روزنامه جمهوري اسلامي 08/11/1384 صفحه امام
استقلال , دستاورد درخشان نهضت امام خميني




علي معصومي (وزوايي )
چند روز ديگر , انقلاب اسلامي بيست و هفتمين سال حيات شكوهمندش را پشت سر خواهد نهاد و وارد بيست و هشتمين سال عمر پر بركت خود خواهد شد.
انقلاب اسلامي كه مهم ترين رويداد تاريخ معاصر ايران و يكي از تاثير گذار ترين پديده هاي عصر حاضر جهان است , دستاوردهاي بسيار گسترده اي براي ميهن ما و كل جهان اسلام داشته است . اگر از موضوع احياي اسلام سياسي كه بزرگترين دستاورد جهاني و فراملي انقلاب است , در گذريم , بدون ترديد كسب و استمرار « استقلال » براي ايران را بايد دومين و يكي از درخشان ترين دستاورد انقلاب اسلامي بدانيم .
چون زحمت دستيابي به هر چيزي , با ارزش و عظمت آن تناسب مستقيم دارد , ملت مسلمان ايران نيز در طول 27 سال گذشته براي حفظ استقلال خود زحمات و صدمات زيادي تحمل كرده است . البته , همه اين زحمات و صدمات , در برابر شيريني و لذت استقلال , ناچيز بوده است , و به همين دليل , ملت مسلمان ايران در طول 27 سال گذشته , نه تنها هرگز حاضر نشده است لذت استقلال را فداي چيزهاي ديگر كند بلكه بانثار خون عزيزان خود از استقلال ميهن و نظام سياسي خود پاسداري كرده است .
اگر بخواهيم شخصيت ها , بزرگان و رهبران ايران و جهان اسلام را از نظر ميزان پايبندي آن ها به تفكر استقلال محوري و تاثير اين تفكر بر عموم ملل اسلامي , بررسي كنيم , قطعا به اين نتيجه مي رسيم كه امام خميني بزرگترين و تاثير گذارترين عالم و رهبر سياسي جهان اسلام در عرصه تفكر استقلال محوري ميباشد. نه تنها امام خميني در بعد كلان سياسي و اجتماعي , تفكر و رفتار استقلال محوري داشت بلكه معتقد بود كه افراد بايد در عرصه هاي زندگي شخصي نيز تفكر و رفتار استقلال محور داشته باشند و چنين تفكري را با هيچ چيز ديگري عوض نكنند. امام خميني در اين باره مي فرمود : من اعتقادم اين است كه اگر انسان با هر زحمت و مرارتي زندگي كند و زندگي اش مال خودش باشد , در زندگي مستقل باشد و نان و جو خودش را بخورد , زندگي كه مال خود انسان باشد , ارزشش صدها مقابل اين است كه انسان در آپارتمان هاي عظيم بنشيند و دستش پيش ديگران دراز باشد و براي ديگران سلام بدهد. اين يك مطلبي است كه هر انسان شرافتمندي بايد به آن توجه داشته باشد(1 )
در توضيح اين سخن امام بايد گفت كه انسان ها را از نظر نسبتشان با تفكر استقلال محوري , به دو دسته مي توان تقسيم كرد. ويژگي هاي روحي برخي افراد و نگرش آن ها به دنيا و زندگي دنيايي اين گونه است كه حاضرند به انواع وابستگي ها و انواع ذلت ها و پذيرش انواع تحقير و سلطه و امر و نهي ديگران و همچنين به انواع آلودگي هاي مالي و اخلاقي مثل چاپلوسي , رياكاري , خودنمايي , تجاوز به حقوق ديگران و... تن بدهند , ولي از نظر دنيايي , زندگي خود را پررونق و چاق و ضربه آميخته به تشريفات و تجملات بنمايند. باري چنين افرادي , اصل اين است كه از زندگي دنيايي كاملا لذت ببرند و به چگونگي دستيابي به ابزار و امكانات اين لذت اعتنايي نداشته باشند.
در برابر اين افراد , كساني هم وجود دارند كه زندگي غيرتمندانه اي كه همراه با زحمت و قرين كد يمين و عرق جبين باشد و از وابستگي ها و آلودگي هاي متنوع فاصله داشته باشد , صدها بار شيرين تر از زندگي به شيوه گروه اول مي دانند.
