روزنامه جمهوري اسلامي 04/11/1384 صفحه مقالات
نگاه فرهنگي به غني سازي اورانيوم در ايران


پافشاري ايران اسلامي بر موضع به حق استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي و بهره گيري از فناوريهاي بومي چرخه سوخت , كشورهاي اروپايي را مجبور به عقب نشيني از موضع سرسختانه پيشين كرد بگونه اي كه خود تامين سوخت مورد نياز را به ايران پيشنهاد كردند. آيا پذيرش اين موضع جديد مي تواند بعنوان گامي موثر در پيشرفت و استقلال كشور قلمداد شود آيا كشورهاي اروپايي از روي دلسوزي و يا اظهار همدردي به ايران چنين پيشنهادي كردند
ما در اين مقاله به چرايي اين موضع جديد خواهيم پرداخت اما قبل از آن دلايل واقعي حمايت غرب از توسعه يافتگي و انتقال تكنولوژي به كشورهاي به اصطلاح جهان سوم را مورد نقد و بررسي قرار مي دهيم .
پيشرفتهاي فزاينده كشورهاي صنعتي غرب در عرصه علوم ارتباطات و رايانه فاصله زيادي (از بعد علمي و تكنولوژي ) ميان آنها و كشورهاي به اصطلاح جهان سوم به وجود آورد. پس از چند دهه , كشورهاي صنعتي متوجه اين نكته مهم شدند كه فاصله زياد اين دو بلوك از يكديگر در نهايت مي تواند پيشرفتهاي علمي و صنعتي خود آنها را نيز تحت الشعاع قرار داده و زير سوال ببرد زيرا اولا وجود فرهنگهاي ديني و ملي منتشر در اين سرزمينها اجازه استمرار سلطه جامع و مانع پيشين را به آنها نمي دهد. اين فرهنگها به سادگي در مقابل موج جهاني سازي كشورهاي سلطه گر , تن به تسليم نداده و مي توانند در برپايي حكومت يكپارچه و جهاني مورد حمايت ابرقدرتها , بزرگترين مانع را پديد آورند.
ثانيا كشورهاي غربي دريافتند اگر اين فاصله باقي بماند , توليدات و دستاوردهاي صنعتي و تكنيكي آنها نمي تواند در كشورهاي غرب نگه داشته شده , بازار مصرفي داشته باشد , بعنوان مثال اگر توليدات كارخانجات غربي , پاسخگوي نيازهاي مصرفي دو قرن پيش كشورهاي به اصطلاح جهان سوم باشد , كشورهاي صنعتي , ديگر قادر به توليد و حفظ آن ويژگيهاي مدرن نخواهند بود , به همين دليل ايجاد تناسب ميان مصرف اين دسته از كشورها با توليدات مدرن كشورهاي پيشرفته , نيازمند راه اندازي جرياني بنام « توسعه يافتگي » بود. به عبارتي ديگر اگر كشورهاي اروپايي دستگاههاي پيشرفته ارتباطي و يا رايانه اي توليد كنند اما كشورهاي عقب نگه داشته شده , قادر به مصرف اين دسته از كالاها نباشند پس از آنكه بازار داخلي كشورهاي صنعتي اشباع شد بزودي با بحران روبرو خواهند شد. بنابراين فكر يافتن بازار جديد مصرف و استمرار موضوع خريد و فروش , سبب گرديد آنها متوجه اين نكته شوند كه نيازمند يك دگرگوني و تحول در كشورهاي به ظاهر عقب افتاده هستند اما اين دگرگوني و تغيير بايستي كنترل شده و مطابق با خواست كشورهاي صنعتي انجام گيرد. بر اين اساس حركت و دگرگوني در كشورهاي عقب نگه داشته شده , مستلزم حفظ دو ويژگي براي كشورهاي متروپل بود. اول اينكه كشورها از زير سلطه خارج نشوند. دوم , زندگي و مناسبات كشورهاي به اصطلاح جهان سوم بگونه اي تغيير يابد كه اين تغيير با نظام توليدي كشورهاي پيشرفته هماهنگ باشد تا هميشه مصرف كننده خوبي باقي بمانند.
رسيدن به تناسب مطلوب كشورهاي پيشرفته در حوزه توليد و نيازمندي كشورهاي عقب نگه داشته شده در سطح كلان , نيازمند برپايي يك حكومت جهاني است . برقراري يك سلطه فراگير , نيازمند همسان سازي و مشابه ساختن كشورهاي عقب مانده از حيث فرهنگي , اقتصادي ومدني است . همسان سازي در حوزه فرهنگي , اقتصادي و مدني پل و مقدمه اي براي سلطه و سلطنت واحد جهاني است و توسعه ديكته شده از سوي كشورهاي صنعتي و سازمانهاي بين المللي باعث مي شود اين همسان سازي به سهولت انجام پذيرد.
