روزنامه جمهوري اسلامي 05/11/1384 صفحه سياسي
گسترش « اسلام ستيزي » در استراليا




ث غالي حسن
اشاره :
شدت گرفتن برخوردهاي خشن , نژادپرستانه و فاقد اخلاق عليه مسلمانان در جامعه چند نژادي استراليا , بيانگر اين نكته است كه عقايد نژادپرستي و بعبارت ديگر پديده « تبعيض نژادي » در اين قاره پهناور به شكل غير قابل باوري در حال گسترش مي باشد. اين در شرايطي است كه دولت استراليا در مقابل اين رفتارهاي خشونت آميز سكوت معناداري را اختيار كرده و كشورهاي اروپايي باصطلاح حامي دمكراسي و حقوق بشر نيز تاكنون كوچكترين واكنشي درباره آنچه نسبت به جامعه مسلمانان استراليا مي رود , ابراز نكرده اند.
مطلب پيش روي كه به موضوع نژادپرستي و اسلام ستيزي در استراليا پرداخته است توسط مجمع جهاني اهل بيت (ع ) تهيه شده است كه از نظر مي گذرد.
اسلام ستيزي در استراليا چيزي نيست كه دفعتا در اين كشور بروز نموده باشد بلكه عقايد نژادپرستي عليه مسلمانان هميشه بخشي از ذهنيت استراليا را تشكيل مي داده است , ظهور اين ذهنيت گاه در مقابله با كشورهاي همسايه مانند اندونزي و مالزي ديده شده و گاه در مقابله با مسلمانان خود استراليا , ولي در هر حال اين پديده همواره در استراليا وجود داشته است .
خط مشي هاي دولت در ارتباط با مسائلي همچون تجاوز به عراق و يا وضع قوانين باصطلاح « ضد تروريسم » به نژادپرستي بر عليه اعراب و مسلمانان استراليايي مشروعيت بخشيده است .
سازماني در بريتانيا اسلام هراسي را اينچنين تعريف كرده است : « دشمني بي اساس با اسلام كه منجر به بروز تبعيض هاي ناعادلانه بر عليه افراد و جوامع مسلمان , و حذف آنان از صحنه امور سياسي واجتماعي گردد. »
اسلام ستيزي نوعي « خصومت نژادپرستانه » و « بيگانه ستيزي » است كه تز « جنگ تمدن ها » نيز به آن دامن زده است . هم اكنون اسلام ستيزي بطور سريع در استراليا در حال رشد است به همين دليل است كه مشاهده يك مرد استرالياي سفيدپوست كه با يك زن مسلمان (محجبه ) بدرفتاري مي كند در اتوبوسها , مناطق ساحلي , و خيابانهاي شهرهاي بزرگ امري غيرعادي نمي باشد. اين نكته شايان ذكر است كه توهين يا آزار يك زن محجبه در استراليا توهين به حساب نمي آيد چون آن را در جهت نيل به هدف « آزاد كردن » زنان مسلمان تلقي مي كنند.
در استراليا « لايحه حقوق و قانون آزادي مذهبي » وجود ندارد. تنها در كوئينزلند و ويكتوريا اخيرا قوانيني بر ضد تبعيض نژادي ارائه شده كه تبعيض ها و اهانت هاي مذهبي را نيز شامل ميشود , ولي اين امر با مخالفت شديد احزاب مسيحي مواجه شده است . در ايالات ديگر استراليا نژاد پرستي بخشي از « آزادي بيان » است در حاليكه انتقاد از همراهي دولت استراليا با جنايات جنگي عراق جزو موارد آزادي بيان نيست .
« نژادپرستي ونفرت و انزجار عليه مسلمانان » با سياستهاي دولت استراليا كه جامعه خود را « پيوند دهنده فرهنگهاي مختلف » مي خواند , همسو بوده , و امري پذيرفته شده است . در همين جامعه « چند فرهنگي (!) » استراليا , مسلمانان در معرض تبعيض در امر آموزش , محيط كار , و اماكن عمومي قراردارند. اين امر بطور آگاهانه و متعمدانه , حس برتري را در ميان سفيد پوستان استراليايي بوجود مي آورد و اقليتهاي ديگر (همچون مسلمانان ) را در موقعيت انزوا و زير دست قرار ميدهد. اين امر موجب ميشود كه مسلمانان نتوانند به يك همبستگي و وحدت در جامعه استراليا نايل شوند و لذا استقلال آنها در جامعه گسترده استراليا محدود مي گردد.
