بسم الله الرحمن الرحيم
دور جديد مذاكرات هسته اي ايران و سه كشور اروپايي
درحالي انجام شد كه شركت كنندگان در اجلاس لندن در آستانه
نشست فوق العاده شوراي حكام كه فردا در وين تشكيل مي شود
خواستار ارجاع و يا حداقل ارسال گزارش پرونده فعاليتهاي
هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شدند و در واكنش
به اين تصميم , دبير شورايعالي امنيت ملي ايران هشدار داد
درصورت عملي شدن اين تهديد , غرب با مسدود كردن باب
مذاكرات , خود را در برابر اراده ملي ايرانيان قرار خواهد
داد.
آمريكائيها اصرار دارند محمد البرادعي رئيس آژانس
بين المللي انرژي اتمي در نشست اضطراري فردا با ارائه گزارشي
درباره فعاليتهاي هسته اي ايران , مقدمات ارجاع پرونده به
شوراي امنيت را فراهم كند ولي البرادعي اين خواست
آمريكائيها و برخي كشورهاي اروپايي را غيرمنطقي و غيرقابل
دسترس خوانده و ارائه گزارش كامل خود را به شوراي حكام
قبل از اجلاس عادي اسفند ماه ناممكن دانسته است . تلاش
غرب بر اينست كه گزارش البرادعي به گونه اي باشد كه با ارائه آن
به نشست فوق العاده شوراي حكام , زمينه ارجاع پرونده هسته اي
ايران به شوراي امنيت فراهم شود و اين درحاليست كه
جهموري اسلامي ايران معتقد است هرگونه اقدامي بدون در نظر
گرفتن حق بهره مندي ايران از تحقيقات و فناوري صلح آميز
هسته اي غيرقابل حل و فصل است . جنجالي كه اخيرا در پي لغو
تعليق داوطلبانه تحقيقات مربوط به فناوري هسته اي عليه ايران
آغاز شده يك جوسازي كاملا سياسي است زيرا اين تحقيقات
حق مسلم ايران بوده و در عين حال مقامات هسته اي كشورمان
اعلام كرده اند آنرا تحت نظر بازرسان آژانس ادامه خواهند داد
ولي عليرغم اين تضمين ها كه در حقيقت امري كاملا داوطلبانه و
خارج از تعهدات قانوني است , غوغاسالاري عليه ايران در
جريان است و رفته رفته به يك جنگ رواني تبديل مي شود.
پرواضح است ادعاي غرب در اين باره صرفا براي سلب حق
مسلم ايران و ايجاد يك جورواني براي پذيرش طرح مسكو از
سوي مقامات كشورمان انجام مي شود و اين درحاليست كه
همانگونه كه مسئولين جمهوري اسلامي ايران تصريح كرده اند
هيچ مبناي عقلايي براي ادامه تعليق تحقيقات هسته اي وجود
ندارد و سرانجام با ايستادگي بر مواضع به حق خود , همين
سياست و ادبيات در آژانس بين المللي انرژي اتمي جا خواهد
افتاد.
واقعيت اينست كه دو سال پيش برخي ها در داخل كشور
معتقد بودند كه اگر ايران فعاليتهاي خود را در زمينه تحقيقات
هسته اي به حال تعليق در آورد , پرونده ما از دستور كار شوراي
حكام آژانس خارج شده , به حال عادي درآمده و همه چيز حل
و فصل مي شود. هرچند در آن موقع قول هايي نيز از سوي برخي
طرفهاي اروپايي در اين باره داده شد ولي آنها هرگز به تعهد خود
عمل نكرده و در عوض همه چيز با شدت بيشتر ادامه يافت و
فقط ما بوديم كه نتوانستيم به تحقيقات خود ادامه دهيم .
در همين حال افكار عمومي جهانيان به خوبي به ياد دارند
كه آمريكا به عنوان مخالف سرسخت برنامه هاي صلح آميز اتمي
ايران پس از دو سال و نيم غوغاسالاري هنوز نتوانسته اتهام
خود را مبني بر تخلف و اقدامات غيرقانوني و خارج از
چارچوب معاهده « ان . پي . تي » به اثبات برساند و لذا اكنون تنها
به اظهار نگراني از آينده اين برنامه ها استناد مي كند , اين
درحاليست كه ايران بارها اعلام كرده دستيابي به سلاح هسته اي
را مغاير منافع و امنيت ملي خود مي داند و هيچ دليلي براي
نظامي بودن برنامه اتمي ايران وجود ندارد. در اين رابطه
جمهوري اسلامي ايران با دادن اجازه بازرسي هزاران ساعته به
بازرسان آژانس بارها صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي خود را
به جامعه جهاني به اثبات رسانده ولي قطعا نمي تواند تسليم
خواسته هاي غيرمنطقي در عدم دستيابي به فناوري صلح آميز
هسته اي در چارچوب معاهدات بين المللي شود , زيرا بهره مندي
از اين توان را حق خود و ساير كشورهاي مستقل دنيا مي داند.
جمهوري اسلامي ايران به صراحت معتقد است به عنوان
يك عضو آژانس بين المللي انرژي اتمي و عضو « ان . پي . تي » از
حق داشتن فناوري چرخه سوخت هسته اي با اهداف صلح آميز
برخوردار است و آنرا ضرورت حياتي براي توسعه اقتصادي و
حق مشروع ملت ايران مي داند و اين حق و ضرورت اساسي را
مغاير با مقررات بين المللي نمي داند.
در شرايط كنوني , ايران به طور جد خواستار توسعه توانايي
غني سازي خود است زيرا در گذشته شاهد تضييع حقوق قانوني
خود و پيمان شكني و عدم پايبندي طرفهاي غربي به
تعهدات شان بوده است . به هر حال در شرايط كنوني اگر غربي ها
پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت ببرند , بايد بدانند
علاوه بر اينكه لغو همكاريهاي داوطلبانه با آژانس نخستين
قرباني اين سناريو خواهد بود و ايران به طور طبيعي خود را ملزم
به ادامه آن نخواهد دانست , چه بسا تحت فشار افكار عمومي
مردم ايران , به سوي خروج از « ان .پي .تي » نيز برود.
اكنون ملت و دولت ايران به صورت يكپارچه و در كنار هم
معتقدند هيچ تهديد و ارعابي نمي تواند آنها را به عقب نشيني
وادار كند و در اين بازي سياسي كساني بازنده خواهند بود كه تا
بن دندان به سلاحهاي اتمي و كشتار جمعي مجهز بوده ولي
ملتهاي جهان را از دستيابي به فرآيند صلح آميز هسته اي محروم
كرده و دنيا را در سلطه خود تصور مي كنند. غرب بايد به اين حد
از شعور و آگاهي برسد كه شرايط جهاني به نفع ملتها و اراده
مردم تغيير يافته و با مكانيسم نظام سلطه نمي توان ملتها را به
صرفنظر از حقوق طبيعي شان وادار كرد.

|