روزنامه جمهوري اسلامي 06/11/1384 صفحه گزارش

بازار قديم ... بازاري هاي قديم ـ بازار اروميه . بازاري هاي اروميه ـ 7 مصاحبه با « حاج جواد رمضاني » عضو اتحاديه فرش فروشان اروميه
امثال « حاج آقا كارآمد » ها به خاطر رعايت حدود شرعي در بازار , مغازه خود را فروختند و رفتند

* گفتگوي « هلا آلماني » با « معصومه نوازني »
ايراني شهامت دارد , ترسو نيست ايراني با ايمان و عدالت خواه است
بازار قديم ... بازاري هاي قديم ـ بازار اروميه . بازاري هاي اروميه ـ 7 مصاحبه با « حاج جواد رمضاني » عضو اتحاديه فرش فروشان اروميه
امثال « حاج آقا كارآمد » ها به خاطر رعايت حدود شرعي در بازار , مغازه خود را فروختند و رفتند


اشاره :
حاج جواد رمضاني در سال 1331 در يك خانواده بازاري چشم به جهان گشود. پدر وي از سرشناس ترين افراد بازار بود و او نيز تجربه داد و ستد و فعاليت در بازار را نزد پدر كسب كرد و اكنون خود نيز جزو سرشناس ترين و خوشنام ترين افراد بازار در اروميه است . براي آشنايي بيشتر با اين بازاري قديمي , گفتگويي با وي ترتيب داديم كه تقديم حضور خوانندگان گرامي مي شود :
در ابتدا لطفا خودتان را معرفي و مختصري از زندگيتان را بيان نماييد.
ث بنام خدا , من جواد رمضاني هستم اهل اروميه , از سال 1351 در بازار سرپوشيده اروميه واتحاديه صنف فرش فروشان فعاليت دارم .
از اولين فعاليت خودتان در بازار بفرماييد
ث اولين فعاليت من در بازار , پس از ترك تحصيل بود كه با داير كردن مغازه در داخل بازار سرپوشيده شروع به فعاليت كردم . در ابتدا لحاف و تشك مي فروختم و پس از آن به فروش گليم روي آوردم كه از رونق زيادي برخوردار بود و گليم هاي دستباف , فروش خوبي داشتند. از آن پس با وارد شدن زيلو از كشور تركيه , مدتي هم به فروش آنها پرداختم و پس از آنكه كارخانه هاي توليدي كشور فعاليت خود را آغاز كردند و موكت هاي 350 توليد شد , اين محصولات را فروختم و پس از مدتي هم كه فرش ماشيني رونق پيدا كرد به فروش فرش ماشيني پرداختم . لازم به توضيح است كه در هنگام دريافت پروانه فروش فرش ماشيني , در اروميه 6 نفر بوديم كه داراي پروانه بوديم . در اين زمان , انقلاب اسلامي به نقطه اوج خود رسيد و دولت جمهوري اسلامي بر سر كار آمد و اتحاديه ها تعطيل شدند كه پس از مدتي با برگزاري انتخابات , اينجانب نيز عضو اتحاديه فرش فروشان شدم و در حال حاضر از سال 61 در اين اتحاديه و در سمت معاون و بازرس مشغول فعاليت هستم .
وضعيت كسب و كار در گذشته چگونه بوده و چه تغييري با وضعيت كنوني پيدا كرده است
ث نرخ اجناس در گذشته از سوي اداره بازرگاني تعيين مي شد كه از 10 درصد تا 20 درصد بود و در برخي از اجناس 7 تا 8 درصد نيز بود كه امري پسنديده و عالي بود كه اين امر در حال حاضر نيز تداوم دارد. اما متاسفانه عده اي هستند كه به لحاظ عدم آگاهي كافي متوجه اين نرخها نيستند و آنها را واقعي قلمداد نمي كنند هر چند ممكن است در برخي از واحدهاي صنفي اين مسئله وجود داشته باشد ولي در صنف خودمان پيشنهاد كرده ايم كه نرخ محصول بر روي آن درج و به همان قيمت فروخته شود.
