روزنامه جمهوري اسلامي 27/10/1384 صفحه مقالات
ارتباط ناشناخته


قسمت چهلم
2 ـ فعاليت هاي مطبوعاتي
يكي از رسانه هاي موثري كه نقش مهمي در گسترش و پيوند رژيم شاه با اسرائيل ايفا كرد , مطبوعات بود. در اين زمينه , اسرائيلي ها با بهره گيري از پروتكل هاي علماي صهيون , سرمايه گذاري قابل ملاحظه اي را انجام داده و در امور فرهنگي كارها را به جهتي كه تمايل داشتند , سوق مي دادند. در پروتكل دوم از پروتكل هاي صهيون درباره مطبوعات آمده است :
« روزنامه , يكي از بهترين و مهم ترين وسايل نشر افكار ماست . روزنامه نگاري يكي از منابع سرشار فرهنگ است ; ولي چون دولت ها نتوانستند از آن به طور شايسته استفاده كنند , سرانجام به دست ما افتاد. به وسيله آن توانستيم افكار خود را در اذهان مردم بگنجانيم و صدها كرور طلا و نقره جمع آوري نماييم » . (1 )
همچنين در پروتكل هجدهم به نكته جالبي به قرار زير اشاره شده است :
« (عمال ما) همچون گوسفند به راحتي رام مي شوند و هرچه بگويي , اطاعت مي كند; فقط به اين شرط كه از آنها تمجيد , و در برابر مردم به عنوان قهرمانانان جهان سياست از آنها ياد شود » . (2 )
بنابراين , اسرائيلي ها با بهره گيري از عنصر تملق گويي و تمجيد به وسيله نشريات خود از محمدرضا پهلوي با القابي اغراق آميز ياد مي كردند. در همين ارتباط , روزنامه « الانبا » چاپ اسرائيل در مورخ 1355,4,22 گزارشي به قلم « كارول روان » با عنوان « شاهنشاه محمدرضا پهلوي امپراطور مقتدر , ولي مدرن و محبوب » منتشر كرد كه بخش هايي از آن چنين بود :
« شاهنشاه ايران يكي از شخصيت هاي نادر جهان امروزند كه سياستشان مبتني بر تامين رفاه ميليون ها ميليون از ابنا بشر نه تنها در ايران , بلكه در سراسر جهان مي باشد... شخصيت هاي بزرگ جهان امروز در اين امر متفق القول هستند كه امپراطور محمدرضا پهلوي , يك سياستمدار طراز اول جهان مي باشند...
در كنار تبليغاتي كه با حمايت رژيم ايران به سود اسرائيل در مطبوعات انتشار مي يافت , اسرائيل در نظر برخي از روشنفكران ايراني كه حتي با سياست هاي شاه نيز درگيري داشتند , از جاذبه هايي برخوردار بود. اين عده عبارت بود از : سوسياليست هاي ايراني كه در راس آنها خليل ملكي , حسين ملكي , داريوش آشوري و جلال آل احمد قرار داشتند. پس از انشعابي كه ملكي و يارانش در آذرماه سال 1326 از حزب توده به عمل آوردند , در جست وجوي يافتن جايگزيني براي سياست هاي شكست خورده حزب توده و استالينيسم , مجذوب دستاوردهاي جديد واحدهاي كشاورزي اشتراكي اسرائيل موسوم به كيبوتص ها و مشاوها شدند كه خارج از حيطه روش هاي استاليني , تجربه اي كامياب در مقابل واحدهاي ناموفق كلخوز و سووخوز روسي به شمار مي رفت . (3 )
