روزنامه جمهوري اسلامي 28/10/1384 صفحه سرمقاله
دنياي عرب و جانشين شارون


بسم الله الرحمن الرحيم
بحث بر سر جانشيني آريل شارون , جلاد صبرا و شتيلا همچنان درصدر مسائل خاورميانه و حتي جهان قرار دارد. رسانه هاي غربي تقريبا در هر بخش عمده خبري خود , درباره اين صهيونيست خون آشام , خبر يا تحليلي را منتشر مي كنند.
« تامس فريدمن » مفسر نيويورك تايمز و كارشناس مسائل خاورميانه , در اين ميان تحليل عجيبي از اين موضوع دارد كه در نوع خود قابل تامل است .
او معتقد است كه جانشيني شارون در اسرائيل اهميت چنداني ندارد بلكه آنچه مهم است اينست كه بايد در جهان عرب در جستجوي جانشيني براي شارون باشيم ! در توجيه اين ديدگاه , مفسر نيويورك تايمز مي افزايد : شارون پس از دستيابي به مقام نخست وزيري , تنها رهبري بود كه جسارت داشت بگويد كه در گذشته اشتباه كرده و حاضر شد مقام و سايه خود را براي نابود كردن آنچه در گذشته در مقام وزير دفاع و وزير كشاورزي و شهرك سازي , ساخته بود , به مخاطره بياندازد. پس سئوال امروز اينست كه آيا يك شارون عرب وجود دارد
شايد كسانيكه از عمق مسائل منطقه بي اطلاعند , اين قرينه سازيهاي فريبكارانه را باور كنند ولي آنها كه از سوابق امر آگاهند و سير حوادث ربع قرن اخير در قلمرو فلسطين را از نزديك پيگيري كرده اند , بهتر مي توانند گواهي دهند كه اساسا دوران نخست وزيري شارون , حلقه تكميلي طرحها و اقدامات گذشته اش بوده است . در واقع شارون در مقام نخست وزيري اسرائيل , با دست بازتر و با اعمال فشار بيشتر به تداوم جناياتي پرداخت كه سالها پيش در مقام وزارت دفاع و وزارت كشاورزي و شهرك سازي مشغول آن بود و حتي صداي شركاي سياسي و همفكران خود در اولويت هاي ائتلافي را هم در آورد. شارون بقدري در اين مقوله افراط كرد كه حتي هم پيمانانش در حزب « ليكود » هم ترجيح داد از او فاصله بگيرند و سرانجام باعث شد كه وي و برخي ديگر از همدستانش از « ليكود » جدا شوند و با پايه گذاري حزب تازه , سعي كنند يكبار ديگر به قدرت برسند تا به جنايات خود در مقياس تازه ادامه دهند.
البته خدا نخواست كه مردم مظلوم فلسطين همچنان در معرض جنايات شارون باشند و امروزه به اعتراف پزشكان معالج شارون , حتي اگر وي از بستر بيماري پس از سكته كامل مغزي بيرون بيايد , ديگر هرگز قادر به ادامه كار نخواهد بود و پرونده سياسي ـ جنائي وي براي هميشه به بايگاني تاريخ سپرده خواهد شد . با اين حساب 3 سئوال در اينجا قابل طرح است .
1 ـ آيا شارون واقعا در طول دوران نخست وزيري خود , درصدد جبران گذشته ها بود و خط مشي خود را تغيير داد
2 ـ با وجود آنكه مفسر نيويورك تايمز و ساير رسانه هاي صهيونيستي از ابعاد جنايات شارون آگاهند , چرا سعي دارند از شارون جنايتكار , يك « قهرمان صلح » بسازند
3 ـ آيا سران عرب , نيازمند يك چرخش بسوي اسرائيل هستند يا چرخش بسوي ملتهاي مسلمان و عرب بمنظور مقابله با « خطر اسرائيل »
براي يافتن پاسخ سئوال نخست , لازمست كارنامه جنايات اسرائيل دوران نخست وزيري شارون را كه مشخصا با دستور مستقيم وي به مرحله اجرا درآمده است , مرور كنيم .
آيا جنايات سازمان يافته ارتش صهيونيستي در حملات مستمر به جنين , طولكرم , نوار غزه , اردوگاه جباليه , جنوب لبنان و حتي بيروت در طول اين دوران قابل فراموشي است
تيپ هاي موتوريزه بكمك سلاحهاي سنگين و بولدوزرهاي فوق سنگين ارتش صهيونيستي براي چندين بار « جنين » و نوار غزه را « شخم » زدند. هزاران خانه را با خاك يكسان كردند , صدها تن را به قتل رساندند و صدها تن ديگر را به نقاط نامعلومي منتقل كردند كه هنوز هم از سرنوشت آنها خبري دردست نيست .
شدت و دامنه حملات سازمان يافته شارون عليه « جنين » و نوار غزه آنچنان گسترده و چندش آور بود كه حتي برخي از رسانه هاي غربي از آن بعنوان « نسل كشي » ياد كردند و در دو مورد , خبرنگاراني كه سرگرم تهيه عكس و فيلم و گزارش از اين جنايات بودند , آنچنان احساس انزجار كردند كه زبان به اعتراض گشودند و بلافاصله توسط دژخيمان ارتش صهيونيستي به قتل رسيدند.
تمامي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه شدت و دامنه جنايات شارون در دوران نخست وزيريش اگر از جنايات گذشته اش بيشتر نباشد يقينا كمتر نيست . شارون با اعلام جنگ عليه فلسطيني ها به شكار انقلابيون مسلمان پرداخت و از زمين و هوا با كمك « نشانه گذاري » توسط جاسوسان و خبرچين ها , 3 نسل از رهبران فلسطيني را به شهادت رساند و آنچنان فضاي غيرقابل تحملي را در فلسطين ايجاد كرد كه جوانان و نوجوانان فلسطيني بخاطر گرفتن انتقام عزيزان خود , به استقبال شهادت مي رفتند و با حمل بمب هاي نيرومند , به « عمليات استشهادي » مي پرداختند.
