
كتاب امام خميني و مفاهيم اخلاقي (اخلاق مسئولان ) را علي اكبر
ذاكري نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج آن را در 116 صفحه منتشر كرده
است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : اصول بنيادين
اخلاق مسئولان , ضررهاي عدم تهذيب نفس , سلوك فردي و اجتماعي
مسئولان , انضباط در مصرف بيت المال , آسيب هاي اخلاقي مسئولان و...
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم : حجاب هاي چندي ,
نسل جوان را از شناخت انديشه هاي جامع و منظومه فكري و گستره
شخصيت امام خميني باز مي دارد. يكي از اين پرده ها , حجاب معاصرت يا
هم روزگاري است . اين نكته موجب شده است تا دقيقا گستره و نفوذ انديشه
و آراي امام آن گونه كه بايد , شناخته نشود. غلبه بر اين مانع غالبا تنها از
طريق گذر ايام حاصل مي گردد.
دومين حجاب نقش قدرتمند سياسي امام است . چهره مسلط امام در
عرصه سياست چند دهه اخير كشورمان , هرچند بركت زا و ارجمند بوده , اما
مانع از آشكارشدن ديگر ابعاد ايشان گشته است . در نتيجه بعد سياسي ايشان
بر ديگر ابعاد و بويژه بعد اخلاقي و عرفاني ايشان غلبه داشته و كساني كه
ايشان را مي شناسند بيشتر از رهگذر سياست است .
سومين حجاب , پيشينه علمي ايشان و واژگان خاصي است كه براي
بيان انديشه هاي خود برمي گزيدند. ايشان به دليل بهره مندي گسترده از
دانش هاي مختلف اسلامي چون فقه , اصول , تفسير , كلام , عرفان و فلسفه ,
داراي واژگاني گسترده بودند. نگاهي به آثاري چون شرح چهل حديث يا
شرح حديث جنود عقل و جهل اين نكته را آشكارتر مي سازد. اين گستره
واژگاني گرچه بيانگر عمق انديشه هاي امام است , اما فهم آراي ايشان را
براي كساني كه از چنين زمينه اي برخوردار نيستند , دشوار
مي نمايد.
مجموعه امام خميني (ره ) و مفاهيم اخلاقي « كوششي است براي
فرارفتن از پاره اي از اين حجاب ها و آشناساختن نسل جوان با يكي از ابعاد
اساسي امام ; يعني بعد اخلاقي . نويسندگان اين مجموعه كوشيده اند تا
مفاهيم كليدي انديشه اخلاقي امام را به گونه اي منظومه وار توضيح دهند و
زمينه را براي درك كامل تري از آراي اخلاقي امام فراهم آورند. مفروض
نويسندگان اين مجموعه آن بوده است كه نقطه عزيمت امام , اخلاق بوده و
حتي نگاه ايشان به سياست از اين منظر بوده است , لذا پديدآوردن چنين
مجموعه اي براي فهم انديشه مركزي ايشان لازم است .
در ذيل , مطالبي از كتاب مذكور را مي خوانيم :
اعتماد به نفس
اعتماد به نفس رمز موفقيت است . جامعه اي كه مسئولان و مردم آن از
خودباوري و اعتماد به نفس برخوردار باشند مي توانند كارهاي مهم را به
راحتي انجام دهند و از پس مشكلات سخت و پر مشقت برآيند. باور به توان
و نيروي خودي باعث تقويت روحيه و توان عملي افراد در راه رسيدن به
برنامه ها واهداف بلندمدت مي گردد.
