بسم الله الرحمن الرحيم
با آغاز ماه محرم , ماه حزن محمد و آل محمد(ص ) , ماه شهادت
شهيدان كربلا , اسارت اسيران دشت نينوا و ماه پيروزي خون بر شمشير ,
رهروان نهضت حسيني و پيروان انقلاب خميني رخت عزا به تن كرده و
ايران اسلامي يكپارچه سياهپوش , آماده سوگواري ايام شهادت
اباعبدالله الحسين عليه السلام شد.
علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت و پيروان طريق آزادگي در پاي
مكتب نهضت سرور شهيدان عالم زانوي ادب به بغل گرفته و آماده
جرعه نوشي از اين اقيانوس بيكران شدند. با فرا رسيدن محرم , يك نداي
آسماني , گوش هاي خسته منتظران واقعي و دلدادگان حسيني را به خود
جلب كرد و آن هم صداي غربت عاشورايي « هل من ناصر ينصرني » امام
حسين عليه السلام بود; گويي اين ندا همچنان در زواياي تاريخ جاري است
و تا هر زمان و مكان , همه آزاديخواهان جهان را به سوي خود فرا خواند.
امام حسين (ع ) در سال 61 هجري قمري با همه موجوديت و هستي
خود و به همراه خاندان و اصحاب پاكش به فرياد اسلام رسيد و اسلام را
نجات داد. اين قيام بزرگ , راه سعادت را نمايان كرد و ابرهاي تيره ظلم و
فساد بني اميه را كه به نام اسلام در آسمان آن روز پرده كشيده بود , كنار زد و
چهره اسلام را آنچنان كه هست بر جهانيان آشكار كرد.
برهم زدن معادلات سياسي دشمنان اسلام , زدودن خواب غفلت از
مردم , رهايي از جهالت و ضلالت , برگرداندن اسلام به مسير واقعي خود , از
بركات نهضت سيدالشهدا بود كه فضيلت و بيداري را براي نسل هاي بعد به
همراه آورد. از اين رو همه مسلمانان و آزادگان جهان به امام حسين
عليه السلام و نهضت كربلا مديون هستند و به قول « گيبون » مورخ مشهور
اروپايي « در طي قرون متمادي , بشريت و سرزمينهاي مختلف , وام دار قيام
امام حسين (ع ) است كه موجب بيداري قلب خونسردترين مردم شد. »
از اين رو امروز به راي العين مشاهده مي كنيم پس از گذشت 1356 سال
از واقعه عاشورا كه قامت امام حسين عليه السلام را در كربلا به خون كشيد و
ناي حقيقت گوي او را بريد , اكنون امام حسين زنده تر از هميشه با شهادتش ,
حركتي عظيم و تحولي بزرگ را در تاريخ ايجاد كرده و آيندگان را به سوي
خود و مبارزه با يزيد و يزيديان تاريخ و احياي اسلام و انسانيت فرا
مي خواند.
اين روزها فرصت مغتنمي براي وعاظ , خطبا و مبلغين است تا از
اجتماع مردم در حسينيه ها و مساجد بهره لازم را برده و سوگواران حسيني
بويژه جوانان را با فلسفه قيام كربلا و لزوم پايبندي عملي به اين نهضت آشنا
نمايند. عاشقان نهضت حسيني و عزاداران سالار شهيدان نيز طبعا وقتي در
اين اجتماعات حضور مي يابند در پرتو معنويت درخشان مجالس سوگواري
بايد بر عمق باور و ايمان مذهبي خود افزوده و بر اين موضوع صحه بگذارند
كه قيام پرشور حسيني هنوز هم انسان ساز و آگاهي آفرين است . قطعا
عزاداران اين تعزيه بزرگ بشري بايد به اين معرفت دست يافته باشند كه
سوگواري براي امامي كه فلسفه قيامش نجات دين از پيرايه ها و جلوگيري از
انحرافات و مفاسد بود , با انجام معاصي قابل جمع نيست و نمي تواند با آن
سازگاري داشته باشد. در همين راستا مراجع و علماي عظام با تاكيد در
تبيين فلسفه قيام امام حسين (ع ) , بر پرهيز از بدعت ها و خرافه ها در
عزاداريها تاكيد كرده و خطباي گرانقدر را به پاسداري از ميراث گرانبهاي
اين مكتب آگاهي بخش توصيه كردند و حق نيز همين است كه اين چشمه
جوشان معرفت در مسير تاريخي خود از آلودگيهايي كه جهانخواران و
دنياپرستان درصدد وارد كردن به آن هستند مصون بماند و اين آب گوارا به
گونه اي زلال به آيندگان تشنه حقيقت منتقل شود.