معمولا كساني كه در عرصه زندگي محدود شخصي , به يكي از دو روش مذكور علاقه و پايبندي نشان بدهند , در گرايش هاي كلان اجتماعي و سياسي نيز همان گرايش و همان رفتار را ابراز مي كنند و اگر روزگاري عنان سياسي جامعه اي را در دست بگيرند , رفتار و گرايش استقلال محور و يا ضد آن را عملا در سطح كاران سياسي و اجتماعي پياده مي كنند. بنابر اين , ريشه تفكر و رفتار استقلال محور و يا تفكر و رفتار مخالف آن , چيزي است كه نه تنها با روحيات و رفتارها و ويژگي هاي شخصيتي افراد در محدوده زندگي خصوصي آن ها بي تناسب نيست بلكه اساسا پايه و مايه تفكر استقلال محوري و يا تفكر مخالف آن , ابتدا در همين زندگي خصوصي بنياد و نمود پيدا مي كند.
هنگامي كه امام خميني در سال 1341 هـ . ش قيام شكوهمند الهي اش را آغاز كرد , كسب استقلال براي ميهن را يكي از مهم ترين علل و انگيزه هاي قيام خويش ذكر نمود و در 29 اسفند سال 1341 فرمود :
دستگاه جبار بداند كه اگر بخواهد به اسلام تجاوز كند و احكام كفر را در بلاد اسلامي جاري سازد , من در كمين آنها ايستاده ام . من تا آخرين لحظه هاي زندگي ام از نواميس اسلام و مسلمين دفاع مي كنم . من به حكم اسلام كه به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خيانت به اسلام دست روي دست نمي گذارم و ساكت نمي نشينم . اگر مي خواهند راحت باشند بيايند مرا كه مزاحم هستم از اين كشور تبعيد كنند. تا من هستم نمي گذارم قوانين مخالفت اسلام تصويب و اجرا شود , تا من هستم نمي گذارم كه دستگاه جبار استقلال اين ملت را بر باد دهد.
ملت اسلام نيز بيدار و نسبت به دين و آيين خود حساس و پايبندند. به علماي خود علاقه مندند , پشت سر علماي اسلام ايستاده اند و مسلما در برابر خيانت به اسلام و قرآن ساكت نمي نشينند و اجازه نمي دهند كه جباران و ستمكاران هرچه مي خواهند بر سر اسلام بياورند و دستهايي را كه به حريم قرآن دراز شود قطع مي كنند . (2 )
امام خميني در آبان سال 1357 كه آخرين مرحله پيروزمند انقلاب اسلامي در حال اوج گيري بود , بار ديگر اعلام كرد كه ملت مسلمان ايران حرف تازه اي ندارد و همان چيزي را مي خواهد و همان چيزي را مي گويد كه قبلا (يعني سال 1341 ) خواسته و گفته است . امام خميني در اين باره فرمود :
ما حرف تازه اي هم نداريم , حرف ما هميشه يك مطلب بوده است . از اولي كه اين نهضت اسلامي , قريب پانزده سال يا بيشتر از پانزده سال هست كه ظهور پيدا كرد تا حالا , البته مراحلي بر آن گذشته است و گاهي وقتها تند مي رفته , گاهي وقتها كند مي رفته است تا حالا كه بحمدالله به اوج خودش رسيده است , حرف (ما) از اول , آن چيزي كه ما از اول صحبتش را داريم و دنبالش را گرفته ايم , اين است كه ما براي ملت ايران دو تا مطالب مي خواهيم , و اين دو تا مطلب هم , دو تا مطلب مشروعي است كه همه جوامع بشري كه منحرف نشده اند از انسانيت , قبول دارند : يكي اينكه يك ملت سي ميليوني , سي و پنج ميليوني , در اختناق است . پنجاه سال اين ملت سي ميليوني در حال اختناق و در حال گرفتاري از همه جهات (است ) , نه مطبوعاتشان آزاد است , نه راديوشان يك راديوي ملي است كه دست مردم باشد اداره اش , ونه خطابه هاي خطيبهاي ما , نطقهاي گويندگان ما آزاد است . همه اينها در تحت زور پليس و فشار پليس دارد اداره مي شود , و اين ملت سي ميليوني كه پنجاه سال است از حق مشروع خودش محروم بوده است , حالا قيام كرده است و اين حق را طلب مي كند , مي گويد « ما مي خواهيم آزاد باشيم » , اين يك مطلبي است كه همه جوامع بشر قبول دارند كه يك مطلب صحيح است , يك مطلب نامشروع نمي گويند.
