پس از مخالفت آشكار كشورهاي برزيل , آرژانتين , اروگوئه و ونزوئلا با
سياست هاي آمريكا در سال هاي گذشته , اين بار بوليوي به مخالفت با
يكجانبه گرايي واشنگتن برخاسته است .
اين امر پس از آن صورت مي گيرد كه نتايج انتخابات يكشنبه گذشته
بوليوي نشان داد كه « ايو موراليس » از جنبش بسوي سوسياليست براي پنج
سال آينده زمام امور را در اين كشور آمريكاي لاتين را برعهده مي گيرد. اين
كشور نام خود را از « سيمون بوليوار » قهرمان جنگ هاي استقلال از اسپانيا
گرفته است و پايتخت آن لاپاز نام دارد.
اهميت انتخاب موراليس نه فقط به واسطه چپگرا بودن و يا
شگفتي سازتر بودن او از « هوگو چاوز » رئيس جمهور ونزوئلاست , بلكه به
دليل اين حقيقت ناگفته است كه وي نخستين سرخ پوست از ساكنان اصلي
آمريكاست كه از قرن پانزدهم تاكنون بر مسند رياست جمهوري بوليوي تكيه
مي زند. موراليس اعلام كرده است كه صفحه رنج هاي پر از كينه و تبعيضي كه
سرخ پوستان بوليوي در طي سال ها در آن زندگي كرده اند , گذشته و ديگر
بازنخواهد گشت .
ناظران سياسي معتقدند كه سرخ پوستان آمريكا از رويداد اخير بوليوي
به عنوان نشانه هايي از مفاخر اجدادشان كه طي پنج قرن گذشته در تسلط
اروپايي ها بوده اند , ياد مي كنند . گفتني است 60 درصد جمعيت اين كشور را
سرخپوستان آمريكايي 25 درصد آنها را دورگه ها و 15 درصد جمعيت
بوليوي را ساكناني تشكيل مي دهند كه تباري اروپايي دارند. براين اساس ,
اين بافت جمعيتي از زمان استقلال بوليوي در 150 سال پيش همواره به
دنبال كسب حاكميت خود از طريق انقلاب ها و مقابله با پديده استعماري
آمريكايي بود.
تاريخ سراسر تنش و انقلاب ناشي از سياست هاي آمريكا در بوليوي اين
كشور را به رغم منابع و ثروت هاي خدادادي و همچنين وسعت ارضي اش در
راس فهرست فقيرترين كشورهاي آمريكاي لاتين قرار داده است .
از جمله عوامل مهمي كه در پيروزي موراليس نقش بسزايي داشت
بحراني بودن اوضاع معيشتي در اين كشور در نتيجه شكست سياست هاي
اصلاحاتي ديكته شده آمريكا از طريق بانك جهاني و صندوق بين المللي
پول بود.
ساعاتي پس از اعلام نتايج اوليه كه نشان از پيروزي موراليس در
انتخابات داشت , رئيس جمهور منتخب بر گرايشات ضدآمريكايي اش تاكيد
كرد و در اظهاراتي شديداللحن عليه واشنگتن , دولت بوش را به استقرار
پايگاه هاي نظامي در منطقه به بهانه جلوگيري از تجارت موادمخدر متهم
نمود. شعار انتخاباتي رئيس جمهور منتخب بوليوي بر محور دفاع از منافع
كشاورزان محصول كوكا كه ماده كوكائين از آن استخراج مي شود , متمركز
بود.
مسئولان آمريكايي در ابتدا با اعلام اينكه عمده توليدات بوليوي از
محصول كاكو تبديل به ماده مخدر كوكائين مي شود در واقع تلويحا به
اظهارات موراليس پاسخ كنايه آميزي دادند , اما ناظران بي طرف تاكيد
مي كنند كه توليدات كوكا كه در بخش اعظمي از صنعت دارويي به كار گرفته
مي شود تنها 3 درصد از كل درآمد كشاورزي بوليوي را تشكيل مي دهد .
