
روز غدير , روز نور , روز سرور , روز شادي و اكمال , روز
باروري و اتمام , روز رهبري و ولايت است .
و غدير خود بركه نور و عشق است , درياي شور و
جوشش , آن هم در كوير كور و ريگزار مرگ .
داستان غدير و تاريخ غدير , از عظمت غدير و ضرورت
ولايت و ريشه اي بودن اين مساله خبر ميدهد.
رسول خدا(ص ) در آن هنگام و در زير آن آفتاب سوزان ,
آن همه جمعيت را براي چه نگه مي دارد و چه پيامي براي آنها
دارد
بايد اين پيام اساسي ترين پيام او باشد و بزرگترين ستون
دين او , چون او براي هيچ يك از پايه هاي دين خود , اين گونه
دعوت نكرد و اين گونه مردم را گرد نياورد . (1 )
اين والاترين بنيان دين چه بود
آري , ولايت .
ولايت چيست
اين ولايت , بالاتر از محبت و دوستي و عشق است , كه
عشق علي (ع ) در دل دشمنان او هم خانه داشت . آنها كه شكوه
و وقار كوه و زيبايي دشت و عظمت كوير و دريا وجلوه طلوع و
غروب اسيرشان مي كند و چشمشان را ميگيرد و دلشان را به
بند مي كشد , چگونه مي شود شكوه و عظمت آن روح بزرگتر از
كوه , زيبايي و گستردگي آن قلب و سيع تر از هستي و عظمت و
ناپيدايي آن سينه ناپيداتر از كوير و عميق تر از دريا و جلوه آن
طلوع بي غروب , چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نكند.
هر كس با هر مشربي و عقيده اي مي تواند دوستدار علي (ع )
باشد.
هدف غدير
اساس , هدف و عصاره غدير , حكومت رهبران صالح و
عادل است , ولايت حضرت علي (ع ) كه در روز غدير , از طرف
پيامبر (ص ) ابلاغ شد , همان حكومت عدل علي (ع ) بود.
در مورد مساله غدير دو نكته را نبايد از نظر دور داشت :
1 ـ غدير موجب ارجمند شدن مقام علي (ع ) نشد , بلكه به
عكس , علي (ع ) و مقامات و لياقتهاي او موجب رويداد غدير
گرديد , جامعيت علي (ع ) باعث شد كه خداوند به پيامبرش
فرمان دهد تا آن حضرت را به عنوان خليفه و رهبر بعد از خود
نصب نمايد. در اين زمينه مقام معظم رهبري فرموده اند : « در
مورد اميرالمومنين (ع ) بايد همه كساني كه با حالات آن بزرگوار
از روي مدارك آشنايي دارند اقرار كنند كه امير المومنين (ع ) با
غدير به شخصيت والاي خود نرسيد. غدير چيزي نبود كه
گوهر ناياب اميرالمومنين (ع ) را شكل بدهد. غدير نتيجه آن
فضايل و مزايا و كمالات بود ... » (3 ) امام خميني (ره ) در اين باره
مي فرمايد : « حضرت امير(ع ) مساله غدير را ايجاد كرده است ,
آن وجود شريف كه منبع همه جهات بوده است موجب اين
شده كه غدير پيش بيايد , غدير براي ايشان ارزش ندارد , آن كه
ارزش دارد خود حضرت است كه به دنبال آن ارزش غدير آمده
است . خداوند تبارك و تعالي كه ملاحظه فرموده است كه در
بشر بعد از رسول الله (ص ) كسي نيست كه بتواند عدالت را
آنطوري كه بايد انجام بدهد , انجام دهد. مامور ميكند رسول
الله را كه اين شخص (حضرت علي عليه السلام ) را كه قدرت
اين معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ايجاد كند و
يك حكومت الهي داشته باشد , اين را نصب كن ... » (4 )
2 ـ غدير , يك مسئله هميشگي اسلام است و مخصوص
زمان پيامبر(ص ) نيست , چرا كه رسول خدا(ص ) با ماجراي
غدير نشان داد كه بايد حكومت صالح بر اساس عدل اسلامي
تشكيل داد , چنانكه خودش به تاسيس چنان حكومتي اقدام
كرد و در اواخر عمر , در ماجراي غدير , حضرت علي (ع ) را كه
شايستگي براي احراز مقام رهبري حكومت صالح اسلامي
داشت , نصب نمود , يعني علي (ع ) نيز بايد جانشيني مناسب
خود به عنوان ولي امر مسلمين داشته باشد , و به همين ترتيب
تا امامت حضرت قائم (عج ) كه همه اينها دنباله غدير است .
