روزنامه جمهوري اسلامي 13/11/1384 صفحه مقالات

حجت الاسلام پورسيدآقايي : « مهدويت » رويكرد آينده بشريت است
* گفتمان « مهدويت » در انديشه سياسي امام خميني
حجت الاسلام پورسيدآقايي : « مهدويت » رويكرد آينده بشريت است


قويترين رويكرد آينده بشريت , بحث مهدويت است , مسئله مهدويت و امام زمان (عج ) رمز هويت جهان اسلام است . حجت الاسلام پور سيد آقايي مدرس حوزه علميه قم با بيان اين مطلب در جلسه درس اخلاق مدرسه عالي نواب گفت : متاسفانه غفلت گسترده اي در دنياي امروز و در بين سياستمداران و نخبگان ما رواج يافته كه بايد جبران شود.
وي اظهار داشت : بدون شك تمام سعي و تلاش شيطان اين است كه بحث مهدويت و آموزه هاي منجي گرايي , موضوع اول جامعه جهاني نشود زيرا خداوند ظهور امام زمان (عج ) را همزمان با مرگ شيطان قرار داده است .
به گزارش خبرگزاري مهر وي با بيان اينكه مسئله مهدويت در سطح دانشگاه ها و محافل روشنفكري نيز مورد غفلت واقع شده است , گفت : شايد يك دليل غفلت ما از اين موضوع اين باشد كه به اهميت مطلب اشراف كامل نداريم و به اين نكته نيز پي نبرده ايم كه مهدويت چقدر مهم است و بي دليل مسائل حاشيه اي برايمان اهميت يافته است .
پور سيد آقايي با يادآوري اينكه بحث ولايت , مكمل دين و متمم همه نعمتهاست و دين مورد رضايت خداوند ديني است كه ولايت مدار باشد , گفت : از صدر اسلام تاكنون چندين هزار روايت در رابطه با مهدويت بيان شده و دردين اسلام هيچ مسئله اي تا اين اندازه با اهميت نبوده است .
مدرس حوزه علميه قم افزود : مهدويت حكم انرژي هسته اي را دارد كه در دست شيعه است و متاسفانه از اين انرژي در حد روشن كردن يك لامپ سود برده ايم در حاليكه اين انرژي مي تواند جهاني را روشن كند.
وي با بيان اينكه قوي ترين رويكرد آينده بشريت بحث مهدويت است اظهار داشت : بايد در همه حال به ياد امام زمان (عج ) بود نه فقط زمان دلگرفتگي يا ايامي خاص .
پور سيد آقايي در پايان گفت : مهدويت مي تواند تمام تئوري هاي عالم را كنار بزند و بايد با تمام وجوددر خدمت اين امر بود.

گفتمان « مهدويت » در انديشه سياسي امام خميني




احمد اكبري
قسمت اول
« زمين از ظلم و جور پر مي شود , و چون پر شد; خدا مردي را كه اسم وي اسم من و اسم پدرش اسم پدر من است , برمي انگيزد; تا آن را از عدل و انصاف پر كند. چنانچه از ظلم و جور پر شده است . اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نماند , خدا آن روز را طولاني كند , تا در اثناي آن روز , مردي را از خاندان من برانگيزد , .... تا زمين را همچنانكه از ظلم و جور پر شده است , از انصاف و عدالت پر كند . » (1 )
در سيره نظري و عملي امام خميني تمسك به « كتاب » و « سنت » در استقرار و تثبيت « ارزش هاي الهي » اساسي ترين نقش را دارد. در « قيام اصلاحي » امام , پيامبران بزرگ الهي مانند حضرت ابراهيم (ع ) , حضرت موسي (ع ) , حضرت عيسي (ع ) و حضرت خاتم الانبيا(ص ) و همچنين اوصيا و ائمه اطهار ـ سلام الله عليهم اجمعين ـ در مسير استقرار دين خدا جان هاي عزيز خود را فدا نموده اند.
در پايان تاريخ پر فراز و نشيب جامعه بشري , آخرين ذخيره الهي , قائم آل محمد(ص ) نيز براي اقامه چنين فريضه اي مهم به امر خدا در حال غيبت به سر مي برند , و هرگاه خدا اراده كند , ايشان نيز براي اقامه « حكومت عدل الهي » قيام خواهند نمود.
در راستاي تبيين مفهوم صحيح مقوله « گفتمان مهدويت » از ديدگاه شخصيت هاي تاثيرگذار در تاريخ تشيع , ديدگاههاي امام خميني به عنوان چراغي روشنگر براي تداوم بخشي به آرمان هاي آن سفير الهي فراروي پيروان راستين پيغمبر اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت قرار دارد. بيانات و اشارات آن نايب امام راهنماي مناسبي براي شيفتگان و عاشقان حضرت مهدي (ع ) مي باشد. از اين رو بخشي از سخنان ايشان را در اين نوشتار بازگو نماييم , تا انشاالله بدينوسيله يك بار ديگر مروري بر انديشه هاي تابناك بنيانگذار انقلاب اسلامي به عنوان زمينه ساز « عصر ظهور منجي عالم بشريت » بعمل آيد.