از طرف ديگر ارزشهاي جامعه « انگلوساكسون » بعنوان الگوهايي منحصر بفرد در كل جامعه استراليا بعنوان الگوهاي اجرايي عرضه مي شوند. استراليا سعي مي كند خود را بعنوان يك كشور آزاد , با فضاي باز دموكراسي و اهل تسامح و انصاف جلوه دهد , بطوريكه استراليايي هاي انگلوساكسون دچار اين توهم شده اند كه آنها واقعا اين خصوصيات را دارند. نماينده پارلمان حزب كارگر تاسماني « هري كوئيك » زماني اظهار داشت : « ترس از افرادي كه متفاوت از ما هستند امري ريشه دار است » ولي استراليايي ها هم مانند فرانسويها سعي در انكار وجود نژادپرستي با ريشه اي عميق در جامعه خود دارند. كشور استراليا توسط نخبگان طبقه حاكم انگلوساكسون اداره مي شود كه در اينصورت گروههاي كوچكتر نژادي مجبور به انطباق خود با آن هستند. از نظر اصولي , اين به سود طبقه انگلوساكسون است و ديگر گروههاي نژاد غير انگلوساكسون مانند افرادي كه داراي اصالت مسلمان يا عرب هستند را در حاشيه قرار مي دهد. اين يك ذهنيت در زير ساخت نژادي بوجود مي آورد كه اغلب توسط سياستمداران جناح راست و ديگر گروههاي طبقه انگلوساكسون با قائل شدن افتراق بين طبقات حاكم و محكوم مورد بهره برداري قرار ميگيرد. اصطلاح « عدالت و انصاف » فقط درميان طبقه استرالياييهاي سفيدپوست انگلوساكسون صدق ميكند و هميشه بين اين طبقه و « طبقه محكوم » خط مرزي جدا كننده اي وجود دارد.
در سراسر استراليا شكاف بين « دارا » و « ندار » در حال گسترش است و نژادپرستي عليه اقليتهاي قومي بويژه مسلمانان با مدارك مستند قابل اثبات است . افراد متمول انگلوساكسون در سواحل و مناطق سرسبز حومه شهرها زندگي ميكنند در حاليكه افراد فقير در حومه هاي فقير نشين تحت فشار هستند كه اكثرا 300,000 نفر استراليايي مسلمان در اين مناطق (فقير نشين ) بسر مي برند و درصد كمي از آنها اميد يافتن شغلي آبرومندانه يا آموزش مناسب را دارند.
بررسيها درباره برخوردهاي نژادپرستانه كه توسط دانشگاه « نيوسات ولز » در سال 2003 انجام شد , نشان داد كه قريب به اتفاق مصاحبه شوندگان استراليايي داراي نوعي تعصب و حساسيت مخصوصا نسبت به مسلمانان بودند , ولي وقتي از آنان سوال ميشد كه آيا تاكنون با مسلماني از نزديك ملاقات كرده ايد , جواب آنها منفي بود.
گزارشي با عنوان « نژادپرستي در استراليا » در ژوئن 2004 توسط گروه مطالعاتي نژادپرستي دانشگاه فني سيدني تهيه شد كه نشان مي دهد جامعه مسلمانان عرب تبار استراليايي بطور ناعادلانه اي مورد هدف قرار گرفته اند و اين روند همچنان ادامه دارد. نژادپرستي آنچنان به كرات مشاهده مي شود كه تقريبا بصورت پديده اي مورد قبول واقع شده و مسلمانان ديگر احساس نمي كنند كه حتي « حق شكايت » دارند. نژادپرستي عليه مسلمانان بطور آشكار در حال پيشرفت بوده و در صورت ادامه , به كاهش روند استقلال آنها منجر خواهد شد. تبليغ عليه مسلمانان بعنوان ابزاري است در دست سياستمداران تا ترس را در جامعه تزريق كنند و بدين طريق خط مشي هاي خشك و بيرحمانه خود را توجيه نمايند.