چرا چانه زني بر سر قيمت در بازار زياد است
ث بخاطر اينكه اعتماد مردم كم است و نرخهاي مغازه داران را قبول ندارند. اگر نرخ گذاري واقعي باشد و به كمتر يا بيشتر از آن عرضه نشود , مردم به بازار اعتماد پيدا مي كنند.
بازار قديم چه ويژگي داشت
ث بازار درگذشته حسن , ويژگي وهمچنين تركيب خاصي داشت و احترام خاص بين بازاريان حاكم بود. در گذشته نيروي انتظامي , ماموران ويژه اي داشتند كه با لباس شخصي در بازار , با افرادي كه قانون شكني مي كردند و يا براي مردم ايجاد مزاحمت مي كردند , برخورد مي نمودند. ولي در حال حاضر هر چند نيروي انتظامي در بازار حضور دارد اما از قدرت كافي در برخورد با ناهنجاريها برخوردار نيست . اطمينان واحترام متقابل از ديگر ويژگيهاي بازاريان قديم بود و هنگام كه اذان ظهر مي شد نماز خود را در مسجد جامع و به جماعت اقامه مي كردند و پس از آن به واحد صنفي خود مراجعه مي كردند. قناعت نيز ويژگي مهم بازاريان قديم بود كه به سود كم تر قانع بودند. از جمله اين افراد مغازه روبروي مغازه اينجانب است كه حاج آقا نشاني نام دارد و از سرشناس ترين افراد بازار است كه بخاطر پايبندي به برخي اصول , مغازه اش در حال حاضر نيز به اندازه گذشته است و حتي يك سانتي متر هم به بيرون تجاوز نكرده و با همان مقررات گذشته و درصد سود كمتر به فروش خود ادامه مي دهد. در اين ميان متاسفانه افرادي نظير « حاج آقا كارآمد » هم بودند كه به لحاظ عدم سازگار شدن با برخي شرايط وافراد , مغازه خود را فروختند و بازار اروميه از نعمت داشتن چنين افرادي محروم ماند.
تاثير توكل به خدا در كسب و كار چگونه است
ث اين بحث اصلا جاي صحبت و شك و ترديد ندارد. من وقتي از منزل خارج مي شوم پس از دعا و بسم الله گفتن و با توكل به خدا مغازه را باز مي كنم و بلافاصله يك صفحه قرآن مي خوانم . بايد ايمان و وجدان در قلب فرد وجود داشته باشد چرا كه اين خداوند است كه روزي هر كس را معين كرده و اگر او اراده نكرده باشد از دست كسي كاري ساخته نيست .
احكام شرعي در بازار تا چه حدي رعايت مي شوند
ث قبلا مردم , خيلي ساده و خيلي با وجدان و با ايمان بودند و همان اشخاص باز هم در كار خود فعال هستند و باتوجه به تعليمات خانوادگي , راه خود را ادامه مي دهند. گاها افرادي هم پيدا مي شوند و كارهايي انجام مي دهند كه نمي توان همه را با ترازوي آنها سنجيد. در بازار افراد با ايمان ومحترم زيادي هستند كه به اسلام و انقلاب نزديك بوده و در اين راه تلاشهاي زيادي كرده اند و در اين ميان خود را مقيد به رعايت كامل احكام شرعي مي دانند.
در حال حاضر رابطه بانكها با بازار چگونه است
ث تسهيلات بازاريها فقط در قالب مضاربه است و از ديگر تسهيلات نمي توانند استفاده كنند مگر واحدهايي كه فعاليت توليدي دارند و يا كارخانجات كه سود بانكي وامهاي آنها پايين است . خوشبختانه با كاهش نرخ سود تسهيلات از سوي دولت , سودها تقريبا متعادل شده كه متاسفانه قبلا بسيار بالا بود و تا 23 درصد نيز مي رسيد اما در حال حاضر كاهش يافته و وضعيت را مطلوب مي بينم ولي در عين حال در اثر اين اقدام , بانكها قدري در ارائه تسهيلات با اكراه و سستي برخورد مي كنند.
