قسمت چهل و پنجم
در راستاي علايق صهيونيست ها به تحصيل دانشجويان ايراني در
دانشگاه هاي اسرائيل , آژانس يهود نيز تبليغاتي را در باره اعطاي بورس
تحصيلي انجام مي داد.اداره هشتم سياسي وزارت امورخارجه طي نامه اي به
اداره بررسي ها و مبادلات فرهنگي با ارسال تعدادي نشريه حاوي اطلاعاتي
در زمينه بورس تحصيلي كه از سوي آژانس يهود در تهران فرستاده شده
بود , از آن اداره مي خواهند چنانچه كسي داوطلب استفاده از بورس تحصيلي
است , به اداره هشتم سياسي , معرفي شود تا آنها هم آژانس يهود را مطلع
كنند.
علاوه بر اين , مئير عزري ـ سفير اسرائيل در ايران ـ طي نامه مورخ 28
فوريه 1971 به دكتر عاليخاني ـ رئيس دانشگاه تهران ـ خاطر نشان كرده
است كه موسسه آفريقايي آسيايي مطالعات تعاون و كار در اسرائيل , چهار
بورسيه (يك بورسيه تحصيلي براي آموزش زبان انگليسي و سه بورسيه
براي زبان فرانسه ) دراختيار سازمان هاي بين المللي قرار مي دهد. وي توصيه
كرده است كه دكتر كاظم وديعي ـ رئيس موسسه مطالعات و پژوهش تعاوني
چند دانشجو را براي شركت دردوره هاي درسي فوق به اسرائيل بفرستد.
همچنين , عزري از عاليخاني خواست كه به وديعي دستور دهد كه تماس هاي
لازم را با سفارت اسرائيل برقرار كند.
به دليل افزايش تعداد دانشجويان ايراني , وزيرامورخارجه طي نامه اي
به وزارت آموزش و پرورش در سال 1344 آورده است كه باتوجه به
اقدامات سازمان رهبري جوانان در باره واگذاري بورس هاي تحصيلي از
طرف اسرائيل به اتباع ايران , به نظر وزارت خارجه تا زماني كه رورابط
سياسي به طور رسمي با اسرائيل برقرار نشده , به خصوص با توجه به اوضاع
واحوال كنوني و روابط ايران با كشورهاي عربي , تماس مقامات دولتي
مسئول با مقامات اسرائيلي براي دريافت بورس تحصيلي يا به هر عنوان
ديگر , مقرون به مصلحت كشور نيست . البته اعطاي بورس باعنوان هاي
مختلف در سال هاي بعد نيز ادامه داشت . ذكر اين نكته نيز لازم است كه گاهي
اوقات از طرف اسرائيلي هانيز افرادي به منظور آموزش زبان فارسي و
مطالعات ايراني به ايران مسافرت مي كردند.
دانشجويان اسرائيلي و ايراني به عنوان هاي مختلف سفرها گروهي به
ايران واسرائيل انجام مي دادند. اما درميان اسناد موجود , سندهايي يافت
مي شود كه بيانگر مسافرت دانشجويان به اسرائيل به صورت فردي بوده
است . به عنوان نمونه , در يكي از اسناد مركز موسسه مطالعات تاريخ معاصر
آمده است :
« روز ,10,20 (1340 ) بني صدر ـدانشجوي دانشكده حقوق وابسته
به جبهه ملي كه به كشور اسرائيل عزيمت نموده بود , به تهران مراجعت و
روزهاي 21 و 10,22 در منزل دكتر صديقي گزارش مسافرت خود را داده
است . » (1 )
اسرائيلي ها با كمك ساواك در برخي موارد ازدانشجويان عرب مقيم
ايران به ويژه فلسطيني ها نيز براي اجراي برنامه هاي خود بهره برداري
مي كردند. ساواك بر اساس برنامه ريزي و دستورات صادره از سوي اسرائيل
, دانشجويان عرب مقيم ايران را زير نظر گرفته و كانديداهاي مورد نظر را
شناسايي و از آنها در طرح كريستال استفاده مي كرد.
در اين مورد خاص نيز ساواك فقط نقش خدماتي و اجرايي را برعهده
داشت و سود اصلي نصيب اسرائيل مي شد. علاوه بر اين , رژيم صهيونيستي
به واسطه ساواك , از تمامي اهرم ها و ابزارهاي موجود براي درفشار گذاشتن
دانشجويان وكنترل آنها سود مي جست .از آنجا كه بيشتر دانشجويان با
مشكلات اقتصادي مواجه هستند , پرداخت وام تحصيلي به عنوان اهرمي
موثر و كارا , مورد استفاده قرار مي گرفت . (2 ) گزارش هاي ساواك در اين
زمينه به عنوان اسنادي گويا از بسياري ناگفته ها پرده بر مي دارند.