همانطور كه پيش بيني مي شد « لايحه ضد تروريسم » كه اخيرا در استراليا ارائه شد اگر نگوييم علت اصلي آن , اسلام ستيزي بوده , لااقل مشوق اين امر گرديده است . قوانين جديد , در حقيقت « ترسي » را كه از قبل و جود داشت , در جامعه تشديد نموده اند. هم اكنون مسلمانان احساس بيگانگي و نوعي غربت مي كنند. اين لايحه , همانطور كه از نام آن پيدا است طرح شده تا بطور خاص عليه استراليايي هايي كه داراي سابقه مسلمان و عرب هستند تبعيض اعمال كند. حملات خشونت بار اخير به اعضا جامعه مسلمانان تنها يك مورد آن بود . در اين اقدام 5000 سفيد پوست استراليايي به حمله جنوب شرقي سيدني و ساحل درياي كورنولا و خيابانهاي مجاور ساحل (يكشنبه 11 دسامبر 2005 ) حمله كردند در حاليكه تنها دو جوان مسلمان استراليايي لبناني تبار را تعقيب مي كردند. اين جنايتكاران نژاد پرست و فرصت طلب هاي نئوفاشيست در حمله خود , افراد و گروههاي مسلمان استراليايي را مورد هدف قرار دادند. اين خشونت كه انگيزه آن نژاد پرستي بود , بطور مزورانه اي در رسانه هاي استراليا توجيه شده و عنوان گرديد كه « تعدادي از جوانان محلي سعي در حفاظت از جامعه و ساحل خود را داشتند » . همچنين اين اتهام وارد شده كه خشونت مزبور در واقع پاسخي بوده به اين شايعه كه جوانان مسلمان دو نجات غريق را مورد حمله قرار داده بودند.
مطبوعات ـ كه در دنياي غرب به شدت تحت كنترل هستندـ نه تنها نقشي مهم در تحريك و مشروعيت بخشيدن به اين اعمال وحشيانه را دارند بلكه زمينه ساز تداوم تصورات غلط فرهنگي ـ كه از ديرباز در اين جامعه مرسوم بوده اند. ميباشند.
ايجاد تنفر و انزجار عليه مسلمانان در استراليا بازاري بسيار داغ دارد. تلويزيون , راديو , مطبوعات و نشريات داخلي در تحريف اسلام و مسلمانان با هم به رقابت برخاسته اند بگونه اي كه يك فرد مي تواند بسادگي با ارائه تصوير مخدوشي از اسلام و مسلمانان يك شبه به شهرت برسد! سوژه تخريب و تحريف اسلام , به شدت در راديو و رسانه ها ترغيب و ترويج ميشود و احساسات نژاد پرستانه را شعله ور مي سازند و برنگرش و برخورد جامعه نسبت به اسلام تاثيرات منفي مي گذارند. نطق هاي تند و انزجار برانگيز عليه مسلمانان در راديو و حمله به آنان و خط مشي دولت در حبس نمودن پناهندگان مسلمان از جمله اين اقدامات هستند. بسياري از افراد متعصب , دلايل غير موجه براي توجيه حملات خشونت آميز خود عليه مسلمانان و موجه جلوه دادن نژاد پرستي , ارائه نموده اند.
« بروس بيرد » ـ عضو هيات قانونگذاري ليبرال فدرال در كانبرا ـ چنين اظهار داشته كه : « حمله به مسلمانان در كورنولا , انتقام بمب گذاريهاي بالي و حملات 11 سپتامبر مي باشند » . به نظر مي رسد كه ويراني جامعه عراق و قتل عام صدها هزار زن , كودك و مرد عراقي توسط ارتشهاي انگلوساكسون كافي نبوده كه اين آقايان را در گرفتن انتقام خشونت آميز خود ارضا كند. هورانداسيت مدير « انجمن روابط استراليا و اسلام » چنين گفت : « دليل آن هر چه باشد , نشان مي دهد كه يك زير ساخت نژاد پرستي بطور ريشه دار در كالبد جامعه استراليا وجود دارد » . سياستمداران فرصت طلب , تنها افراد ذينفع از اين خشونت و نژاد پرستي مي باشند. سياستمداران كهنه كار نژادپرست مانند جان استون (از حزب ملي استراليا) به اسلام حمله مي كنند و از تحريم مهاجران مسلمان حمايت مي كنند وسعي در زدودن مسئله حمايت از تعدد فرهنگها دارند. اعضاي ليبرال پارلمان يعني « برانوين بيشاپ » و « سوفي پانپولوس » به كرات اسلام را مورد حمله قرار داده اند و از لباس زنان مسلمان به عنوان بهانه و دستاويزي براي تحريك استراليايي ها به مقاومت در برابر حجاب مسلمانان در مدارس استفاده كرده اند. هدف اين « فمينيسم استعماري » دفاع از حقوق زنان مسلمان نيست بلكه ترويج نژاد پرستي و جلوگيري از تحصيل بانوان مسلمان و منع حجاب ميباشد. اما كسي نيست از اين دو عضو پارلمان درباره آزارها و شكنجه زنان عراقي توسط نيروهاي اشغالگر و رهبران آنها بپرسد دولت استراليا هم بجاي رد نظريات آنان , اين گونه نژادپرستي را تشويق نموده و اجازه مي دهد گروههاي شبه نازي مانند حزب نخست وزير استراليا و اتحاديه جوانان ميهن پرست نضج بگيرند.