نزول و نزول خواري در بازار چگونه است و عكس العمل بازار در قبال اين پديده به چه صورت است
ث شرعا و عرفا نزول از گناهان كبيره است و از زماني كه ما چشم باز كرده ايم اين را گفته اند و به آن نيز اعتقاد داريم . سابق اصلا نشان نمي داد و مشخص نبود كه فردي نزولخوار است و اگر خداي نكرده هم بود , بنام مي گفتند و با ديده بي احترامي به وي نگاه مي كردند اما متاسفانه در حال حاضر چنين نيست و نزول در بازار غوغا مي كند . هر مغازه داري را كه مي بيني 5 ميليون يا 10 ميليون نزول گرفته اين نزولها هم از 5 تا 7 هزار تومان به ازاي هر يكصد هزار تومان است . از خيلي ها هم اطلاع دارم كه اين كار را مي كنند و چنين تصور مي كنند كه امري رايج است و آن را خوب مي دانند. در قديم مي گفتند كه اين فرد نزولخوار است و نان وي حلال نيست و با او صحبت و معاشرت نكنيد اما متاسفانه در حال حاضر چنين نيست .
در بحث نزولخواري , بازاري پول به نزول مي دهد يا مي گيرد
ث نه خير بازاري نزول مي گيرد. كساني كه نزول مي دهند افرادي هستند كه به لحاظ وجود نقدينگي و طمع و مهمتر از آن بي اطلاعي از حكم شرعي آن , پول خود را به نزول مي دهند. بحث بكارگيري نقدينگي در فعاليت هاي اقتصادي راههاي شرعي دارد كه بايد به واسطه آن پول خود را در چرخه اقتصادي بكار گرفت .
چرا ورشكستگي در بازار زياد مشاهده ميشود و علت آن چيست
ث كسي كه به نفس خود مطمئن و به حق خود قانع باشد , چنين شخصي ورشكست نمي شود و امكان هم ندارد كه ورشكست شود. كسي كه مغازه اي را داير كرده و 5 يا 10 ميليون تومان سرمايه دارد , اگر در شغل و حرفه خود فعاليت كند , ورشكست نمي شود. الان , معاملات در سطح وسيع انجام مي شود و حتي با كشورهاي خارجي كه نتيجه بعضي از اين معاملات , از بين رفتن مبلغ معامله و در نهايت ورشكستگي است كه اين عامل هم باعث روي آوردن فرد به گرفتن پول نزول است . اين مسئله , شكل دوم هم دارد كه بعضي ها مي آيند و مغازه اي را به مبلغ 100 تا 600 هزار تومان اجاره مي كنند و حتي اتحاديه هم به آنها پروانه صادر مي كند و پس از مدتي كار كردن 80 ميليون , 100 ميليون از مردم گرفته و متواري مي شوند .
چه توصيه اي در اين رابطه به همكاران خود داريد
ث به همكاران خود توصيه مي كنم اگر خواستند مغازه خود را اجاره بدهند اول از مجمع امور صنفي و بازرگاني و ادارات مسئول , سوابق آن فرد را استعلام نمايند و سپس واحد خود را به اجاره بدهند. كسي كه مالك مغازه و يا داراي ملك باشد به هيچ وجه فردي نيست كه فرار كند. ولي شخصي كه آمده واز اتحاديه هم پروانه گرفته افرادي كه با وي معامله ميكنند يك روز متوجه مي شوند كه وي متواري شده است . من معتقدم اصلا به اينگونه افراد نبايد پروانه داده شود.
چه تعداد از مغازه هاي فرش فروشي در حال حاضر داراي پروانه كسب هستند
ث حدود 200 نفر داراي پروانه و حدود يكصد نفر هم بدون پروانه هستند كه اين تعداد فاقد پروانه هم داراي مشكلاتي نظير موجر و مستاجر و ورثه اي هستند و تعدادي هم با دارايي مشكل دارند. اتحاديه هم به اين افراد اخطار داده كه پروانه كسب دريافت نمايند.
