
آخرين قسمت
احمد اكبري
3 ـ دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه و طرد فرهنگ اشرافي گرايي
امام خميني (قدس سره ) با بينش سياسي ـ الهي خاصي كه داشتند ,
بارها به مسئولين و كارگزاران نظام اسلامي اتمام حجت مي كردند و مي گفتند :
كه خدمت به محرومين جامعه عبادت است , و آنان را « ولي نعمت » خطاب
مي كردند. و غفلت از امور آنان را مايه ي غضب و خشم پروردگار , در دنيا و
آخرت مي دانستند.
خدا نياورد , آن روزي را , كه سياست ما وسياست مسئولين كشور ما ,
پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد;
و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. « معاذالله »
كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين (عليه السلام ) و ائمه ي معصومين
عليهم السلام ـ سازگار نيست , ... گمان نمي كنم , عبادتي بالاتر از خدمت به
محرومين وجود داشته باشد , ... يك موي سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان
به همه ي كاخ و كاخ نشينان جهان شرافت دارد . (42 )
4 ـ پرهيز از شعارگرايي در دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه
يكي از ويژگي هاي حاكمان طاغوتي در دنياي اسلام از دوران بني اميه و
بني عباس تا به امروز استفاده از عنوان « حكومت و خلافت اسلامي » براي
سرپوش گذاشتن روي اعمال غير اسلامي و غير انساني شان بوده است .
ايشان بايد بگويد , كه اين دولت هاي اسلامي , همه ي دولت هاي اسلامي ,
(در مقياس جهان اسلام ) , الا يك معدود بسيار كمي , اصلا به اسلام كاري
ندارند , اسلام وسيله براي مقام است , ... ما كه اميدواريم , كه يك جلوه ي
ولو بسيار ناقصي از ولايت , از ولايت علي بن ابيطالب (ع ) در كشور ما باشد ,
ما بايد توجه بكنيم , كافي ندانيم , اينكه ما تظاهر مي كنيم , و شعار مي دهيم و
چه اينها كافي نيست . دولت واقعا " بايد با تمام قدرت , آنطوري كه علي (ع )
براي محرومين دل مي سوزاند , ... دل بسوزاند . (33 )
5 ـ وجود كارگزاران برخاسته از طبقات محروم جامعه
امروز در كنار باورهاي ديني , اعتقادي و ساير عناصر تشكيل دهنده ي
قدرت ملي يك جامعه ي مستقل , وجود وحدت و همبستگي ملي بين آحاد
مردم يكي از مهمترين عناصر استحكام نظام هاي سياسي است , فلذا در
سايه ي حكومت مردمي ضريب وحدت و همبستگي ملي افزايش مي يابد و
چنين امري باعث تقويت نظام سياسي حاكم در سطح نظام بين المللي
مي گردد.
در طول تاريخ شاهنشاهي در ايران ... حكومت , حكومت اشراف بود.
يكي از نعمت هاي بزرگي كه خداي تبارك و تعالي به اين ملت عنايت فرمود
اينكه حكومت , حكومت مستضعفين است . حكومت محرومين است , يعني
آنهايي كه در راس حكومت واقع شده اند , ... خودشان لمس محروميت را
كرده اند , ... حكومت مردمي يكي از خاصيات بزرگش اين است , كه خوف
(قدرت هاي استكباري ) در دل شان نيست , ... مردم پشتيبان حكومت
هستند , ... اگر نصف مردم (ايران ) پشتيبان محمد رضا بودند , اين مصيبت ها
به سر او مي آمد !(34 )
6 ـ توان ايجاد عدالت اجتماعي در سطح سياست خارجي و روابط بين المللي
در جهان امروزي بشر توانسته است , در سايه ي خرد جمعي به
پيشرفت هاي محيرالعقولي در رشته هاي مختلف علوم دسترسي پيدا كند.
فلذا در سايه ي دست يابي به انواع و اقسام علوم تجربي در زمينه هاي علمي ,
فرهنگي و بالاخص دانش ارتباطات , دنيا به منزله « دهكده جهاني » محسوب
مي گردد. در اين دهكده همه ي كشورهاي جهان براي ادامه ي حيات سياسي ,
اجتماعي , ... و همچنين تامين نيازهاي روزافزون مادي و معنوي خود نياز به
تعامل دارد.
در اين مبادله ملتي قدرتمند و سرافراز محسوب مي شود , كه
حكومت شان بتواند , با استفاده از سرمايه هاي ملي در يك تعامل مثبت در
عرصه ي بين المللي تاثير گذار باشد , در اين عرصه نيز مانند , عرصه ي داخلي
همه ي شرايط مذكور در اعمال حاكميت سياسي در داخل به مدد حاكمان در
روابط خارجي درمي آيد.
