
نهضت عاشورا از وقايع و رخدادهاي بزرگ و عظيم تاريخ اسلام
است . اين انقلاب سترگ و انسان ساز در متن خود درس ها و عبرت هاي
فراوان و پيام هاي جامع و رهايي بخش به وديعه نهاده است و انسان هاي
اعصار گوناگون بايد اين نهضت تاريخساز را بشناسند و درس ها و
پيام هاي جاودانه آن را استخراج كنند و به بهره وري هاي همه جانبه در
تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات فردي , اجتماعي , سياسي و فرهنگي
برسانند.
حالات , صفات , برخوردها و مواجهات , پيوند و تعاملات ,
مواضع , صحنه هاي جهاد و مبارزه , خطبه ها و سخنان و رهنمودهاي
مختلف حضرت امام حسين (ع ) , منابع اصلي دست يابي به درس ها و
عبرت ها و پيام هاي انقلاب و حماسه بزرگ عاشوراست . در اين ميان ,
خطبه ها و سخنان آن پيشواي بزرگ رهايي و هدايت را برمي گزينيم و در
برخي از آنها تامل و تعمق مي ورزيم تا از اين مستندات حائز اهميت در
حركت تاريخساز حضرت اباعبدالله (ع ) , نكته ها و درسهاي بيداري و
شناخت و حيات عزتمند و آزادانه بيابيم .
حضرت امام حسين (ع ) با شناخت كاملي كه از دودمان بني اميه
داشت و زعامت و خلافت عناصر ناسالم و بي ايمان اين سلسله را باطل
مي دانست و هرگونه رهبري و حاكميت اموي را « غصب » مي ناميد , در
هر موقعيت و شرايط مناسبي كه به دست مي آورد , ولايت و امامت اهل
بيت (ع ) و حقانيت و شايستگي آنان را براي حكومت و خلافت مطرح
مي نمود. امام (ع ) حتي در مجلس معاويه از رهنمودهاي آگاهي بخش و
بينش آفرين درباره ولايت و حكومت اهل بيت (ع ) امتناع نمي ورزيد.
نمونه ذيل يكي از آنهاست كه حضرت امام حسين (ع ) در مجلس معاويه
برپا مي ايستد و در اوج ايمان و صلابت و شجاعت , جايگاه اصلي
ولايت و حكومت را به شاميان حاضر در محفل معرفي
مي كند.
امام (ع ) در اين خطبه پرشور چنين مي فرمايد :
« ما حزب پيروز خداونديم , و عترت رسول خدا , و نزديك ترين
فرزندان او هستيم . ما از خاندان پاك پيامبريم . ما يكي از آن دو چيز
گرانبهائيم كه رسول خدا ما را بعد از كتاب خدا , معرفي فرمود , كتابي كه
بيان هر چيزي در آن هست و باطل از هيچ جانبي در آن راه ندارد. كتابي
كه در تفسير آن به ما پناه آورده مي شود و تفسير آن دور از دسترس ما
نيست , و حقايق آن را پيروي مي كنيم , پس از ما پيروي كنيد كه اطاعت
ما واجب و لازم است , زيرا اطاعت ما در شمار اطاعت خدا و پيامبرش
قرار دارد.