بنابراين غدير يك مساله روز است . غدير يعني نبايد دين را از
سياست جدا كرد , حكومت آميخته با سياست است و حكومت
صالح و عادل , عين اسلام و دين است . آنها كه سياست را از
دين جدا مي دانند در حقيقت منكر غدير هستند. بنابراين بايد
هميشه غدير را به اين معنا كه گفته شد زنده نگه داشت .
امام راحل اين مسئله را اينگونه بيان فرموده اند : « روز عيد
غدير روزي است كه پيامبر اكرم (ص ) , الگوي حكومت
اسلامي را تا آخر تعيين فرمودند . » (5 )
1 ـ بني الاسلام علي خمس : علي الصلوه و الزكوه و الحج و
الصوم و الولايه و لم يناد بشي , كانودي بالولايه . (وسايل
الشيعه , ج 1 باب اول )
2 ـ بيانات مقام معظم رهبري سالروز عيد غدير 1375
4 ـ صحيفه نور , ج . 7 ص 27
5 ـ صحيفه نور , ج .3 ص 197

|
پيروزي بزرگ
|

در روز عيد غدير , بزرگترين پيروزي براي مسلمانها
حاصل گرديد وكفار و مشركين براي هميشه مايوس شدند كه
ديگر مسلمانان نبايد از آنها ترسي داشته باشند , بلكه از خدا
بترسند. اين تبشير و انذار از سوي پروردگار عالم چند دليل و
علت دارد كه مختصرا بيان مي گردد.
اول اينكه خداوند منان با ابلاغ امامت اميرالمومنين علي
عليه السلام و نصب ايشان در روز عيد غدير توسط پيامبر
گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم , دين خود را كامل و از
اينكه كافران و مشركين به اميد اينكه بعد از پيامبر بتوانند مردم
را از دين اسلام برگردانند مايوس شدند. معاندين و همدستان
آن ها منافقين و مشركين , تمام اميد و آرزويشان اين بود كه بعد
از وفات پيامبر بتوانند كاري كنند , همانطور كه در ديگر اديان
الهي بعد از هر پيامبر , امت او شريعت را از مسير اصلي به كلي
منحرف كردند و بعد از مدتي بجز اسم و رسمي چيزي از آن
باقي نمي ماند. ولي در اين دوره خداوند بر مسلمانان منت
گذاشت و با نصب اميرالمومنين و ادامه امامت در ذريه ايشان ,
تمام فرصت ها را از آن ها گرفت .
ثانيا دين مبين اسلام تثبيت گرديد كفار هم مايوس شدند و
اين بزرگترين پيروزي براي مسلمانهاست . لذا از اي به بعد
نبايد مسلمانان از اينكه كفار بتوانند دين اسلام را از بين ببرند
بترسند بلكه براي پاسداري از اين پيروزي از خدا بترسند ,
يعني ايمان خود را حفظ كنند , تقواي الهي داشته باشند و عمل
صالح انجام دهند. البته حواسشان هم به توطئه ها و
دسيسه هاي كافران و مشركين و منافقين هم باشد. از خدا
بترسند , يعني اينكه حدود و صغور شريعت را نگه دارند , آنچه
خدا ورسولش گفته محكم بگيرند و به آن عمل كنند و از آنچه
نهي كرده بشدت پرهيز نمايند. اگر اين كار را كردند پيروزي
آنها استمرار مي يابد.
ثالثا كامل شدن دين و پذيرش آن از سوي پروردگار عالم
بعنوان آخرين آئين به اين است كه تداوم آن لزوما بر امامت
اميرالمومنين و يازده فرزندش استوار مي گردد و بدون آن كه
امكان بقا ندارد. بنابر اين اسلام بدون پذيرش امامت
اميرالمومنين و ائمه (ع ) بعد از ايشان تا امام زمان (عج ) , ناقص
و ابتر است و آن دين كاملي كه خداوند فرموده نخواهد بود ,
چون خداوند دين خودش را به مسئله ابلاغ امامت و ولايت
اميرالمومنين در روز غدير مشروط نموده است و مسلمانان
حاضر در آن روز شنيدند و اجابت كردند الا عده اي و اين پيام
به گوش همه رسيد. پيام عيد سعيد غدير همين است .
