوان يك اصل مستقل و يك عامل اساسي ذكر نموده و به اين مطلب استناد كرده است ... اين عامل , ارزش بسيار بسيار بيشتري از دوعامل ديگر به نهضت حسيني مي دهد. به موجب همين عامل است كه اين نهضت شايستگي پيدا كرده است كه براي هميشه زنده بماند , براي هميشه يادآوري شود و آموزنده باشد. البته همه عوامل , آموزنده هستند , ولي اين عامل آموزندگي بيشتري دارد , زيرا نه متكي به « دعوت » است , و نه متكي به « تقاضاي بيعت » . يعني اگر دعوتي از امام نمي شد حسين بن علي (ع ) به موجب « قانون امربه معروف و نهي ازمنكر » نهضت مي كرد. اگر هم تقاضاي بيعت از او نمي كردند , باز ساكت نمي نشست . موضوع خيلي فرق مي كند و تفاوت پيدا مي شود.
به موجب عامل اول , چون مردم كوفه دعوت كردند و زمينه پيروزي صدي پنجاه يا كمتر آماده شده است , امام حركت مي كند. چنانچه مردم كوفه دعوت نمي كردند , حسين (ع ) از جاي خود تكان نمي خورد! به موجب عامل دوم از امام بيعت مي خواهند و مي فرمايد با شما بيعت نمي كنم . يعني اگر تنها اين عامل مي بود , چنانچه حكومت وقت از حسين (ع ) بيعت نمي خواست , او با آنها كاري نداشت , مي گفت شما با من كار داريد , من كه با شما كاري ندارم , شما از من بيعت نخواهيد , مطلب تمام است ! پس به موجب اين عامل , اگر آنها تقاضاي بيعت نمي كردند , اباعبدالله هم آسوده و راحت بود , سرجاي خود نشسته بود , حادثه و غائله اي به وجود نمي آمد!
اما به موجب عامل سوم « امربه معروف و نهي ازمنكر » حسين (ع ) يك مرد معترض و منتقد است , مردي است انقلابي و قيام كننده , يك مرد مثبت است , ديگر انگيزه ديگري لازم نيست . همه جا را فساد گرفته , حلال خدا حرام , و حرام خدا حلال شده است . بيت المال مسلمين در اختيار افراد ناشايسته قرار گرفته و در غير رضاي خدا مصرف مي شود و پيغمبر اكرم فرمود : هركس چنين اوضاع و احوالي را ببيند و در صدد دگرگوني آن نباشد , در مقام اعتراض برنيايد , شايسته است (و ثابت است در قانون الهي ) كه خدا چنين كسي را به آنجا ببرد كه ظالمان , جابران , ستمگران و تغييردهندگان دين خدا مي روند , و سرنوشت مشترك با آنها دارد. به گفته جدش استناد مي كند كه در چنين شرايطي كسي كه مي داند و مي فهمد و اعتراض نمي كند , با جامعه گنهكار خود سرنوشت مشترك دارد . » 8
به اين ترتيب , عنصر امربه معروف و نهي ازمنكر در انقلاب مقدس كربلا نقش اول و بنيادين و تعيين كننده ايفا مي كند و علت العلل قيام و نهضت حسيني محسوب مي شود و همه اصلاحات و نيكي ها و صلاح و پاكي وشرف و عزت وآزادگي و عدالت ها در پرتو اين قانون الهي تحقق مي يابند و بيراهه هاي فساد و تباهي و انحطاط و انحراف و ظلم و ستم و تبعيض و خيانت و تحريف و بدعت با اجراي دقيق اين فريضه بزرگ مسدود مي شوند.
جامعه امروز ما , بايد با توجه به فلسفه و علت العلل بودن امربه معروف و نهي ازمنكر در نهضت مقدس عاشورا به اين بينش ژرف و عميق دست يابد كه وقتي انقلاب و حركت تاريخ ساز و جاودانه اي چون قيام مقدس حضرت امام حسين (ع ) با اين فريضه بزرگ پيوند مي يابد و آغاز مي شود و به انجام مي رسد و ماندگار مي گردد , نبايد از جايگاه والا و شريف و منزلت و نقش حياتي اين قانون الهي غفلت ورزد و به سهولت و آساني از كنار آن بگذرد و به آثار ارزشمند و جامع آن نينديشد و با تلاش هاي علمي وعملي در مسير اجرا و تحقق آن حركت ننمايد.