براي درك اهميت اين مقوله كافيست به اين نكته خاص توجه كنيم كه يك نماينده پارلمان انگليس و يك نماينده پارلمان كانادا در دو حادثه جداگانه تصريح كردند كه اگر آنها هم در شرايط وخيمي قرار داشتند كه فلسطيني ها از آن رنج مي برند , قطعا آنها هم با انجام عمليات ضداسرائيلي به استقبال مرگ مي رفتند. چون واقعا چيزي براي آنها باقي نمانده است كه از دست بدهند.
تا اين مرحله به اين جمع بندي رسيديم كه دوران نخست وزيري شارون , چيزي از جنايات دوران گذشته را كم نداشته است . بنابر اين سئوال دوم اينست كه چرا كسانيكه قاعدتا از ابعاد جنايات شارون آگاهند , هنوز هم سعي دارند از شارون جنايتكار , يك « قهرمان صلح » بسازند پاسخ اين سئوال , كاملا روشن است . مسئله اينست كه حاميان صهيونيسم مي خواهند حتي از جنازه شارون هم براي تامين منافع نامشروع صهيونيستي سواستفاده كنند و در اين ميان حتي از جسد مفلوك شارون هم حاضر نيستند بگذرند.
ممكن است در اين ميان , علت عقب نشيني تاكتيكي شارون از نوار غزه و تخليه شهرك هاي صهيونيست نشين غزه , براي عده اي هنوز هم به درستي آشكار نشده باشد . واقعيت اينست كه شارون پس از 3 بار شخم زدن غزه , با تلخكامي احساس كرد كه وجود شهركهاي صهيونيست نشين , نه تنها كاري از پيش نبرده , بلكه حتي صهيونيست ها را در « تيررس » موشكهاي « قسام » قرار داده است . به عبارت بهتر , عقب نشيني تاكتيكي شارون از نوار غزه , با اين هدف استراتژيك صورت گرفت كه صهيونيست ها را از تيررس فلسطيني ها خارج كند. بنابر اين , حتي تخليه شهركهاي صهيونيستي غزه هم نشانه « توبه » و پشيماني شارون نيست بلكه از اهداف موذيانه بعدي او خبر مي دهد ولي او فرصت نيافت كه جناياتش را توسعه دهد.
مسئله اينست كه دوران تاخير اين قبيل تبليغات براي معرفي نژادپرستان صهيونيست بعنوان قهرمانان صلح , به سر آمده و نشانه هاي مخالفت و اعتراض عليه اسرائيل , حتي در غرب هم به چشم مي خورد. بگذار بوش كوچك همچنان از شارون بعنوان قهرمان صلح و حتي « معمار صلح » ياد كند , ولي تاريخ اين هر دو را , بعنوان دو عامل جنايت و كشتار و نسل كشي , به نسل هاي آينده معرفي خواهد كرد.
سئوال بعدي اينست كه آيا سران عرب نيازمند يك چرخش به سوي اسرائيل هستند يا چرخش بسوي ملتهاي مسلمان و عرب بمنظور مقابله با خطر اسرائيل
براي يافتن پاسخ اين سئوال , به ياد بياوريم كه سادات در توجيه خيانت خود در كمپ ديويد , ادعا مي كرد كه صلح با اسرائيل , امنيت و آرامش را به منطقه باز مي گرداند و ملتهاي عرب در كمال آرامش به رفاه و ترقي و پيشرفت خواهند رسيد. اين جمله پردازيهاي فريبكارانه و اين « سراب صلح » با اين هدف در برابر ملتهاي عرب و مسلمان مطرح مي شد كه زمينه ها براي تقويت اسرائيل فراهم شود تا صهيونيست ها بتوانند در تاروپود حاكميت رژيم هاي عربي رسوخ كنند و براي تامين اهداف آينده اسرائيل , فضاسازي نمايند.
از عبرتهاي بزرگ تاريخ معاصر اينست كه اسرائيل حتي به سازشكاران عرب هم روي خوش نشان نداد و آنها را هم به خاك سياه نشاند. سرنوشت عرفات و قتل وي توسط غذاي مسموم از جانب اسرائيل تجربه خوبي براي ساير سران عرب در منطقه است . عرفات در پيمان « مادريد » و پيمان « اسلو » بيشترين خدمت را به صهيونيست ها كرد. اساسنامه سازمان آزادي بخش فلسطين را بنفع اشغالگران تغيير داد و الفباي مبارزه را به الفباي خدمت به اشغالگران تبديل كرد اما براي 3 سال در معرض حملات سنگين ارتش صهيونيستي در زيرزمين زندگي كرد و سرانجام نيز با غذاي مسموم بقتل رسيد و رهبران فلسطيني پذيرفتند كه وي توسط صهيونيست ها بقتل رسيده است .
در واقع فلسطين و دنياي عرب و جهان اسلام به جانشيني براي شارون احتياج ندارد بلكه نياز مبرم امروز دنياي اسلام به نوجوانان سلحشوري است كه شهامت مبارزه با اشغالگران شرور را احراز كرده اند و يا براي هموار كردن راه پيروزي , به صفوف بهم فشرده رزمندگان سلحشوري پيوسته اند كه نه تنها شارون جنايتكار را ناكام و رسوا كردند كه براي تحميل همين سرنوشت بر جانشينان شارون , چه در اسرائيل و چه در دنياي عرب , حتي براي لحظه اي هم ترديدي بخود راه نخواهند داد.