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ي ستمگران را در كشورهاي
اسلامي مي شكنيم و با « صدور انقلاب » مان , كه درحقيقت صدور اسلام
راستين و بيان احكام محمدي (ص ) است , به سيطره و سلطه و ظلم جهان
خواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل
و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنافداه ـ هموار مي كنيم . (45 )
ما تا آخرين قطره ي خون خويش با آنان شديدا مي جنگيم , چرا كه مرد
جنگيم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي كنيم , چرا كه انقلاب ما
اسلامي است و تا بانگ « لااله الاالله و محمد رسول الله » بر تمام جهان طنين
نيفكند , مبارزه هست و تا مبارز در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست , ما
هستيم (46 )
ما اين واقعيت را در سياست خارجي و « بين الملل اسلامي » مان بارها
اعلام نموده ايم , كه درصد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه ي
جهانخواران بوده و هستيم . حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را
« توسعه طلبي » و تفكر تشكيل « امپراتوري بزرگ » مي گذارند , از آن باكي
نداريم واستقبال مي كنيم .
ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد « صهيونيزم » , « سرمايه داري » و
« كمونيزم » در جهان هستيم . ما تصميم گرفته ايم , به لطف و عنايت خداوند
بزرگ , نظام هايي كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند , نابود كنيم , و نظام
اسلام رسول الله (ص ) را در جهان استكبار ترويج نماييم . (47 )
ما با « كمونيسم بين الملل » به همان اندازه در ستيزيم , كه با جهانخواران
غرب به سركردگي امريكا. و با صهيونيزم و اسرائيل شديدا مبارزه مي كنيم .
دوستان عزيزم ! بدانيد كه خطر قدرت هاي كمونيستي از آمريكا كمتر نيست ,
و خطر آمريكا به حدي است , كه اگر كوچكترين غفلتي كنيد , نابود
مي شويد , ... من بار ديگر پشتيباني خودم را از تمام نهضت ها و جبهه ها و
گروههايي كه براي رهايي از چنگال ابرقدرت هاي چپ و راست مي جنگند ,
اعلام مي كنم . (48 )
ما امروز دورنماي « صدور انقلاب اسلامي » را در جهان مستضعفان و
مظلومان بيش از پيش مي بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان
جهان عليه مستكبران و زورمداران شروع شده و در حال گسترش است ,
اميد بخش آتيه ي روشن است و وعده ي خداوند را نزديك و نزديك تر
مي نمايد. گويي جهان مهيا مي شود , براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه ي
معظمه و كعبه ي آمال محرومان و حكومت مستضعفان . (49 )
7 ـ حفظ نظام جمهوري اسلامي در مقابل آسيب هاي داخلي و تهديدات خارجي
حفظ اسلام در راس تمام واجبات است , كه انبيا عظام از آدم (ع ) تا
خاتم النبيين (ص ) در راه آن كوشش و فداكاري جان فرسا نموده اند و هيچ
مانعي آنان را از اين فريضه ي بزرگ بازنداشته است , و همچنين پس از آنان
اصحاب متعهد و ائمه ـ عليهم صلوات الله ـ با كوشش هاي توان فرسا تا حد
نثار خون خود در حفظ آن كوشيده اند. و امروز بر ملت ايران خصوصا , و بر
جمع مسلمانان عموما , واجب است , اين امانت الهي رالله حفظ نموده و در
راه ايجاد مقتضيات بقاي آن ... كوشش نمايند . (50 )
« مساله ي حفظ « نظام جمهوري اسلامي » در اين عصر و با وضعي كه در
دنيا مشاهده مي شود و با اين نشانه گيري هايي كه از چپ و راست و دور و
نزديك , نسبت به اين مولود شريف مي شود , از اهم واجبات عقلي وشرعي
است , كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمي كند » . (51 )
« اگر اسلام عزيز و جمهوري اسلامي نوپا به انحراف كشيده شود و سيلي
بخورد و به شكست منتهي شود , خداي نا خواسته اسلام براي قرن ها به طاق
نسيان سپرده مي شود و به جاي آن « اسلام شاهنشاهي و ملوكي » جايگزين آن
خواهد شد » . (52 )
پيام ويژه
حضرت خاتم الاوصيا و مفخرالاوليا حجت بن الحسن ـ ارواحنا لمقدمه
الفدا... بزرگ شخصيتي , كه برپاكننده عدالتي است , كه بعثت انبيا ـ
عليهم السلام ـ براي آن بود. و چه مبارك است , زاد روز ابرمردي كه جهان را
از شر ستمگران و دغل بازان تطهير مي نمايد. و زمين را پس از آنكه ظلم و
جور آن را فرا گرفته پر از عدل و داد مي نمايد و مستكبران جهان را سركوب
و مستضعفان جهان را وارثان ارض مي نمايد.