در سال 1327 , مهندس حسين ملكي در مجله « انديشه نو » مقاله اي با عنوان « كيبوتص » نگاشت و سوسياليسم كيبوتصي را مورد تحسين قرار داد; سوسياليسمي كه با سرمايه « بارون ادموند روچيلد » بنيان نهاده شده بود. همزماني انتشار اين مقاله در ايران با حوادث تكان دهنده و خونين فلسطين نمي تواند تصادفي باشد. خليل ملكي ـ برادر حسين ملكي ـ نيز در بهار 1332 در مجله « علم و زندگي » مقالاتي به سود كيبوتص هاي اسرائيلي منتشر كرد . (4 )
همچنين در مهر سال 1335 , مطالبي با عنوان « يادداشت هاي سفر اسرائيل » از سوي عباس شاهنده ـ مدير روزنامه فرمان ـ چاپ و منتشر شد كه اقدامي در جهت زمينه سازي افكار عمومي و مقدمه اي براي برقراري روابط اسرائيل بود. وي در يادداشت هاي خود مي نويسد :
« روابط سياسي ايران با اعراب با تمام تعارفاتي كه طرفين به هم مي كنند , طبعا نمي تواند رضايتبخش باشد... ايران از جانب مغرب در مقابل يك جبهه بزرگ عربي قرار گرفته است كه گرچه از آن بيمي ندارد , اما به هر حال اگر يك كفه به نام اسرائيل در گوشه خاورميانه و در قلب سرزمين هاي عرب باشد , طبعا نفع سياسي ايران ايجاب مي كند كه از آن كفه سياسي استفاده كند. بنابراين , با كمال واقع بيني و به دور از هرگونه تعصب مذهبي , از هر وسيله اي كه موجب شود توازني بين روابط ايران و اعراب در خاورميانه ايجاد كند , بايد حداكثر استفاده را كرد و به نظر من چنين مي رسد كه اهم اين وسايل روشن شدن وضع روابط ايران با كشور نوبنياد اسرائيل است و روي همين عقيده بود كه من با كمال مسرت , دعوت اسرائيل را براي مسافرت به آن كشور پذيرفتم و اكنون نيز وظيفه خود مي دانم كه هموطنان خود را از آنچه در سرزمين يهود مي گذرد , مستحضر سازم تا اولياي امور به آنچه مصلحت ايجاب مي نمايد , عمل نمايند . (5 )
وي سپس درباره تمجيد اسرائيلي ها از كوروش اظهار مي دارد :
« كوروش كبير ـ پادشاه ايران ـ دولت كلده را شكست داده و يهوديان را آزاد كرد و به كشور اسرائيل بازگردانيد. به همين مناسبت , كوروش كبير در نزد يهوديان احترامي زايدالوصف دارد و قوم يهود همواره اين شاهنشاه خود ياد مي كنند و براي سپاسگزاري از اين ]منجي [بزرگ ايران را به عنوان خدمت تاريخي در تورات او را مسيح خدا خوانده و هم اكنون زيباترين خيابان ها را در شهرهاي مختلف اسرائيل به نام كوروش و ايران نام نهاده اند . » (6 )
عباس شاهنده علاوه بر اين , به توصيف موضوعاتي از قبيل درختكاري , بهداشت , پرچم اسرائيل , تحصيلات , كالاهاي مورد نياز ايران در اسرائيل , كيبوتص (مزارع اشتراكي در اسرائيل ) و زنان در اسرائيل در « يادداشت هاي سفر اسرائيل » پرداخته است .
