روزنامه جمهوري اسلامي 06/11/1384 صفحه عقيدتي
چهارگام اساسي در مسير تربيت سالم و پايدار




گام دوم : آنچه انجام آن براي كودك و نوجوان سنگين و طاقت فرسا مي باشد , از او نخواهيد
در نظام تربيتي اسلام و براساس رهنمودي از پيامبراكرم (ص ) , يكي از روش هاي كارآمد در تربيت و پرورش فرزندان , اجتناب و خودداري از تحميل امور نامناسب و غيرقابل انطباق با توانمندي هاي ذهني و فكري و جسمي بر كودكان و نوجوانان مي باشد.
رسول گرامي اسلام (ص ) كه در رهنمود عميق و راهگشاي خويش والدين را به پيمودن چهارگام اساسي در پرورش فرزندان ترغيب مي نمايد , دومين گام از اين حركت بالنده را اينگونه معرفي مي كند :
« آنچه انجام آن براي كودك سنگين و طاقت فرسا مي باشد , از او نخواهيد. »
براساس اين رهنمود تربيتي , بايد هيچ تكليف و كار و تلاش و وظيفه اي كه با توانمندي فرزندان تعارض دارد به آن ها محول نگردد.
والدين بايد كودك و نوجوان را به كاري كه از قدرت و توان او خارج است وادار نسازند كه اين امر برخلاف واقعيت هاي عيني و تثبيت شده در جسم و روح او مي باشد. اين عمل ناصحيح ـ چه به صورت درخواست هاي مبتني بر اجبار و فشار براي مطالعه فوق العاده و خارج از برنامه , و چه به صورت واگذاري بخشي از كارهاي منزل و خارج از منزل ـ زيان آور و آسيب زا مي باشد و كودك و نوجوان را در مشقت و رنج مي افكند و از رشد طبيعي و معقول و متعادل باز مي دارد.
اين خطاي بزرگ را نه تنها برخي از والدين , بلكه بعضي از معلمان نيز مرتكب مي شوند و خود آگاه يا ناخودآگاه مسير تعليم و تربيت صحيح و پويا و كارآمد را ناهموار مي سا زند و كودك و نوجوان را در محاصره رنج و آسيب هاي روحي و رواني قرار مي دهند. يكي از معلمان , با معيار قراردادن سقف بالاي نمرات يعني « بيست » , هر دانش آموزي را كه كمتر از اين سقف تعيين شده نمره مي آورد به دادن تكاليف سخت تنبيه مي كرد. به اين ترتيب كه رونويسي از صفحات مختلف كتاب هاي درسي مربوطه را در برنامه هاي تكليفي شب كودكان و نوجوانان مي گنجاند و از آنان مي خواست كه در هر شرايط به انجام آنها اهتمام ورزند.
بعضي از والدين كه شاهد رنج و سختي هاي ناشي از اين طرح ! و برنامه ! بودند , براي اعتراض راهي مدرسه شدند و وقتي موضوع را با ناظم مدرسه در ميان نهادند پاسخي كه شنيدند اين بود كه « معلم مربوطه با اين طرح و روش به موفقيت هايي نائل آمده و مرتبه نمره برخي از دانش آموزان را بالا برده است . »
اين پاسخ , براي والدين قانع كننده نبود , زيرا به وضوح شاهد فشارهاي فراوان و مشقت هاي طاقت فرسا و انعكاس آثار ناگوار آن در حالات و روحيات و عملكردهاي فرزندان خود بوده و حاضر به تداوم اين وضع اسف بار نبودند.
بديهي است اين روش ـ حتي اگر در مواردي با موفقيت قرين گردد ـ سالم و مفيد و طبيعي و ريشه اي و پايدار نخواهد بود و بايد از آن پرهيز نمود.
بر مبناي واقعيت هاي مزبور , علاوه بر آن كه لازم است كارها و تلاش هاي انجام شده توسط كودكان و نوجوانان كه با طاقت و توان آنان تناسب دارد پذيرفته شود , نبايد هيچ كاري كه با توان و قدرتشان تطابق ندارد , از آنها درخواست گردد.