پاورقي :
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) , به كوشش محمد دشتي , موسسه انتشارات مشهور , ص 570 و 571
2 ـ غررالحكم , ج 2 , ص 518
3 ـ همان منبع , ص 258
4 ـ همان منبع
5 ـ نهج البلاغه , نامه 47
6 ـ فروع كافي , ج 5 , ص 59
7 ـ ثواب الاعمال , شيخ صدوق (ره ) , ص 582
8 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ج 2 , صفحات 38 , 42 و 43
دقت در آثار ارزشمند و حياتي امر به معروف و نهي از منكر كه در تعاليم و معارف اسلامي « قدرت و استحكام يافتن دين » , « ايجاد تكيه گاه استوار براي اهل ايمان » , و « به ذلت افتادن فاسقان » معرفي مي شود و امتناع و خودداري از انجام صحيح و دقيق آن « تسلط ستمگران بر جامعه » , « خروج از دين » و « اعلام جنگ با خدا » محسوب مي گردد , نشان مي دهد كه چرا حضرت امام حسين (ع ) فلسفه اصلي نهضت مقدس و تاريخساز خويش را اجراي اصل امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي كند
عامل امر به معروف و نهي از منكر در مقايسه با عوامل ديگري كه در نهضت عاشورا نقش داشتند , جايگاهي والاتر و منزلتي بالاتر و نقش و اهميتي حياتي تر دارد و علت العلل اين حركت تاريخي محسوب مي شود. زيرا اگر عواملي چون « امتناع از بيعت » و « دعوت براي تشكيل حكومت » در نهضت حسيني دخالت و نقش نداشتند امام (ع ) بنابه وظيفه و تكليف و مسئوليتي كه در اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر داشت قيام و حركت و نهضت خويش را آغاز مي كرد
جامعه امروز ما , بايد با توجه به فلسفه و علت العلل بودن امر به معروف و نهي از منكر در نهضت مقدس عاشورا به اين بينش ژرف و عميق دست يابد كه وقتي انقلاب و حركت تاريخساز و جاودانه اي چون قيام مقدس حضرت امام حسين (ع ) با اين فريضه بزرگ پيوند مي يابد و آغاز مي شود و به انجام مي رسد كه ماندگار مي گردد , نبايد از جايگاه والا و نقش حياتي اين قانون الهي غفلت ورزد و به سهولت و آساني از كنار آن بگذرد و به آثار جامع و ارزشمند آن نينديشد و با تلاش هاي علمي و عملي در مسير اجرا و تحقق آن حركت ننمايد

محرم ; فصل اشك و عشق
عشق , عطش , عاشورا




محرم , بهار غم شيعه است , بهاري به رنگ سياه عزا , با بيرقهاي سبزولايت وگلواژه هاي سرخ شهادت . با گلهاي محمدي پرپر; گلهايي كه دلها را بلبل شيدايي خود مي كند و نغمه ها را حسيني مي نمايد. محرم , هم پنجره غم را به سوي خانه دل مي گشايد و هم درغ عشق و عروج آسمان را براي اهل زمين باز مي كند. هم اشك از ديده سر مي گيرد و هم بينايي به ديده دل مي دهد.فصل سوختن جسم و ساختن جان است . صورت را در غم , چون برگ زرد پائيزي مي كند وسيرت را در عشق چون جوانه هاي سبز بهار مي نمايد. محرم , فصل به دوش گرفتن عبلبم الم و پرچم پاكي است , فصل به دست گرفتن زنجير عزا ودرآوردن زنجير زور و زر از پاي عقل و دل است ; فصل سياه پوش كردن جسم و سفيدپوش كردن و نوراني كردن روح مي باشد.
محرم , دل را آتش مي زند , اما آتشي كه از آب , حيات بخش تراست . محرم , به جان ; جنون ميدهد , اما جنوني كه خود چشمه عقل و انديشه است . محرم , زمان حركت دادن دسته دل به سوي خيمه هاي حسين ـ عليه السلام ـ است , همان خيمه ها كه با همه كوچكي اش , بزرگتر از وسعت تاريخ مي باشد ومحرم , بهار اندوه و عرفان است , با دلهايي كه چون غنچه مي گيرند و روحهايي كه چون شكوفه , تبسم سفيدسلوك دارند.
آري ! اين فصل , فصل ديگري است , فصل وصل است , فصل پرپر شدن وپرگرفتن , فصل بال بال زدن وبال گرفتن و بالا رفتن , فصل عشقهاي عاشورايي , همان عاشورا كه : گل سر سبد عالم عرفان است , همان عاشورا كه قلب محرم مي باشد و هنوز با تپيدن خود خون آزادگي را در رگهاي زندگي جاري مي كند. محرم , فصل اشك و عشق است , فصلي كه اهل دل تا اربعين سالار شهيدان , چله نشين حسينيه ثارالله هستند. فكرشان با حسين (ع ) و ذكرشان « يا حسين (ع ) » است . آنان با اشك شور وضو مي گيرند تانماز شيرين محبت بخوانند و با سير در سوختن , سلوك ثاراللهي را از حضرت دوست , جل و علا ـ مي طلبند.
ث حسين صنعت پور اميري