امام خميني در يكي از بيانات شان « عصر ظهور منجي عالم بشريت » را مورد توجه قرار داده و دست به دعا برداشته و از درگاه باري تعالي چنين مسئلت مي نمايند :
« از خداوند تعالي مسئلت مي كنم كه ظهور ولي عصر(ع ) را نزديك فرمايد و چشم هاي ما را به جمال مقدسش روشن نمايد. ما همه انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم . انتظار فرج , انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم , تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند , و مقدمات ظهور انشاالله تهيه بشود » . (2 )
با توجه به اعتقاد قطعي شيعه اثني عشريه و تمامي مذاهب اسلامي و حتي مذاهب و مكاتب , مكاتب ديني غيراسلامي از قبيل مسيحيت , در آخرالزمان شخصيتي الهي براي برپايي « عدالت » و در نتيجه استقرار « ارزش هاي الهي » در گستره جهاني با تمامي ابعاد آن ظهور خواهند نمود , از اين قيام الهي به عنوان « گفتمان مهدويت » تعبير مي شود.
مثلا از اين حركت تاريخي در نزد مسيحيان و آيين مسيحيت تحت عنوان « مسيح گرايي » چنين تعريف بعمل آمده است :
« اين واژه مسيح گرايي از نام عيسي مسيح (ع ) گرفته شده و بيانگر اعتقاد و گرايش به مسيح (ع ) يعني كسي كه به عنوان پيام آور از طرف خدا مي آيد , و يا اعتقاد به رستگاري بشر از طريق ظهور يك منجي است . در معناي وسيع تر , اشاره به جنبش هاي مسيحايي يا نجات بخشانه است كه توسط شخصي رهبري مي شود , كه يا مدعي مسيح و نجات بخش بودن , و يا مدعي ماموريت داشتن از جانب مسيح است .
منجي باوري , هر نوع جنبش اجتماعي يا سياسي شبيه نمونه هاي مذهبي با تاكيد بر رهبري , الهام يا شور و شوق يا تصويري از سرزمين موعود است . چنان جنبش هايي معمولا شامل عناصري از هزاره باوري و حتي هيستري جمعي است و گرايش آنها نيز به استفاده از انبوه خلق يا خيل توده هاست , تا تاسيس نهادها . » (3 )
و يا شهيد مطهري در تبيين و توصيف « قيام اصلاحي » حضرت مهدي (ع ) از ديدگاه شيعه مي فرمايند :
« انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل .... گسترش جهاني ايمان اسلامي , استقرار كامل و همه جانبه ي ارزش هاي انساني , تشكيل مدينه فاضله و جامعه ي ايده آل .... بوسيله شخصيتي مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر اسلامي از او به مهدي تعبير شده است .
اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني انساني در زبان روايات اسلامي « انتظار فرج » خوانده شده است .... انتظار و آرزو و اميد و دلبستن به آينده دو گونه است : انتظاري كه سازنده و نگه دارنده است , تعهدآور است , ... و انتظاري گناه است , ويرانگر است , اسارت بخش است . فلج كننده است و نوعي اباحيگري بايد محسوب گردد . » (4 )
مشخصات انتظار بزرگ
1 ـ خوشبيني به آينده بشريت .
2 ـ پيروزي نهايي صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادي و صداقت بر زور و استكبار و ظلم و اختناق .
3 ـ حكومت جهاني واحد .
4 ـ عمران تمام زمين در حدي كه نقطه خراب و آباد ناشده باقي نماند.
5 ـ بلوغ بشريت به خردمندي كامل .
6 ـ حداكثر بهره گيري از مواهب زمين .
7 ـ برقراري مساوات كامل ميان انسان ها در امر ثروت .
8 ـ منتفي شدن كامل مفاسد اخلاقي از قبيل زنا , ربا , شرب خمر , خيانت , ... و خالي شدن روان ها از عقده ها و كينه ها.
9 ـ منتفي شدن جنگ و برقراري صلح و صفا و محبت .
10 ـ سازگاري انسان و طبيعت . (5 )
گاهي از اين حركت قطعي الهي به نام « احياگري » و چنين شخصيتي « محيي دين » معرفي شده است . در اين زمينه نيز شهيد مطهري مي فرمايند :
« مقصود از احيا , احيا خود دين نيست بلكه احياي فكر ديني است , يعني احيا طرز تفكر ما درباره دين . به عبارت ديگر شستشوي مغزها و ذهن هاي ما , زيرا كه دين به منزله آبي صاف است كه در حوضي كثيف , پر از لجن ريخته شده باشد كه آن كثافت ها و لجن ها آب را در آن حوض كثيف مي كند و بلكه بر كثافت آن مي افزايد.