آيا كم فروشي و گرانفروشي در بازار وجود دارد
ث در بازار , شخصي كه داراي مغازه باشد امكان ندارد كه كم فروشي و يا احيانا گرانفروشي نمايد. من چنين چيزي را مشاهده نكرده ام . اما حرف شما درست است و در بازار , اكثريت دستفروشان اقدام به كم فروشي مي كنند. براي مقابله با اين افراد هم , هيچ ارگاني خود را مسئول نمي داند و به اين مسئله رسيدگي نمي كند.
اقامه نماز در بازار چگونه است و بازاريان نماز خود را در چه محلي اقامه مي كنند
ث قبلا نماز جماعت بصورت عالي توسط كسبه در مسجد جامع اقامه مي شد و اين مسجد به لحاظ نزديكي به بازار با استقبال بازاريان مواجه و نماز داير بود. در حال حاضر بازاريان براي اقامه نماز به مسجد اعظم مراجعه مي كنند.
برخورد بازار با ناهنجاريها از جمله بدحجابي چگونه است
ث از اين موارد , بسيار مشاهده شده و با كسي كه بازاري است برخورد شده است . گاها كساني هم هستند كه با جلف بازي رفتار مي كنند كه آن هم بايد خود مغازه دار با او برخورد كند.
نقش بازار در شكل گيري و پيروزي انقلاب چگونه بود
ثدر اين انقلاب , خود ما نيز حضور داشتيم و بازار در سطح عالي همكاري داشت . چه با تعطيل كردن بازار و چه با شركت در راهپيمايي و تجمع در مسجد اعظم . اتفاق و هماهنگي داشتيم و كوچكترها از بزرگترها , حرف شنوي داشتند و دستورات آنها را انجام مي دهند و اين اتفاق و هم دلي باعث شد كه بازار نيز در پيروزي انقلاب نقش داشته باشد.
در پايان با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد اگر مطلب ديگري داريد بفرماييد.
ث از مسئولين استان عاجزانه خواهش مي كنم كه به وضعيت شهر رسيدگي جدي بنمايند. مخصوصا از اعضاي شوراي شهر كه به گفته هاي خود در زمان انتخابات عمل نكرده اند. الان در خيابان امام و داخل بازار , سد معبر غوغا مي كند و خانمي كه مي خواهد به بازار بيايد قادر به رد شدن از پياده رو نيست و علت آن هم اين است كه مسئولين مربوطه هيچگونه رسيدگي نمي كنند و اين مشكل هر روز حادتر مي شود. تكدي گري در بازار نيز از معضلات عمده است كه هم براي مردم و هم براي كسبه مشكل ساز شده است .
حاج آقا نشاني از سرشناس ترين افراد بازار اروميه است كه به خاطر پاي بندي به اصول شرع , حتي يك سانتي متر هم سد معبر نمي كند و به سود كمتر قانع است
با دعا , با بسم الله و توكل به خدا كارم را آغاز مي كنم , و قبل از هر كاري يك صفحه قرآن مي خوانم
در بازار قديم اروميه , به نزول خور با ديده بي احترامي نگاه مي كردند , اما متاسفانه در بازار جديد چنين نيست
زيرنويس عكس : حاج جواد رمضاني

گفتگوي « هلا آلماني » با « معصومه نوازني »
ايراني شهامت دارد , ترسو نيست ايراني با ايمان و عدالت خواه است




اشاره :
1 ـ مصاحبه اي كه در زير مي خوانيد متن مصاحبه خانم « معصومه نوازني » خبرنگار مجله راديو با خانم هلا كماليان است . خانم هلا 66 ساله و دانش آموخته رشته پرستاري است . او زمانيكه در آلمان زندگي مي كرد و در بيمارستان دانشگاه فرانكفورد مشغول به كار بود , به دعوت خانواده شهيدآيت الله بهشتي , به ايران دعوت شد و يك سال پس از شهادت شهيدبهشتي به تهران آمد و كار در راديو صداي آلماني (واحد برون مرزي صداي جمهوري اسلامي ايران ـ بخش آلماني ) را آغاز كرد.و هم اكنون يكي از فعالان راديو آلماني مركز تهران است :
2 ـ اين مصاحبه از مجله راديو ـ شماره بيست و نهم نقل شده است و بخشهايي از مصاحبه كه مربوط به مسايل داخلي « راديو » و برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بود از متن حذف شده است .