زنان مسلمان استراليايي هميشه بعنوان نخستين هدف خشونت هاي نژاد چاپ ملبورن در 13 نوامبر 2005 ) Age (پرستانه مطرح بوده اند . روزنامه (22 آبان 84 ) گزارش كرد كه فاطمه (يك زن مسلمان ) مورد ضرب وشتم , مشت و لگد قرار گرفته و به روي او آب دهان انداختند و او را مورد آزار و اذيت قرار دادند. سپس به او گفتند : « به كشور خود باز گرد » . روزنامه « ساندي تايمز » استراليا در 13 نوامبر 2005 (22 آبان 84 ) به هر مسلماني لقب تروريست ميدهد و قربانيانش هم هميشه زنان مسلمان استراليايي بوده اند. معاون رئيس شوراي عربي استراليا آقاي تيمورهازو اظهار داشت : « تصور مي كنم خانواده هاي مسلمان در خانه مي مانند و از رفتن به بيرون خودداري مي كنند , بويژه زناني كه حجاب دارند. چون ما شاهد بوده ايم كه آنها بطور خاصي هدف قرار گرفته اند. »
اسلام ستيزي و آزار مسلمانان تهديدي جدي براي جامعه استراليا است . اين پديده يادآور تنفر عليه يهوديان در تاريخ اخير اروپاست . نژادپرستي در استراليا در هر حوزه از جامعه استراليا از دولت گرفته تا مدارس , از دادگاه ها تا كليساها , ريشه دوانده است . نويسنده استراليايي بنام « پاتل گري » مي نويسد : « نژاد پرستي يك مشكل فراگير و مزمن است كه بايد به آن پرداخته و حل شود » . عضو پارلمان « هري كوئيك » « مي گويد : « نژاد پرستي در فرهنگ استراليايي جاي گرفته و سياستمداران فدرال نبايد نسبت به آن با ديده اغماض نگاه كنند » . پليس سيدني ادعا مي كند كه داراي مداركي مي باشد كه نشان مي دهد نئونازيها و گروههاي « سفيد پوستان سلطه طلب » از جمله سياستمداران جناح راست در ميان جماعتي بوده اند كه در ساحل كورنولا به مسلمانان حمله كردند. كسانيكه نژاد پرستي را رواج داده و عرضه مي كنند در ميهمانيها يا در ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و يا در اتاقهاي خبري در سراسر استراليا دور هم نشسته و مي خندند.
ما بايد رئوس اصلي نژادپرستي را قطع و آنها را دفن كنيم . همانطور كه استراليا رو به جهاني شدن مي رود بايد ريشه هاي جاهلانه را از بين برده و تعدد مليتها كه قبلا در مرزهاي آن بوده را بپذيرد. خطي مشي نژادپرستانه « استراليايي هاي سفيدپوست » از بين نرفته است بلكه هنوز هم در سراسر استراليا وجود دارد. آنچه مورد نياز است يك لائحه ضد نژادپرستي است تا استراليايي هايي كه در حاشيه قرار گرفته اند را از تهديد خشونت هاي نژاد پرستانه حفظ كند و با افزايش اسلام ستيزي مقابله كند.
ايجاد تنفر و انزجار عليه مسلمانان در استراليا بازاري بسيار داغ دارد. تلويزيون , راديو , مطبوعات و نشريات داخلي در تحريف اسلام و مسلمانان با هم به رقابت برخاسته اند بگونه اي كه يك فرد مي تواند بسادگي با ارائه تصوير مخدوشي از اسلام و مسلمانان يك شبه به شهرت برسد
اسلام ستيزي و آزار مسلمانان تهديدي جدي براي جامعه استراليا است . نژادپرستي در استراليا در هر حوزه جامعه از دولت گرفته تا مدارس , از دادگاه ها تا كليساها , ريشه دوانده است
اسلام ستيزي در استراليا چيزي نيست كه دفعتا در اين كشور بروز نموده باشد بلكه عقايد نژادپرستي عليه مسلمانان هميشه بخشي از ذهنيت استراليا را تشكيل مي داده است
در سراسر استراليا شكاف بين « دارا » و « ندار » در حال گسترش است و نژادپرستي عليه اقليتهاي قومي بويژه مسلمانان با مدارك مستند قابل اثبات است
بررسيها درباره برخوردهاي نژادپرستانه كه توسط دانشگاه « نيوسات ولز » در سال 2003 انجام شد , نشان داد كه قريب به اتفاق مصاحبه شوندگان استراليايي داراي نوعي تعصب و حساسيت مخصوصا نسبت به مسلمانان بودند , ولي وقتي از آنان سوال ميشد كه آيا تاكنون با مسلماني از نزديك ملاقات كرده ايد , جواب آنها منفي بود