غرب درانديشه تسلط جهاني و برقراري حكومت واحد , نيازمند حفظ برتري علمي و تكنولوژيكي خويش بر كشورهاي به اصطلاح جهان سوم است .
تاكتيك غرب براي رسيدن به اين هدف , انتقال كنترل شده و تدريجي تكنولوژي به اين دسته از كشورها بود. مردم كشورهاي جهان سوم , آرام آرام در حال بيدارشدن بودند و با گذشت عصر استعمار كهن و نو بر تعداد باسوادان و متخصصينشان افزوده مي شد كه اين موضوع مي توانست در ميان مدت يا دراز مدت , منافع سرمايه داران غربي را به خطر اندازد. بنابراين غرب در جستجوي حل مشكل خويش به چند دليل با انتقال كنترل شده تكنولوژي به كشورهاي جهان سوم موافقت كرد. اول , از اين طريق بازار مصرف توليدات پيشرفته خويش را استمرار مي بخشيد. دوم , با گسترش بازار مصرف , برتري تكنولوژيكي خويش را حفظ مي كرد و سوم , اعتراضات روشنفكران و آگاهان جهان سوم نسبت به سياستهاي اقتصادي خويش را به حداقل مي رساند.
غرب در انتقال تكنولوژي و رشد آن , خط قرمزهايي داشت كه به شدت بر رعايت آن تاكيد مي كرد از جمله اينكه اين انتقال نبايد موجب بر هم زدن تعادل موجود شود و آشفتگي و بحران به وجود آورد. تا مدتها , انتقال هر گونه تكنولوژي به كشورهاي جهان سوم ممنوع بود اما پس از بحران اقتصادي آمريكاو اروپا و نياز اين دسته از كشورها به بازار مصرف , آنها مجبور به تعديل سياست خشك پيشين شدند. غربيان دريافتند با انتقال محدود و كنترل شده تكنولوژي مي توانند امكان توسعه يافتگي كشورهاي جهان سوم را فراهم آورند تا اين كشورها خود را متناسب با نياز كشورهاي پيشرفته بالا بكشند. اين به اصطلاح بذل و بخشش به مثابه دست و دلبازي مرد قصابي است كه علوفه فراوان به گاو جهت پروار شدن ميدهد. گاو مي پندارد قصاب از سر دوستي به او علف مي خوراند حال آنكه تنومند شدنش او را به كشتارگاه نزديكتر مي كند.
گسترش آگاهي و بيداري كشورهاي عقب نگه داشته شده اي كه قادر بودند با تكيه بر فرهنگ ديني و ملي خويش , استراتژي اي را برخلاف ميل كشورهاي پيشرفته سامان دهند , غرب راوادار ساخت به انتقال مشروط تكنولوژي رضايت دهد. دقت فرمائيد عدم اتخاذ چنين سياستي از سوي غرب , مي توانست آنها را با يك بحران جدي و بنيان كن روبرو سازد چنانكه غرب در چند دهه اخير با چند جريان از جمله انقلاب اسلامي ايران روبرو گرديد.
انقلاب اسلامي نمايشگر يك بيداري بزرگ عمومي در كشور به ظاهر جهان سوم بود. اين انقلاب در اصل برخلاف كودتا با يك نفي بزرگ يا به عبارتي با يك « لا » آغاز شد. تفاوت اصلي ميان « انقلاب » و كودتا » در همين نكته مهم است .
انقلابي كه با « لا » آغاز شود مي تواند همه آن چيزهايي را كه غرب به عنوان ارزش به ديگران معرفي مي كند زير سئوال برده و در صورت اقبال مردم , مي تواند اقدام به يك برنامه ريزي استراتژيك كند و اين استراتژي بيش از پيش او را در برابر كشورهاي پيشرفته قرار دهد. كشورهاي غربي براي اين دسته از انقلابها (چون انقلاب اسلامي ايران ) سعي دارند تا پيش از اينكه اين كشورها راسا موفق به تنظيم و اجراي برنامه استراتژيك شوند , خود براي ايشان يك برنامه استراتژيك كلان تهيه , تنظيم و اجرا نمايند زيرا استراتژي كلاني كه توسط كشورهاي غربي تنظيم شود , هرگز به يك تقابل جدي در برابر غرب منجر نخواهد شد به عبارتي پذيرش برنامه توسعه اي ديكته شده غرب اين امكان را به ايشان مي دهد كه انقلاب با وجود كلمه لا همچنان در چنگ كشورهاي غربي باقي بماند.
