بسم الله الرحمن الرحيم
كوفي عنان , دبيركل سازمان ملل , با مشاهده نقشه 70 سال قبل و
ابراز اين نكته كه در اين نقشه هيچ نام و اثري از اسرائيل وجود ندارد ,
دچار خشم نماينده آمريكا در سازمان ملل شد. جان بولتون , به دبير كل
سازمان ملل اعتراض كرد كه حق نداشته سخني از نقشه قديمي فلسطين
به ميان بياورد و اين نقشه را به كسي نشان بدهد زيرا اين كار به معناي
افشاي نامشروع بودن رژيم صهيونيستي است و ثابت مي كند كه
مبارزات ضدصهيونيستي ملت فلسطين كاملا برحق است .
نماينده دولت آمريكا در سازمان ملل , علاوه بر اين , اعتراض
ديگري نيز به دبيركل سازمان ملل كرد و كوفي عنان را بخاطر شركت در
يك گردهمائي مربوط به فلسطين , به جرم حمايت از ملت فلسطين به باد
سرزنش گرفت . وي گفت دبيركل سازمان ملل حق ندارد از ملتي كه در
برابر موجوديت يك دولت به رسميت شناخته شده توسط سازمان
متبوع خود مقاومت مينمايد , حمايت كند.
با قطع نظر از هويت صهيونيستي جان بولتون و علاوه بر نكات
مهمي كه درباره چگونگي به رسميت شناخته شدن رژيم صهيونيستي
توسط سازمان ملل وجود دارد , برخورد خشمگينانه و اعتراض آميز
نماينده آمريكا در سازمان ملل با دبيركل اين سازمان پديده عجيبي است
كه نمايشگر رفتار غيرقانوني و قيم مآبانه دولت آمريكا حتي با سازمان
ملل مي باشد. بيان روشن تر اين رفتار ضد قانوني را در چند نكته ميتوان
مطرح كرد.
1 ـ رفتار جان بولتون با دبيركل سازمان ملل نشان ميدهد آمريكا هيچ
حقي براي اين سازمان بين المللي قائل نيست و معتقد است مسئولان و
كارگزاران اين مجمع بين المللي بايد مهره هائي دردست آمريكا باشند.
البته عملكرد متوليان سازمان ملل در دوره هاي اخير , از جمله خود
كوفي عنان , نيز به چنين نقطه اي ختم ميشد و اين بزرگترين مجمع
بين المللي جهان را به چنين سرنوشتي مبتلا مي كرد.
دولت آمريكا براي جنگ افروزي در افغانستان و عراق , از سازمان
ملل به عنوان يك ابزار استفاده كرد , بدون آنكه به موافقت يا مخالفت
اين سازمان اعتنا كند هر وقت خواست حمله نظامي را آغاز كرد , هرقدر
خواست به كشتار مردم ادامه داد , تاهر زمان كه بخواهد اين كشورها را
در اشغال نظامي خود نگهميدارد و هر طور كه مايل باشد براي اداره آنها
مهره چيني مي كند. قبلا نيز در جنگ ويتنام بي اعتنائي شديد دولت
آمريكا به نمايش گذاشته شد , ابطال انتخابات الجزاير در دهه گذشته نيز
بي اعتباري سازمان ملل را نشان داد و همكاري آمريكا با صهيونيست ها
در سركوب ملت فلسطين و حضور نظامي آمريكا و چند كشور اروپائي
در لبنان براي حمايت از شارون به منظور قلع و قمع فلسطينيان پناهنده
به لبنان در دهه 60 نيز بي اعتنائي آمريكا و ساير قدرتهاي غربي به
سازمان ملل و ساير مجامع بين المللي را به اثبات رساند. واقعيت
اينست كه غربي ها از همه مجامع بين المللي به عنوان ابزارهائي براي
پيشبرد اهداف استعماري خود استفاده مي كنند و هر جا رفتاري غير از
اين مشاهده كنند با آن برخورد مينمايند.
2 ـ در سازمان ملل , علاوه بر دبيركل , هيچ موجود ديگري نيز كه
مختصر اراده اي براي دفاع از حقوق ملت ها و مقابله با زورگوئي
قدرتهاي سلطه گر داشته باشد , وجود ندارد. به همين دليل , در برابر
قلدري نماينده آمريكا در سازمان ملل و اعتراض خشمگينانه او به
دبيركل سازمان ملل , از هيچكس كوچكترين صداي اعتراضي بلند نشد
و هيچ حركتي براي دفاع از كوفي عنان صورت نگرفت . اين واقعه نشان
داد سازمان ملل , مرده است و دولت هاي ضعيف , نبايد از يك موجود
مرده انتظار تحرك داشته باشند.
3 ـ آمريكا و ساير قدرتهاي استعماري از تابوت سازمان ملل نيز
بهره برداري مي كنند و حاضر نيستند از اين مرده نيز دست بردارند.
گرفتن مصوبه هاي مورد نياز براي بستن دهان اين و آن و خام كردن افكار
عمومي از جمله بهره برداري هائي است كه غربي ها از سازمان ملل به
عمل ميآورند و با وادار كردن ساير دولت ها به سينه زدن در اطراف
تابوت اين امامزاده بي معجزه , زمينه بهره برداري هاي بعدي خود از اين
ابزار مناسب را همچنان حفظ مي كنند.
4 ـ اگر سازمان ملل نمرده بود , اصولا نميبايست در حدود 60 سال
قبل به تاسيس دولت جعلي و نامشروع اسرائيل تن در ميداد. پذيرفتن
رسميت اسرائيل توسط سازمان ملل كه با اعمال نفوذ آمريكا , انگليس و
شوروي سابق صورت گرفت , در همان زمان مرگ سازمان ملل را اعلام
كرده بود. البته با توجه به اينكه اين سازمان هرگز در عمر خود هيچ اقدام
مثبتي براي ملت ها انجام نداده و همواره به مثابه ابزاري براي تحقق
اهداف قدرتهاي استعمارگر عمل كرده , بايد گفت از همان اول , مرده به
دنيا آمده بود و تاكنون فقط جنازه آنرا نگهداري كرده اند زيرا از موجود
بي زبان و بي تحرك بهتر ميتوان سواستفاده كرد.
5 ـ وجود حق وتو براي 5 كشور آمريكا , انگليس , روسيه , فرانسه و
چين , لكه ننگ بزرگ ديگري است كه بر دامان سازمان ملل نشسته
است . اگر هيچ دليلي براي بي خاصيت بودن سازمان ملل وجود نداشت ,
همين ننگ بزرگ كافي بود تا هيچ موجود ذيشعوري باور نكند كه اين
سازمان ميتواند جز در خدمت اهداف پليد قدرتهاي استعماري بودن ,
اثر ديگري هم داشته باشد.
بنابر اين , رفتار جان بولتون , با واقعيت هاي سازمان ملل تناسب
دارد و هر انتظار ديگري نادرست و نابجاست . چون چنين است , ملت ها
بايد تكليف خود را با اين مرده بي تحرك روشن كنند. يا بايد از آن جدا
شوند و يا جاني در آن بدمند كه بتواند خود را از متوليان سوداگري كه
اكنون آنرا در حصار خود دارند جدا كند.

|