در پاسخ به اتهام هاي آمريكا , موراليس تاكيد كرد كه كوكائين و قاچاق
بخشي از فرهنگ بوليوي نيست , بلكه اين مسئله بخشي از سياست فرافكني
آمريكاست كه بخش اعظم توليدات جهاني موادمخدر را استفاده مي كنند.
واكنش هاي آمريكا اما تنها در اظهارات « كاندوليزا رايس » وزير خارجه اين
كشور خلاصه شد. آنجا كه تاكيد كرد واشنگتن در صدد مطالعه وضعيت
جديد بوليوي براي تبيين روابط آينده دو كشور است . رايس به اين نكته نيز
اشاره كرد كه چارچوب هاي اين روابط به ميزان آمادگي حكومت جديد
بوليوي نسبت به ايجاد دموكراسي و فضاي باز اقتصادي براي مردمش
بستگي دارد.
در شرايطي كه مخالفان موراليس از قطع كمك هاي اقتصادي آمريكا به
بوليوي ابراز نگراني مي كردند , وزير امور خارجه ونزوئلا « علي رودريگز » در
واكنشي سريع گفت كه نظام جديد در بوليوي روند تكامل و همكاري را در
منطقه تقويت خواهد كرد و « خوزه فانسانتي رانجيل » معاون رئيس جمهور
ونزوئلا نيز به بوليوي وعده كمك هاي مالي در چارچوب همكاري هاي
قانوني داد و موراليس نيز اعلام كرد كه از منابع گازي به عنوان جهش
اقتصادي و سياسي كشورش استفاده مي كند.
رويكردهاي انقلابي جديد در بوليوي نگراني هاي آمريكا را نسبت به اين
منطقه نفت و گازخيز دوچندان كرده است بويژه كه اين منطقه از ديرباز شاهد
ظهور شخصيتهايي همچون , سيمون دي بوليوار , ارنستو چه گوارا , فيدل
كاسترو و هوگو چاوز بوده است .
به اين ترتيب با تحولات جديد در بوليوي و سياست خارجي جديد اين
كشور در قبال آمريكا مي توان گفت : واشنگتن در دو حوزه سياسي و
اقتصادي با چالشهاي جدي در آمريكاي لاتين روبروست ضمن آنكه
وضعيت مشابهي نيز در خاورميانه دارد و در اين منطقه از جهان نيز علاوه بر
اينكه با افزايش ظهور دولتها و ملتهاي مخالف سياستهايش مواجه است
(بواسطه پرونده عراق و روند صلح خاورميانه ) با ظهور رقباي منطقه ايي
چون چين , روسيه و ايران نيز روبروست .
خبرگزاري قدس

|
ناكامي هاي بوش در سال 2005
|

سال 2005 ميلادي , به چند دليل سالي بسيار خوب براي دولت جورج
بوش رئيس جمهوري آمريكا بود كه مهمترين آن شايد اين باشد كه هيچكس
در اين كشور به بيماري آنفلوآنزاي مرغي و يا جنون گاوي مبتلا نشد.
به غير از آن , شايد كلمه كليدي براي شرح وضعيت دولت بوش در سال
2005 , كلمه مصيبت باشد , مصيبت هاي طبيعي چون طوفان و سيل ,
مصيبت هاي سياسي چون ناتواني در جلوگيري از ناآرامي هاي خونين در
عراق , ناتواني , آشفتگي و اشتباهات فاحش در كمك رساني به مردم طوفان
زده و سيلزده و صدور كيفرخواست عليه عده اي از مقام هاي ارشد دولتي به
دلايل فساد مالي از اين جمله هستند.