ث فيصل تقوي اصل
ارسالي از معاونت روابط عمومي و انتشارات نيروي دريايي سپاه

|
شميمي از عطر غدير
|
رسول خدا(ص ) فرمودند : روز غدير افضل و بالاترين
عيدهاي امت من است .
(عوالم , ص .308 ج 3,15 )
غدير يك روز نيست , يك تاريخ است , يك نوع عقيده و
فكر است و نشان دادن خورشيد است , غدير يعني دست انسان
در دست ولي خدا و امام معصوم , و بيمه شدن از
طاغوتهاست , غدير يعني تداوم رسالت , غدير روز تكميل دين
و اتمام نعمت است . غدير عيد الله اكبر است , عيد آل
محمد(ع ) است , عيد هواداران حق و وفاداران به پيامبر(ص )
است . غدير عيد عدالت و رهبري است . عيد انسانيت و كمال
طلبي و عيد شعله افكني بر انديشه ها است , عيد اميد آفريني در
دلهاست . غدير روز بشريت و انسان است , غدير تداوم رسالت
محمد(ص ) در ولايت علي (ع ) است , غدير عيد پيمان و ميثاق
و عهد است .
غدير يك واقعيت و حقيقت است , نه يك مكان و زمان
براي گذشتگان و نسل آينده , غدير حقيقتي عجين شده با روح
ايمان و اعتقاد به ولايت , غدير پديده الهي ملموس به مفهوم
رهبري تا قيامت است . غدير را در لابلاي اعتقادات ديني و
رهبري شيعه بايد جستجو كرد.
هيجده روز از ذيحجه مي گذرد , قافله اي ميآيد , راهش
حق , بارش ايمان , مقصدش الله , موجي از انسان در درياي
غدير در تلاطم است , قافله سالاري چون پيامبر(ص )
پيشاپيش , افق اسلام هنوز چشم انتظار طلوع خورشيدي است
كه با دميدن آن , بر طومار دين مهر اكمال خواهد خورد.
نمايي از واقعه غدير
روز پنج شنبه 18 ماه ذي حجه سال دهم هجرت بود ,
پيامبر(ص ) همراه مسلمانان در مراسم حج شركت كردند و
چون آخرين حج ايشان بود , آن را حجه الوداع ناميدند و تقريبا
اكثر قريب به اتفاق مسلمانان شركت كرده بودند. پس از پايان
مراسم , مسلمانان به سوي محل سكونتشان حركت كردند.
پيامبر(ص ) و علي (ع ) همراه مردم مدينه به سوي آن شهر
رهسپار شدند. بيابان غدير , چهارراهي بود كه مسلمانان از آنجا
از همديگر جدا شده و به سوي شهرهاي خود
مي رفتند.
پيامبر(ص ) به همراه مسلمانان كه از 90 هزار تا 124 هزار
نفر گفته شده , به اين سرزمين رسيدند پيك وحي
برپيامبر(ص ) نازل شد و اين اليه را از سوي خدا نازل فرمود و
به پيامبر(ص ) ابلاغ كرد : « ياايهاالرسول بلغ ماانزل اليك من
ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس » .
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو فرود آمده است
به مردم برسان , و اگر نرساني رسالت خدا را بجا نياورده اي , و
خداوند تو را از گزند مردم حفظ مي كند.