تجهيز مطبوعات و كمك هاي مالي يكي از شيوه هايي بود كه اسرائيلي ها به منظور تاثيرگذاري بيشتر بر افكار عمومي در ايران به وسيله افراد وابسته انجام مي دادند. به عنوان نمونه , داريوش همايون يكي از اين افراد بود كه حاضر شده بود در برابر حمايت هاي مالي و امكانات و راه اندازي روزنامه « آيندگان » , مطالب روزنامه را هميشه عليه اعراب و به نفع اسرائيل تدوين كند . در همين باره در گزارش ساواك , شماره 3048 ت , مورخ 46,7,12 چنين آمده است :
« آقاي مئير عزري ـ معاون نمايندگي اسرائيل در تهران ـ اظهار داشته است كه داريوش همايون از او خواسته است كه در روزنامه شرف تاسيس آيندگان تا حدود دو ميليون تومان سرمايه گذاري نمايند. او ضمنا گفته است در صورتي كه اين سرمايه گذاري عملي شود , تعهد مي نمايد كه براي هميشه مطالب روزنامه را عليه اعراب و به نفع اسرائيل تنظيم نمايد. داريوش همايون يازده شماره نشريه بامشاد را كه در آن تفسيرهايي در مورد اعراب و اسرائيل بر له و عليه اعراب نوشته شده بود , ارائه داده است و خواهش كرده كه آنها را به وزارت امور خارجه اسرائيل بفرستد و اضافه نموده كه در سفري كه به تل آويو كرده , با مقامات وزارت امورخارجه اسرائيل راجع به اين موضوع صحبت كرده و در آن وقت , آنها از او پشتيباني كرده و وعده كمك كرده اند . (7 )
همچنين وي در سفري به اسرائيل و ملاقات با مقامات آن رژيم , تقاضاي خريد يك دستگاه رتاتيو را جهت روزنامه آيندگان مطرح كرد كه اين موضوع در وزارت خارجه اسرائيل عنوان شد و پس از مشورت با نمايندگي آژانس اسرائيل در ايران و با كمك (عزري ) ـ نماينده اسرائيل در تهران ـ كه از دوستان داريوش همايون بود , سرانجام موافقت شد كه دولت اسرائيل و يا سازمان صهيونيسم , پرداخت اقساط فروش رتاتيو را بر عهده گرفته و با پرداخت قسمتي از مخارج رتاتيو , آن را به داريوش همايون بفروشند. در مقابل اين مساعدت مالي دولت اسرائيل و وزارت خارجه اين كشور به داريوش همايون , او متعهد شد كه حمله به اعراب را سرلوحه خط مشي روزنامه خود قرار داده و از اسرائيل حمايت كند . (8 )
به اين ترتيب تلاش هاي داريوش همايون با ابلاغ موافقت كامل وزارت خارجه و پشتيباني رژيم اشغالگر قدس توسط مئير عزري به نتيجه رسيد و اولين شماره روزنامه آيندگان در 25 آذر 1346 در 20000 نسخه منتشر شد. اما با وجود تلاش هاي بسيار با استقبال خوبي رو به رو نشد. ساواك طي بخشنامه اي به كليه ساواك ها در 29 آذر 1346 از آنها مي خواست تا ميزان فروش و علاقه مندي هر يك از طبقات مردم منطقه خود را نسبت به آيندگان , تعيين و به صورت غير محسوس از اين روزنامه حمايت كنند. شايعه خريداري دستگاه رتاتيو براي روزنامه آيندگان از اسرائيل در بين مطبوعات با قبول تعهد همايون به اسرائيلي ها و نوشتن مطالبي در راستاي اهداف اسرائيل , به يقين تبديل شد . (9 )
علاوه بر اين , داريوش همايون همواره مورد توجه و حمايت صهيونيست ها بود. از جمله اين كمك ها فروش چاپخانه اميد نوبه مالكيت يك فرد يهودي به نام نجات الله يزداني در 28 دي 1347 بود . وزارت اطلاعات در اين ارتباط طي گزارشي به ساواك نوشت :
« آقاي نجات الله يزداني طي سند شماره 8070 مورخ 47,10,28 ثبت شده در دفترخانه 308 تهران , چاپخانه اميد نو واقع در خيابان ناصرخسرو , كوچه خدابنده لوها , و كليه حقوق متصوره فرضيه آن را به آقاي داريوش همايون ساكن تهران , شهرآرا , خيابان چهارم , پلاك 33 مصالحه نموده است و متاصالح تقاضاي صدور كارت صلاحيت مديريت چاپخانه مذكور را به نام خود كرده و ضمنا اعلام داشته است محل چاپخانه را به خيابان شاه , خيابان فردين , نبش كوچه دانش , منتقل ونام آن را نيز به يادگار تغيير داده است . » (10 )
به نظر نويسنده كتاب « رجال عصر پهلوي » تغيير نام چاپخانه و تغيير محل آن را مي توان در راستاي اختفاي كمك هاي صهيونيستي به روزنامه آيندگان ارزيابي كرد.