در اين طرح همچنين كنترل وشناسايي دانشجويان عرب مقيم خارج نيز
مورد توجه اسرائيلي ها بود كه به واسطه ساواك انجام مي گرفت . در يكي از
گزارش هاي ساواك مورخ 1346,12,16 فعاليت آن در راستاي
خواسته هاي اسرائيل كاملا آشكار است :
« ... بر مبناي گزارش واصله به 211 (اداره يكم ) مبني بر وجود
دانشجويان عراقي در كشورهاي مختلف اروپا و لبنان و پاكستان , چگونگي
به بخش هاي 212 ـ 221 ـ 224 اعلام گرديد تا پس از بررسي و به دست
آوردن سوابق و تمايلات آنان , افراد لازم را نشان كنند و مراتب را به
رمزاعلام دارند تا نسبت به جلب همكاري افراد مناسب از بين آنان اقدام
شود. ضمنا اين موضوع درچاچوب طرح « كريستال » خواهد
بود . (3 )
بدين ترتيب , اسرائيل از تمام ظرفيت هاي موجود به منظور كنترل
وشناسايي واستخدام دانشجويان براي جاسوسي , به ويژه از ميان افرادي كه
آسيب پذيري بيشتري داشتند , نهايت بهره برداري را مي كرد.
استادان دانشگاه ها و مسئولان منصب هاي آموزشي نيز مانند دانشجويان
مورد توجه اسرائيل پس از سفر « مايراميت » رئيس اطلاعات ارتش اسرائيل ـ
به ايران در اوايل دهه 1340 و توصيه هاي وي به مقامات اسرائيلي مبني بر
تماس با دانشگاه ها و روزنامه ها به منظور زدودن تنفر مردم ايران از اسرائيل ,
افزايش يافته بود(4 )
در 16 مرداد سال 1340 شش نفر از دبيران و استادان ايراني بنا به
دعوت اسرائيل براي توقف ده روزه وارد اسرائيل شدند كه سرپرستي اين
عده با آقاي دكتر اردوبادي ـ استاد دانشگاه شيراز ـ بود. اين افراد عبارتند
از :
خانم ها : فقيه و قاضي نوري و آقايان : حبيبي , ناصر تكميل همايون ,
موسي جلالي , و مهدي كامل . (5 )
همچنين در ارديبهشت سال 1344 شش نفر از استادان دانشگاه تهران
به اسامي زير بنا به دعوت دولت اسرائيلي براي يك بازديد يك هفته اي وارد
تل آويو شدند : آقايان : مهندس رياحي , دكتر حفيظي , دكتر آرمين , دكتر
ثمري , دكتر كني , و مرعشي
در اسفند 1347 ژوزف واين رب ـ دبير سمپوزيوم نقش كار گروهي در
صنعتي كردن مناطق روستايي از كاظم وديعي استاد دانشگاه ادبيات وعلوم
انساني وسرپرست موسسه آموزش و تحقيقات تعاوني دانشگاه براي سفري
سه هفته اي به اسرائيل دعوت كرد . (6 ) همچنين هوشنگ باقري رئيس
دانشكده علوم دانشگاه هاي ملي و پهلوي , پرفسور منوچهر حكيم استاد
آناتومي , دكتر ناصرالدين بامشاد , دكتر حسين كوثريان و دكتر سيروس
خالدپور , استادان كالبدشناسي دانشگاه تهران براي شركت در سمپوزيوم
بين المللي علوم مورفولوژيكي به مدت پنج روز از تاريخ 1356,5,29 به
اسرائيل رفتند. علاوه بر اين , در بهمن همان سال هشت نفر از روساي
دانشكده هاي پزشكي دانشگاه هاي ايران به دعوت سازمان بهداشت جهاني
به منظور بازديد از موسسات پزشكي ودرماني اسرائيل , به آن كشور عزيمت
كردند . (7 )
از سوي وزارت آموزش و پرورش ايران و اسرائيل هم مسافرت هايي به
تهران وتل آويو صورت مي پذيرفت . وزيرآموزش و پرورش طي نامه اي به