خلاصه مصاحبه « معصومه نوازني » با هلاآلماني ـ كماليان ـ »
وجود community 1 ـ چه خوب بود در ايران هم مثل آلمان , راديوي داشت .
2 ـ جوانان آلماني از جمله شنوندگان راديو آلماني تهران هستند .
3 ـ كشيش هاي آلماني هم راديو آلماني تهران را گوش ميدهند .
4 ـ جهاني شدن اگر به شكل افكار جورج دبليوبوش باشد كه من و امثال من آن را قبول نداريم , اما اگر جهاني شدن به معناي حكومت امام زمان (عج ) باشد اين شكل ديگري است كه قابل قبول است .
5 ـ متاسفانه در بعضي برنامه ها , چه در راديو ايران و چه در تلويزيون ايران , آنقدر گوينده ها و مجري ها شعار مي دهند و تعارف مي كنند و يك حرف را تكرار مي كنند كه آدم خسته مي شود و من خودم در چنين مواقعي راديو يا تلويزيون را خاموش مي كنم .
6 ـ سياستمداران آلماني تلاش دارند كه مردم زياد فكر نكنند و فقط سرگرم مسائل پيش پا افتاده باشند.
ثخانم كماليان راديوي ايران در سال هاي پس از انقلاب توسعه بسياري داشته و شما تا اندازه اي با اين توسعه آشنا هستيد آيا براي گسترش ابعاد اين توسعه , الگوي خاصي را پيشنهاد مي كنيد
من فكر مي كنم خود ايران براي ديگر كشورها يك الگوي مناسب است ; اما به هر حال شيوه بهتري هم مي تواند وجود داشته باشد. مثلا من به خاطر دارم سال هاي زيادي كه در آلمان بوديم راديوي مدارس داشتيم . تمام دروسي را كه دانش آموزان از اول ابتدايي تا آخر دبيرستان مي خواندند , در اين راديو درس مي دادند. از زماني كه من بچه بودم اين راديو وجود داشت و حالا هم وجود دارد. آنها سعي مي كنند دروس مختلف را به صورت قابل فهم و خيلي ساده براي بچه ها توضيح بدهند , البته به شكل هاي مختلف . ) تلقي كرد » و چه خوب community « مي توان آن را نوعي راديوي جامعه ( بود ايران همچنين راديويي داشت .
ثمخاطبان راديو آلمان اكثرا از چه اقشاري از جامعه اند
در آلمان شنونده زياد است و همه اول صبح راديو را روشن مي كنند. البته بيشتر به خاطر موسيقي و در لابه لاي موسيقي حرف هايي هم گفته مي شود كه گاهي جالب است . برنامه هاي مختلف راديو آلمان همه تحت نظارت دولت است . گاهي هم در اين راديو برنامه هايي وجود دارد كه اصلا جالب نيست و خيلي سطحي و رو به ابتذال است . شنونده هاي برون مرزي زبان آلماني هم از همه قشري هستند. ولي بيشتر از سن هاي بالاتر; البته در ميان آنها جوان هم داريم . و اين را هم بگويم كه جواناني بودند كه بعد از گوش دادن به راديو آلماني برون مرزي ايران مسلمان شدند. حتي كشيش هم در جمع شنونده هاي ما وجود دارد.
ثچه تقاضاها و پيشنهاداتي در نامه ها مطرح مي شود
آنها از تلاوت قرآن در ابتداي برنامه , برنامه هاي تاريخي , مصاحبه با نويسنده هاي معروف , خبرهاي داخلي ايران , برنامه براي مسيحيان كه جالب توجه كاتوليك هاست واز مباحث اخلاقي و برنامه هاي ويژه ماه مبارك رمضان استقبال مي كنند و تقاضاي پخش بيشتر اين برنامه ها را دارند.