امام خميني براين باور است كه مسئولان نظام اسلامي وجوانان جامعه
بايد به اين اعتماد و خودباوري برسند و به دوگونه اعتماد تكيه كنند , اعتماد
به خدا , اعتماد به نفس , سخن امام خميني چنين است :
عمده اين است كه شما دو جهت را درنظر بگيريد كه من كرارا عرض
كردم , يكي اعتماد به خداي تبارك و تعالي كه وقتي كه براي او بخواهيد كار
بكنيد به شما كمك مي كند , راه را براي شما باز مي كند , در هر رشته كه هستيد
راه هاي هدايت را به شما الهام مي كند و يكي اتكال به نفس , اعتماد به
خودتان . شما خودتان جوان هايي هستيد كه مي توانيد همه كارها را انجام
بدهيد. مخترعين ما مي توانند در سطح بالا اختراع بكنند. مبتكرين ما
مي توانند در سطح بالا ابتكار كنند , به شرط اين كه اعتماد به نفس خودشان
داشته باشند , و معتقد بشوند به اين كه « مي توانيم » . در رژيم سابق
« نمي توانيم » را در بين همه قشرها شايع كردند , به همه گفتند « ما نمي توانيم »
و بايد تواناها بيايند و به ما تعليم بدهند , آنها هم كه مي آمدند تعليم
نمي دادند , شماها را وابسته مي كردند.
تا كيد بر خودباوري و اعتماد به توان خودي و دور بودن از ضعف نفس ,
نكته اي است كه در كلام امام به خوبي ديده مي شود. ايشان افق اين
خودباوري و اعتماد را ارتقا مي دهند و از توان مقاومت در برابر قدرت هاي
استكباري و از مقابله با آنها سخن مي گويند.
مساله اي را كه مي خواهم اكيدا به شما تذكر دهم اين است كه اين معنا كه
« نمي شود با قدرت هاي بزرگ طرف شد » را از گوش هايتان بيرون كنيد. شما
بخواهيد , مي توانيد , زيرا پشتيبان شما خداست . اين زمزمه هايي را كه
ابرقدرت ها به وسيله ايادي شان كرده اند كه تا متكي به يكي از دوقدرت
نشويد نمي توانيد به زندگي خود ادامه دهيد , صددرصد غلط است .
در حديث عقل وجهل عنوان « توده » آمده كه با توجه به تعريفي كه امام
خميني از آن ارائه داده اند , قابل تطبيق به اعتماد به نفس است كه از آن به
طمانينه نفس و ثبات قدم ياد مي كند كه انسان را در برابر حزب شيطان
نگهداري مي كند و بر لشكرهاي جهل و شيطنت غلبه دهد.
داماد امام درباره اعتماد به نفس و توكل ايشان مي گويد : هر اتفاق
خطرناكي كه مي افتد (چه 15 خرداد باشد و چه كودتاي نوژه و ... ) قيافه امام
از حالت عادي برنمي گردد و هيچ تغيير نمي كند , زيرا ايشان تكيه دارند بر
توكل الهي و اين توكل در وجودشان عجين شده است .
انضباط در مصرف بيت المال
بيت المال از آن تمام افراد جامعه است و بايد آن را در جهت مصالح
مسلمين به كار گرفت و در جهت سعادت جامعه از آن بهره برد. برخي همين
كه به قدرت مي رسند تصور مي كنند با بيت المال مي توانند مانند ملك
شخصي خود رفتار كنند و به هركسي بخواهند به بخشند. امام خميني براي
تبيين مصرف درست بيت المال , در بسياري از موارد به سيره
اميرالمومنين (ع ) استناد مي كردند و از حضرت به عنوان الگو براي مسئولان
نظام ياد مي نمودند و بر اين باور بودند كه اموال بيت المال يك درهم آن
حساب دارد.
اين دستور است در طول تاريخ براي كساني كه متكفل حكومت هستند
كه تااندازه ممكن در بيت المال تصرف نكنند , يك درهمش در آن طرف
حساب دارد. بايد حساب بدهيم , بايد در پيشگاه خداي تبارك و تعالي , در
كارهايي كه مي كنيم , تصرف هايي كه در بيت المال مي كنيم , بايد بعد حساب
بدهيم چرا زياده روي شده باشد , مجازات دارد , عدالت شده باشد
مجازات خير دارد. بيت المال مسلمين را بزرگ بشماريد.
ايشان به نمونه هايي از سيره حضرت علي عليه السلام در دقت در
مصرف بيت المال اشاره مي كنند كه به اختصار به آن اشاره مي شود.