همچنين به اين فهرست طولاني بايد موارد ديگري چون رشوه خواري ,
جاسوسي براي رژيم اشغالگرقدس , افشاكردن نام يكي از ارشدترين
جاسوسان باسابقه سيا به خاطر نزاع هاي حزبي و مخالفت سياسي همسر وي
با لشكركشي به عراق , افشاي وجود زندان هاي مخفي سيا در كشورهاي
اروپايي , آسيايي و آفريقايي براي نگهداري و بازجويي و شكنجه افراد ربوده
شده توسط ماموران سيا در كشورهاي مختلف و سرانجام رسوايي جاسوسي
داخلي عليه شهروندان آمريكايي را نيز افزود.
سال 2005 براي « جورج بوش » سال ناشكيبايي فزاينده مردم آمريكا
نسبت به ادامه جنگ , افزايش قيمت نفت و گاز , ويراني ناشي از طوفان
كاترينا , شكست طرح هاي دولت براي اصلاح نظام بيمه اجتماعي نيز بود.
بوش , سال 2005 و دومين دور چهارساله رياست جمهوري خود را با
وعده هاي فراوان و اميدبخش آغاز كرد.
او در سخنراني افتتاحيه دومين دور رياست جمهوري خود در دي ماه
سال گذشته گفت : « من اين سرمايه سياسي را در مبارزات انتخاباتي به دست
آورده ام و اكنون قصد دارم تمام آن را خرج كنم » .
بوش سپس فهرستي طولاني از برنامه هاي خود را ارايه كرد كه از جمله
شامل اصلاح بيمه اجتماعي , اصلاح نظام مالياتي , اصلاح نظام آموزشي ,
پيشبرد اقتصاد , ادامه جنگ عليه دهشت افكني و پيروزي مطلق در آن بود.
اما در پايال سال 2005 , برنامه طولاني بوش فقط به سه مورد تلاش
براي پيروزي در عراق , تلاش براي پيشبرد اقتصادي و تحت فشار گذاشتن
كنگره براي تصويب لايحه بودجه دولت محدود شد. نرخ موافقت مردم با
عملكرد او در پايان سال 2005 در پايين ترين سطح آن طي پنج سال رياست
جمهوري وي قرار داشت . مرور تحولات سال 2005 در آمريكا نشان
مي دهد كه اين سال , بدترين سال كاري براي دولت جورج بوش بود.
در آغاز سال , بعيد به نظر مي رسيد كه چهره او تا اين حد خدشه دار
شود. بوش با پشت سر گذاشتن ناموفق ترين سال كاري خود در كاخ رياست
جمهوري اميدوار است كه , سال 2006 به دوران سياسي موفق تري براي او
تبديل شود. او در دي ماه سال گذشته هنگام انتخاب مجدد به مقام رياست
جمهوري , اطمينان داشت كه به عنوان رهبري كه پس از حملات 20
شهريور 80 , عليه دهشت افكني اعلام جنگ كرد , نامش در تاريخ آمريكا ثبت
خواهد شد.
بوش تصور كرد كه , نام او به عنوان سياستمداري ثبت خواهد شد كه
اصلاحات بنيادي در مورد قانون ماليات و نظام تامين اجتماعي آمريكا را
آغاز كرد. وي در سخنراني شروع دومين دور رياست جمهوري خود قول داد
كه روابط آمريكا را با متحدين سنتي آن يعني كشورهاي اروپايي بهبود بخشد ,
به گسترش « مردم سالاري » در « كشورهاي آزاد شده » بپردازد , چهره آمريكا
را در دنياي خارج بهبود بخشد و از اشاعه سلاح هاي هسته اي در جهان
جلوگيري به عمل آورد.
يك سال پيش به سختي امكان داشت كه بتوان باور كرد چهره رئيس
جمهور آمريكا تا اين حد خدشه دار شود .
اكثر مردم آمريكا , جمهوريخواهان و مقامات عاليرتبه آمريكايي نسبت
به واگذاري نظام تامين اجتماعي كشور به بخش خصوصي واكنش بسيار
منفي از خود نشان دادند.