مئير عزري بر كمك به افرادي مانند داريوش همايون به فعاليت هاي فرهنگي چشمگيري نيز در ايران مي پرداخت . وي مدير مسئول نشريه اي فارسي زبان به نام « ستاره شرق » بود كه در ايران منتشر و به رايگان توزيع مي شد. نامبرده با روزنامه نگاران معروف ايران در كيهان و اطلاعات و اغلب مخبرين و خبرنگاران رابطه داشت . وي تمام نشريات ايراني را كه مطالبي درباره اسرائيل به چاپ مي رساندند , به وسيله كانون فرهنگي كوروش كبير , تهيه و به اسرائيل ارسال مي كرد و در عين حال , برخي نشريات اسرائيلي را در ميان صاحب منصبان سياسي , فرهنگي , دانشگاهي و... توزيع مي كرد. برخي از اين افراد عبارت بودند از :
مجلس سنا : دكتر بياني , تقي زاده , علي دشتي
ليدر حزب مليون : دكتر اقبال
دانشكده علوم : دكتر آزاد , دكتر هشترودي
وزارت امور خارجه : دكتر آدميت , عظيما , دكتر عاملي , خسرو افشار
دانشكده ادبيات : دكتر سياسي , دكتر بينا
دكتر فضل الله شيرواني , خيابان حشمت الدوله
معاون وزارت امور خارجه : حمزوي
وزارت فرهنگ : گرجي , دكتر احمد پارسي سنگل پهلوي
اطلاعات : عباس مسعودي
مجله اكونوميست : دكتر باقر شريعت
سازمان برنامه دايره آبياري : علي بياني (12 )
انتشار اخبار مربوط به روابط ايران و اسرائيل در مطبوعات به ويژه مطبوعات اسرائيل , در بعضي موارد مشكلاتي را به وجود مي آورد. مسئولان ايراني دستور جلوگيري از انتشار هرگونه اخباري را كه سبب واكنش كشورهاي عربي مي شد , صادر مي كردند. اما مقامات اسرائيلي هر چند در برابر اصرار مسئولان ايراني مبني بر جلوگيري جرايد اسرائيلي از انتشار اخبار , وعده هايي مي دادند , اما آنها با بي اعتنايي , وعده هاي خود را فرموش كرده و تذكرهاي متعدد نمايندگان ايران در اسرائيل هم به آنها بي اثر بود.در همين ارتباط , گزارش دكتر ابراهيم تيموري ـ رئيس نمايندگي ايران در اسرائيل ـ به وزارت امور خارجه كه بيانگر خستگي و آزردگي وي از عدم مراعات جرايد اسرائيل و بي توجهي مسئولان اسرائيلي نسبت به وعده هايشان بوده , خواندني است :
« احتراما عطف به نامه محرمانه شماره 3708 مورخ 1342,4,23 موضوع تذكر به وزارت امور خارجه اسرائيل راجع به جلوگيري اسرائيل از انتشار اخبار مربوط به روابط ايران و اسرائيل به عرض مي رساند اين مطلب را تاكنون در موارد متعدد به مقامات وزارت امور خارجه اسرائيل گفته ام , ولي هر مرتبه ضمن اظهار اينكه سعي در جلوگيري از اين انتشارات به عمل خواهند آورد , تلويحا و صريحا مي گويند كه جرايد در اسرائيل آزاد هستند و هيچ مجوزي براي جلوگيري از آنها نيست و فقط در امور دفاعي كشور اسرائيل و مسائل نظامي , جرايد حق انتشار مطلبي را ندارند. در مورد روابط ايران و اسرائيل به خصوص باتوجه به آمد و رفت هايي كه مي شود , نمي توان جلوي انتشار جرايد را كاملا گرفت .