كار و تلاش هاي انجام يافته توسط فرزندان و پذيرش آنها , در كنار اجتناب از محول ساختن كارهاي نامتناسب با طاقت و توانايي و گنجايش ذهني و توانمندي جسمي آنها , نه تنها مانع رشد و پيشرفت هاي فرزندان نمي شود , كه زمينه ساز شكوفايي هر چه بهتر و بيشتر استعدادهاي دروني آنها مي گردد. زيرا همان طور كه نپذيرفتن تلاشهاي كودكان و نوجوانان ـ كه با توان و طاقتشان تناسب كامل داردـ و نيز تحميل امور متضاد با قدرت و توانايي آنها موجب جلوگيري از روند سالم رشد و بالندگي مي شود , پذيرش تلاش ها و محول نكردن امور مخالف با طاقت و توانايي و قدرت ذهني و جسمي شان به آنها , راه را براي حركت طبيعي و سالم و پرورش فكري و روحي آنها صاف و هموار مي سازد و نه با اجبار و فشار و ايجاد حصار و محدوديت ها , كه همراه با آزادي و آرامش و اميد و نشاط و ابتهاج , رشد و كمال به ارمغان خواهد آورد.
اينك بايد برخي از مصاديق اموري را كه والدين به فرزندان محول مي كنند به تامل بگذاريم .
1 ـ اغلب والدين , كودكان و نوجوانان را در محيط خانه به كار مي گيرند و علاوه بر آن , برخي از امور خارج از خانه را نيز به آنان واگذار مي نمايند.
امور داخل خانه را مي توان در موارد و مصاديقي چون نگهداري از بچه خردسال , درخواست كمك در نظافت منزل , و شستن ظروف به ويژه از دختران نوجوان و امثال اين امور خلاصه نمود.
كارهاي خارج از منزل مي تواند خريد از مغازه , گرفتن وسايل مورد نياز از همسايه ها , پيغام بري از والدين براي افراد مختلف , به بازي بردن كودكان خردسال و مصاديق ديگر باشد.
والدين بايد مراقب باشند كه خارج از طاقت و توان و انرژي فرزندانشان اينگونه امور را به آنان محول نكنند و نونهالان خويش را در مرارت و مشقت نيفكنند.
اگرچه محول ساختن امور خانه و درخواست استعانت از كودكان و نوجوانان , طبيعي و معقول است , لكن اگر با توان جسمي و روحي و وقت و زماني كه در اختيار دارند تناسب ندا شته باشد , « تحميل » محسوب مي شود و كاري نه طبيعي و متعادل , كه « سنگين » و « طاقت فرسا » مي باشد و ترديدي وجود ندارد كه در روند تربيت و پرورش جامع و صحيح آنان وقفه و مانع ايجاد خواهد كرد. زيرا تربيت جامع و كامل با تقسيم زمان و اوقات و تعيين وظايف و امور متعادل و منطبق با لحظات تعيين شده ميسر مي گردد و چنانچه اين برنامه ريزي زمان بندي شده دچار اختلال و نابساماني شود , به هر ميزان كه وقت و انرژي كودك و نوجوان در حالت افراط و زياده روي به برخي از امور از جمله كارهاي محوله داخل و خارج خانه اختصاص داده شود , وظايف و امور ديگر كودكان و نوجوانان ضربه و زيان مي پذيرد و در نتيجه رشد و پرورش آنان مختل خواهد گرديد.
2 ـ مطالعه دروس و آماده كردن خود براي حضور مفيد و موثر و فوق العاده در كلاس درس , از دغدغه ها و حساسيت هاي متداول والدين محسوب مي شود.
اكثر والدين بسيار مايلند كه علاوه بر آنچه به صورت تكليف از جانب معلمين براي دانش آموزان تعيين شده است , فرزندان خود را به تكاليف فوق العاده وادار سازند و به همين دليل پي در پي آنان را به مطالعه دقيق تر و بيشتر كتب دعوت و ترغيب مي نمايند و مخصوصا سعي وافر دارند كه دروس مختلف را از فرزندانشان بپرسند و مرتب به آنان ديكته بگويند و لغت بپرسند و از متن كتاب سئوال و پرسش دربياورند و كودكان و نوجوانان را آزمايش كنند.