بوش , باوجود سفرهاي تبليغاتي به چند ايالت آمريكا , نتوانست حمايت
مخالفان خود را در اين زمينه جلب كند و در نتيجه ناگزير شد اين ابتكار خود
را كه تصور مي كرد به مهمترين تصميم سياسي براي نسل هاي آينده مردم
آمريكا تبديل خواهد شد , كنار بگذارد.
واكنش دولت آمريكا به عواقب طوفان ويرانگر كاترينا به شكست جدي
ديگري براي جورج بوش تبديل شد. اين توفان شهر « نيواورليان » را به طور
كامل به زير آب فرو برد و هزاران نفر را با فقدان مواد غذايي و دارويي مواجه
كرد. گزارش هاي تلويزيوني در مورد غارتگري , اجساد پراكنده در خيابان هاي
شهر , افراد رها شده در يك استاديوم ورزشي سرپوشيده آن هم در به
اصطلاح قدرتمندترين كشور جهان , جهانيان را تكان
داد.
سياستمداران آمريكايي از كمك هايي سخن مي گفتند كه قرار بود از
طرف ارتش براي آنهاارسال شود , از هزاران اتوبوس آماده تخليه مردم شهر
و از انبوه مواد غذايي آماده ارسال براي ساكنين مناطق توفان و سيل زده
صحبت كردند. هيچيك از آن وعده ها عملي نشد.
اكثر ساكنان مصيبت زده از سياهپوستان و طبقه فقير آمريكا بودند كه
بسياري آنها را از عوامل اصلي در بي توجهي دولت و مردم به امر كمك
رساني دانستند.
« جورج بوش » در طول روزهاي اوليه فاجعه عملا از انظار پنهان بود و
تنها سه روز پس از بروز فاجعه , ناگزير تعطيلات خود را ناتمام گذارد و به
بازديد از شهر سيلزده رفت . ناتواني غيرمنتظره مجموعه نهادهاي محلي
ايالتي و فدرال در كمك رساني هاي اوليه به مردم , زيان آورترين واقعه سال
براي دولت بوش بود.
واكنش فاجعه آميز دولت نسبت به طوفان كاترينا , ضعف و كمبودهاي
بسيار اوليه در طرح پر سروصداي دولت بوش را براي تامين « امنيت داخلي »
در مواقع اضطراري و غير مترقبه به نمايش گذاشت .
سال 2005 از منظر روابط بين الملل نيز سال ناموفقي براي دولت بوش
بود و دولت وي نتوانست مذاكرات شش جانبه مربوط به برنامه هسته اي
كره شمالي را پيش ببرد. واشنگتن در اين سال همچنين در اجراي طرح فريب
جهان براي ارجاع موضوع برنامه هسته اي ايران به شوراي امنيت ناموفق
باقي ماند.
چهره آمريكا پس از افشاي رسوايي زندانيان شكنجه شده عراقي در
زندان هاي مخفي « سيا » به شدت آسيب ديد. بدين ترتيب موضوع بهبود
روابط بين الملل با متحدان سنتي خود به ويژه آلمان و فرانسه , پيچيده تر شد.
جنگ عراق و تعداد فزاينده تلفات نيروهاي نظامي آمريكايي , همچنان
به عنوان بزرگترين مشكل جورج بوش باقي مانده است . تعداد تلفات
نظاميان آمريكا در عراق در پايان سال به حدود دو هزارو 200 نفر رسيد .
باوجود انفجارها و خونريزي هاي روزانه در عراق , بوش اذعان داشت
كه , اوضاع عراق رو به بهبود است .
جنگ عراق به يك مساله فوق العاده نامطلوب در ميان مردم آمريكا
تبديل شده است .
بسياري از سياستمداران آمريكايي از جمله تعدادي از اعضاي حزب
جمهوري خواه موضوع عقب نشيني نيروهاي آمريكايي را از عراق در اولين
فرصت ممكن مطرح كردند.
اكنون سياستمداران آمريكايي از افزايش شمار قربانيان آمريكا در عراق
در سال 2006 ميلادي نگران هستند .