الف . حضرت طي بخشنامه اي كه براي فرمانداران و استانداران خود
ارسال كرد از آنها خواست كه درنگارش نامه ها صرفه جويي نمايند. نامه
حضرت چنين است :
نوك قلم هاي خود را تيز كنيد و خطوط را نزديك بنويسيد و كلمات
اضافي براي من ننويسيد و به معاني توجه كنيد و از زياده روي برحذر باشيد ,
زيرا اموال مسلمين تحمل ضرر را ندارد.
امام خميني مسئولان دولت را به پيروي از اين سيره حضرت دعوت
نموده و مي گويند :
حكومت حضرت اميرـ سلام الله عليه ـ و وضع حكومت او را ما درنظر
بگيريم , و كساني كه درحكومت هستند و در دستگاه هاي دولتي هستند ,
سيره آن بزرگوار را درنظر بگيرند و ببينند كه بايد چه بكنند... نوشته اند كه :
« سر قلم ها را نازك بگيريد , سطرها را نزديك هم بنويسيد , از چيزهايي كه
فايده ندارد , احتراز كنيد » . اين يك دستوري هست براي همه , يعني دستوري
هست براي كساني كه در بيت المال دست دارند.
ب . اشاره مي كنند به خاموش كردن چراغ بيت المال وقتي كه شخصي
براي كار خود به ايشان مرا جعه كرد. امام خميني به اين نكته نيز توجه
مي دهند كه هيچ كسي نمي تواند مانند حضرت امير(ع ) باشد , ولي در حد
پايين تر ممكن است .
لكن ما يك حاكمي مي خواهيم كه دزد نباشد. ما اين قدر حالا راضي
شده ايم كه لااقل اين قدر دزدي نكند , اين قدر مال اين ملت را چپاول نكند ,
اين قدر ظلم به اين ملت نكند.
امام خميني در مصرف بيت المال دقت فراوان داشت و مراقب بود كه
اطرافيان و افراد ديگر از امكاناتي كه از بيت المال تامين مي شد استفاده
نكنند. ايشان اجازه نمي داد كه از تلفن براي راه هاي دور استفاده كنند و به
احمدآقا گفته بودند : تو حق نداري به تهران يا جاي ديگر تلفن بكني , ولي
اگر در مسير انقلاب بود اجازه مي دادند.
امام علي (ع ) بخشش از بيت المال را ستم و خيانت
مي داند.
« جودالولاه بفي المسلمين جوروختر » .
بخشش كارگزاران از بيت المال مسلمانان ستم وخيانت است .
نظم
نظم و وقت شناسي , از اموري است كه در اسلام به آن توجه خاص شده
است . اعمال عبادي در زمان هاي معيني با شرايط خاصي انجام مي گيرد. نماز
در اوقات خاص و روزه در ماهي خاص و حج با برنامه اي خاص و منظم
برابر ضوابطي خاص . مردان خدا نيز با نظم و برنامه ريزي بهترين استفاده را
از نظم مي برند. امام خميني جزو شخصيت هاي استثنايي بود كه هم خود
منظم بود و هم ديگران را به نظم و وقت شناسي و استفاده از فرصت ها
دعوت مي كرد و مي فرمود :
اسلام كه با نظم مخالف نيست , اصلا اسلام مي خواهد نظم حفظ بشود ,
نظام حفظ بشود.
امام علي (ع ) در وصيت خود به حسن و حسين (ع ) آن دو و مومنان را به
تقوا و نظم دعوت مي كند :
« اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم
امركم » .
شما دونفر و تمامي فرزندان و خانواده ام و هركسي كه وصيت نامه من به
او برسد به تقواي الهي و نظم در كارهايتان سفارش مي نمايم .
امام خميني نظم را جزو مقررات اسلامي مي داند ولزوم ايجاد دولت را
جهت ايجاد نظم , از امور حسبيه مي شمارد :
دولت از اموري است كه بايد در مملكت باشد , از واجبات حسبيه اي
است كه واجب است براي حفظ نظم , دولت باشد.
بخشي از كاربرد نظم در سخنان و پيام هاي امام خميني براي ايجاد نظم
در جامعه و جلوگيري از هرج ومرجي است كه پس از هر انقلابي رخ مي دهد.