اين دغدغه و تلاش هاي ناشي از آن , اگرچه ممدوح و پسنديده است و بايد تداوم يابد , لكن نبايد به افراط و زيادروي بيفتد و به تحميل و فشار تبديل شود و آنقدر سنگين و طاقت فرسا باشد كه كودكان را به رنج و مشقت افكند و از انجام وظايف و كارهاي ديگر كه بايد به موقع و به طور صحيح انجام گيرد , باز دارد.
والدين بايد به اين واقعيت توجه كافي مبذول دارند كه رافت و دلسوزي نسبت به پيشرفت هاي فرزندان نبايد آنان را از حد اعتدال خارج كند و نسنجيده و مطالعه نكرده به اتخاذ تصميم هاي غلط وادار نمايد.
افراط در محول ساختن تكاليف درسي فوق العاده و خارج از برنامه هاي تعيين شده توسط معلمان , اثر معكوس برجاي مي نهد و از آنجا كه سنگين و نامنطبق با توانايي و طاقت فرزندان مي باشد , نه تنها اثربخش نيست , كه موجب واردشدن زيان و ضرر به كارهاي ديگر فرزندان كه بايد وقت و انرژي لازم را به آن اختصاص دهند , مي گردد.
3 ـ آموزش هاي ديني و تكاليف و وظايف عبادي از جمله اموري است كه والدين در تعامل با كودكان و نوجوانان مورد توجه و نظر قرار مي دهند و از آنان مي خواهند كه معارف و احكام ديني را فرا گيرند و در انجام عبادات اهتمام ورزند.
آموزش ها و تكاليف ديني براي تربيت و پرورش فرزندان امري است لازم و حياتي و زمينه ساز تحقق تربيت ديني فرزندان و تقويت ايمان مذهبي در آنان .
كودكان و نوجوانان داراي فطرت پاك خداپرستي و تمايل و گرايش به مبدا هستي بخش مي باشند و اين حقيقتي است كه در سرشت همه انسان ها به وديعه نهاده شده است و قرآن كريم به صراحت به « دين گرايي فطري » اشاره مي نمايد , آنجا كه به روشني و صراحت مي فرمايد :
« روي دل به جانب آئين پاك اسلام آور و پيوسته از طريقه دين خدا كه فطرت خلق را بر آن آفريده است پيروي كن كه هيچ تغيير و تبديلي در خلقت خدا راه نمي يابد و اين است دين و آئين استوار حق . » 1
كودكان و نوجوانان به طور طبيعي خداخواه و مشتاق پرستش و عبادت آفريده شده اند , لكن اينان و همه انسان ها تحت تاثير عوامل خارجي در معرض آلودگي فطرت و گرايش به باطل و فسادو تباهي قرار مي گيرند , چنان كه پيامبرگرامي اسلام (ص ) دراين باره چنين فرمود :
« هر نوزادي با فطرت الهي متولد مي شود و پرورش مي يابد , مگر آن كه پدر و مادر , او را به سوي يهودي گري يا مسيحي گري بكشانند . » 2
اين روايت ژرف , آموزش و بينش و معرفتي است براي جوامع اسلامي كه اولا كودكان , خداجو پاي در عرصه دنيا مي نهند و پاك و منزه و سالم مي باشند. ثانيا تربيت و پرورش والدين نقش بنيادين و اثرگذار دارد و مي تواند به رشد و تعالي و گرايش آنان به سوي « اسلام » كه « دين فطري » است منتهي گردد و فطرت پاك و خداجوي نونهالان را در مسير پرورش هاي اسلامي قرار دهد و به مقصد نهايي ـ كه شخصيت سالم و بالنده و جامع است ـ نائل گرداند , و نيز مي تواند كودكان را به سوي آئين هاي تحريف شده و آميخته با خرافات يهوديت و مسيحيت بكشاند كه براساس آيات قرآن و با ختم رسالت و كتب آسماني , اين دو آئين منسوخ مي گردند و دين خدا « اسلام » است كه جاودانه و با قوانين و احكام جامع و كامل خود تامين كننده حيات سالم در همه شئون جسمي و روحي و مادي و معنوي مي باشد3.