و حتي آنچه درباره مهدي موعود سلام الله عليه و عجل الله تعالي فرجه آمده , كه دين را تجديد مي كند , اين است كه طرز تفكر مردم را درباره دين عوض مي كند و اضافات و زيادات و نقصانات را از بين مي برد و اصل دين را ظاهر مي كند . » (6 )
البته چنانكه بيان شد , دو تفسير و برداشت كلي مثبت و منفي در خصوص « انتظار فرج » و « مهدويت » وجود دارد. همچنين در اين رابطه ديدگاه مقام معظم رهبري را به شرح ذيل مورد توجه قرار مي دهيم :
« (انتظار منفي ) كساني كه مغرض يا نادان بودند , اينطور به مردم ياد داده بودند كه انتظار يعني اينكه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحي دست بكشيد و منتظر بمانيد تا صاحب عصر و زمان , خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد! انقلاب (اسلامي ) اين منطق و معناي غلط و برداشت باطل را , يا كمرنگ كرد و يا از بين برد.
.... انتظار مومن (انتظار مثبت ) يعني اينكه تفكر الهي ـ اين انديشه روشني كه وحي بر مردم عرضه كرده است يك روز سراسر زندگي بشر را فراخواهد گرفت , .... « ما منتظريم » يعني اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيري ـ اين دنيايي كه بوسيله دشمنان خدا و شياطين , از ظلمات جور و طغيان و ضعيف كشي و نكبت حاكميت ستمگران و زورگويان پر شده است ـ.... يك روز به جهاني تبديل خواهد شد كه در آن انسانيت و ارزش هاي انساني محترم است . » (7 )
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون . (8 )
و خواستيم بر كساني كه در زمين فرو دست شده بودند , منت نهيم و آنان را پيشوايان مردم گردانيم , و ايشان را وارث زمين كنيم , و در زمين قدرت شان دهيم و از طرفي به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند , بنمايانيم .
علامه طباطبايي مصداق تام آيه شريفه را حكومت قائم آل محمد دانسته و مي فرمايند :
« آنچه از همه مطالب برآمد , اين شد كه خداي سبحان به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي دهند , وعده مي دهد كه بزودي جامعه اي براي شان تكوين مي كند , كه جامعه به تمام معنا صالح باشد. و از لكه ننگ كفر و نفاق و فسق پاك باشد , زمين را ارث برد و در عقايد افراد آن و اعمال شان جز دين حق , چيزي حاكم نباشد , ايمن زندگي كنند , ترسي از دشمن داخلي يا خارجي نداشته باشند , از كيد نيرنگ بازان , و ظلم ستمگران و زورگويي زورگويان آزاد باشند.
و اين مجتمع طيب و طاهر با صفاتي كه از فضيلت و قداست دارد , هرگز تاكنون در دنيا منعقد نشده , و دنيا از روزي كه پيامبر(ص ) مبعوث به رسالت گشته تاكنون , چنين جامعه اي به خود نديده . ناگزير اگر مصداقي پيدا كند , در روزگار مهدي (ع ) خواهد بود چون اخبار متواتري كه از رسول خدا(ص ) و ائمه طاهرين عليهم السلام در خصوصيات آن جناب وارد شده , از انعقاد چنين جامعه اي خبر مي دهد . « (9 )
نكات اساسي ديدگاه امام خميني
الف ـ انتظار فرج و فلسفه غيبت قائم آل محمد(ع )
1 ـ حقيقت انتظار فرج و فلسفه غيبت قائم آل محمد(ع )
كعبه معظمه يكتا مركز شكستن .... بت هاست . ابراهيم خليل در اول زمان , و حبيب خدا محمد مصطفي (ص ) و فرزند عزيزش مهدي موعود(ع ) ـ روحي فداه ـ در آخر زمان ـ از كعبه نداي توحيد سر دادند و مي دهند , .... مهدي منتظر(ع ) در لسان اديان و به اتفاق مسلمين از كعبه نداي توحيد سر مي دهد و بشريت را به توحيد مي خواند ما بايد از آنها تبعيت كنيم .... تا حج خليل الله و حبيب الله (ص ) و ولي الله مهدي عزيز(ع ) را به جا آوريم . » (10 )
قضيه غيبت حضرت صاحب (ع ) قضيه مهمي است كه به ما مسائلي مي فهماند. منجمله اينكه براي يك همچو كار بزرگي كه در تمام دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا بشود , در تمام بشر نبوده , كسي الا مهدي موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداي تبارك و تعالي او را ذخيره كرده است , براي بشر.