و خداوند بزرگ فرمود :
« فرمان بريد خدا و پيامبرش و صاحب امر خويش را , و چون در
چيزي اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبرش ارجاع دهيد . » (1 )
و نيز مي فرمايد :
« اگر هر مشكل را به پيامبر و صاحبان امر ارجاع مي دادند , كساني كه
در پي دانستن چگونگي حل مشكلات بودند , حقيقت را از آنها
فرامي گرفتند , اگر كرم و رحمت خداوند شامل شما نبود , شيطان را
پيروي مي كرديد . » (2 )
من شما را از گوش دادن به نداهاي شيطاني برحذر مي دارم , زيرا شيطان
دشمن آشكار شماست , تا مانند دوستان شيطان نباشيد كه به آنان چنين
گفت :
« امروز هيچ گروه و قومي بر شما غالب نمي گردند , و من در
سختي ها , ياور شما مي باشم . »
و چون دو گروه باهم برخورد كردند , شيطان پا به فرار گذاشت و
گفت :
« من از شما بيزارم , زيرا من چيزي مي بينم كه شما نمي بينيد . » 3
در اين صورت است كه پيكرهايتان فرودگاه شمشيرها و اصابتگاه
نيزه ها , و آماج تيرها و عمودها قرار مي گيرد , و ديگر ايمان هيچ فردي
« كه قبلا ايمان نياورد » « يا قبلا ايمان آورده » ولي به وسيله آن ايمان
فضيلتي را كسب نكرده , پذيرفته نشود . » 4
وقتي سخن امام (ع ) به اينجا رسيد , معاويه در حالت حيرت و
سرگرداني خطاب به آن حضرت گفت :
كافي است اي حسين , هر چه خواستي گفتي .
حضرت امام حسين (ع ) در اين خطبه , اصل بنيادين « ولايت و
امامت » را مطرح مي كند و جايگاه رفيع و نقش حياتي آن را مي نماياند.
اصل ولايت و امامت از جنبه هاي گوناگون حائز اهميت مي باشد و
با سرنوشت جامعه اسلامي پيوند مي خورد.

امام و رهبر الهي ـ كه داراي « عصمت » و تهي از خطا و اشتباه و گناه
و منصوب خداوند مي باشد ـ اولين وظيفه اي كه احساس مي كند شرح و
تبيين صحيح تعاليم و احكام و قوانين اسلام مي باشد , كه اين كار
ازجمله امور حياتي و عامل اساسي در كسب شناخت و معرفت ديني و
بينش و آگاهي مسلمانان نسبت به قرآن و آموزش هاي وحياني و جاودانه
آن مي باشد. به همين دليل است كه حضرت امام حسين (ع ) در خطبه
خويش به صراحت اعلام مي نمايد كه تفسير و تبيين كتاب خدا به عهده
ما گذاشته شده است 5.
وظيفه و مسئوليت ديگر امام و رهبر الهي , مبارزه با تحريف و
بدعت هايي است كه در اعصار و زمان ها و در اثر فعاليت هاي مخرب
جريان هاي فكري و اعتقادي وابسته به حكام و قدرت هاي سياسي معاند
با اسلام بر سيماي دين مي نشيند.
ترديدي وجود ندارد كه امام معصوم (ع ) قادر است به بهترين وجه
تحريف و بدعت ها را شناسايي كند و با ايجاد يك حركت سالم و پوياي
فكري و فرهنگي از يكسو اصل دين و تعاليم و احكام و ارزشهاي آن را
زنده بدارد و اسلام ناب و به دور از آرايه هاي ناصواب را به جامعه
معرفي كند , و از سوي ديگر جريان هاي فكري و تحركات و فعاليت هاي
مسموم آنها را كشف و تحريف ها و بدعت هايي را كه در دين به وجود
آورده اند بزدايد.
در متون ديني به صراحت به اين حقيقت اشارت رفته است كه
وجود « امام » به اين دليل ضرورت مي يابد كه اگر چيزي به دين افزوده
شد طرد شود و چنانچه چيزي از دين كاسته گرديد , تكميل
شود6.
سومين وظيفه و مسئوليت امام و رهبر اين است كه نظام سياسي
اسلام را در قالب « حكومت و تشكيلات وسيع » براي تدبير امور جامعه
و تعيين سياست هاي داخلي و خارجي و تشكيل قواي نظامي و انتظامي
براي مقابله با دشمنان و تهاجم و شورش ها و تامين حقوق مردم و
استقرار « امنيت » در همه ابعاد آن و گسترش عدالت و مقابله با ظلم و
جور و تبعيض و فساد و تباهي , مستقر سازد و جامعه اسلامي را به رشد
و كمال و صلاح و پيشرفت و بالندگي در همه عرصه هاي سياسي ,
اجتماعي , فرهنگي , اقتصادي , نظامي , حقوقي و مادي و معنوي نائل
گرداند.