ثبا توجه به شرايط اجتماعي ـ فرهنگي دنياي كنوني و مطرح بودن مبحث جهاني شدن , آيا رسانه راديو در ايران مي تواند همسو با رسانه هاي ديگر دنيا باشد و يا برعكس
ث جهاني شدن اگر به شكل افكار جورج دبليوبوش باشد كه من و امثال من آن را قبول نداريم , اما اگر جهاني شدن به معناي حكومت امام زمان (عج ) باشد اين شكل ديگري است كه به نظر من قابل قبول است . مردم در عين جهاني شدن بايد مسائل بومي وفرهنگي خود را حفظ كنند و در عين حال با فرهنگ هاي ديگر هم آشنا شوند. ايران مي تواند همسو با راديوهاي دنيا حركت كند , اما با زبان ملايم و رعايت حقوق و احترام ديگران . اگر چه ديدگاه ايران ديدگاه خوبي است , اما من اميدي ندارم كه رسانه هاي ديگر با ايران همسو شوند. آنها بايد افكار برتري جويانه خود را كنار بگذارند وبا احترام با ايران برخورد كنند. گاهي ديده مي شود كه كشورهاي ديگر از رسانه به عنوان ابزاري براي تحميل افكار سياسي شان به ديگران استفاده مي كنند و اين خيلي مخرب و بد است .


ث حضور پررنگ رسانه هاي جديد و رقابت آنها با راديو , چه تاثيري در نقش و كاركرد اين رسانه داشته و براي بقاي اين رسانه و جلب توجه بيشتر مخاطبان , راديو بايد بر كدام يك از ويژگي هايش , تكيه بيشتري داشته باشد
راديو هميشه جايگاه خودش را داشته و دارد. اما چون اين رسانه مخاطب بيشتري دارد , بايد به آنچه كه مي گويد عمل كند. اگر عملكرد خوبي داشته باشيم مردم حرف هاي ما را قبول مي كنند. اگر به دنياي امروز نگاه كنيم مي بينيم كه در ميان دولت ها دولت بوش و صهيونيسم اصلا در ميان مردم جهان محبوب نيستند. چرا چون به آنچه كه مي گويند خوب عمل نمي كنند , ما بايد حرف و عملمان يكي باشد. و مطابق گفته هاي خود عمل كنيم تا مخاطب ما را باور كند. فرهنگ ايراني و مذهب و آداب و رسوم ايراني بايد در دنيا شناسانده شود. خيلي ها تشنه اين دانستن هايند. بايد به خواسته هاي مخاطب توجه كرد , او را درك كرد و به تقاضاها و خواسته هايش پاسخ داد.
ثبه نظر شما متصديان برنامه سازي در راديو , بايد داراي چه ويژگي هايي باشند
اول خود برنامه ساز بايد حرفه اش را دوست داشته باشد و به مخاطب احترام بگزارد و نيازهاي مخاطب را درك كند. متاسفانه در بعضي برنامه ها , چه در راديو و چه در تلويزيون , آنقدر گوينده ها و مجري ها شعار مي دهند و تعارف مي كنند و يك حرف را تكرار مي كنند كه آدم خسته مي شود و من خودم در چنين مواقعي راديو يا تلويزيون را خاموش مي كنم . اصولا بايد حرف ها واقع بينانه , با محبت و حقيقي باشد.
ثدر مجموع شما جايگاه مطلوب راديو را چگونه ترسيم مي كنيد و براي اصلاح و بهبود شرايط موجود , چه راهكارهايي را پيشنهاد مي نماييد
من فكر مي كنم كه خوب بود زبان آلماني در تلويزيون هم برنامه داشت . چون مي دانم كه در اروپا خيلي ها كه دوست دارند از ايران بدانند زبانشان آلماني است و زبان هاي ديگر را نمي فهمند. نمي دانم چرا صدا و سيما در مورد برنامه هاي به زبان آلماني در تلويزيون كم لطفي مي كند.