براساس ضرورت حياتي « تربيت ديني فرزندان » , والدين مسلمان خود را موظف مي دانند كه مطالب خاصي را در قالب معارف و احكام به فرزندانشان بياموزند. چنان كه حضرت امام جعفرصادق (ع ) پدران و مادران را اينگونه به اين وظيفه و مسئوليت آموزشي فرا مي خواند :
« احاديث اسلامي را به نوجوانان خود بياموزيد و در انجام اين وظيفه تربيتي تسريع نمائيد , پيش ازآن كه مخالفين گمراه , بر شما پيشي گيرند و سخنان نادرست خويش را در ضمير پاك آنان جاي دهند و گمراهشان سازند . » 4
علاوه بر وظايف آموزشي والدين براي انتقال صحيح معارف و تعاليم اسلامي به فرزندان , مراقبت هاي ويژه عملي به منظور زمينه سازي هاي اوليه در فرزندانشان نسبت به انجام تكاليف و وظايف عبادي , ضرورت مي يابد.
در تعاليم اسلام , به توصيه هايي از پيشوايان دين (ع ) مواجه مي شويم كه والدين را به اين وظيفه براي آماده سازي كودكان و نوجوانان ترغيب مي نمايند. اين توصيه ها مربوط به مراحل قبل از بلوغ و تكليف است و فلسفه اصلي آن همانا به وجود آوردن رغبت و شوق به عبادت و بيداركردن فطرت پاك خداجوي نونهالان مي باشد.
در سخن ذيل از حضرت امام محمدباقر(ع ) دقت كنيد و ببينيد چگونه زمينه سازي هاي مرحله به مرحله براي متمايل ساختن فرزندان به توحيد و عبادات مورد توجه قرار گرفته است :
« در سه سالگي كلمه توحيد (لااله الاالله ) را به طفل بياموزند. در چهارسالگي كلمه نبوت (محمد رسول الله ) را به او ياد بدهند. در پنج سالگي رويش را به قبله متوجه كنند و به او بگويند سربه سجده بگذارد. در شش سالگي كامل , ركوع و سجده صحيح را به او بياموزند. در هفت سالگي به طفل بگويند دست و رويت را بشوي و نمازبگذار . » 5
والدين پس از كسب بينش هاي لازم نسبت به وظايف خويش در تربيت و پرورش ديني , بايد مراقبت ويژه به عمل آورند كه از حالت « تعادل » خارج نشوند و به « افراط و زياده روي » گرفتار نيايند و تكاليف ديني سنگين به فرزندان خويش تحميل نكنند.
والدين بايد توجه داشته باشند كه زمينه سازي هاي قبل از دوره « بلوغ و تكليف » در فرزندان حالت استحباب دارد , نه وجوب , و به راستي شگفت انگيز است كه بعضي از پدران و مادران به گونه اي عمل مي كنند كه گويا بر كودك و نوجوان نابالغ واجب است كه طاعات و عبادات الهي را به طور دقيق و كامل انجام دهد!
ايجاد شرايط و بسترهاي لازم براي تمايل كودكان و نوجوانان به آموختن معارف و انجام تكاليف عبادي جز با تشويق هاي مناسب كلامي و عملي و مواجهات مستحسن و نيكو قابل تحقق نمي باشد و اين روشي است كه زودتر و سهل تر نتيجه مي دهد.
سخت گيري و تحميل تكاليف عبادي به كودكان و نوجوانان به آن دليل كه خارج از طاقت و توانايي آنان مي باشد , نتيجه معكوس مي دهد و والدين را در تربيت ديني فرزندان با مشكلات جدي مواجه مي سازد.
هيچ عقل و خردي حكم نمي كند در جايي كه تكاليف واجب الهي از حالت تعادل خارج نمي شود و بر قدرت و طاقت بندگان انطباق مي يابد , در محول ساختن تكاليف مستحبي و آن هم به كودكان , به افراط بيفتيم و برخلاف دستورات شرعي عمل نمائيم .