چنانچه در سال جاري شمارسربازان آمريكايي كه در عراق بخاطر
اجراي سياست هاي فزون خواهانه بوش , قرباني مي شوند , رو به افزايش
بگذارد , در حقيقت نقش تير خلاصي براي دولت بوش را بازي خواهد كرد.
شكست هاي متعدد دولت بوش در سال 2005 , ميزان محبوبيت او را به
پايين ترين نقطه در پنج سال از رياست جمهوري وي تنزل داد.
براساس نتايج نظرسنجي هاي گوناگون در پايان سال 2005 نرخ تاييد
عملكرد بوش از سوي مردم بين 35 تا 38 درصد بود . اين رقم در سال قبل از
آن حدود 90 درصد اعلام شده بود . ناكامي هاي دولت بوش در سال 2005
موجب نگراني هاي جدي در ميان حزب جمهوريخواه حاكم شده است .
انتخابات ميان دوره اي براي مجالس نمايندگان و سناي آمريكا در سال
جاري ميلادي برگزارخواهد شد.
محافظه كاران از هم اكنون هراس دارند كه اكثريت فعلي حزب در هر دو
مجلس سنا و نمايندگان را از دست بدهند.
بوش براي جبران ناكامي هاي خود در سال 2005 , ناگزير است سال
2006 را به حل بسياري از مشكلات به وجود آورده , اختصاص دهد .
تحكيم وحدت درون حزبي , جلب موافقت كنگره با لوايح اقتصادي آن و
همچنين سروسامان دادن هرچند ظاهري به اوضاع آشفته عراق و آغاز خروج
اسمي و تدريجي نيروهاي آمريكايي از اين كشور در صدر اهداف وي قرار
دارند.
در سال 2006 اين موضوع نبايد ناديده گرفته شود كه شايد بوش
همچون گذشته براي جبران ضعف هاي داخلي خود به تراشيدن دشمن هاي
خارجي روي آورد و بار ديگر دنيا را با جنگ هاي جديد فزون خواهانه ,
مواجه كند.
شايد بوش كم كم به اين نتيجه رسيده باشد , حال كه نمي تواند نام خود
را به عنوان يك مصلح حداقل براي نظام داخلي آمريكا به ثبت رساند , دست
كم فرصت قرارگرفتن در فهرست منفورترين روساي جمهوري آمريكا را از
دست ندهد , چرا كه شواهد نشان مي دهد او تا رسيدن به اين جايگاه فاصله
چنداني ندارد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
سال 2005 براي « جورج بوش » سال ناشكيبايي فزاينده
مردم آمريكا نسبت به ادامه جنگ , افزايش قيمت نفت و گاز ,
ويراني ناشي از طوفان كاترينا , شكست طرح هاي دولت براي
اصلاح نظام بيمه اجتماعي نيز بود
مرور تحولات سال 2005 در آمريكا نشان مي دهد كه اين
سال , بدترين سال كاري براي دولت جورج بوش بود
سال 2005 از منظر روابط بين الملل نيز سال ناموفقي براي
دولت بوش بود و دولت وي نتوانست مذاكرات شش جانبه
مربوط به برنامه هسته اي كره شمالي را پيش ببرد. واشنگتن در
اين سال همچنين در اجراي طرح فريب جهان براي ارجاع
موضوع برنامه هسته اي ايران به شوراي امنيت ناموفق باقي
ماند
جنگ عراق و تعداد فزاينده تلفات نيروهاي نظامي
آمريكايي , همچنان به عنوان بزرگترين مشكل جورج بوش
باقي مانده است . تعداد تلفات نظاميان آمريكا در عراق در
پايان سال به حدود 2200 نفر رسيد
شكست هاي متعدد دولت بوش در سال 2005 , ميزان
محبوبيت او را به پايين ترين نقطه در پنج سال از رياست
جمهوري وي تنزل داد

| |