و چه مسعود و مبارك است , روزي كه جهان از دغلبازي ها و
فتنه انگيزي ها پاك شود و « حكومت عدل الهي » بر سراسر گيتي گسترش يابد
و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق
تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها « قانون عدل اسلامي » بر بشريت
حاكم شود و كاخ هاي ستم وكنگره هاي بيداد فرو ريزد.
و آنچه غايت بعثت انبياـ عليهم صلوات الله ـ و حاميان اوليا بوده
تحقق يابد و بركات حق تعالي بر زمين نازل شود و قلم هاي ننگين و زبان هاي
نفاق افكن شكسته و بريده شود و سلطان حق تعالي بر عالم پرتو افكن گردد و
شياطين و شيطان صفتان به انزوا گرايند و سازمان هاي دروغين « حقوق بشر »
از دنيا برچيده شوند.
و اميد است , كه خداوند متعال آن روز فرخنده را , به ظهور اين مولود
فرخنده , هر چه زودتر فرا رساند و خورشيد هدايت و امامت را طالع فرمايد.
و اكنون ما منتظر قدوم مباركش مكلف هستيم ; تا با تمام توان كوشش كنيم ,
تا « قانون عدل الهي » را در اين كشور ولي عصر ـ عج الله تعالي فرجه ـ حاكم
كنيم . (53 )
جمع بندي و نتيجه گيري
خلاصه ي پژوهش و ديدگاه نگارنده : در كنار تحول اميد بخش و رو به
ترقي ايران اسلامي به عنوان ام القراي جهان اسلام در قرن بيستم ; قرن افول
ارزش هاي الهي انساني ; با ايجاد انقلاب اسلامي كه خود معلول خونبهاي
هزاران زن و مرد دلباخته ي اسلام راستين و حقيقي است , « عدالت
اجتماعي » در پرتو انديشه ي تابناك احياگر اسلام ناب محمدي (صل الله
عليه و آله و سلم ) امام خميني (صل الله عليه و آله و سلم ) به جايگاه واقعي
خود بازگشت .
ولي در كنار اين تحول اميدبخش و رو به ترقي در سايه ي نگرش صحيح
به مقوله ي « عدالت اجتماعي » توام با معنويت و بازيافت اصول و ارزش هاي
اسلام ناب , همچنان به دليل وجود مديران نالايق و دنياگرا شاهد « نابرابري
اجتماعي » در ارتباط با حقوق اقشار محروم و مستضعف جامعه هستيم . تا
جايي كه به اعتقاد مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي طبق تقسيم
بندي مراحل پنجگانه ي انقلاب اسلامي ; يعني « ايجاد انقلاب اسلامي » ,
« ايجاد نظام اسلامي » , « ايجاد دولت اسلامي » , ايجاد كشور اسلامي » , « ايجاد
دنياي اسلامي » , ايران اسلامي هم اكنون در مرحله ي « ايجاد دولت اسلامي »
و در آستانه ي « ايجاد كشور اسلامي » قرار دارد.
اميد است , با بازخواني اصول مسلم اسلامي و اصلاح مديريت نالايق و
قطع دست هاي ناپاك در امر مديريت جامعه ي اسلامي , بار ديگر شاهد
برپايي نهضت تمام عيار عدالت خواهي به سبك « نبوي » و « علوي » در كشور
قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم » بوده باشيم . و در نتيجه با زمينه
سازي مناسب در زمان ظهور آن حضرت (صلي الله عليه و اله وسلم ) شاهد
گسترش عدالت در مقياس جهاني و در همه ي ابعاد مادي و معنوي باشيم .
« اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها
النافق و اهله .... اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا (صلواتك عليه و آله ) و غيبه
ولينا و كثرت عدونا و قله عددنا و شدت الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا » « ان
تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم »
فهرست منابع
42 ـ همان , ج 20 , صص 342 ـ341
43 ـ همان , ج 18 , صص 159 ـ158
44 ـ همان , صص 32 ـ27
45 ـ همان , ج 20 , ص 345
46 ـ همان , ج 12 , صص 148 ـ147
47 ـ همان , ج 21 , ص 81
48 ـ همان , ج 12 , صص 203 ـ202
49 ـ همان , ج 17 , ص 480
50 ـ همان , ج 21 , ص 403
51 ـ همان , ج 19 , ص 153
52 ـ همان , ج 18 , ص 5
53 ـ همان , ج 14 , صص 473 ـ472
امام خميني : ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ي
ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي شكنيم و با صدور
انقلاب مان , كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام
محمدي است , به سيطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه
مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل و
امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار مي كنيم
امام خميني : ما اين واقعيت را در سياست خارجي و
« بين الملل اسلامي » مان بارها اعلام نموده ايم ; كه درصد
گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه ي جهانخواران
بوده و هستيم . حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را
« توسعه طلبي » و تفكر تشكيل « امپراتوري بزرگ » مي گذارند ,
از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم
امام خميني : خدا نياورد , آن روزي را , كه سياست ما و
سياست مسوولين كشور ما , پشت كردن به دفاع از محرومين و
رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد; و اغنيا و
ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند.