و بخشي نيز مربوط به نظم در نيروهاي ارتشي و سپاهي است و رعايت
سلسله مراتب در آنها و در ارگان هاي دولتي . ايشان در توصيه به نظم كارگران
و كارمندان مي گويند :
يك مطلب مهمي كه بايد كارگران كارخانه ها , كارگران معادن و همه
كارگران در هر جا كه هستند و كارمندان در هر جاي كشور هستند , توجه به
آن بكنند , اين است كه نظم را در هر جا كه هست مراعات كنند.
امام بي نظمي را خود سري و مخالف جامعه توحيدي مي دانند كه رشد
جامعه در سايه نظم است .
نظم نبودن معناي خودسري است , خودسري منافي با جامعه توحيدي
است .
به نظر مي رسد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بعضي از ادارات
بي نظمي جاي خود را به نظم اداري گذشته داده و برخي براين باور بودند ,
اكنون كه جامعه از زير سلطه استبداد آزاد شده رفتن كارمندان به ادارات به
طور دقيق و منظم نيز اين آزادي وجود دارد و نبايد اجباري در كار باشد و
افراد آن گونه كه بخواهند و هر زمان كه تشخيص دهند در سر كار حاضر
شوند. اين مشكل در قوه قضاييه كه كارش رسيدگي به اختلافات مردم بود
محسوس تر نشان مي داد. شايد به اين جهت كه قاضي خود را مستقل تصور
مي كرد كه تحت تاثير و فرمان هيچ كسي نبايد باشد , يا احتمالا بدان جهت كه
ساختار آن قوه تغيير كرده بود , چنين تصوري داشتند. امام خميني در جهت
حل اين مشكل نظم را از واجبات الهي دانسته و قاضي ها را موظف به
حضور منظم در سر كار مي داند :
البته بايد همه امور بر نظام و نظم باشد وقتي كه پايه امور بر نظم بنا شده
باشد ـ و حفظ نظم از واجبات الهي است ـ بايد در قوه قضايي هم اين نظم
محفوظ باشد; يعني اين طور نباشد كه قاضي يك روز بخواهد بيايد , يك
روز هم دلش بخواهد نيايد.
براي اين كه نظم در هندسه فكري امام خميني روشن شود , به نمونه اي
از دقت و نظم در سيره عملي و روش زندگي ايشان توجه مي كنيم .
« اصولا امام خميني در نظم و برنامه , انسان بي مانندي است كه نمونه آن
را در ميان رجال روحاني و سياسي معاصر ايران نمي توان يافت و ديده يا
شنيده نشده است كه كسي همانند او در همه امور حتي در حركات و سكنات
خود روي برنامه و نظم عمل نمايد و در امور عبادي , اجتماعي و سياسي و
زندگي شخصي داراي شيوه ويژه اي بوده , و چون ساعت اتوماتيك منسجم
و منظم كار كند.
نظم و انضباط دقيق و موزون امام خميني در شئون زندگي تا آنجاست
كه افراد خانواده او ـ بنا به گفته خودشان ـ از حركات و كارهاي او حد و
حدود اوقات را به دست مي آورند! مثلا آن گاه كه او از مطالعه فارغ مي شود ,
يا مطالعه آغاز مي كند , از خواب بيدار مي شود , يا براي استراحت به
رختخواب مي رود , براي تدريس به مسجد مي رود و يا در سطح بالكن خانه
به قدم زدن مي پردازد و... درمي يابند كه چه ساعتي از شب و روز مي باشد » .
كم كاري
كم كاري , يكي از رفتارهاي زشتي است كه ممكن است مديران و
كارمندان دچار آن شوند و با كم كاري براي مردم مشكلاتي ايجاد نمايند. پس
از پيروزي انقلاب اسلامي گروه هاي مخالف نظام اسلامي كه در پرتو
گروهك هايي فعاليت مي كردند و علقه اي كه برخي از كارمندان ادارات با
رژيم گذشته داشتند , در انجام كارها كوتاهي مي كردند , اين باعث شد كه امام
خميني به اين عده تذكر بدهند كه اگر اين كم كاري ها به جهت طرفداري از
حكومت قبلي است , بايد پاكسازي شوند و اگر جزو مردم هستند بايد بدانند
پولي كه بابت اين كار خود مي گيرند حرام است .