وزارت امورخارجه مي نويسد :
« در نظر است از تاريخ 35,2,22 (25 ) به مدت 23 روز به خانم هما
مجيدي آهي ـ مديركل دفتر آموزش كودكان استثنايي ـ ماموريت داده شود
جهت شركت در سيزدهمين اجلاس توانبخشي بين المللي كه در تل آويو
منعقد مي شود ونيز به منظور بازديد از موسسات دانش آموزان استثنايي , به
كشور اسرائيل عزيمت نمايند . (8 )
از اسرائيل نيز « روكخ » رئيس بخش آموزش مدارس ابتدايي وزارت
آموزش و پرورش براي شش روز عازم تهران شد تا موضوع تعليم در مدارس
اسرائيلي را مورد بررسي قرار دهد. در مدرسه مخصوص فرزندان
اسرائيلي ها در ايران 250 نفر از كودكان تحصيل مي كردند . (9 )
در سال 1345 دردانشگاه تل آويو رشته ايرانشناسي ايجاد شد . بر همين
اساس پروفسور « شيمعون شاهير » رئيس دانشكده تحقيقات خاورميانه و
آفريقا در دانشگاه تل آويو از صادق صدريه مسئول نمايندگي ايران در
تل آويو در خواست كرد تا كتاب ها و نشريات و بولتن هايي درباره ايران به
زبان هاي انگليسي و فرانسه و حتي فارسي در اختيار كتابخانه دانشگاه مزبور
گذاشته شود. علاوه بر آن , دانشگاه عبري اورشليم نيز كه دانشگاهي جدا از
دانشگاه تل آويو بود , آموزش رشته زبان فارسي داشت . در همين سال ,
فرهنگ عربي ـ فارسي حييم منتشر شد كه به همين مناسبت جشني در
اورشليم برگزار شد.دراين ضيافت كه بعضي از مقامات اسرائيلي نيز شركت
داشتند , برنامه موسيقي و آواز ايراني نيز اجرا شد. بعضي مطبوعات
اسرائيلي خبري مربوط به حضور صادق صدريه در اين مراسم درج كردند كه
از سوي وي تكذيب شد . (10 )
همچنين در تاريخ 1356,3,18 به مناسبت انتشار ترجمه عربي
شاهنامه فردوسي در باشگاه صاوتا تل آويو وابسته به حزب دست
چپي , انجمني فرهنگي ـ هنري با همكاري هيئت مديره باشگاه , موسسه
انتشاراتي كارگران (ناشر كتاب ) و شوراي ملي فرهنگ و هنر اسرائيل تشكيل
شد . (11 ) علاوه بر فعاليت هاي ياد شده بين دانشگاه ها و موسسات آموزشي
ايران و اسرائيل در برخي امور ديگر نيز از جمله برگزاري چندين مسابقه
ورزشي و پروژه فاضلاب تهران ميان دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات
بهداشت ايران و دانشگاه شيرو اورشليم . و... همكاري وجود
داشت .
اسرائيلي ها در تنظيم راهبرد روابط خود با ايران , همواره با نگاه ويژه اي
به مقوله برگزاري دوره هاي آموزشي براي ايراني ها مي نگريستند و در واقع ,
اين مسئله در ديدگاه آنها به عنوان امري حياتي وكليدي تلقي مي شد. بررسي
فصل هاي پيشن كتاب , مويد اين مطالب است كه آنها توان بسيار زيادي را بر
اين موضوع متمركز مي كردند , زيرا علاوه بر كسب درآمد هنگفت , به ايجاد
وابستگي , استفاده تبليغاتي و از همه مهم تر , تغيير نگرش فرهنگ كارآموزان
و آموزش ديده ها نيز در راستاي اهداف واغراض خود توجه خاص
داشت .استفاده تبليغاتي اسرائيل گاهي اوقات به حدي فراگير بود كه واكنش
كشورهاي عربي را در پي داشت و حتي برخي اوقات , سرزنش هاي وزارت
امورخارجه هم بي تاثير بود.