معاويه و فرزندش يزيد , با غصب مقام الهي « ولايت و امامت و
خلافت » از ائمه دين (ع ) از طرفي راه را براي فهم و درك بهتر و كسب
معرفت و شناخت لازم نسبت به اصل تعاليم و احكام و قوانين اسلامي
مسدود كردند , و از سوي ديگر بازار تحريف و بدعت و خرافه را در
جامعه اسلامي رواج دادند , و اقدام سوم و بسيار خطرناك آنها تشكيل
نظام حكومتي « باطل » و « ضداسلامي » به نام « حق » و « اسلام » بود كه به
اين وسيله بر تمام اهرم هاي قدرت وثروت سيطره يافتند و دست تعدي
و تجاوز و جنايت و خيانت به جان و مال و ناموس و آبروي مردم دراز
كردند و به نام « دين » با دين و دين باوري مبارزه و ستيز نمودند , و
اينچنين بود كه امام حسين (ع ) قيام نمود و همه هستي خويش را براي
نجات اسلام و جامعه اسلامي به قربانگاه عشق و جهاد و ايثار برد.
پاورقي ها :
ـــــ
1 ـ قرآن كريم , سوره نسا , آيه 59
2 ـ سوره نسا , آيه 82
3 ـ سوره انفال , آيه 48
4 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) , به كوشش محمد دشتي , موسسه
انتشارات مشهور , ص 250 و 251
5 ـ علاوه بر سخن امام حسين (ع ) , در متون و معارف ديني و از زبان
ساير ائمه اطهار (ع ) فراوان از مسئوليت بزرگ تبيين و تفسير احكام و
قوانين اسلام سخن رفته است كه از آن جمله است اين دو كلام ژرف از
حضرت علي (ع ) :
برعهده امام و رهبر است كه حدود احكام اسلام و ايمان را به پيروانش
بياموزد . (غررالحكم , ج 2 , ص 29 )
امامان , نمايندگان خدا بر آفريده هاي او هستند و خداوند متعال را به
بندگانش مي شناسانند . (غررالحكم , ج 1 , ص 210 )
6 ـ كافي , ج 1 , ص 178
انقلاب سترگ و انسان ساز عاشورا در متن خود درس ها و
عبرت هاي فراوان و پيام هاي جامع و رهايي بخش به وديعه
نهاده است و انسان هاي اعصار گوناگون بايد اين نهضت
تاريخساز را بشناسند و درس ها و پيام هاي جاودانه آن را
استخراج كنند و به بهره وري هاي همه جانبه درتمام
عرصه ها و صحنه هاي حيات فردي , اجتماعي , سياسي و
فرهنگي برسانند
يكي از وظايف و مسئوليت هاي امام و رهبر اين است كه
نظام سياسي اسلام را در قالب « حكومت و تشكيلات وسيع »
براي تدبير امور جامعه و تعيين سياست هاي داخلي و
خارجي و تشكيل قواي نظامي و انتظامي براي مقابله با
دشمنان و تهاجم و شورش ها و تامين حقوق مردم و استقرار
« امنيت » در همه ابعاد آن و گسترش عدالت و مقابله با ظلم
و جور و تبعيض و فساد و تباهي , مستقر سازد و جامعه
اسلامي را به رشد و كمال و صلح و پيشرفت و بالندگي در
همه عرصه هاي مادي و معنوي نائل گرداند
شرح و تبيين صحيح تعاليم و احكام و قوانين اسلام كه
بسيار حياتي و عامل اساسي در كسب شناخت و معرفت
ديني و بينش و آگاهي مسلمانان نسبت به قرآن و
آموزش هاي وحياني و جاودانه آن مي باشد , و نيز مبارزه
با تحريف و بدعت كه در اعصار و زمان ها و در اثر
فعاليت هاي مخرب جريان هاي فكري و وابسته به حكام و
قدرت هاي سياسي معاند با اسلام بر سيماي دين مي نشيند ,
از وظايف بزرگ امام و رهبر است

|