مطلب دوم ملت ايران كه ما داريم عرض مي كنيم , اين است كه ما مي خواهيم مستقل باشيم . ما در زمانهاي سابق , و خصوصا در زمان اين پدر و پسر , بالاخص در زمان اين پسر , ما همه جهات مملكتمان در تحت سلطه اجانب بوده و هست . ما اقتصادمان به هم خورده است به واسطه اينكه اجانب بر آن تسلط دارند , نفت ما را دارند مي برند و در ازاي آن براي خودشان پايگاه درست مي كنند در ايران , يعني اسلحه مي دهند براي پايگاه درست كردن براي خودشان . فرهنگ ما را عقب نگه داشته اند , جوانهاي ما را نمي گذارند تحصيل بكنند , براي اينكه مبادا در بين اينها اشخاصي پيدا بشود كه مخالف باشند با اين كارهايي كه دارند اينها مي كنند(3 )
سرانجام در 22 بهمن 1357 هـ . ش , ملت مسلمان ايران پس از سال ها زحمت و جان فشاني و تحمل مصايب بسيار فراوان , توانست تحت رهبري امام خميني به استقلال دست يابد و شريني و لذت آن را به طور كامل احساس نمايد. در اين زمان , تفكر و رفتار استقلال محوري امام خميني چنان بسط و منتشر شده بود كه در كالبد اكثر قريب به اتفاق مردم بعنوان يك ويژگي ممتاز , تثبيت گرديده بود. به همين دليل بود كه ملت مسلمان ايران در آن زمان در برابر همه توطئه ها و جنايت هاي دشمنان داخلي و خارجي خود ايستاد تا از استقلال خود با نثار خون و تقديم بهترين جوانان ميهن , دفاع نمايد.
گر چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , مردم با چشيدن طعم شيرين استقلال , با تمام وجود از استقلال ميهن دفاع كردند و با پايبندي مستمر خود نسبت به اين موضوع , كارنامه بسيار درخشاني از خود به يادگار نهادند , ولي چون امام خميني مي دانست حفظ استقلال , همواره با سختي ها همراه است و جامعه اي كه بخواهد شيريني استقلال را به طور مداوم حس نمايد , بايد پنجه در پنجه , مشكلات و توطئه هايي كه دشمنان به وجود مي آورند , بيندازد , پي در پي در اين باره به مردم هشدار مي داد و مي فرمود : اگر بخواهيم مستقل باشيم , بايد مهيا باشيم كه با همه چيز مقابله كنيم . (4 )
امام خميني در سال هاي آخر حيات شكوهمندش نيز مي فرمود : مردم شريف ايران و مسلمانان و آزاديخواهان تمامي جهان بايد بدانند كه اگر بخواهند بدون گرايش به چپ و راست و مستقل از هر قدرت و ابرقدرتي روي پاي خود بايستند , بايد بهاي بسيار گران استقلال و آزادي را بپردازند . (5 )
امام خميني در ماه هاي پاياني عمر پربركتش نيز بر همين موضوع تاكيد كرد و فرمود : مردم بايد تصميم خود را بگيرند; يا رفاه و مصرف گرايي , و يا تحمل سختي و استقلال . ولي مردم يقينا دومين راه را كه استقلال و شرافت و كرامت است , انتخاب خواهند كرد . (6 )
ملت مسلمان ايران بعد از رحلت امام خميني نيز همان راهي كه را امام انتظار داشت برگزيدند و در برابر همه توطئه ها و فشارهاي دشمنان جهاني ايستادند. به همين دليل است كه اكنون ملت مبارز ايران در حالي وارد بيست و هشتمين سال حيات پربار انقلاب خود مي شود كه با مباهات تمام , استقلال خود را حفظ كرده است و قطعا پس از اين نيز برخلاف تمام عربده كشي هاي دشمنان جهاني انقلاب اسلامي , از استقلال خود با تمام توان پاسداري خواهند كرد.
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام , جلد 14 , ص 437
2 ـ همان , جلد اول , ص 162
3 ـ همان , جلد 4 , ص 194 و 195
4 ـ همان , جلد 14 ص 498
5 ـ همان , جلد 20 , پيام برائت از مشركان به زائران بيت الله الحرام , ششم مرداد 1366 (ص 311 تا 347 )
6 ـ همان , جلد 21 , ص 233
امام خميني : من اعتقادم اين است كه اگر انسان با هر زحمت و مرارتي زندگي كند و زندگي اش مال خودش باشد و در زندگي مستقل باشد و نان و جو خودش را بخورد , ارزشش صدها مقابل اين است كه انسان در آپارتمان هاي عظيم بنشيند و دستش پيش ديگران دراز باشد و براي ديگران به خاطر نيازهايش سلام بدهد
امام خميني : اگر بخواهيم مستقل باشيم , بايد مهيا باشيم كه با همه چيز مقابله كنيم
امام خميني : مردم شريف ايران و مسلمانان و آزاديخواهان تمامي جهان بايد بدانند كه اگر بخواهند بدون گرايش به چپ و راست و مستقل از هر قدرت و ابرقدرتي روي پاي خود بايستند , بايد بهاي بسيار گران استقلال و آزادي را بپردازند
امام خميني : مردم بايد تصميم خود را بگيرند; يا رفاه و مصرف گرايي , و يا تحمل سختي و استقلال . ولي مردم يقينا دومين راه را كه استقلال و شرافت و كرامت است , انتخاب خواهند كرد