از مناسبت هاي مهم اين هفته , آغاز بيست و هفتمين سالگرد پيروزي
انقلاب اسلامي و تقارن آن با ماه قيام و نقطه عطف ايثار و شهادت يعني
واقعه كربلاست . ناگفته پيداست كه دهه فجر انقلاب اسلامي ايران محصول
پيام محرم و نهضت امام حسين (ع ) است و اين حماسه بزرگ تاريخي , در
حقيقت , شيرازه فرهنگي و پشتوانه عظيم انقلاب ملت مسلمان ايران در
بهمن 57 بود .
نهال انقلاب اسلامي 28 سال پيش در چنين روزهايي با رهبري يك
عاشق دلداده به نهضت امام حسين (ع ) يعني امام خميني به بار نشست و
قيام خونين عاشورا را الگوي خود قرار داد. ملت مسلمان ايران نيز با الهام از
اين قيام و مكتب بزرگ ايثارگري و ظلم ستيزي , صفحات تاريخ كشور را با
خون جوانان خود آراست تا توانست بر عقبه يزيديان پيروز شود.
اكنون نيز كه اين انقلاب به تاسي از حق خواهي و شهادت طلبي امام
حسين (ع ) به پيروزي رسيده و گردنه هاي صعب العبور را با عنايات الهي و
همت مردم پشت سر گذاشته , در مسير حسيني خود نياز به دل هايي آكنده از
معنويت و قامت هايي سربلند و ايثارگر دارد تا بتواند نهضت حسيني را با
گام هايي محكم و استوار به نهضت جهاني مهدوي متصل نمايد و در اين راه
از هيچ تهديدي نهراسد.
موضوع فعاليت هسته اي ايران در اين هفته از اهميت ويژه اي در سطح
محافل سياسي غرب و بوقهاي استكباري برخوردار بود. اجلاس وزراي
خارجه كشورهاي غربي در لندن كه در آن با صدور بيانيه اي خواستار ارجاع
پرونده ايران به شوراي امنيت در اجلاس امروز شوراي حكام شدند , در
صدر خبرهاي رسانه هاي بين المللي قرار داشت . آمريكا اين بار به طور
آشكار به صحنه آمد و با علني كردن نقش خود در تعزيه گرداني سياسي
هسته اي عليه ايران اثبات كرد آنچه كه در دو سال و نيم گذشته تحت عنوان
مخالفت كشورهاي اروپايي با فعاليتهاي هسته اي ايران عنوان مي شد در
حقيقت سياستي بود كه از سوي پدربزرگ اروپائيها , يعني آمريكا , صادر
مي شد و آنها صرفا مجري اوامر كاخ سفيد در جلوگيري از دستيابي ايران به
فناوري هسته اي بومي و محروم كردن ملت ايران از حقوق مسلم خود
بوده اند. شايد غربي ها هنوز در اين خيال سير مي كنند كه اين بار هم مي توانند
با توپ و تشر و تهديد و ارعاب , ايران را از حقوق خود محروم كنند ولي
ملت مسلمان ايران هرگونه اقدام سياسي قدرتهاي سلطه گر را با قاطعيت
پاسخ خواهد گفت و داغ عقب نشيني را بر دل آنها مي گذارد. اين بار مردم و
مسئولين جمهوري اسلامي ايران خود را براي پاسخ گويي به فشارهاي غرب
و مقابله با نظام سلطه آماده كرده و اگر بنا باشد تحولي در اين زمينه صورت
گيرد , خروج ايران از پروتكل الحاقي و معاهده « ان . پي . تي »
است .
مسائل فلسطين و پيروزي شگفتي ساز جنبش حماس در انتخابات
مجلس را بايد مهمترين حادثه سياسي هفته دانست . اين رخداد به حدي
مهم و تعيين كننده بود كه بسياري از رسانه ها و محافل سياسي از آن با
تعابيري همچون « زلزله سياسي » , « شوك بزرگ » و مشابه آن نام بردند. كسب
75 كرسي از 132 كرسي مجلس فلسطين توسط جنبش حماس , كه براي
نخستين بار وارد مبارزات انتخابات مجلس شده بود تا آن حد غيرمنتظره شد
كه حتي برخي مسئولين حماس اذعان كردند انتظار اين استقبال گسترده از
سوي فلسطيني ها را نداشته اند.