هر يك از انبيا كه آمدند , براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود , كه اجراي عدالت را در همه ي عالم بكنند , لكن موفق نشدند. حتي رسول ختمي (ص ) كه براي اصلاح بشر آمده بود و براي اجراي عدالت آمده بود.... باز در زمان خودشان موفق نشدند , به اين معنا.
و آن كسي كه به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد , نه آن هم اين عدالتي كه مردم عادي مي فهمند , كه فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد. بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت ; انسان اگر هر انحرافي پيدا كند , انحراف عملي , انحراف روحي , انحراف عقلي , برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش .
اين ايجاد عدالت است در انسان اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد , از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد , اين عدالت در او تحقق پيدا كرده است . اگر در عقايد يك انحرافاتي و كجي هايي باشد , برگرداندن آن عقايد كج به يك عقيده صحيح و صراط مستقيم , اين ايجاد عدالت است , در عقل انسان .
در زمان ظهور مهدي موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداوند ذخيره كرده است , او را از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين , اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود (عليه السلام ) بوده است كه تمام عالم را , عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چيزي كه انبيا موفق نشدند , به آن .
با اينكه براي آن خدمت آمده بودند , خداي تبارك و تعالي ايشان را ذخيره كرده است كه همان معنايي كه همه انبيا آرزو داشتند , لكن موانع اسباب اين شد , كه نتوانستند اجرا بكنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند , به دست اين بزرگوار اجرا بشود. اينكه خدا اين بزرگوار را طول عمر داده , خداي تبارك و تعالي براي يك همچو معنايي , ما از آن مي فهميم كه در بشر كسي نبوده است , ديگر.
قابل يك معنايي نبوده است و بعد از انبيا كه آنها هم بودند , لكن موفق نشدند , كسي بعد از انبيا و اولياي بزرگ , پدران حضرت موعود , كسي نبوده است , كه بعد از اين , اگر مهدي موعود(ع ) هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مي رفتند , ديگر در بشر كسي نبوده است كه اين اجرا عدالت را بكند , نمي توانسته و اين يك موجودي است , كه ذخيره شده است ; براي يك همچو مطلبي . » (11 )
همچنين ايشان نياز جامعه بشري به تعاليم انبيا و اوصيا را مورد توجه قرار داده و در اين خصوص مي فرمايند :
« رسول خاتم و قرآن براي تربيت انسان آمده است , ... اگر تربيت براي انسان نباشد , از همه حيوانات درنده تر و موذيتر است . انسان يك همچو موجودي است , كه اگر تحت تربيت صحيح واقع نشود , هيچ حيواني در عالم , هيچ موجودي در عالم , به خطرناكي اين موجود نيست . همه انبيا كه آمدند , براي تربيت اين موجود آمدند و مع الاسف موفق نشدند , به اينكه ماموريت خود را تحقق بدهند.
.... اين مقدار كمال هم كه در انسان ها هست , به تبع انبياست . اگر انبيا نيامده بودند , شايد همه مردم , الا نادري , همه شان مثل حيوانات جنگل و بدتر از او به جان هم مي افتادند.
.... و يكي از غصه هاي انبيا هم همين است كه تعليمات شان را نتوانستند به ثمر برسانند... اگر بعثت پيغمبر(ص ) هيچ ثمره اي نداشت ; الا وجود علي بن ابيطالب (ع ) و وجود امام زمان (ع ) اين توفيق بسيار بزرگي بود . » (12 )
پاورقي :
1 ـ راهنماي انسانيت , فهرست موضوعي نهج الفصاحه , مصطفي فريد تنكابني , تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1374 , ص 445
2 ـ موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (س ) , صحيفه ي امام , دوره 22 جلدي , ج 8 , تهران : 1378 , ص .374
3 ـ آقابخشي , علي , افشاري راد , مينو , فرهنگ علوم سياسي , تهران : نشر چاپار , 1379 , ص 352
4 ـ مطهري , مرتضي , قيام و انقلاب مهدي (ع ) , پنجم , تهران : صدرا , 1398 ه . ق , صص 7 ـ.5
5 ـ همان , صص 61 ـ.57
6 ـ يادداشت هاي استاد مطهري چاپ دوم , تهران : صدرا , 1379 , ص .161
7 ـ دفتر مقام معظم رهبري , حديث ولايت , ج 6 , تهران : سازمان مدارك فرهنگي النقلاب اسلامي , 1376 , صص 274 ـ.273
8 ـ قصص , 6 ـ.5
9 ـ طباطبايي , سيد حسين , تفسير الميزان , دوره ي بيست جلدي , ج 15 , مترجم : سيد محمدباقر موسوي همداني , قم : جامعه مدرسين , بي تا , ص .215
10 ـ صحيفه امام , پيشين , ج 18 , ص .87
11 ـ همان , ج 12 , صص 481 ـ.480
12 ـ همان , صص 425 ـ.423