اين اصل مسلم و متكي به وحي الهي كه « خداوند به هيچ كس بيش از قدرت و توانايي و طاقتش وظيفه اي رامحول نمي كند » 6 فرمان و دستورالعمل صريحي است به والدين و مربيان كه هم در واجبات و هم در مستحبات , از حالت تعادل كه متناسب با فطرت و خلقت انسان مي باشد , خارج نشوند و به بيراهه هاي سخت گيري و افراط و تحميل در تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان حركت ننمايند.
حضرت امام محمدباقر(ع ) در دستورالعمل هاي تربيتي خويش به اين نكته عميق اشاره مي كند كه نبايد به فشار و اجبار و سخت گيري در محول ساختن تكاليف ديني روي آورد , بلكه بايد با « مدارا » افراد را به عبادات راغب و مشتاق گرداند :
« اسلام دين محكم و استوار الهي است , با مدارا در آن وارد شويد و بندگان خدا را در عبادت خداوند مجبور ننمائيد . » 7
حضرت امام محمدباقر(ع ) با فرزند پاك خويش امام جعفر صادق (ع ) در دوره جواني باهمين روش مواجهه مي نمود و او را به اعتدال در تكاليف مستحبي فرا مي خواند. حضرت امام صادق (ع ) به خاطرات آن دوران اشاره نموده و مي فرمايد :
« من جوان بودم و در عبادت مستحب بسيار كوشا. پدرم به من فرمود : فرزندم , از اين كمتر عمل كن , وقتي بنده اي محبوب خدا باشد , خدا با عمل كم , از او راضي و خشنود مي شود . » 8
به اين ترتيب , دومين گام اساسي در مسير تربيت صحيح و پايدار فرزندان , عبارت است از توجه عميق به ميزان توانمندي هاي ذهني و فكري و روحي و جسمي كودكان و نوجوانان و اجتناب از سخت گيري در محول ساختن امور مختلف به آنان و رعايت اعتدال و آميختن فعاليت هاي مبتني بر آموزش معارف و درخواست تكاليف عبادي با مواجهه هاي حركت زا و نشاط آفرين و تشويق و ترغيب هاي كلامي و عملي .
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم , سوره روم , آيه 30
2 ـ بحارالانوار , ج 3 , ص 281
3 ـ رجوع شود به آيه 30 از سوره احزاب كه ختم رسالت را اعلام مي نمايد . و نيز رجوع شود به آيه 85 از سوره آل عمران كه به صراحت مي فرمايد : « هركس غير از اسلام ديني اختيار كند هرگز از او پذيرفته نيست و چنين كسي در آخرت از زيان كاران خواهد بود. »
4 ـ كافي , ج 6 , ص 47 , الحديث , ج 3 , ص 84
5 ـ مكارم الاخلاق , ص 115
6 ـ قرآن كريم , سوره بقره , آيه 282
7 ـ كافي , ج 2 , ص 86
8 ـ همان منبع
والدين بايد كودك و نوجوان را به كاري كه از قدرت و توان او خارج است وادار نسازند كه اين امر برخلاف واقعيت هاي عيني و تثبيت شده در جسم و روح او مي باشد. اين خطاي بزرگ را نه تنها برخي از والدين , بلكه بعضي از معلمان نيز مرتكب مي شوند و مسير تعليم و تربيت صحيح و پويا و كارآمد را ناهموار مي سازند و كودك و نوجوان را در محاصره رنج و آسيب هاي روحي و رواني قرار مي دهند
تربيت جامع و كامل با تقسيم زمان و اوقات و تعيين وظايف و امور متعادل و منطبق با لحظات تعيين شده ميسر مي گردد و چنانچه اين برنامه ريزي زمان بندي شده دچار اختلال و نابساماني شود , به هر ميزان كه وقت و انرژي كودكان و نوجوانان در حالت افراط و زياده روي به انجام امور ديگر اختصاص داده شود , رشد و پرورش آنها مختل خواهد گرديد
محول نكردن امور مخالف با طاقت و توانايي ذهني و جسمي به فرزندان , راه را براي حركت طبيعي و سالم و پرورش فكري و روحي آنان صاف و هموار مي سازد و نه بااجبار و فشار و ايجاد حصار و محدوديت ها , كه همراه با آزادي و آرامش و اميد و نشاط و ابتهاج , رشد و كمال به ارمغان خواهد آورد