ثشما چقدر با راديوهاي ايران آشناييد و در مجموع موقعيت شبكه هاي مختلف راديويي را به لحاظ قالب و محتوا چگونه ارزيابي مي كنيد
با شبكه هاي برون مرزي كه همكاري خوبي داريم و آنها هم كارشان مطلوب است . از ميان شبكه هاي ايراني هم در ماشين به راديو پيام زياد گوش مي كنم . راديو معارف را هم كه گاهي مي شنوم , برنامه هاي خوبي دارد. راه زندگي و خانه و خانواده راديو سراسري را هم خيلي دوست دارم , چون در مورد مسائل مهم زندگي مردم صحبت مي كنند و آدم چيزهاي زيادي ياد مي گيرد. حالا وقتي به آلمان مي روم و برنامه هاي آنجا را گوش مي كنم , ديگر برايم جالب نيست , چون آنها خيلي سطحي شده اند و راجع به مسائلي صحبت مي كنند كه چندان ارزشي ندارد. ولي در ايران بدون تعارف مي گويم خيلي ارزشي تر فكر مي كنند و به مسائل عميق تر نگاه مي كنند و آنها را اساسي تر بررسي مي كنند , مثلا راجع به سلامت و زندگي و پايداري زندگي هاي مشترك به طور اساسي صحبت مي كنند و جوانان را راهنمايي مي نمايد ولي در آلمان در اين سطح و به اين شكل نيست .
ثآيا فكر مي كنيد سياستي پشت اين برنامه هاست كه دوست دارند مردم را در اين سطح نگه دارند
بله . صددرصد مي خواهند مردم زياد فكر نكنند. به خصوص به سياست و فقط سرگرم مسائل پيش پا افتاده باشند. من گاهي از آنها مايوس مي شوم .
ثچه وجوه مشتركي بين برنامه هاي راديوي آلمان و ايران وجود دارد
گاهي وجوه مشتركي وجود دارد; مثلا مباحث روانشناسي مربوط به كودكان و سلامت و مسائل مذهبي . وقتي در آلمان بودم هر روز صبح در آنجا مثل اينجا كه راديو , قرآن مي خواند و آيه ها را تفسير مي كنند برنامه اي بود كه صبح ها كشيش راجع به مذهب و انجيل صحبت مي كرد. اين هم راه زندگي است و براي هدايت آدم ها در زندگي خيلي خوب است . مردم دنيا به دنبال صلح و آرامش اند , به دنبال ارزش هاي انساني , عدالت و برابري . مردم ديگر از جنگ و سياست خسته شده اند و به همين دليل به مسائل مذهبي كه آرامش خاصي در آن موج مي زند , اهميت مي دهند.
ثدر جنگ جهاني دوم راديو در آلمان نقش اساسي داشت , چون تلويزيون در آن زمان جايگاهي نداشت . آيا هنوز هم در آلمان راديو جايگاه خود را حفظ كرده است
بله هنوز هم در آلمان راديو جاي خودش را دارد; چون مردم كار دارند و گرفتارند و وقت تلويزيون نگاه كردن ندارند و بيشتر به راديو گوش مي كنند.
ثآيا شنونده هاي برون مرزي بر روي اينترنت هم برنامه هاي شما را گوش مي كنند
) به E.mail و هم از اينترنت برنامه هاي ما را مي شنوند و با ( FM بله , هم از ما جواب مي دهند. شنونده ها دائم با ما در ارتباطند. سايت هم داريم ; آدرس سايت ما اين است :
ثو حرف آخر
www.irib.ir \ world service \ german radio
من ايران و ايراني را دوست دارم ; چون ايراني شهامت دارد و ترسونيست و با ايمان و عدالت خواه است . فقط اميدوارم كه ان شاالله همين طور كه تا الان متحد بوده اند , باز هم مثل سال هاي پيش , همه با هم باشند , ايران را بسازند و در برابر استكبار جهاني بايستند.