و گاهي من مي شنوم كه در ادارات يك قدري كم كاري هست , گاهي
بيكاري هست . و اين موجب تعجب من است . اگر چنانچه خداي نخواسته
اينها از رژيم سابق هستند و مي خواهند براي آنها خدمت كنند , خوب ,
موظف اند آقايان كه آنها را يادداشت كنند و اسم هايشان را و تصفيه كنند و
اگر چنانچه اين طور نيست و خود مردم اند و علاقه دارند به اسلام و علاقه
دارند به مملكتشان , من نمي فهمم كسي علاقه داشته باشد به مملكتش و آن
وقت از مملكتش اجر ببرد و عمل نكند. خوب اين اجرتي كه اينها مي گيرند
در مقابل عمل است , اگر عمل كم بكنند حرام است . اين اجرت جايز نيست
استفاده بكنند از اين .
امام خميني بر اين باور بودند كه اگر پيش از انقلاب , ادارات كم كاري
داشتند كه ممكن است بخشي از آن مربوط به اعتصاب ها بوده , اكنون بايد
بيشتر كار كنند و چون مملكت اسلامي است برابر دستور اسلام عمل كنند و
با صداقت و امانت عمل نمايند.
اگر همه قشرهاي مملكت به اين فكر باشند كه الان مملكت اسلامي است
و بايد همان طوري كه دستور اسلام است , عمل بكنند. كم كاري در كاري كه
بايد كار بكنند نداشته باشند , انحراف نباشد در كار , با صداقت , با امانت , با
توجه به خدا عمل بكنند.
امام براي تلاش و كار سودمند و ايجاد روحيه فعاليت در جامعه با هيچ
كس رودربايستي نداشت و از همه مي خواست كه وظايف خود را درست و
به موقع و بدون كم كاري انجام دهند. بويژه در مواردي كه كم كاري باعث
تعطيل شدن حدود الهي شود. ايشان در نامه اي كه به شوراي عالي قضايي
در 1367,10,27 ش . نگاشتند اخطار كردند كه اگر كم كاري كنند خود به
طور مستقيم اقدام به كار خواهد كرد.
اينجانب تحمل تعطيل حكم خدا را ندارم . اگر كم كاري شود خود همان
گونه كه در چند مورد اقدام كرده ام مستقيما اقدام مي نمايم .
يكي از كارهاي گروهك ها و نيروهاي غيرمسلمان اين بود كه با عنوان
طرفداري از كارگر و دفاع از حقوق آنها مي خواستند كارخانه ها را تعطيل
كنند و كارگران را به اعتصاب بكشانند. امام مي گويند با همه تلاشي كه كردند
تا كارخانه ها كار نكنند « نتوانستند كم كاري ايجاد » كنند و كارگران به كار
خود ادامه دادند و اعلام كردند هرگونه دعوت به كم كاري و اعتصاب در هر
جا كه باشد خيانت به كشور و نظام اسلامي است .
امروز دعوت به بي كاري و كم كاري و دعوت به اعتصاب ; خيانت به اين
كشور است و خيانت به جمهوري اسلامي .
حجاب معاصرت يا هم روزگاري سبب شده است منظومه
فكري و گستره شخصيت امام خميني دقيقا براي نسل جوان
شناخته نشود. همچنانكه چهره مسلط امام خميني در عرصه
سياست نيز سبب شده است ساير ابعاد شخصيت آن بزرگوار به
خوبي توسط نسل جوان درك نشود
توكل و اعتماد به نفس امام خميني به قدري بالا بود كه در
خطرناك ترين اتفاقات نيز حالت چهره امام خميني تغيير
نمي يافت
نظم امام خميني در حدي بود كه افراد خانواده ايشان از
حركات و كارهاي امام ساعت و اوقات روز را به دست
مي آوردند

|