واقعيت اين است كه مردم فلسطين از سياستهاي جاري حكومت
خودگردان فلسطين كه عمدتا تحت سلطه جنبش فتح بوده است ناراضي و
خشمگين هستند. بخش عمده اين نارضايتي را سياست سازشكارانه اين
حكومت در برابر صهيونيستها تشكيل مي دهد. فلسطيني ها اكنون به اين
نتيجه رسيده اند كه اين سياست در 14 سال گذشته هيچگونه دستاورد مثبتي
براي مردم فلسطين نداشته و در سايه اين خط مشي سازشكارانه ,
صهيونيستها به پيشبرد اهداف خود پرداخته اند. اكنون فلسطيني ها مي بينند
كه پس از گذشت اين مدت نه وطنشان آزاد شده و نه اينكه امنيت و آسايشي
براي آنها فراهم گرديده است . البته در كنار اين عامل مهم , رواج گسترده و
فساد در بين دولتمردان و كارگزاران حكومت خودگردان نيز در رويكرد
توده هاي فلسطيني به جنش اسلام گراي حماس موثر بوده است . براثر اين
اوضاع آشفته و نابساماني ناشي از بي كفايتي زمامداران حكومت خودگردان ,
اكنون مردم فلسطين شاهد فقر , بيكاري و اختلاف طبقاتي هستند و براي
نجات از اين وضع به جنبش حماس , با توجه به شعارهاي انتخاباتي اين
جنبش , روي آورده اند.
اما بايد گفت كه براي جنبش حماس پيروزي چشمگير انتخاباتي
وظيفه هاي سنگيني نيز ايجاد مي كند. اين جنبش از هم اكنون به طور
ناجوانمردانه اي از سوي صهيونيستها و حاميان غربي و حتي سازمان ملل
تحت فشار قرار گرفته است . اروپائيها , آمريكا و صهيونيستها به گونه اي
شيطنت آميز درصدد برآمده اند تا از فرصت پديد آمده براي تسليم ساختن
اين جنبش در برابر خواسته صهيونيستها كه همانا زمين گذاشتن سلاح و به
رسميت شناختن رژيم صهيونيستي است نهايت بهره برداري را بنمايند ,
امري كه با اصول و مباني فكري اين جنبش در تضاد كامل است . درحالي كه
سران حماس طي چند روز گذشته كوشيده اند تا بر اوضاع و شرايط جديد
تسلط يابند با اينحال بايد ديد كه اين تلاش هاي حماس تا چه حد در برابر
توطئه هاي گسترده دشمنان آن موفق خواهد بود; امري كه براي روشن شدن
آن بايد منتظر تحولات روزهاي آتي بود.
اوجگيري خشم مسلمانان عليه موج تازه اسلام ستيزي كه در اروپا به راه
افتاده است از ديگر تحولات مهم هفته در صحنه بين المللي بود. اين
اعتراض در برخي كشورهاي اسلامي كه در قالب تظاهرات , تحريم كالا ,
احضار سفير و تذكرات ديپلماتيك صورت گرفت مقدمه قابل قبولي است تا
هشداري به جريان هاي ضد اسلامي اروپا باشد ولي اين تحركات هرگز
متناسب با عمق اهانت و زشتي عمل صورت گرفته نيست و قطعا مسلمانان ,
براي اينكه به اينگونه حركت ها براي هميشه پايان داده شود بايد به اقدامي
فراگير و جمعي دست بزنند و تدابير جامع تري از سوي مراجع بين المللي
اسلامي و شخصيتهاي مذهبي متنفذ اتخاذ شود.
ترديدي نيست كه توجيه اروپائيها براي اينگونه تحركات شيطنت آميز
تحت عنوان « آزادي بيان » يك عمل فريبكارانه است . اروپائيها درحالي
اهانت به مقدسات مسلمانان را « آزادي بيان » قلمداد مي كنند كه در برابر
موضوعات و مسائلي كه كوچكترين خطر و تهديدي براي منافع
صهيونيستها دربرداشته باشد با كمال ديكتاتوري وارد عمل مي شوند. نمونه
آن بحث بي پايه و موهوم « هولوكاست » است . اكنون ملل جهان به روشني
مشاهده مي كنند چگونه اروپائيهاي مدعي آزادي در برابر كمترين انتقاد
نسبت به افسانه كشتار 6 ميليون يهودي , تمامي ادعاهاي آزاديخواهي خود
را زير پا مي گذارند و به تخطئه صداهاي منتقد مي پردازند. در همين رابطه ,
اروپائيها , زنداني و دادگاهي شدن دهها محقق و منتقد « هولوكاست » را كه
درصدد بررسي صحت و سقم ادعاي مذكور برآمده اند , چه پاسخ و توجيهي
دارند

|