« معاذالله » كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و
ائمه ي معصومين عليهم السلام سازگار نيست

|
حديث نور
|
لزوم و يا عدم لزوم پيش بيني نخست وزيري
امام خميني طي يادداشتي نظر خويش را در باره لزوم و يا عدم لزوم
پيش بيني نخست وزير در نظام جمهوري اسلامي , مرقوم داشتند.
متن اين يادداشت چنين است : « در باره آنكه در جمهوري اسلامي ,
نخست وزير لازم نيست و رئيس جمهور , رئيس دولت است مثل امريكا يا
لازم است مثل بعضي جمهوري هاي ديگر بايد مشورت شود و مصلحت
هريك ارزيابي گردد.
آنچه به نظر مي رسد رئيس جمهور كافي است و با نخست وزير يك
وجود تشريفاتي است مثل مقام سلطنت » .
ياد داشت فوق كه امام خميني آنرا براي يادآوري موضوع جهت پيگيري
بعدي با دستخط خويش نوشته اند و تاريخ دقيق آن مشخص نيست , مربوط
به اوائل پيروزي انقلاب (ظاهرا در زمان بررسي مواد قانون اساسي نوشته
شده است ) مي باشد.
منظور آن است كه در صورت وجود سمت نخست وزيري , طبعا سمت
رياست جمهوري تشريفاتي خواهد بود.
عفو عمومي در كردستان
58,6,16
امام خميني طي پيامي كه به مناسبت سالگرد 17 شهريور خطاب به
ملت ايران صادر كردند , عفو عمومي در كردستان اعلام كردند. ايشان در
بخشي از پيام خود آوردند : « غائله كردستان , به دست مشتي از خدا بيخبر
مزدور كه از اسلحه اجنبي برخوردار و از پشت مرزها الهام مي گرفت , با قيام
دلاورانه قواي انتظامي و پاسداران انقلاب در هم پيچيد , و سركردگان مفسد
و وابسته به اجانب در گريزگاهها پنهان و جوانان فريب خورده اي را به جاي
گذاشتند. ما به طوري كه كرارا اعلام كرديم , بجز سران جنايتكار وآنان كه در
خيانت و جنايت با آنان شريك بودند , از ديگر جناحها , حتي گول
خوردگاني كه در حزب دمكرات وارد شده اند , در صورتي كه سلاح هاي خود
را به مقامات انتظامي بسپارند , با برادري رفتار و عفو عمومي نموديد. اين
اصل عمومي شامل قشرها و برادران كردستاني است . همه از پناهگاهها بيرون
بيايند و به برادران خود ملحق شوند و به زندگي عادي خود ادامه دهند...
برادران كرد من , به تبليغات وابستگان « حزب دمكرات » اعتنا نكنيد , و در
شهرها به حال عادي خود برگرديد و هيچ ترسي نه از ناحيه دولت و نه از
ناحيه خرابكاران به دل راه ندهيد , كه دولت دوستدار شما و خرابكاران
قدرت را از دست داده و مدفون شده و خواهند شد.
طالقاني , ابوذر زمان بود
1358,6,19
به مناسبت در گذشت آيت الله طالقاني , پيامي از سوي امام خميني
منتشر شد. در قسمتي از اين پيام چنين آمده است : « آقاي طالقاني يك عمر
در جهاد و روشنگري و ارشاد گذراند. او يك شخصيتي بود كه از حبس به
حبس و از رنجي به رنج ديگر در رفت و آمد بود و هيچگاه در جهاد بزرگ
خود سستي و دلسردي نداشت . من انتظار نداشتم كه بمانم و دوستان عزيز و
پرارج خودم را يكي پس از ديگري از دست بدهم . او براي اسلام به منزله
حضرت ابوذر بود. زبان گوياي او چون شمشير مالك اشتربود , برنده بود و
كوبنده مرگ او زودرس بود و عمر او با بركت . »

|
|