چند روز پيش روزنامه كثيرالانتشار عبري زبان معاريو در شماره مورخ 6 اوت (15 مرداد) ضمن درج خبر ارتقاي دكتر دوريل به مقام سفير كبيري , شرحي در اهميت روابط ايران و اسرائيل و فعاليت هايي كه در زمينه همكاري دو كشور مي شود , درج كرده كه ترجمه متن آن به ضميمه تقديم گرديده است . بعد از انتشار اين خبر به وزارت امور خارجه اسرائيل رفتم و با خانم ـ رئيس اداره خاورميانه ـ ملاقات كرده و ضمن مذاكره در VERED ورد اين مورد صريحا گفتم اين ترتيب به روابط ما و شما لطمه خواهد زد. نامبرده ضمن اظهاراتي كه همان مطالب سابق بود , گفت : « ما تا آنجا كه توانسته ايم اقدام كرده ايم ; از جمله مثلا با آنكه تيمسار سپهبد رياحي مدت نسبتا زيادي در اينجا بودند و از همه نقاط اسرائيل هم بازديد كردند , ماسعي نموديم كه خبر آن در جرايد منتشر نشود. » . در جواب گفتم : « همين خود دليلي است كه اگر بخواهيد مي توانيد جلوي انتشارات جرايد را در موضوع رابطه بين ايران و اسرائيل بگيريد » خلاصه ضمن مذاكرات مطولي كه در اين باره به عمل آمد , خانم ورد مطالبي گفت كه مفاد و مضمونش آن است كه ما آنچه كه بايد كرده ايم و بيش از اين هم كاري نمي توانيم بكنيم , به اين طريق , از بس كه در اين باره گفته ايم , ولي عكس العملي نشان نداده ايم , اينها كه تاكنون در اين موارد لااقل و عده اي در جلوگيري از اين انتشارات مي دادند , حالا تقريبا مي گويند همين است كه هست ... » (13 )
به نظر مي رسد نحوه برخورد مسئولان وزارت امور خارجه اسرائيل بدين معنا نبوده است كه به روابط ايران و اسرائيل آسيب وارد شود , بلكه مقامات و مطبوعات اسرائيل قصد داشتند با درج اخبار روابط , ايران را در برابر عمل انجام شده قرارداده و روابط ايران و اسرائيل را از محله پنهانكاري خارج كنند. مرتضي مرتضايي ـ رئيس نمايندگي ايران در تل آويو در گزارش ساليانه خود به وزارت امور خارجه با ابراز خشنودي از رويه مطبوعات اسرائيل نوشت : « رويه كلي مطبوعات اسرائيلي نسبت به ايران در مجموع , رويه مثبت و سازنده است و به طور كلي بسيار كم اتفاق مي افتد كه مقاله يا چيز ضد ايراني داشته باشد . » (14 )
پاورقي :
1 ـ سيد محمد حسيني شيرازي , دنيا بازيچه يهود . ترجمه سيد هادي مدرس . اصفهان , نشر حجت , 1378 , ص 117
2 ـ عبدالرحمان احمدي , همان , ص 20
3 ـ مرتضي قانون , همان , ص 365
4 ـ حسين فردوست , ظهور و سقوط .... , ج 2 , همان , صص 128 ـ127
5 ـ جهان زير سلطه صهيونيزيم , همان , صص 33 ـ32
6 ـ همان , ص 33
7 ـ عبدالرحمان احمدي , همان , صص 53 ـ52
8 ـ رجال عصر پهلوي , ج 1 , تهران , مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات , 1378 , ص 26
9 ـ همان , ص 27
10 ـ همان , صص 28 ـ27
11 ـ عبدالرحمان احمدي , همان , ص 50
12 ـ همان , صص 51 ـ50
13 ـ جواد منصوري , قيام 15 خرداد .1342 تهران , دفتر ادبيات انقلاب اسلامي , 1376 , ص 90
14 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه , سال 38 ـ2536 , كارتن شماره 3 , پرونده 5 ـ210 , ص 24
رژيم صهيونيستي در مطبوعات ايران افرادي داشت كه براي او قلم مي زدند و سعي در تاثيرگذاري بر افكار عمومي مردم داشتند. از آن جمله داريوش همايون كه حاضر شده بود در برابر حمايت هاي مالي و راه اندازي روزنامه « آيندگان » مطالب روزنامه را هميشه عليه اعراب و به نفع اسرائيل تدوين كند