استراتژيهاي كلان در ميان ملتهاي مختلف با يكديگر تفاوت دارند. ملتهاي بزرگ همواره داراي استراتژيهاي كلان و مشخصي هستند كه با آن ميتوانند همه انسانها را به همراه امكانات مادي و معنوي , حول يك برنامه مشخص براي رسيدن به يك هدف معين و كلان , هدايت و رهبري كنند. حال بصورت بسيار خلاصه به بررسي استراتژي انقلاب اسلامي مي پردازيم . استراتژي انقلاب اسلامي كه همان استراتژي كلان شيعه است نيز با يك نفي بزرگ در مقابل جهان غرب آغاز شد. مهمترين محورهاي استراتژي به طور خلاصه بدين قرار است : انكار فرهنگ و تمدن اومانيستي غرب , تثبيت نظام نظري ديني و بسط فرهنگ اسلامي و زمينه سازي براي ظهور حضرت مهدي (عج ).
اين استراتژي كرارا مورد تاكيد حضرت امام خميني (ره ) و مقام معظم رهبري قرار داشته و دارد. بازنگري جدي فرهنگي , بر باقي ماندن روي نظام ارزشي اسلامي استوار است و تاكيد بر اين نظام ارزشي , ماندن و پافشاري بر اهداف كلان و اوليه انقلاب اسلامي را طلب ميكند. اين اهداف عاليه حاصل نمي شود مگر آنكه به يك استقلال فرهنگي و بعد از آن استقلال سياسي ـ اقتصادي مبتني بر آن فرهنگ دست يابيم . بنابراين استراتژي توسعه برآمده از انقلاب اسلامي , همراه با نفي نظم نوين جهاني و وضعيت موجود آغاز مي شود حال آنكه استراتژي ديكته شده توسعه يافتگي از سوي غربيان با پذيرش وضعيت ظالمانه كنوني شروع مي شود. برخي به اشتباه تصور مي كنند آنان كه مخالف پيشنهادات غربيان در امر توسعه يافتگي هستند , مخالف پيشرفت صنعت و ارتقا توليدات كمي و كيفي محصولات كشاورزي و بهره مندي از فناوريهاي پيشرفته ارتباطي و حمل و نقل و ... مي باشند حال آنكه اساسا اينگونه نيست . ما بر اين اعتقاديم كه حتي دسترسي به نيازهاي اعلام شده در بالا نيز نخست بايد با تعريفي از استراتژي كلان آغاز شود. سپس در پرتو آن خواهيم توانست به امور معيشتي و مدني خود نيز سامان بخشيم .
از آنچه گفته شد در مي يابيم پذيرش پيشنهادات كشورهاي غربي در ارتباط با چرخه سوخت نه تنها با استقلال اقتصادي , سياسي و فرهنگي ايران اسلامي در تعارض است بلكه استراتژي كلان انقلاب را نيز كه در مقابل غرب با كلمه « لا » آغاز شده , زير سئوال مي برد. آنان مي خواهند با انواع شيوه ها برنامه غني سازي اورانيوم را كه با تلاش جهادگرانه متخصصين ايراني به دست آمده , ابتر و براي هميشه ايران را محتاج خود نمايند. پذيرش نظريات سه كشور استعماري غربي بي ترديد مي تواند از جنبه فرهنگي بر ساير تلاشهاي انديشمندان ايراني در حوزه هاي مختلف علمي تاثيرات مخربي به جاي گذارد زيرا اين شبهه براي دانشمندان ايراني پديد خواهد آمد كه استقلال اقتصادي و سياسي بدون جلب نظر موافق غرب امكان پذير نخواهد بود و اگر اين شبهه طرفداراني در داخل بيابد مي تواند ضربه مهلكي به فرهنگ ديني و بومي كشور وارد آورد.
فراموش نكنيم كه تسليم نشدن در قبال خواسته هاي نابجاي غربيان يكي از مهمترين گامهاي جدي ايران اسلامي در خودباوري و راه اندازي جنبش نرم افزاري به حساب مي آيد.
غرب در انديشه تسلط جهاني , نيازمند حفظ برتري علمي و تكنولوژيكي خويش بر كشورهاي به اصطلاح جهان سوم است
انقلاب اسلامي نمايشگر يك بيداري بزرگ عمومي بود
استراتژي كلان ملت ايران انكار فرهنگ و تمدن اومانيستي غرب , تثبيت نظام نظري ديني و بسط فرهنگ اسلامي و زمينه سازي براي ظهور حضرت مهدي (عج )