پيامبر(ص ) با دريافت اين آيه , فرمان توقف داد , مسلمانان
با صداي بلند آنان را كه جلوتر رفته بودند , به بازگشت فرا
خواندند و مهلت دادند تا عقب ماندگان رسيدند , نماز ظهر با
جماعت خوانده شد , پس از نماز به دستور پيامبر(ص ) منبري
از جهاز شتران درست شد , پيامبر(ص ) بر فراز آن قرار گرفت و
خطبه اي غرا خواند تا اينكه فرمود : « ايها الناس من اولي الناس
بالمومنين من انفسهم , اي مردم ! چه كسي از همه مردم نسبت
به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است »
حاضران گفتند : « خدا و رسولش داناترند. »
پيامبر(ص ) فرمود : « خدا مولي و رهبر من است ومن مولي
و رهبر مومنانم و بر مومنان از خودشان سزاوارترم . »
سپس دست علي (ع ) را گرفت و بلند كرد , به گونه اي كه
همه حاضران او را شناختند , آنگاه فرمود : « الا من كنت مولاه
فهذا علي مولاه , آگاه باشيد! هر كس من مولي و رهبر او هستم
اين علي (ع ) مولي و رهبر اوست »
آنگاه چنين دعا كرد : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و
احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من
خذله و ادر الحق معه حيث دار , خدايا دوستان او را دوست
بدار و دشمنان را دشمن بدار , محبوب بدار آن كس كه او را
محبوب دارد و مبغوض بدار آن كس كه او را مبغوض دارد ,
ياري كن آن كسش كه او را ياري كند و واگذار آن را كه او را
ياري نكند و حق را با او همراه كن و هيچ گاه از او جدا نكن »
سپس فرمود : « الا فليبلغ الشاهد الغائب , آگاه باشيد همه
حاضران موظفند كه خبر اين ماجرا را به غايبان
برسانند »
جمعيت هنوز متفرق نشده بودند كه پيك وحي نازل شد و
اين آيه را بر پيامبر(ص ) خواند :
« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت
لكم الاسلام دينا(2 ) , امروز دين شما را تكميل كردم , و نعمت
خود را بر شما كامل نمودم و اسلام را بعنوان آيين (جاويدان )
شما برگزيدم .
پيامبر(ص ) تكبير گفت .
سپس مردم دسته دسته به اميرالمومنين (ع ) تبريك گفتند.
از جمله آنها ابوبكر و عمر بودند كه به حضرت تبريك گفتند.
ولايت علي (ع ) , علي (ع ) را سرپرست گرفتن و از هواها و
حرف ها و جلوه ها بريدن است . و اين ولايت , ادامه ولايت حق
است و دنباله توحيد(3 ) . آن هم توحيدي در سه جنبه , در
درون , در هستي و در جامعه , كه توحيد در درون انسان , هواها
و حرفها و جلوه ها را مي شكند , هواهاي دل و حرفهاي خلق و
جلوه هاي دنيا را. و در جامعه طاغوت ها را كنار مي ريزد و در
هستي خدايان و بت ها را.
در اين حد موحد جز خدا كسي را حاكم نمي گيرد جز
وظيفه چيزي او را حركت نمي دهد. هيچ قدرت و ثروت و
جلوه اي در روح او موجي نمي آورد و هيچ دستوري او را از جا
نمي كند. جز دستور حق و امر الله , از هر زباني كه اين دستور
برخيزد و از هر راهي كه اين امر برسد.
و هنگامي كه روحي به آزادي رسيد و جز امر حق امري
نداشت و جز خواست او خواهشي نداشت , اين روح به ولايت
مي رسد و به سرپرستي مي رسد و دستور او و حتي نگاه او در
دل هاي موحد عاشق , حركت مي آفريند.
و اين است كه رسول به ولايت رسيد و به اولويت رسيد
كه النبي اولي با لمومنين بمن انفسهم . و اين است كه علي (ع )
به ولايت مي رسد كه : من كنت مولاه فهذا علي مولاه . اينهم پس
از آن جمله استفهامي و اقراري : الست اولي بكم من انفسكم .
و اين است كه پيشوايان ديگر به ولايت مي رسند , كه به
عصمت و آزادي و آگاهي رسيده بودند. اذهب عنكم الرجس و
طهر هم تطهيرا. و اين معناي ولايت است .
ليلا ذوالفقاري
كارشناس ارشد علوم قرآني
1 ـ سوره مائده آيه 65
2 ـ سوره مائده آيه 3
3 ـ كلمه لااله الاالله حضي و ولايت علي بن ابيطالب , حضي
اين هردو حصن و نگهبان انسان هستند و مانع از ضايع شدنها
و از دست رفتن ها.
4 ـ احزاب : 4
5 ـ كافي , ج 1 , ص 293 ج 3
6 ـ اشاره به آيه 33 از سوره احزاب

|
|
|