به عنوان نمونه , در يك موردكه اسرائيلي ها از يك گروه كارآموز
كشاورزي ايراني استفاده كردند , اخبار آن انتشار يافت واين مسئله سبب شد
تا موضوع جلوگيري از استفاده تبليغاتي اسرائيل از هنر كارآموزان ايراني در
جلسه هيات وزيران مطرح شود , در همين ارتباط , نامه اردشير زاهدي ـ
وزير امورخارجه ـ در طبقه بندي به كلي سري مورخ 1347,8,3 به
اميرعباس هويدا ـ نخست وزيرـ كه بر اساس گزارش فريدون فرخ ـ رئيس
نمايندگي ايران در اسرائيل ـ نوشته شده , قابل توجه است :
« راديو صوت العرب از قول راديو اسرائيل خبري منتشر نمود دائر بر
اينكه وزير كشاورزي اسرائيل از اعضاي يك هيئت كشاورزي ايراني كه براي
مذاكره در زمينه همكاري كشاورزي به اسرائيل رفته اند , پذيرايي نموده
است . مراتب از آقاي فريدون فرخ استفسار گرديده , طبق گزارش آقاي فرخ
اصولا مقامات اسرائيلي مايلند كه اين قبيل اخبار انتشار يابد تا بدين وسيله
از طرف دولت شاهنشاهي موفق شوند . DE و JuRE به تحصيل شناسايي
بدين منظور , با وجود تاكيدات مبني بر اينكه پوشش به حداكثر لازمه رعايت
شود , اسرائيلي ها براي هيئت اعزامي سه ميهماني و يك اجتماع بزرگ با
سخنراني ترتيب داده و به علاوه هيئت به ملاقات وزير كشاورزي اسرائيل
رفته اند و مقامات اسرائيل بدون استعلام نظر وزارت كشاورزي شاهنشاه ,
هيئت اعزامي را در تمام مناطق اشغالي گردانيده اند و همين گردش موجب
افشاي خبر از طرف راديو صوت العرب گرديده است .
در مورد آموزش اين قبيل كارآموزي , آقاي فرخ از قول اعضاي هيئت و
روساي آنها اظهار نظر نموده كه ارزش واقعي اين مسافرات را از نظر فني با
ترديد مي توان تلفي نمود. اسرائيلي ها از مسافرت هيئت كشاورزي ايران
مخصوصا امسال براي تبليغ و تظاهر زياد استفاده نموده و وانمود كرده اند كه
كشاورزي اسرائيل در طراز كشاورزي ممالك بزرگ دنيا قرار داشته و با دادن
تعليمات به كارآموزان ايراني خدمت بزرگي به كشاورزي ايران مي كنند . (12 )
در طول روابط ايران واسرائيل , افراد بسياري از وزارتخانه ها و
سازمان هاي مختلف و در سطوح و درجات مختلف با عناوين و مناسب هاي
گوناگون به اسرائيل سفر كردند كه شايد بتوان تنها به بخش اندكي از آنها
اشاره كرد , زيرا روساي نمايندگي ايران در اسرائيل هم معمولا در
گزارش هاي خود به وزارت امورخارجه از تعدادسفرهاي مخفيانه اظهار
بي اطلاعي مي كردند. علاوه براين , آنها از گزارش مسافرت هاي محرمانه
شخصيت هاي مهم اجتناب مي ورزيدند. بنابر اين , اطلاعات اندكي از اين
سفرها بر اساس اسناد به دست آمده در اختيار است . اما همين اندك هم
حكايت از گستردگي مسافرت ها و اعزام ها دارند. به منظور آگاهي از عمق اين
مسافرت ها اسامي بخش اندكي از اعزام كارمندان , كارشناسان و كارآموزان
كه صرفا در سال 1356 به اسرائيل سفر كرده بودند , بر اساس گزارش ساليانه
مرتضي مرتضايي ـ رئيس نمايندگي ايران در تل آويوـ در ضميمه آورده شده
است .
پاورقي :
1 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران . سند شماره 93 ـ
488 ـ .6
2 ـ عبدالرحمان احمدي , همان , ص .218
3 ـ همان , صص 226 ـ .225
4 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , ص .293
5 ـ علي اكبر ولايتي , همان صص 136 ـ .135
6 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران . سند شماره 90 ـ 32
489 و .
7 ـ بايگاني اسناد وزارت امورخارجه سال 38 ـ 2536 (1356 ) ,
كارتن شماره 3 , پرونده 5 ـ , 210 , صص 8 ـ .6
8 ـ بايگاني اسناد وزارت امورخارجه . سال 54 ـ 1353 , كارتن شماره 8 ,
پرونده شماره 6 ـ .25
9 ـ همان , سال 38 ـ 2536 , كارتن شماره 10 , پرونده شماره 240 ,
10 ـ علي اكبر ولايتي , همان , ص .132
11 ـ بايگاني اسناد وزارت امورخارجه . سال ـ38 2536 , كارتن شماره 10 ,
پرونده شماره .240
12 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران . سند شماره 5 ـ
91 ـ7
آژانس يهود با اهداف خاص , صدها بورس تحصيلي به دانشجويان
ايراني اختصاص داده و مقدمات سفر آنها را به اسرائيل فراهم مي نمود
اسرائيلي ها در تنظيم راهبرد روابط خود با ايران , همواره با نگاه
ويژه اي به مقوله برگزاري دوره هاي آموزشي براي ايراني ها
مي نگريستند و در واقع , اين مساله از نظر آنها امري حياتي و كليدي تلقي
مي شد

|